ارتباط الگوهای ارتباطی خانواده با احساس تنهایی و شادکامی

ارتباط الگوهای ارتباطی خانواده با احساس تنهایی و شادکامی

مرداد ۲۷, ۱۳۹۷ Off By 92

ارتباط الگوهای ارتباطی خانواده با احساس تنهایی و شادکامی

 

پژوهش­های انجام گرفته مربوط به احساس تنهایی در سال­های اخیر رشد قابل توجهی داشته است که دلایل آن را می­توان به گسترش روزافزون این پدیده در همه­ی جوامع دانست (پپلو و پرلمن، ۱۹۸۲).

تجربه­نشان داده است احساس تنهایی با افسردگی رابطه دارد. کرن[۱] (۲۰۰۵)، یکی از متغیرهای مؤثر بر افسردگی را، تجربه­ی احساس تنهایی دانست. یافته ها نشان داده­اند که جوانان بیشتر از بزرگسالان تنهایی را تجربه می­کنند. تنهایی به ویژه میان دانشجویان یک مشکل عمده برای مشاوران و درمان­گران است. نتایج تحقیقات نشان داده­اند که تنهایی همبستگی مثبتی با مشکلات درونی شده دارند (فونتین، یانگ، برکز، دج، پرایز، پتی و بیتز[۲]، ۲۰۰۹).

در پژوهشی که ارتباط بین بعد ارتباطی (گرمی-حمایت­گری) خانواده و احساس تنهایی را مورد بررسی قرار می­داد، این دو همبستگی منفی داشتند (دیزلند[۳]، ۲۰۰۰). داده ها نشان می­دهند نوجوانانی که رابطه­ی عاطفی گرمی با والدین خود دارند و راجع به مسائل خود با والدین به راحتی گفت و گو می­کنند، به رشد عاطفی، اجتماعی و رفتارهای بهنجار آن­ها کمک می شود و احساس تنهایی کمتری خواهند کرد (خوئی­نژاد، رجایی و محب­راد، ۱۳۸۶).

نتایج پژوهش های متفاوت نشان داده بعد گفت و شنود با عزت نفس و حمایت اجتماعی رابطه مثبت ( کوئرنر و ماکی[۴]، ۲۰۰۴) و با اضطراب و افسردگی رابطه منفی دارد ( گودیکانست[۵] و نیشیدا[۶]، ۲۰۰۱).

لوبدل[۷] و پرلمن (۱۹۸۶)، در یک پژوهش بر روی دانشجویان دختر و والدین آنها، به بررسی موضوع ذکر شده پرداختند: آیا احساس تنهایی والدین و شیوه فرزندپروری آنها، با احساس تنهایی فرزندشان ارتباط دارد؟ یافته ها نشان داد که دخترانی که از مهرورزی والدین و رفتارهای مثبت آن­ها بی بهره بودند، نمرات احساس تنهایی بالاتری داشتند. شِیوِر[۸] و پپلو (۱۹۷۹؛ نقل از بولاک[۹]، ۱۹۹۳) گفتند که کسانی که در کودکی والدینشان را دور از خود حس می کردند، در بزرگسالی احساس تنهایی بیشتری داشتند.

در بررسی بین ارتباط بین سبک های دلبستگی در خانواده و احساس تنهایی، پژوهش برلین[۱۰] و همکاران (۱۹۹۵) نشان داد که احساس تنهایی در کودکان نا­ایمن اجتنابی پایین و در کودکان ایمن متوسط است. اما نتایج پوهش میکولینسر و ناچشون[۱۱] (۱۹۹۱) نشان داده که افراد دلبسته ایمن به دلیل روابط رضایت بخششان با دیگران احساس تنهایی پایین تری دارند.

هنوود و سولانو[۱۲] (۱۹۹۴) نشان دادند که احساس تنهایی کودکان با راهبردهای ارتباطی ضعیف و نگرش منفی به دیگران ارتباط معنا داری دارد. پژوهش­گران پیشین (جونز، کارپنتر و کوئین­تانا[۱۳]، ۱۹۸۵) به نقش عوامل فرهنگی و رابطه والدین با کودک (حجت، ۱۹۸۲) در فرهنگ های مختلف به ویژه رابطه مادر با کودک (حجت، ۱۹۸۹) یا جانشین مادر و ارتباط اولیه او با کودک، اشاره کرده­اند و آن را بر میزان احساس تنهایی تجربه شده، نحوه واکنش به تنهایی و احساس گزارش شده از تنهایی و رشد و شکل­گیری احساس کودکان مؤثر می­دانند.

مطلب مشابه :  رابطه آموزش با یادگیری

محیط خانواده، نوع ارتباط افراد و نوع تربیت فرزندان توسط والدین، همگی می توانند پیش­بینی کننده­ی احساس تنهایی فرزندان باشند. نتایج تحقیقات( خیّر و حسین­چاری، ۱۳۸۱) نشان می­دهد که سبک تربیتی سهل گیرانه با احساس تنهایی نوجوانان رابطه­ی مثبت دارد، اما میزان آسیب آن به نوجوانان کمتر از سبک تربیتی مستبد است. این موضوع شاید به این دلیل باشد که والدین سهل­گیر از تنبیه و سرزنش فرزندان خود اجتناب می­کنند و تنها توجه کمتری نسبت به آن­ها دارند، این بی­توجهی تخریب کمتری در روابط عاطفی آنان با فرزندان آن­ها دارد و فرزندان آن­ها احساس بهتری نسبت به والدین دارند و کمتر احساس تنهایی می­کنند.

ساختارهای خانواده شامل تضادها، هم­دلی‌ها، سبک­های فرزندپروری و نحوه تعاملات، بر ابعاد مختلف شخصیت اثر دارد. هم­چنین ساختار خانواده با ابعد خودپنداره و سلامت روانی و نحوه شکل گیری آن ارتباطی قوی دارد (نلر، اسمیت، بوما وشوییتزر[۱۴]، ۱۹۹۲).

برخی پژوهش­ها نشان داده است که برداشت و درک فرزندان از روابطشان با والدین، پیش بینی کننده­ خوبی برای رضایتمندی آنان از زندگی است ( لانگ و لانگ[۱۵]، ۱۹۹۲؛ به نقل از آقا محمدیان و حسینی، ۱۳۸۴).

جوکار و رحیمی (۱۳۸۶) به بررسی تأثیر الگوهای ارتباطی خانواده بر شادی در گروهی از دانش­آموزان پرداختند و نشان داده شد که الگوی میان خانواده های کثرت گرا و توافق کننده ( که در بعد جهت گیری گفت و شنود بالاتر هستند)، با خانواده های توافق کننده و بی قید ( که در بعد جهت گیری همنوایی بالاتر هستند)، از لحاظ شادی، تفاوت معتاداری وجود داشت. اعضاي الگوي ارتباطي توافق كننده پس از الگوي كثرت گرا، شادي بيشتري نسبت به ساير الگوها تجربه نمودند. در اين الگو، همنوايي و گفت و شنود، هردو در سطح بالايي قرار دارند. بالابودن گفت و شنود در اين الگو سبب شده تا از ساير الگوها نمره شادي بالاتري داشته باشد. اگر بخواهيم الگو هاي ارتباطي را در يك پيوستار شادي رسم كنيم، الگوي ارتباطي كثرت گرا بيشترين شادي و الگوي محافظت كننده كمترين ميزان شادي را دارند.

در خانواده توافق كننده اگرچه سلسله مراتب قدرت معين شده است، ارز ش ها و عقايد همسان است، ميل به وابستگي وجود دارد، پرهيز از كشمكش در اولویت است و روابط درون خانواده بر ارتباطات بيرون ترجيح داده مي شود؛ اما وجود گفت و شنود و به دنبال آن مسئوليت پذيري، ساختار حمايتي و بالا رفتن عزت نفس و نيز هماهنگي علايق شخصي با علايق خانودگي موجب رضايت در محيط خانواده براي نوجوانان مي گردد (کوئرنر و فیتزپاتریک، ۲۰۰۲a).

نتایج پژوهش های متفاوت نشان داده بعد گفت و شنود با عزت نفس و حمایت اجتماعی رابطه مثبت ( کوئرنر و ماکی[۱۶]، ۲۰۰۴) و با اضطراب و افسردگی و احساس تنهایی رابطه منفی دارد ( گودیکانست[۱۷] و نیشیدا[۱۸]، ۲۰۰۱؛ ویتنگل[۱۹] و هولت[۲۰]، ۱۹۹۸). از طرفی دیگر بعد همنوایی با اضطراب رابطه مثبت ( ساراسون[۲۱] و همکاران، ۱۹۸۳؛ کوروش نیا، ۱۳۸۵) و با عزت نفس و حمایت اجتماعی رابطه منفی ( کوئرنر و ماکی، ۲۰۰۴؛ اسمیت، تریاندیس و سواین[۲۲]، ۱۹۶۵) نشان داده­اند و در آخر تأثیر ارتباطات و حمایت اجتماعی بر شادمانی در برخی پژوهش ها مورد تأیید قرار گرفته است ( کوپر، اوکامورا و گورکا[۲۳]، ۱۹۹۲).

مطلب مشابه :  چرا و چه کسانی از عدالت گریزانند ؟

کاواماتو[۲۴] (۱۹۹۹)، با توجه به برخی تحقیقات، شادمانی را در ارتباط مستقیم با روابط خانوادگی، وضعیت خانوادگی و در نهایت سلامت روان می­داند. یالسین[۲۵] (۲۰۰۷) در پژوهشی به ۲۷ زوج که برای آموزش مهارت­های ارتباطی ثبت­نام کرده بودند، مهارت های ارتباطی را آموزش داد. بعد از پایان دوره، گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل سازگاری زناشویی و احساس شادی بالاتری داشته­اند.

در پژوهشی که کشاورز، مولوی و کلانتری (۱۳۸۷) به بررسی تعداد اعضای خانواده با شادکامی برداخته بودند، بین این دو متغیر رابطه منفی وجود داشت که می تواند ناشی از این باشد که افزایش تعداد اعضای خانواده ضمن این که با کاهش استانداردهای زندگی همراه می­شود، می­تواند با افزایش سطح استرس ها و تجارب منفی مرتبط با زندگی روزمره افراد خانواده نیز همراه باشد که این امر به کاهش سطح شادکامی افراد خانواده منجر می­شود. این در حالی است که افزایش تعداد اعضای خانواده و خواهران و برادران، با افزایش چالش­ها و تعارضات همراه است، که می تواند سطح شادکامی را کاهش دهد.

بر اساس پژوهش شاکریان (۱۳۸۸)، تعداد فرزندان رابطه معنی داری با رضامندی زناشویی و بهزیستی دارد. از آنجایی که بر اساس تحقیقات ریان و فردریک[۲۶] (۱۹۹۷)، به زیستی و رضایت مندی از زندگی با شادکامی همبستگی مثبت و با اضطراب، افسردگی، احساس شایستگی و خودکارآمدی همبستگی منفی دارد، می توان گفت تعداد فرزندان می تواند نقش بسزایی در شادکامی و بهزیستی در محیط خانواده ایفا کند. چنگ و فوراهام (۲۰۰۳) نیز معتقدند که تعداد فراوانی از فرزندان تنش­زا از میزان شادکامی خانواده می­کاهند.

[۱] – Crane

[۲] – Fontaine, Yang, Burks, Dodge, Price, Pettit & Bates

[۳] – Deslandess

[۴] – Maki

[۵] – Gudykunst

[۶] – Nishida

[۷] – Lobdell

[۸] – Shaver

[۹] – Bullock

[۱۰] – Berlin

[۱۱] – Mikulincer & Nachshon

[۱۲] – Henwood & Solano

[۱۳] – Jones, Carpenter, Quintans

[۱۴] – Noller, Smith, Bouma & Schwitzer

[۱۵] – Long & Long

[۱۶] – Maki

[۱۷] – Gudykunst

[۱۸] – Nishida

[۱۹] – Vittengl

[۲۰] – Holt

[۲۱] – Sarason

[۲۲] – Smith, Triandis & Suinn

[۲۳] – Cooper, Okamura & Gurka

[۲۴] -Kawamato

[۲۵] – Yalcin

[۲۶] – Fredrick