اركان  و ابعاد عزت‌نفس از دیدگاه روانشناختی

اركان و ابعاد عزت‌نفس از دیدگاه روانشناختی

شهریور ۷, ۱۳۹۷ Off By 92

اركان عزت‌نفس

زندگي آگاهانه، نخستين ركن عزت‌نفس است.

آگاهي بالاترين تجلي زندگي است. هر چه آگاهي بيشتر باشد زندگي متعالي‌تر مي‌شود و هرچه شكل آگاهي بالاتر باشد سطح حيات بالاتر است. در نظام هستي هر شكل حياتي از آگاهي خاص خود برخوردار است. اما در نزد انسان هم اين مطلب صدق مي‌كند بلوغ و درايت بالاتر با بينش بيداري و آگاهي بيشتري همراه است. چرا آگاهي تا اين اندازه مهم است؟ به اين دليل كه آگاهي ابزار بقاست. كسي كه محيط خود را بهتر بشناسد بهتر مي‌تواند در آن زندگي كند، زندگي آگاهانه يعني اينكه گمان كنيم احساسات ما عين حقيقت است (مترجم: قرچه‌داغي، مهدي، ۱۳۷۹).

خودپذيري، ركن دوم عزت‌نفس است.

بدون خودپذيري، عزت‌نفس وجود خارجي پيدا نمي‌كند. خودپذيري به قدري با عزت‌نفس در ارتباط پيوسته و تنگاتنگ است كه گاه مي‌بينيم اين دو را با هم به اشتباه مي‌گيرند با اين حال اين دو، معاني متفاوتي دارند و هر كدام را بايد جداگانه درك نمود. عزت‌نفس چيزي است كه آن را تجربه مي‌كنيم اما خودپذيري كاري است كه آن را انجام مي‌دهيم. خودپذير يعني آن كه رابطه مخرب با خويشتن را كنار بگذاريم (مترجم: قرچه‌داغي، مهدي، ۱۳۷۹).

مسئوليت در قبال خود، سومين ركن عزت‌نفس است.

براي آن كه احساس كنيم شايسته زندگي و سعادت هستيم بايد بتوانيم بر زندگي خود مسلط باشيم و به اختيار برسيم و لازمه اين مهم تمايل به قبول مسئوليت در قبال رفتار و دستيابي به هدفهاست. اين بدان معناست كه در قبال زندگي و سعادت خود قبول مسئوليت كنيم. قبول مسئوليت در قبال خود براي رسيدن به عزت‌نفس ضرورت دارد. كسي كه در قبال خود قبول مسئوليت مي‌كند نشان مي‌دهد كه از عزت‌نفس برخوردار است. رابطه ميان عزت‌نفس و اركان تشكيل‌دهنده آن رابطه‌اي هميشه متقابل است (مترجم: قرچه‌داغي، مهدي، ۱۳۷۹).

مطلب مشابه :  دانش آموزان با اختلال یادگیری

ابراز وجود، چهارمين ركن عزت‌نفس است.

ابراز وجود كردن يعني احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نيازها و ارزش‌هاي خود. ابراز وجود كردن و قاطعيت نشان دادن هرگز به معناي مشاجره و ستيزه‌جويي و پرخاشگري بي‌مورد نيست بدين معنا نيست كه به حق و حقوقم اشاره كنم و به حق و حقوق ديگران بي‌تفاوت باشم. به جاي آن ابراز وجود كردن به معناي حق خود را ستاندن، حرف خود را زدن و در نهايت به معناي خود بودن است بدين معناست كه به خود به عنوان يك انسان احترام بگذاريم (مترجم: قرچه‌داغي، مهدي، ۱۳۷۹).

 

زندگي هدفمند، پنجمين ركن عزت‌نفس است.

زندگي هدفمند موارد زير را شامل مي‌شود.

  • قبول مسئوليت در تعيين هدفها به طرزي آگاهانه
  • تدوين اقداماتي براي جامه عمل پوشاندن به هدفها
  • توجه به همخوان بودن اقدامات، با هدفهايي كه براي خود برگزيده‌ايم
  • توجه كردن به نتايج اعمال و رفتار خود و حصول اطمينان از اينكه اين اقدامات به تحقق هدفهاي ما كمك مي‌كنند (مترجم: قرچه‌داغي، مهدي، ۱۳۷۹).

انسجام شخص، ششمين ركن عزت‌نفس است.

وقتي به بلوغ مي‌رسيم و ارزشها و معيارهاي خودمان را پيدا مي‌كنيم موضوع يكپارچگي شخص در ارزيابي خود از اهميت والايي برخوردار مي‌شود. انسجام، زماني ايجاد مي‌شود كه ايده‌آلها، باورها، معيارها و برداشتها و رفتارمان از همخواني برخوردار باشند. انسجام زماني ايجاد مي‌شود كه رفتارمان با ارزشهايمان سازگار باشند و ايده‌آلهايمان با اعمالمان همخواني داشته باشند (مترجم: قرچه‌داغي، مهدي، ۱۳۷۹).

عشق، ركن هفتم عزت‌نفس است.

اين عشق مشروع فضيلت است، وسيله‌اي براي تحقق آرزوهاي ماست، نيرويي است كه به شش ركن عزت‌نفس توان حركت مي‌دهد (مترجم: قرچه‌داغي، مهدي، ۱۳۷۹).

مطلب مشابه :  تجربیات برتر معلمان | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

 

ابعاد اعتماد و عزت‌نفس

اگر ابعاد اعتماد را مركز و محور اقدام براي اعتماد بدانيم اشكال زير قابل تصور هستند

  • اعتماد به نفس خود (بخش لوامه يا آغاز مطمئنه خود)
  • اعتماد به انسان غير از خود (همسر، والدين، دوستان به همكاران، مقامات كشور و …)
  • اعتماد به خدا (در احاديث و روايات اعتماد به خدا)

در شكل مطالعه در صفحات جلالي يا سلبي و ثبوتي به نام توكل آمده است

اعتماد به خدا (توكل)

اعتماد به خدا           جانباز          اعتماد به خويشتن خود

(گاهي وظيفه است)        (به عنوان خود)        (سير در خودشناسي)

ابعاد ارتباط توأم با اعتماد جانباز در سه حيطه خلاصه مي‌شود.

  • ارتباط توأم با اعتماد نسبت به خويشتن خود (فردي)
  • ارتباط توأم با اعتماد نسبت به افراد جامعه (جمعي يا اجتماعي)
  • ارتباط توأم با اعتماد (رزق و توكل و يقين) نسبت به خالق (الهي و خدايي) (اسلامي‌نسب، علي، ۱۳۷۲).
  • بعد ديگري از اعتماد در طبقه‌بندي كمي آن قرارداد كه توسط كارن هورناي ابداع شده است.

 

الف. اعتماد با درجه بالا[۱]

ب. اعتماد با درجه متوسط (اوليه)

ج. اعتماد با درجه پايين (اسلامي‌نسب، علي، ۱۳۷۲).

[۱] – High- trust- Basetrast- Downtrast