اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر

اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر

مهر ۴, ۱۳۹۵ Off By 92

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

  اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر

قسمتی از متن پایان نامه :

 

گفتار دوم: تعارض دو ولایت

هرگاه جد پدری پا را از مرز اجتماعی صلاحیت خود بیرون نهد و در اموال نواده های خود به ولایت تصرف کند در نفوذ آن نباید تردید کرد . بحث در فرضی مطرح می شود که تصرف جد پدری با پدر تعارض پیدا     می کند در این فرض نیز تصرف مقدم را باید نافذ شناخت . برای مثال هرگاه پدری خانه فرزند خود را بفروشد و جد پدری چند روز پس از آن ، خانه را به دیگری بفروشد ؛فروش پدر مقدم است و همچنین است در موردی که جد پدری زودتر اقدام کند و پدر بعد از او به تصرف معارض دست زند . زیرا با قبول ولایت پدر و جد پدری باید پذیرفت که با نخستین تصرف موضوعی برای تصرف معارض دوم باقی نمی ماند[۱].دشواری در جایی است که دو تصرف متعارض همزمان صورت پذیرد چراکه در این فرض عامل زمان نمی تواند در رفع تعارض موثر باشد و صلاحیت پدر و جد پدری روبروی یکدیگر قرار می گیرد . پس این سوال مطرح می شود که چه باید کرد ؟ آیا اعتبار هریک از دو تصرف در اثر تعارض با دیگری از بین می رود و در نتیجه هیچکدام اعتبار ندارد یا بایستی یکی از آن دو را مقدم داشت و در صورت اخیر تصرف کدامیک مقدم است ؟ پدر یا جد پدری؟

در فقه امامیه این مسأله طرح شده است و سه نظر گوناگون درباره آن بیان شده است .

نظر اول:چون هردو ولایت پذیرفته شده است و هیچکدام رجحانی بر دیگری ندارد و در صورت تعارض باید هردو از اثر بیافتد .[۲]

نظر دوم:تصرف جد بر پدر مقدم است . بدین استحسان که او بر پدر نیز ولایت داشته است.[۳]

نظر سوم: تصرف پدر مقدم است بدین اعتبار که نزدیکتر به فرزند است.[۴]

داوری عموم در زمان ما نظر اخیر را می پذیرد وتصرف پدر را مقدم می شمارد زیرا پدر بزرگ در افکار عمومی و عرف عضو خانواده نیست و با پدر نمی تواند رقابت کند . به این داوری باید احترام گذارد و پدر را که در خویشی نزدیک تر به فرزند است و بنا بر فرض دلسوز تر مقدم دانست هرچند قانون مدنی در این خصوص نظری ندارد لیکن باید مصلحت و غبطه مولی علیه را با حفظ تعادل عرف معاملاتی برای طرف معامله ملحوظ نگه داشت.به موجب ماده ۱۱۸۳ قانون مدنی «در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی مولی علیه ولی نماینده قانونی او می باشد»بدین ترتیب نمایندگی ولی قهری عام است و هر اقدامی را که به مصلحت مولی علیه       می داند به نام و به حساب او انجام می دهد مگر اینکه به موجب قانون منع شده باشد. قاعده مربوط به نمایندگی عام ولی ، دادرس را در اختلاف مربوط به اختیار او از تردید می رهاند . زیرا در هر مورد که نتواند از مفاد روح قوانین مرزی برای این قلمرو وسیع بیابد ولی را نماینده مولی علیه می شناسد و برای نافذ شناختن اعمال او نیازی به مجوز خاص ندارد . با وجود این مفاد ماده ۷۳ قانون امور حسبی نیز می تواند راهنمای مفیدی در این زمینه بشمار آید . بر طبق این ماده در صورتی که محجور ولی یا وصی داشته باشد دادستان و دادگاه حق دخالت در اداره امور او را ندارد.پس می توان چنین نتیجه گرفت که دست کم درباره تمام اعمالی که قیم بطور مستقل یا با اذن دادستان و دادگاه انجام می دهد ،ولی قهری حق دارد به طور مستقل تصمیم بگیرد و از اجرای تمام تشریفاتی که به منظور اعمال نظارت دادستان بر قیم در قوانین مقرر شده معاف است.[۵]بنابراین ولی قهری می تواند اموال منقول و غیر منقول محجور را بفروشد (مواد ۸۳و ۸۱ قانون امور حسبی)اسناد و اشیاء قیمتی مولی علیه را نزد دیگری ودیعه گذارد و پول او را به بانک بسپارد (ماده ۸۴)حق دارد دعوای مربوط به مولی علیه را به صلح خاتمه دهد.(ماده ۱۲۴۲ ق. م)اموال او را به رهن گذارد یا معامله ای کند که در نتیجه آن مدیون مولی علیه شود (ماده ۱۲۴۱ق.م) ، برای او قرض بگیرد و برای خرید و فروش با او طرف معامله شود.یا وکالت در امور معاملات مولی علیه را به غیر واگذار کند و مانند اینها.  اعمال حقوقی ولی قهری بعد از رشد صغیر نیز نفوذ حقوقی دارد و مولی علیه حق فسخ یا ابطال آنرا ندارد مگر اینکه ثابت کند اقدام ولی به منظور رعایت مصلحت او صورت نگرفته است. این قاعده در مورد تصرفات ولی در اموال کودک با هیچ تردیدی روبرو نیست. ولی نسبت به وکالتی که در زمان ولایت می دهد این سوال مطرح است که آیا وکالت با زوال حجر منفسخ می شود یا باقی می ماند؟در پاسخ باید گفت اگر ولی برای انجام کارهایی را که بر عهده دارد برای خودش وکیل بگیرد وکالت با پایان وکالت منفسخ می شود زیرا مسأله بدان می ماند که موکل وکیلی را که حق توکیل داشته و به استناد آن برای خود وکیل گرفته است عزل کند یا وکالت او به دلیل فوت یا حجر موکل یا وکیل منفسخ شود[۶]. ولی هرگاه وکالت برای مولی علیه باشد و ولایت تنها در اعطای نیابت نقش اساسی داشته باشد پایان ولایت اثری بر آن ندارد منتها باید انصاف داد که وکالت بطور معمول از قسم نخست است و ولایت برای انجام وظایف ولی و برای کمک به اوست اما اگر ولی در اعطای نیابت در موضوع معاملات اموال مولی علیه بنا به مقتضا و شرایط موضوع معامله مثلاً در رهن بودن ملک و یا تشریفات اداری دست و پا گیر ملک موردنظر مولی علیه را برای وی به صورت وکالت بلاعزل بفروشد این وکالت برای مولی علیه تلقی می شود و با پایان یافتن ولایت، وکالت اعطاء شده به قوت و اعتبار خود باقی است یا اینکه فوت و حجر ولی تأثیری در نیابت و وکالت اعطاء شده ندارد بلکه فوت و حجر مولی علیه در اثر عقد وکالت تأثیر گذار خواهد بود . ولی برای مولی علیه هر عمل حقوقی را در قالب معاملات و امور مالی می تواند به دیگری نیابت دهد . برعکس اختیار ولی در امور غیر مالی مانند نکاح و طلاق و اقرار به نسب برخلاف اصل است و تنها در موردی نمایندگی دارد که قانون به او اجازه داده باشد چنانکه می تواند در نکاح و طلاق به نمایندگی مجنون اقدام کند(ماده ۸۸قانون امور حسبی)ولی درباره نکاح و طلاق سفیه نمایندگی مستقل ندارد و نمی تواند به جای او تصمیم بگیرد تبصره ماده ۱۰۴۱ اصلاح قانون مدنی نکاح نابالغ را با اجازه ولی و به شرط مصلحت مولی علیه پیش بینی کرده است (که امروز کمتر اتفاق    می افتد و فشار افکار عمومی مانع از اجرای این اختیار است)اما در مورد طلاق زوجه چنین کودکی ،ولی قهری نمایندگی ندارد.

مطلب مشابه :  پايان نامه درباره نقش تسلیم در مبیع کلی در انتقال مالکیت

۲- نجفی، شیخ محمد حسن ، جواهر الکلام ،ج۲۶،بی جا ، بی تا،ص۱۰۲

۱-همان

۲- علامه حلی ، تذکره،ج۱، بی جا ، بی تا  ص۷۹

۳-همان

-۴ امامی، سید حسن ، حقوق مدنی ،ج۵، انتشارات کتابفروشی اسلامیه ، چاپ نهم ، تهران ، ۱۳۷۲ ،ص۲۱۲

۱- کاتوزیان، ناصر ، عقود معین، ج ۳، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ سوم ، تهران ، ۱۳۷۸، ص۹۶

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوالات تحقیق:

علی القاعده ایجاد سوال در ذهن محقق جرقه اولیه ای است که وی را وادار به انجام تحقیق و پژوهش در راستای یافتن جواب سوال مطروحه می نمایاند. و سپس زمینه ساز سوالات دیگر شده که محقق باید برای رسیدن به پاسخ این سوالات قله های علم را یکی پس از دیگری فتح نماید تا منجر به تولید علم گردد که در تدوین این تحقیق نگارنده سعی نموده است سوالاتی را طرح نماید و جمله ای از آنها عبارتند از :

الف) قابلیت پذیر بودن اعطاء نیابت از سوی نمایندگان چه اموری است؟

ب) ترسیم کننده حدود اختیارات نمایندگان قانونی چیست؟

ج) آثار حقوقی ناشی از اعطاء نیابت چیست؟

د) آیا نمایندگان قانونی حق تعیین نماینده برای بعد از حیات خود را دارند؟

ه) نمایندگی مختلط چه نوع نمایندگی است؟