ایا صرع بر روی حافظه تاثیر میگذارد؟

ایا صرع بر روی حافظه تاثیر میگذارد؟

مرداد ۲۶, ۱۳۹۷ Off By 92

حافظه و صرع

در اینجا با برسی چند مطالعه بالینی و کاربردی سعی در روشن­تر کردن رابطه حافظه با صرع آورده می­شود. باید دانست که پرداختن به تمامی جزئیات و مکانیسم این رابطه خود مطالعه مستقل، گسترده و چندجانبه­ای را می­طلبد.

افراد مبتلا به صرع لوب تمپورال میانی، غالباً اختلال حافظه در  موارد ویژه نشان می دهد (کلامی برای چپ، و دیداری فضایی برای نیمکره راست) که می تواند موجب برانگیختن[۲] اهداف جراحی در نواحی صرع­زای[۳] میانی و جانبی جلویی قشر تمپورال[۴] گردد. شواهد در حال توسعه بسیاری وجود دارد که مدعی است، ویژگی ساختاری و عملکردی تمامیت[۵] این نواحی با استفاده از MRI می تواند در پیش بینی احتمال خطر پس از جراحی بر افت بیشتر حافظه کمک کننده باشد (بارنت[۶] و همکاران، ۲۰۱۵).

حافظه کوتاه مدت (STM)[7] و حافظه بلند مدت (LTM)[8] سازوکارهای[۹] مجزا از هم در نظر گرفته می­شوند که عملکردشان به نواحی پیشانی-آهیانه­ای و لوب تمپورال میانی (MTL) منسوب شده است. این دو بخشی شدن[۱۰] کاربردی با شواهدی از اختلال در جنبه های حافظه کاری در بیماران با صرع لوب تمپورال میانی به پرسش کشیده شده، و این نظر که مشارکت مسستقیم نواحی هیپوکامپال[۱۱] در حافظه کوتاه مدت بالقوه وجود دارد مطرح است. از آنجاکه اتصال[۱۲] کارکردی[۱۳] تالامو-تمپورال با عملکرد حافظه بلند مدت در ارتباط است، اتصال کارکردی تالامو-پیش­پیشانی[۱۴] بصورت ویژه عملکرد حافظه کوتاه مدت را پیش بینی می­کند. قابل ذکر است بیمارانی که در حجم هیپوکامپال کاهش داشته­اند، کاهش حجم تالاموس را هم نشان می دهند، بصورت برجسته تر در ناحیه پولوینار[۱۵] که کاهش حجم  در بیماران با حجم نرمال هیپوکامپ قابل تشخیص نیست. اتصال معیوب تالامو-کرتیکال در نیمکرتشنج­زا نمایانگر کاهش رفتارهای مرتبط با عملکرد حافظه کوتاه مدت بخصوص در بیماران دچار کاهش حجم هیپوکامپ است. این یافته ها مشخص کننده نقش تخریب تالامو-کرتیکال بعنوان سازوکاریست که در اختلال حافظه کوتاه مدت در متن اختلال صرع لوب تمپورال میانی مشارکت دارد (ووئتس[۱۶] و همکاران، ۲۰۱۵).

رمزگردانی[۱۷] موثر حافظه دیداری عملکردی مهم در زندگی روزمره است که در بطن فرایند حافظه رویدادی و معنایی[۱۸] حضور دارد. در بیماران با صرع لوب تمپورال میانی(MTLE) اختلال حافظه بعنوان ساختار درگیر ایجاد  تشنجها متداول بوده و شامل دریافت[۱۹]، نگهداری[۲۰] و بازیابی[۲۱] حافطه های رویدادی می شود. نتایج مطالعات حاکی از آنست که تفاوت در شبکه­های رمزگردانی حافظه دیداری بین بیماران با صرع لوب تمپورال میانی چپ و آنهایی که این عارضه را در سمت راست دارند وجود دارد. همسو با مطالعات پیشین، سازمان رمزگردانی حافظه وابسته به سمت[۲۲] کانون تشنج بوده و ممکن است با میانجیگری بازسازماندهی[۲۳] کارکردی در صرعهای مزمن نیز در ارتباط باشد. این اختلاف ممکن است حاکی از تفاوت مشاهده شده در توانایی حافظه بین بیماران با صرع لوب تمپورال میانی چپ و آنهایی که در سمت راست این مشکل را دارند بوده و تاثیر تعدیل کنندگی صرع بر شبکه­ی رمزگردانی حافظه را برجسته می کند (گرگوری[۲۴] و همکاران،۲۰۱۵).

صرع لوب تمپورال (TLE) با درجات متفاوتی از اختلال حافظه در ارتباط است. حافظه بیوگرافی یا گزارش از خود یکی از مهمترین قسمتهای سنجش این فرایند می باشد، اما اندازه گیریهای معتبر و روایی در تحقیقات این گروه کمتر صورت گرفته است. در پژوهشی که ایلمن و همکاران انجام دادند گزارش گروه TLE بصورت قابل ملاحظه ای نشان دهنده نگرانی بیشتر این افراد در مورد حافظه­ی شان می باشد، مثالهای بیشتری از فراموشی و استفاده بیشتر  از راهبردهای[۲۵] یادیار نسبت به گروه کنترل وجود دارد. راهبرد مورد استفاده با عوامل جمعیت شناسی در گروه کنترل رابطه داشته نه البته در گروه TLE. تحلیل عوامل مرتبط با صرع اشاره دارند که زیرگروههای جانبی نیمکره­ای در هیچ یک از زیر مقیاسها تفاوتی نداشتند، همچنین با شرکت کنندگان گروهبندی شده با توجه به یک، دو یا چند دارویی ضد صرع نیز تفاوتی دیده نشد. سنجش میزان مزمن بودن شامل سن حمله و مدت زمان بیماری و همچنین ارتباط با زیر مقیاسهای MMQ[26] را رد کرد. بخاطر اینکه عملکرد حافظه عینی غالباً در موارد بیشتر مزمن و مقاوم به دارو اختلال بوجود می آورد ( ایلمن[۲۷] و همکاران، ۲۰۱۵).

 

توجه[۲۸] و صرع

اختلال توجه/فزون کنشی (ADHD) یکی از معمولترین اختلالات کودکی است که غالباً در دیگر شرایط نظیر صرع نیز بخوبی دیده می شود. شیوع ADHD در کل جمعیت در حدود ۳-۶ درصد تخمین زده می شود که حدود  بیش از یک سوم آنها در بزرگسالی نیز همچنان این نشانگان را دارند. امروزه شیوع ADHD در بیماران صرعی به صورت قابل ملاحظه­ای بالاست. تقریباً در حدود یک سوم کودکان صرعی تشخیص ADHD نیز می­گیرند. چگونگی پیشرفت مشکل توجه و تمرکز در طول سالها چندان آشکار نیست. بنابراین شدت مساله توجه[۲۹]  در اواخر دوران کودکی در کودکان صرعی مورد ارزیابی باید قرار گیرد و همچنین بعدها در بزرگسالی. زمان آن رسیده که مقایسه ای بین مشکل توجه در کودکان صرعی و کودکانی که به صورت رشدی تحولی[۳۰] ADHD دارند، صورت بگیرد. یافته ها نشان می دهند که کاهش قابل ملاحظه­ای در نشانگان ADHD در بیماران، از زمان اواخر کودکی تا بزرگسالی وجود دارد. نشانگان فزون کنشی با توجه به پیشینه مطالعات نشان داده شده که با افزایش سن کاهش می یابد، در مورد کودکان با صرع ایدئوپاتیک به همراه ADHD نیز داده ها  همین نتایج را تائید می کنند. در طول یک مدت زمان مشخص مشکل توجه اساساً بهبود قابل ملاحظه­ ای نداشت. نتیجه اینکه رشد و رسش مغز ممکن است تاثیر مثبت بیشتری روی مساله توجه بیماران صرعی داشته باشد تا کودکان با ADHD رشدی-تحولی (بچتل[۳۱] و وبر[۳۲]، ۲۰۱۵).

مطلب مشابه :  تعریف مفاهیم اساسی ملاک‌های وابستگی به مواد

نتایج مطالعه­ی برآورد شیوع مشکل توجه، از ADHD تشخیص داده شده و پرونده توجه در گروه نمونه کودکان و بزرگسالان مبتلا به صرع ایدئوپاتیک نشان می دهد که شیوع ADHD در بیماران صرعی بالاتر بود و البته نتایج وخیمتری در رابطه با عوامل توجه در تست WISC در بیماران صرعی نسبت به گروه کنترل وجود دارد، اما در بین بیماران با یا بدون  ADHD این عملکرد ضعیف در WISC دیده نشد.  این مطالعه شیوع بیشتر مشکل توجه را در بین بیماران صرعی تائید می کند (کوستا[۳۳] و همکاران، ۲۰۱۵)

برای برآورد چگونگی ارتباط عملکردهای شناختی و طبقه بندی صرع و همبودهای[۳۴] اختلال ADHD در بیماران با صرعهای ژنتیک و با سبب شناسی نامشخص[۳۵] که جدیداً مورد تشخیص قرار گرفته بودند اسناد پزشکی کودکان ۶-۱۶ سال با نگاه به گذشته­ی شان[۳۶] مورد بررسی قرار گرفت و [۳۷]WISC و تست توجه ادراکی[۳۸] مورد استفاده قرار گرفت. از بین ۱۴۹ بیمار تعداد ۱۰۳ نفر با تشنج کانونی، ۴۶ نفر تشنج منتشر مورد مطالعه مروری قرار گرفتند. شیوع ADHD در حدود ۴۹٫۲% بوده و نتایج وخیمتری در نمره توجه انتخابی شنیداری، حافظه کاری و تست فلانکر[۳۹] (کنترل بازدازی) داشتند. بیماران با صرع منتشر در توجه شنیداری انتخابی و توجه پایدار[۴۰] نسبت به بیماران با صرع کانونی نتایج ضعیفتری داشتند. در بیماران با تشنجهای منتشر توجه پایدار، یافته های تست فلانکر در مقیاس کنترل بازداری، و تست حافظه کاری دیداری فضایی در اثر ADHD  تحت تاثیر قرار گرفته بود و توجه انتخابی شنیداری و توجه پایدار بصورت قابل ملاحظه­ای در بیماران با صرع اوان کودکی همراه با اسپایکهای تمپورال مرکزی[۴۱] نسبت به کودکان ADHD  و غیر ADHD وخیمتر گزارش شده (کانگ[۴۲] و همکاران، ۲۰۱۵).

یافته­های برل[۴۳] و همکاران(۲۰۱۵) نیز تاکید می کند که کودکان با صرع به نسبت بیشتری (۲۸-۷۰%) نسبت به نوع رشدی-تحولی (۵-۱۰%) اختلال ADHD دارند. مطالعه آنها نشان داد که ماهیت مساله توجه در صرع ممکن است مورد تشخیص قرار بگیرد. این کودکان در عملکرد توجهی پیچیده و چابکی در پاسخ دادن[۴۴] مشکل دارند، نه در مورد توجه ساده. در این مواد، ممکن است تا پایان دوره ابتدایی نیز این اختلال خودش را نشان ندهد. فرمهای تشخیصی استاندارد پایش ADHD توسط والدین ممکن است این مشکلات توجهی سطح بالا[۴۵] را نتوانند مورد شناسایی قرار دهند. بنابراین سنجهای عملکرد عصب-روانشناختی هدفمند، در این زمینه  لازم به نظر می رسد (برل و همکاران، ۲۰۱۵).

 

کنشهای اجرایی[۴۶] و صرع

کودکان با صرع، بویژه صرع غایب دوران کودکی از مشکلات توجه و کنشهای اجرایی در فاصله بین تشنجها رنج می برند. اینگونه اختلالات غالباً حتی زمانی که تشنجها درمان می شوند باقی می مانند. عبارت “کنشهای اجرایی”(EF) برای تعریف مجموعه­ای از فرایندهای کنترل شناختی[۴۷] مورد استفاده قرار می گیرد که استفاده از رفتار هدفدار-جهت مند[۴۸] را امکان پذیر می کند. کنشهای اجرایی شامل حیطه­های مختلف مهمی مانند برنامه­ریزی[۴۹]، انعطاف­پذیری شناختی/جابه­جایی مجموعه­ها[۵۰]، حافظه کاری[۵۱] و روانی کلامی[۵۲] می­شود. EF ها مجموع مولفه­های توانایی­های نظم­دهنده رشدی کودکان[۵۳] را نمایان می کند و بر رشد هیجانی-اجتماعی و توانش تحصیلی[۵۴] دلالت دارد. مطالعات قبلی نشان داده­اند که اختلال در نواخت تالامو-کرتیکال در صرع غایب با پیشتازی قشر پیشانی بیش از دیگر قسمتهای قشری در این اختلال دخیلند. مطالعات اخیر با استفاده همزمان از EEG و fMRI شواهدی از درگیری و بدکارکردی نواحی جانبی جلویی[۵۵] و اوربیتوفرونتال[۵۶]، سینگولیت قدامی و مدار های هسته های قاعده­ای-تالاموکرتیکال حرکتی/پیش حرکتی(BGT)[57] در آسیب شناسی صرع غایب کودکی را نشان داده­اند. تحقیقات نوروآناتومیک، عصب-روانشناختی و تصویربرداری عصبی پیشنهاد می­کنند که مدار BGT پوشش دهنده مجموعه­ای از فرایندهای سطح بالای شناختی مورد نیاز برای سازگاری، آمادگی با توجه به زمینه[۵۸]، رفتار هدفمند-جهتدار[۵۹] می باشد. این فرایندها بصورت کلی به کنشهای اجرایی اشاره دارند. کودکان با صرع غایب دوران کودکی و بزرگسالان با سابقه صرع غایب ممکن است مشکلات عصب-روانشناختی قابل ملاحظه­ای را نشان دهند (دی­اگتی[۶۰] و همکاران، ۲۰۱۲).

آزمونهای عصب-روانشناختی مختلفی برای مطالعه اختلال یادگیری در کودکان با صرع مورد استفاده قرار می گیرد، هرچند آزمون هوش متداول بینش کافی در مورد مشکلات شناختی به دست نمی­دهد. ممکن است کنشهای اجرایی مختل شده با آسیب شناسی پیش پیشانی یا با عدم اتصال شبکه، مانند آسیب ماده-سفید[۶۱] یا اختلال در دیگر نواحی مغز در رابطه باشد. بنابراین یکپارچگی[۶۲] قشر پیش پیشانی ضروریست، اما برای کنش اجرایی موثر کافی نیست. دیدگاه جاری در عصب-روانشناسی این است که لوبهای فرونتال برای مدیریت یا رهبری جنبه های حل مساله مهم هستند. متغیرهای دیگری به غیر از صرع می­تواند روی کنشهای اجرایی تاثیر داشته باشد. الژوسر[۶۳] و همکاران (۱۹۹۹)  به نقل از هوئیه[۶۴] و همکاران (۲۰۰۶) گزارش کرده­اند که جنبه هایی از حافظه، از خلق افسرده تاثیر می پذیرند. شرایط اقتصادی اجتماعی و ویژگیهای خانوادگی ممکن است ارتباط قابل ملاحظه ای با وضعیت عصب-روانشناختی داشته باشند و در مطالعات ناهنجاریهای عصب-روانشناختی می بایست کنترل شوند (هوئیه و همکاران، ۲۰۰۶).

 

صرع و هوش عمومی

در سال ۲۰۰۴ دودریل[۶۵] ۹ مطالعه طولی عملکرد هوشی کودکانی را که چهارسال پیگیری شده بود مورد مرور قرار داد. چندین مورد افت هوش را گزارش کرده بودند و او نتیجه گرفت که تشنجهایی که ضعیف کنترل شوند، از قانون علی مشابهی پیروی خواهند کرد. در سال ۱۹۶۸ رودن[۶۶]، افت هوشی در بزرگسالان با تشنجهای ضعیف کنترل شده در مقابل عملکرد هوشی بهبود یافته در بیمارانی که تجربه بیشتر از دو سال درمان را داشتند، در آزمونهای بهبودی گزارش کرده بود. به همین شکل، سیدنبرگ و همکاران بهره هوشی در رابطه با بهبود کنترل تشنجها را گزارش کرده بودند (تامپسون و دانکن، ۲۰۰۵).

مطلب مشابه :  مفهوم یادگیری و سطوح آن در سازمان ها

کودکان با صرعهای ایدئوپاتیک غیر پیچیده[۶۷] غالباً نمره های بهره هوش (IQ) در حد نرمال دارند، اما مقایسه مستقیم کودکان با صرع با کودکان با شرایط رشدی معمول غالباً بهره هوشی پائین تر و قابل ملاحظه را در کودکان صرعی نشان می دهد. این تفاوت بهره هوش معمولاً به تاثیر صرع و عملکرد شناختی مربوط می­شود. ممکن است این شرایط با عوامل ژنتیک، شرایط اجتماعی-اقتصادی یا فامیلی و محیطی که مورد سنجش قرار نگرفته اند رابطه بیشتری نسبت به تاثیر صرع بر بهره هوش داشته باشد. از طرفی مهم است که نمره های عملکرد شناختی اعضا خانواده را نیز باید در نظر گرفت، و مجموعه­ای از شواهد خانوادگی مشکلات یادگیری و ناهنجاریهای شناختی را در برادران و خواهران و والدین کودک را باید در مورد صرع مد نظر قرار داد. مطالعه جالبی در این زمینه توسط والکر[۶۸] و همکاران (۲۰۱۲) صورت گرفت که در آن رابطه بین سنجش مقیاس کامل بهره هوش در کودکان با صرع با والدینشان مورد مطالعه قرار گرفت. بهره هوشی کودکان صرعی نسبت به کودکان گروه کنترل کمتر بود. بهره هوش والدین کودکان با صرع تفاوتی با والدین بچه­های گروه کنترل نداشت. کودکان صرعی نسبت به والدینشان بهره هوشی کمتری نشان دادند. گرچه کودکان گروه کنترل این تفاوت را نشان ندادند. تفاوت هوشی والد-کودک بصورت قابل ملاحظه­ای بیشتر از گروه کنترل بود. خصوصیات صرع با تفاوت هوشی والد-کودک رابطه نداشت. چنین می توان تعبیر کرد که تفاوت نمایان شده تفاوت بهره هوش والد-کودک نشانگر نقش مستقل صرع از بهره هوشی خانوادگی، سندرومهای صرعی، و ریختهای تشنجهای بالینی است (والکر و همکاران، ۲۰۱۲).

در یک مطالعه که به منظور برآورد رابطه حساسیت شاخص آزمون وکسلر-۴ (WISC-IV) و نمره زیرمقیاسهای آن در سنجش مسائل شناختی در گروه کودکان با صرع در مقایسه با گروه کنترل همتا و تعریف رابطه بین مقیاسهای وکسلر، عوامل جمعیت شناختی و متغیرهای وابسته به صرع، انجام شد، نمره­های بهره هوشی در گروه کودکان با صرع به شکل قابل ملاحظه­ای پائین تر از گروه کنترل بود و ۸/۳۶% از کودکان بهره هوشی مطابق تعاریف کم توان هوشی (۷۰FSIQ≤) نسبت به گروه کنترل داشتند. در گروه کودکان مبتلا به صرع، نمره شاخصهای حافظه کاری و سرعت پردازش پایین تر از ادراک کلامی و استدلال ادراکی بود. در سطح خرده آزمونها، نمره خرده آزمونهای دیداری و کلامی و توانایی استدلال مانند استدلال ماتریسی بالاتر و در کدگذاری پائین تر بود. تاخیر در سن حمله و مدت زمان کوتاه تر دوره صرع هر دو با نمره های بالا در شاخصهای وکسلر و تست بهره هوش رابطه داشتند. ( ضریب همبستگی در محدوده ۰٫۳۶ تا ۰٫۴۴، ۰۰۱/۰ p≤) و همچنین تعداد داروهای ضد صرع در زمان آزمون و در گذشته هر دو رابطه معکوس با نمره بهره هوش و شاخصهای آزمون وکسلر داشتند ( ضریب همبستگی ۰٫۲۷ تا ۰٫۴۷  و ۰۱/۰p≤) نمره هوش و شاخصها رابطه قابل ملاحظه­ای با بسامد تشنجها نداشتند. الگوهای مشابهی برای نمره خرده آزمونها نیز بدست آمد. تفاوت قابل ملاحظه­ای در نمره هوش، شاخصها و خرده آزمونها در گروه کودکان با منطقه تشنجی مربوط به نیمکره چپ یا راست مشاهده نشد. همچنین با یافته های مثبت یا منفی MRI رابطه ای پیدا نشد. پژوهشگران حساسیت آزمون وکسلر-۴ را در رابطه با مسائل شناختی صرع مربوط به کودکان با تشنجهای پردامنه را تائید کردند، بویژه مسائل مربوط به سلیس بودن کلامی،حافظه کاری، سرعت پردازش. در مقایسه با گروه کنترل این کودکان درجه بالایی از مشکلات شناختی که می تواند با این آزمون مورد سنجش قرار بگیرد را دارا هستند ( شرمن[۶۹] و همکاران، ۲۰۱۲).

[۱]. memory

[۲]. exacerbated

[۳]. epileptogenic

[۴]. medial and anterolateral temporal cortex

[۵]. Integrity

[۶]. Barnett AJ

[۷]. Short-term memory

[۸]. Long-term memory

[۹]. systems

[۱۰]. dichotomy

[۱۱]. hippocampal

[۱۲]. connectivity

[۱۳]. functional

[۱۴]. prefrontal

[۱۵]. pulvinar

[۱۶]. Voets

[۱۷]. Encoding

[۱۸]. semantic

[۱۹]. acquisition

[۲۰]. maintenance

[۲۱]. retrieval

[۲۲]. laterality

[۲۳]. reorganization

[۲۴]. Gregory AM

[۲۵]. strategies

[۲۶]. multifactorial memory questionnaire (MMQ; Troyer and Rich, 2002)

[۲۷]. Illman NA

[۲۸]. attention

[۲۹]. Attention problem

[۳۰]. Developmental

[۳۱]. Bechtel

[۳۲]. Weber P

[۳۳]. da Costa CR

[۳۴]. Comorbidities

[۳۵]. unknown etiology

[۳۶]. retrospectively

[۳۷]. Wechsler Intelligence Scale for Children

[۳۸]. Comprehensive Attention Test

[۳۹]. flanker test: Response inhibition test

[۴۰]. sustained attention

[۴۱]. Centro-temporal spikes

[۴۲]. Kang SH

[۴۳]. Berl MM

[۴۴]. rapid response

[۴۵]. higher-order attention difficulties

[۴۶]. .Executive function

[۴۷]. control cognitive

[۴۸]. goal-directed behavior

[۴۹]. planning

[۵۰]. Cognitive flexibility/set shifting

[۵۱]. Working memory

[۵۲]. Verbal fluency

[۵۳]. children’s growing regulatory abilities

[۵۴]. Academic competence

[۵۵]. dorsolateral

[۵۶]. orbitofrontal

[۵۷]. motor/premotor basal ganglia-thalamocortical (BGT) circuits

[۵۸]. context-appropriate

[۵۹]. goal-directed behavior

[۶۰]. Elisa D’Agati

[۶۱]. white-matter

[۶۲]. integrity

[۶۳]. Elixhauser

[۶۴]. B Hّie

[۶۵]. Dodrill

[۶۶]. Rodin

[۶۷]. uncomplicated

[۶۸]. NATALIE M WALKER

 

[۶۹]. Elisabeth M. S. Sherman