تعریف اختلال وسواسی-اجباری شستشو

آگوست 17, 2018 Off By 92

تعریف اختلال وسواسی-اجباری شستشو

این مشکل شایع ترین تابلوی بالینی OCD است. در این اختلال بیمار یک رشته وسواس‌های فکری و تشریفات مربوط به شستشو و پاکیزه سازی در مورد آلودگی دارد که از طریق کثافت یا میکروبها یا چیزی مانند ادرار، مدفوع، موی حیوانات و … از خود نشان مي‌دهد. در این موارد رفتارهای اجتنابی نیز وجود دارد که فرد را وادار مي‌کند از تماس با کثافت یا دیگر منابع آلودگی خودداری نماید. شستشو و پاکیزه سازی مي‌تواند شدیداً افراطی باشد مانند شستن دست‌ها بیش از صد بار در روز، استفاده از صد‌ها دستمال کاغذی، حمام گرفتن و دوش گرفتن برای چندین ساعت، تمیز کردن میز، صندلی، کف اتاق… در بیشتر ساعات روز. یک رشته وسواس دیگری که با فراوانی زیادی طی مشاهدات بالینی در خصوص وسواس شستشو در کشور ما رایج است، وسواس فکری نجاست مي‌باشد. در این خرده الگوی وسواس شستشو، بیمار دائماً در خصوص انتقال نجاست از خود به دیگران یا بالعکس و اشیاء اطراف محیط زندگی خود به اندشناکی فکری مي‌پردازد که منجر به تشریفات و آیین‌مندی‌های شستشو مي‌شود. متاسفانه این خرده الگو وسواس شستشو در کشور ما به طور جدی مورد بررسی قرار نگرفته است و شیوه درمانی که برای این خرده الگو بکار گرفته مي‌شود همان درمانهای رایج برای اختلال وسواس شستشو “آلودگی” مي‌باشد (راکمن و دی سیلوا، 1999).

تاریخچه اختلال وسواسی-جبری

تاریخچه اختلالات وسواسی- جبری به خلقت انسان برمیگردد. شواهد داستان گونه پراکنده نشان مي‌دهد که این اختلال در سراسر تاریخ رخ داده است. اولین بار در سال 1799 وارتبورگ[1]، اصطلاح obsession را در معنای رایج خود به کار برد (برزگر، 1373). سپس اصطلاح بیماری وسواس به صورت علمی توسط کارل- وستفال[2] (1890-1833)- روانپزشک آلمانی- به کار برده شد (صارمی، 1373). پیر ژانه[3] در قرن نوزدهم آن را یکی از تظاهرات “پسیکاستنی”[4] نامید (اف تستون و اچ کوا[5]، ؟). پس از او کراپلین[6] در اوائل قرن بیست این بیماری را مورد پژوهش بیشتری قرار داد. فروید در سال 1917 به تعریف دقیق‌تری در این مورد پرداخت، فروید نیز مانند کراپلین این بیماری را “zuangs nervosa”نامید که انگلیسی‌ها “zuang” را به”obsession” و آمریکایی‌ها آن را به “compulsion” ترجمه کردند و محققین بعدی آن را وسواس اضطراری نامیدند، اما در ترجمه اساسی فروید به نام نوروز وسواس نامیده شد (نوربخش و معنوی، بدون تاریخ). پس از آن انجمن روانپزشکی آمریکا با انجام آزمایشها و مطالعاتی روی بیماران مبتلا به obsession و compulsion، در سومین چاپ DSM، این دو بیماری را ترکیب کرده و به نام روان رنجوری وسواس فکری- عملی نامگذاری کرد (راپاپورت[7]، 1988).

 

 

ماهیت اختلال وسواسی-اجباری

اختلال وسواسی-اجباری همانند هراس‌ها و دیگر حالتهای اضطرابی به گونه‌اي سنتی به عنوان یک اختلال روان آزردگی[8] به شمار مي‌رود. اصطلاحات دیگری که برای توصیف این اختلال معمولا به کار گرفته می‌شود عبارتند از: نوروز وسواس فکری-عملی، بیماری وسواس فکری- عملی یا صرفاً اختلال وسواس فکری-عملی یا اختلال وسواس عملی (هالندر، کوهن[9] و سیمون[10]، 1994؛ به نقل از اندوز و طباطبایی، 1381). اختلال وسواسی-اجباری با افکار یا اعمال وسواسی عودکننده‌اي که موجب پریشانی مي‌شوند و اغلب زندگی روزمره فرد را مختل مي‌سازند، مشخص مي‌شود. وسواس‌ها عبارتند از افکار، تصاویر ذهنی، تکانه‌های ناخواسته و مزاحم. این وسواس‌ها معمولاً از جانب فرد ناسازگار، بی معنی، نا پذیرفتنی و مقاومت ناپذیر تلقی می‌شوند. وقتی وسواس (وسواس فکری) اتفاق می‌افتد با احساس ناراحتی یا اضطراب و نیز تمایلی برای خنثی سازی (جبران) وسواس و پیامد‌های آن همراه است. بی اثر سازی غالبا شکل رفتار اجباری (از قبیل شستن یا وارسی کردن) را به خود مي‌گیرد. این رفتار با یک احساس مقاومت در انجام رفتار وسواسی همراه مي‌شود. گاهی اوقات نیز رفتارهای بی اثرساز شامل تغییراتی در فعالیت‌های ذهنی مي‌گردند مانند این که فرد در پاسخ به یک فکر وسواسی بخواهد آگاهانه به چیز دیگری بیندیشد. همچنین گاهی اوقات نیز رفتارهای اجتنابی مشاهده مي‌شود، مخصوصا اجتناب از موقعیتهایی که مي‌توانند افکار وسواسی را برانگیزانند (سالکوسکیس و کرک[11]، 1989).

سیمایه‌ي اصلی وسواسی این است که بیماران معمولاً وقتی در حالت آرامش قرار دارند، افکار و رفتار وسواسی خود را بی معنی و یا بیش از حد تلقی مي‌کنند. از لحاظ بالینی پدیده‌های وسواس فکری و عملی را معمولا به دو دسته افکار وسواسی بدون رفتارهار آشکار (اندیشناکی‌های وسواسی) و وسواس‌های توام با رفتارهای آشکار (آیین مندی‌های وسواسی) تقسیم کرده‌اند (راکمن و ‌هاگسون، 1980؛ به نقل از سالکوسکیس و کرک، 1989). در مدل روان شناختی وسواس اهمیت کارکرد وسواس‌های آشکار و نهان (به عنوان رفتارهای بی اثرساز) مورد تاکید قرار مي‌گیرد. بر این اساس وسواس‌ها، افکار، تصاویر ذهنی و تکانه‌های مزاحم و غیر ارادی که معمولا افزایش اضطراب را همراه دارند، در حالی که رفتارهای بی اثر ساز رفتارهایی ارادی هستند که بیمار به منظور کاهش اضطراب (و یا کم کردن احتمال خطر) آنها را انجام می‌دهد (راکمن، 1998). البته ناگفته نماند که رفتار بی اثر ساز نهانی بیمار از بسیاری جهات مشابه افکار وسواسی است. اکنون در روانپزشکی اختلال وسواسی-اجباری به عنوان زیر مجموعه‌اي از اختلالات اضطرابی تلقی مي‌شود که عنصر مشترک تمام این اختلالات وجود اضطراب و نگرانی مي‌باشد. در واقع یک رشته وسواس‌های فکری یا عملی که فرد از خود نشان مي‌دهد غالباً در سطحی است که عملکرد روزانه او را تحت تاثیر قرار مي‌دهد و یا موجب درماندگی و شکایت او مي‌شود. در تشخیص روانپزشکی اختلال فوق نیز معمولا بر این مساله تاکید بسیار مي‌شود (هالندر و همکاران، 1994؛ به نقل از اندوز و طباطبایی، 1381).

[1] Wartborg

[2] Karl-westfal

[3] Janeh

[4] Psychasthenia

[5] Teston&Kova

[6] Keraplin

[7] Rapaport

[8] Neurotic disorder

[9] Kohen

[10] Simon

[11] Kirk