خرید و دانلود پایان نامه تشویق و تنبیه

فوریه 6, 2019 0 By 92

… دارند.
مشاور به عنوان فردی که مورد اعتماد افراد جامعه قرار می‏‌گیرد و به منظور رفع مشکلات آنها شناخته می‏‌شود، رسالت سنگینی بر عهده دارد. برای جلوگیری از پدیده انتقال متقابل که یکی از خطر‏های جلسه درمان می‏‌باشد لازم است تا مشاور به محدودیت‌‏ها و نقطه ضعف‌‏های خودآگاهی داشته باشد تا در جلسه درمان آنها را وارد جلسه ننماید. به همین منظور بررسی بعد “خود” برای مشاور بسیار با اهمیت‌تر است تا برای افراد دیگر.
درمان‏گران باید به قدر کافی به عمق برسند و به زندگی خودشان گشوده باشند تا به آنها امکان دهد بدون از دست دادن درک هویت خود به دنیای ذهنی درمان‏جویان خویش وارد شوند (کری ، 2004، ترجمه سید محمدی، 1387).
“رشد خود” می‏تواند در حیطه‌‏های متفاوتی مورد بررسی قرار گیرد که این حیطه‌‏ها عبارتند از شناختی ، رفتاری ، انگیزشی ، هیجانی .
با توجه به اینکه مشاوران نه تنها از جنبه شغلی، بلکه از جنبه معنوی دارای رسالت خاصی می‏‌باشند، کمک به مشاوران برای دستیابی به “رشد خود” باعث انسجام شخصیت آنان می‏‌گردد. تنها در‏این صورت است که می‏‌توانند در برخورد با مسایل و مشکلات راهکار‏‏‏های منطقی‌تری ارائه دهند. از سوی دیگر شناسایی میزان “رشد خود” آنها در ابعاد مختلف لازمه ‏این امر است. بنابراین فراهم کردن ابزاری برای مشاوران به منظور مطالعه در مورد ویژگی‌‏‏‏های رشد ضروری به نظر می‏‌رسد و هدف اصلی پژوهش حاضر را دربر می‏‏گیرد.
این پرسشنامه قصد دارد تا میزان “رشد خود” مشاور را مورد ارزیابی قرار دهد.
با توجه به اهمیت موضوع و محدودیت‌‏های موجود مبنی بر اینکه در جامعه ایران ابزار‏های دقیق و معتبر که بتواند میزان “رشد خود” مشاوران را مورد سنجش قرار دهد تدوین یا هنجاریابی نشده است و ضرورت توجه به آزمون‏ها و پرسشنامه‌‏های استاندارد شده، پژوهش حاضر درصدد بررسی ابعاد مهم “رشد خود” بوده و به این منظور به تدوین و هنجار کردن این پرسشنامه‌ اقدام شده است. به عبارتی مساله پژوهش حاضر این است که آیا می‏‌توان با تدوین پرسشنامه‏ای، هنجار معتبری برای سنجش ابعاد مختلف “رشد خود” مشاوران را فراهم کرد؟
به عبارتی مساله پژوهش حاضر ‏این است که آیا می‏‌توان با تدوین پرسشنامه‏ای، هنجار معتبری برای سنجش ابعاد مختلف “رشد خود” مشاوران شاغل در خانه‏های سلامت شهرداری تهران فراهم کرد.
این نکته نیز قابل توجه است که در کشور ما برای سنجش “رشد خود”، مطالعه‏ای در دسترس نمی‌باشد و از‏ این رو تدوین و هنجاریابی پرسشنامه‏ای که به سنجش “رشد خود” مشاوران در ابعاد مختلف بپردازد و ارائه راه‌‏‏‏های شکل‌گیری “رشد خود” آنان، می‏تواند گامی ‏مفید در ‏این خصوص باشد.
1-3-هدف‌‏‏‏های پژوهش

1)تعیین مولفه‏‏های و محتوای پرسشنامه سنجش “رشد خود” در جامعه مشاوران.
2)تعیین ساختار عاملی پرسشنامه “رشد خود”.
3)تعیین میزان روایی پرسشنامه محقق ساخته.
4)تعیین میزان پایایی پرسشنامه محقق ساخته.
5)تعیین تفاوت معناداری میزان “رشد خود” بین زنان و مردان.
6)تعیین هنجار‏های مناسب برای پرسشنامه “رشد خود”.
1-4-اهمیت موضوع پژوهش
با توجه به اینکه مشاوران نه تنها از جنبه شغلی، بلکه از جنبه معنوی دارای رسالت خاصی می‏‌باشند، کمک به آنها برای دستیابی به “رشد خود” باعث انسجام شخصیت آنان می‏‌گردد. تنها در‏این صورت است که می‏‌توانند در برخورد با مسایل و مشکلات راهکار‏‏‏های منطقی‌تری ارائه دهند. از سوی دیگر شناسایی میزان “رشد خود” آنها در ابعاد مختلف لازمه این امر است. بنابراین فراهم کردن ابزاری برای مشاوران به منظور مطالعه در مورد ویژگی‌‏‏‏های رشد ضروری به نظر می‏‌رسد و ‏این نکته نیز قابل توجه است که در کشور ما برای سنجش میزان “رشد خود” مشاوران ابزار خاصی تدوین نشده است، از‏ این رو تدوین و هنجاریابی ابزاری که به “رشد خود” در ابعاد مختلف بپردازد می‏تواند گامی‏ مفید در ‏این خصوص باشد.
1-5-پرسش‌‏‏‏های پژوهش
این پژوهش با هدف ساختن آزمون در پی پاسخ‏گویی به سوال‌‏‏‏های زیر است:
1)مولفه‌‏‏‏ها و محتوای پرسشنامه سنجش “رشد خود” در جامعه مشاوران کدامند؟
2)پرسشنامه “رشد خود” از چه ساختار عاملی برخوردار است؟
3)پرسشنامه‏ای که بر اساس مولفه‌‏‏‏ها و محتوای “رشد خود” ساخته می‏‌شود تا چه اندازه از روایی قابل قبولی برخورداراست؟
4)پرسشنامه‏ای که بر اساس مولفه‌‏‏‏ها و محتوای “رشد خود” ساخته می‏‌شود تا چه اندازه از پایایی قابل قبولی برخوردار است؟

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5)آیا بین زنان و مردان در پرسشنامه “رشد خود” تفاوت معناداری وجود دارد؟
6)هنجار‏‏‏های مناسب برای پرسشنامه “رشد خود” چگونه است؟
1-6-تعریف واژه‌‏‏‏ها و اصطلاحات
خود: خود، یک فرایند یا مجموعه برای سازماندهی تجربه ذهنی است و شامل حس‏‏ها، احساسات، افکار و نگرش‏‏های فرد نسبت به خودش و دنیای پیرامونش می‏شود. این ویژگی فرد را از دیگران جدا می‏‏کند (کو‏‏هات، 1971، 1977، 1984 به نقل از بانای و همکاران، 2005).
کو‏هات مفهوم خود را به عنوان محور اصلی شخصیت (ایگل، 1984) در نظر می‏‏گیرد که به توصیف کمال شخصیت بالغ و سالم و همچنین شکل‏گیری بیماری‏‏های شخصیتی می‏‏پردازد (بانای و همکاران، 2005).
مشاور: از دید پاترسون (1937) مشاور فردی است که در حل مشکلات روانی مهارت دارد. از دید آرباکل (1977) مشاور به بررسی و تجزیه و تحلیل مشکل مراجع پرداخته و او را موارد ناشناخته آگاه می‏سازد و عوامل ناخواسته و مزاحم را تغییر می‏دهد و زندگی بهتر و مطلوب‏تری را برای مراجع فراهم می‏کند (شفیع‏آبادی، 1386).
خانه سلامت: با توجه به هویت‏های قومی ‏اجتماعی و فرهنگی موجود در محله‏ها وگرایش به مدیریت محل‏های می‏‏توان پروژه شهر سالم را در مقیاس کوچک محله به نام “محله سالم” به اجرا گذاشت و در هر محله ستادی به عنوان “خانه سلامت” برای اجرای پروژه و هدایت و رهبری برنامه‏‏ها زیر نظر شهرداری منطقه تشکیل شده است. خانه سلامت هدایت و رهبری اجرای پروژه محله سالم در محلات شهر تهران را بر عهده دارد (سایت شهرداری).
روایی: مراد از روایی آن است که ابزار اندازه‏گیری برای هدف مورد نظر یعنی اندازه‏گیری متغیر پژوهش از کارایی لازم برخوردار باشد. به عبارت دیگر، روایی مستلزم آن است که ابزار پژوهش همان متغیری را اندازه‏گیری کند که پژوهشگر قصد اندازه‏گیری آن را دارد (پاشاشریفی، 1381).
پایایی: پایایی، سه معنای متفاوت دارد. یک معنای پایایی و ثبات و پایایی نمره‏های آزمون در طول زمان است. بدین معنا که اگر یک آزمون چندبار تحت شرایط یکسان درباره یک آزمودنی اجرا شود، نمره وی در همه موارد یکسان باشد. معنای دوم پایایی به همسانی درونی آن اشاره دارد و مفهوم آن این است که سوال‏های آزمون تا چه اندازه با یکدیگر همبستگی متقابل دارند و همه سوال‏های آزمون یا ابزار سنجش، سازه واحدی را می‏‏سنجد. سومین معنای پایایی به درجه توافق ارزشیابان مختلف اطلاق می‏شود. بدین معنا که اگر دو یا چند ارزشیاب متغیری را که با ابزار واحد و در شرایط یکسان درباره یک آزمودنی به دست آمده است بدون اطلاع یکدیگر نمره‏گذاری کنند، باید بین نمره‏های آنان همخوانی وجود داشته باشد (پاشاشریفی، 1381).
هنجاریابی: عبارت است از حد متوسط حالات، معلومات یا خصیصه افرادی که در یک آزمون شرکت داشته‌اند و تعداد حالات، معلومات یا خصایص افراد دیگر را می‌توان با آن سنجید تا مشخص شود که فرد در مقایسه با افراد متجانس و مشابه خود در چه وضعیتی قرار دارد. به عبارت ساده‌تر میانگین نمره‏ها گروه مرجع را نرم می‌گویند. آزمودنی‌ که قرار است نمره او با نرم گروه مرجع تفسیر شود باید شبیه به آزمودنی‌های آن گروه باشد (کرمی، 1387).
نرم‌ها، دارای انواع متعددی هستند که معروف‏ترین آنها عبارتند از نرم سنی، کلاسی، درصدی و نمره‌های معیار یا ترازشده. البته نرم‌های کلاسی و سنی را تحت عنوان “نرم‌های تحولی” و نرم‌های درصد و ترازشده را تحت عنوان “نرم‌های درون‌گروهی” نیز معرفی کرده‌اند (بهرامی، 1377).
2-فصل دوم – ادبیات پژوهش
2-1-بخش اول – بررسی خود
2-1-1-شناخت انسان
به راستى انسان کیست؟ و چه کسى را مى‏توان انسان نامید؟ آیا آفریده‏اى با این همه گوناگونى و دگرگونى را مى‏توان تعریف کرد؟ آیا انسان فطرت و سرشت ثابت و از پیش تعیین شده‏اى دارد؟
در پاسخ به این سوال‏ها ثَبات و تعریف پذیرى طبیعت و ماهیت انسان اهمیت دو چندانى پیدا می‏کند، زیرا گلوگاه و گردنه اصلى در میان پرسش‏‏هاى به میان آمده به شمار مى‏آید. در این باره پاره‏اى از اومانیست‏هاى دوره رُنسانس به روشنى ابراز مى‏داشتند: انسان هیچ طبیعت و فطرت ثابت و ویژه‏اى ندارد. این گفته برابر همان نظریه اگزیستانسیالیست‏ها در قرن بیستم است که مى‏گویند: همه موجودات ماهیت دارند اما انسان ماهیت ندارد. انسان وجود دارد و وجود او مقدم بر ماهیت اوست. معناى ساده این سخن این است که تمام آفریدگان هویت و سرشت تعریف شده و ثابتى دارند و تنها انسان است که هیچ ماهیت روشنى ندارد (سایت حوزه).
در چشم‏انداز تاریخ تمدن بشری نیز، موضوع شناخت انسان و ابعاد مربوط به او همیشه به عنوان سوالی اساسی مطرح بوده و از دوران یونان باستان، سقراط حکیم با گفته معروف “خود را بشناس، زیرا زندگی آزمون نشده ارزش زیستن ندارد” (دانیلز ، 1992، ترجمه فصیح،1380)؛ در مقابل سوفسطاییان که شناخت واقعیت را ممکن نمی‏دانستند، با روشی معتدل و بیانی استوار و مطمئن، انسانها را به تامل در نفس خویشتن دعوت می‏کرد تا در درون خود گوهر الهی را کشف کنند، و از نو آن عقل ربانی که جهان را روشن ساخته است را نیز، در ضمیر خویش نیز مشاهده کنند (طالب زاده، 1379، به نقل از اژه‏ای، 1380).
یکی از بحث برانگیز‏ترین سازه‏هایی که پیرامون شناخت انسان توصیف شده است، شخصیت می‏‏باشد.
2-1-2-شخصیت
در روان‌شناسی، شخصیت این گونه، تعریف می‏‏‏‌شود: “شخصیت مجموعه تفکیک‏ناپذیر آن خصایص بدنی و نفسانی است که شناخته دوستان نزدیک شخص یا به عبارت دیگر، آن نقاب یا ماسکی است که فرد برای سازش با محیط، که در حقیقت نوعی بازیگری در صحنه زندگی است، به چهره خود نهاده است” (ایزدی، 1351، به نقل از کریمی‏، 1388).
اولین نظریه‏ای که به لحاظ تاریخی شخصیت را ساختاربندی کرده است، نظریه روان‏کاوی فروید می‏باشد.
2-1-3-نظام شخصیت از دیدگاه فروید
فروید در سال 1923 با تعریف مفاهیم نهاد، من و فرامن که به جنبه‏‏‏های مختلف کنش فرد اطلاق می‏‏‏‏شود، الگوی سازمان یافته‏ای از نظریه روان‏کاوی به وجود آورد. در واقع‏ این مفاهیم اولین کار‏‏های بزرگ نظریه‏ای فروید بودند. این مفاهیم یک توصیف از ذهن و کارکرد‏‏های آن را ارائه می‏‏‏‏کند که در اولین نگاه تازه و انقلابی به نظر می‏‏‏‏رسند و تمام نوشته‏‏‏های روان‏تحلیل‏گران از آن تاریخ به بعد، حداقل از نظر واژه‏شناسی به آنها‏ اشاره دارد.
با تعریف فروید نهاد سیستم ابتدایی شخصیت است و هنگام تولد شخص سراپا نهاد است. نهاد منبع اصلی انرژی و جایگاه غرایز است. نهاد بی نظم و کور، پرتوقع و مضر است. نهاد که طبق اصل لذت عمل می‏کند، (اصلی که هدف آن کاستن از تنش، اجتناب از درد و کسب لذت است)، غیر منطقی و غیر اخلاقی است و برای ارضاء نیاز‏‏های غریزی برانگیخته می‏‏‏‏شود. نهاد فکر نمی‏کند بلکه فقط “می‏‏‏‏خواهد” یا “عمل می‏کند”. نهاد عمدتاً ناهشیار و یا خارج از آگاهی است (فیست و فیست ، 2005، ترجمه سید محمدی، 1388). در مقابل آن فرامن نماینده درونی شده ارزش‏های سنتی، کمال مطلوب‏ها و معیارهای اخلاقی جامعه است. به صورتی که توسط والدین برای فرد (کودک) تفسیر شده و از طریق نظام تشویق و تنبیهی که نسبت به کودک اعمال شده، تقویت گردیده است. فرامن برای کمال تلاش می‏کند (نوردبی و هال ، 1974، ترجمه ‏پژوه و دولتی، 1381). در ادامه به تعریف “من” می پردازیم.
2-1-3-1-من
با بررسی سیر مطالعاتی فروید بر روی “من” متوجه می‏‏‏‏شویم که او طی سه مرحله مفهوم “من” را مورد بررسی قرار داده است. در ابتدا فروید “من” را با حداقل وضوح به عنوان عاملی قابل مبادله با شخصیت خود فرد یا “خود” معرفی می‏کند. در این دید، “من” همراه با فرایند خود که “عملکرد‏‏های دفاعی ” است معرفی شده است. در واقع در این دید “من” به عنوان عامل جلوگیری کننده از ورود خاطرات دردآور به آگاهی مفهوم پردازی شده است. در دید دوم، فروید جنبه اصلی عملکرد “من” را مشخص کرد: فرایند ثانویه (باور‏‏ها و‏ ایده‏‏‏های عقلانی-هشیار)، اصل واقعیت و سرکوبی . در دید سوم که با مقدمه فروید از “مدل ساختاری” آغاز شد، “من” را به عنوان یک سیستم مرتبط با نهاد (تکانشی و با ‏ایده‏‏‏های غیر عقلانی) و فرامن (هشیار)، معرفی نمود. در‏ این دیدگاه “من” یک بخش از سازمان سه گانه شخصیت است. با این کار فروید در واقع “من” را به عنوان نمایند‏‏ه‏ای فعال، با علاقه‏ها مستقل خودش نسبت به پاسخ دهی به فشار‏‏های روانی دیگر (تضاد‏ها، ضوابط اخلاقی، پاسخ به دیگران) معرفی می‏کند. من با دنیای بیرونی واقعیت تماس دارد. من به عنوان “پلیس راهنمایی” بین غرایز و محیط اطراف میانجی می‏‏‏‏شود، هشیاری را کنترل می‏کند و سانسورچی است. من طبق اصل واقعیت عمل می‏کند، تفکر منطقی انجام می‏دهد و اعمال را برای ارضاء کردن نیاز‏‏ها برنامه ریزی می‏کند (فیست و فیست، 2005، ترجمه سید محمدی، 1388).
از دیدگاه روان کاوی فروید دیدگاه‏‏های بسیاری منشعب شدند. یکی از آنها “روان‏شناسی من” می‏باشد.

نمودار2- 1-نظریه‏‏‏های عمده منشعب از روان‏کاوی
(منبع: سایت ویکی‏پدیا)
2-1-4-روان‏شناسی من
این نظریه بیان می‏دارد که “من” نقش‏های موازی دیگری در زندگی درون روانی ایفا می‏کند. برخی از این نقش‏ها عبارتند از: کارگذاری اهداف، جستجو در پی رقابت، کوشش برای سلطه و شکوفایی استعداد نهانی (‏هارتمن ، 1964 به نقل از میلون، لرنر و وینر، 2003). با این دیدگاه به نظر می‏رسد “من” به جای آنکه موجودیتی باشد که به خواسته‏‏های نهاد و فرامن و دنیای بیرونی به سادگی پاسخ می‏دهد، مستقل و آزاد از هرگونه تعارض است. روان‏شناسی من، مراحل من را برای ارتباط شی و روان‏شناسی خود مفهوم سازی مجدد می‏کند (میلون، لرنر و وینر، 2003).
2-1-4-1-جین لوینگر
از نظر لوینگر “من” بعد محوری شخصیت است، بعدی که از نظر اهمیت، تنها نسبت به هوش در درجه دوم اهمیت قرار دارد. این مولفه به مثابه “چارچوب ارجاع” یا نقش‏‏هایی جهت “درک خود و جهان پیرامونی” جهت‏گیری پیوسته و غالب فرد نسبت به خود و جهان را در بر دارد. کنش “من”، جستجو برای تجربه کردن معانی منسجم و هماهنگ با چارچوب ارجاع فرد است و بنابراین “قابل مقایسه با کنش سیستم ‏ایمنی است”، زیرا سیستم روانی فرد را از طریق تصفیه اطلاعات که تعادل حیاتی او را مختل می‏‏‏‏سازد، حفظ می‏کند (لوینگر، 1996).
منطق حاکم بر نظریه لوینگر این است که “من” مطابق با یک توالی منظم و مرحله‏ای تحول می‏‏‏‏یابد و در حین عبور از مراحل نه تنها در هر یک از زمینه‏‏‏های مهمی ‏‏مانند “مهار تکانه”، ‏”اشتغال‏های هشیار”، “سبک شناختی”، “پیچیدگی شناختی” و ادراک‏ها و مفاهیم استنباط شده از جهان بین فردی، بلکه یکپارچه کردن زمینه‏‏‏های نامبرده نیز تحول می‏‏‏‏یابد (‏‏هاوسر ، 1993).
این بدان معنی نیست که “من” دارای مراحلی از عدم تعادل نباشد، در واقع تناقض در تجارب توان بالقو‏‏ه‏ای برای ‏ایجاد دوره‏‏هایی از عدم تعادل دارد که خود باعث تسهیل حرکت از مرحله‏ای به مرحله بالاتر می‏‏‏‏شود (لوینگر، وسلر و ردمور ، 1970؛ بست ، هاوسر و آلن ، 1997 به نقل از اسمن ، 2000).
پس از انشعاب نظریه روان‏شناسی من از روان‏کاوی نظریه‏های دیگری نیز ظهور کردند. یکی از این نظریه‏ها روان‏شناسی خود می‏باشد که به صورت تاریخچه‏ای مبنای این پژوهش قرار گرفت.
2-1-5-روان‏شناسی خود
روان‏شناسی خود از دل قسمتی از روان‏تحلیل‏گری که علاقه به جمع‏آوری سخت‏گیرانه اختلال‏‏های شخصیت و دیگر اشکا