دانلود پایان نامه درمورد
جنگ جهانی دوم، جامعه شناسی، مدرن سازی

دانلود پایان نامه درمورد جنگ جهانی دوم، جامعه شناسی، مدرن سازی

آذر ۷, ۱۳۹۷ 0 By admin3

م توسعه، کشورهای در حال توسعه، کشورهای عقب نگه داشته شده وکشورهای بی توسعه سروکار دارد، اما در گفتار چهارم به انواع نظریات توسعه که از سوی نظریه پردازان ارائه شده است پرداخته ام، درگفتار پنجم به برسی نظریات توسعه توجه شده است که از مهم ترین بخش های این تحقیق می باشد، در گفتار ششم دیدگاه مکتب وابستگی را درباره مفهوم توسعه را مورد بحث و برسی قرار داده ام و در آخر ابتدابه برسی نظریه پردازان متاخرمیپردازیم ودیدگاههای را بیان نموده وسپس به طورخلاصه به نظریات آدریان لفت ویچ می پردازیم.
درفصل سوم به بحث وبرسی نظریات آدریان لفت ویج درمورد دولت توسعه گرا اشاره می کنم که این نظریات را به طور اجمالی به بحث وبرسی آن خواهیم پرداخت. دراین فصل ابتدا مقدمه ای از آدریان لفت ویچ بیان کرده سپس درگفتار اول به بحث وبرسی الویت سیاست درتوسعه پرداخته ایم وبعد ازآن درگفتار دوم به برسی نظریه دولت دموکراتیک توسعه گرا از دیدگاه آدریان لفت ویچ می پردازیم اما بعد از طرح این مباحث به تجزیه تحلیل مسئله آرمان دولت های توسعه گرا درگفتار سوم پرداخته ام، اما در گفتارچهارم به برسی ویژگی های این دولتها یعنی دولتهای توسعه گرا پرداخته شده است،سپس درگفتار پنجم بطور خلاصه به ویژگی های دولت توسعه گرا اشاره شده است.
در فصل چهارم که این فصل شامل یک مقدمه وسه گفتار می باشد، درگفتار اول به مسئله ایران درزمان پهلوی اول پرداخته شده است، درگفتار دوم به برسی ایران درزمان پهلوی دوم پرداخته شده است ودرگفتار سوم که بحث اصلی واساسی دراینفصل می باشد به برسی دولت هویدا پرداخته می شود.
با توجه به مسائلی که درفصل های گذشته مطرح شد وبه بحث وبرسی مطالب پرداخته شد درفصل پنجم به برسی این نکته بسیار مهم واساسی می پردازیم کهدولت توسعه گرایی هویدا با معیارهای توسعه گرایی از دیدآدریان لفت ویچ مطابقت دارد. ودر نهایت به فصل آخر این تحقیق می پردازیم که از مهم ترین بخش هایی این تحقیق به شمار می رد.
درفصل پنجم به برسی این موضوع می پردازم، آیا دولت توسعه گرایی هویدا با معیارهای توسعه گرایی آدریان لفت ویچ مطابقت دارد؟وبعد ازبحث وبرسی در این رابطه درآخر نتیجه گیری در این رابطه به سمع ونظر خوانندگان عزیز تقدیم می کنم.
فصل دوم:
مباحث نظری توسعه
مقدمه:
توسعه را می توان از مفاهیمی دانست كه بعد از جنگ جهانی دوم به طور جدی موردتوجه صاحبنظران وپژوهشگران علوم انسانی و سیاستمداران، در دولت های ملی قرار گرفته است. ازآن زمان تاکنون کمترواژه ایست که این همه درعرصه های سیاست داخلی و خارجی بر سر زبان ها جاری باشد. توسعه ومسایل آن به همین صورت جای خود را در درس ها و بحث های دانشگاهی نیز باز کرده است و در برخی رشته های درسی جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. مسئله توسعه در عرصه نظریه پردازی های اجتماعی و سیاسی نیز جایگاه مهمی به دست آورده است. در میان اندیشمندان این عرصه گروهی توسعه را فرآیند تغییر در ابعاد گسترده اجتماع، كه توسط سیاستمداران و دولتمردان یك جامعه برنامه ریزی می شود و به اجرا درمی آید تلقی می كنند وعده ای این فرآیند تغییر را نوعی دیگر از استعمار می دانند و توسعه را جانشین استعمار قلمداد می كنند ولی در مجموع می توان سه رویكرد عمده و سه نظریه مهم و مطرح، در باب توسعه را بدین ترتیب نام برد: ۱ نظریه مدرن سازی كه فرآیند انتقال صنعت و فناوری را برای شكل گیری توسعه ضروری می داند. ۲ نظریه وابستگی كه دیدگاهی بدبینانه به شكل گیری توسعه در كشورهای فقیر دارد. ۳ نظریه نئولیبرالیسم كه خصوصی سازی را یكی از مهمترین فرآیندهای شكل گیری توسعه می داند كه هر یك از سه نظریه نام برده شده دارای فواید و اشكالاتی بوده، كه اندیشمندان و محققان این عرصه به خوبی بدان پرداخته اند. همچنین می توان برای توسعه سه وجه كلی (سه خصیصه) را نیز برشمرد: ۱ رشد اقتصادی (كه بیشتر از طریق صنعتی شدن امكان پذیر است)، ۲ بازسازی اقتصادی (كه ناشی از اصلاح دستگاه های اداری و مشاركت دموكراتیك است) و ۳ مدرن سازی اجتماعی فرهنگی (كه بعضی از كشورها با این مسئله مخالفت دارند چرا كه اساساً آن را معادل غربی كردن جامعه و فرهنگ تلقی می كنند). در هر حال، اكنون كه به پایان قرن بیستم رسیده ایم و سال های نخستین قرن بیست و یكم را سپری می نماییم، می توانیم به قضاوت پیرامون دستاوردهای نظری مکاتب گوناگون در قرنی كه گذشت بپردازیم، از جنبه های گوناگون نظریه ها را به بوته نقد و قضاوت بسپاریم، و کشورها را با دیگر مقایسه كنیم و میزان توسعه نیافتگی مان را بشناسیم.
گفتار اول:- بند اول- توسعه چیست؟
مفهوم توسعه طی چند دهه اخیر معنایی بسیار متغیر و وسیع داشته است. در سال های اولیه پس از جنگ جهانی دوم این مفهوم را در همان معنای صرف اقتصادی به کار می برند. بنابراین درادامه این مبحث و موضوع باید اذعان نمود که اصطلاح “Development” که بهصورت فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح شده است، در لغت به‌معنای خروج از لفاف است و مراد از لفاف همان جامعه سنتی است که جوامع از بافت آن خارج میشوند. (ازکیا، ۱۳۷۷، ص ۷)
لازم به ذکر است، که جامعه هیچگاه کاملاً ایستا و بدون تغییر نبوده است. با وجود این برخی دگرگونیها نسبت به برخی دیگر اهمیت بیشتری دارد. قرن بیستم شاهد مجموعهای از دگرگونیهای اساسی است که در طی قرون ۱۶ تا ۱۹ بیشتر در اروپای غربی پدید آمده است که به ظهور سرمایهداری و دگرگونی سیمای جهان منجر گردیده است. ماهیت دگرگونیها، نوع، زمان و چگونگی ایجاد آن در جامعه از جمله مسایلی است که اختلافنظرهای گوناگونی درباره آن وجود دارد. برای درک ماهیت این گذار کوششهای زیادی به عمل آمد که به پیدایش مجموعهای از نظریات و مباحث پیرامون مفهوم توسعه انجامید. (روکس برو، ۱۳۷۰، ص ۱۲) .
توسعه یکی از مفاهیمی است که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم امروزه در بخش های مختلفی مورد توجه قرار گرفته است، توسعه در واقع نتیجه تکامل،‌ تغییر، رشد، ترقی یا نوسازی است. اما معنی علمی این کلمات، و نه معنی لغوی آن چیست؟ 
بند دوم- تکامل، تغییر، رشد، ترقی و نوسازی :
فیر چایلد در فرهنگ جامعه شناسی (۱۹۷۶)، تکامل را فرایند تغییری می‌داند که در آن هر مرحله جدید، علاوه بر ویژگی‌های خاص خود ویژگی‌های مرحله قبلی را نیز در بر دارد. به عبارت دیگر، تکامل، رشد یا توسعه‌ای است که در آن تداوم وجود دارد. پس تکامل نمودار فرایند تغییر در کمیت و کیفیت اجتماع به ویژه در شاخه فرهنگی است. تکامل ضمن اینکه در یک خط و مسیر جهانی سیر می‌کند تنوع در گونه‌ها را به وجود می‌آورد. هرگونه نیز خود مسیر تکاملی را طی خواهد کرد.
مفهوم کلی تغییر نیز در تعریف فرهنگ جامعه شناسی (۱۹۷۶) چنین است: تغییر شامل حرکت، تبدیل، تعدیل و روشن شدن است. تغییر زمانی رخ می‌دهد که شیئی یا عضوی از یک نظام اشیای متحرک از لحاظ موقعیت، در مسیری که ترتیبات ساختی نظام متفاوت است، جابجا شود. تغییر اجتماعی ممکن است مترقی یا پسرفتی باشد. همچنین ممکن است دایمی یا موقتی باشد. جامعه ‌شناسان معتقدند که دو نوع تغییر اجتماعی وجود دارد: یکی برنامه‌ریزی شده و دیگری بدون طراحی و برنامه‌ریزی قبلی.
برای آنکه رابطه تغییر اجتماعی و توسعه را درک کنیم، باید بدانیم که در علوم اجتماعی دو برداشت از تغییر اجتماعی وجود دارد: یک برداشت به مفهوم گسترده و برداشت دوم به معنای محدود. تغییر اجتماعی به معنی گسترده همان معنی اصطلاح توسعه را دارد. در تغییر اجتماعی، به معنی محدود، دگرگونی منحصر به واقعیت‌های اجتماعی یک دوره مدنظر است. معنی ترقی نیز حرکت در مسیر هدفی مشخص است. در فرهنگ جامعه شناسی جدید آمده است که تغییر در یک مسیر مورد انتظار، ترقی است؛ تغییری که شرایط یا پدیده‌های معینی را به عنوان اصلاح شرایط یا پدیده‌های قبلی به وجود می‌آورد.
در ادبیات جامعهشناسی توسعه با مفاهیم متعددی سر و کار داریم:
• توسعه؛ از دیدگاه اجتماعی توسعه رشدی هماهنگ، همبسته و موزون در همه ابعاد مادی، روانی و معنوی است. (نراقی، ۱۳۷۰، ص ۸۱) در تعریف توسعه سه نکته را باید مدنظر داشت. اولاً اینکه توسعه یک مقوله ارزشی است. ثانیاً جریانی چندبعدی و پیچیده است و ثالثاً همواره به سمت بهبود در حرکت است. (ازکیا، ۱۳۷۷، ص ۸)علمای علوم اجتماعی از توسعه تعاریف گوناگونی ارائه داده‌اند. مایکل تودارو بر این باور است که توسعه را باید جریانی چند بُعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. برخی از جامعه‌شناسان بر ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی تاکید دارند و توسعه را چنین تعریف کرده‌اند: توسعه ایجاد زندگی پرثمری است که فرهنگ آن را تعریف می‌کند. به این ترتیب، باید فرض کرد که توسعه دستیابی فزاینده انسان به ارزش‌های فرهنگی خاص توسعه است. 
• نوسازی مفهومی است که در کل، معادل فرایندی برای دگرگونی جامعه به کار می‌رود. اصطلاح نوسازی برای تحلیل مجموعه پیچیده‌ای از تحولاتی که در همه زمینه‌ها برای انتقال از جامعه سنتی به جامعه صنعتی رخ می‌دهد به کار برده می‌شد. نوسازی شامل تحولات در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روانی است.
• . رشد۱؛ مفهومی یکبعدی است که تنها به ازدیاد کمّی ثروت در جامعه اشاره دارد، در حالیکه توسعه مفهومی چندبعدی است که علاوه‌بر ازدیاد کمّی از تغییر کیفی در نظام اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز حکایت دارد.رشد در واقع در هر جامعه تغییرات کمی در سطوح فنی، صنعتی و کشاورزی است. اما باید در نظر داشت که جنبه‌های دیگر جامعه یعنی جنبه‌های جمعیتی، فرهنگی و سیاسی نیز رشد دارند، اما در تعریف رشد تاکید بیشتر بر جنبه‌های اقتصادی هر جامعه است.
• صنعتی‌شدن۲؛ صنعتی‌شدن نیز که عبارت از بازدهی مستمر و فزاینده نیروی کار با استفاده از ابداعات تکنیکی و سازمان منظم کار است، جنبهای از توسعه اقتصادی میباشد و بنابراین همانند رشد، مفهومی تک‌بعدی است.(ازکیا، ۱۳۶۵، ص ۶)
• توسعهنیافتگی۳؛ توسعهنیافتگی از دو قرن پیش آغاز شده، اما تنها پس از جنگ جهانی دوم توجه محافل رسمی بینالمللی و جامعهشناسان را به خود جلب کرده است. توسعهنیافتگی تنها به معنای فقدان توسعه نیست و نیز پدیدهای نیست که زاده درون جامعه توسعهنیافته باشد. بلکه توسعهنیافتگی را باید در ارتباط با توسعه شناخت؛ چراکه توسعهنیافتگی هنگامی به وجود آمد که توسعهیافتگی پدیدار گردید. در واقع هر دو مفهوم دو روی یک سکهاند.(نراقی، ۱۳۸۰، ص ۸۱) جامعهشناسی توسعه به بیان نحوه توسعهیافتگی جهان سرمایهداری پرداخته و در مقابل اینکه چرا جوامع غیر سرمایهداری به توسعه دست نیافتهاند از توسعهنیافتگی سخن میگوید.
• کمتوسعه؛ لفظ کمتوسعه نیز در سال ۱۹۴۹ برای مابقی جهان، توسط رئیس‌جمهور وقت آمریکا اطلاق گردید. (آزاد ارمکی، ۱۳۸۶، ص ۱۰)کشورهای کمتوسعه به غلط به کشورهایی اطلاق میشود که در پویش تاریخی خود نتوانستهاند مراحل توسعهنیافتگی را طی کرده و وارد مرحله توسعهیافتگی شوند و نسبت به کشورهای دیگر در حالت عقبتری قرار دارند، اما این واژه بهتر است معادل ملاحظات آماری مربوط به رشد یا کاهش سطح زندگی در نظر گرفته شود و همچنین بهجای این واژه از واژههای استثمار شده یا زیر سلطه بهره گرفته شود.(ازکیا، ۱۳۷۷، ص ۱۶)
• کشورهای درحال توسعه (رشد یابنده)؛ این اصطلاح تحت تأثیر ایدههای تطوری که بر سیر خطی تطور جوامع تأکید دارند شکل گرفته است؛ چون طرفداران این ایده فرایند توسعه را امری جهانی و توسعه اجتماعی جوامع صنعتی غرب را الگویی برای

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهپدیده‎ها، می‎شد،، ذاتاً،