روان درمانی اختلالات وابسته به مواد

روان درمانی اختلالات وابسته به مواد

مرداد ۲۶, ۱۳۹۷ Off By 92

روان درمانی اختلالات وابسته به مواد

 

۲-۴-۱- رویکرد درمانی روان پویشی

روان تحلیل گران تلاش می کنند، تا افراد مبتلا به اختلالات مربوط به مواد را نسبت به عوامل روانشناختی که باور دارند در پدیدایی الگوی مصرف مواد نقش دارند، آگاه سازند (کومر[۱]و گولد، ۱۹۹۷). در این روش به شناخت دفاع های مراجع و آگاهی از ضعف های ایگو و نحوه مقابله و توانایی های افراد تاکید می شود. در این روش به مراجع کمک می شود به خود آگاهی برسد و رشد کند تا بتواند با مشکلاتش رو به رو شود و  بر آن فائق آید (میشل[۲]، ۱۹۹۷).

 

۲-۴-۲- رویکرد مصاحبه انگیزشی[۳]

انگیزه در تصمیم گیری افراد جهت تغییر مصرف مواد نقش مهمی بازی می کند، در این روش بالا بردن انگیزه مراجعین بخش اصلی وظیفه درمانگر محسوب می شود. رویکرد مصاحبه انگیزشی با این فرض شروع می شود که مسئولیت پذیری و توانایی برای تغییر در درون مراجع قرار دارد، وظیفه درمانگر این است که مجموعه  شرایطی را خلق کند که انگیزش مراجع و تعهد او را برای تغییر افزایش دهد (میلر و رولینگ، ۱۹۹۱).

 

۲-۴-۳- رویکرد پزشکی

در این رویکرد فرد نه مسئول وابستگی خود است و نه مسئولیتی در قبال درمان یا تغییر دارد. مدل پزشکی در اعتیاد به اختلالات فیزیولوژیکی توجه می کند (دالی، مارلات و اسپوتس[۴]، ۲۰۰۳).

 

۲-۴-۴- گروه درمانی

روان درمانی گروهی یکی از انواع درمان های روانشناختی است که در راستای تغییر رفتار غیر انطباقی، تفکرات و احساسات افراد مبتلا به اختلالات هیجانی استفاده می شود. این درمان به شیوه های بلند مدت و کوتاه مدت برای افراد مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد به کار می رود (سادوک و سادوک، ۲۰۰۵). جلسات گروه درمانی برای اعتیاد جنبه حیاتی دارد. گروهها به مراجعان فرصتی برای یادگیری حقایقی راجع به اعتیاد و بهبودی به دست می دهند به طوری که آنها بهتر می توانند مشکلات مصرف مواد خود را درک کنند. مراجعان همچنین قدرت و امید را از همدیگر فرا می گیرند، یاد می گیرند که از حمایت اجتماعی بهره ببرند و احساس ارزشمند بودن داشته باشند زیرا آنها به دیگرانی کمک می کنند که در راه بهبودی از اعتیاد گام بر می دارند. اهداف گروه درمانی این است که فرصتی برای اعضایشان فراهم آورد تا اطلاعاتی درباره جنبه های مهم بهبودی از اعتیاد را به دست بیاورند (دیلی، مرکر، کارپنتر[۵]، ۱۹۹۷).

مطلب مشابه :  مفهوم شغل و تقسيم بندي مشاغل بر حسب فشار رواني

[۱] .Comer

[۲] .Mitchell

[۳] .Motivational interviewing Approach

[۴] . Daley,  Marlatt , Spotts

[۵] Daley, Mercer, Carpenter