سنجش قابلیت پذیر بودن اعطاء نیابت از سوی نمایندگان-دانلود پايان نامه ارشد حقوق

سنجش قابلیت پذیر بودن اعطاء نیابت از سوی نمایندگان-دانلود پايان نامه ارشد حقوق

مهر ۴, ۱۳۹۵ Off By 92

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

  اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر

قسمتی از متن پایان نامه :

 

گفتار سوم : موضوع نیابت

موضوع نیابت به چند رکن وابسته است و از جمله آن ممکن بودن انجام آن توسط معطی نیابت و قابلیت پذیری نیابت به دیگری و معلوم بودن موضوع هم در این گفتار باید بررسی شود که آیا نیابت از اموری است که علم اجمالی در آن کافی است یا باید معین ومشخص باشد؟

بند اول:امکان انجام بوسیله موکل

حسب ماده ۶۶۲ قانون مدنی «وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آنرا بجا آورد…….»علی الاصول ماده مزبور برای اهلیت موکل در انجام عمل حقوقی مورد وکالت مستند قرار می گیرد ولی باید بدانیم که توانایی موکل در بجا آوردن مورد وکالت ، مفهومی گسترده تر از اهلیت دارد . چنانکه ورشکسته اهلیت معامله کردن را دارد ولی توانایی تصرف در اموال خود را به لحاظ رعایت حقوق طلبکاران از دست داده است و به همین خاطر نمی تواند به دیگری برای انجام معامله نسبت به آن اموال وکالت دهد . همچنین است ناتوانی مالکی که حق فروش ملک خود را به دلیل اینکه نزد دیگری رهن است یا این حق در سند خرید از او سلب شده است ندارد. یا مستاجری که حق انتقال به غیر از او گرفته شده است  یا پدر و مادری که نمی توانند تکلیف حضانت فرزند را از خود سلب و به دیگری دهند یا شریکی که امکان اخذ به شفعه را از خریدار ملک مشاع ندارد و مانند اینها. پس باید بگوئیم در هر مورد که به دلیل حجر یا نداشتن حق تصرف یا موانع اخلاقی و نظم عمومی موکل توانایی انجام کاری را ندارد نمی تواند برای بجا آوردن آن کار به دیگری وکالت دهد.[۱]   گفته شد توانایی حقوقی تا تصور نشود که ناتوانی عملی موکل نیز از موانع نفوذ وکالت است . بنابراین اگر شخصی به دلیل بیماری یا زندانی شدن نتواند برای تنظیم سند رسمی یا انجام معامله ای حاضر شود و به دیگری وکالت دهد هیچکس در نفوذ چنین وکالتی تردید ندارد زیرا وکالت برای برداشتن همین گونه موانع و راهگشایی برای موکل است تا گرفتاری ها و مشکلات عملی نتواند او را از انجام اعمال حقوقی مورد نیاز باز دارد.اختلاف شده است که آیا توانایی موکل در زمان وکالت شرط صحت عقد است یا کافی است که در زمان اجرای وکالت این اختیار را داشته باشد ؟ برای مثال اگر کسی به دیگری وکالت دهد تا خانه ای را که خواهد خرید او بفروشد یا زنی را که می گیرد طلاق دهد یا دینی را پیدا کند بپردازد آیا وکالت را باید نادرست دانست یا کافی است که هنگام اجرای نیابت ناتوانی موکل از بین رفته باشد[۲]؟ ظاهر ماده ۶۶۲ قانون مدنی نظر کسانی را تایید می کند که توانایی موکل را هنگام توکیل شرط می دانند ولی برای منطبق ساختن این ظاهر با اصول حقوقی باید توجه داشت که مقصود از توانایی موکل در کاری که به نیابت انجام می دهد این نیست که بجا آوردن آن نیاز به مقدمه و تمهید اسباب نداشته باشد بلکه کافی است که تمهید مقدمه و اسباب نیز در حد و توان او باشد چنانکه در عقد مضاربه نیز با اینکه مضارب هیچ کالایی برای خرید یا فروش ندارد به عامل برای معاملات مکرر نیابت می دهد و هیچ کس در نفوذ آن تردید نمی کند زیرا صاحب سرمایه نیز خود توانایی حقوقی برای انجام آن معاملات را دارد. بنابراین در موردی که موکل دارای حقی است ولی شرایط اجرای حق فراهم نیامده است به گونه ای که در دید عرف نمی توان ادعا کرد که موکل به حکم قانون اختیار ندارد وکالت درست است. برای مثال فرض کنیم شوهری که حق طلاق دادن زن خود را دارد در طهر مواقعه به دیگری وکالت دهد در این فرض با اینکه دادن طلاق در زمان توکیل ممکن نیست نمی توان گفت شوهر برای انجام کاری نیابت داده است که خود توانایی آنرا ندارد زیرا رفع مانع نیز در حد توان اوست.[۳] در مواردی که انجام عمل حقوقی منوط به کاری است و موکل برای هردو وکالت می دهد نباید او را نسبت به عمل حقوقی ناتوان پنداشت . برای مثال با اینکه فروش خانه ای منوط به تملک آن است اگر کسی به دیگری وکالت دهد . تا خانه ای را برای او بخرد سپس آن را بفروشد نمی توان گفت وکالت در فروش به دلیل ناتوانی موکل در انجام کار هنگام توکیل باطل است . همچنین است در مورد مردی که برای تزویج وطلاق زنی به دیگری وکالت می دهد یا برای فروش مال وقبض ثمن و.. مانند اینها.

مطلب مشابه :  سنجش ريشة حقوق بشردوستانه در اسلام و تاکید کتاب مقدس قرآن-دانلود پايان نامه ارشد حقوق

بند دوم:قابلیت پذیری اعطاءنیابت

همانطور که می دانیم نیابت جوهر وکالت است بنابراین وکالت در اموری امکان دارد که مباشرت موکل در آن ضروری نباشد و بتواند به نیابت واگذار شود به عبارت دیگر در اموری که سلطه موکل از شخصیت او جدا شدنی نیست در اثر وکالت نمی توان این سلطه را به دیگری داد تا به نام موکل آنرا اجرا کند آنهایی که وکالت را ویژه انجام اعمال حقوقی نمی دانند درباره اموری که دارای قابلیت نیابت است به تفصیل بیشتر نیاز دارند ولی هرگاه وکالت به معنای خاص خود تنها ناظر به انعقاد قرارداد ها و ایقاعات باشد تمییز موضوع هایی که نیابت پذیر است آسانتر و تمهید اصلی که بتواند در موارد تردید راهنما و گره گشا شود ساده تر خواهد بود  بر این مبنا از استقراء در مواد قانون مدنی و ارتباط اعمال حقوقی با شخصیت اشخاص می توان بزودی دریافت که بندرت مسائلی وجود دارد که قانونگذار نیابت را در آن منع کرده است پس باید بر اساس غلبه برای انجام همه اعمال حقوقی توکیل قابل امکان باشد مگر در جائیکه قانون یا ضرورتهای ناشی از اخلاق یا نظم عمومی آنرا ممنوع کند وکالت در همه عقود و معاملات مانند بیع و اجاره و قرض و ودیعه و عاریه و ضمان  و حواله و کفالت و صلح و هبه و رهن و حتی نکاح و در ایقاعات مانند طلاق و فسخ و ابراء پذیرفته شده است. و در دو مورد نسبت به امکان آن می توان تردید کرد :

۱- در مورد حیازت مباحات ؛ از قبیل احیای اراضی موات و حیازت آبهای مباح و شکار ، تردید از اینجا نشأت می گیرد که حیازت خود از اسباب تملک است و مالکیت به تابعیت از کار بوجود می آید یا عملی ارادی است و تابع قصد است مانند خرید و فروش.

اگر نظر نخست پذیرفته شود اجیر گرفتن برای حیازت و توکیل به غیر در آن امکان ندارد و اجیر و وکیل هرچه را حیازت کنند به خود آنان تعلق دارد . بر عکس هرگاه حیازت در زمره سایر اعمال حقوقی باشد حیازت کننده می تواند برای کارهایی اجرایی مانند کندن چاه و درختکاری اجیر بگیرد و برای قصد تملک و انتخاب محل وکیل اختیار کند.[۴]

۲- وصیت از اموری نیست که مباشرت شخص وصی در ایقاع آن شرط باشد.[۵]ولی برای پذیرفته شدن وصیتنامه در دادگاه باید تشریفات معینی رعایت شود . وصیتنامه باید به صورت خود نوشت یا سری یا رسمی در آید. (ماده ۲۶۷ قانون امور حسبی)

در تدوین وصیتنامه سری و رسمی مباشرت موصی ضرورت ندارد و فقط کافی است که به امضاء او برسد . لیکن وصیتنامه خود نوشت را موصی به خط خود بنویسد و تاریخ بگذارد و امضاء کند (ماده ۲۸۷همان قانون). در مورد وصیتنامه رسمی چون ترتیب تنظیم آن تاریخ سایر اسنادی است که در دفاتر اسناد رسمی ثبت می شود دخالت وکیل و اعطای نیابت در این خصوص مانعی ندارد . ولی نسبت به تنظیم وصیتنامه خود نوشت و امضاء و امانت گذاشتن وصیتنامه سری بی اعتنا ماندن به دخالت شخص موصی امکان ندارد. اگر وصیتنامه ای را که دیگری نوشته و شخص موصی امضاء کرده است نتوان به عنوان وصیتنامه خود نوشت پذیرفت آیا ممکن است وصیتنامه ای را که وکیل تنظیم و امضاء کرده است بدین عنوان قبول کرد یا باید آنرا به طریق اولی مردود شناخت.[۶] در مورد وصیتنامه سری نیز گذشته از  مصرحات مربوط به ارائه و امانت گذاردن آن در اداره ثبت اگر توکیل به غیر امکان داشت آیا ضرورتی باقی می ماند که اشخاص بیسواد از تنظیم این وصیتنامه ممنوع شوند (ماده ۲۸۰قانون امور حسبی)؟یا در مورد کسی که نمی تواند حرف بزند اعلام شود که باید تمام وصیتنامه را به خط خود نوشته و امضاء نماید و نیز در حضور مسئول دفتر رسمی روی وصیتنامه بنویسد که این برگ وصیتنامه او است آیا از این تضمینها بر نمی آید که مقصود قانونگذار مباشرت شخص موصی است و دخالت وکیل امکان ندارد؟ به نظر می رسد که پاسخ تمام پرسش ها را باید مثبت داد و توکیل را برای تنظیم وصیتنامه با مفاد و روح قانون مخالف دانست.

مطلب مشابه :  تعیین اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر-دانلود پايان نامه حقوق

[۱] -کاشف الغطاء، محمد حسین ، تحریر المجله، جلد۳، قم،۱۳۶۱، ص۱۱

[۲] -برای دیدن نظری که وکالت را باطل می داند و برای دیدن نظری که وکالت را درست و تصرف وکیل را منوط به رفع حجر و ناتوانی موکل می داند رجوع شود به علامه حلی ، تذکره ، ج۲، کتاب وکالت ، چاپ سنگی     و      نجفی ، شیخ محمد حسن، جواهر الکلام ، ج۲۷، چاپ سنگی ، قم ، ص ۳۹۸و ۳۸۵و ۳۸۴

[۳] حسینی عاملی ، سید محمد جواد،  مفتاح الکرامه ، جلد ۷، چاپ مصر ، ۱۳۲۶، ص۵۵۳

[۴] -علامه حلی، تذکره، جلد ۲، کتاب وکالت ،بی تا، بی جا،  چاپ سنگی،ص۳۴۹

[۵] – کاتوزیان ، ناصر،  وصیت در حقوق مدنی ایران ، چاپ انتشارات کانون وکلای مرکز ،  تهران ، ۱۳۶۹، ص۱۲۸

[۶] – کاتوزیان ، ناصر ، وصیت در حقوق ایران ، انتشارات کانون وکلای مرکز- چاپ دوم.، تهران ، ۱۳۷۲، ص۱۲۸

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوالات تحقیق:

علی القاعده ایجاد سوال در ذهن محقق جرقه اولیه ای است که وی را وادار به انجام تحقیق و پژوهش در راستای یافتن جواب سوال مطروحه می نمایاند. و سپس زمینه ساز سوالات دیگر شده که محقق باید برای رسیدن به پاسخ این سوالات قله های علم را یکی پس از دیگری فتح نماید تا منجر به تولید علم گردد که در تدوین این تحقیق نگارنده سعی نموده است سوالاتی را طرح نماید و جمله ای از آنها عبارتند از :

الف) قابلیت پذیر بودن اعطاء نیابت از سوی نمایندگان چه اموری است؟

ب) ترسیم کننده حدود اختیارات نمایندگان قانونی چیست؟

ج) آثار حقوقی ناشی از اعطاء نیابت چیست؟

د) آیا نمایندگان قانونی حق تعیین نماینده برای بعد از حیات خود را دارند؟

ه) نمایندگی مختلط چه نوع نمایندگی است؟