علت بروز تعارضات زناشویی چیست؟

علت بروز تعارضات زناشویی چیست؟

مرداد ۱۷, ۱۳۹۷ Off By 92

عوامل تعارض

رفتارفردی

خصوصیات رفتاری، اخلاقی و نظام های ارزشی افراد ، عواملی ازقبیل تحصیلات، سابقه کار، تجربه وآموزش، هر فرد را به صورت یک شخصیت یا مجموعه ای خاص ازدیگران جدا می کند . عدم درک این خصوصیات ازسوی دیگران می تواند موجب کشمکش و بروزتعارض شود .

 

ساختاری

عدم توافق برروی ساختارها، اهداف، معیارهای عملکرد، شیوه های تصمیم گیری، قوانین ومقررات و ….

 ارتباطی

عدم درک پیام، پیچیدگی معانی پیامها، اختلاف درمجاری ارتباطی و …….

۲-۴-۱۰ زمینه های تعارضات زناشویی

دربررسی تحقیقات به عمل آمده عوامل گوناگونی به عنوان عامل زمینه ساز بروز مشکلات زناشویی به چشم می خورند(دهقان، ۱۳۸۰) ،که به طور اجمال عبارتنداز:

  • تعداد زیاد فرزندان ویا نداشتن فرزند.
  • ازدواج درسنین پایین.
  • عدم تمکین زن وندادن نفقه توسط شوهر.
  • تفاوت سنی زیاد زن وشوهر.
  • اختلاف طبقاتی وتحرک طبقاتی (مثبت ومنفی).
  • زندانی شدن شوهر.
  • فقرومشکلات اقتصادی.
  • فرزندان ازدواج قبلی.
  • ناآشنایی یاکوتاه بودن مدت آشنایی با همسر قبل از ازدواج.
  • ازدواج اجباری.
  • عدم تفاهم درگذراندن اوقات فراغت.
  • رابطه نامشروع.
  • بدبینی به همسرو عدم صداقت قبل و بعد از ازدواج.
  • اعتیاد شوهر.
  • بدرفتاری زن یا شوهر.
  • بیماری یکی از زوجین.

۲-۴-۱۱ مراحل تشدید تعارض زناشویی

مشاهده رشد تعارض زوج ها یکی از راههای درک این پدیده است؛ هر چه گفتگوی زوج در مراحل تعارض بی فایده تر باشد، تعارض بالا گرفته و وارد مرحله بعدی می شود. هر چه مراحل بالاتر باشد، تعارض شدیدتر است و مداخلات بیشتری را می طلبد (لانگ و یانگ، ۲۰۰۶).

۵ .  مرحله اول : کمترین حد تعارض، در زوج هایی دیده می شود که تازه ازدواج کرده اند. مدت تعارض کمتر از ۶ ماه است و هنوز رنجش و تنش خاصی ایجاد نکرده است.

۶ .  مرحله دوم : تعارض در این زوجها حدود ۶ ماه طول کشیده است. ارتباط بین طرفین باز است و هر دو نارضایتی خود را ابراز می کنند، با این حال مثلث سازی و سرزنش اوج گرفته است. زوج ها اوقاتی را با هم هستند و خوش حالند اما رنجش نیز مشهود است.

۷ .  مرحله سوم : این زوج ها بیش از ۶ ماه تعارض دارند و دوره های شدید اضطراب و استرس را تجربه می کنند. سرزنش و قدرت نمایی مشهود است. در ابتدا خشم و کنترل بیرونی بروز می کند و به مرور به مثلث سازی می رسد. ارتباط ها بسته و اعتماد پایین است.

۸ .  مرحله چهارم : زوج هایی که در این مرحله هستند در تمام ابعاد ارتباطی خود استرس شدیدی را تجربه می کنند. به همین خاطر، ارتباطات ضعیف است، کسب قدرت و سرزنش بالاست،  قضاوت شدید است،  خود افشایی کم است و مثلث سازی وجود دارد. درمان ارتباطی مؤثر نیست، چرا که شدت خشم بالاست.

مطلب مشابه :  اثر درمان نگهدارنده متادون برعملکردهای شناختی

بر همین اساس کارلسون و دیگران (ترجمه نوابی نژاد، ۱۳۸۴) نیز سطوح تعارض ارتباطی را بدین ترتیب فهرست کرده اند:

–   سطح اول : شامل زوج هایی است که تعارض زناشویی در حداقل درجه، و میزان یا تعارضی را درست پیش از درمان بروز داده اند. درمان در این سطح عمدتاً مداخله های روانی- آموزشی گروهی است.

–   سطح دوم : شامل زوج هایی است که تعارض های مهمی را تجربه کرده اند. هرچند الگوهای ارتباطی آن ها باز و مناسب است، انتقاد و فرافکنی رو به افزایش است.

–   سطح سوم : با تعارض زناشویی شدید مواجه هستند. این تعارض غالباً بیش از حد معمول است و فرافکنی بسیار زیاد است. انگیختگی عاطفی، اضطراب و شدت قطبی شدن مثلث های محیطی بالاست و ارتباط همراه با تعارض مشخص، روابط بسته و قطع است. درجه انتقاد کردن بالاست و سرزنش کردن متداول است.

–   سطح چهارم : آن است که همه ملاک های ارزشیابی تعارض زناشویی در اوج خود و در نقطه بی نهایت قرار دارند، ارتباط کاملاً بسته است، تبادل اطلاعات بسیار ضعیف است، سوءاستفاده و سرزنش بسیار زیاد است و درد دل کردن و همدلی در روابط اساساً وجود ندارد و یا بسیار اندک است. مشخصه بارز این سطح، مذاکره با یک وکیل حقوقی توسط یکی یا هر دوی آنهاست.

۲-۵ الگوهای ارتباطی

واتزلاویک، بیان و جکسون (۱۹۶۷) معتقدند که رفتار، متضادی ندارد. یعنی، مفهومی با عنوان «بی رفتاری» وجود ندارد. به عبارت ساده تر، فرد نمی تواند رفتاری از خود بروز ندهد. به دنبال این عقیده، اگر تمام رفتارها در یک موقعیت تعاملی پیامی را به دنبال داشته باشد، پس خواه ناخواه در یک رابطه تعاملی نمی توانیم ارتباط نداشته باشیم. گاهی حتی با سکوت هم، معنایی را منتقل می کنیم.

گلدنبرگ (۲۰۰۰) رابطه را دارای دو بخش می دانند: یکی محتوا، که مانند گزارش است، و بعد ارتباطی، که تقاضایی را بیان می کند.  این پیام ها هستند که الگوهای ثبات روابط را تعیین و قواعد خانوادگی را تعریف می کنند. الگوهای ارتباطی، نوع رابطه گیرنده و فرستنده را نشان می دهند. وقتی رابطه ای بر اساس تساوی برقرار می شود، الگوی تعاملی قرینه ای است. چنین الگویی هم می تواند باعث تغییر سالم دیدگاه ها شود و هم رقابتی شدید را به دنبال داشته باشد. اگر بافت ارتباطی به صورت تقابلی باشد، الگو تکمیلی است. در این الگو یک نفر دارای موقعیت برتر، است در حالی که دیگری موقعیت حقیرتری دارد. روابط قرینه ای دارای ویژگی های تساوی گرایی و کاهش تفاوت بین طرفین می شود. در حالی که روابط تکمیلی، بر اساس عدم مساوات و افزایش تفاوت طرفین می شود (پروچاسکا و نورکراس، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱). اگر اعضای یک خانواده نحوه برقراری ارتباط خود را تغییر دهند، دیدگاه های آنها نسبت به خود و دیگران نیز تغییر خواهد کرد (مینوچین، ترجمه ثنایی، ۱۳۸۱).

مطلب مشابه :  چرا و چه کسانی از عدالت گریزانند ؟

هی لی (۱۹۹۷) نیز ارتباط را به دو قسمت کلامی یا کمی و غیر کلامی یا استعاری تقسیم می کند. او معتقد است که ارتباطات در سطوح مختلف روی می دهد، که فرا ارتباط در بالاترین سطح قرار دارد.

۲-۶ تجزیه و تحلیل تعارض

برای حل هر تعارض نیاز داریم به سه سوال اساسی پاسخ بدهیم :

  • چه کسی درگیرتعارض است؟
  • منبع تعارض چیست؟
  • سطح تعارض چه میزان است؟

۲-۷ روش های حل تعارض  

پس از تجزیه و تحلیل تعارض باید به حل آن پرداخت. برخی از روشهای حل تعارض بشرح ذیل می باشند:

مذاکره

در این روش طرفین راه حل های مختلف را جهت حل تعارض بررسی می کنند تا به راه حلی که برای هردو قابل قبول است دست یابند به طور کلی دو نوع مذاکره وجود دارد :

۱-رویکرد برد- باخت

که یکی از طرفین می برد و دیگری می بازد . راهبرد های غالب در این روش ، زور ، تقلب و امتناع از اطلاع رسانی ضعیف است.

۲-رویکرد دوم برد برد

که بدنبال به حداکثر رساندن نقاط مشترک است و راهبرد حاکم آن مشارکت است.

میانجیگری

دراین روش ، شخص ثالث به عنوان میانجی سعی می کند که به طرفین در یافتن راه حلی برای رفع تعارض کمک کند. داوری

اگر در فرایند میانجیگری طرفین قادر نباشند که از طریق میانجیگری به راه حلی برسند ،آنگاه میانجیگری تبدیل به داوری می شود و شخص ثالث بی طرف راه حل ارائه می دهد و طرفین باید آن را بکار گیرند .

[۱] – Watzlavick

[۲] – Bion

[۳] – nonbehavior

[۴] – Digital Communication

[۵] – Analog Communication