عوامل موثر بر نارضايتي جنسي در زندگي زناشويي

آگوست 8, 2018 Off By 92

عوامل موثر بر نارضايتي جنسي در زندگي زناشويي

  1. عوامل رواني: اين عوامل شامل افسردگي، اضطراب، ترس مرضي و… است. افراد افسرده احساس بي‌حسي پايدار، نااميدي، درماندگي، بي ارزشي و گناه مي كنند و عموماً تعلق خاطر خود را نسبت به زندگي، شغل و ساير فعاليت هايي كه قبلاً برايشان لذت بخش بوده، از جمله فعاليت هاي جنسي از دست مي دهند(محمدي،1376؛ به نقل از بهرامي ، 1385). درپژوهشي كه در سال 1385 بر روي 150 زوج بارور و نابارور انجام شد، مشخص گرديد كه بين رضايت جنسي و افسردگي همبستگي معنادار منفي وجود دارد(حسین زاده ،1388 ).
  2. بيماري هاي جسمي: بهداشت جنسی عبارت است از یکپارچگی و هماهنگی میان ذهن، احساس و جسم که جنبه هاي اجتماعی و عقلانی انسان را در مسیر ارتقاء شخصیت او سوق داده و منجر به ایجاد ارتباط و عشق می شود. بنابراین هرگونه اختلال که منجر به ناهماهنگی و در نتیجه عدم رضایت از رابطه جنسی گردد می تواند نارسایی عملکرد جنسی را به همراه داشته باشد(محمدي و غفاري،1387به نقل ازگنجی،1387). نتيجه پژوهشي با عنوان «اختلال در عملکرد جنسی و ارتباط آن با کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به سرطان» نشان داد كه بيشترين اختلال در زنان مبتلا به سرطان در بعد تمایلات جنسی و تحریک یا برانگیختگی جنسی بوده است ( گنجی، 1387).
  3. شاغل بودن زوجين: برخي يافته ها نشان مي دهند كه در روابط زوجين هر دو شاغل مشكلات زوجي مهمي وجود دارد و در مقايسه با ميانگين طلاق، طلاق در زوجين هر دو شاغل بيشتر است.

4.ناباروري: در اين زمينه پژوهش هاي داخلي نتايج متناقضي در بر داشته است. در پژوهشي كه مقايسه 150 زوج بارور و نابارور تبريز را در برداشت اختلاف معناداري در شاخص رضايت جنسي بين زوجين بارور و نابارور مشاهده نشد(بهرامي ،1385). همچنين در پژوهشي مشابه در مشهد كه مقايسه 100 زوج بارور و نابارور بود نيز نتيجه مشابهي به دست آمد(جنيدي و همكاران،1388به نقل ازکریمی پور،1389). اما در پژوهشي با عنوان «مقايسه سلامت رواني و مشكلات جنسي زنان بارور و نابارور تهران» كه بر روي 45 زوج بارور و نابارور انجام شد، مشخص گرديد كه زنان نابارور در مقايسه با زنان بارور از مشكلات جنسي بيشتري رنج مي برند( صیادپور،1384).

5.مدت زمان ازدواج و فاصله سني زوجين: تقريبا تمام پژوهش ها به همبستگي منفي بين مدت زمان ازدواج و رضايت از روابط جنسي اشاره كرده اند. به عنوان مثال بخشايش و مرتضوي (1388) در پژوهش روي 50 زوج به اين نتيجه رسيدند كه هرچه از مدت زمان ازدواج زوجين مي گذرد ميزان رضايت جنسي آنها كمتر مي شود كه شايد از بين رفتن تازگي طرفين يك عامل مهم باشد. همچنين نتايج پژوهشي تحت عنوان «ارتباط رضايت جنسي با عوامل فردي در زوجين» نشان داد كه رضايت جنسي به طور معناداري با فاصله سني زوجين و مدت زمان ازدواج مرتبط است(شاکریان،1389). شاهواري و همكاران(1388) نيز در پژوهش خود كه روي 1014 زن در گچساران انجام شد به نتايج مشابهي دست يافتند.

6.تحصيلات و درآمد پايين: در اين مورد نيز نتايج تحقيقات داخلي متناقض است. پژوهش شاهواري و همكاران(1388)كه بر روي 1014 زن انجام شد حاكي از ارتباط معنادار بين رضايت جنسي و وضعيت اقتصادي بود. اما رحماني و همكاران(1389) ارتباط معناداري بين رضايت جنسي با وضعيت اقتصادي و تحصيلي را در نيافتند (شاهواری وهمکاران،1388).

7.زايمان سزارين: علي رغم آنكه بسياري از زنان زايمان سزارين را به علت توانايي در برقراري روابط جنسي موفق و راضي پس از زايمان انتخاب مي كنند اما پژوهش شريعتی و همكاران(1387)، نشان داد كه رضايت روابط زناشويي در گروه زايمان واژينال به طور معناداري از سزارين بيشتر بود(شریعتی وهمکاران،1388).

8.الكسي تايميا: الكسي تايميا به عنوان مجموعه اي از نقايص شناختي و عاطفي در بيان، توصيف، شناسايي و تمايز احساسات تعريف شده است. در پژوهشي كه بر روي 100 دانشجوي دختر متاهل به منظور بررسي رابطه الكسي تايميا با رضايت جنسي انجام شد، همبستگي منفي بين رضايت جنسي و الكسي تايميا ديده شد. (هامفريز،2009؛ به نقل از شريعتي و همكاران، 1389).

تحقیقات نشان می دهد که مسائل جنسی ازلحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار دارند وسازگاری در روابط جنسی ازمهمترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است. به طوری که اگراین روابط ارضا کننده وکامل نباشدمنجر به ناراحتی شدید، اختلافات وحتی ازهم پاشیدگی خانواده می شود. داشتن اطلاعات کافی درمورد امور جنسی توازن میان مقدار شهوت وتمایل جنسی بین زن و مرد و انجام اعمال جنسی بدون دغدغه و ترس از موضوعات اساسی ارضای تمایلات جنسی است و ازدواج های صحیح ومطمئن باعث سازگاری جنس بیشتر می شوند. نزدیکی تماس بدنی تنها و فقط به منظور تولید مثل نیست بلکه وسیله نظارت صمیمانه عشق، آرامش وارتباطی است که با احساس امنیت همراه با حس وابستگی به یکدیگر و ارضای خاطر و غلبه بر تنهایی و جدایی است (کریمی پور،1389).