متقدمان  و تاریخچه موسیقی در ایران

متقدمان و تاریخچه موسیقی در ایران

مرداد ۲۰, ۱۳۹۷ Off By 92

نظریه هاي مربوط به موسیقی

شو پنهاور بر این عقیده است که تمام هنرها در فرازگاه خود می خواهند به مرحله موسیقی برسند،چه تنها در موسیقی است که هنرمند می تواند بی واسطه با دریافت کنندگان خود ارتباط برقرار کند. نيچه می گوید: “اگر موسیقی نبود زندگی هیچ می بود.” گاستن(۱۹۶۸)موسیقی را یک رفتار انسانی می داند و توماس(۱۹۷۴)می نویسد نیاز به ساختن موسیقی و گوش دادن به آن اظهار همگانی افراد بشر است مانند صحبت کردن یا وجه غالبی از بیولوژی انسان(انصاری مقدم،۱۳۷۲ ؛ نقل از زاده محمدی،۱۳۷۱).

موسیقی به تخیلات و خاطرات خود آگاه نیرو می بخشد به گفته وی منشا فرهنگی موسیقی در غلبه بر اصوات هولناک محیط زندگی پیش از تاریخ است(انصاری مقدم،۱۳۷۲).

صوتهايي که توسط انسان های اولیه برای بیان واکنش های عاطفی به محرک های خارجی به کار  می رفت تبدیل به ملودي گردید. در این راه بعضی خصوصیات نظیر اختلاف طنین و توالی زیر و بم را کسب نمود به این ترتیب منشا میزان های موسیقی پیش از دوره  کلامی است و منشا و سرچشمه آن در تجارت حسی – حرکتی اولیه از جمله درک ریتم داخلی بدن است.(ضربان قلب،نبض،نفس کشیدن،راه رفتن ….)ضرب سومین عنصر اساسی است و احتمالاً به وسیله انسان ها اولیه جهت استنباط اهمیت اصوات مورد استفاده قرار گرفته است. هارمونی عبارت از ترکیب هنرمندانه نت های موسیقی است و عنصری است که بعدها پیدا شده است و جنبه کلامی دارد انسان هوشمندانه طوری،ریتم،ضرب و هارمونی را با یکدیگر ترکیب کرده و به اشکال متنوع و پیچیده ای از شکل هنری که به موسیقی معروف است دست یافت(کاس،۱۹۷۶ ؛ نقل ازانصاری مقدم،۱۳۷۲).

هگل موسیقی را حد اعلای هنر و احساس می داند،قدما موسیقی را متکی بر ریاضیات و قسمتی از فلسفه به شمار آورده اند. ابو علی سینا موسیقی را جزء چهارم حکمت ریاضی و در ردیف حساب و هندسه و هیئت قرار داده است. موسیقی نماینده ذوق و ترجمان تجلیات است. افلاطون علم الحان را مبدا کلیه علوم می انگارد. مونتسکیو معتقد است که یونانی ها از کلمه موزیک کلیه صنایع ظریفه را اداره می کنند. عدم انس و آشنایی با موسیقی نقص تربیتی به شمار می رود(رازانی،۱۳۴۲).

۲-۲۳-۲ .تاریخ موسیقی در ایران

فرهنگ ایران نیز به قدمت نژاد هنرمند آریایی و به موجب آثار جاودانی که بر دل سنگ نقش بسته قریب سی قرن از زندگانی افتخارآمیز و پر نشیب و فراز آن می گذرد. هخامنشیان خاصه ساسانیان به هنر و موسیقی و صنایع ظریفه دلبستگی داشتند و بر اثر تشویق آنان آهنگ سازانی بزرگ و طریقه خاصی در موسیقی به وجود آمد. از هنرمندان به نام آن دوره می توان از افرادی چون: بامشاد،رامتین،نکیسا،سرکش و سرمك،آزاد دارچنگی،کوسان و نواگر یاد کرد. اما در دوره سلسله صفویه مصادف با قرن دهم هجری موسیقی مانند سایر رشته های هنری و ادبی غیر مذهبی در پرده نیسان محو شد.

جنگ و جدال های داخلی و خارجی و توجه شدید و متعصبانه به خاندان صفوی به عالم دین و مبارزات طولانی ایرانیان و دولت همسایه عثمانی برسر تشیع و تسنن و رواج این فکر نادرست و شتابزده و بی مطالعه که موسیقی در دین اسلام حرام شده است،خود قسمتی از علل و موجبات رکود و سکوت هنر موسیقی است،موسیقی به طور پنهانی و نادر و جسته گریخته در چهاردیواری منازل برخی از بزرگان و اعیان و بزرگ زادگان اشراف روشنفکر باقی ماند. در ایران همیشه رسم بر آن بود که خانواده های متمکن جزو معلمین و اساتیدی که برای افراد خانواده و فرزندان خود استخدام می کردند موسیقی دانانی هم در استخدام داشتند که فنون موسیقی را به فرزندان و سایر افراد علاقمند وابسته به آنها می آموخت و این آموخته ها سینه به سینه به نسل های بعدی سپرده می شد(رازانی،۱۳۴۲).

مطلب مشابه :  زبان انگلیسی راحت تر و سریع تر از همیشه  یاد بگیرید .

پس از ظهور اسلام و گرویدن مردم ایران به دین مقدس،بسیاری از فرهنگ عرب نظیر فن سپاهی گری،کشورداری،مستوفی گری،ساختمان و معماری،شعر و شاعری،نقاشی و طراحی،موسیقی و غیره … شدیداً تحت تأثیر فرهنگ ایران قرار گرفت و از جمله موسیقی بود،. که از این زمان به بعد موسیقی عرب از موسیقی ایران نشات گرفت و ابتدا از سراسر عربستان گذشت،پس به شمال آفریقا و اروپا هم راه یافت و به همین منظور موسیقی اسپانیا در اروپا به موسیقی ما از جهات بسیاری شبیه است و از طرف دیگر در حال حاضر می بینیم که موسیقی عرب دارای الحان و نعماتی است که نام های ایرانی دارند مانند: شور،نوا،ماهور،اصفهان و ….(نصیری فر،۱۳۷۲).

در زمان حکومت مادها در ایران موسیقی با ستاره شناسی همراه بود و در زمان هخامنشیان سه نوع موسیقی در ایران معمول بوده که عبارت بودند از موسیقی: مذهبی،رمزی،بزمی. یکی از دستگاههای نشاط انگیز و پر بار موسیقی ایرانی که از عهد باستان به یادگار مانده دستگاه ماهور و خسروانی که روشنگر قدرت و عظمت این هنر ارزنده و سوق انگیز نیاکان ما می باشد. جای بسی تعجب است که پس از آن همه تاخت و تاز و ویرانگری های ملل بیگانه و وحشی و به یغما رفتن گنجینه های ادبی این مرز و بوم هنوز آثاری چنین پربها و چشمگیر برای ملت ما بر جای مانده است و بر ما است که همچنان در حفظ و حراست آن کوشا باشیم و ثابت نماییم که تنها نسلی از اقوام روی زمین هستیم که دارای تاریخ و فرهنگ و هنر مدونی می باشیم. در قرون وسطی حتی قرن ۱۳ مسیحی که اصول و قواعد موسیقی حتی با ترجمه کتاب های فارابی در اروپا انتشار یافت،اروپائیان که هنوز پایبند موسیقی یونانیان بودند تنها موفقیتی که به دست آوردند موفق شدند پنج خط حاصل را که هنوز هم متداول است ابداع نمایند ولی باید گفت هنوز از عهد ثبت و تدوین موسیقی های متنوع مشرق زمین به خصوص دستگاههای وسیع و گوناگون موسیقی ایرانی بر نیامده اند به همین دلیل است که دانشگاههای جهان طالب شناخت هنر و به خصوص موسیقی سنتی ایرانی برآمده اند.(نصیری فر،۱۳۷۲).

۲-۲۳-۳٫ متقدمان موسیقی در ایران

ابونصر محمدبن طرخان بن اوزلغ فارابی در سال ۲۶۰ هجری در «وسیج» واقع در یکی از نواحی ایران که «فاراب» نام داشت زاده شد. ظاهراً همانجا بود که تعلیم آغاز کرد،هوش بسیار و استعداد شگرف او در کار موجب شد که خیلی زود سر برکشد و بعدها به دنبال ارسطو که «معلم اول» بود «معلم ثانی» لقب گیرد. وی مانند کندی آثار بی شماری تالیف کرده است و این فیلسوف نمایشگر شاخه شرقی مکتب اسکولاستیک اسلامی هستند. بعدها ابن رشد و ابن باجه نمایندگان بخش غربی این مکتب گردیدند. بعد از کندی،فارابی نخستین فیلسوف مسلمانی است که درباره تئوری موسیقی دست به تالیف زده است. او می گوید که آثار تئوری دانان یونانی را مطالعه کرده است اما چون منابع و مآخذش ناقص بوده اند،ناچار شده خود تئوری موسیقی را از نو تدوین کند(آذرنوش،۱۳۷۵).

مطلب مشابه :  آموزش طلاسازی

صفی اموین عبدالمومن بن یوسف ابن فا خراموی(۶۱۳-۶۹۳ هجری)از دانشمندان بزرگ موسیقی ایرانی و از علمای برجسته قرن هفتم این کشور است. او از کودکی برای کسب دانش به مدرسه متنصریه بغداد رفت و در حسن خط و نواختن بربط از مشاهیر زمان خود گردید. از شاگردان وی می توان از شمس الدین نهرودی،علی ستائی،حسن فراس و حسام الدین قتاح را نام برد و از آثار مهم وی رساله شرفیه یا رساله الشرفیه فی الغنا می باشد که به نام خواجه هارون صاحب دیوان نگاشته شده است و نسخه خطی نفیسی از آن که تاریخ ۶۷۴ بر آن مندرج است در کتابخانه برلن موجود می باشد و کتاب«الادوار فی الموسیقی» که به امر خواجه نصیرالدین طوسی و در ۱۵ فصل نگاشته شده است(آذرنوش،۱۳۷۵).

محمدبن محمود آملی متوفی در ۷۱۶ هجری صاحب کتاب نفیس نفائس الافنون و عرایس العیون که از هشتاد و پنج علم در اثر گرانبهای خود به فارسی در باب موسیقی نگاشته است از نظر او موسیقی به دو قسم عملی و نظری تقسیم می شود(آذرنوش،۱۳۷۵).

علامه قطب الدین محمود بن ضیاء الدین مسعود شیرازی ۷۱۰ هجری که از دانشمندان مشهور ایران است در کتاب خود که در علم ریاضی است شرحی مبسوط درباره موسیقی نگاشته است،مبحث موسیقی این کتاب بیشتر مستند بر اقوال ابونصر و صفی الدین است،او راجع به صوت و لوا حق آن و نسبت های ابعاد موسیقی و رابطه اصوات از نظر ریاضی و آوازها و برده شناسی آلات موسیقی و اوزان شعر و موسیقی مطالبی بیان کرده است(آذرنوش،۱۳۷۵).

شادروان مهدیقلی هدایت حاج مخبر السلطنه از موسیقی شناسان قرن اخیر بوده و دارای کتاب مبسوط بنام مجمع الادوار که نیز خلاصه ای از نوشته های فارابی و صفی الدین و ابن غیبی و سایر مصنفان بزرگ موسیقی ایران است،مرحوم هدایت رساله ابجدی را به اتکاء اقوال و نوشته ها و طرز عمل قدما به انضمام ابداعات خود نگاشته و به مدرسه عالی موسیقی تهران اهداء کرده است که با آنکه در برابر نت یا خط موسیقی بین المللی امروز دشوار است ولی مظهری از کوشش و فکر هنری او و گذشتگان کشور می باشد(آذرنوش،۱۳۷۵).

از موسیقی دانان و موسیقی شناسان دوران ما که هر یک منشا خدمات ارزنده ای برای این هنر عالیقدر ملی بوده و هنوز از کوشش گرانبهای شبانه روزی خود در راه اعتلاء و معرفی موسیقی ایرانی آنی فروگذار نمی نمایند می توان از آقایان علی نقی وزیری،روح ا… خالقی،دکتر مهدی فروغ،دکتر مهدی برکشلی،حسین باشیان و مرحوم ابوالحسن صبا به عظمت و نیکی یاد کرد(گل صباحی،۱۳۸۰).

[۱]- Shopenhaver

[۲]- Coss