مفهوم مهارت فنی و شاخص های  آن

مفهوم مهارت فنی و شاخص های آن

مرداد ۱۶, ۱۳۹۷ Off By 92

مهارت فني

رابرت كاتز، مهارت فني را عبارت از استادي در فعاليت خاص مي‌داند و كاربرد فنون و روش را لازمه آن مي‌شمارد(كاتز، ترجمه توتونچيان، ۱۳۷۰، ص ۹۶)

مهارت فني آن چيزي است كه آدمي با آموزشهاي رسمي و غيررسمي در زندگي خود فرا مي‌گيرد و بعبارتي در انجام يك فعاليت با روش درست توانمند مي‌شود

«ويژگي بارز مهارت فني آن است كه به بالاترين شايستگي و خبرگي در آن مي‌توان دست يافت
زيرا اين نوع مهارت، ماهيت دقيق، مشخص، داراي ضوابط عيني و قابل اندازه‌گيري است
» (علاقه‌بند، ۱۳۷۶، ص ۱۸)

مهارت‌هاي فني عبارتنداز: توانايي استفاده از دانش خاص و بهره‌مندي از تكنيكها و منابع مختلف در جهت اجراي يك فعاليت اين مهارتها در مديريت سطوح پايين، داراي اهميت بسياري مي‌باشند زيرا كه آنان همه روزه بايد مسائل و مشكلات پديد آمده كاري خود را حل كنند (عباس زادگان، ۱۳۷۳)

مهارتهای فنی : این مهارتها به معنی توانایی به کاربردن ابزار، شیوه ها و دانش مورد نیاز برای اجرای یک زمینۀ تخصصی است
جراحان ، مهارتهای مربوط به زمینه های تخصصی خود هستند
مدیران عملیاتی یا خط اول بیشتر به این مهارتها نیاز دارند زیرا آنان به طور مستقیم با افرادی کار می کنند که ابزار و شیوه های تخصصی ویژه خود را به کار می برند(بووی ،۱۹۹۳ ،۲۲-۲۳)

توانايي و كارايي در نوع مخصوصي از فعاليت كه با روشهاي معين، فراگردها، رويه‌ها و تكنيكهاي مربوط به آن فعاليت همراه باشد
مهارت فني ناميده مي‌شود
اين مهارتها به اطلاعات تخصصي، استعداد تحليلي آن تخصص و خلق و استفاده وسايل كار نياز دارد
اين مهارتها هم به سادگي تدريس و هم به آساني فرا گرفته مي‌شوند و به شكل بارزي قابل ارزيابي است (گريفيث، ۱۹۹۲)

مهارت فني عبارت است از توانايي مدير در كاربرد دانش تخصصي يا تخصهاي ويژه (رابينز، استيفن پي، ۱۳۸۰)

۲-۷-۱-۱- شاخصهاي مهارت فني

مهارت فني به ظاهر از ساده‌ترين مهارتها محسوب مي‌شود ليكن به لحاظ آنكه واقعي‌ترين
و ملموس‌ترين وجه كار است بسيار مهم مي‌باشد و هر شاغلي بايد در بدو امر آن را فرا گيرد
(ميركمالي، ۱۳۷۹، ص ۱۱۳)

«ويژگي بارز مهارت فني آن است كه به بالاترين شايستگي و خبرگي در آن مي‌توان دست يافت زيرا اين نوع مهارت، ماهيتاً دقيق، مشخص، داراي ضوابط عيني و قابل اندازه‌گيري است»(علاقه‌بند، ۱۳۷۶، ص ۱۸)

آن دسته از مهارتهاي فني كه مورد نياز مدير مدرسه مي‌باشد عبارتند از:

۱ـ مهارت در زمينه كادر آموزشي مدرسه
۲ـ مهارت در زمينه دانش‌آموزان
۳ـ مهارت در زمينه توسعه آموزشي و درسي
۴ـ مهارت در زمينه امور مربوط به ساختمان مدرسه
۵ـ مهارت در زمينه ساختار و سازمان آموزش و پرورش
۶ـ مهارت در زمينه امور مالي و اداري مدرسه (سلطاني، ۱۳۷۵، ص ۳۹)

صاحبنظر ديگري مهارتهاي فني مورد نياز مديران مدارس را در قالب هفت وظيفه ذيل ذكر نموده است:

۱ـ پرسنل آموزشي: برنامه‌ريزي، استخدام، شرح وظايف، كنترل و رفع مشكل

۲ـ پرسنل دانش‌آموزي: مشاوره، آماده سازي، كنترل، ايمن‌سازي محيط، پيشگيري از تخلف

۳ـ رهبري كردن مدرسه و محله: مشاركت مردمي، مشورت با والدين، شركت در مجامع محلي

۴ـ توسعه و بهبود تدريس و مواد درسي: تحقق اهداف، سازماندهي دروس، هماهنگي، تأئيد منابع، فراهم سازي تسهيلات

۵ـ مديريت امور مالي و اداري: بودجه بندي، هزينه‌ها، حسابرسي، امور اداري

۶ـ ساختمان مدرسه: توسعه بنا، توسعه تسهيلات، نگهداري

۷ـ وظايف عمومي: جلسات و كنفرانسهاي علمي، تعيين خط مشي، تبليغات، رفع ضعفها، حفظ اسناد (شيرازي، ۱۳۷۳، ص ۳۴-۳۳)

مطلب مشابه :  عوامل موثر بر نارضايتي جنسي در زندگي زناشويي

با توجه به اهمیت توانایی مدیریتی در عملکرد سازمان به این نکته توجه شد که مدارس و دانشگاهها که مهارتهای فنی را ترویج می کنند از مدیریت غافل اند
علت عدم توجه مدیران و دانشگاهها به مدیریت را نداشتن نظریۀ مدیریت می دانستند و نظریه را مجموعه ای از اصول ،قوانین، شیوهها و روشهایی تعریف می کردند که با تجربۀ عمومی آزمایش و کنترل می شود(رن،۱۹۹۴،۱۸۲)

به طور كلي مدير بايد مسائل فني سازمان خود را بشناسد و در امور مربوط به آن مسائل تبحر داشته باشد، در بكارگيري ابزار و وسايل انجام كارها كه بخش مهمي از فرآيند كلي گردش كار سازمان است در حد نياز تسلط داشته باشد تا به ديگران متكي نباشد در غير اينصورت به همان ميزاني كه به ديگران متكي باشد، هدايت سازمان را از دست خواهد داد و اين ميزان از اختيارات مدير به افرادي كه در آن مسايل به امور مسلط‌تر از مدير هستند، انتقال مي‌يابد كه معمولاً كاركنان ستادي بوده و اينان مانع تحقق اهداف اصلي سازمان خواهند بود

مهارت فني (در مديران آموزشي): (سيدعباس زاده، ۱۳۸۰)

– توانايي برنامه‌ريزي و شناخت فنون و روشهاي آن

– توانايي سازماندهي و شناخت فنون و روشهاي آن

– انجام امور مربوط مختلف به حسابداري

– انجام امور مربوط به بودجه، اعتبارات و يا امور مالي

– انجام مصاحبه و آزمونهاي استخدامي

-ارزشيابي كاركنان مبتنب بر روشهاي مناسب و مقتضي

– كاربرد روشهاي تدريس مختلف، در موسسات آموزشي

– برنامه‌ريزي درسي و آموزشي به منظور شركت افراد در امور مربوطه

– توانايي كنترل و نظارت كاركنان

– توانايي هماهنگي فعاليتهاي درون سازماني و برون سازماني

– توانايي و انجام كليه امور ديگر مربوط به امور فني سازمان

جيمز لي فام[۲] مهارتهاي فني مدير مدرسه را در پنج وظيفه خلاصه مي‌نمايد كه عبارتند از:

۱ـ برنامه ريزي آموزشي ۲ ـ امور مربوط به پرسنل ستادي ۳ـ امور مربوط به دانش آموزان

۴ ـ منابع مالي و فيزيكي۵ـ تنظيم روابط مدرسه با اجتماع (لي فام و هووئه، ترجمه نائلي، ۱۳۷۰، ص ۱۳)

با جمع‌بندي نظريه‌هاي صاحبنظران مديريت آموزشي، مهارتهاي فني مورد نياز مديران دبيرستانها در شش گروه زير طبقه‌بندي مي‌گردد:

برنامه‌ريزي آموزشي و تدريس: عناصر تشكيل دهنده آن عبارت هستند از هدفها، محتوا و مواد درسي، روشهاي تدريس، نتايج يادگيري و ارزشيابي

امور دانش‌آموزان: پذيرش، ثبت نام، گروه‌بندي، حضور و غياب و حفظ سوابق تحصيلي، شناسايي نيازها و پرورش استعدادها

امور كاركنان آموزشي: جذب، استخدام، تربيت، كارگماري و نگهداري كادر آموزشي

روابط مدرسه ـ اجتماع: توجه به نيازهاي جامعه، اطلاع‌رساني به جامعه و جلب حمايت جامعه

تسهيلات و تجهيزات آموزشي: تهيه و تدارك در زمينه ساختمان و تأسيسات، زمين ورزش، آزمايشگاه، كتابخانه و مواد كمك آموزشي

امور اداري و مالي: تقسيم كار، ابلاغ آئين نامه‌ها، صدور شيوه نامه‌هاي گردش امور، تأمين منابع مالي مدرسه(علاقه‌بند، ۱۳۷۷، ص ۸۰ -۷۱)

۲-۸-  مهارتهاي انساني

با جرات مي‌توان گفت كه يكي از مهارتهاي مهم مديريت آموزشي، مهارت در روابط انساني به معناي ايجاد محيط مساعد و مطولب براي كار از طريق جلب مشاركت گروه‌هاي انساني است

به نظر بعضي از متفكرين، مديريت مي‌تواند در همين مهارت خلاصه شود زيرا كه بيشتر اهداف، عموماً مستلزم جلب مشاركت گروه‌هاي انساني است و اگر مدير نتواند روابط انساني صحيحي با كاركنان برقرار كند نخواهد توانست در ايفاي نقش خود موفق باشد
بنابراين امروزه مهارت انساني در درجه اول اهميت قرار دارد (سیدعباس زاده، ۱۳۸۰)

مطلب مشابه :  هوش هیجانی و مفهوم شخصیت از نظر روانشناسی

مهارت انساني به آن دسته از توانمنديهاي مدير اطلاق مي‌گردد كه با بكارگيري آن مدير مي‌تواند بعنوان يكي از اعضاي گروهي كه رهبري و هدايت آن را عهده‌دار است، امور را به اثربخش‌ترين وجه به انجام برساند، مهارت انساني به كار با انسانها اشاره دارد

تجسم اين مهارت در كيفيتي است كه رؤسا، مرئوسان و همرديفان درك مي‌شوند و تأثيري كه اين درك بر رفتار مي‌گذارد

مدير توانمند در مهارت انساني ضمن وقوف به باورهاي خود درباره ديگران و آنچه كه مي‌انديشد به ميزان سود يا زياني كه افكارش به ديگران يا به سازمان وارد مي‌سازد نيز واقف است

او با درك گفتار و اعمال ديگران، تفهيم پندار و كردار خود به ديگران مهارت انساني خود را به بوته آزمايش مي‌گذارد، فضاي امني را ايجاد مي‌كند كه همكاران با پذيرش يكديگر احساس ثبات و امنيت مي‌كنند، زيردستان از اينكه اظهار عقايدشان با سرزنش و استهزا پاسخ داده شود، نمي‌هراسند و با شركت در اتخاذ تصميمات سرنوشت ساز به مدير ياري مي‌رسانند

چنين مديري به زيردستان امكان اظهار آزادانه عقايدشان را مي‌دهد و از مشاركت فعالانه آنان در برنامه‌ريزي براي تحقق اهداف سازماني بهره مي‌برد، به نيازهاي كاركنان حساس است و همواره در پي ايجاد شرايطي براي انگيزش در آنان است(كاتز، ترجمه توتونچيان، ۱۳۷۰، ص ۹۷)

مهارت انساني در كار كردن با مردم معني مي‌يابد و به كمال مي‌رسد، مديري در مهارت انساني توانا مي‌شود كه خود را بشناسد و از ضعف و قوتش آگاه باشد، داراي