مفهوم نگرش و مولفه هاي نگرش از دیدگاه روانشناختی

مفهوم نگرش و مولفه هاي نگرش از دیدگاه روانشناختی

مرداد ۱۹, ۱۳۹۷ Off By 92

تعريف نگرش

نگرش از واژه ي aptiudo لاتين قديم سرچشمه گرفته و به معناي گرايش در راستاي يك كنش مي باشد(احمدي ،۱۳۸۷ ).

بوهنر و وانك [۱](۲۰۰۲ )،از نگرش ها به عنوان بخش اصلي هويت انسان ياد كرده اند و نيز گفته اند نگرش ها مركز و محور روانشناسي اجتماعي هستند زيرا بر رفتار، پردازش اطلاعات و رويارويي اجتماعي تاثير گذاشته و بخشي از خود انگاره فرد را تشكيل مي دهند.( ترجمه طهوريان ،۱۳۹۰ ).

نگرش با واژه هايي همانند گرايش، وجهه نظر، شيوه ي تلقي، شيوه ي انديشه اي، باور، بازخورد، مترادف گرفته شده است (آذربايجاني و همكاران ،۱۳۸۶ ).

آلپورت (۱۹۳۵ )نگرش را يك حالت عصبي و آمادگي كه  از طريق تجربه سازمان داده مي شود و تاثير آن روي پاسخ هاي فرد به اشياءو موقعيت هايي كه به آن مربوط مي شود مورد توجه قرار مي گيرد، تعريف مي كند.

از نظر  ويتن (۲۰۰۲ )، نگرش ارزيابي هاي مثبت يا منفي موضوعات تفكر هستند (ترجمه سيد محمدي ،۱۳۸۶ ).

 

فريد من[۲] و همكاران (۱۹۷۰ )، نگرش را نظام بادوامي كه شامل يك عنصر شناختي، احساسي و يا عنصر تمايل به عمل مي باشد تعريف مي كند (عيسي مراد ، ۱۳۸۹،ص ۱۶۰  ).

بروولد[۳] (۱۹۷۰ )،نگرش را يك واكنش عاطفي مثبت و منفي نسبت به يك معني انتزاعي و يا يك شيءملموس تعريف مي كند (كريمي ،۱۳۸۵ ).

مولفه هاي نگرش

بيشتر روانشناسان اجتماعي معتقدند نگرش ها از سه عنصر تشكيل شده اند يعني عنصر شناختي[۴] ،عاطفي[۵] و رفتاري[۶] كه به صورت تعاملي بر يكديگر اثر گذاشته و موجب بروز رفتار مي شوند .

نگرش نسبت به اعتياد هم داراي سه عنصر شناختي ،رفتاري وعاطفي است كه به طور سه جانبه و تعاملي بر يكديگر اثر مي گذارند. هر عنصر مي تواند جنبه منفي يا مثبت داشته باشد .

شناختي

نگرش مثبت: باور غلط ، غير واقع بينانه و خوش باورانه نسبت به اعتياد، معتاد و مواد مخدر .

نگرش منفي :باور صحيح ،منطقي و بدبينانه نسبت به اعتياد، معتاد و مواد مخدر .

عاطفي

نگرش مثبت: حالت هيجاني و ا حساس خوشايند نسبت به اعتياد ، معتاد و مواد مخدر .

نگرش منفي: حالت هيجاني و احساس نا خوشايند نسبت به اعتياد ، معتاد و مواد مخدر .

رفتاري

نگرش مثبت: هر گونه آمادگي براي عمل كه حاكي از روي آوردن فرد نسبت به امر اعتياد باشد.

نگرش منفي: هرگونه آمادگي براي عمل كه حاكي از اجتناب فرد از اعتياد باشد(دائمي و همكاران  ،۱۳۸۹ ).

بوهنر و وانك (۲۰۰۲ )، نيز گفته اند كه نگرش پاسخ هاي عاطفي و رفتاري و شناختي را در بر مي گيرند. آنها براي روشن سازي مطلب مثالي ذكر نموده اند “…مثلا”فرد طرفدار محيط زيست شديدا”معتقد است كه آلودگي هوا لايه ازون را تخريب مي كند و آن هم خطر سرطان را افزايش مي دهد (شناختي)، او ممكن است در مورد نابودي گونه هايي كه در معرض خطر قرار گرفته اند ناراحت يا خشمگين شود (عاطفي)،و به جاي اتومبيل شخصي از وسايل نقليه عمومي استفاده كند (رفتاري ). هم چنين گفته مي شود كه اجزا شناختي و عاطفي نگرش با توجه به موضوع آن متغير است. بعضي نگرش ها (مثل دوست داشتن مادر ) بيشتر ماهيت عاطفي و بعضي ديگر(مثل حمايت از افزايش شهريه) بيشتر ماهيت شناختي دارند وبر اين اساس براي بعضي نگرش ها يا براي بعضي افراد مولفه هاي عاطفي پيش بيني كننده هاي بهتري براي نگرش كلي هستند اما در مورد عده اي ديگر مولفه هاي شناختي بهتر عمل مي كنند. تجلي نگرش نيز به صورت يك قطبي و دوقطبي به موضوع نگرش بستگي دارد.تجلي دو قطبي در مورد مسائلي است كه از حالت موافق تا مخالف متغيرند (مانند نگرش نسبت به مواد مخدر) و تجلي يك قطبي در مورد مسائلي كه از حالت خنثي تا حالت موافق قابل تغييرند (مانند نگرش به موسيقي ).

مطلب مشابه :  ارتباط بین ویژگی­های شخصیتی و اعتیاد به اینترنت

رابطه نگرش و رفتار

علت اصلي مطالعه نگرش ها اين فرض است كه نگرش در ايجاد فرض نقش دارد. نگرش فرد در مورد يك موضوع به طور قطع بر رفتار وي نسبت به آن  موضوع اثر مي گذارد. آجزن و ديگران معتقدند بهترين پيش بيني كنده چگونگي رفتار ما در يك موقعيت معي ، نيرومندي قصد ما در آن موقعيت خاص است .به گفته كاليز [۷](۱۹۷۰ )، هر رفتار آشكار از دو عامل مهم دروني و بيروني سرچشمه مي گيرد كه عبارتند از: نگرش ها و فشارهاي محيطي . سهم هر كدام از اين دو به عوامل متعدد بستگي دارد ، از جمله ويژگي هاي آن نگرش (نيرومندي و نحوه شكل گيري )، ويژگي هاي فرد صاحب نگرش و ويژگي هاي موقعيت بيروني (آذربايجاني و همكاران ،۱۳۸۶ ).

بر طبق عقيده بوهنر و وانك (۲۰۰۲ )،نگرش با رفتار عجين است ؛ و افراد به هنگام انجام قضاوت درباره نگرش خود همانند زمان اخذ تصميم رفتاري از اطلاعات ورودي مشابهي استفاده مي كنند .

هر چند مطالعات انجام شده در همه موارد نشان دهنده همبستگي بالا ميان نگرش و رفتار الزاما” به معناي اين نيست كه نگرش  در همه حال مي تواند به رفتار بينجامد، اما در مجموع شواهد بيانگر آن است كه نگرش ها بر رفتارتاثير دارند (كريمي ،۱۳۸۵ ).

هاوكينز و همكارانش (۱۹۹۲ )، تاكيد دارند كه نگرش ها و باورهاي مثبت نسبت به مواد ، تسهيل كننده زمان شروع مصرف مواد هستند . بعضي مطالعات تجربي نيز تاثير نگرش را بر رفتار سوء مصرف مواد تاييد نموده است . به عنوان مثال، باركين ، اسميت و دورانت[۸] (۲۰۰۲ )،در يك مطالعه موردي ۲۶۴۶ نفر از دانش آموزان پايه هفتم يك دبيرستان نشان دادند كه مصرف مواد در بين اين دانش آموزان در سال جاري و سال بعد رابطه معناداري با نگرش مثبت آنها نسبت به مواد داشته است .قرباني (۱۳۸۰ )، نيز در مطالعه اي نشان داد كه تغيير نگرش ۷۲ نفر از معتادان نسبت به مواد مخدر توانست ميزان گرايش آنها را به مصرف مواد مخدر كاهش دهد (رحمتي ،۱۳۸۳ ).

مطلب مشابه :  روش شناسی اسلامی و مفهوم جهان بینی توحیدی

همچنين اربل[۹] و همكاران (۲۰۰۱ )در نقاط مختلف پرسشنامه اي را به جوانان داده كه يك قسمت براي اندازه گيري نگرش آنها نسبت به اكستازي بود و ۲)قصد آنها براي مصرف آن طي دوماه آينده بود .دو ماه بعد با همان افراد تماس گرفته شد و سوال شد كه آيا واقعا” اكستازي مصرف كرده اند يا خير .نشان داد كه كه داشتن نگرش مثبت نسبت به اكستازي ،مصرف آن را در برداشت (بارون و بايرن [۱۰]،۲۰۰۶ ؛ترجمه كريمي ،۱۳۸۸ ).

شكل گيري و تغيير نگرش

اصولا” اعتقاد كلي بر اين است كه نگرش ها آموخته مي شون ؛ و همانگونه كه شكل گيري آنها تابع اصول يادگيري است، تغيير آنها نيز از قواعد و اصول يادگيري تبعيت مي كند (هاولند ،به نقل از كريمي ،۱۳۸۵ ).بر اين اساس بدارد و همكاران (ترجمه گنجي ،۱۳۸۸ )معتقدند كه اگر از شيوه آموخته شدن نگرش ها آگاه شويم به چگونگي تغيير آنها نيز واقف مي شويم .

بوهنر و وانك (۲۰۰۲ )، در جمع بندي خود راجع به تاثيرات ژنتيكي بر نگرش روي دونكته تاكيد مي كنند اول آنكه عامل توارث پذيري چيزي است كه به واريانس يك متغير در جمعيتي خاص مربوط مي شود نه به افراد و به هيچ عنوان بيانگر ميزان تاثير يك ژن معين بر متغيري خاص نيست .براي مثال نمي توان گفت “۵۰ درصد تاثير روحيه مذهبي من ناشي از ژن مذهبي است “دوم ، حتي اگر بپذيريم ژن ها بر يك صفت ،رفتار يا نگرش تاثير گذارند ،تاثير آنها اختصاصي ،برگشت ناپذير يامستقل از عوامل ديگر نيست (ترجمه طهوريان ،۱۳۹۰ ،ص ۲۰۵ ).

 

 

۱-Bohner,J&Wanke,M

۲-Freedman & etall

۳- Bruvold,W.H

۴- Cognitive component

۵- Affective component

۶- Action component

۱-Kaliz,A

۱-Barkin,S.L.,Smith,K.S. &Dorant,R.H

۲-Erbell

۴-Boron,R.A.&Byrne.D