منابع و ماخذ مقاله سلامت روان، ازدواج مجدد، خانه سالمندان

دسامبر 24, 2018 0 By mitra2--javid

(باورهاي ديني): اعتقادات و باورهايي که انتظار مي رود پيروان يک مذهب داشته باشند؛ براي مثال در مورد اسلام، اعتقاد به وجود خدا، وجود شيطان، فرشتگان و … .
بعد تجربي (عواطف ديني): اين بعد به درک و آگاهي مستقيم از واقعيت غايي و عواطف و احساسات مذهبي ناشي از آن، نظير ستايش، تواضع و ترس اشاره دارد.
بعد مناسکي (اعمال ديني): منظور اعمال و مناسکي است که انتظار ميرود پيروان يک مذهب آنها را انجام دهند؛ در مورد اسلام مثلاً نماز، روزه، زکات و … .
بعد پيامدي (آثار ديني): به تأثير باورها، تجارب، اعمال و دانشهاي مذهبي بر پيروان يک آيين اشاره دارد که رابطهي فرد با ديگران را نيز متأثر ميسازد، مثلاً تحريم مشروبات الکلي، حجاب و … .
اما تحقيقات بسياري که براي سنجش اين ابعاد انجام شده نشان از همبستگي نسبتاً بالا بين آنها دارد، بنابر اين پژوهشگران از ميان ابعاد پيشنهاد شده توسط گلاک و استارک دو بعد اعتقادي و مناسکي را بيش از ساير ابعاد به کار گرفتهاند (سراجزاده، 1383 : 74). در اين تحقيق براي سنجش سطح دينداري جوانان به سنجش دو بعد اعتقادي و مناسکي اکتفا ميشود، به ويژه اينکه برگر نيز در تعريف خود از دين اين دو بعد را برجسته ميسازد.
همچنين جهت فهم بهتر گويهها توسط پاسخگويان، برخي از گويهها به گونهاي جرح و تعديل گرديدهاند که که با شرايط جوانان، به عنوان پاسخگويان، متناسب گردند (ضريب آلفاي کرونباخ، برابر با 73/.).
اين متغير در سؤال دوم پرسشنامه توسط 11 گويه و در سطح سنجش فاصلهاي مورد سنجش قرار گرفته است.
_ جهتگيري ديني
تعريف نظري: جهتگيري ديني، عبارت است از روي آورد کلي شخص که از دين و مذهب اتخاذ شده است. يعني در ارتباط با موجودي متعالي (قدسي) مجموعهاي از اعتقادات، اعمال و تشريفات خاص را در زندگي دارد (رياحي و ديگران، 1387 : 69 ، به نقل از آذربايجاني، 1382 : 25). آلپورت به دو نوع جهتگيري بيروني و دروني اشاره ميکند. جهتگيري ديني بيروني، يک نوع نگرش ديني است که فايدهنگرانه، در خدمت شخص و حافظ منافع اوست. جهتگيري ديني دروني خصيصه کساني است که کل عقايد دين خود را، بي قيد و شرط، در ذهن و ضمير خود رسوخ دادهاند (رياحي و ديگران، 1387 : 69 ، به نقل از روغنچي، 1384 : 57 ).
تعريف عملياتي: در اين تحقيق جهتگيري ديني در دو بعد جهتگيري درونديني و برونديني بر اساس مقياس آلپورت و راس103 سنجش ميشوند. اين مقياس در سال 1950 توسط آلپورت و راس براي سنجش جهتگيريهاي دروني و بيروني مذهب تهيه شد. اين پرسشنامه داراي 20 ماده بود که 11 ماده آن، مربوط به جهتگيري مذهبي بيروني104 و 9 ماده آن مربوط به جهتگيري مذهبي دروني105 بود. در سال 1963 فگين106 يک نسخه 21 مادهاي ساخت که تمام گزينههاي پرسشنامه آلپورت در آن انتخاب شده بودند و علاوه بر آن يک گزينهي ديگر نيز به آن افزود که اين گزينه همبستگي بالايي (61 %) با جهتگيري بيروني داشت و از آن به بعد اين پرسشنامه بيشتر مورد استفاده قرار گرفت.
اين مقياس 21 گويهاي، بر مبناي نمرهگذاري ليکرت نمرهگذاري ميشود. دامنهي اين مقياس از کاملاً موافق تا کاملاً مخالف است و به پاسخها نمره 1 تا 5 تعلق ميگيرد. جمع امتيازها از شماره 1 تا 12 ميزان جهتگيري ديني بيروني و جمع امتيازها از شماره 13 تا 21 ميزان جهتگيري ديني دروني را مشخص ميکند؛ که از جمع اين دو نمره، ميزان نمرهي جهتگيري ديني کل به دست ميآيد.
روش نمرهگذاري براي سؤالات مربوط به جهتگيري ديني بيروني بدين صورت است: کاملاً مخالفم (1 نمره)، تقريباً مخالفم (2 نمره)، تقريباً موافقم (4 نمره)، کاملاً موافقم (5 نمره)، بدون جواب (3 نمره).
روش نمرهگذاري براي سؤالات مربوط به جهتگيري ديني دروني بدين صورت است: کاملاً موافقم (1 نمره)، تقريباً موافقم (2 نمره)، تقريباً مخالفم (4 نمره)، کاملاً مخالفم (5 نمره) و بدون جواب (3 نمره).
بعد از اجراي آزمون و محاسبه نمرات، پايينترين نمرات مربوط به افراد داراي جهتگيري دروني و بالاترين نمرات مربوط به افراد داراي جهتگيري بيروني است. يعني هر چه ميزان نمرات پايينتر باشد، شخص جهتگيري ديني درونيتر دارد و هر چه نمرات بالاتر باشد، شخص جهتگيري ديني بيرونيتر دارد (مهرابي و همکار، 1390).
اين متغير در سؤال چهارم پرسشنامه توسط 12 گويه و در سطح سنجش فاصلهاي مورد سنجش قرار گرفته است.

_ حمايت اجتماعي
تعريف نظري: کاپلان107(1979) حمايت اجتماعي را هرگونه محرکي ميداند که به پيشرفت اهداف، فرد حمايت شونده کمک ميکند. او حمايت را، در دو بعد حمايت اجتماعي ملموس(مشتمل بر امکانات مادي به نحوي که براي فرد سودمند است) و حمايت اجتماعي رواني (به افراد کمک ميکند تا در حالتهاي هيجاني و عاطفي را که باعث بهبود ميشود، در خود ايجاد کند) بيان ميكند.
تعريف عملياتي: در کل حمايت اجتماعي داراي حداقل سه بعد ابزاري، اطلاعاتي و عاطفي است که در اين تحقيق صرفاً حمايت اجتماعي عاطفي مورد سنجش قرار ميگيرد که براي سنجش و اندازهگيري آن از مقياس چند بعدي حمايت اجتماعي ادراکشده108 زيمت109 و همکاران (1998) استفاده شده است. مقياس 12 گويهاي حمايت اجتماعي ادراکشده داراي سه بعد خانواده، دوستان، و ديگران مهم ميباشد که هر يک از ابعاد سه گانه، داراي چهار گزينه مستقل ميباشند و 9 گويه از مقياس براي اين تحقيق انتخاب شدهاند (ضريب آلفاي کرونباخ، برابر با 92/.).
اين متغير در سؤال سوم پرسشنامه توسط 9 گويه و در سطح سنجش فاصلهاي مورد سنجش قرار گرفته است.

_ جنس
تعريف نظري: تفاوتهاي فيزيولوژيک و کالبدشناختي ميان ان
سانها را گويند که به تفاوتهاي فيزيکي بدن اشاره دارد.
تعريف عملياتي: در اين پژوهش هر دو جنس مذکر و مؤنث مدنظر ما قرار دارند. اين متغير در سؤال 7 پرسشنامه در سطح سنجش اسمي مورد بررسي قرار ميگيرد.
_ سن
تعريف نظري: به تعداد سالهاي سپري شده از زمان تولد تا زمان حال را گويند.

تعريف عملياتي: اين متغير در سؤال هشتم پرسشنامه در قالب سؤال باز و در سطح سنجش فاصلهاي سنجيده شده است.

_ تأهل
تعريف نظري: شکلي از زندگي که در آن يک فرد، همسر يا شريک جنسي دائمي دارد و با يکديگر به صورت رسمي به شکل يک خانواده زندگي ميکنند.
تعريف عملياتي: اين متغير در سوال نهم پرسشنامه در قالب گزينههاي مجرد، متأهل، مطلقه (از همسر جداشده)، بدون همسر به علت فوت (همسر فوت شده)، ازدواج مجدد در سطح سنجش اسمي سنجيده شده است.

_ بعد خانوار
تعريف نظري: منظور تعداد افرادي است که در کنار هم در يک خانواده زندگي ميکنند. مفهوم خانوار110شامل تمام افرادي است که در يک مسکن واحد مشترک مثل يک خانه، يک آپارتمان، يک کاروان و مانند آن سکونت دارند و ممکن است همه خوشاوند هم بوده و يا داراي پيوند خويشاوندي نباشند. بعضي اوقات هيچ يک از افرادي که داراي مسکن مشترک هستند، با هم خويشاوند نيستند، به عنوان مثال گروهي از دوستان که در يک اتاق زندگي ميکنند يا ساکنان خانه سالمندان (کيد و استيل، 1388 : صص 23 – 24).
تعريف عملياتي: سوال دهم پرسشنامه اين متغير را در سطح سنجش ترتيبي ميسنجد.

_ شکل زندگي خانوادگي
تعريف نظري: منظور از شکل زندگي خانوادگي وضعيت زندگي در خانواده و حضور و عدم حضور والدين تني و ناتني ميباشد.
خانواده يک گروه اجتماعي است که با توجه به داشتن مسکن مشترک، همکاري اقتصادي و توليد مثل مشخص ميشود. خانواده شامل افرادي از هر دو جنس است، که دست کم دو نفر از آنها داراي روابط جنسي هستند که به طور اجتماعي تأييد شده باشد، با يک يا تعداد بيشتري بچه، که از والدين خود زاده شده و يا به فرزند خواندگي پذيرفته شده باشند (کيد و استيل، 1388 :36).
تعريف عملياتي: در اين پژوهش شکل زندگي خانوادگي در قالب گزينههاي (با پدر و مادر، تکوالدي به علت طلاق، تک والدي به علت فوت، ازدواج مجدد مادر، ازدواج مجدد پدر، به تنهايي، با اقوام و بستگان) و در سطح سنجش اسمي سنجيده شده است.
اين متغير در سؤال پنجم پرسشنامه و در سطح سنجش اسمي مورد سنجش قرار ميگيرد.

_ وضعيت فعاليت
تعريف نظري: منظور از وضعيت فعاليت، نوع کاري است که فرد بدان مشغول است.
تعريف عملياتي: در اين پژوهش وضعيت فعاليت در قالب گزينههاي (دانشآموز، دانشجو، خانهدار، سرباز، بيکار، شاغل) و در سطح سنجش اسمي سنجيده شده است.
اين متغير در سؤال ششم پرسشنامه و در سطح سنجش اسمي مورد سنجش قرار ميگيرد.

_ سطح تحصيلات
تعريف نظري: مقدار سطح سواد يا مدرک است که فرد در آن دوره، تحصيلات خود را به اتمام رسانده و از نظر وزارت آموزش پرورش قابل قبول است (توصيههاي سرشماري نفوس و مسکن، 1385 : 97).
تعريف عملياتي: در اين تحقيق تحصيلات عبارت از مدرک تحصيلي اخذ شده توسط فرد در سطوح مختلف ميباشد که در سؤال يازده پرسشنامه و در قالب گزينههاي (بيسواد، ابتدايي، راهنمايي، دبيرستان، ديپلم، دانشجو، فوق ديپلم، ليسانس، فوق ليسانس، دکتري) و با سؤال بسته از پاسخگو پرسيده شده است و در سطح ترتيبي مورد سنجش قرار گرفته است.

فصل چهارم :
تجزيه و تحليل داده ها

4-1 : مقدمه
در اين فصل به بررسي يافتههاي تحقيق ميپردازيم. يكي از بخشهاي كار تحقيقي توصيف دادههاي تحقيق ميباشد و براي توصيف دادهها از آمارههاي توصيفي كمك گرفته ميشود. آمار توصيفي پژوهشگر را قادر ميسازد تا دادهها را به طريقي مؤثر و معنيدار خلاصه و سازماندهي كند .توصيف و خلاصه كردن دادهها و مواد خام، زمينه تبيين و توضيح علي را فراهم ميكند. در اين فصل، ابتدا توزيع فراواني و درصدي متغيرهاي تحقيق و نيز شاخصهاي مرکزي و پراکندگي هر متغير و ابعاد آن را جهت تلخيص يافتهها ارائه خواهيم نمود. کار را با متغير وابسته آغاز ميکنيم:
4-2 : يافتههاي توصيفي
4-2-1 : متغير وابسته و ابعاد آن
سلامت روان، مطابق با پرسشنامه سلامت عمومي GHQ به چهار بعد تقسيم شده است:
الف)نشانه هاي جسماني
ب) نشانه هاي اضطراب
ج) اختلال در کارکرد اجتماعي
د) افسردگي.
ميزان سلامت روان پاسخگويان طبق جدول 4-1 در جدول نمايش داده شده است.

جدول 4-1 : توزيع فراواني و درصدي ميزان سلامت روان در بين پاسخگويان
ميزان سلامت روان
فراواني
درصد
درصد معتبر
پائين
115
1/29
1/29
متوسط
148
5/37
5/37
بالا
132
4/33
4/33
جمع کل
395
100
100

طبق اطلاعات جدول شماره 4-1، ميزان سلامت روان 115 نفر از پاسخگويان برابر با 1/29 درصد آنها در حد پائين بوده است. 148 نفر معادل با 5/37 درصد به ميزان متوسط از سلامت روان برخوردار بودهاند و سلامت روان 132 نفر نيز بالا بوده است که 4/33 درصد کل پاسخگويان را در بر ميگيرند. جهت نمايش بهتر، در نمودار 4-1، درصد هر يک از سه سطح ميزان احساس سلامت روان پاسخگويان آورده شده است.

سلامت روان، مطابق با پرسشنامه سلامت عمومي GHQ به چهار بعد تقسيم شده است: نشانههاي جسماني، نشانههاي اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعي و افسردگي. توزيع فراواني و درصدي هر کدام از اين ابعاد چهارگانه
در جداول زير ارائه شدهاند:

جدول 4-2 : توزيع فراواني و درصدي ميزان سلامت روان(بعد نشانههاي جسماني)
سلامت روان(بعد جسماني)
فراواني
درصد
درصد معتبر
پائين
138
9/34
9/34
متوسط
167
3/42
3/42
بالا
90
8/22
8/22
جمع کل
395
100
100

طبق اطلاعات جدول 4-2 ، در بعد نشانههاي جسماني، 138 نفر از پاسخگويان برابر با 9/34 درصد آنها در حد پائين بودهاند. اما ميدانيم که در اينجا نمره پائين به معناي سلامت بيشتر است، چرا که پرسشنامه سلامت عمومي در طيفي بين هرگز تا خيلي بيشتر از حد معمول طراحي شده و در کدگذاري، گزينه هرگز کد 0 و گزينه خيلي بيشتر از حد معمول کد 3 گرفتهاند. در واقع، کدگذاري و نمرهدهي مقياس به صورت معکوس است و نمره بالا در آن به معناي وضعيت نامناسب سلامت ميباشد. 167 نفر معادل با 3/42 درصد در بعد نشانههاي جسماني وضعيتي متوسط داشتهاند و نمره 90 نفر نيز بالا بوده است