منبع مقاله با موضوع
قیمت سهام، تقسیم سود، سود سهام، دارایی ها

منبع مقاله با موضوع قیمت سهام، تقسیم سود، سود سهام، دارایی ها

دی ۳, ۱۳۹۷ 0 By mitra2--javid

سهم :
از دیدگاه تجزیه و تحلیل گران بنیادگرا هر اندازه که سود بیشتري توزیع شود به همان اندازه نیز ارزش سهام بیشتر افزایش می یابد.
د..بازده سرمایه گذاري :
د- نشان دهنده شاخص ارزیابی کارایی مدیریت در کسب سود حاصل از عملیات اجرایی می باشد. بازده سرمایه گذاري از دو عامل گردش دارایی ها و حاشیه سود تشکیل شده است.
گردش دارایی ها از تقسیم فروش شرکت بر مجموع دارایی ها بدست می آید و حاشیه سود هم از تقسیم سود قبل از کسره بهره و مالیات بر مجموع دارایی ها بدست می آید. سپس در هر شرکتی هر اندازه بازده سرمایه گذاري بیشتر باشد ارزش سهام آن شرکت نیز بالاتر می رود.

۲-۱۷ تجزیه و تحلیل گران تکنیکی :
این دسته از تحلیل گران بر گرایش تاریخی قیمت سهام با توجه به ویژگی هاي تاریخی اطلاعات مالی تاکید می کنند. این ها معتقدند که با تجزیه و تحلیل وضعیت گذشته و حال شرکت، قیمت سهام قابل تعیین است و ضمنا معتقدند که الگوها در هر زمان تکرار می شوند.

۲-۲۶-۱ مفروضات تجزیه تحلیل گران تکنیکی :
الف- قیمت بازار سهام از طریق عرضه و تقاضاي آن در بازار تعیین می شود.
ب- اگر قیمت سهام کاهش یابد عرضه آن بیشتر می شود و بالعکس.
ج- با توجه به نوسانات جزیی در قیمت بازار سهام این قیمت ها در مسیرهایی حرکت دارند که براي یک دوره زمانی محسوس بر قرارند.
د- تغییرات عرضه و تقاضا عملکردش را در یک نمودار نشان می دهد.
ه- برخی از الگوهاي نمودار تمایل به تکرار از خودشان نشان می دهند.
این گروه معتقدند که ارزش سهام را به جاي محاسبه برآورد نمایند و به این دلیل نوسانات موثر بر عرضه و تقاضا را که بر قیمت تاثیر می گذارند پیش بینی کنند.

۲-۱۷-۲ تکنیک هاي مورد استفاده :
مشهور ترین تکنیک مورد استفاده آنها کاربرد نمودار است که به طرق مختلف حرکت هاي قیمت سهام را روي محورها علامت گذاري کرده و سعی می کنند یک الگویی را از این حرکت ها بدست بیاورند تا در آینده بتوانند قیمت سهام را برآورد نمایند.
نمودارها :
نمودار خطی: ساده ترین نوع است. قیمت سهام روي محور عمودي و زمان روي محور افقی ثبت می شود.
مقایسه روش هاي ارزیابی :
تجزیه تحلیل گران بنیادگرا بر اساس جریانات آتی درآمد هر سهم، ارزش سهام را محاسبه می کنند ولی تجزیه و تحلیل گران تکنیکی به گذشته تکیه می کنند و اطلاعات گذشته را جمع آوري کرده و بر اساس آن ارزش سهام شرکت را ارزیابی می کنند. اگر بازار فعال باشد نظریه تجزیه و تحلیل گران بنیادگرا مورد پسند است چون شماي اطلاعات به سرعت در قیمت بازار سهام اثر می گذارد که مهمترین اطلاعات مربوط به آینده فعالیت و سودآوري شرکت می باشد. یکی از ایراداتی که تکنیکی ها از بنیادگرایان می گیرند این است که آنها مدعی هستند که ترازنامه توسط حسابداران تهیه شده و مبناي اصلی تجزیه و تحلیل بنیادگرایان می باشد و داراي اعتبار کافی نیست و هیچ زمانی بیانگر واقعیت نیست بلکه ترازنامه نتیجه یک سري مفروضات ذهن حسابداران می باشد.
تجزیه و تحلیل گران تکنیکی سعی می کنند حرکات کوتاه مدت سهام راپیش بینی نموده و بیان کنند که چه وقت سهام را بخرند و چه وقت بفروشند ولی بنیادگراها سعی دارند بیان کنند سهام چه شرکت هایی را بخرند یا بفروشند. اساس تکنیکی ها قیمت سهام در گذشته است و اساس بنیادگراها سود آتی شرکت ها می باشد.

مطلب مشابه :  منابع مقاله درباره، كوتاه، ترين، 7-

۲-۱۸ نظریات عدم ارتباط تقسیم سود با ارزش شرکت:
در مکتب بازارهای کامل عقیده بر این است که سیاست پرداخت سود سهام شرکت ها اساسا نامربوط و بدون اهمیت است. پیروان مکتب مزبور استدلال می کنند که هزینه تامین مالی از منابع داخلی و خارجی (انتشار سهام) یکسان است. بنابراین میزان و نوع سرمایه گذاری های واحدهای انتفاعی به منبع تامین مالی مربوط بستگی ندارد. در هریک از دوره های مالی ، واحد انتفاعی می تواند سیاست مناسب پرداخت سود سهام را انتخاب و هرگونه وجه لازم مازاد بر منابع داخلی را از طریق انتشار سهام جدید تامین کند.

۲-۱۸-۱ نظریه میلر و مودیلیانی:
میلر و مودیلیانی(۱۹۶۱) در مقاله ای حاصل کار تئوریکی خود را در این خصوص ارائه دادند. آنها به این نتیجه رسیدند که سود پرداختی تاثیری بر روی قیمت سهام ندارد و فقط سیاست سرمایه گذاری عاملی است که می تواند از طریق آن درآمد حاصله شرکت و در نتیجه قیمت سهام آن را افزایش داد. در مقابل تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری ، نحوه تقسیم سود از ارزش چندانی برخوردار نبوده و بی اهمیت می باشد. نظریه آنان در مورد ساختار سرمایه در واقع مبانی اصلی برای نظریه بی ارتباطی تقسیم سود به حساب می آید. م – م در مقاله ای در سال ۱۹۵۸ بحث آکادمیک و جالبی را در مورد ساختار سرمایه ارائه دادند که نتایج آن نشانگر این است که ارزش کلی شرکت به ساختار سرمایه آن بستگی ندارد. به دلیل اینکه هزینه متوسط سرمایه هر شرکت به طور مستقل از ساختار سرمایه آن تعیین می شود. از این رو وقتی تصمیم در مورد چگونگی سرمایه گذاری موسسه اتخاذ می گردد، دیگر تصمیم تقسیم سود و تقسیم عایدات بین سود سهام قابل پرداخت و عایدات نگهداری شده در موسسه دارای اهمیت نیست. م – م ادعا می کنند که ارزش شرکت تحت تاثیر سیاست تقسیم سود قرار نمی گیرد. آنها می گویند که سیاست تقسیم سود سهام غیر مرتبط است و دلیلشان این است که ارزش شرکت به وسیله قدرت سودآوری و ریسک تعیین می گردد. آنها پیشنهاد می کنند که مجموع ارزش تنزیل شده هر سهم پس از پرداخت سود و انتشار سهام جدید برابر است با ارزش هر سهم قبل ا
ز پرداخت سود. به عبارت دیگر کاهش در ارزش بازار سهام به خاطر رقیق شدن مالکیت در اثر تامین مالی از خارج شرکت برای جبران سود پرداختی انجام گرفته است. از نظر پیروان این مکتب هزینه های تامین مالی از منابع داخل و منابع خارج از شرکت یکسان است. بنابراین سهامداران نسبت به انتخاب سود و منافع سرمایه ای بی تفاوت هستند زیرا سرمایه گذاران از طریق تجزیه و تحلیل های مالی متوجه می شوند که ارزش شرکت بستگی به سلامت و بنیه مالی آن دارد ته سیاست تقسیم سود. در واقع سود سهام حاوی اطلاعاتی است که از طریق تغییر سود سهام به سرمایه گذاران ارسال می شود. به همین جهت م – م به مدیران توصیه می کنند که از کاهش سود خودداری نمایند زیرا افزایش در سود ، انتظارات سرمایه گذاران را درباره وضعیت درآمد های آتی شرکت بهبود می بخشد. نظریه آنان بر مبنای فرضیات زیر ارائه گردیده است.
الف- در بازار رقابت کامل سرمایه وجود دارد و در آن سرمایه گذار اطلاعات کامل داشته و عقلانی رفتار می نماید و متغیرهای اقتصادی و قانونی در رفتار او تاثیر نمی گذارد و همچنین هزینه های کارگزاری و انتشار سهم وجود ندارد.
ب- سرمایه گذار در مورد سودآوری آتی شرکت اطمینان کامل دارد.
ج-تمامی شرکت ها می توانند به گروه های متجانس از نظر ریسک طبقه بندی گردند، در این طبقات ریسک تجاری تمامی شرکت های موجود در یک طبقه یکسان می باشد. درآمد های ایجاد شده توسط دارایی های یک شرکت به خصوص که در یک طبقه خاصی از نظر ریسک قرار دارد دارای همان درجه ریسکی است که درآمد های ایجاد شده توسط دارایی های سایر شرکت ها دارند.
د- مالیات بر درآمد شخصی و مالیات بر درآمد شرکت وجود ندارد.
س-شرکت ها و افراد قادرند بدهی های خود را بدون محدودیت در نرخ بهره ثابتی افزایش دهند.
ه- سهامداران در مورد اهرم شخصی و اهرم مالی بی تفاوت هستند.
با فرضیات فوق م – م به این نتیجه رسیدند که موضوعات زیر برقرار باشد:
ارزش کلی شرکت وهزینه سرمایه آن وابسته به ساختار سرمایه شرکت نمی باشد. ارزش بازار شرکت به وسیله تنزل جریان درآمدی ناشی از عملیات با نرخ مرتبط با ریسک آن شرکت تعیین می شود، یعنی:

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهاعتبارات خرد، اشتغال زایی، تعاونی ها، تسهیلات بانکی

V=〖N_0/K〗_۰

ارزش کلی ابزار شرکت = V
درآمد خالص عملیاتی = N_0
متوسط هزینه سرمایه = K_0

همچنین رابطه زیر برقرار است:

Ke=〖ke〗^*+(〖ke〗^*-kd) D/E
بازده مورد انتظار ارزش ویژه شرکت = ke
بازده مورد انتظار ، موقعی که شرکت تماما به وسیله صاحبان سهام تامین مالی شده است.(شرکت بدون بدهی) = 〖ke〗^(* )
بازده مورد رنتظار بر روی بدهی ها =kd
نسبت بدهی به ارزش ویژه = D/(E )

بنابراین همزمان با افزایش در ساختار سرمایه ، هزینه سرمایه (ارزش ویژه) برای پوشاندن کامل هر گونه مزیت ناشی از این افزایش بدهی ، افزایش خواهد یافت . نرخ تنزیل مناسب برای یک پروؤه سرمایه گذاری خاص به منابعی که وجوه مورد نیاز برای تامین مال آن مورد استفاده قرار می گیرد وابسته نیست . این مسئله بی ارتباطی تصمیمات مالی در این مورد را بیان می کند. و دلالت بر این دارد که فقط تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری است که در هدف حداکثر کردن ارزش بازار شرکت اهمیت دارد. نتیجه مهمی که از این موضوع حاصل می شود این است که مدیران مالی وقتی که هزینه سرمایه یک سرمایه گذار را تخمین می زنند نیازی نخواهند داشتکه منابع مالی پروژه را نیز مورد توجه قرار دهند.

۲-۱۸-۲ اثبات ریاضی نظریه مولر و مودیلیان:
نکته اساسی نظریه م – م آن است که تاثیر پرداخت سود سهام بر ثروت سهامداران دقیقا توسط سایر روش های تامین مالی خنثی می شود و چون گفتیم که سهامدار نسبت به دریافت سود سهام و یا ابقای سود شرکت (عدم تقسیم سود) و کسب منافع سرمایه ای بی تفاوت می ماند. ارزش هر سهم در ابتدای دوره برابر است با ارزش فعلی سود سهام پرداخت شده در پایان دوره به علاوه ارزش بازار آن در پایان دوره بنابراین:

P_0=1/(1+r) (D_1+P_1 )