مهم ترین عوامل برای ازدواج های موفق

مهم ترین عوامل برای ازدواج های موفق

مرداد ۲۰, ۱۳۹۷ Off By 92

رضایت زناشویی

رضایت زناشویی: رضایت مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش ها یا احساسات کلی فرد درباره ی همسر و رابطه اش تعریف می کنند (فرخ دوست و همکاران، ۱۳۸۴). رضایت مندی زناشویی یک پدیده ی درون فردی و یک برداشت فردی از همسر و رابطه است، چنین تعریفی از رضایت مندی زناشویی نشانگر آن است که رضایت مندی یک مفهوم تک بعدی و بیانگر ارزیابی کلی فرد درباره ی همسر و رابطه اش است (همان منبع، ص ۲۹۶). رضایت مندی زناشویی پیامد توافق زناشویی ۱ است و به صورت درونی احساس می شود. اصطلاح توافق زناشویی، رابطه ی مناسب زن و شوهر را توصیف می کند.

محققان برای آسانی در سنجش، همچنین عملیاتی کردن این مفهوم، رضایت مندی زناشویی را به چهار بعد اساسی تقسیم کرده اند که عبارتند از:

الف) جاذبه: عبارت است از جنبه ای از یک شیء، یک فعالیت یا یک شخص که برانگیزاننده ی پاسخ های نزدیکی در دیگران باشد. تمایلی برای نزدیک شدن به یک شیء، فعالیت یا شخص که در رضایت مندی زناشویی جاذبه های بدنی و جنسی انسان مدنظر قرار گرفته است (صالحی فدری، ۱۳۷۸).

ب) تفاهم: ارتباطی مبتنی بر پذیرش دو سویه، راحت و بدون تنش و دغدغه ی خاطر که بین دو نفر برقرار می شود (میراحمدی زاده و همکاران، ۱۳۸۲).

ج) نگرش: نوعی سوگیری عاطفی درونی که عمل یک فرد را تبیین می کند. در اصل این تعریف در برگیرنده قصد و نیت فرد است (همان منبع، ص ۵۸).

د) سرمایه گذاری: منظور از این عبارت آن است که هر یک از زوج ها برای بهتر ساختن رابطه و نیز خوشایندی طرف مقابل، کارهایی را انجام می دهند و یا از انجام آن خودداری می کنند. به بیان دیگر مقابله به مثل کردن هنگامی که رفتار طرف مقابل پاداش دهنده است، و خودداری از انجام عمل متقابل هنگامی که رفتار وی پاداش دهنده نیست (صالحی فدری، ۱۳۷۸).

انسان خواهان راحتی، آسایش و کامجویی است و از این رو دنیا را محل برآورده شدن این خواسته ها می داند و یا دست کم می خواهد که چنین باشد. اما از آنجا که دنیا محل راحتی و آسایش نیست، میان انتظارات او با واقعیت ناهماهنگی به وجود می آید و در نتیجه احساس ناکامی می کند و بی تاب می گردد.

مشکل خانوادگی از آنجا آغاز می شود که این احساس ناکامی، به روابط همسران منتقل می شود زیرا هر کدام از همسران تصور می کند دیگری عامل ناکامی وی است و همین تصور موجب بروز نارضایتی و ناسازگاری می گردد. این در حالی است که هیچ کدام تقصیر ندارند دنیا محل آسایش نیست.

اساساً خداوند متعال آسایش را در بهشت قرار داده و مردم آن را در دنیا می جویند و از این رو آن را نمی یابند. (ان الله عزوجل یقول… وضعت الراحه فی الجنه و الناس یطلبونها فی الدنیا فلا یحدونه)

بدیهی است هر کس چیزی را طلب کند که وجود ندارد خود را به زحمت انداخته و چیزی به دست نمی آورد (من طلب مالم یخلق، أتعب نفسه و یرزق قیل: یا رسول الله! و ما الذی لم یخلق؟ قال: الراحه فی الدنیا)

محققان عوامل متعددی را در میزان رضایت زناشویی همسران مؤثر دانسته اند.

داشتن تشابهات در مسائل عقیدتی، رشد عاطفی، تشابه مذهبی، سطح اقتصادی، طبقه ی اجتماعی، وضعیت تحصیلی، ابراز عشق و محبت به یکدیگر، توافق در روابط جنسی و برخورداری از مهارت های ارتباطی، عواملی هستند که تأثیر آنان در رضایت زناشویی به دفعات مورد تأیید قرار گرفته است.

مطلب مشابه :  بهترین شرکت برای ترجمه کدام شرکت است ؟

مهم ترین عوامل برای ازدواج های موفق عبارتند از:

  1. پختگی روانی و رشد عاطفی، فکری طرفین

این ویژگی به سن بستگی ندارد و هر فردی باید هنگام ازدواج به رشد عاطفی، فکری و اجتماعی کاملاً رسیده و بالغ شود. از آنجایی که رشد عاطفی، فکری با رشد هوشی رابطه مستقیم دارد اختلاف زیاد در این زمینه سبب بروز اختلاف و نارضایتی زناشویی می شود.

 

 

  1. طرز فکر، عقاید و تمایلات

باید قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی مخصوصاً در دوران نامزدی در موضوعات مهم زندگی توافق نظر وجود داشته باشد. ثابت شده است که توافق های زیاد قبل از ازدواج، روابط بعد از ازدواج را نیز محکم تر کرده و معنی و مفهوم بهتر به زندگی زناشویی می دهد.

  1. عقاید مذهبی

عقاید مذهبی در سعادت کانون خانوادگی اهمیت دارد. تحقیقات نشان می دهد که اعتقادات و نگرش های زن و مرد اکثراً پس از ازدواج ادامه می یابد و اگر زن و شوهر از یک مذهب ولی دارای اعتقادات و دید فلسفی متفاوت نسبت به اصول و موازین مذهبی خود باشند باز هم منجر به اختلافات عدیده شده و دیگر مسائل زندگی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.

  1. اختلافات طبقاتی

در یک ازدواج مطلوب همیشه باید تشابه طبقاتی تا آنجا که امکان دارد وجود داشته باشد. هر چه زن و شوهر از نظر طبقاتی شباهت داشته باشند، امکان رضایت، خوشبختی و سعادت بیشتر است.

  1. توافق و طرز فکر درباره ی امور جنسی

تحقیقات نشان می دهد که مسائل جنسی ار لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار دارد و سازگاری و رضایت در روابط جنسی از مهم ترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است. چنان چه این روابط ارضا کننده و کامل نباشد منجر به ناراحتی شدید، اختلافات و حتی از هم پاشیدگی خانواده می شود.

  1. بیماری های روانی در خانواده

وراثت یکی از عوامل مهم بیماری های جسمی و روانی است لذا شایسته است در موقع انتخاب همسر، تحقیقات لازم در این باره انجام شود. یکی از عوامل کلیدی در پایداری زندگی مشترک، تعهد دو طرف نسبت به ازدواج است. برای پایداری ازدواج، اولین سؤالی که به ذهن می رسد این است که “چطور این تصمیم یا کار به ارتقاء کیفیت زندگی مشترک من کمک می کند؟”

خصوصیات دیگر ازدواج های پایدار به قرار زیر هستند:

اعتماد: دو طرف اطمینان دارند که تحت هر شرایطی از هم مراقبت کرده و مورد نفی، تمسخر و خشونت طرف مقابل قرار نمی گیرد.

ارزش های مشترک: اعتماد و اطمینان، مؤید ارزش های مشترک بوده و احساس احترام متقابل را تقویت می کند و به دو طرف زمینه مشترکی برای رفع اختلافات می دهد.

رابطه ی پایدار و همیشگی: یکی از ارزش های مشترک در ازدواج پایدار، این مسئله است که وقتی مشکلاتی پدیدار شد رابطه به هم نمی خورد و زندگی از هم نمی پاشد.

ارتباط خوب: روابط خوب با صفاتی نظیر صادقانه، باز، خوب از نظر کلامی و غیر کلامی توصیف می شود.

قبول انطباق: قدرت پذیرش خود و طرف مقابل با تمام نقاط ضعف و قوت بودن ادعای بی نقصی در هر دو طرف وجود دارد.

سهیم کردن متقابل عواطف و احساسات و قدردانی از یکدیگر: این احساس که هر کدام از طرفین، از دیگری لذت برد و احساس کند که برای دیگری مهم است.

مطلب مشابه :  خرید عینک لیزر صنعتی، پزشکی و تحقیقاتی

صمیمیت: وقتی عمیق ترین و آسیب پذیرترین بخش روح، روان و تن انسان با دیگری سهیم می شود، قدرت نزدیکی تا این درجه در دو طرف وجود دارد.

شوخ طبعی: نهایتاً احساسی که بسیار پراهمیت بوده و اغلب شناسایی نمی شود، شوخ طبعی است و افراد آن را در خود تقویت نمی کنند.

پرورش هر کدام از این خصوصیات می تواند در تحکیم و تقویت ازدواج و ارتقاء سلامت جسمی و روانی بسیار مؤثر باشد.

روزگار برای زن و شوهرها، شیوه های زندگی مختلفی رقم می زند و برای هر یک از آنها حالت های روانی خاصی فراهم می آورد. در هر یک از رویدادهای زندگی دشواری های واقعاً غم انگیز و طاقت فرسا پیش می آید. کسی می تواند از زیر این دشواری ها سالم بیرون بیاید و دوباره سازگار شود که قبلاً آمادگی داشته باشد و دیدگاه مثبت نیز اتخاذ کند.

رضایت از زندگی زناشویی یک هدف معنوی است. رضایت فرد از رابطه بستگی به کیفیت رابطه دارد و مبنی بر دو عامل ادراک فرد از نتایج رابطه و سطح مقایسه ی کلی وی بستگی دارد. اگر رابطه ای مطلوب باشد و با امیدها و انتظارات هماهنگ باشد در نتیجه رابطه، رضایت بخش است و ادراک فرد از مطلوبیت یک رابطه رضایتمندی را تحت تأثیر قرار می دهد. به طور کلی ممکن است رابطه، مانعی برای فرد باشد و او رابطه را رضایت بخش نداند (میر خشتی، ۱۳۷۵).

یکی از عوامل مؤثر در رضایتمندی سطح فرهنگی خانواده پدر و مادری، زن و شوهر است. فرهنگ عبارت از مجموعه ای از افکار، نگرش ها و روش های مواجه شدن با مسائل مختلف است که می توان از آن به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده ی نحوه رفتار افراد با یکدیگر نام برد.

ارتباط جنسی: رضایت همسران از کیفیت و کمیت ارتباط جنسی.

حل تعارضات: کمک زوجی به زوج دیگر که با او نظرات و اهداف و رفتار تضاد دارد و حل اختلاف و ستیز ناشی از منافع ناهم سو و تضاد اهداف و ادراکات مختلف.

رضایت از ارتباط با خانواده ی اصلی: رضایت از کیفیت و نوع رابطه با خانواده ی خود و خانواده ی همسر ارزش های مذهبی: میزان همخوانی همسران در اعتقاداتشان به ارزش های مذهبی.

فعالیت های تفریحی (اوقات فراغت): رضایت از نوع، کیفیت و فراوانی شرکت در فعالیت های اجتماعی و تفریحی مورد علاقه ی هر زوج.

مدیریت منزل: رضایت از برخورد با خانواده ی اصلی، شیوه ی برخورد با فرزندان، نقشه ای مساوات        طلبانه ی زن و مرد و اداره ی امور مالی منزل.

ارتباط همسران: توانایی همسران در توضیح و تشریح نیازها، خواسته ها و تمایلاتشان و نیز توانایی توجه کردن به دیگران به منظور ارائه ی پاسخ های مناسب و دعوت از دیگران برای روشن سازی دیدگاه آنان.

دیدگاه های نظری روابط زوجی (رضایت زناشویی)

مطالعه روابط خصوصی و رمانتیک، دیدگاه های نظری گوناگونی را ایجاد کرده که در مجموع به بررسی مقولات زیست شناختی، میان فردی، ارتباطی، اجتماعی و خانوادگی پرداخته اند. این دیدگاه ها به طور کلی بر چرایی جذب شدن افراد به عده ای خاص، رضایت مندی یا نارضایتی ارتباطی و ریشه های آن، تغییرات پدیدار شونده در رفتارهای جنسی و روابط همراه با تعهد در گذر زمان، ریشه های ناهشیار و عوامل هشیاری که در انتخاب همسر تأثیر می گذارند و تفاوت های ژنتیکی و اکتسابی زنان و مردان در امر تمایلات جنسی تأکید می کنند