موضوع­های اساسی ارزشیابی برنامه

موضوع­های اساسی ارزشیابی برنامه

مرداد ۲۲, ۱۳۹۷ Off By 92

موضوع­های اساسی ارزشیابی برنامه

۱- ارزشیابی بازده و عملکرد دانش آموزان

نتیجه و پیامد هر برنامه­درسی باید تغییر رفتار یا عملکرد دانش­آموزان باشد. این رفتار یا عملکرد جدید که اغلب به عنوان بازده آموزشی نامیده می شود تابعی از برنامه­درسی طراحی شده و اجرای آموزش است. آزمون­ها و امتحاناتی که اغلب در پایان هر برنامه آموزشی اجرا می­شود به منظور ارزشیابی بازده و عملکرد دانش­آموزان طراحی می­شود.اما این ارزشیابی نباید محدود به نمره دادن و درجه بندی دانش آموزان و رد یا قبول کردن آنان باشد، بلکه بایستی به توصیف و قضاوت در مورد بازده­های مثبت و منفی آموزشی منجر شود(کیامنش،۱۳۷۴).

۲- ارزشیابی تدریس

دومین موضوع اساسی ارزشیابی، کیفیت تدریس می­باشد. البته ارزشیابی کیفیت تدریس، در عمل آسان نیست. چون در ابتدا باید کیفیت تدریس یا تدریس موثر را تعریف و تعیین نمود و سپس به ارزشیابی اقدام نمود بسیاری از ارزشیابی ها از شیوه و کیفیت تدریس، متکی بر داده­هایی است که از دانش­آموزان به دست می­آید. به هر حال نظریات دانش آموزان به عنوان مخاطبین آموزش، از جمله مهم­ترین منابع تعیین ویژگی­­های تدریس مطلوب و هم به عنوان مهم­ترین مرجع برای شناخت اثر بخشی آموزشی و ارزشیابی از تدریس می­باشد. به قول گلاسمن[۱] (۱۹۸۸) مهم ترین مرجع برای ارزشیابی از تدریس معلم در جریان آموزش، دانش آموزان هستند. یکی از مهم­ترین ابزارهای ارزشیابی برای تعیین موفقیت معلمین، استفاده از نظرات و قضاوت های دانش آموزان و دانشجویان با استفاده از پرسش­نامه­های نظرسنجی و مقیاس­های مندرج است. مزایای این روش عبارتند از:

الف- اجرای آن اغلب آسان و کم هزینه است؛

ب- در طی دوره آموزشی در زمان کمی قابل اجراست؛

ج- در این زمان کوتاه، اطلاعات زیاد و ارزشمند را فراهم می­کند؛

د- انعکاسی از شرایط طبیعی تدریس هستند؛

هـ- قابل هنجاریابی هستند(یارمحمدیان،۱۳۸۸).

 

ارزشیابی محتوای برنامه

نقش و اهمیت کتاب

کتاب درسی یکی از مهم­ترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در نظام کنونی آموزشی محسوب می­شود و در ایران یکی از مهم­ترین نقش ها را ایفا می­کند. به عبارت دیگر در کشور ما بیشترین فعالیت­های آموزشی در چارچوب کتاب­درسی صورت می­گیرد. از آن جمله موارد زیر را به عنوان نمونه می­توان ذکر کرد(کیامنش،۱۳۷۳).

  • تدارک مجموعه­ای از فرصت­های یادگیری جهت تحقق بخشیدن به هدف­های کلی                  و جزئی آموزش و پرورش از طریق محتوای کتاب امکان پذیر است؛
  • در تمام کشور برا ی هر ماده­درسی در هر پایه تحصیلی یک کتاب درسی تالیف و                    توزیع می­شود؛
  • معلمان فعالیت­های خود را بر محور کتب درسی متمرکز می­سازند؛
  • هر دانش­آموز ملزم به خواندن و فهمیدن کتابی كه از مرکز برنامه­ریزی معرفی می­                    شود، می باشد؛
  • امتحان و ارزشیابی محدود به مطالب و محتوای درسی است؛
  • به خاطر اهمیت زیادی که کتب درسی در تعیین محتوا و خط مشی آموزشی دارند کانون توجه تمامی دست اندرکاران آموزش و پرورش می­باشد؛
  • وجود نظام ­آموزشی متمرکز که برای تمام کشور، یک برنامه، یک کتاب درسی و یک نظام ارزشیابی در نظر گرفته می­شود، مسائل آموزشی فراوان را مطرح کرده، از                    آن جمله افزایش بیش از حد نقش کتاب­درسی در ایران است؛
  • نامناسب بودن شرایط آموزشی مثل پر جمعیت بودن کلاس­ها، کمبود و حتی در                     بعضی موراد فقدان وسایل کارگاهی و آزمایشگاهی استفاده بیشتر از کتاب را تشدید                    می­کند.
  • عدم مهارت کافی معلمان در شناخت هدف­های آموزشی و کاربرد شیوه­های مناسب تدریس، باعث اتکاء بیشتر آنها، به کتاب می­شود؛
  • نوع شیوه ارزشیابی، اغلب سؤال­های امتحانی و آزمون­ها نیاز­های یادگیری را در حد به خاطر سپردن و فهم و درک معلومات کتاب محدود می­سازند(فرنودیان،۱۳۶۸).
مطلب مشابه :  اختلال نارساخوانی

به هر حال مجموع این نارسایی­ها دست به دست هم داده  باعث گردیده همه برنامه­ها و هدف­های آموزشی منحصر به آموختن محتوای درسی گردد و هر گونه صحبتی از تغییر نظام آموزشی و هر گونه تلاشی در جهت اصلاح کیفیت آموزش و پروش در تغییر کتاب­های درسی پنداشته شده و کمتر متوجه عواملی مهمی چون اصلاح تربیت معلم – اجرای شیوه­های نوین تدریس – توسعه فضاهای آموزشی و تدارک تجهیزات لازم و اصلاح نظام ارزشیابی می­شود. از طرف دیگر نیز به آسانی نمی­توان نقش و اهمیت کتاب را از نظر دور داشت به همین علت صرف وقت نیروهای متخصص در بررسی و تحلیل کتاب های درسی می­تواند راه گشای حل بسیاری از مشکلات جاری آموزشی باشد(کیامنش،۱۳۷۳).

آشنایی با اصول تجزیه و تحلیل کتاب­های درسی هم به تنظیم و ابداع شیوه های مناسب تدریس کمک می­نماید. هم این توانایی را به معلمان می­دهد که نقد علمی بهتری از کتب درسی نموده و همواره مسئولان آموزشی را یاری نمایند. برای رسیدن به چنین هدفی، مؤلفان و برنامه­ریزان کتب درسی می بایست به اصول یاددهی – یادگیری از یک طرف و اصول و مبانی تنظیم محتوا از طرف دیگر توجه کرده و مواد و محتوای مطلوب را انتخاب و به شیوه مناسب به دانش­آموزان ارائه دهند. به منظور تعیین میزان مناسب بودن محتوای درسی تعیین شده برای دانش­آموزان باید ­محتوا­ مورد ­ارزشیابی­ قرار گیرد(کیامنش،۱۳۷۳).

ارزشیابی صحیح از محتوای کتب­درسی با توجه به سایر عوامل موثر در کارآیی آموزشی، امکان قضاوت و تصمیم­گیری در مورد مطلوب بودن محتوا را فراهم می­سازد. بنابراین ضرورت توجه به ارزشیابی و تحلیل محتوای کتاب­های درسی در نظام فعلی کشور و اطلاع از نظرات و دیدگاه­های دبیران و کارکرد دانش آموزان و مقایسه روش­های تحلیل محتوا اجتناب ناپذیر بوده و افزایش کیفیت مطالب، محتوا و ارتقاء سطح یادگیری فراگیران ارتباط مستقیمی به چنین بررسی­هایی دارد. امروزه اهمیت کتاب های درسی به عنوان یک عنصر اساسی در برنامه های درسی و وسیله ای که در صورت جذاب بودن امکان یادگیری را افزایش می دهد، آشکارتر شده است. اما در این راستا توجه متعادل به عواملی چون نژادهای مختلف، اقلیت­ها، جنسیت (تصاویر دختر و پسر) مشاغل، حرف و طبقات اجتماعی، موضوع جدال های زیادی شده و حساسیت  های زیادی را برانگیخته است. حتی تصاویر بعضی کتابها که عواطفی از قبیل ترس و خشم، درگیری و تهاجم را به یک نژاد خاص نسبت داده­اند، مورد اعتراض واقع شده است. این معیارهای ویژه  (بررسی فراوانی تبعیض­های جنسی و نژادی به کار رفته در متون و تصاویر کتاب­ها) توجه بعضی از صاحب نظران را جلب کرده است (کیامنش،۱۳۷۳).

از طرفی بعد عقلانی محتوا در کتاب درسی در ارزشیابی محتوا، اهمیت اساسی دارد. برای مثال دروس مختلف کتاب علوم چه پیام ها و مفاهیم اساسی رامطرح می کنند؟ آیا این پیام­ها و مفاهیم اساسی معتبر و دارای ارزش عقلانی هستند؟ آیا این دروس بیشتر بر فرایند یا محصول تاکید می­کنند؟ آیا محتوای به لحاظ تربیتی هدایت کننده یا گمراه کننده است؟

مطلب مشابه :  نمونه های تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

اهداف درس علوم

قرار دادن رشته های عمومی علمی در یک سطح نسبتا ساده در برنامه تربیت عمومی لازم و ضروری است. آشنایی کلی به علوم در زمینه­های بهداشتی، تشکیل خانواده، تربیت حرفه­ای و اجتماعی و به منظور بهتر زیستن کمک موثری می­کند. عصر ما زمان ترقی سریع علمی است و علوم در کلیه شئون زندگی ما تاثیر دارند. مثلا آشنایی به قوانین بهداشتی، آشنایی به مبانی فیزیک در قسمت برق، گاز و غیره، آشنایی با مبانی علم شیمی و سایر رشته­ای علمی در زندگی روزمره لازم و مفید است. خلاصه گنجانیدن علوم در برنامه تربیت عمومی برای نیل به هدف­های زیر مفید می باشد(شریعتمداری،۱۳۸۱).

  • درک حقایق و اصول علمی برای سازگار کردن وضع خود با محیط طبیعی، اجتماعی و فرهنگی؛
  • درک پدیده های طبیعی و اثر آنها در زندگی انسانی؛
  • ایجاد روح علمی در افراد و مبارزه با موهومات و خرافات معمول بین جامعه؛
  • ایجاد عادات صحیح و اجرای روش عملی در برخورد به مسائل زندگی؛
  • ایجاد روح علمی و علاقه به پژوهش و پژوهش در شاگردان؛
  • عادت دادن شاگردان به حل مسائل از طریق علمی؛
  • مطالعه و بررسی تاثیر علوم و تکنولوژی در کیله شئون زندگی انسان؛
  • مطالعه و بررسی حقایق علمی در زمینه­های مختلف و فهم پدیده­های طبیعی و         اجتماعی از طریق علمی؛
  • ارزش سنجی و بررسی افکار و عقاید، عادات و تمایلات، آداب و رسوم ارزش­ها و سنت­های اجتماعی با توجه به اصول و موازین علمی؛

۱۰- استفاده از مطالعات علمی برای سازگار ساختن فرد به زندگی جمعی؛

۱۱- مبارزه با خرافات وموهومات(شریعتمداری،۱۳۸۱).

پس از بررسی چهار عنصر اصلی برنامه درسی به سه برنامه قصد­شده، اجرا شده و آموخته شده پرداخته شده است تا ضمن بررسی ویژگی­ها، سایر عناصر برنامه درسی نیز مورد بررسی قرار بگیرد.

دیدگاه­ها و نظرات مختلفی نسبت به برنامه­درسی قصد­شده وجود دارد که به برخی از آنان اشاره می­شود.

مربیان پیشرفت­گرا، برنامه درسی را عبارت از تجربه­های یادگیری آموخته شده توسط دانش­آموزان قلمداد می­کنند و تصمیم­گیری برای دانش­آموزان توسط دیگران را مردود می­شمارند و یا دست کم برای آن اهمیت ثانوی قائل هستند(پاک­سرشت،۱۳۸۴).

سنت­گرایان برای اولین بار برنامه­ریزی را به عنوان علم مطرح کردند. بوبیت و تایلر از آن جمله­اند.آنان اصول و همان سلسله مراتب و مدیریت علمی را گرفتند و به برنامه­های درسی منتقل کردند. تمرکز اصلی سنت­گرایان بر مدارس است و علاقه کمتری به گسترش نظریه برنامه­درسی دارند. حدود هفتاد درصد برنامه­های درسی دنیا بر دیدگاه سنت­گرایان است.

تجربه گرایان مفهومی، مفاهیم علوم­اجتماعی را به کار گرفته و آنها را در برنامه­درسی به طور تجربی با هدف کنترل رفتار استقرار داده­اند. معروف­ترین آنها شوآب است.

بازنگران مفهومی، مفاهیم اساسی برنامه­های­درسی را با شیوه­های خاصی تحلیل کرده­اند. بازنگران مفهومی، برنامه­درسی را برابر فرهنگ زنده جامعه می­دانند و نه آنچه را که برنامه­ریزها توصیه می­کنند (سیف،۱۳۸۶).

[۱]– Glassman