نوروفارماکولوژی چیست؟

نوروفارماکولوژی چیست؟

مرداد ۲۶, ۱۳۹۷ Off By 92

نوروفارماکولوژی

مواد افيوني: اين گروه از مواد از طريق سه گروه گيرنده عمل مي كنند: گيرنده هاي مو اپیود درتنظيم خاصيت ضد درد و تضعيف تنفس و يبوست و وابستگي نقش دارند. گيرنده هاي کا اپیود علاوه بر خاصيت ضد درد مدر و رخوت زا هستند و گيرنده هاي ∂ اپیود با خاصيت ضد درد درارتباط هستند، گيرنده ي چهار نيز بانام اورفان [۱] شناخته شده است كه در مجموع هر چهار گيرنده با درد مرتبط اند. هر ماده اي اگونيستي كه بتواند به طور اختصاصي به هر يك از گيرنده هاي اپيوئيدي متصل شده و اثري ايجاد كند اپيوئيد محسوب مي شود .داروهايي نيز كه به اين گيرنده هاي متصل مي شوند و اثري توليد نمي كنند آنتاگونيست اپيوئيد محسوب مي شود. اثر اپيوئيدهاي مورد سوء مصرف آگونيست گيرنده مو اپیود بوده خواص فارموكولوژيك شبيه مرفين دارند و بر درد، خلق، اعمال هيپوتالاموس و عضلات دستگاه گوارش مؤثرند. حالت راش [۲] يا فلاش [۳] نيز در اثر تزريق ماده رخ ميدهد كه معتادان آن را شبيه ارگاسم مي دانند. اما آگونيست هاي گابا به جاي ايجاد تزريق ماده رخ مي دهد كه معتادان آنرا شبيه ارگاسم مي دانند. اما آگونيست هاي گابا به جاي ايجاد سرخوشي توليد كج خلقي مي كنند.

سازمان دارو و غذاي ايالات متحده برخي از آگونيست هاي گيرنده افيوني در طول  عمرحدود ۳/۱ درصد است. در ايالات متحده تخمين زده مي شود حدود ۸۰۰۰۰۰ نفر مصرف كننده هرويين باشند و حدود ۳ ميليون نفر حداقل يكبار مصرف هرويين را تجربه كرده باشند. اين مورد را حتي براي مصارف پزشكي ممنوع اعلام كرده است.

كديين و آسپرين از آگونيست هاي گيرنده مو اپیود هستند كه فقط زير نظارت كامل پزشكي قابل استعمال مي باشند. مواد افيوني درونزاد شامل پروانكفالين[۴]، اندروفين ها، پرودينورفين[۵] ، آندومورفين[۶]  و پروازفانين [۷] نيز با درد و انتقال عصبي ارتباط دارد. تحريك ناحيه ي تگمنتل شكمي تا قشر مخ و سيستم ليمبيك نيز در ايجاد خاصيت پاداش دهندگي  مواد افيوني مؤثر است) نادري و همكاران، ۱۳۸۷).

با هذيان پارانوييد و توهم هاي لامسه همراه است و نيز ملات  پانيك از جمله پيامدهاي مصرف كوكايين هستند (چارلز[۸] و همكاران، ۲۰۱۱).

مطلب مشابه :  دانش آموزان با ناتوانی یادگیری چه مشکلاتی در خواندن دارند؟

۴-۲ ملاكهاي (دی. اس. ام- ۵ ) براي مسموميت با مواد

الف) پيدايش يك سندرم برگشت پذير مختص به ماده در نتيجه مصرف (يا مواجه) اخير يك ماده.

توجه: مواد مختلف ممكن است سندرم هاي يكسان يا مشابه به وجود آورند.

ب) تغييرات غيرانطباقي رفتاري يا روانشناختي قابل ملاحظه باليني كه نتيجه تأثير مواد بر دستگاه عصبي مركزي هستند (مثل ستيزه جويي، بي ثباتي خلق، تخريب شناختي، اختلال قضاوت، اختلال كاركرد اجتماعي يا شغلي) ضمن مصرف مواد به فاصله اي كوتاه پس از آن ظاهر مي شوند.

پ) علايم ناشي از يك بيماري طبي عمومي نبوده و يك اختلال رواني ديگر توجيه بهتري براي آنها نيست. (كاپلان سادوك، ۲۰۰۷).

۵-۲ ملاك هاي (دی. اس. ام- ۵) براي ترك مواد

الف) پيدايش يك سندرم مختص ماده اي خاص در نتيجه قطع (يا كاهش) مصرف زياد و طولاني يك ماده

ب) سندرم مختص به ماده ناراحتي قابل ملاحظه باليني ايجاد كرده يا موجب تخريب عملكرد اجتماعي، شغلي يا ساير حوزه هاي مهم عملكرد مي شود.

پ) نشانه هاي ناشي از يك بيماري طبي عمومي نبوده و بر اساس يك اختلال رواني ديگر قابل توجيه نيستند (كاپلان و سادوك، ۲۰۰۷).

۶-۲ ملاكهاي تشخيصي (دی. اس. ام- ۵)  براي سوء مصرف مواد

الف) الگوي غيرانطباقي مصرف مواد كه موجب ناراحتي يا تخريب قابل ملاحظه باليني شده و با يك يا چند علامت از علايم زير كه در طول يك دوره ۱۲ ماهه روي مي دهند تظاهر مي كند:  مصرف مكرر مواد كه منجر به ناتواني در برآوردن تعهدات عمده مربوط به نقش فرد در كار، مدرسه يا خانه مي شود. (مانند غيبت هاي مكرر يا عملكرد ضعيف شغلي مربوط به مصرف ماده، غيبت، تعليق يا اخراج از مدرسه به دليلي مصرف مواد، مسامحه نسبت به فرزندان و خانه).

مصرف مكرر مواد در موقعيت هايي كه درآنها مصرف ماده از نظر فيزيكي خطرناك است (مثلاً رانندگي يا كار با ماشين آلات تحت تأثير مواد).

مشكلات قانوني تكراري مربوط به مواد (مثلاً دستگيري به دليلي رفتارهاي نادرست مربوط به مصرف مواد).

مصرف مداوم مواد علي رغم مشكلات پايدار يا عود كننده اجتماعي يا بين فردي كه ناشي از تأثيرات ماده بوده يا بر اثر ان تشديد شده اند (مانند مشاجره با همسر در مورد نتايج مسموميت، نزاع فيزيكي).

مطلب مشابه :  علل مشروطی دانشجویان

ب) نشانه هاي فوق هيچگاه واجد ملاك هاي وابستگي به اين خانواده از مواد نبوده اند.

۷-۲ ملاكهاي تشخيصي (دی. اس. ام- ۵) براي وابستگي مواد

يك الگوي غيرانطباقي مصرف مواد كه منجر به تخريب چشمگير باليني يا ناراحتي مي شود و با سه مورد از موارد زير تظاهر مي كند كه زماني در يكدوره ۱۲ ماهه بروز مي كند.

  1. ۱٫ تحمل كه به يكي از دو صورت تعريف مي شود: نياز به افزايش مقدار ماده براي رسيدن به مسموميت يا تأثير دلخواه و يا كاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادير يكساني از آن.
  2. حالت ترك كه به يكي از دو شكل زير تظاهر مي كند: سندرم ترك مشخص براي آن ماده (به ملاك هاي الف و ب ترك مواد خاص رجوع كنيد). همان ماده )يا ماده اي مشابه آن( براي رفع يا جلوگيري از علايم ترك مصرف مي شود.
  3. ماده غالباً به مقاديري بيشترو براي دوره اي طولاني تر از آنچه مورد نظر است مصرف مي شود.
  4. ميل دائمي براي كاهش يا كنترل مصرف مواد وجود دارد و يا تلاش هاي ناموفقي در اين زمينه صورت مي گيرد.
  5. زمان زيادي در فعالّيتهاي لازم براي بدست آوردن ماده) مثلاً مراجعه به افراد متعدد يا رانندگي هاي طولاني(، مصرف ماده (مثلاً تدخين پياپي) يا رهايي از آثار ماده صرف مي شود.
  6. فعاليتهاي مهم اجتماعي، شغلي و تفريحي به خاطر مصرف ماده كنار گذاشته مي شود.
  7. ادامه مصرف علي رغم اگاهي از مشكلات روانشناختي يا جسماني مستمر يا عود كننده اي كه احتمالاً از مصرف ماده ناشي شده و يا در نتيجه آن تشديد مي شوند) مانند ادامه مصرف كوكائين علي رغم وجود افسردگي ناشي از كوكائين، يا ادامه مصرف الكل علي رغم شناخت اين موضوع كه زخم گوارشي يا ادامه مصرف آن شدت مي يابد) (كاپلان و سادوك، ۲۰۰۷).

[۱]  Orfan

[۲]  Rash

[۳]  Flash

[۴]  Pro Enkafaline

[۵]  Pro Dynorphine

[۶]  Andomorphine

[۷]  Pro Ezfanine

[۸] CHarls