پایان نامه با موضوع
مهارت های زندگی، آموزش مهارت، آموزش مهارت های زندگی، توانایی ها

پایان نامه با موضوع مهارت های زندگی، آموزش مهارت، آموزش مهارت های زندگی، توانایی ها

دی ۳, ۱۳۹۷ 0 By mitra2--javid

این سال یک مجموعه آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین نمود. این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارت های رفتار جرأتمندانه، تصمیم گیری و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین طراحی یک برنامه واحد پیشگیری اولیه بود و مطالعات بعدی نشان داد که آموزش مهارت های زندگی تنها در صورتی به نتایج مورد نظر ختم می شود که همه ی مهارت ها به فرد آموخته شود (بوتوین، ۲۰۰۴؛ نقل از البرز، ۱۳۸۶).
به دنبال این اقدام مقدماتی، سازمان بهداشت جهانی۱۳۰، به منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی در سال ۱۹۹۳ پیشنهاد اجرای آموزش مهارت های زندگی را در کشورهای جهان سوم به یونیسف۱۳۱ ارائه داد. قبل از سال ۱۹۹۳، برنامه هایی از جمله برنامه ی سوء استفاده از مواد مخدر (۱۹۸۴- ۱۹۸۰)، مسائل جنسی در نوجوانان (۱۹۸۶)، آموزش صلح و پرهیز از خشونت (۱۹۸۸)، برنامه ی آموزش اعتماد به نفس (۱۹۹۰) و برنامه ی آموزش ارتقای هوش (۱۹۹۰) در کشورهای مختلف اجرا شده بود. بعد از سال ۱۹۹۳، برنامه ای تحت عنوان پیشگیری از بیماری ایدز در سال ۱۹۹۴ اجرا گردید. در کشور ما نیز چند سالی است طرح آموزش مهارت های زندگی زیر نظر سازمان بهزیستی، یونیسف و سازمان بهداشت جهانی اجرا می شود. آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۷۸- ۱۳۷۷ در سطح متوسطه اقدام به اجرای آموزش مهارت های زندگی به عنوان یک درس انتخابی، پرورشی نموده است و در قالب یک ماده ی درسی در مدارس تدریس می گردد (اسماعیلی، ۱۳۸۳؛ نقل از البرز، ۱۳۸۶).
طرح آموزش مهارت های زندگی در سال ۱۳۷۹ به صورت آزمایشی در برخی از استان ها شروع شده که طی آن مهارت های زندگی توسط کارشناسان امور اجتماعی و روان شناسان به افراد و دانش آموزان آموزش داده می شود (البرز، ۱۳۸۶).
مفهوم و تعریف مهارت های زندگی
از مهارت های زندگی تعاریف متعددی ارائه شده است و ما در این حوزه با تنوع تعاریف و برداشت ها مواجه هستیم که در ادامه به مهمترین این تعاریف اشاره می شود:
“مهارت های زندگی” عبارت اند از مجموعه ای از توانایی ها که زمینه ی سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند. این توانایی ها، فرد را قادر می سازند مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواست ها، انتظارات و مشکلات روزانه، به ویژه در روابط بین فردی، به شکل موثری روبه رو شود (طارمیان، ۱۳۸۳). منظور از مهارت های زندگی، آن نوع توانایی ها و مهارت های عملی است، که موجب رفتارهای مثبت و سازگارانه گردیده است؛ فرد را در اداره موثر نیازها، سختی ها، خطرها و فشارهای زندگی روزانه، توانا می سازد و برای احساس کامیابی، توانمندی و شادکامی در زندگی روزمره بدان ها نیاز است. هدف از آموزش این مهارت ها افزایش توانایی های روحی- اجتماعی است (احمدی، ۱۳۸۴). مهارت های زندگی توانایی رفتار سازگارانه و مثبت می باشد به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید (فتی و همکاران، ۱۳۸۵).
مهارت های زندگی یک رویکرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل دهی رفتار است، که توازن میان سه حوزه را مد نظر قرار می دهد. این سه حوزه عبارتند از: دانش، نگرش و مهارت ها. تعریف یونیسف بر شواهد پژوهشی مبتنی است، که نشان می دهند، اگر در توانمند سازی افراد جامعه بحث دانش، نگرش و مهارت به صورت تلفیقی مورد توجه قرار نگیرد، نتیجه ی مورد انتظار، یعنی کاهش رفتارهای پرخطر، بدست نمی آید (یونیسف، ترجمه ی آقازاده، ۱۳۸۱).
بطور کلی مهارت های زندگی عبارتند از: توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارت های زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد، خشونت های خانگی و اجتماعی، آزار کودکان، خودکشی، ایدز و مواد مشابه قابل استفاده است. این مهارت ها به افراد کمک می کند تا مثبت عمل کرده و هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی- اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقا بخشند (فتی و همکاران، ۱۳۸۵).
اهداف آموزش مهارت های زندگی
مهارت های زندگی مجموعه ای از اهدافی را دنبال می کند که خاص فرد یا طبقه ی خاصی نیست، بلکه هر کسی در جایگاه خود می تواند از آن ها بهره گیرد. اما همان طور که در قسمت های قبل اشاره شد هدف اصلی برنامه ی آموزش مهارت های زندگی پیشگیری از آسیب های اجتماعی و ارتقاء سطح بهداشت روان افراد و جامعه می باشد. با این وجود در کنار این هدف کلی، اهداف اختصاصی تر دیگری هم که منتج از همین هدف کلی است در منابع مختلف ذکر شده است که در ذیل به آن اشاره می گردد.
o توانمند کردن افراد
o ایجاد و افزایش مهارت تصمیم گیری
o ارتقای مهارت تفکر انتقادی و خلاق
o تقویت فرایند حل مساله
o تحقق توانایی های بالقوه و انطباق با تغییرات زندگی (مانند ساختارهای خانوادگی، جامعه و تغییرات طبیعی فرهنگ)
o افزایش انطباق افراد با شرایط شهر نشینی
o تقویت اعتماد به نفس، عزت نفس و هویت فردی
o ارتقای مهارت های اجتماعی
o تقویت فرایند اجتماعی شدن
o افزایش سازگاری روانی اجتماعی
o آمادگی نوجوانان برای ورود به زندگی بزرگسالی
o شکل گیری و تقویت ارزش های سالم اجتماعی
o آموزش شهروندی
o افزایش مسولیت پذیری
o پیش
گیری از مصرف سیگار و سوء مصرف مواد
o پیشگیری از خشونت و پرخاشگری
o ایجاد و توسعه ی قضاوت صحیح
o افزایش همدلی و درک افراد مختلف و فرهنگ های متفاوت
o پیشگیری ار روابط ناسالم بین دو جنس، بی بند و باری های جنسی و ایدز
o پیشگیری از بزهکاری
o پیشگیری از افت و کاهش عملکرد تحصیلی
o بهبود ارتباطات بین فردی در خانواده
o استحکام نهاد خانواده در جامعه
o ارتقای سطح فرهنگ جامعه
o افزایش مشارکت های مردمی
o افزایش هویت ملی
o افزایش خلاقیت و نوآوری در زمینه های اجتماعی و اقتصادی- صنعتی (غیاث فخری، ۱۳۸۵).
o ارائه ی آموزش های کاربردی و متناسب با نیازهای زندگی و شغلی مخاطبان و کمک به بهبود شرایط زیستی آن ها
o گسترش و آگاهی های اجتماعی، فردی، شغلی و خانوادگی فراگیران در خصوص مسائل زندگی
o توانمندسازی مخاطبان در ابعاد مختلف زندگی به منظور تسهیل در برقراری ارتباطات و برخورد مناسب با مسائل زندگی و ایجاد اعتماد به نفس (سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، ۱۳۷۷؛ نقل از البرز، ۱۳۸۶)
زیرساخت نظری آموزش مهارت های زندگی
برنامه آموزش مهارت های زندگی یک مدل روانی- آموزشی و یک مدل ارتقاء سلامت است که براساس چند مدل نظری از جمله نظریه ی خودکارآمدی و یادگیری اجتماعی بندورا (بندورا، ۱۹۷۷؛ نقل از بوتوین، ۲۰۰۰، بوتوین، شینک و اُرلاند، ۱۹۹۵، اپستاین، ویلیامز و بوتوین، ۲۰۰۲)، رفتار مشکل ساز (جسر و جسر، ۱۹۷۷؛ نقل از بوتوین، ۲۰۰۰، بوتوین، شینک و اُرلاند، ۱۹۹۵، جسر، ۱۹۹۱ و اپستاین، ویلیامز و بوتوین، ۲۰۰۲)، نظریه ی ارتباطات متقاعدکننده (مک گویر، ۱۹۶۸؛ نقل از بوتوین، ۲۰۰۰) و نظریه ی خوشه های همسال (اُتینگ و بیووایز، ۱۹۸۷؛ نقل از بوتوین، ۲۰۰۰) طراحی و تدوین شده است. در مبانی نظری این مدل یادگیری فرایندی فعال مبتنی بر تجربه فرض شده است که از طریق مشاهده رفتار های دیگران و پیامدهای آن حاصل می شود (بیرامی، ۱۳۸۵). این برنامه مدلی روانی- آموزشی بر مبنای مداخله ی گروهی است که در مدارس سارسر جهان بطور گسترده ای بکار می رود (الیسا و همکاران، ۱۹۹۷، گادزا، گینتر و هورن، ۲۰۰۱ و سازمان جهانی بهداشت، ۱۹۹۶، نقل از شکتمن، لوی و لکتنتریت، ۲۰۰۵). پایه و اساس مطالبی که در آموزش مهارت های زندگی به کار می رود، اطلاعاتی است که از نحوه ی یادگیری از طریق مشاهده ی رفتار دیگران و پیامدهای آن به دست می آید. به همین جهت افراد در جریان یادگیری و آموزش فعالانه به امر یادگیری مهارت های زندگی می پردازند (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه ی قاسم آبادی و محمدخانی، ۱۳۷۷). بندورا عقیده دارد انسان موجودی اجتماعی است و رفتار او باید در پرتو روابط اجتماعی بررسی شود. یادگیری های پیچیده انسان، غالباً از طریق مشاهده ی مستقیم رفتار دیگران نظیر والدین، معلمان، همسالان، صحنه های فیلم و غیره شکل می گیرد (احدی و جمهری، ۱۳۸۲). در واقع یادگیری مشاهده ای از طریق الگوبرداری زمانی اتفاق می افتد که مشاهده کنندگان رفتارهای جدیدی را نشان می دهند، که قبل از سرمشق گیری وقوع آن ها حتی با مشوق های انگیزشی موثر در حد صفر است (بندورا, ۱۹۶۹؛ روزنتال۱۳۲ و زیمرمن۱۳۳، ۱۹۷۸؛ نقل از پینتریچ۱۳۴ و شانگ۱۳۵،۱۳۸۵).
یادگیری مشاهده ای از چهار خرده فرایند تشکیل شده است:
۱٫ توجه: توجه به مشخصه های متفاوت و متمایز اعمال الگوبرداری شده یا توجه به آنچه که قرار است یادگرفته شود.
۲٫ نگهداری: رمزگردانی و انتقال اطلاعات الگوبرداری شده برای ذخیره سازی و مرور ذهنی و بازنمایی آن در ذهن.
۳٫ تولید: برگردان ادراک دیداری و نمادین رویدادهای الگوبرداری شده به رفتار.
۴٫ انگیزش: انجام اعمال ارزشمند و اعمالی که از آن ها انتظار پی آمدی مثبت وجود دارد. درواقع رفتار یادگرفته شده از طریق مشاهده، درصورتی به عملکرد تبدیل می شود که با تقویت همراه باشد ( وولفولک۱۳۶، ۲۰۰۷؛ پینتریچ و شانگ، ۱۳۸۵؛ سیف، ۱۳۷۹؛ هرگنهان۱۳۷ و السون۱۳۸، ۱۹۹۷ ؛ اسلاوین۱۳۹، ۲۰۰۶؛ سنتراک۱۴۰، ۲۰۰۱).
روش های آموزش مهارت های زندگی
گستردگی و تنوع مهارت های زندگی سبب می شود که نتوان یک روش آموزش آرمانی برای آن پیشنهاد کرد و در نتیجه با کثرت روش های آموزشی مواجه می شویم.
آموزش مهارت های زندگی آموزش فعال و مبتنی بر تجربه است. اساس آن، یادگیری مشارکتی است، زیرا در خلال رشد نوجوان و در بزرگسالی، بیشتر تعاملات اجتماعی در گروه ها رخ می دهد، از همین موضوع می توان به صورت ساختاریافته در موقعیت های آموزشی استفاده کرد (نیک نژاد، ۱۳۸۵؛ نقل از البرز، ۱۳۸۶). در آموزش مهارت های زندگی افراد فعالانه در فرایند یاددهی- یادگیری پویا در گیر می شوند. روش هایی که برای تسهیل این در گیری فعال استفاده می شود، شامل کارکردن در گروه های کوچک و بزرگ، بارش فکری، ایفای نقش، تعویض نقش، بازی، سوال کردن، جملات ناتمام و مباخثه است (مهربانی، ۱۳۸۴ و غیاث فخری، ۱۳۸۵).
یونیسف (۱۳۸۱)، برای آموزش مهات های زندگی هفت روش تدریس پیشنهاد کرده است، عبارتند از: ایفای نقش، متن نمایش (سناریو)، توجه به ارزش ها، مشکل گشایی گروهی، نمایش ویدئویی، سخنرانی میهمان و بحث گروهی (یونیسف، ترجمه ی آقازاده، ۱۳۸۱).
مطالعات و پژوهش های زیادی نشان می دهد که دانش آموزان از طریق تجربه بیشتر می آموزند. وقتی به هنگام آموزش به آن ها فرصت تجربه کردن و فعالیت داده شود، یادگیری آن ها به مراتب افزایش می یابد. بخصوص هنگامی که یادگیری مهارت ها، مدنظر باشد و فرد باید به توانایی رفتار دست یابد. در این رویکرد به دانش آموزان فرصت داده می شود که آنچه را می آموزند در عمل نیز تج
ربه کنند، تا یادگیری آنان افزایش یابد. یعنی دانش آموز و معلم در فرایند پویای یادگیری شرکت می کنند و نظرات خود را بیان کنند (غیاث فخری، ۱۳۸۵).
روش یادگیری فعال
یادگیری فعال۱۴۱، دانش آموز مدار می باشد و احساسات، افکار، عقاید و تجارب دانش آموزان را درگیر یادگیری می کند. در این روش دانش آموزان محور اصلی می باشند و معلم فقط نقش تسهیل کننده را دارد و با هدایت و پرسیدن سوال از دانش آموزان، درس را شروع می کند. اجازه می دهد تا خود دانش آموزان با بحث و گفتگوی کلاسی، پاسخ ها را دریابند. سپس معلم سوالات بعدی را مطرح کرده و دانش آموزان با توجه به آموخته های قبلی و تجارب خود برای پاسخ به سوالات در بحث و گفتگو شرکت می کنند. در نتیجه با راهنمایی معلم دانش آموزان با انجام فعالیت ها، گام به گام به اهداف آموزشی نزدیک تر می شوند، که درواقع خود دانش آموزان و با کمک