پایان نامه با کلید واژه های
کسب و کار، بازار کار، اعتبارات خرد

پایان نامه با کلید واژه های کسب و کار، بازار کار، اعتبارات خرد

آذر ۷, ۱۳۹۷ 0 By admin3

دستمزد بگير تعلق دارد. قسمت عمده اي از نيروي کار فعال در هر جامعه اي، خواهان ايجاد درآمد توسط خودشان هستند و تمايلي به دريافت حقوق و دستمزد از کار فرمايان مؤسسات خصوصي و دولتي ندارند و يا به لحاظ شرايط اقتصادي، قادر به اشتغال در واحد ها، بنگاه ها و مؤسسات دولتي و خصوصي نيستند. اين بخش از نيروي کار در ادبيات اقتصادي به بخش خوداشتغالي تعلق دارند. اين نوع فعاليت ها بسيار گسترده هستند و در تمام بخش هاي اقتصادي ( صنعت، خدمات، کشاورزي و ساختمان ) ديده مي شوند( قويدل، ۱۳۸۷، ۲۲). سياست هاي اقتصادي مربوط به خود اشتغالي در انعطاف پذيري بازار کار و گسترش اشتغال نقش زيادي دارند و يکي از عوامل کاهش بيکاري هستند. توريک۱ و همکاران با استفاده از مدل رگرسيون برداري ( VAR) رابطه بين خود اشتغالي و بيکاري را براي ۲۳ کشور OECD در دوره زماني ۲۰۰۲ ـ ۱۹۷۴ بررسي کرده است و نتيجه گرفته اند که هنگام بالا رفتن نرخ بيکاري، فعاليت هاي خود اشتغالي افزايش مي يابد و بنابراين بين نرخ بيکاري و نرخ خود اشتغالي، ارتباط پويا وجود دارد. داده هاي تجربي ارتباط دو طرفه نرخ بيکاري و نرخ خود اشتغالي را تأييد مي کنند.
دو نوع سياست براي حمايت از خود اشتغالي وجود دارد:
۱ـ سياست هاي انفعالي: اين سياست ها به صورت معافيت ها يا تخفيف هاي مالياتي، پرداخت هاي انتقالي و کمک هاي بلاعوض، بيمه بيکاري، تأمين نيازهاي مالي بيکاران و يارانه اعمال مي شود که به آن سياست هاي مالي و اعتباري نيز گفته مي شود. در اين روش، براي آغاز فعاليت خود اشتغالي، تسهيلات و خط اعتباري به متقاضيان واجد شرايط اعطا مي شود. اين اعتبارات ممکن است بلاعوض يا با نرخ کارمزد ناچيزي مي باشند. اعطاي تسهيلات اعتباري به منظور حمايت مالي از خود اشتغالي و طرح هاي اشتغال زا در قانون بودجه از سال هاي اوليه برنامه اول توسعه انجام شد.
۲ـ سياست هاي فعال: اگر حمايت ها و سياست هاي پشتيباني موجب ايجاد اشتغال براي فرد بيکار شوند، به آنها سياست هاي فعال در بازار کار گفته مي شود. فرد مذکور قبل از خود اشتغالي از خدمات مشاوره و آموزش شغلي برخوردار مي شود. اين مشاوره ها مي توانند به طور خصوصي يا مکاتبه اي مانند مشاوره هاي حسابداري و مديريتي، بعد از خود اشتغالي نيز ادامه يابند. سياست هاي فوق، عرضه و تقاضاي نيروي کار را تحت تأثير قرار مي دهند و موجب افزايش اشتغال و درآمد مي شوند. ( عباسي و آريانفر،۱۳۸۷، ۷ـ۶ ).
۲ ـ ۱ ـ ۳ ـ نقش تحصيلات در توسعه خود اشتغالي
تحصيلات و سواد، مي تواند نقش بسزايي در موفقيت برنامه هاي خود اشتغالي به همراه داشته باشد به طوري که در برخي از مدارس در کشورهاي مختلف موضوع کارآفريني و کار به عنوان يک واحد درسي مدنظر است و حتي در برخي از موارد، مؤسسه هايي هستندکه مبادرت به آموزش کارآفريني مي کنند و عمده اهداف آنها تشويق به کارآفريني و آموزش خود اشتغالي است، البته اين مسأله، بيشتر در دبيرستان ها انجام مي شود و در دانشگاه ها و کالج ها موضوع با وسعت بيشتري دنبال مي شود مانند مهارت تخصصي، مديريت شخصي، برنامه ريزي شخصي. به طور کلي، کارآفرينان و کارفرماياني که داراي واحدهاي کسب و کار کوچک هستند براي برنامه هاي خود اشتغالي و توسعه آن، مناسب تر از بيکاراني هستند که از واقعيت فرار مي کنند. موضوع ديگري که باعث رايج شدن کسب و کارهاي کوچک مي شود، ارتباط تحصيلات و تخصص با خود اشتغالي و کسب و کار هاي کوچک است، به طوري که دانشجويان و فارغ التحصيلان قبل از ورود به بازار کار با مقوله کارآفريني و بنگاه ها و کسب و کار هاي کوچک آشنايي پيدا مي کنند.( ازوجي، ۱۳۸۹، ۶).
در ادبيات خود اشتغالي براي کسب مهارت سه نوع آموزش مورد نياز است.
ــ مهارت يافتن در کار آفريني و کار براي خود که در اصل، استفاده از فرصت هاست.
ــ مهارت براي توسعه کسب و کار بنگاه کوچک که به يادگيري چگونگي پرورش ايده کسب و کار مي پردازد.
ــ مهارت در ارتباط با مديريت کسب و کار و بنگاه هاي کوچک.
بسياري از کار آفرينان براي شروع کار نياز به منابع مالي دارند که عمده منابع مالي براي کسب و کارهاي کوچک عبارت اند از: وام هاي بدون عوض، وام هاي بانکي متعارف و وجود شبکه هاي پشتيباني مالي( همان منبع، ۷ ).
سطح سواد شخص وام گيرنده بسيار مهم است و اينکه سطح سواد فرد در حد ابتدايي، راهنمايي، دبيرستان يا دانشگاه باشد اثر آن بر روي تقاضا براي وام بسيار مهم است. ارتباط مثبتي بين درآمد بالا و سطح سواد افراد وام گيرنده مي باشد، زيرا سواد مهارت افراد را افزايش مي دهد و استفاده بهتر از سرمايه و افزايش توليدات کشاورزي را در پي دارد و افراد با سواد بهتر مي توانند براي محصولات کشاورزي خود بازار هاي مناسب پيدا کنند در واقع در تجارت محصولات کشاورزي موفق تر مي باشند(Weng, 2008, 47). شاه آبادي و خاتمي در مقاله خود با عنوان بررسي عوامل مؤثر بر خود اشتغالي در اقتصاد ايران به اين نتيجه رسيده است که نرخ با سوادي کشور نيز از جمله متغير هاي معنادار و علامت آن مثبت مي باشد، مثبت بودن ضريب اين متغير بدان معناست که هر چه سطح تحصيلات و سواد افراد افزايش مي يابد گرايش افراد به خود اشتغالي بيشتر مي شود(شاه آبادي و خاتمي ، ۱۳۹۲، ۱۰۷ ـ ۱۰۶).
بلانچ فلاور به بررسي خود اشتغالي در کشور هاي OECD طي سالهاي ۱۹۹۵ ـ ۱۹۵۵ مي پردازد و بيان مي دارد، گرايش کلي به خود اشتغالي در سالهاي پس از ۱۹۶۶ در بسياري از کشورهاي مورد مطالعه کاهش يافته در حالي که در کشورهاي پرتغال، زلاندنو و انگلستان اين تمايل افزايش يافته است. در مورد بسياري از کشورها، نوعي ارتباط منفي ميان نرخ خود اشتغالي و نرخ بيکاري وجود دارد که اين اثرات در بخش کشاورزي به شدت منفي هستند. شواهد نشان مي دهد که با سواد ترين افراد نسبتاً احتمال بالايي از خود اشتغالي را دارند( Blanch flower , 1998,63). پابلو و همکاران با استفاده از مدل پروبيت دو مرحله اي، به مقايسه عوامل مؤثر بر خود اشتغالي در مکزيک و ايالات متحده بين سالهاي ۱۹۹۸ ـ ۱۹۹۲ مي پردازند و نتيجه مي گيرند که در مکزيک، اکثر داوطلبان خود اشتغالي، حقوق بگيران با درآمد بالا هستند، اما در ايالات متحده، اکثر داوطلبان خود اشتغالي، حقوق بگيران با درآمد پايين مي باشند. با اين وجود در هردو کشور سن، تحصيلات و عوامل ديگر بر خود اشتغالي مؤثر مي باشد( Pablo and etal, 2006, 99).
۲ ـ ۲ ـ نظريات و تئوري هاي مربوط به اشتغال
۲ ـ ۲ ـ ۱ ـ نظريه اقتصاددانان کلاسيک
عقيده اقتصاد دانان کلاسيک، بازار کار بازار رقابتي است که همواره در تعادل اشتغال کامل به سر مي برد و افراد بيکار به طور کامل به وسيله دستگاههاي توليد در بازار کار جذب مي شوند، به طوري که هرگز بيکاري به وجود نمي آيد. در اين نگرش، پديده اشتغال جنبه هاي فني اقتصادي و اجتماعي دارد و با مشکلات رواني و اخلاقي همراه است. به عبارت ديگر، اگر کل جمعيت آماده به کار به شغل دست يابند، مشکلي بروز نمي کند. ليکن تجارت نشان مي دهد که در سرمايه داري اشتغال هميشه با عرضه شغل متناسب نيست و پديده بيکاري و بحران ادواري واقعيتي غير قابل انکار است( تودارو، ۱۳۶۸، ۱۲۳).
۲ ـ ۲ ـ ۲ ـ نظريه کينز
کينز معتقد بود که عرضه نيروي کار بر خلاف نظريه کلاسيک ها تابع مستقيم دستمزد واقعي نيست، بلکه تابع دستمزد پولي است. به عبارت ديگر، تمايل کارگر به قبول مزد پولي کمتر، لزوماً داروي بيکاري نيست، زيرا هر چند تقليل دستمزد پولي در يک بنگاه، هزينه توليد را پايين مي آورد و در نهايت توليد و اشتغال آن مؤسسه را افزايش مي دهد، ولي اگر در کل دستمزدها کاهش يابد، در نتيجه تقاضاي کل کاهش خواهد يافت و اين امر اثر منفي جدي بر سرمايه گذاري و اشتغال بر جاي خواهد نهاد( جمشيدي، ۱۳۹۱، ۶ ).
۲ ـ ۲ ـ ۳ ـ نظريه نئوکلاسيک ها
نئوکلاسيک ها تقاضاي نيروي کار را تابعي از ارزش توليد نهايي نيروي کار مي دانند و استدلال مي کنند تا زماني که ارزش توليد نهايي کار از هزينه آن ( دستمزد پرداختي ) بيشتر باشد، توليدکنندگان کارگران بيشتري استخدام خواهند کرد و عرضه نيروي کار نيز تابعي از فعاليت کار گر است. به نظر آنها، بيکاري غير ارادي در جامعه وجود ندارد، ولي در رابطه با نيروي کار بيکاري اصطکاکي را مي پذيرند زيرا در بازار کار همواره حرکت وجود دارد( همان منبع، ۶).
۲ ـ ۲ ـ ۴ ـ نظريه مزد کارايي:
اين تئوري دليل اين امر را که کارگران با قبول دستمزد پايين همچنان نمي توانند کار مناسبي پيدا کنند، و مي داند که افراد جوياي کار نمي توانند با دستمزدهاي کمتر از مزدهاي رايج همان تلاشي را در کار از خود بروز مي دهند. به عبارتي، انگيزه لازم براي اشتغال به کار ندارند و در نتيجه مسئله بيکاري غير ارادي همچنان پا بر جا مي ماند. اين امر خاصه در مورد افراد جوياي کار متخصص صادق است.(نورث ، ۱۳۷۴، ۱۴۱).
۲ ـ ۲ ـ ۵ ـ نظريه داخلي ها ـ خارجي ها
فرضيه اصلي اين تئوري آن است که استخدام و اخراج کارگران همواره با هزينه هاي انتقال کارگران همراه است. اين هزينه ها به کارگران شاغل ـ داخلي ها ـ اين قدرت را مي دهد که دستمزد خود را در حد بالاتر از دستمزد تعادلي افزايش دهند.کاهش دستمزد در خواستي کارگران بيکار سبب نمي شود که داخلي ها کار خود را از دست بدهند. در نتيجه بيکاري به صورت مازاد عرضه نيروي کار بروز خواهد کرد( تودارو، ۱۳۶۸، ۱۲۳).
۲ ـ ۲ ـ ۶ ـ نظريه تودارو
وي معتقد است که شمار افرادي که در يک کشور توسعه يافته در جست و جوي کار هستند، اساسا به اندازه و ترکيب سني جمعيت آن کشور بستگي دارد. در اقتصادي که نرخ زاد و ولد و مرگ و مير بالاست، درصد بيشترين از کل جمعيت در گرو سني وابسته( ۱۴ـ ۰) قرار مي گيرند تا اقتصادي که در آن نرخ زاد و ولد و مرگ و مير پايين است. بنابراين، کاهش سريع نرخ مرگ و مير حجم نيروي کار را گسترش مي دهد و اين در حالي است که نرخ هميشه بالاي زاد و ولد موجب خواهد شد که نسبت وابستگي بيشتر شود و نيروي کار در آينده با سرعت افزايش يابد(همان منبع، ۱۲۴).
۲ـ۳ ـ معاني و مفاهيم اعتبارات خرد۲
تعاريف اعتبارات خرد از کشوري به کشور ديگر، متفاوت است و براي تعريف آن، از معيارهاي تعريف شده استفاده مي کنند. معيارهايي همچون مقدار وام، خانواده هاي کم درآمد، طريقه مصرف وام براي ايجاد درآمد، توسعه کسب و کار، و همچنين مصرف آن توسط جوامع کم درآمد و کوچک(Adnan Ali ,2010,8). بومن ۳(۱۹۹۷) در کتاب خود تعريفي از اعتبارات خرد ارائه نموده است که شايد در عين کوتاهي، گوياترين تعريف براي اعتبارات خرد باشد. اين تعريف عبارت است از: ” کوچک، کوتاه و بدون وثيقه ” به عبارت ديگر اعتبارات خرد به معناي ارائه وام هايي با مبلغ کم و بدون وثيقه به افراد کم درآمد است، که اين افراد در مدت زمان کوتاهي مبلغ ياد شده را باز پرداخت مي کنند(مافي، ۱۳۸۵، ۱۶۱)
کلمه اعتبار معاني زيادي دارد، اما در لغت به معني ” اعتماد کردن و تکيه کردن، قول، اطمينان، و منزلت و آبروست. ” (يعقوبي، ۱۳۸۴، ۱۲۸). معني اصطلاحي آن عبارت است از ” اطميناني که بانک يا موسسه اي به شخصي ابراز نموده تا مبلغي از سرمايه خود را در اختيار او قرار دهد “(شاهين فر، ۱۳۷۲، ۵). در تعريف ديگري اعتبار به معناي ” انتقال موقتي قدرت خريد از افراد حقيقي يا حقوقي به فرد ديگري است که کارايي و مديريت لازم جهت فعاليت را دارد ولي فاقد سرمايه کافي است” (کوپايي، ۱۳۶۸، ۱۲۵). ولي به طور کاربردي اعتبار عبارت است از هر نوع قرار دادي که به موجب آن بانکي بنابه درخواست و بر طبق دستورات يک مشتري، مامور است که در مقابل اسناد معيني به شخص ثالث يا به حواله کرد او وجهي پرداخت نمايد. افزايش درآمد، پس

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایامام رضا (ع)، درجه حرارت، بهره بردار