پایان نامه رایگان درباره سلامت روان، اوقات فراغت، بهداشت روان، ورزشکاران

دسامبر 29, 2018 0 By mitra1--javid

و سليماني نژاد (2012) که رابطه ي بين هوش هيجاني و سلامت رواني مديران آموزشي را در شهرستان خوي را که جامعه آماري آن را 150 نفر از مديران اجرايي(مرد و زن) آموزش و پرورش که با روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند ، بررسي کرد و به اين نتيجه رسيد که بين هوش هيجاني و سلامت رواني زنان رابطه وجود دارد، ولي بين هوش هيجاني و سلامت روان در مديران مرد ، هيچ رابطه ي وجود ندارد و همچنين هوش هيجاني و سلامت رواني ، مديران مرد با مديران زن، تفاوت وجود دارد
مهري و همکاران(2012) در تحقيق رابطه سلامت رواني و هوش هيجاني بين دانشجويان مرد ورزشکار و غير ورزشکار که اين مطالعه علي مقايسه، 120 ورزشکار و 120 نفر غير ورزشکار دانشگاه پيام نور بر اساس روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي انتخاب شدند نتايج حاصل از آزمون ضريب همبستگي پيرسون بين سلامت رواني و هوش هيجاني رابطه مثبت و معنادار براي هر دو گروه نشان داد و هم چنين آزمون t مستقل تفاوت معني داري را هم در هوش هيجاني و سلامت رواني در بين دانشجويان ورزشکار و غير ورزشکار نشان داد علاوه بر اين، سلامت رواني و هوش هيجاني دانشجويان متاهل بيشتر از مجرد بود.
موسوي و همکاران (2012) بررسي ارتباط بين ويژگي هاي شخصيتي و سلامت روان با هوش هيجاني ورزشکاران دانشجو دختر که جامعه آن را تمام دانشجويان دختر مقطع کارشناسي تربيت بدني دانشگاه آزاد تهران مرکزي تشکيل داده بود به اين نتيجه رسيد که بين هوش هيجاني و ويژگي هاي شخصيتي هم بستگي منفي مشاهده شده است. با اين حال، مطالعات کاربردي با سلامت روان ارتباط معني داري را نشان داد و هم چنين بين هوش هيجاني و سلامت رواني در ورزشکاران زن، همبستگي مثبتي وجود داشت.
بحرالعلوم و همکاران (2012) در تحقيقي با عنوان رابطه بين هوش هيجاني و مهارت هاي رواني در بازيکنان نخبه مرد واليبال ايران (مطالعه موردي استان سمنان) که براي انجام اين مطالعه، 35نفر از بازيکنان نخبه واليبال در استان سمنان انتخاب شدند نتايج تجزيه و تحليل همبستگي بين متغيرهاي (P 0.05) نشان داد که: رابطه مثبت معني داري بين هوش هيجاني و مؤلفه مهارت هاي ذهني مانند: تعيين هدف، اعتماد به نفس، تعهد، آرامش، تمرکز، تصويرسازي و تمرين ذهني وجود دارد اما بين هوش هيجاني و اجزاي مهارت هاي ذهني مانند: کنترل استرس، کنترل ترس، فعال سازي، تمرکز، و برنامه ريزي مسابقه رابطه معني داري وجود ندارد.
کريم زاده و همکاران (2012) در تحقيق، تاثير آموزش مهارت هاي عاطفي اجتماعي به منظور افزايش سلامت عمومي و هوش هيجاني در معلمان ابتدايي که اين نوع پژوهش تجربي و نمونه آماري آن شامل 76 معلم ابتدايي با سابقه تدريس10 سال با مدرک ليسانس که ازآزمون t مستقل و رگرسيون استفاده شد بودند ، نتايج نشان داد که آموزش اثر معني داري در افزايش مهارت هاي عاطفي اجتماعي دارد و همچنين همبستگي مثبتي بين افزايش مهارت هاي هيجاني و سلامت عمومي را نشان داد.
سندي (2014) در تحقيقي با عنوان مقايسه هوش هيجاني و سلامت رواني و عملکرد آموزشي دانش آموزان دختر با مادران شاغل و غير شاغل که براي اين کار، 328 دانش آموز دختر دوره متوسطه با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي از 2 شهرستان رشت انجام به عمل امد واز آزمون t استفاده شد، نتايج نشان داد که دانش آموزان دختر با مادران شاغل هيچ تفاوتي با دانش آموزان با مادران غير شاغل از لحاظ هوش هيجاني، سلامت رواني ندارند همچنين، اين يافته ها نشان مي دهد که مادران شاغل بدون عواقب منفي و مثبت هوش هيجاني و سلامت رواني به ارمغان مي آورد، هر چند که بر عملکرد دانش اموزان تاثيري مثبتي دارد.
همدي اي_ سايد 100و همکاران ( 2014) در پژوهش، رابطه بين استرس شغلي، هوش هيجاني و خودکارآمدي در بين اعضاي هيئت علمي دانشکده پرستاري دانشگاه زقازيق مصر که در اين مطالعه با استفاده از طرح توصيفي همبستگي دردانشکده پرستاري، دانشگاه زقازيق انجام شد. يافته هاي اين مطالعه نشان داد که اکثريت اعضاي هيئت علمي سطح بالايي از استرس شغلي و سطح پاييني از هوش هيجاني و خودکارآمدي را دارا مي باشد و همچنين استرس شغلي با هوش هيجاني اعضاي هيئت علمي و خودکارآمدي همبستگي منفي داشت.

اناري(2012) در تحقيقي با عنوان ، معلم: هوش هيجاني، رضايت شغلي و تعهد سازماني، که هدف از اين مطالعه بررسي رابطه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي، بين هوش هيجاني و تعهد سازماني و بين رضايت شغلي و تعهد سازماني در بين معلمان انگليسي دبيرستان بود علاوه بر اين، نقش سن و جنس را در هوش هيجاني، رضايت شغلي وتعهد سازماني در اين مطالعه بررسي کردند، نتايج نشان داد که رابطه مثبت معني داري بين هوش هيجاني و رضايت شغلي، بين هوش هيجاني و تعهد سازماني و بين رضايت شغلي و تعهد سازماني وجود دارد. هم چنين نشان داد که تفاوت قابل توجهي در ميان معلمان انگليسي دبيرستان ازلحاظ جنس و سنين مختلف در مورد رضايت شغلي و تعهد سازماني وجود ندارد اما در مورد هوش هيجاني در مورد تفاوت جنسيتي گزارش شد که زنان هوش هيجاني بالاتري نسبت به مردان دارند.
آرويند هانس 101و همکاران (2013) در پژوهشي با عنوان مطالعه هوش هيجاني در استادان: مطالعه موردي موسسات آموزشي خصوصي در مسقط، که در اين مطالعه سطح هوش هيجاني در ميان معلمان شاغل در موسسات خصوصي درمسقط عمان ، که طرح تحقيق توصيفي و روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي بود، براي مطالعه انتخاب شدند به اين نتيجه دست يافتند که معلمان شاغل دراين
موسسات خصوصي داراي سطح نسبتا بالايي از هوش هيجاني مي باشند.
ايلماز(2009) در تحقيقي با موضوع ، اثر يك برنامه تمريني هوش هيجاني بر روي سطوح خشم پايدار دانشجويان ، که نتايج نشان داد ، سطوح خشم پايدار افرادي كه در 12 جلسه برنامه تمريني مهارت هوش هيجاني شركت كرده بودند،نسبت به افراد گروه كنترل، پايين تر مي باشد.

راس و هايس102 (2008) در تحقيقي با عنوان” تمرين و سلامت رواني در عموم مردم” به اين نتيجه رسيدند كه بين تمرين و سلامت رواني همبستگي مثبتي وجود دارد و تمرينات ورزشي با كاهش علائم افسردگي، اضطراب و احساس بيماري در عموم افراد جامعه همراه است.
تانيا103 و همکارانش،(2008) نيز در تحقيقي با عنوان فعاليت بدني و وضعيت سلامت رواني در ميان سالمندان که درزمينه ي افسردگي و زوال عقلي مورد بررسي قرار گرفت و اطلاعات لازم از 875 نفر فرد مسن با استفاده از پرسشنامه جمع آوري شد و ملاک ميزان فعاليت جسماني و فعاليت هاي اوقات فراغت بود.که نتايج رابطه ي معکوسي را ميان ميزان فعاليت هاي جسماني و ميزان افسردگي و زوال عقلي نشان داد.
اونا و ميزو104(2007) در تحقيق با عنوان تاثير فعاليت هاي جسماني در زمان اوقات فراغت و رفتن به محل کار در سلامت روان. که 670 مرد و زن پرسشنامه GHQ-28 را پر کردند در مردان نمره پرسشنامه با افزايش ميزان تمرينات اوقات فراغت افزايش يافت حتي با تمرينات ملايم هم اين وضعيت مشاهده شد.نمره پرسشنامه با افزايش مدت زمان رفتن با محل کار يا پياده روي کردن يا با دوچرخه رفتن در مردان کاهش يافت ولي در زنان اين گونه نبود.
نيکولا و همکارانش 105،(2007) در تحقيقي با عنوان فعاليت بدني و اختلالات رواني عمومي با اين نتيجه رسيدند،افرادي که در اوقات فراغت به فعاليت بدني مي پردازند اختلالات رواني در آنها کاهش يافته و سلامت روان بهتري دارند و عزت نفس آنها بهبود يافته و با ديد بهتري به زندگي مي نگرند
مدهوکر و همکاران 106،(2006) نيز در تحقيقي با عنوان ارتباط وارونه ميان عدم فعاليت جسماني و سلامت رواني در زنان و مردان که 5451 مرد و 1277 زن بين سنين 20تا88 سال در آن شرکت کرده بودند که نشانه هاي افسردگي در آنها کاهش يافته و احساس خوشي در آنها زياد شد
آنونيماس (2005 )107 در تحقيقي به اين نتيجه رسيد كه دبيران تربيت بدني از سلامت رواني بيشتري برخوردارند، اما به علت شغلشان كه از نظر حرفه اي داراي تنش و استرس فراواني است، بيشتر از ديگر مشاغل در معرض تحليل رفتگي قرار دارند.
تيسائوسيس و نيکولا(2005) نيز در تحقيقي با عنوان تعيين رابطه هوش هيجاني ادراك، كنترل، كاربرد و فهم هيجانات با سلامتي فيزيكي و رواني که صورت گرفت نتايج نشان داد که بين هوش هيجاني و سلامتي رابطه مثبت وجود دارد.و به طور ويژه، هوش هيجاني به طور منفي با سيگار كشيدن و مشروبات الكلي و به طور مثبت با تمرين و فعاليت بدني در ارتباط مي باشد.
سالووي، استرود،و لري واپل (2002)رابطه هوش هيجاني و مقابله استرس را بررسي نموده است و به اين نتيجه رسيدند که بين هوش هيجاني با کارکرد ميان فردي و کارکرد روان شناختي رابطه وجود دارد .
رومانو و واهلستروم (2000) نشان دادند آموزگاران مدارس ابتدايي در مقايسه با آموزگاران مقاطع بالاتر، استرس بيشتري را تجربه مي كنند و در اين بين استرس زنان در مقايسه با مردان بيشتر است .
سالووي و همکاران (1995) در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند که هوش هيجاني با سلامت روان در ارتباط است و افرادي که هوش هيجاني بالايي دارند توانايي بهتري براي مقابله با استرس دارند و در هنگام فشار ،کمتر دچار بيماري مي شوند
پالوسکا108 ، (2000) نيز در تحقيقي با عنوان فعاليت جسماني و تاثيرات آن بر سلامت رواني که در ميان 256 نفر (130زن و 126مرد) به انجام رساند به اين نتيجه رسيد که تمرينات هوازي و قدرتي نشانه هاي افسردگي را کاهش مي دهد ولي فعاليت هاي جسماني عادي مانع از شروع افسردگي نمي شوند.
نتايج پژوهش سارني109 و همكاران ( 2000 ) نشان داد كه كاركنان با هوش هيجاني بالاتر شاداب تر، بانشاط تر و سرزنده تر وهمچنين نسبت به زندگي خوش بين تر و در برابر استرس و فرسودگي شغلي مقاوم تر هستند.
فاکس و اسپکتور(2000) در پژوهشي به اين نتيجه رسيدند که سه مولفه هوش هيجاني- همدلي، تنظيم خلق و ابراز وجود- به علاوه صفات عاطفي (عاطفه مثبت و منفي) و هوش هيجاني با موفقيت شغلي ارتباط دارند. هم چنين عنوان شده است که افراد داراي هوش هيجاني بالا مي توانند با مشکلات و چالش هاي زندگي بهتر سازگار شوند و به گونه اي موثر به کنترل هيجان هاي خود بپردازند و بدين ترتيب موجب بهبود و افزايش بهداشت رواني گردند.
بررسي هاي سلاسکي و کارت رايت(2000) نيز نشان داد که بين استرس، سلامت عمومي، بهزيستي و هوش هيجاني رابطه وجود دارد.آنها معتقدند که يافته هايشان حاکي از نقش مهم هوش هيجاني در تعديل فرايند استرس و افزايش انعطاف پذيري فرد است.
در پژوهشي سياروچي، دنس، و اندرسون (2002) به نقش هوش هيجاني در تعديل استرس و سلامت رواني پرداختند.بدين منظور تعداد 302نفر(232زن و70 مرد ) از دانشجويان دانشگاه انتخاب شدندوهمه آزمودني ها به مقياس 33 ماده هوش هيجاني شوت، مقياس افسردگي بک(1992) و پرسشنامه انديشه پردازي خودکشي (رينولد،1987) پاسخ دادند.نتايج نشان داد که هوش هيجاني رابطه ميان استرس و متغيرهاي بهداشت رواني را تعديل مي کند.در ضمن افراد با هوش هيجاني بالا تاثيرات کمتري از استرس داشته و سطح پاييني از افسردگي را نشان دا
دند.

2-5 نتيجه گيري
متخصصان و پزشکان؛ ورزش و فعاليت بدني را به عنوان بهترين گزينه جهت کاستن از مشکلات روحي و جسمي توصيه نموده اند. هم چنين تحقيقات صورت گرفته نشان داده است که تمرينات ورزشي با كاهش علائم افسردگي، اضطراب و احساس بيماري در عموم افراد جامعه همراه است. هم چنين افراد داراي هوش هيجاني بالا مي توانند با مشکلات و چالش هاي زندگي بهتر سازگار شوند و به گونه اي موثر تر به کنترل هيجان هاي خود بپردازند و بدين ترتيب موجب بهبود و افزايش بهداشت رواني خود گردند و شاداب تر، بانشاط تر و سرزنده تر و همچنين نسبت به زندگي خوش بين تر و در برابر استرس و فرسودگي شغلي مقاوم تر هستند. بنابراين داشتن معلمان و آموزگاران سالم و شاداب، منبعي براي رشد و توسعه جوامع است و هر چه فرد از هوش، مهارت و كمالات انساني برخوردار باشد، به همان مقدار مي تواند از سلامت و قدرت بدن براي استفاده از قابليت ها بهره مند شود و در نهايت از آن همه دانش و كمالات، بهره‌اي عايد جامعه، سازمان و خانواده خود بگرداند.

فصل سوم

روش شناسي تحقيق

3-1 مقدمه
در اين فصل ابتدا روش تحقيق پژوهش توضيح داده شده است. سپس جامعه تحقيق، نمونه گيري و گزينش نمونه ها، روش گردآوري اطلاعات، ابزار اندازه گيري متغيرها و نحوه امتياز دهي، چگونگي اجراي پژوهش، روش هاي آماري مورد استفاده تحقيق و چگونگي تجزيه و تحليل اطلا عات توضيح داده مي شود.

3-2 روش تحقيق
از آنجا که اين تحقيق با هدف برخورداري از نتايج يافته?ها براي حل مسائل موجود بکار مي?رود، لذا نوع تحقيق کاربردي مي?باشد و چون در اين مطالعه محقق به دنبال بدست ?آوردن اطلاعاتي درباره ديدگاه?ها و نظرات افراد مختلف مي?باشد، لذا ماهيت تحقيق توصيفي از نوع پيمايشي و به لحاظ روابط بين متغيرها از نوع همبستگي است.

3-3 جامعه آماري
جامعه آماري اين تحقيق را معلمان تربيت بدني شاغل در آموزش پرورش شهرستان خواف در سال93-92 تشکيل داده اند. تعداد آنها صد نفر بود که پنجاه نفر آنها مرد و پنجاه نفر ديگر زن بودند و بر اساس جدول زير در سه مقطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه قرار دارند.

آماره
مقاطع
تعداد
درصد
ابتدايي
36
36%
راهنمايي
32
32%
متوسطه
32
32%
جمع
100
100%

3-4 نمونه آماري
به دليل امکان عدم بازگشت و عودت کامل پرسشنامه‌هاي ارسالي و کوچک بودن حجم جامعه آماري، روش آماري به صورت کل شمار بوده و تعداد نمونه صد نفر انتخاب شد.
3-5 روش?هاي گردآوري داده?ها
روشهاي گردآوري اطلاعات در اين تحقيق بدين شرح بود:
3-5-1 مطالعات کتابخانه‌اي
در اين قسمت جهت گردآوري اطلاعات در زمينه مباني نظري و ادبيات تحقيق موضوع، از منابع کتابخانه‌اي، مقالات، کتابهاي مورد نياز و نيز از شبکه جهاني اطلاعات110 استفاده شده است.
3-5-2تحقيقات ميداني
در اين قسمت براي جمع?آوري داده?هاي مورد نياز اين تحقيق و به منظور اندازه?گيري متغيرهاي تحقيق، از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه مربوطه، شامل سه بخش بود:
3-6-2-1 بخش اول پرسشنامه: مربوط به متغيرهاي جمعيت?شناختي111 شامل جنسيت، سن، وضعيت تاهل، ميزا