پایان نامه روانشناسی با موضوع : سبکهای یادگیری-خرید و دانلود پایان نامه کامل

فوریه 6, 2019 0 By 92

داشته باشند تا موضوعهای اجتماعی و میانفردی. از آنجا به این افراد دارای سبک همگرا میگویند که وقتی با مسئلهای روبهرو میشوند به سرعت برای یافتن راهحل درست میکوشند یا کوششهای خود را بر آن راهحل واحد متمرکز میکنند. همچنین، افراد دارای سبک یادگیری همگرا در کارهای تخصصی و تکنولوژی موفقاند (محمدزاده ادملایی، 1384).

سبک یادگیری واگر از ترکیب تجربهی عینی و مشاهدهی تأملی حاصل میشود. افراد دارای سبک یادگیری واگرا موقعیتها را از زاویه های مختلف میبینند. رویکرد آنان نسبت به موقعیتها مشاهده کردن است تا عمل کردن. این افراد موقعیتهایی را که نیاز به ابراز اندیشه های متنوع دارد؛ میپسندند و به جاذبههای فرهنگی و جمعآوری اطلاعات علاقه نشان میدهند. از آنجا که این افراد قادر به تولید اندیشه های گوناگون هستند سبک آنها را واگر مینامند (سیف، 1389). به طور کلی، افراد داری سبک یادگیری واگر از قدرت تخیل و احساس برخوردارند و در مقایسه با دیگر سبکهای یادگیری دارای بیشترین خلاقیت هستند (دمیرباس و دمیرکان، 2007).
سبک یادگیری جذب کننده از ترکیب مفهومسازی انتزاعی و مشاهدهی تأملی تشکیل میشود. افرادی دارای این سبک یادگیری در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورتی خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند. این افراد به طور عمده بر اندیشه ها و مفاهیم انتزاعی تأکید میورزند. از این دیدگاه این افراد نظریههایی که از لحاظ منطقی درست هستند بر نظریههایی که قابلیت کاربرد عملی دارند ترجیح داده میشوند (کلب و کلب a 2005). علت نامیدن این سبک یادگیری به جذب کننده آن است که افراد دارای این سبک قادر به دریافت داده های گوناگون و سازمان دادن به آنها هستند. افراد دارای این سبک در مشاغل علمی و اطلاعاتی موفقاند (سیف، 1389). سبک انطباقیابنده از اجتماع دو شیوهی یادگیری تجربهی عینی و آزمایشگری فعال ایجاد میشود. افرادی دارای سبک یادگیری انطباقیابنده از تجارب دست اول میآموزند و از اجرای نقشه و درگیر شدن با اعمال چالشانگیز لذت میبرند. این افراد بیشتر از آنکه به تحلیلهای منطقی بپردازند امور محسوس را ترجیح میدهند. همچنین، این افراد در حل مسایل به اطلاعاتی که از دیگران به دست میآورند وابستهاند تا اطلاعاتی که خودشان از راه تحلیلهای تخصصی کسب میکنند (کلب و کلب، a 2005). سبب نامیدن این سبک یادگیری به انطباقیابنده آن است که افراد دارای این سبک یادگیری در انطباق یافتن با موقعیتهای جدید توانا هستند. افراد دارای این سبک یادگیری در مشاغل بازاریابی و فروشندگی موفقتر از دیگران هستند (سیف، 1389).
کلب و فرای (1975) میگویند هر یک از سبکهای یادگیری فوق دارای نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود است و لذا یادگیرندهای که فقط از یک سبک خاص استفاده میکند یادگیرنده کاملی نیست و برای این که به صورت یادگیرندهای کامل درآید باید بتواند در موقعیتهای مختلف از سبکهای یادگیری متناسب با آن استفاده کند. همچنین، در توصیف یادگیرندهی کامل میگویند یادگیرندهی کامل کسی است که در برخورد با جهان و تجارب خود بسیار انعطافپذیر و نسبیتگراست و به راحتی میتواند تعارضهای دیالکتیکی میان چهار شیوهی اصلی یادگیری یعنی تجربهی عینی، مشاهدهی تأملی، مفهومسازی انتزاعی و آزمایشگری فعال را از راه ادغام با یکدیگر حل نماید. هونی و مومفرد (1986) سبکهای یادگیری فوق را خلاصه کرده و چهار سبک با نامهای متفاوت از سبکهای کلب ارائه دادهاند که هر یک از آنها، به جای دو شیوه، یک شیوهی یادگیری را شامل میشود. چنانچه در شکل 2-4 دیده میشود این سبکها به ترتیب عبارتنداز: فعال ، متفکر ، نظریهپرداز و عملگرا .

شکل 4-2. شیوه های یادگیری نظریهی کلب و سبکهای یادگیری هونی و مومفرد (آثار کلب، 1985و هونی و مومفرد، 1986، به نقل از لی دیویس، 2007)
یادگیرندگان فعال، ابتدا عمل میکنند، سپس به پیامدهای عمل خود میاندیشند. آنان تجربهی مستقیم را دوست دارند و از هر چیز تازهای با آغوش باز استقبال میکنند. متفکران، پیش از تصمیمگیری و اقدام به عمل به دقت میاندیشند. آنان راهبردی فکر میکنند و میکوشند تا دیدگاه های دیگران را مورد توجه قرار دهند. نظریهپردازان به منطق علاقهمندند و کمالگرا هستند. آنان مایلند مشاهدهات خود را با نظریههای جدید تکمیل کنند. عملگرایان، صرفاً دوست دارند اندیشه ها را به آزمایش درآورند. آنها آستین را بالا میزنند و در عمل به دنبال این هستند بفهمند چیزی درست از آب در میآید یا نه؟ لی دیویس (2007) دربارهی سبکهای چهارگانه فوق گفته است متفکران به گذشته به آنچه اتفاق افتاده است و نظریهپردازان به آینده و آنچه رخ خواهد داد میاندیشند. در این نظریه سبکهای فعال و عملگرا با نام انجام دهنده و سبکهای متفکر و نظریه پرداز با نام اندیشهورز معرفی شدهاند.
د- سبکهای عمقی و سطحی
گونهی دیگر دستهبندی سبکهای یادگیری، دستهبندی آنها به سبکهای عمقی و سطحی است. این دستهبندی به چگونگی برخورد یادگیرندگان با مطالبی که میخواهند یاد بگیرند اشاره میکند. اگر برخورد دانشآموز با مطالب یادگیری به گونهای باشد که بخواهد معنی مطالب را یاد بگیرد سبکهای یادگیری او عمقی است. در مقابل، اگر دانشآموز تنها به دنبال حفظ کردن مطالب باشد سبک او سطحی است (کویتینهو و نیومن ، 2008). هر چند که در بعضی متون روانشناسی پرورشی چگونگی برخورد یادگیرندگان با مطالب را سبکهای یادگیری نامیدهاند؛ اما اکثریت روانشناسان پرورشی و متخصصان یادگیری (از جمله بیگز ، 1985) به آن رویکرد یادگیری گفتهاند به جای اصطلاح سبکهای یادگیری سطحی و عمقی از اصطلاح رویکردهای سطحی و عمقی استفاده کردهاند.
برخلاف سبکهای یادگیری که صرفاً به ترجیحات یادگیرنده اشاره میکند، رویکرد یادگیری هم شامل راهبرد و هم انگیزه است. یادگیرندگان دارای رویکرد عمقی بر کسب معنی و درک مطالب تأکید میکنند. در مقابل یادگیرندگان دارای رویکرد سطحی و یادآوری مطالب را مورد تأکید قرار میدهند و از راهبرد تکرار و تمرین استفاده میکنند (کویتینهو و نیومن، 2008). رویکرد، شامل راهبرد و انگیزه است. برای مثال دانشآموز یا دانشجویی که از رویکرد عمقی استفاده میکند ممکن است اجزای نظری و عملی یک درس را به هم ربط بدهد (راهبرد عمقی) و هدفش فهمیدن و معنیدار کردن مطالب باشد (انگیزهی عمقی). در مقابل، دانشآموز یا دانشجویی که از رویکرد سطحی استفاده میکند ممکن است قدری اطلاعات پراکنده را فهرست کند و از راه تکرار، آنها را به حافظه بسپارد (راهبرد سطحی) و هدفش این باشد که در امتحان آنها را بازنویسی کند و نمرهی قبولی بگیرد (انگیزهی سطحی) (اسکولر ، 1998). هم رویکرد عمقی مطالعه و یادگیری میتواند به موقعیت یادگیرندگان بینجامد و هم رویکرد سطحی. رویکردهای مطالعه و یادگیری، عمدتاً به چگونگی روش های سنجش معلم از یادگیری دانشآموزان و دانشجویان وابسته است. در صورتی که روش سنجش معلم بر درک و فهم موضوعهای درسی از سوی یادگیرندگان تأکید کند، رویکرد عمقی یادگیری و مطالعه به پیشرفت یادگیرندگان میانجامد. اما اگر روش سنجش معلم در برگیرندهی اطلاعات پراکندهی درس و باز تولید مطالب آموزش داده شده باشد، آنگاه رویکرد سطحی یادگیری و مطالعه، موفقیتآمیزتر است (اگن و کاوچاک ، 2001).
سبکهای محیطی، هیجانی، جامعهشناختی، فیزیولوژیکی و روانشناختی
دستهبندی معروف دیگری از سبکهای یادگیری به وسیلهی دان، دان و پرایس (1997) انجام گرفته است. در این الگو، سبکهای یادگیری به عنوان راهی که در آن شخص موضوعهای تازه و دشوار تحصیلی را مورد توجه قرار میدهد و آنها را پردازش میکند، درونی میسازد و به یاد میسپارد، تعریف شده است. این الگو شامل 21 عنصر است که در 5 متغیر یا محرک دستهبندی شدهاند. البته هیچ کس از همهی 21 عنصر تأثیر نمیپذیرد، اما نتایج پژوهشها نشان دادهاند که غالب دانشآموزان تحت تأثیر 6 تا 14 عنصر قرار میگیرند (دنیگ، 2004).
1. متغیر محیطی: این متغیر از چهار عنصر تشکیل یافته است:
صدا: بعضی یادگیرندگان هنگام یادگیری به سکوت کامل نیاز دارند، در حالی که بعضی دیگر همراه با موسیقی یا قدری سر و صدا را ترجیح میدهند.
نور: بعضی یادگیرندگان برای تمرکز به نور شدید نیازمندند، اما بعضی دیگر نور ملایم را ترجیح میدهند.
دما: بعضی یادگیرندگان هنگام یادگیری محیطهای گرم را دوست دارند اما بعضی دیگر محیطهای سرد را میپسندند.
طرح: بعضی دانشآموزان محیطهای رسمی مانند نشستن روی صندلی کلاس یا کتابخانه را میپسندند اما بعضی دیگر محیطهای غیر رسمی مثل دراز کشیدن روی مبل یا نشستن روی فرش و تکیه دادن را انتخاب میکنند (سیف، 1389).
2. متغیر هیجانی: این متغیر نیز از چهار عنصر تشکیل یافته است:
انگیزش: بعضی از یادگیرندگان با اشتیاق، به یادگیری موضوعهای تازه میپردازند اما بعضی دیگر به توصیه و تشویق دیگران نیازمندند.
پشتکار: بعضی یادگیرندگان دیگر تا انجام تکالیف یادگیری به طور کامل به فعالیت خود ادامه میدهند، در حالی که به بعضی یادگیرندگان دیگر باید به طور مرتب انجام تکالیف را یادآور شد.
مسؤلیت: مسؤلیت یا سازگاری به این نکته اشاره میکند که بعضی یادگیرندگان آنچه را که لازم است و از آنان خواسته میشود انجام میدهند، در حالی که بعضی دیگر خلاف آنچه را که از آنان خواسته میشود انجام میدهند (سازگار و در مقابل ناسازگار).
ساختار: بعضی یادگیرندگان به دستورات و راهنماییهای معلم و دوستان تکیه میکنند تا به یک موضوع یا تکلیف ساختار بدهند، اما بعضی دیگر برای یک تکلیف، ساختار خودشان را ایجاد میکنند (سیف، 1389).
3. متغیر جامعهشناختی: متغیر جامعهشناختی یا اجتماعی دربرگیرندهی نقش شش عنصر است: فرد: حدود 13 درصد دانشآموزان (غالباً سرآمدها) به تنهایی کار میکنند.
زوج: بعضی از دانشآموزان دوست دارند که با یک دوست کار کنند.
دوستان: بعضیها (کمتر از ثلث دانشآموزان) دوست دارند که در جمع دوستان کار کنند.
گروه: بعضی دوست دارند که در گروه بزرگ دوستان مطالعه کنند.
بزرگسال: بعضی دانشآموزان (حدود 28 درصد) ترجیح میدهند که با یک بزرگسال کار کنند.
تنوع: بعضی افراد به راه های مختلف عمل میکنند، اما بعضی دیگر در یک الگوی واحد عملکرد بهتری دارند (سیف، 1389).
4. متغیر فیزیولوژیکی: این متغیر از چهار عنصر تشکیل میشود:
ادراکی: بعضی از دانشآموزان مطالب پیچیده را از راه شنیدن بهتر یاد میگیرند (شنیداری)، بعضی از راه دیدن (دیداری)، بعضی دیگر وقتی که اشیاء را لمس میکنند مثل زمانی که از گفته های معلم یادداشت برمیدارند یا زیر مطالب خط میکشند بهتر میآموزند و باز هم بعضی دیگر وقتی که حرکت میکنند (مثلاً راه میروند یا پایشان را تکان میدهند) بهتر یاد میگیرند (جنبشی). تحرک: بعضی یادگیرندگان میتوانند بنشینند و برای ساعتهای متوالی بدون تحرک زیاد به مطالعه و یادگیری بپردازند، در عوض بعضی یادگیرندگان نیاز به تحرک و رفتن به اینسو و آن سو دارند.
زمان: بعضی افراد در اوقات صبح خوب یاد میگیرند، بعضی افراد دیگر در ساعتهای بعد از ظهر یا شب بهتر میآموزند.
5. متغیر روانشناختی: این متغیر شامل سه عنصر است:
پردازش کلی- تحلیلی: پردازشگران کلی در صورتی خوب یاد میگیرند که ابتدا به طور اجمالی مطالب را مرور کنند و رابطه اجزای آن را با یکدیگر درک نمایند، آنگاه به مطالعهی قسمتهای مختلف آن بپردازند. در مقابل، پردازشگران تحلیلی ابتدا اجزای مطلب مورد یادگیری را گام به گام پشت سر هم میآموزند و از راه یادگیری و درک قسمتهای مختلف مطلب به یادگیری کل آن اقدام میکنند.
تکانشی- تأملی: بعضی یادگیرندگان به سرعت به نتیجهگیری میرسند، بعضی دیگر با تفکر و تأمل و به کندی نتیجهگیری میکنند.
استفاده از یکی از دو نیمکرهی مغز: بعضی افراد در حین تمرکز روی مطالب از نیمکرهی راست خود استفاده میکنند، در حالی که بعضی افراد دیگر نیمکرهی چپ را مورد استفاده قرار میدهند.
و- سبکهای حسی- شهودی، دیداری- کلامی، فعال- تأملی و کلی- متوالی
فلدر و سیلورمن (1988) سبکهای یادگیری را با توجه به چهار سؤال زیر در چهار دسته قرار دادهاند:
1. یادگیرنده چه نوع اطلاعاتی را دریافت میکند؟ حسی (شکلها، صداها و احساسهای جسمی) یا شهودی (خاطرهها، اندیشه ها و بینشها)؟ یادگیرندگان حسی، عینی، عملی و روشی، افرادی هستند که واقعیتها و اقدامات مملوس را ترجیح میدهند. یادگیرندگان شهودی با انتزاعیات (نظریهها و الگوها) بیشتر سروکار دارند، دوست دارند تا احتمالات و روابط را کشف کنند و نسبت به یادگیرندگان حسی مبتکرتر و خلاقتر هستند (گراف ، لین و کینشاک ، 2008). 2. یادگیرنده چه نوع اطلاعات حسی را دریافت میکند؟ دیداری (تصویرها، نمودارها و چارتها) یا کلامی (توضیحات شفاهی و کتبی)؟
3. یادگیرنده اطلاعات را چگونه پردازش میکند؟ به طور فعال (از راه فعالیت بدنی یا بحث) یا با اندیشه (از راه تأمل و دروننگری)
4. یادگیرنده چگونه به سوی درک مطلب پیش میرود؟ به صورت متوالی (در گامهای کوچک افزایشی) یا به صورت کلی (در پرشهای بزرگ)؟ یادگیرندگان متوالی، به صورت خطی میاندیشند و میتوانند از آموختههای خود هر چند هم ناکامل باشد سود برند. آنها گرایش دارند تا مسیرها را گام به گام و با راهحلهای اکتشافی طی کنند. در مقابل، یادگیرندگان کلی به صورت نظاممند میاندیشند و تا زمانی که مطلبی را به طور کامل یاد نگیرند و آن را به مطالب از قبل آموخته شدهی خود ربط ندهند؛ نمیتوانند از آموختههای تازهی خود استفاده کنند. اما پس از آن که تصور کلی را دریافت کردند، دیدگاه کلی آنان را قادر میسازد تا راه حلهای ابتکاری برای مسایل پیدا کنند؛ که معمولاً این کار به سادگی از عهدهی یادگیرندگان متوالی بر نمیآید (گراف و همکاران، 2008).

ویژگیهای اساسی سبکهای یادگیری

ویژگیهای اساسی سبکهای یادگیری عبارتنداز:
1. رویهای بودن : سبکهای یادگیری، بیشتر با فعالیتهای شناختی مرتبط هستند تا محتوای این سبکها. سبکهای یادگیری به تفاوتهای افراد در ادارک، تفکر، حل مسئله، یادگیری و برقراری ارتباط با دیرگان و غیره اشاره میکند. بنابراین، تعریف سبکهای یادگیری یک تعریف فرآیندی است.
2. فراگیر بودن : سبکهای یادگیری دارای ابعاد فراگیر هستند و این ویژگی تلویحات مهمی برای محیطهای آموزشی دارد. فراگیر بودن سبکهای یادگیری به چیزی اشاره میکند که ما آن را شخصیت مینامیم. ویتکین (1973، به نقل از محمدزاده ادملایی، 1384) در توضیح بیشتر برای فراگیر بودن سبکهای یادگیری اظهار داشت که فراگیر بودن سبکها به این معنی است که این سبکها را به وسیلهی روش های غیر کلامی (ادراکی) هم میتوان ارزیابی کرد. برای این که ادراک را بتوان به وسیلهی تکنیکهای کنترل شدهی عینی ارزیابی کرده، میتوان از عملکرد ادراکی به عنوان یک ردیاب قابل اندازهگیری برای شناسایی افراد استفاده کرد.
3. ثبات : خصوصیت دیگر سبکهای یادگیری این است که در طول زمان ثابت هستند. این مطلب به این معنی نیست که آنها غیرقابل تغییرند، بلکه بعضی از آنها ممکن است به سادگی تغییر کنند. اما در حالت طبیعی میتوانیم با میزانی از دقت پیشبینی کنیم که شخصی که از سبک یادگیری خاصی در یک روز برخوردار است در روز بعد، ماه بعد یا سال بعد همان یادگیری را خواهد داشت.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4. قطبیت : با توجه به قضاوتهای ارزشی، سبکهای یادگیری دو قطبی هستند. این ویژگی برای تمیز قائل شدن سبکهای یادگیری از هوش و سایر ابعاد توانایی، از اهمیت فوقالعادهای برخودار است. از سوی دیگر، هر یک از قطبهای سبکهای یادگیری تحت شرایط خاصی دارای ارزشی انطباقی هستند و ممکن است در ارتباط با آن شرایط به طور مثبت مورد ارزیابی قرار گیرند (محمدزاده ادملایی، 1384).
هیجان
هیجان پدیدهی جان بخش زندگی و اساس فراز نشیبهای تجارب روزانه و لحظات بیادمانی حیات انسان است. آشکار است که هیجانها مهم هستند و نقش بسیار مهمی در زندگی ما بازی میکنند. بیش از همه آنها مکمل سلامتی، موفقیت و روابط شخصی هستند و برای بقای ما مهم هستند. دلایلی منطقی برای