پایان نامه با موضوع آسیب های اجتماعی، اختلال روانی، علوم اجتماعی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

۲-۲-۳-۱-۳-عدم آشنایی با مسایل جنسی


غالباً اولین تماس جنسی بین زنان و مردان در شب زفاف انجام می شود. که معمولاً برای زنان توام با مشکلاتی می باشد و مردان باید به مسائلی چند توجه داشته باشند از جمله اینکه در شب زفاف برخی از بانوان دچار اضطراب هستند که ناشی از: الف- عدم آشنایی با خصوصیات اخلاقی مردیکه می خواهند با وی زندگی کنند. ب- هراس از درد پاره شدن بکارت می باشد.
در شب زفاف مرد باید با ادای کلمات و سخنان شیرین وجالب، همسرش را به زندگی آینده امیدوار سازد و باید توجه داشت که تماس و ارتباط جنسی با ملایمت و عشقبازی همراه باشد. از تماس جنسی بصورت خشونت باید جداً خودداری نمود زیرا می تواند عواقب ناگواری را بهمراه داشته باشد. بهتر است عمل جنسی در شب زفاف کامل نباشد و به محض اینکه زن احساس ناراحتی کرده و مرد متوجه شد که پرده بکارت پاره شده است از ادامه عمل جنسی خودداری کند و تمتع جنسی را برای شبهای دیگر بگذارد. همچنین نیکوتر آن است که اولین تماس جنسی در روی زمین انجام پذیرد اما اگر زن و شوهری مایل باشند اولین نزدیکی روی تختخواب انجام گیرد بهتر است زن به گونه ای روی تختخواب قرار گیرد که پاهایش بطرف زمین آویزان باشد.  

میل جنسی اکثر بانوان در بین قاعدگی دارای فرم و ریتم خاصی است بصورت شدت و ضعف ظاهر می شود. معمولاً در روزهای ۱۲ تا ۱۶ از دوره ماهانه و همچنین روزهای ۲۳ الی ۲۷ یعنی ۲ الی ۴ روز پیش از قاعدگی بعدی، میل جنسی در زنان دارای شدت بیشتری است که ضروریست مردان به این نکته توجه زیادی داشته باشند زیرا رعایت این مساله در پیشگیری از اختلاف زناشوئی بسیار با اهمیت است.
برای اینکه زناشوئی برروی شالوده ای محکم و استوار پایه گزاری شود نه تنها باید سلیقه و هماهنگی اخلاقی بین طرفین باشد، بلکه باید از نظر روابط جنسی و امور آمیزشی نیز هماهنگی و توافق داشته باشند. این مسئله اخیر حتی اهمیت بیشتری از توافق اخلاقی بین طرفین دارد. در صورت عدم ارضای میل جنسی زن، بخصوص زنان نسل جدید، اختلافات زناشوئی بالا میگیرد و اغلب شاید ندانند که این مشاجرات از عدم اقناع میل جنسی است و بیشتر بمسائل دیگر ارتباط داده می شود.
برخی از دختران وقتی شوهر کرده و به خانه بخت میروند اغلب ازنظر لذت جنسی آنطور که باید و شاید راضی نمی شوند گاهی این زنان برای تمام عمر به همین حال می مانند. البته از نزدیکی احساس خوشی مختصری میکنند و این بیشتر بخاطر ارضای شوهر است ولی نه احساس طبیعی و خدادادی و خیال می کنند تمام امور جنسی همین است و شاید مدتها از مراحل مختلف یک عمل جنسی بیخبر باشند. این بی خبری از امور جنسی مانع همخوابی آنها با شوهر نمی شود.
بدون اینکه حتی لذت یک مقاربت را چشیده باشند، مثل یک زر خرید با شوهر خود همبستر می شوند و صاحب فرزندان متعددی نیز می گردند. از آن گذشته برخی از مردان حق تمتع و لذت را خاص خود دانسته و زن را وسیله آن می شمرند. از این رو زنان، اکثراً ناکامیاب و ندانسته موجب اختلافات زناشوئی می شوند. وظیفه مرد در ازدواج تنها آبستن کردن زن نیست بلکه توجه عمده او بایستی معطوف به ترضیه احتیاجات جنسی زن باشد. زنان نیز باید بدانند که اگر عفت و عصمت که مظاهر تمایلات عالیه بشری و انسانیت است و یکی از وجوه تمایز انسان از حیوان است و تا قبل از ازدواج آنها را ملزوم می کند که خود را کنترل نمایند، برای شوهر خود دست از کنترل و امساک برداشته و سعی کنند که خیلی با شوهر بی پرده صحبت کنند. برخی شوهران بدون توجه به آمادگی جنسی زن، بنا بمیل خود بزور با او همبستر می شوند، بدون اینکه توجه داشته باشند که زن، ابزار بی روحی نیست که فقط وظیفه اش فرو نشاندن آتش شهوت مرد باشد. آمادگی دو طرف شرط اساسی است. یکی دیگر از اشتباهات فاحش مردها در عمل جنسی این است که پس از اینکه زن را مهیا و آماده برای عمل  جنسی ساختند. قبل از اینکه زن باوج لذت برسد والتهابش فرو نشیند پس از انزال خود، او را رها می کنند و بترضیه خاطر وی توجهی ندارند. بطور خلاصه ارضای صحیح غریزه جنسی در زندگی زناشوئی برای هر دو طرف اهمیت دارد. برای این منظور عمل جنسی باید طوری انجام شود که هر دو طرف همزمان با هم به اوج لذت جنسی برسند، بنابراین لازم است که زن و شوهر با توافق یکدیگر وقت و مدت ودفعات عمل جنسی را تعیین کنند و از آن گذشته بعلت اینکه زنها مدت بیشتری برای نیل به مرحله اوج لذت احتیاج دارند مرد، سعی نماید نقاط شهوی اختصاصی و نوع شهوت مطبوع حرکات جنسی زن را دریافته و آنرا تحریک کند.
 
۲-۲-۳-۲- گسترش آسیب های اجتماعی
آسیب های اجتماعی به چند قسمت منفک به قرار ذیل تقسیم بندی می شوند.
 
2-2-3-2-1-فساد و انحطاط اخلاقی
از عوامل عمده افزایش طلاق، فساد و انحطاط اخلاقی است که خود به چند دسته تقسیم می شود:
دسته اول (شهوت پرستی) : زن و مردی که حریم خانواده را می شکنند و عفت و ناموس خود را در اختیار دیگران قرار می دهند، تا غرایز نامحدود جنسی خود را ارضاء کنند. اینگونه افراد خیلی زود تن به انحلال نکاح داده و کانون گرم خانوادگی را رها نموده تا به دور از این حصار بتوانند به امیال غیر انسانی و بی حد و مرز خود آرزو عمل بپوشانند. بی اطلاع از عواقب وخیم آن که خود عامل انواع بیماریهای جسمی و روحی است. متأسفانه عده زیادی از مرد و زن بعلت اغفال عده ای هوسران و شهوت پرست از آغوش گرم خانواده جدا شده بی بند و باری را بر زندگی شرافتمندانه ترجیح می دهند و برای ای


نکه آسان تر و راحت تر از هرگونه قید و بند اخلاق آزاد شوند تن به طلاق داده و پیوند زن و شوهری را می گسترند.
دسته دوم (مواد مخدر): مواد مخدر انواع مختلف دارد که هر یک از آنان در انحلال خانواده دارای نقش مخربی هستند. بطور کلی باید گفت معتادان به مواد مخدر چون همیشه نگران تأمین مواد مورد اعتیاد خود هستند برای آنان تأمین نیازهای مادی و عاطفی زن و فرزند مطرح نیست. در واقع معتادان بی عاطفه ترین قشر اجتماعند که از محبت خانوادگی بی بهره اند. بخصوص اگر معتاد از طبقه متوسط یا کم درآمد باشد حتی نسبت به مرگ زن و فرزند بیمار و نیازمند خویش بی اعتنا است. حاضر نیست تن به کاری دهد و یا از اعتیاد خود کم کند تا آنان را از چنگال مرگ نجات دهد بنابراین معتادان هم مرگ زودرس خود را دامن میزنند و هم مرگ زن و فرزند خود را با دست خویش امضاء می کنند و کانون خانوادگی را متلاشی می سازند. معتاد موجودی غمگین، ترسو، بی حوصله، بی اراده، مردد، لاابالی، فراموشکار و بدخلق است و همه این صفات متضاد با بقای کانون خانوادگی است. اندیشمندان علوم اجتماعی بر این عقیده اند که اعتیاد نه فقط کانون کوچک خانواده شخص معتاد را بر باد می دهد بلکه کانون خانوادگی اجتماعی را نیز به نابودی سوق می دهد زیراملتی که کارگر، کشاورز و سربازان جوانش دچار اعتیاد باشند، چنین ملتی را یارای پایداری و مقاومت در برابر تجاوز دشمن نیست، چه رسد به دشمنان وطن خویش مبارزه کند. بنابراین مواد مخدر از هر نوع آن عامل افزایش طلاق در اجتماع است و باید از آن دوری کرد، و یک مبارزه همگانی را می طلبد.
دسته سوم (قمار): یکی دیگر از عوامل فساد اخلاقی، قمار می باشد. قمار یکی دیگر از عوامل مخرب در انحلال کانون گرم خانواده است بطوری که اسلام در قرآن آنرا بارها سرزنش نموده است. قمار در معنای محدود عملی است که انسان به کمک وسایل معین با شرایط و قراردادهای قبلی پذیرفته شده، جزئی از پول یا اموال خود را برای کسب مال بیشتر به مخاطره می اندازد. در معنای وسیع کلمه، قمار هر نوع عمل و اقدام مخاطره آمیزی است که نتیجه قطعی آن از قبل معلوم نباشد. احتمال حصول مادی و معنوی و یا برعکس بر باد دادن سرمایه مادی و معنوی که آن رود. قمار باز یک انسان بیمارگونه ای است که دارای وجود آشفتگی روانی و شخصیت نامتعادل برخوردار است. قمار باز علائق و تمایلات انسانی را از دست می د هد و جز برد و باخت هیچ چیز در سر ندارد. برای ارضای تمایلات خود آنان را به حال خویش رها می کند. اعتیاد به قمار از هر نوع اعتیاد دیگر خطرناک تر است. اعتیاد به آن یک نوع بیماری شخصیتی و اختلال روانی و ضعف اراده است. این دسته از بیماران شایستگی قبول مسئولیت خانوادگی یا اجتماعی ندارند. بنابراین عدم شایستگی سبب انحلال کانون خانواده و منجر به طلاق و موجب افزایش آن می گردد.
دسته چهارم (الکل): دسته دیگر از فساد اجتماعی اعتیاد به الکل است و الکلیسم آفت مهم انحلال خانواده می باشد که عامل موثر در افزایش طلاق در اجتماع است. الکل، زهری است خطرناک که عقل آدمی را مسموم می کند، و او را از هدایت پرتو فروغ عطیه الهی محروم می سازد، و راه کمال را برآدمی می بندد. الکل نظام اجتماعی را مختل می کند و نیروی ناپایدار و اغلب آنرا نابود می کند. خوی تند و خشونت ماده پرست، قلب همسرش را می شکند و او را از خود جدا می سازد. از این رو زن در خانه شوهر میگسار خود تأمین جانی ندارد و هر آن زندگی خود را در معرض خطر تهاجم جنون آسای شوهر مست خود می بیند بنابراین سعی می کند جهت تأمین امنیت جانی خود از این شوهر باده پرست جدا شود و زندگی دیگری را برای خویش رقم زند.
 
۲-۲-۳-۲-۲- مراوده با دوستان کجرو
یکی از عوامل دیگری که می تواند در افزایش طلاق نقش فعال داشته باشد دوستان ناباب زن و مرد است چونکه تقلید در انسان نیروی بسیار فعال و قوی است که عدم این نیرو در انسان عامل ضعف و بیچارگی فکری و جسمی آن می شود و اگر تقلید نبود سطح فرهنگ انسان بدین درجه نمی رسید و زندگی او همپایه زندگی انسانهای نخستین باقی می ماند. بدین معنا که اگر الگوهای مورد تقلید ممتاز و عالی و محتوای آن قدسی و ملکوتی باشد، وسیله ای برای برتر شدن و در نتیجه در راه رشد و تکامل و سعادت گام نهادن است. این کار مستلزم حسن انتخاب و پرورش اراده و دقت اوست. تقلید پذیری از دیگر خصوصیات انسان است که کم وبیش نسبت به قدرت اداره جنبۀ معکوس دارد، بطوریکه اشخاص ضعف الاراده تحت تأثیر تلقین دیگران قرار می گیرند. دوستی زمینۀ تلقین پذیری اینگونه افراد را مساعدتر می سازد چون که دوستان بیش از بیگانگان در زندگی ما نقش دارند و اخلاقیات و رفتارشان در زندگی ما موثر است بنابراین انتخاب دوست و ایجاد ارتباط به افراد از مسائل حساس زندگی انسانهاست. از اینرو کوتاهی در این جایز نیست. بدین معنا که اگر دوستان ما کج خو و کج رفتار باشند، کناره گیری و قطع رابطه با آنان امری واجب و حیاتی است زیرا که انسان اگر با آتش آنان نسوزد، حتماً دود آن به چشم ما خواهد رفت بنابراین دوستان ناباب می توانند عامل انحراف و کج رفتاری باشند. باید از آنان دوری نمود و چه بسا افرادیکه با دوری نکردن از ایشان، زندگی خانوادگی آنان متلاشی شده و روی به طلاق آورند.