آسیب های اجتماعی، رابطه نامشروع، برنامه ریزی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

نتیجه گیری

 

فرایند طلاق در جامعه ی امروزی ما نسبت به گذشته دارای چند تفاوت عمده می باشد؛ اول آنکه زوجین در تصمیم گیری به جدایی تنهاترند بدین معنا که این فرایند بیشتر توسط زوجین طی می شود و حاصل رای جمعی خانواده ی گسترده نیست. حتی گاه پدرها و مادرها زمانی از مساله آگاه می شوند که امکان مداخله و بازگشت به زندگی از میان رفته است.
دوم آنکه فرایند طلاق شکل کاملا حقوقی به خود گرفته و از مکانیزم های سازش کارانه ی کمتری برخوردار شده است بدین معنا که با بالا گرفتن اختلافات در خانواده و ارتکاب جرم یا جرائمی از ناحیه ی زوجین یا یکی از این دو، اولین راهی که به ذهن خطور می کند طرح دعوا یا به اصطلاح عوام، طرح شکایت از طرق قانونی است تا مراجعه به اهل حل و عقد و مشاوران. سوم آنکه این فرایند به سمت سکولاریزه شدن پیش می رود بدین معنا که از مداخله ی عناصر مذهبی، چه روش ها و توصیه های دینی، چه حضور نهادهایی چون روحانیت و چه عناصری چون ایمان و تقوا در فرایند رفع خصومت کاسته شده است و این عناصر جای خود را به مفاهیم، نهادها و روش های مدرن داده اند.
طلاق از مخرب ترین آفات اجتماعی در جامعه امروزی ما (اصفهان) به شمار می رود. این پدیده نه تنها کانون خانواده را از هم می پاشد بلکه تاثیر بسیار سویی نیز بر جامعه دارد. در این راستا یافتن علل و عواملی که بر طلاق ضروری به نظر می رسند گرچه علل و عوامل متعدد می توانند در امر طلاق دخیل باشند، با این وجود بر اساس تحقیق حاضر، محرز می باشد که عامل ارتکاب جرایم تاثیر بسیار به سزایی در پدیده طلاق دارد.
بر اساس فرضیه های تحقیق طلاق علل متفاوت زیستی، اخلاقی و اجتماعی دارد اما باید توجه داشت طلاق بالاتر از همه یک پدیده اجتماعی است. در شرایط یکسان اجتماعی، تمام انسانها به طلاق تمسک نمی جویند و لذا باید روحیه ی   طلاق زده  وجود داشته باشد.
از یافته های مهم تحقیق که از عوامل مهم زمینه ساز طلاق بین زوجین می باشد ارتکاب جرایم است. از این میان اعتیاد سهم به سزایی دارد چرا که درصد نسبتا زیادی از پرونده های طلاق در محاکم اصفهان، مربوط به اعتیاد زوجین به موادمخدر یا روان گردان می باشد و با توجه به عدم توانایی اشتغال بسیاری از معتادین که این امر خود موجب بروز مشکلات مالی در زندگی و سوء رفتار شدید زوج نسبت به اعضای خانواده می شود و نتیجه ای جز خاتمه دادن به زندگی باقی نمی ماند.
از جمله یافته های دیگر تحقیق این است که زنان علت درخواست طلاق خود را به علت ترک انفاق و ندادن خرجی و مخارج ابراز داشته اند و مهمترین حالت ندادن خرجی را عدم توجه به خانواده از سوی زوج برشمرده اند. درباره ی عدم توجه به خانواده از سوی زوج که باعث خرجی ندادن شده است چند پیش فرض به ذهن خطور می کند:
اولا پایین بودن سطح درآمد که بیشتر مردان درآمد خود را کمتر از ۵۰۰ هزار تومان ماهیانه بیان داشته اند، اما زمانی این کمی درآمد مشکل ساز می شود که اختلافات دیگر به آن دامن زده و عرصه را بر زن و خانواده تنگ کند. ثانیا وجود مشکلات دیگری بین زوجین از جمله، سردی روابط جنسی، بد دهنی و … موجب خرجی ندادن مرد و استفاده از آن به عنوان حربه ای برای تحت فشار قرار دادن زن می شود که به طلاق توافقی یا طلاق به درخواست زوجه روی آورده می شود چرا که در صورت طرح دعوی توسط زوج، وی می بایست حق و حقوق قانونی زوجه را پرداخت نماید که عدم تعهد اخلاقی نسبت به پرداخت این حق و حقوق این مساله را تشدید نموده است. لذا این عوامل موجبات افزایش چندین برابری پرونده های دادگاههای اصفهان توسط زنان را فراهم آورده است.
با توجه به اینکه زنان متقاضی طلاق در شرایط دشواری قرار دارند و محاکم به راحتی دعاوی طلاق از طرف زنان را نمی پذیرند و اصولا با توجه به اینکه مطابق قانون و شرع حق طلاق با مرد است و زن در شرایطی خاص حق طلاق دارد، به همین دلیل زنان متقاضی طلاق برای نیل به مقصود و جدایی از همسر خویش، راه های دشواری را می بایستی طی کنند، بنابراین در حال حاضر، زنان ابتدا دعاوی کیفری از قبیل ترک انفاق، رابطه نامشروع، ضرب و جرح و توهین و اعتیاد همسر خود را مطرح و پس از اثبات آن، آنرا جزء ادله ی دادخواست خود قرار داده و تقدیم محاکم می کنند.
نتیجه تحقیق حاضر نیز حاکی از رابطه ی بسیار نزدیک ارتکاب جرایم زوجین با مقوله طلاق می باشد. بیشتر عناوین پرونده های موجود و تشکیل شده در محاکم دادگستری اصفهان توسط زنان (زوجه) تحت عنوان طلاق به واسطه ی عسر و حرج بوده است  که جهت اثبات ادعای خویش، به جرائمی از قبیل رابطه نامشروع، ترک انفاق، ضرب و جرح و توهین و اعتیاد تمسک جسته اند لذا شاهد بیشترین آمار در این دادخواست ها می باشیم چرا که با استناد به مصادیق عسر و حرج، زوجه می تواند درخواست طلاق نماید.
طلاق همواره یکی از چالش برانگیزترین مسائل پیش روی جامعه ی امروزی ما (اصفهان) می باشد چرا که آثار مستقیم و غیرمستقیم آن نه تنها بر تعادل روانی و جسمانی زوجین تاثیرگذار است بلکه فرزندان را نیز شدیدا تحت شعاع خود قرار می دهد. سخن آخر آنکه لازم است در بررسی این پدیده ی شوم، این نکات مورد توجه قرار گیرد:

  • طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی منبعث از مجموعه علل و عوامل متعددی می باشد که بدان اشاره شد و تعیین یک عامل اصلی و قطعی به نام ارتکاب جرایم، یک ضرورت است. بنابراین عواملی همچون نازایی و بیماری، تنفر و انزجار، بدبینی، پرخاشگری، خیانت، دروغگویی، فساد و انحطاط اخلاقی، تعدد ز
    وجات و تقدس زدایی از خانواده و از همه مهمتر ارتکاب جرایم از ناحیه ی زوجین هر یک می تواند به نوعی گسترش وقوع یا احتمال طلاق را افزایش دهد. لیکن تعیین عامل اصلی بروز طلاق، همانگونه که ذکر گردید ارتکاب جرایم در خانواده می باشد.
  • با عنایت به لزوم شناخت دقیق و همه جانبه میزان علل و عوامل پدیده طلاق دلایل مورد پذیرش دادگاهها به عنوان پیش شرط، در دادخواست های مربوط به طلاق ارتکاب جرایم در اولویت قرار دارد به خصوص در مواردیکه درخواست طلاق از ناحیه زوجه بوده و تحت عنوان عسر و حرج مطرح شده باشد.
  • در صورتیکه در برنامه ریزی های اجتماعی پدیده طلاق مورد توجه قرار نگیرد همچنان با روند رو به رشد این پدیده روبرو خواهیم بود و گذشته از پدیده طلاق، آثار و پیامدهای حاصل از این پدیده می تواند منجر به بروز آسیب های اجتماعی گردد و زنان و مردان و فرزندان را دچار بحران شدید نماید.