پایان نامه اختلافات خانوادگی، پدیده های اجتماعی، عقد ازدواج

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

۴-خلع و مبارات : طلاق خلع به موردی گفته می شود که زن از شوهر نفرتی دارد و مالی را به عنوان فدیه به او می دهد و در برابر آن طلاق می گیرد . [۵۰]


طلاق مبارات نیز همانند خلع می باشد جز اینکه نفرت تنها از جانب زن نیست و زن و شوهر از یکدیگر منزجر شده اند . [۵۱]
ثانیاً طلاق رجعی : اگر مرد با زوجه مطلقه نزدیکی انجام داده باشد و زن در سن عادت ماهیانه نیز باشد در این صورت طلاق رجعی است . [۵۲] یعنی مرد می تواند در ایام عده رجوع نماید . به تعبیر دیگر به استثنای طلاق هایی که بائن می باشند ، بقیه ی طلاق ها از نوع طلاق رجعی خواهند بود.
   

۲-۱-۳-۲-طلاق در مسیحیت


برخورد مسیحیان با طلاق بصورت مختلفی تجلی یافته است . در انجیل متی [۵۳] طلاق در صورت زنا مجاز شمرده شده است (ممنوعیت نسبی ) در حالیکه در انجیل لوقا و مرقس طلاق بطور مطلق محکوم شده است [۵۴] .
دیانت مسیح به هنگام ظهور و با ممنوعیت طلاق درواقع برای خانواده شان و منزلتی آسمانی قائل شد. به عبارت دیگر در آئین مسیح عقد بطلانپذیر نیست و فقط هنگام مرگ این پیمان باطل می گردد . تنها زمانیکه زن زنا کرده باشد مرد حق طلاق دادن وی را دارد . [۵۵]
گفته می شود که یهودیان به حضرت عیسی (ع) ایراد می گرفتند که اگر طلاق مزموم است پس چرا حضرت موسی (ع) آنرا جایز شمرده است و حضرت مسیح (ع) در پاسخ گفت : در آغاز طلاق وجود نداشت و برادرم موسنی آنرا به جهت سندگلی بطور کلی مذاهب سه گانه کاتولیک ، ارتدوکس و پروتستان که اکثریت قریب به اتفاق پیروان دین مسیح از این سه مذهب خارج نیستند هر کدام دید خاصی را نسبت به پدیده طلاق ابراز داشته اند :
مذهب کاتولیک طلاق را بطور جزم حرام میداند و تحت هیچ عنوانی حتی در صورت خیانت زن و شوهر ،پیوند زناشویی را قابل انحلال نمی داند و تنها راهی را که اصحاب کلیسا در صورت خیانت در پیمان زناشویی پیشنهاد می کند این است که می تواند تفریق جسمانی بین آن دو برقرار شود یعنی جدا از یکدیگر زندگی کنند و آن زوجین از قیام به واجبات زوجیت مورد عفو قرار می گیرند در حالیکه قانوناً زن و شوهر می باشند و آثار زوجیت بر ایشان بار می باشد . مثلاً زن نمی تواند با مرد دیگری ازدواج کند و نیز مرد با زن دیگری پیمان زناشویی ببندد زیرا مسیحیت تعدد همسر را به هیچ عنوانی ، قانونی نمی داند!
اما دو مذهب ارتدوکس و پروتستان طلاق را در موارد نادری جایز می دانند از جمله خیانت در زناشویی ولکن بعد از وقوع طلاق زن و شوهر هر دو از ازدواج حتی با افراد بیگانه محروم می باشند. و همانطوریکه اشاره رفت جواز طلاق در صورت خیانت ، مستند است .
چنانچه ملاحظه می شود کشیشان چه مشکلات طاقت فرسایی برای پیروان خویش ایجاد کرده اند و چطور آنان را بسوی زنا و فحشاء سوق داده بر دامنه ی اختلافات خانوادگی و آمار خیانت ، جنایت و انتحارافزوده اند و در گسترش فساد سهم به سزایی دارند . [۵۶]و شقاوت شما تجویز فرموده اند .
با گذشت زمان و پیشرفت جوامع با مساله طلاق در دنیا مسیحیت ،مانند سایر پدیده های اجتماعی برخوردی نوین صورت پذیرفت یعنی سعی گردید تا این پدیده همسنگ پیشرفت های سریع در زمینه های مختلف دگرگون شود. با تلاش و پیگیری مردم و قبول روحانیون مسیحیت احکام بطلان ازدواج انتشار یافت که به موجب آن اگر در هنگام انعقاد عقد ازدواج ، هر یک از طرفین فاقد اختیار بودن و یا اینکه فردی مدعی شود که همسرش نمی تواند از عهده امور زناشویی بر آید ، این عقدازدواج قابل انحلال و پایان خواهد بود . ولی بواسطه ی نیاز و گاهی سوء استفاده های افراد، میزان و اشکال استفاده از این احکام به شکل بی سابقه مغشوش بود .
سرانجام شناخت و پذیرش واقعیت غالب گردیده و کشورهای کاتولیک جهان یکی پس از دیگری در قوانین مذهبی و غیر مذهبی خویش طلاق را جایز شمرده[۵۷] و انگاشته اند.
 
۲-۱-۳-۳-طلاق در زرتشت
در دیانت زرتشت بر خلاف کاتولیسم ، از سویی و بسیاری از سایر ادیان از دیگر جهات :
۱-طلاق به عنوان یک روش در راه قطع پیوند زوجیت پذیرفته شده است .
۲-نهایت کوشش قانونگذار در راه کاهش تعداد طلاق به کار آید .
۳-صدور حکم طلاق منوط به رای دادگاه است و با تصمیم یکی از زوجین صورت و تحقیق نمی پذیرد .
۴-در جریان اخذ حکم طلاق باید مدتی به عنوان دوران جدایی معرفی گردد که در خلال آن زوجین امکان بازگشت به خانواده را باز یابند بدین قرار می باشد .