پایان نامه درباره اذن بیمار یا ولی بیمار به درمان، نظریه غیرمشهور فقهای امامیه، قانون مجازات اسلامی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

ب)قواعد فقه
عمل طبیب مشمول برخی از قواعد فقه وحقوق است که شخصی را ضامن ومسئول می دانند که آن قواعد فقهی عبارتند از:
قاعده اتلاف،لایطل دم امرءمسلم،لاضرروقاعده غرور
ج)اجماع
برخی از فقها دراین مسئله ادعای اجماع کرده اند وقائل به ضمان پزشک شده اند وتعبیربه     «لاخلاف » نموده اند حتی شهید ثانی درشرح لمعه عمده دلیل را اجماع دانسته اند ابن زهره در غنیه النزوع ومحقق حلی در نکت النهایه ،نیز ادعای اجماع را پذیرفته اند.۱اجماعی  که دراینجااشاره شده تنها توسط ابن زهره ومحقق حلی نقل شده است وبه نظر می رسد درمیان فقها طرفدار بسیاری ندارد زیرا این اجماع مدرکی است وجیت آن به اثبات نرسیده است.  

بند دوم :نظریه غیرمشهور فقهای امامیه
برخی از فقهای امامیه معتقدند ،چنان چه پزشک حاذق وماهرباشد وموازین فنی وعلمی ونظامات دولتی را رعایت نماید ومعالجات وی با اذن بیمار یا ولی سرپرست قانونی بیمار باشد ،دیگر نیازی به اخذ برائت نیست در نتیجه چنان چه صدمه ای به بیمار وارد شود یا معالجه ای باعث مرگ وی شود ضمانی درکار نیست این ذسته از فقیهان که در راس آنان فقیهی چون ابن ادریس حلی از قدما۱ وآیت الله سید محمد شیرازی درکتاب الفقه۲از معاصرین وبرخی از حقوقدانان قراردارند به عدم ضمان پزشک حاذق معتقدند این گروه برای اثبات مدعای خود به دلایل زیر استناد کرده اند:
الف)اصل برائت
اصل برائت مستلزم عدم ضمان ومسئولیت است؛چرا که درباره پزشکی که مهارت دارد واصول عملی را درمعالجه بیمار رعایت می کند شک پدیدمی آید که آیا اوضامن ومسوئل به شمار می آید یا نه دراین صورت ،اصل برائت ،حکم به عدم مسئولیت پزشک می دهد.۳
ب)اذن شرع وعقل
یعنی نباید کاری که عقلاوشرعا مجاز ومشروع است ضمان آورباشد تاجایی که درتحریرالوسیه آمده است «کل ما هوماذون شرعا لیس فیه ضمان ما تلف لاجله وکل ما هوغیرماذون فیه ،فقیه الضمان »۴ بنابراین چون مداواوعلاج بیمار شرعا مجاز است نباید درصورت تلف یا نقص عضوبرای طبیب ضمان آور باشددرواقع ضمان ومسوئلیت باجواز واباحه شرعی جمع نمی شود
ج)اذن بیمار یا ولی بیمار به درمان
درصورتی که پزشک با اذن بیمار ویا بستگان یا اولیای اوبه درمان بپردازد وازاین رهگذر بیمار بمیرد ویا متحمل زیان سنگینی شود پزشک مسئول نیست ؛چه اوبا اذن بیمار به درمان اقدام کرده  وهمانگونه که گفته شد اذن درشئ مستلزم اذن در لوازم آن هم هست ودر عرف هم منظور از کسب اذن از بیماری این است که چنان چه بیمار صدمه ای ببیند پزشک مسئول تلقی نمی شود وعرف از کسب اذن چیزی جز این نمی فهمد.۱
د)قاعده احسان
طبق آیه ۹۱ از سوره مبارکه توبه که می فرماید ((ما علی المحسنین من سبیل…))وهمچنین آیه ۶۰از صوره مبارکه الرحمن که می فرماید ((هل جزاء الا حسان الا  الاحسان طبیب در اینجا محسن است ودر صورت فوت بیمار ویا وارد شدن صدمه ای به وی احسان مانع از ایجاد ضمان طبیب است
و)روایات
غیر از مواردی که گفته شده قائلین به عدم ضمان طبیب به روایات متعددی برای اثبات ادعای خود استناد جسته اند ومعتقدند ،بحث ضمان طبیب به این شکل ممکن است با عث تعطیلی امرطبابت  ودر نتیجه سختی  وحرج برای مسلمین  شود،روایات یوسف بن یعقوب که می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم طبیی دارویی را تجویز کرده ویا رگی را قطع می کند وممکن است از آن دارو ویا قطع رگ ،نتیجه بگیرد ویا آن دارو قطع رگ بیمار رابکشد حضرت فرمودند : « می نواند رگ را قطع بکند ودارو را تجویز نماید.»۲ از مجموع مواد قانون مجازات اسلامی چنین استنباط می شود:علی رغم اینکه  پزشک حاذق وماهر باشد ودر عمل جراحی ویا طبی خود نیز موازین فنی وعلمی را رعایت کرده باشد وحتی از بیمار یا ولی او نیز اذن برای معالجه گرفته باشد لکن برائت اخذ نکرده باشد همچنان ضامن مرگ یا صدماتی خواهد بود که ممکن است پیش آید.
روایات اسماعیل بن حسن که می گوید:به اما صادق (ع) عرض کردم :من مردی از عرب هستم که به علم پزشکی آشنا هستم وطبابت من عربی است وپول نمی گیرم  حضرت فرمودند :مانعی ندارد  عرض کردم ما زخم را شکافته وبا آتش می سوزانیم ؟فرمود:باکی نیست عرض کردم:ما برای بیماران داروهای سمی تجویز می کنیم ؟فرمودند : مانعی ندارد عرض کردم :ممکن است بیمار بمیرد ،فرمودند :واو بمیرد همچنین روایت احمدبن اسحاق که می گوید :من فرزندی داشتم مبتل به سنگ  [کلیه یا مثانه] شده بود به من گفتند که علاجی جز جراحی ندارد هنگامی که اورا جراحی کردم فرزندم فوت کرد بعضی از شیعیان به من گفتند توشریک خون فرزندت  هستی نا چارنامه ای به امام حسن عسکری (ع)نوشته وجریان را به او شرح دادم حضرت در پاسخ نوشتند برتوچیزی نیست چرا که هدف تو معالجه بود ولی اجل او در همان بود که توانجام دادی »۱
با مراجعه به کتب  فقه وکلمات فقها معلوم می شود که براغدله طرفین ایراد وخدشه وارد است ولی در مجموع ایرادت وارده بر دلایل مشهور قابل رد وایرادت وارده برنظر غیر مشهور قوی تر به نظر می رسد بنابراین طبق ادله  قول مشهور حکم به ضمان پزشک قوی .معتبرتر وبا قواعد سازگارتر است.


مبحث دوم:ضمان طبیب  در فقه اهل سنت
همانطور که دیدگاه فقهای شیعه را درمورد ضمان پزشک دیدیم فقهای امامیه در صورتی پزشک را از مسئولیت مبّرا می دانند که پزشک در اقدام به هرنوع عمل جراحی ابتدا از بیماریا ولی اواذن گرفته وموازین فنی وعلمی مربوط به رشته تخصصی خود را رعایت کرده وقبل از انجام عمل جراحی یا طبی به اخذ برائت بپردازد چنان چه پزشکی موارد مربوط را
انجام دهد در صورت تلف یا نقص عضو ضامن نمی باشد اما اگر از بیمار خود اذن گرفته باشد وموازین علمی وفنی را نیز رعایت کرده باشد ولی از بیمار یا ولی اوبرائت نگرفته باشد ضامن تلف ونقص عضو خواهد بود