پایان نامه درمورد ارزیابی شخصیت، حقوق ایران، عقد ازدواج

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

۲-۲-۱-۲-۲-بیماری
در قانون مدنی ایران نیز عیوب و امراضی را که مربوط به زوجین می یابد و مانع ازانجام وظایف زناشویی می گردند را بر شمرده است که به اختصار به شرح ذیل می باشند .
۱-خصاء یا اخته بودن : صفت مردی می باشد که تخم نداشته باشد . این مرد توانایی عمل جنسی را دارد و چنانکه گفته شده در این عمل توان بیشتر نسبت به سایرین نیز دارد ولی انزال نمی شود و قدرت با روری ندارد .
ممکن است افرادی بطور ارادی با بستن لوله های تولید اسپرم ( وازکتوم ) خود را عقیم کنند ولی توانایی عمل جنسی را دارند . بنابراین زوجه ی چنین افرادی حق فسخ ازدواج خود بواسطه عیب را ندارند زیرا گفته شده است که « در اسلام بقای نسل به خلاف تمتع جنسی هر چند هدف مهمی می تواند باشد اما مقتضای نکاح نیست » .[۶۷]
۲-ناتوانی مرد یا عنن : این صفت مردی می باشد که آلتش برای نزدیکی بزرگ و منتشر نمی شود . اگر علت عنن شدن مرد ، خود زن باشد باز زن حق جدا شدن از مرد را خواهد داشت .[۶۸] ناتوانی مرد در حقوق ایران اعم از اینکه در حال عقد وجود داشته باشد یا آنکه پس از عقد هم حادث شود موجب حق زن برای جدایی خواهد بود.
۳-قرن : زایده ای گوشتی یا استخوانی است که در دهانه ی رحم زن پیدا می شود و مانع از انجام عمل زناشویی می گردد .
قرن در قانون مدنی اعم از رتق است . رتق به معنای انسداد کامل آلت تناسلی زن می باشد . از نظر صاحب شرایع ، رتق در صورتی موجب بر هم زدن ازدواج می شود که ازاله ی آن غیر ممکن بوده و یا اینکه خود زوجه مانع از مداوای آن گردد .
۴-برص : در فارسی به آن پیسی می گویند و آن بیماری است که پوست بدن لک های سفید رنگی به خود دیده و کم کم سرتا سر پوست را در بر می گیرد . امروزه در صورت تردید در صدق عنوان برص ، زوجه را به پزشکی قانونی جهت انجام معاینه هدایت می کنند تا نتیجه مشخص گردد .
۵-سایر عیوب : سایر عیوب موجب پیدایش حق به هم زدن ازدواج نمی شوند مگر آنکه بتوان عنوان تدلیس در ازدواج را به آنها بار نمود . اگر مردی با زنی ازدواج نماید با این گمان که عفیفه بوده است ولی بعد از ازدواج کشف شود که آن زن قبل از ازدواج ، زنا داده و با کسی دیگری ارتباط داشته است یکی از موارد تدلیس محسوب شده و حق بر هم زدن ازدواج برای زوج محفوظ خواهد بود . زیرا عدم زنای قبلی زوجه ، صفت کمالی قلمداد می شود که معمولاً در ضمن عقد ازدواج ذکر نمی گردد  [۶۹] و چه بسا بی حرمتی تلقی گردد.
 
۲-۲-۲-عوامل اخلاقی
بطور اختصار عوامل اخلاقی به شرح آتی خواهند بود.  

 
2-2-2-1-نداشتن تفاهم اخلاقی
عدم تفاهم اخلاقی زوجین مشکلات فراوانی را برای زندگی زناشویی به همراه دارد که موارد آن بشرح ذیل می باشد .
 
۲-۲-۲-۱-۱- تنفر و انزجار
از ارکان مهم بقاء و صمیمیت در محیط خانه و خانواده ، اصل هماهنگی وتفاهم در شئون مختلف زندگی زناشویی است ، چنانچه تنفر و انزجار یکی از طرفین یا هر دو ، عامل مخرب بنیاد خانواده ها است و بسیار مناسب می باشد که در این عوامل مهم و علل و اسباب بروز آن بررسی بیشتری صورت گرفته نتایج آن مورد رسیدگی کامل قرار گیرد تا در نهایت امر در رفع آن کوشش و افری به عمل آید . بدیهی است که تنفر گاهی بسیار ابتدایی و سطحی بوده ، اغماض ، گذشت و تصور ناگواری های انحلال خانواده به تنهایی در رفع آن کافی به مقصود است. این نوع تنفر ممکن است با یک مخالفت جزیی عقیده و عمل زن و شوهر در دل یکی از آنها پدید آید. [۷۰]


گاهی انزجار بسیار عمیق و ریشه دار بوده و ارتباط چندانی به اختلاف سلیقه ندارد بطوریکه زن و شوهر نه تنها در دل خود عمیقاً احساس محبت به یکدیگر نمیکنند بلکه احساس تنفر شدید نسبت به همدیگر می نمایند . و در این مورد اغماض و ملاحظه عواقب وخیم اختلال هیچ کدام نمی تواند زمینه را برای رفع تیرگی مساعد سازد وگاه این عمل را نمی توان نا دیده گرفت و لازم است به حیات زناشویی خاتمه داد وگرنه مشکلات بیشتری برای آنها پیش می آید که به مراتب از انحلال ناگوارتر است [۷۱]
زن و شوهر که یکدیگر را همپایه و هم کفو و برابر تشخیص داده اند و جواب بلی به یکدیگر داده اند اگر پس از ازدواج و آغاز زندگی جدید زناشویی ، یکدیگر را خوار شمرده و از همدیگر منزجر و روی گردان شوند پیداست که یا در تشخیص نخستین خود اشتباه کرده اند و یا در ارزیابی شخصیت خود غافل بوده اند و یا آنکه بر اثر فشار غریزه در مقام فریب بر آمده اند و یا حتی آنکه رفتار طرف مقابل به این انزجار دامن گسترده زده است که حال باید ثمره تلخ آنرا تحمل کنند . محبت از این خانواده رخت بر بسته و کانون استواری بوجود نیامده و یا در آستانه سقوط و از هم پاشیدگی قرار دارد .