پایان نامه درمورد ازدواج مجدد، جنس مخالف، فقر مادی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

 

بالاتر بودن سن زنان همواره نسبت به بالاتر بودن سن مردان خطری مضاعف نشان میدهد . از این مسئله که بگذریم بالاتر بودن سن مرد از آستانه بیست سال احتمالاً گسست خانواده را به مرزهای بالاتر از نصف میرساند و بهترین فاصله سنی ، بالاتر بودن سن مرد تا مرز هشت سال است . شکاف سنی بر طلاق تاثیر گذار است ، تاثیری نسبی که باعوامل جاذبه جهان سنتی تا حدودی خنثی می شد و لیکن در شرایط موجود در جامعه امروزی ! تاثیری بیشتر می یابد .


اختلاف شدید سنی میان زن و شوهر دو جنبه دارد : یکی مرضی یا انحرافی و دیگری تحمیلی .
 
۲-۲-۱-۱-۱-ازدواج انحرافی (مرضی)
ازدواجی که بین یک دختر جوان با مردی کهنسال بنابر خواسته خود دختر صورت می گیرد یا پسر جوانی که با شوق و افری خواستار زناشویی با فرتوت زنی می شود که چشم داشتی به اموال و دارایی این زن ندارد ، مساله مرض پیر پسندی یا پیر دوستی را مطرح می سازد . [۶۲] اجمال بحث این می باشد که پیر پسندی قرینه بچه دوستی است به این معنی که تمایل انحرافی بچه دوستی در اثر قبح اجتماعی و ناکامی ممکن است تغییر سمت داده متوجه نقطه مقابل و جنس مخالف هدف اولیه گردد . مرد جوانی که به بیماری پسر دوستی مبتلا است از این تمایل انحرافی روی بر می گرداند و در جهت عکس آن گام بر میدارد و به پیر زنی روی می آورد .
 
۲-۲-۱-۱-۲-ازدواج تحمیلی
به هر حال در اینجا به این نوع ازدواج ها نظر نمی باشد بلکه منظور مرد کهنسالی که از طریق توسل به قدرت مادی یا سیاسی یا اجتماعی خود با دختر نو رسیده ای بر خلاف تمایلات قلبی او ازدواج می کند و یا فرتوت زنی با استعانت از قدرت سرشار مالی خویش پسر خویش را وسیله ی هوسبازی و ارضای تمایلات و هوس های خویش می سازد .
اینگونه مردان و زنان خیره سر  و کهنسال، تصورات باطلی را در سر دارند و چنین گمان می برند که اگر جسم جوانی را بر اثر فقر مادی توانستند خریداری کنند بر روان آنان نیز حکومت خواهند داشت در صورتیکه عواطف و احساسات دختر یا پسر جوان را واقعاً با پول نمی توان خریداری نمود و نیازهای عاطفی و جنسی با پول بر آورده نمی شود ! این قبیل ازدواج ها که ردیف ازدواج های تحمیلی محسوب می شود به دلیل فقدان تفاهم میان زن و شوهر نمی تواند ضامن دوام زندگی زناشویی باشد و اگر منجر به طلاق نشود زنای محصنه و خودکشی را در پی خواهد داشت[۶۳] که بسیار تاسف آور است.
 
 
۲-۲-۱-۲-نازایی و بیماری
هر یک از این دو عامل بطور جداگانه ای مورد مطالعه قرار می گیرد.
 
2-2-1-2-نازایی
بی هیچ شک و شائبه ای باید پذیرفته که بی فرزندی نه تنها گرمای خانواده را از آن سلب می کند بلکه خانواده بی فرزند بیش از هر خانواده دیگر در معرض گسست قرار دارد ،حتی نوع خاصی از طلاق را به زبان سایر علومم ، طلاق ارتجالی [۶۴]نامیده اند که بر اساس آن چنانچه ازدواجی بعد از مدت زمان معینی بی حاصل ماند (فقدان فرزند ) خود بخود ملغی است و هر یک از طرفین می تواند بدون نیاز به گسستن پیوند زوجیت قرار دادی دیگر منعقد سازد و در برخی دیگر از فرهنگ ها فقدان فرزند در یک خانواده کور بودن اجاق آن اطلاق می گردد و از جانب جامعه مذموم تلقی می گردد .
نداشتن فرزند خواه بر اثر عقیم بودن شوهر و یا نازایی زن به هر جهت ممکن است به پایان ازدواج منجر گردد چرا که وجود فرزند در خانواده همانند پیوند مجدد بین زن و شوهر می باشد ، زندگی شیرین شده و رنگ و بویی تازه می یابد .
به نظر استاد مرحوم دکتر کی نیا «حرکت و سر و صدای کودک در خانه نشانه حیات است . خانه بی کودک خانه ای بی فروغ و به مشابه وادی خاموشان است » [۶۵]
اگر زوجه دارای فرزند نباشد ، معمولاً مرد با ازدواج مجدد و تجدید فراش ، خود را ازداشتن فرزند بهره مند می سازد و اگر مرد قادر به باروری نباشد یا زن بطور کلی از زندگی نا امید گشته و طلاق می گیرد و یا یک عمر را بدون فرزند می گذراند  [۶۶] که اجحافی غیر منطقی بر وی می باشد.