منابع مقاله درمورد اسناد لازم الاجرا، هزینه دادرسی

نوامبر 14, 2019 By vZbR33JZrQ

کلاسه پرونده : ۷۱۷/۸۴ ش ۲ ح
تاریخ جلسه : ۲۵/۰۵/۸۴
۲)شرح دعوی
خواهان طی دادخواست به دادگاه عمومی اعلام کرده : به موجب چک شماره ۶۲۳۶۴۴ صادره توسط خوانده از صاحب جاری ۳۹۰ در وجه حامل که به امضاء وی رسیده ودر حال حاضر بنده دارنده چک می باشم خوانده مبلغ خواسته را به من مدیون می باشد.وچون مراجعات مکرر وتماسهای متعدد جهت وصول وجه نتیجه ای نداشته لذا ناچاراً به مر جع قضایی متوسل شدم وچک خوانده به تاریخ ۳۰/۲/۸۴ طی نامه بانک به شماره ۹۲۰۰۰۹۸ اعلام برگشت به خاطر کسر موجودی شده است اینچک مطابق ماده ۲ قانون چک درحکم اسناد لازم الاجرا بوده ودارای وصف تجدیدی وامتیازات اسنادتجاری می باشد از طرفی وجود آن نزد دارنده ظهور اشتغال ذمه صادر کننده دارد لذا مستنداً به مواد ۱۹۸و۵۲۲و۵۱۹ قانون آئین دادرسی مدنی ومواد ۳۱۰و۳۱۳ قانون تجارت صدور حکم محکومیت خوانده به پرداخت طلب فوق وهزینه های دادرسی وخسارت تأخیر تأدیه از تاریخ چک لغایت وصول وجه را دارد.
۲) تشریفات دادرسی
خواهان مبلغ ۵۵ هزار تومان بابت هزینه دادرسی تمبر ابطال نموده است وپرونده طی ابلاغ شماره ۳۹۰/۸۴ از طرف معاونت قضایی دادگستری بجنوردبه شعبه دوم حقوقی ارجاع گردیده است.
شعبه اقدام به ثبت پرونده به کلاسه ۷۱۷/۸۴ نموده وجهت رسیدگی مورخ ۰۳/۰۴/۸۵ وقت تعیین وبه طرفین ابلاغ می نماید.
آقای حسین ایرجی طی وکالتنامه مخصوص کارآموزان وکالت به شماره ۲۲۹۵۳  وکالت خواهان را قبول نموده واین وکالت مورد تأیید وکیل سرپرست آقای علیاری قرار گرفته است.وی مبلغ ۹۹۰۰۰ ریال تمبر وکالتی بابت مالیات وسهم کانون وسهم صندوق حمایت ابطال نموده است.
۳) جلسه دادرسی
جلسه اول
در وقت مقرر فوق  شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی بجنورد جهت رسیدگی به پرونده کلاسه   ۷۱۷/۸۴ تشکیل می گردد خواهان وخوانده وکیل خواهان حاضرند وکیل خواهان اظهار می دارد: پیرو دادخواست تقدیمی وبنابر مستغلات پیوست اعلام می دارد : موکل اینجانب دارنده قانونی چک به شماره ۶۲۳۶۴۴ به مبلغ سی وپنج میلیون ریال می باشد که به لحاظ عدم تأدیه وجه از ناحیه خوانده صادر کننده منجر به صدور گواهی عدم پرداخت توسط بانک محال علیه شده است وجود چک در نزد موکل ظهور در اشتغال ذمه خوانده در حق موکل دارد.چک از طریق قانونی با ظهر نویسی به موکل منتقل شده وبا توجه به اینکه چک به محض ارائه باید کارسازی شود وبقاء دین خوانده به موکل محرز وخسارت تأدیه از تاریخ چک لغایت وصول وجه وحق الوکاله برمبنای ۱۱ در صد خواسته مستند به مواد قانونی ۵۲۲و۵۱۹و۳۱۰ قوانین مدنی وتجارت مورد استدعاست خوانده اظهار می دارد: این چک به صورت امانی در سال ۸۱ صادر شده وبابت آن ۴۵۰۰۰۰۰تومان توسط آقای حسن شاکری به ایشان داده ام .در سال ۸۴ خواهان به وسیله ی همین چک از آقای اسدی میل گرد خریداری نمودند ومن به آقای اسدی گفتم که این چک امانتی است ، ایشان خودش روی چک تاریخ زده تا از آن سوء استفاده کند .این چک از روی اعتماد دست ایشان مانده است من کاملاً حسابم پاک است وتا به حال چک برگشتی نداشته ام.
وکیل خواهان در جواب خوانده اعلام می دارد: اظهارات ایشان کاملاً برخلاف واقع وجهت فرار از پرداخت دین قانونی وشرعی به موکل می باشد. در خصوص ادعای وی مبنی بر امانی بودن صرف اظهار بدون دلیل موجب ظهر نویسی قانونی به موکل منتقل گردیده است.ایشان منکر صدور وامضاء ذیل آن نمی باشد ایراد ایشان به  تاریخ چک بوده که در دعوای حقوقی تأثیر قضایی ندارد.لذا باتوجه به اینکه اصل وجود چک نزد موکل دیلی ظهور در طلبکار بودن وی واشتغال ذمه خوانده در حق موکل می باشد لذا تقاضای محکومیت ایشان به پرداخت اصل خواسته را دارم.
دادگاه از خوانده سؤال می کند: صدور چک وامضاء ذیل آن را قبول دارید؟ خوانده اظهار می دارد بله ولی چک بدون تاریخ صادر شده وجهت امانت بوده در قبال دریافت وجه که وجه مذکور پرداخت گردیده است.لازم است آقای حاج جمشید محمدنیا ( پدر خواهان ) درجلسه دادگاه حاضر وراجع به این چک توضیح دهد. آقای پیمان محمد نیا این چک را در قبال چه چیزی در اختیار ایشان قرار گرفته واز ناحیه چه کسیبوده آیا حضورش مال واموالی به بنده فروخته که مجبور به دادن چک شده ام یا سوء استفاده کرده است .چگونگی در اختیار قرار گرفتن چک در دست پیمان محمدنیا باید مورد تحقیق قرار گیرد.خواهان اظهار می دارد: چک مورد دعوی متعلق به پردم است وایشان چونکسالت داشتند طی مسیر قضایی وصول چک را بنده سپردند.نمی دانم چک بابت چه چیز بوده ولی احتمالاً قرض الحسنه بوده است .فکر می کنم چک تاریخ نداشته وآقای سیدی به پدرم گفته است هر وقت خواستید اقدام کنید آنهارا تاریخ یزنید.
خوانده اظهار می کند: چک در قبال دریافت پول به صورت امانت تحویل آقای محمد نیا شده وبابت آن چهارمیلیون وپانصد هزار تومان توسط آقای حسنشکری پرداخت گردیده چک در سال ۸۱ تحویل شده ودر سال ۸۴ برگشت خورده است.
طرفین با امضاء ذیل اظهارات جلسه را ترک می کنند.
دستور دادگاه : با توجه به اینکه خوانده آقای شکری را جهت پرداخت پول اعلام کرده توسط اخطاریه به دادگاه دعوت ووقت رسیدگی مجد تعیین گردد.دفتر دادگاه جهت مورخ ۲۵/۰۵/۸۴ را تعیین وبه طرفین ابلاغ حضوری می نماید.
جلسه دوم :
در وقت مقرر جلسه رسیدگی شعبه دوم حقوقی تشکیل وخوانده وخواهان ووکیل خواهان حاضرند. خوانده آقای شکری را در محضر دادگاه حاضر نموده تا در خصوص چک مورد اختلاف وتحویل آن چه توضیحی دارید؟ وی اظهار می دارد: بنده از اصل تحویل چک در سال ۸۱ مطلع نیستم ولی طبق گفته آقای سیدی اطلاع دارم که مبلغ ۳ میلیون تومان از آقای حاج جمشید محمدنیا دریافت کرده وچک به ایشان داده است.بنده عامل توزیع کیک وکلوچه می باشم وبه دفعات متععد مبالغی به سفارش آقای سیدی به آقای محمد نیا داده ام که حدوداً میلغ ۳ میلیون وخورده ای می شود ولی اینکه بدانم از بابت چک بوده یانه اطلاعی ندارم.هیچگونه رسیدی از آقای محمد نیا نگرفته ام نمی دانم چک امانی بوده یا نه ولی می دانم چک بدون تاریخ بوده چون خودم از آقای محمدنیا شنیدم.
خوانده نیز اظهار می دارد: همانگونه که گواه اعلام کرد این مبلغ چک توسط ایشان پرداخت شده در زمان صدورچک آقای پیمان محمد نیا ۱۶یا۱۷ ساله بوده وبنده با ایشان هیچگونه دادوستدی ندارم که به او چک بدهم .ایشان چکی را که نزد پدرش امانت بوده بهاجراء گذارده .این چک در قبال خرید میل گرد به آقای اسدی داده شد که بنده به او گفتم چک امانی است وآقای اسدی چک را به حاج جمشید محمد نیا برگرداند.چک بدون تاریخ بوده وبنده هیچ اجازه ای برای تاریخ زدن وبردن آن به بانک به ایشان نداده ام.
وکیل خواهان اظهار می دارد: صرف نظر از صحت وسقم اظهارات گواه مبنی برپرداخت وجوه مشخص است که تمامی اظهارات ایشان القائات ایشان می باشد وایشان علم شخصی ندارد واعلام کرده اند از ارتباط وجوه پرداختی بابت چک وامانی بودن آن ندارد.بااین وصف گواهی ایشان تأثیر قضایی ندارد خوانده نیز کراراً اعلام نموده این چک در قبال اخذ ۳ میلیون تومان صادر و تحویل شده ودر عین حال اظهار امانی بودن آن می نماید.که اظهارات متناقض وبرای امانی بودن دلیلی ندارد.روابط مالی ایشان و این ادعا که وجوه پرداختی از بابت چک می باشدفاقد دیلی قانونی است ومورد تأیید شاهد نیز نمی باشد.خوانده مبلغ خواسته را مدیون وموظف به پرداخت آن است.
دادگاه از گواه سؤال می کند:  آیا بابت اینچک وجهی به خواهانپرداخت کرده اید؟ که وی اظهار می دارد: خیر.بنده به ایشان پولی نداده ام.