مقاله انتقال سهام، انحلال شرکت

نوامبر 14, 2019 By vZbR33JZrQ

عمده‌ی نظریات در این خصوص حول دو محور حق دینی و حق خاص قرار دارد و نظری بر مبنای پذیرش حق عینی وجود ندارد. «حق دینی، حقیست که شخص نسبت به دیگری پیدا می‌کند و به موجب آن می‌تواند انجام کاری را از دیگری بخواهد و کسی که دارای حق دینی است فقط بوسیله‌ی مدیون و بطور غیر مسقیم می‌تواند آنرا بر روی اشیا اعمال کند و راه حل عملی اجرای این حق اینست که الزام مدیون را به اجرای تعهد از دادگاه بخواهد».[۴۱]
در این نظریه نیز، حقوق سهامداران، به حقوق دینی شبیه دانسته شده و عقیده بر اینست که چون حقوق مدنی غیر از حقوق عینی و دینی حق دیگری نمی‌شناسد و عینی بودن حق شرکا مردود است، حق شریک در شرکت با مسئولیت محدود را حق دینی دانسته که این امر بر این اساس در شرکت‌‌های سهامی نیز صادق است. ولی حقوقی مثل حق حضور و حق رای در مجامع عمومی را نمی‌توان دین به شمار آورد، زیرا این حقوق بر خلاف حقوق دینی که بواسطه‌ی مدیون اجرا می‌شود، مستقیما اجرا می‌شود.
 
 
2-6-1-3-2-  حق خاص
بر اساس این نظر، تقسیم حق به عینی و دینی مورد قبول است ولی این حق تمام حقوق مالی را در بر نمی‌گیرد و بعضی از حقوق هر دو جنبه را داراست ویا تحولات زندگی، حقوقی بوجود آورده که با هیچ یک از این دو حق یکسان نیست و در نتیجه این حق را باید، یک حق خاص دانست.
شرکا حق عینی بر شرکت ندارند، زیرا این اموال متعلق به شخص حقوقی (شرکت) است. حق شریک منحصر به مطالبه‌ی منافع حاصل در زمان بقای شرکت و تملک باقیمانده‌ی سرمایه پس از انحلال شرکت است.
حقوق ناشی از سهم نمی‌تواند حق دینی باشد اما برخی حقوق سهامداران مانند حق مطالبه‌ی سود ازاوصاف کامل حق دینی بر خوردار است. با این حال برخی حقوق برای سهامدار طبیعت خاص و ویژه دارد و نمی‌تواند مصداقی از حق دینی تصور شود، بویژه که برخی حقوق غیر‌مالی بوده و آثار ویژه‌ی خود را دارد.
 
2-6-2-  تعهدات سهامداران
همانطور که گفته شد، زمانی که شخص آورده‌ی خود را به شرکت منتقل کرد و در برابر آن به او سهام تعلق گرفت، حقوق و تعهداتی برای او بوجود می‌آید. حقوق مربوط به سهم ذکر شد و در این قسمت به بیان تعهدات مربوط به سهام که عهده‌ی سهامدار است، پرداخته می‌شود.
 
2-6-2-1-  پرداخت مبلغ اسمی سهام
تعهد سهامدار پرداخت مبلغ سهامی است که تمام مبلغ اسمی آن را نپرداخته باشد. برای این سهامداران سهام بی‌نام یا گواهینامه‌ی موقت بی‌نام صادر نمی‌شود بلکه به تعهدکنندگان این گونه سهام گواهی‌نامه موقت بانام داده خواهد شد که نقل و انتقال آن نیز تابع مقررات نقل و انتقال سهام بانام است (م ۳۰ ل.ا ۱۳۴۷).
تعهد پرداخت ناشی از مالکیت سهام است در نتیجه با انتقال سهام، مالکیت منتقل می‌شود و تعهد پرداخت بر عهده‌ی منتقل‌الیه می‌باشد.
مهلت پرداخت در قانون تجارت و لایحه مشخص نشده و مهلت پرداخت می‌تواند بر اساس اساسنامه باشد. یعنی در اساسنامه مهلت پرداخت مشخص شود و در مهلت معین شده باید انجام تعهد از متعهدین خواسته شود و در صورت عدم انجام تعهد اقدام به فروش سهام شخص متعهد شود.
سهامداران در مقابل طلبکاران تعهدی ندارند و امکان افزایش تعهدات سهامداران و یا امکان ایجاد تعهدات جدید نسبت به سهامداران وجود ندارد و تعهدات سهامداران تنها تعهداتی است که از ابتدا از سوی آنان پذیرفته شده است. م ۳۳  ل.ا.ق.ت مقرر می‌دارد: «مبلغ پرداخت نشده‌ی سهام هر شرکت سهامی باید ظرف مدت مقرر در اساسنامه مطالبه شود، در غیر این صورت هیأت مدیره‌ی شرکت باید مجمع عمومی‌فوق‌العاده صاحبان سهام را به منظور تقلیل سرمایه شرکت تا میزان مبلغ پرداخت شده سرمایه دعوت کند و تشکیل دهد وگرنه هر ذی‌نفع حق خواهد داشت که برای تقلیل سرمایه ثبت شده‌ی شرکت تا میزان مبلغ پرداخت شده به دادگاه رجوع کند».
البته امکان تقلیل سرمایه زمانی وجود دارد که مبلغ پرداخت شده از مبلغی که سرمایه‌ی تشکیل شرکت سهامی بوده کمتر نباشد که در این صورت شرکت منحل می‌شود.
در صورتی که هیات مدیره پرداخت قیمت سهام از متعهدین را ظرف مهلت مقرر در اساسنامه ننماید و یا اقدام به تقلیل سرمایه (در صورت عدم پرداخت از سوی متعهد) تا میزان پرداخت شده را ننماید، طلبکاران شرکت به عنوان ذی‌نفع میتوانند از مجمع‌ عمومی‌فوق‌العاده بخواهند که برای تقلیل سرمایه‌ی شرکت جلسه تشکیل دهد.