تحقیق رایگان با موضوع برونگرایی و درونگرایی، روش های ریخت شناسی

دسامبر 9, 2019 By vZbR33JZrQ

محیط اجتماعی: قسمت اعظم یادگیری­هایی که شخصیت افراد را تحت تأثیر قرار می دهد، نه در فضای معمولی محیط های طبیعی و نه در محیط های سازه، بلکه در محیط بسیار پیچیده که به وسیله رفتار افراد خلق و ایجاد شده است، انجام می پذیرد. منظور ما از محیط پیچیده اجتماعی الگو­های فرهنگی، طبقه اجتماعی، شیوه ­های تربیتی کودکان، ساختار خانواده، سیستم­های تعلیم و تریبت و الگوهای استخدامی است. هرکدام از اینها به نوعی تأثیرات خود را بر روی شخصیت افراد نشان داده­اند. رفتار اعضای وابسته به یک فرهنگ در قبال افراد مسن، به حس احترام به خود افراد مسن جامعه تأثیر می گذارد، اعضای یک طبقه اجتماعی بر روی نحوه گفتار، نوع پوشش، امکان بازآفرینی فعالیت­ها، نحوه تلقی از استعداد­ها و اهداف زندگی تأثیر می گذارد. آنچه که افراد در دوران کودکی خویش تجربه می کنند مانند تنبیه­ های انضباطی والدین، الگوهای غذایی، شیوه ابراز احساسات و عواطف، ممانعت­ها و انتظارات، غالباً پایه و اساس شخصیت افراد در سنین بزرگسالی است. در ارتباط با این موضوع، ساختار خانواده هم دخیل است؛ یعنی تعداد خواهران و برادران، تعداد افراد خانوداه، وجود پدر و مادر، تماماً نشان داده­اند که نقش عمده­ای در تحول شخصیت کودک به عهده دارند. در خارج از محیط خانه، شخصیت به وسیله مشخصه­های محیط اجتماعی مثل مدرسه، میزان تحصیلات، شغل و محل کار و این که شاغل یا بیکار است، تأثیر می پذیرد(آلن اُ. راس، ۱۳۷۳).
 

رویکرد­های  ساخت شخصیت

از مجموعه رویکرد­های شخصیت، رویکرد ­های که غالباٌ ساخت شخصیت را هدف خود قرار می­ دهند، دو الگوی «ریخت شناسی» و «الگوهای عاملی[۹۶]» می­باشد که ذیلاٌ به بررسی اجمالی این الگوها می­پردازیم.
 

روش های ریخت شناسی

  بقراط

شاید ریخت شناسی بقراط قدیمی­ترین و  یکی از نخستین تئوریهایی است که در مورد ساخت­شخصیت مطرح شده است. عقاید او می ­تواند اولین تلاش در زمینه تحلیل عوامل در شخصیت محسوب شود. او عقیده داشت که میان جسم آدمی و جهان خارج ارتباط­هایی برقرار است و عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و آتش در بدن و خواص و آثاری دارند، بدین معنی که خاصیت آتش گرمی، خاصیت باد سردی، خاصیت خاک خشکی و خاصیت آب تری است. خون افراد بهنجار، هر چهار عنصر را به مقدار مساوی و متعادل دار است. از سوی دیگر، بلغم نماینده رطوبت آب، صفرا نماینده گرمی و آتش و سودا نماینده خشکی خاک است. مردم بر مبنای غلبه هر یک از این اخلاط در بدن، از نظر صفات و ویژگی­های جسمانی و روانی از یکدیگر متمایز می شوند(کریمی، ۱۳۸۰).

  کرچمر[۹۷]

نظریه کرچمر تلاشی بوده است برای طبقه ­بندی ویژگی­های فردی در قالب ارائه یک تیپ و ریخت شخصیتی خاص آنگونه که بقراط نیز با ارائه ۴ مزاج شخصیتی به دنبال مطابقت بین شکل بدنی و ریخت های روانشناختی بود، کرچمر نیز با انتشار مقاله خود در سال ۱۹۲۱ با عنوان ساخت «ساخت بدنی و خلق و خوی» این تلاشها را به شکل علمی­تری آغاز نمود. وی به این واقعیت دست یافته است که یک همبستگی واضح بین دو نوع پیسکوز و ساخت بدنی وجود دارد. افراد آشفته- افسرده بیشتر به ریخت بدنی به اصطلاح «تنه گسترده» تعلق دارند و در بین مبتلایان به اسکیزوفرنیا(روان­گسیخته­ها) به عکس بیشتر ساخت بدنی «تنه­کشیده» را می توان دید. وی سپس به توصیف دو ریخت شخصیت پرداخت: افراد «گسیخته­خو» و افراد «ادواری­خو». در بین افراد ادواری­خو  پرگوهای خوشحال، طنزهای آرام، احساسی­های آرام، لذت جوهای رفاه طلب و عمل گرایان فعال را می توان دید که معمولاٌ به ریخت بدنی «تنه گسترده»  تعلق دارند. و در بین گسیخته­خوها، کرچمر از دارندگان روحیه ضریف و منشخص، آرمانی نگرهای رویا پرداز، سلطه جویان سرد برخورد و خود­خواه که دارای ریخت بدنی «تنه­کشیده» می باشند، سخن می گوید.(مای لی، ۱۳۸۷).

  شلدن

ویلیام شلدون دانشمند آمریکایی نیز مانند کرچمر به وجود رابطه بین ویژگیهای جسمی و خصوصیات شخصیتی در انسان اعتقاد داشت اما برخلاف کرچمر از پذیرش ریختی که با مجموعه مشخصی از رگه های بدنی یا روانشناختی تعیین شده باشد امتناع ورزیده و این رابطه را علت و معلولی نمی­دانست بلکه او معتقد به وجود رابطه همبستگی بین تن و روان بود. شلدون و همکار وی استیونس[۹۸] با بهره گرفتن از روش های آماری و مطالعه هزاران عکس از صدها حیوان در حالتهای مختلف و طبقه بندی آنها بر حسب چگونگی ساختمان بدن و همچنین با توجه به رشد بیشتر هریک از سه لایه جنسیتی اکتودرم ،مزودرم ،آندودرم، سه جنبه شخصیتی اکتومورف، مزومورف و آندومورف را مشخص کردند. پس از این مرحله شلدون و استیونس کار خود را به مطالعه ۶۵۰ صفت و ویژگی روانی برای طبقه ­بندی افراد از نظر روانی، آغاز کردند و پس از تجزیه و تحلیل­های عاملی مکرر، افراد را به سه گروه ریخت هضمی، ریخت بدنی و ریخت مغزی طبقه بندی نمودند(مای لی،۱۳۸۷).

ریخت شناسان دیگر

تلاش­ها در این زمینه به صورت­های گوناگونی تا امروز ادامه داشته است؛ یکی از این تلاش­ها به ریخت درون­گرایی و برون­گرایی مربوط می باشد که توسط یونگ مطرح گردیده است. یونگ خود شخصاً هرگز به اثبات تجربی آن نپرداخته اما وجود این عامل در شخصیت توسط پژوهشگران مختلفی تعیین شده است. به نظر یونگ، شخصیت از چند سیستم جدا، اما مربوط به هم تشکیل شده است. مهم­ترین این سیستم­ها عبارتند از من، ناهشیار شخصی[۹۹]، ناهشیار جمعی[۱۰۰]، کهن­الگوها[۱۰۱]، پرسونا، آنیما، آنیموس و سایه[۱۰۲]. علاوه بر این سیستم­های متصل به یکدیگر، صفات دیگری مانند تیپ­های روانشناختی برونگرایی و درونگرایی، و کنش­های فکر، احساس، ادراک و ابتکار نیز در نظریه یونگ دارای اهمیت خاصی هستند. بدین ترتیب یونگ چند تیپ روانشناختی را مشخص کرد که از وحدت دو نگرش اساسی درونگرایی و برونگرایی و چهار کارکرد مجزای تفکر، احساس، حس کردن و شهود حاصل می­شود. یونگ نگرش[۱۰۳] را به صورت آمادگی برای عمل کردن یا واکنش نشان دادن در جهاتی خاص تعریف کرد. او تأکید داشت هر کسی از دو نگرش درونگرا و برونگرا برخوردار است.  

طبق نظر یونگ، درونگرایی برگرداندن انرژی روانی به درون، به سمت دنیای ذهنی است. درونگرایان دنیای درونی­شان، با وجود تمام سوداری­ها، خیالپردازی­ها، رویاها و برداشت­ها فردی آن هماهنگ شده ­اند. البته این افراد دنیای بیرونی را درک می­ کنند، اما این کار را به صورت گزینشی و با دیدگاه ذهنی خودشان انجام می دهند(فیست و فیست، ۱۳۸۹).
برخلاف درونگرایی، برونگرایی نگرشی است که با برگرداندن انرژی روانی به بیرون مشخص می­شود به طوری که فرد به سمت دنیای عینی و به دور از دنیای ذهنی گرایش می­یابد. برونگرایان بیشتر از دنیای درونی، تحت تأثیر محیط اطرافشان قرار دارند.آنها روی نگرش عینی تمرکز نموده و جلوی نگرش ذهنی را می­گیرند(همان منبع).
درونگرایی و برونگرایی می توانند با یک یا تعداد بیشتر از چهار کارکرد ترکیب شوند و هشت تیپ را به وجود آورند.
تیپ برونگرای متفکر به طور جدی طبق مقررات جامعه زندگی می­ کند. این افراد به سرکوب نمودن احساس­ها و هیجان­ها، عینی بودن در تمام جنبه­های زندگی و جزمی بودن در افکار و نظرات تمایل دارند. همچنین ممکن است آنها سرد و خشک به ­نظر برسند(شولتز و شولتز، ۱۳۷۸).
تیپ برونگرای احساسی به سرکوب شیوه تفکر و عاطفی بودن زیاد تمایل دارد. این افراد از ارزش­های سنتی و معیارهای اخلاقی که به آنها یاد داده شده است، پیروی می­ کنند.آنها به طور غیر­عادی نسبت به عقاید و انتظارات دیگران حساس­اند. آنها از نظر عاطفی پاسخده هستند و به راحتی دوست می­گیرند، و گرایش به معاشرتی و پرجوش و خروش بودن دارند. یونگ معتقد بود این تیپ بیشتر در زنان یافت می شود تا مردان(همان منبع).
تیپ برونگرای حسی بر لذت و شادی و بر جستجوی تجربه­های جدید تمرکز دارد. این افراد قویاً به سوی دنیای واقعی گرایش دارند و با انواع مردم و شرایط متغیر خود را سازگار می کنند(همان منبع).
تیپ برونگرای شهودی به سمت واقعیت­های دنیای بیرونی گرایش دارند. با این حال، به جای اینکه آنها را کاملاٌ حس کنند، صرفاً به صورت نهانی درک می کنند. چون محرک­های حسی قوی در شهود اختلال ایجاد می­ کنند، افراد شهودی جلوی بسیاری از احساسات خود را می گیرند و با شمّ­ها و گمان­های که مغایر اطلاعات حسی هستند، هدایت می­شوند(فیست و فیست، ۱۳۸۹).