پایان نامه تعاون و همکاری، ایجاب و قبول، بیمه مسئولیت

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

۲-۱۳. پیشینه بیمه در حقوق اسلامی


در حقوق اسلامی مواردی وجود دارد که با مقایسه آن با بیمه امروزی می توان پیشینه بیمه را در تاریخ فقه اسلامی دریافت. اگر بیمه را به معنای تخفیف و برداشتن خسارت از دوش فرد زیاندیده و توزیع آن بر عهده سایر افراد بدانیم و دیگر اینکه تضمین پرداخت خسارت در قبال بهره مندی مادی یکی از جنبه ها و اهداف اصلی بیمه باشد بدین معنا کسی که پرداخت خسارت مالی را متحمل می شود در ازاء آن از حق مادی بهره می گیرد می توان مراتب ارث در مبحث میراث را با ضمان عاقله و جریره در مبحث دیات مقایسه نمود. از این مقایسه دریافت می شود که نوعی هماهنگی و نظام خاص بین این دو حکم فقهی وجود دارد که نوعی بیمه در سطح محدود در آن نظام تعبیه شده است
موضوعی در باب دیات است که بی شباهت به بیمه مسئولیت نیست. این جمله در باب دیات معروف است که دیه بر عاقله است.
بعضى‌ خیال مى‌کنند عاقله در اینجا از همان مادۀ عقل به معناى خرد است، یعنى دیه بر آن کسى است که عاقلتر است. حال آنکه عاقله در این جا یک اصطلاح خاص است و در زبان عربى یکى از معانى عقل، دیه است و عاقل یعنى کسى که دیه را مى‌پردازد.[۲۸۷] در مواردى‌ ‌اسلام تأمین دیه را بر عهدۀ شخص ثالث گذاشته، البته دیه‌هایى که از روى عمد وارد نشده باشد بلکه از روى خطا باشد چرا که اگر اگر دیه از روى عمد باشد، هیچ بیمه‌اى مسئولیت آن را نمى‌پذیرد. در مورد دیه مى‌گویند: براى بعضى از خسارتها که از روى خطا وارد شده باشد (مثل قتل از روى خطا یا جراحت سهوى) باید دیه پرداخت شود که در باب دیاتِ فقه بحث مفصلى در این باره است که دیه را خود شخص نمى‌دهد و عاقلۀ او مى‌دهد.[۲۸۸] عاقله چند طبقه‌اى هستند که به ترتیب باید متعهد دیه شوند. یکى ورثۀ ذکورى که از ناحیۀ پدر به انسان انتساب داشته باشند: برادرها، برادرزادگان ذکور، عموها، یعنى طبقه‌اى از ورّاث نه همۀ ورّاث. طبقه‌اى از ورّاثِ انسان در مواقعى مثل یک دستگاه بیمه هستند و در این مواقع باید خساراتى را که انسان نه از روى عمد بلکه از روى خطا وارد مى‌کند، بپردازند. این اشخاص که اگر روزى این شخص بمیرد دارایى‌اش را به ارث مى‌برند، باید این خسارت را از ناحیۀ او بپردازند. اما عاقله منحصر به این افراد نیست بلکه اگر شخص خویشان ذکور پدری نداشت، عاقله او معتق است یعنى چنان چه اگر قبلًا برده بوده و مولایى داشته و آن مولا او را آزاد کرده است او باید دیۀ این شخص را بپردازد. درچنین مواردی مى‌گویند دیه بر عهدۀ معتق است. حال اگر کسى باشد که معتقى هم نداشته باشد و اصلًا یک آدم حُرّى است که هیچ وقت بنده و برده نبوده و از چنان طبقۀ ورّاث هم هیچ کس را ندارد، آن وقت اصطلاحاً مى‌گویند: دیه بر ضامن جریره است.[۲۸۹]
سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که چرا عاقله باید دیه شخص خطاکار و مجرم را بپردازد؟ ممکن است بگوییم این قراری که اسلام بر افراد تحمیل کرده در واقع در مقابل ارثی است که این ها می برند مگر نه این است که اگر انسان بمیرد، وارثش همین افراد هستند یعنى آن طبقه‌اى که برادر، عمو و … هستند، البته با این استثناء که زن در پرداخت دیه شریک نیست؛ یعنى اگر انسان خواهر داشته باشد، او ملزم نیست. برادر اگر داشته باشد، باید دیه بپردازد ولى خواهر اگر داشته باشد، خیر. یا عمو اگر داشته باشد، در پرداختن دیه شریک است ولى عمه اگر داشته باشد، نه. دایى که از ناحیۀ مادر منسوب است، خیر.[۲۹۰] از آنجا که اینها وارث هستند، اگر روزى هم جنایتى بر کسى وارد کرد دیه‌اش را باید بپردازند. در باب ارث مگر این‌طور نیست که اگر شخصى مرد و ورثه‌اى نداشت مى‌گویند اگر معتق دارد وارثش معتق است؟ اینجا هم مى‌گوییم اگر وارث نداشته باشد، معتق باید دیه را بپردازد. در آنجا اگر میت، معتق هم نداشته باشد مى‌گویند وارث، ضامن جریره است. در اینجا هم اگر جانى، معتق نیز نداشته باشد دیه را باید ضامن جریره بپردازد. در آنجا اگر میت، ضامن جریره هم نداشته باشد‌ مى‌گویند وارث، امام است. امام وارث مَن لا وارِثَ لَه است. در اینجا هم امام پرداخت کنندۀ دیۀ جنایت است از ناحیۀ کسى که هیچ پرداخت کنندۀ دیگرى نداشته باشد.[۲۹۱]
در پاسخ به این پرسش که  چرا این دیه را خود شخص نپردازد؟ می توان گفت که این امرى مثل بیمه است و خسارتى است که ناگهان متوجه انسان مى‌شود. انسانی که یک عمر زحمت مى‌کشد و وقتى میمیرد یک عدۀ دیگر اموالش را مى‌برند، این عده لااقل بایستى تعهدى در مقابل او داشته باشند. این تعهدى است که شارع مستقیماً براى وارث در مقابل ارثى که مجانى مى‌برد قرار داده است. در واقع اسلام ارثى را که انسان قهراً براى ورّاث باقى مى‌گذارد، از قبل به منزلۀ یک حق بیمه تلقى کرده است، حق بیمه‌اى که آنها خود قرارداد نبسته‌اند ولى اسلام اجباراً اینچنین تلقى کرده است و نوعى بیمۀ اجبارى است. همین ارثى که این شخص احتمالًا بعدها براى این ورثه بجا خواهد گذاشت، از نظر اسلام به عنوان حق بیمه در قبال خسارتهایى که متوجه او مى‌شود تلقى شده است، اگر چه این توارث احتمالى باشد. معلوم مى‌شود که ارث آن قدرها هم مفت به دست نمى‌آید. ارثى که انسان به طبقۀ آینده یا به معتق یا به ضامن جریره یا به امام مى‌پردازد، همین‌طور مفت و مجانى نیست. آنها هم در برابر بعضى از خسارتهایى که متوجه انسان مى‌شود متعهدند، و لو خود فرد هم تعهد داش
ته باشد.[۲۹۲]

۲-۱۳-۱. بیمه و ضمان جریره
یکی از موارد نظام عاقله که ضمان جریره باشد همانندی بیشتری از سایر موارد، با بیمه دارد. چون در ضمان جریره حمایتی اختیاری و مبتنی بر اساس عقد و قرارداد، از خطا کار    می شود بر خلاف ضمان عاقله (در عصبه) که این حمایتی طبیعی و به لحاظ شرعی، حکمی قهری است یعنی در ضمان عاقله (عَصَبه) امتیاز مثبت و منفی هر دو قهری و مستقیماً مجعول شارع است اما در ضمان جریره این امتیاز بر اساس عقد و قرارداد و تابع اراده و پیمان طرفین است. از این رو می بینیم در عقد موالات یا ضمان جریره نوعی رابطه حقوقی ایجاد می شود که ناشی از اراده طرفین است و بر اساس تعهد آن ها ضمان جریره قوام و استقرار می یابد یعنی شخصی که متعهد می شود غرامت مالی مترتب بر جنایت خطایی دیگری را بپردازد در مقابلش شخص متعهد (ضامن) از طرف دیگر قرارداد ضمان جریره، در صورت وفات او، ازش ارث      می برد.[۲۹۳] از مقایسه ضمان جریره و بیمه معلوم می گردد که عقد ضمان جریره صورت زنده ای از یکی از صورت های بیمه به نام بیمه مسئولیت است که امروزه رواج دارد چون عقد موالات و اجد تمام ارکان عقد بیمه مسئولیت است.
عقد بیمه مانند هر عقد دیگری مشتمل بر ایجاب و قبول و طرفین قرارداد (بیمه گر و بیمه گذار) و موضوع (شخص یا مال و نظایر آن) عوض و معوّض (مبلغ و قسط بیمه ای)      می باشد عقد ضمان نیز عقدی مشتمل بر ایجاب و قبول است. ضامن در ضمان جریره حکم بیمه گر را دارد، چون ضامن مانند بیمه‏گر متعهد به پرداخت غرامت در صورت وقوع جنایت احتمالی است طرف دیگر در عقد ضمان جریره که نقش مضمون عنه و مضمون له هر دو را دارد به منزله بیمه گذار است. مبلغ مورد بیمه همان غرامتی است که ضامن در صورت وقوع جنایت خطایی می پردازد و قسط بیمه ای همان حق میراث بری وی است که بر اساس توافق عقد ضمان جریره، برای وی ایجاد شده است و خطر مورد بیمه نیز همان جرم و جنایت خطایی و احتمالی است که ممکن است از مضمون عنه سر بزند.[۲۹۴]
با مقایسه بین ضمان جریره که سابقه‏ای به سابقه فقاهت بلکه شریعت اسلام دارد با بیمه مسئولیت مدنی و شباهت فراوان بین این دو پیمان که هر دو پیمانی اختیاری و ناشی از توافق دو اراده است و نوعی توازن بین منفعت و غرامت در آن برقرار است برخی از دانشمندان حقوق اسلامی از مشروعیت و صحت ضمان جریره بر درستی بیمه استدلال نموده اند و یا ضمان جریره را همان بیمه مسئولیت دانسته‏اند.[۲۹۵]
۲-۱۴. دیدگاه علما در مقایسه بیمه با ضمان جریره (عقد موالات)
به طور کلی دو دیدگاه در این باره وجود دارد. گروهی از فقها معتقدند که بیمه مسئولیت به ضمان جریره شباهت دارد و همان طور که در بالا اشاره شد ضمان جریره را همان بیمه مسئولیت دانسته اند. اما گروهی دیگر از فقها به مقایسه بیمه مسئولیت با عقد موالات ایراد گرفته اند و هرکدام از این دو گروه برای دیدگاه خود دلایلی را مطرح کرده اند.
۲-۱۵-۱. دلایل موافقین

  1. عقد موالات واجد تمام ارکان عقد بیمه مسئولیت است. همان طور که در بالا اشاره شد، ضمان جریره جمیع ارکان بیمه شامل ایجاب و قبول، موضوع بیمه(شخص یا مال و نظایر آن)، بیمه گر، بیمه گذار، مبلغ بیمه که شرکت می پردازد و همچنین خطر مورد بیمه نظیر سرقت و غیره را دارا می باشد زیرا عقدی است که احتیاج به ایجاب و قبول دارد و موضوع بیمه به منزله مضمون است و بیمه گذار در مقام مضمون له و بیمه گر در مقام ضامن قرار دارد و مبلغ بیمه که عبارت از دیه است و خطر مورد بیمه که عبارت از جرم می باشد در آن وجود دارد.[۲۹۶] هدف در ضمان جریره و بیمه مسئولیت تعاون و همکاری است. یعنی شخص در هنگام مواجهه با یک حادثه ناگهانی که ملتزم به پرداخت دیه و خسارت به شخص متضرر می شود بیش از غم روبه رویی با این حادثه و ارتکاب جنایت خطایی، مصیبت و سختی پرداخت دیه و خسارت را متحمل نشود بنابراین در ضمان جریره، دیه ای را که شخص خاطی و مجرم باید پرداخت کند، ضامن جریره او پرداخت می کند و در بیمه نیز خسارت و دیه را شرکت بیمه پرداخت می کند.[۲۹۷]
  2. بیمه و ضمان جریره هر دو براساس عقد و قرارداد ایجاد می شوند و تابع اراده و پیمان طرفین هستند. یعنی در هر دو نوعی رابطه حقوقی ایجاد می شود که ناشی از اراده طرفین است. در ضمان جریره شخصی که متعهد می شود غرامت مالی مترتب بر جنایت خطایی دیگری را بپردازد در مقابل از طرف دیگر قرارداد ضمان جریره(مضمون له) در صورت وفات او از او ارث می برد و در بیمه نیز بیمه شده مبلغی را به شرکت بیمه می پردازد و در مقابل شرکت بیمه تعهد می کند که خسارت شخص بیمه شده را در صورت رویارویی با حادثه ای که ملزم به پرداخت خسارت می شود، پرداخت کند.[۲۹۸] استاد دکتر ابوالقاسم گرجی در این مورد می گوید: شارع مقدس احکامی از قبیل ضمان جریره و ضمان عاقله را مقرر فرموده که نوعی بیمه است و کسانی که درباره بیمه تحقیق می کنندبرای تکمیل تحقیقات خود باید در مورد این مسایل نیز تحقیق نمایند.[۲۹۹] شادروان شیخ عبدالله صیام از علمای الازهر اولین کسی است که مسأله شرعی بودن بیمه را در کشور مصر عنوان نموده و در مقاله ای که در مجله المحاماه الشرعیه( ماه می ۱۹۳۲) نوشت بیمه را با عقد موالات مقایسه نموده است.استاد احمد طه السنوسی حقوقدان مصری نیز معتقد به مقایسه بیمه با عقد موالات می باشد.[۳۰۰]

۲-۱۴-۲. دلایل مخالفین

 

  1. عقد موالات مبتنی بر تعاون و همکاری می باشد ولی هدف بیمه سودجویی است و این دو قابل مقایسه نیستند و اگر در موالات جنبه مادی هم وجود داشته باشد به لحاظ اینکه به منظور ایجاد برادری در بین مسلمین و تعاون و کمک به دیگران در ایام تنگدستی و وقوع حادثه بوده است قابل مقایسه با اقدامات صرفا مادی و سودجویانه بیمه گران نمی باشد.
  2. در مورد پرداخت دیه از طرف ضامن جریره و مقایسه آن با بیمه مسئولیت این تفاوت وجود دارد که عقد ضمان جریره بین دو شخص حقیقی منعقد می گردد و حال آنکه عقد بیمه بین یک شخص حقیقی(بیمه گذار) و شخص حقوقی یعنی شرکت بیمه گر است.