مقاله جبران خسارت، اصحاب دعوا

نوامبر 11, 2019 By vZbR33JZrQ

بر همین اساس در دعوی کامپگنیا نارویا و وسکوگاندا چرچیل سیم[۹۰]  قاضی چنل[۹۱] اظهار داشت: «عبارت بارگیری شده در وضعیت خوب»، تایید یک واقعیت خارجی است که مبین موافقت فرمانده کشتی است با اظهاراتی که فرستنده درمورد کالای خود بیان داشته است. به هرحال خریداران، مستحق جبران خسارت هستند چون مالکین کشتی نتوانستند تیرچه ها را در وضعیت ظاهری خوب تحویل دهند و حق انکار بارگیری کالا در وضعیت خوب را ندارند.» در این پرونده فرمانده برای تعدادی تیرچه  چوبی، «بارنامه» صادر می کند و در «بارنامه» این عبارت درج می شود «بارگیری شده در وضعیت خوب و با همان وضعیت ظاهری خوب تحویل داده خواهد شد». تیرچه ها قبل از بارگیری به شدت آلوده به نفت شده بودند و از نظر اقتصادی، بهای نازلی داشتند.و ذینفع ظهرنویسی «بارنامه دریایی» که پول تیرچه ها را پرداخته و «بارنامه» را با اعتماد به اظهارات کتبی فرمانده کشتی، دریافت نموده بود، با اقامه دعوی بر علیه مالک کشتی جبران خسارت ناشی از تنزل بهای تیرچه ها را مطالبه نموده بود(سیدین،۱۳۷۵،ص۴۱و۴۲).
این امر بازتاب کاملی از اصل «استاپل» یا «منع تناقض گویی به زیان دیگری» می باشد. البته باید متذکر شد که بر اساس هیچ یک از مقررات «بروکسل و هامبورگ»، منتقل الیه یاگیرنده کالا، برای بهره مندی از این اصل ملزم نیست، عنصر دوم استاپل(صبح خیز،۱۳۶۵،ص۲۵۷-۲۳۶)[۹۲] یعنی «حسن نیت» خود را ثابت نماید، بلکه این بر عهده متصدی حمل است که عدم حسن نیت ایشان را ثابت نماید.
البته برای اینکه مانع از انکار متصدی حمل نسبت به مندرجات بارنامه دریایی شد باید مندرجات بارنامه روشن و صریح باشد، اگر عبارتی نظیر «وضعیت ظاهری کالا خوب است» یا سایر مندرجات بارنامه محدود یا مقیدگردد، در این صورت بارنامه فوق، «غیر مخدوش» و یا به عبارتی «پاک» نمی باشد و مالک کشتی می تواند منکر مندرجات آن شود(ایوامی،۱۳۷۵،ص۷۰).
در پرونده «توکیومارین و رتلا» مقداری لوله فولادی، «بارنامه» شده بود و در بارنامه قید گردیده بود که وضع ظاهری کالا خوب است ولی در پایان «بارنامه» باحروف «ایتالیک» این جمله نیز آمده بود که «وضع ظاهری خوب کالا دراین «بارنامه»، دلیل این نیست که محمولات فلزی زنگ زدگی ندارند» بر همین اساس در حالی که لوله ها هنگام تحویل به دارنده «بارنامه» زنگ زده بودند، دادگاه استدلال کرد که از این «بارنامه»، نمی توان فهمید که محموله هنگام تحویل به متصدی حمل، زنگ زدگی نداشته است و «اصل استاپل» در این مورد جاری نمی گردد.
حال با توجه آنچه بیان شد و با توجه به اینکه براساس مقررات «لاهه»، خواهان، می بایست «دلیل ظاهری» بدست دهد مبنی بر اینکه کالادر طول مدتی که دراختیار متصدی حمل بوده است خسارت دیده است، می توان نتیجه گرفت که هرگاه «بارنامه ای پاک» صادر گردد که در آن، شرایط و وضعیت ظاهری کالا، خوب توصیف شده باشد و خسارت وارده به کالا با یک بازرسی بیرونی قابل کشف باشد، خواهان می تواند به «استاپل» بارنامه استناد نموده و همین که خسارت به کالا راهنگام تحویل نشان دهد، «دلیل ظاهری» به نفع او ایجاد می شود مبنی بر اینکه کالا در  طول مدت حمل خسارت دیده است.
اما باید توجه داشت، اگر خسارت وارد به کالا از نوع «خسارت مخفی» باشد، بگونه ای که با یک بازرسی دقیق خارجی، قابل مشاهده و کشف نباشد، نمی توان به صرف وجود این شرط (وضعیت ظاهری خوب کالا) به «استاپل» استناد نمود، چرا که ممکن است، خسارت پیش ازتحویل کالا به متصدی حمل ایجاد شده باشد. از این رو، در این مورد، باید به سایر مندرجات بارنامه، همچون شرایط مربوط به کیفیت عمومی کالا، توجه و استناد نمود. البته می توان گفت که هنگامی که متصدی حمل، کالا را با شرایط و وضعیت ظاهری خوب دریافت می نماید، و آن را با حالتی خسارت دیده تحویل می دهد، این « دلیل ظاهری» به نفع خواهان ایجاد می شود که کالا درمدت حمل بر اثر یک علت خارجی خسارت دیده و به عبارت دیگر، کالا از نظر داخلی نیز دارای شرایط خوبی بوده است.
از این حیث، مقررات «هامبورگ» هیچ تفاوتی با مقررات «بروکسل» ندارد. بدین ترتیب که بر اساس مقررات «هامبورگ» نیز خواهان باید «دلیل ظاهری» بدست دهد مبنی بر اینکه سبب خسارت وارده به کالا در طول مدتی که کالا دراختیار متصدی حمل بوده است، حادث شده است، از این رو نشان دادن این که کالا هنگام تحویل به متصدی حمل، دارای شرایط خوبی بوده است و درهنگام تحویل در بندر مقصد، کالا در شرایط بد و خسارت دیده بوده است، کافی است تا این «دلیل ظاهری» را بوجود آورد که سبب وقوع خسارت هم در مدتی حادث شده است که کالا در اختیار حمل بوده است.
البته باید توجه داشت که عدم ارسال اخطاریه های خسارت وارد به کالا در موعد مقرر، در کنوانسیون های «بروکسل و هامبورگ» سبب می شود که «دلیل ظاهری» به نفع متصدی حمل مبنی بر تحویل کالا با شرایط مندرج در «بارنامه»، ایجاد شده باشد.
 

نتیجه‌گیری

بارنامه دریایی به عنوان سندی ارزشمند ورایج ، ارمغان توسعه حقوق معاملات بین المللی است .این سند با اوصاف وآثاری که در حقوق ایران واسناد بین المللی از آن یاد کردیم در جهت ایجاد نظم وامنیت حقوقی و از همه مهمتر سرعت بخشیدن به معاملات تجاری اشخاص نقش حائز اهمیتی داراست.
حقوق ناظر به بارنامه دریایی از طریق  حمل ونقل بین المللی کالا برخاسته  از نظام‌های  حقوقی مترقی جهان معاصر است، با گذر سالیان نه چندان طولانی از رشد قابل ملاحظه‌ی در زمینه الزامات بین‌لمللی نظیر کنوانسیون‌ها ، پروتکل‌ها برخوردار گردیده که این توسعه اسناد رایج در حمل و نقل بین‌المللی کالا را متأثر  از خود ساخته است .به نحوی که بارنامه دریایی در صدور بیمه نامه ها وگشایش اعتبار اسنادی(ال.سی) نقش مهمی ایفا می کند.
بارنامه دریایی فی نفسه مدرک دریافت کالا محسوب می گردد از طرفی قرارداد حمل دریایی نیز دراین سند متبلور گردیده است لذا می توان گفت بارنامه دریایی یک تاسیس حقوقی خاص می باشد.
بارنامه دریایی دارای ویژگی های دوگانه مدنی وتجاری است و وصف غالب این سند ، وصف تجاری آن می باشد . بارنامه دریایی نقش مهمی در قرارداد حمل دریایی دارد و تاریخ صدور وتنظیم بارنامه دریایی دارای آثار مهم وتعیین کننده ای در ارتباط با متصدی حمل ، فرستنده کالا ،گیرنده آن ، طرفین قرارداد می باشد. قرارداد حمل مندرج در بارنامه دریایی مشمول قوانین دریایی وکنوانسیونهای بین المللی بوده وامکان اعمال سلیقه توسط طرفین بسیار ناچیز و محدود به قانون است .
تکلیف متصدی حمل به درج مشخصات کالا در بارنامه دریایی محدود به درج مشخصات مربوط به تعداد، وزن ، مقدار و وضعیت ظاهری کالا است و مشمول اطلاعات مربوط به کیفیت وماهیت ذاتی محموله نمی گردد و حتی در صورت درج این موارد توسط فرمانده کشتی ذکر این موارد در بارنامه دریایی باعث ایجاد تعهد برای متصدی حمل و مالک کشتی نخواهد شد.
قواعد مربوط به « شروط ضمن عقد » در حقوق مدنی ایران از فقه اسلامی اقتباس شده است در صورتیکه بارنامه دریایی محصول نظامهای حقوقی«کامن لا» و «رومی ژرمنی»  بوده وبارنامه دریایی در فقه اسلامی وتبع آن در حقوق ایران نهادی ناشناخته بوده و وضعیت حقوقی شروط مندرج در بارنامه دریایی در مواردی از نظام حقوقی «شروط ضمن عقد» تبعیت نمی نماید.
بارنامه دریایی دارای سندیت بوده و بموجب این سند مالکیت کالای مندرج در بارنامه از شخصی به شخص دیگر منتقل می گردد همچنبن بارنامه دریایی دارای اثر اثباتی بوده و چنانچه میان فرستنده کالا و خریدار کالا به دلیل تحویل ندادن کالا اختلافی پیدا شود اصحاب دعوا می توانند به آن استناد نمایند و خسارت ناشی از تاخیر در تحویل کالا و یا تلف شدن کل و یا قسمتی از کالا با توجه به مفاد کنوانسیون بروکسل و همچنین ماده ۵ تفاهم عمومی کنوانسیون ۱۹۷۸ هامبورگ پس از اثبات مطالبه نمایند.
تلاشهای فراوانی در طول نیم قرن گذشته جهت رفع نواقص و به روز رساندن قوانین ومقررات بین المللی در حقوق دریایی و خصوصاً بارنامه دریایی صورت گرفت ، که ازجمه آنها کنوانسیون لاهه-ویزبی در سال۱۹۶۸ وکنوانسیون هامبورگ در سال۱۹۷۸ می باشد اما متاسفانه قانونگذار ایرانی از سال۱۳۴۳ تاکنون اقدامی جهت رفع نقص و به روز رسانی قانون دریایی وتبع آن بارنامه دریایی انجام نداده است.