جمعی بودن مسئولیت، استرداد مجرمین، مسئولیت اخلاقی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

۱-۳-۱. مفهوم مسئولیت


مسئولیت به معنای مسئول بودن و موظف بودن به انجام کاری است و مسئول کسی است که فریضه ای بر ذمه دارد که اگر به آن عمل نکند، بازخواست می شود.
در اصطلاح حقوق، مسئولیت یعنی تعهد قانونی شخص به رفع ضرری که به دیگری وارد کرده است؛ خواه این ضرر ناشی از تقصیر خود او باشد یا ناشی از فعالیتش. در فقه نیز در همین معنی، لفظ ضمان را به کار برده اند و معنی آن هر نوع مسئولیت اعم از مالی و کیفری است.[۳۴]
مسئولیت، انواع مختلفی دارد؛ مسئولیت اخلاقی، مسئولیت اداری، مسئولیت تضامنی مسئولیت تقصیری، مسئولیت حقوقی و آن چه در این پایان نامه برای ما مهم است؛ مسئولیت جزایی است.
مسئولیت جزایی عبارت است از انتساب فعل یا ترک فعل مجرمانه به شخص یا اشخاصی که با انجام بزه به قوانین جزایی تجاوز کرده و توان تحمل بار مجازات فعل یا ترک فعل خود را دارند.
پس در مفهوم مسئولیت جزایی تنها کسی که فعل مجرمانه را انجام داده یا ترک فعل کرده مجازات می شود و نه کسی دیگر.[۳۵]
مسئولیت جزایی مشخصه هایی دارد؛ از جمله قانونی بودن مجازات، رنج آوری، رسوا کنندگی و شخصی بودن کیفر.
شخصی بودن کیفر یکی از مشخصه های بارز عدالت سیستم حقوقی مبتنی بر اسلام است که به خاطر اهمیت این بحث در بخش بعدی به طور مجزا در مورد آن صحبت می کنیم.
۱-۳-۲. اصل شخصی بودن مسئولیت
تحول نهادهای حقوق کیفری بر حسب نظام اجتماعی، نژاد، دین و اقالیم گوناگون فراز و نشیب هایی به خود گرفته است و جوامع بشری مراحل زیادی را طی کرده اند تا به اصل شخصی بودن مسئولیت رسیده اند.
در دوران نخستین یعنی حکومت استبداد کبیر فرانسه که از آن به دوره انتقام خصوصی تعبیر می شود اگر فردی از یک قبیله به حقوق فردی از قبیله ای دیگر تجاوز می کرد، فعل او تعدی به تمام قبیله به شمار می آمد. در این حال، ستمدیده حق داشت در پناه قدرت قبیله خود به دادخواهی برخیزد و ستمکار را به سزای اعمال خود برساند.گاه آتش انتقام جویی گسترده می شد و دامن خویشاوندان و نزدیکان بزهکار را نیز می گرفت؛ زیرا مسئولیت فردی در این دوره هنوز مفهومی نداشت. در دوره ی بعدی یعنی در سال ۱۷۹۱م، که با نام «دوره تعدیل نسبی انتقام خصوصی» از آن تعبیر می شود قاعده تسلیم مجرم به دشمن پذیرفته شد و با تسلیم مجرم به جامعه ای که مورد تجاوز قرار گرفته، از انتقام جلوگیری می شد.[۳۶]
استرداد مجرمین در دوران ما جا پای دوران تعدیل نسبی انتقام خصوصی گذاشته است.
پس می بینیم که به تدریج بشر خود را از سایه ی وحشتناک و سنگین مسئولیت جمعی رها کرده است. در دوران حاضر نیز که با وجود دولت ها، قدرت در دست آنها است و ضرورت مداخله قضایی پیش از هر گونه انتقام جویی بسط یافته است و جمعی بودن مسئولیت که یادگار دوران نخستین بود به تدریج رنگ باخته و هر کس مسئول اعمال خویش است و بزه دیده تنها می تواند مجازات فرد بزهکار را بخواهد.  

۱-۳-۳. اصل شخصی بودن مسئولیت از منظر اسلام
به طور کلی در ادیان الهی این اصل به صراحت قبول شده است. در تورات در مورد قصاص آمده است: «پدران برای پسران کشته نشوند و نه پسران به عوض پدران کشته شوند. هر کس برابر گناه خود کشته شود.»[۳۷]
با توجه به اهمیتی که نظام اسلامی برای آزادی فردی و امنیت قضایی قائل است، قبول مسئولیت شخصی اجتناب ناپذیر است و این اصل دارای ریشه های قرآنی است. در قرآن مجید پنج بار آیه«وَلا تَزِرُ وازِرَه وِزرَ اُخری» تکرار شده است و آن پنج آیه عبارت است از آیه ۱۶۴ سوره انعام، آیه ۱۵ سوره اسرا، آیه ۱۸ سوره فاطر، آیه ۷ سوره زمر و آیه ۳۸ سوره نجم که تفاوت این ها فقط در مقدمه ی جمله است.[۳۸]
در سنت نیز روایتی در دست است که ابوداوود از ابورمئه نقل می کند و در این روایت پیامبر به پدر و پسری که به هم شباهت داشته و در کنار هم بوده اند، می فرماید: بدان که او (پسر) جنایت تو (پدر) را بر عهده نمی گیرد و تو جنایت او را نمی توانی بر عهده بگیری و سپس می فرمایند: «وَ لاتَزِرُ وازِرَه وِزًرَ اُخری»[۳۹]
اصل شخصی بودن مسئولیت یک اصل عقلایی است؛ چرا که گذاشتن بار مسئولیت کسی بر دوش دیگری زشت و قبیح است و حکم عقل به قبح آن مسلم است.[۴۰]
مضافاً این که ما در اسلام قاعده لاضرر را نیز داریم و در اسلام کسی نباید ضرر و زیان دیگری را تحمل کند و لهذا تنها مجرم مجازات می بیند و دیگری مسئول اعمال او نیست.


پس با توجه به پذیرش اصل شخصی بودن جرم و مجازات در اسلام و حقوق چگونه        می توان پذیرفت که طبق مواد (۳۰۵) و (۳۱۲) ق. م. ا مسئولیت پرداخت دیه در قتل خطای محض با عاقله(ضامن جریره) بوده که هیچ مباشرتی در جنایت نداشته است.
برای بررسی مورد باید ابتدا مفهوم عاقله توضیح داده شود.