پایان نامه درباره حمایت از حقوق بشر، مداخله بشردوستانه، اصل عدم مداخله

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

 

 


 
 
 
 
 
 
جمع بندی بخش نخست
پس از آنکه اعمال حق مداخلات بشردوستانه به ویژه در دهه ۹۰ میلادی، که دارای سابقه­ای طولانی در تاریخ روابط حقوقی و سیاسی بین ­المللی است، نتوانست اذهان سیاستمداران و حقوقدانان را از نحوه اجرایی شدنش توسط کشورها یا حتی سازمان­های بین ­المللی روشن سازد و همواره در طول تاریخ شاهد اخطلاط این حق با نیت های سیاسی خاص بوده­ایم و کشورها در مداخلات خویش مطامع دیگری غیر از حفظ حقوق بشری را دنبال می­نمودند، موجباتی شد تا اندیشمندان حقوقی و سیاسی، به فکر ایجاد ساختاری نظام­یافته در حمایت از حقوق بشری بیافتند؛ نظامی که بتواند قانونمند و مشروع، سریع و کارساز و با مناسب­ترین روش، به حفظ حقوق بشری مداومت ورزد؛ نظامی که چالش­های حقوقی تمام نشدنی اعمال حق مداخلات بشردوستانه و نقض اصل حاکمیت کشورها و اصل عدم مداخله در منشور را به دنبال نداشته باشد و صرفاً حفظ حقوق بشری را سرلوحه اقدامات خویش قرار دهد. این مهم با قابلیت­های موجود در نظریه مسئولیت حمایت و با ملاحظه حمایت­های بی­شائبه بین ­المللی، ظرفیت آن را دارد که در میان اصلی­­ترین مفاهیم حقوق بین­الملل قرار گیرد.
واضعان این نظریه، پیش از خود دوره­های مختلفی را ملاحظه می­ کند که هر کدام تجربه­ای را برای ایجاد نظریه­ای کامل­تر در قرن حاضر پیش روی آنها قرار می­دهد و در ذهن خود این امید را می­پرورانند تا اصل حقوقی­ای را وارد کتب حقوقی بین ­المللی سازند که به راحتی نتوان بر آن ایرادی وارد آورد و به آن بهانه، از زیر بار تکالیفش خارج شد. اصلی که بتواند، به اعتقاد کوفی عنان، مهمترین چالش قرن بیست­ویکم یعنی حقوق بشر و حمایت از آن، را حل­و­فصل نماید.
حقوقدانان بین ­المللی نیز با درک واقعیت­های دنیای کنونی و همچنین آگاهی به اهمیت یافتن حفظ حقوق بشری در قرن بیست و یکم، تفاسیری واقع­گرایانه و به روز از اصول مندرج در منشور ملل متحد ارائه کرده­اند تا نظریاتی همچون نظریه مسئولیت حمایت، در تقابل ظاهری با این اصول دچار افول و ضعف نگردند و بتوانند بدون تأثیر پذیری جدی از چنین چالش­هایی، به حرکت تکاملی خود به سوی تبدیل شدن به اصلی الزام آور در میان سایر اصول حقوق بین­الملل، ادامه دهند.
با توجه به کلیه اسناد انتشار یافته در زمینه مسئولیت حمایت، می­توان اذعان کرد که این نظریه به عنوان جایگزین اصل مداخله بشردوستانه، توانسته است موفقیت و اقبال قابل ملاحظه­ای را در مقایسه با سایر نظریات مطرح شده برای حفظ حقوق انسانی، در میان تابعان حقوق بین­الملل، بدست آورد.