پایان نامه ارشد درباره دانشگاه دولتی، حل اختلاف

نوامبر 14, 2019 By vZbR33JZrQ

 
 
گزارشات حقوقی (شماره بیست و پنجم)
۱)مشخصات پرونده
خواهان: طاهره ایزانلو
خوانده: محمد علی اسکندری
خواسته طلاق
دلایل و منضمات دادخواست : کپی سند ازدواج
کلاسه: ۱۳۱۱/۸۴ شراح
تاریخ جلسه: ۱۸/۴/۸۵
۲) شرح دعوی
خواهان طی دادخواستی به دادگاه عمومی اظهار نموده: اینجانب (طاهره ایزانلو) به موجب سند نکاحیه پیوست درمورخ۲۶/۴/۶۴ هـ .ش به علقه زوجیت دائمی خوانده و (محمد علی اسکندری) در آمده ام و حاصل زندگی ما ۳ فرزند به اسامی یونس ۱۹ ساله، محسن ۱۳ ساله، و یگانه ۵/۲ساله می باشد.متاسفانه ۱۳ سال قبل شوهرم غیر ماذون از بنده و دادگاه اقدام به تجدید فراش با خانم طاهره کمالی نموده است و از وی نیز ۴ فرزند دارد. در این ۱۳ سال به هیچ عنوان عدالت را رعایت نمی داشت و هر زمان مطالبه نفقه و حقی می نمودم مرا مورد ضرب و شتم قرار می داد و سوابق عدیده ای در محاکم مختلف دادگاه داریم و شوهرم بار ها محکوم شده است. مدت ۴ سال است که به طور مطلق ترک انفاق و ترک زوجیت با بنده نموده است و بنده از طریق قالیبافی امرار معاش می کنم و با همین وضع ازبچه ها سرپرستی می کنم نظر به مراتب فوق و نیز تخلف وی از شروط ضمن(تجدید فراش غیر ماذون) استدعای رسیدگی و صدور حکم بر وقوع طلاق دارم.
۳) تشریفات دادرسی
خواهان مبلغ۶۰۰ تومان تمبر دعاوی غیر مالی ابطال نموده و دادخواست فوق طی نامه ششماره ۱۱۵۴ مورخ ۱۴/۶/۸۴  توسط معاون قضایی دادگستری به منظور ایجاد صلح و سازش و در اجرای بند۱ ماده۷ آئین نامه شورای حل اختلاف به حوزه شماره ۱۲۳ شورای حل اختلاف بجنورد ارجاع و در‌آن‌جا‌به‌شماره ۱۹۵/۸۴ ثبت و‌جهت‌مورخ‌۱۱/۸/۸۴ تعیین‌ وقت‌می‌گردیده و به طرفین ابلاغ می شود.
۴)جلسات دادرسی
الف: شورای حل اختلاف
در مورخ مذکور جلسه شعبه ۱۲۳ شورای حل اختلاف تشکیل می شود خواهان و خوانده هر دو حاضرند. شورا خطاب به خواهان اظهار می دارد: شکایت خود را بیان می نمائید. خواهان اعلام می کند: مدت ۱۳ سال است که شوهرم همسر دیگری اختیار کرده و به من نفقه نمی دهد من ۳ فرزند دارم و با ماهی ۳۵ هزار تومان کرایه خانه نمی توانم زندگی کنم. جهت گذراندن زندگی احتیاج به ۱۰۰ هزار تومان نفقه ماهیانه دارم. در غیر این صورت با گذشت از مهریه خود تقاضای طلاق دارم.
خوانده اظهار می کند: مدت ۲۰ سال است با ایشان زندگی می کنم تا کنون هیچ مشکلی نداشتیم باتوجه به این که امرار معاش وی از طریق وصول کرایه خانه ها بوده است و اکنون از همان طریق امرار معاش می کند موردی برای طلاق وجود ندارد.ایشان ماهی ۵۰ هزار تومان اجاره خانه می گیرند من نیز کمک می کنم حتی دانشگاه دولتی شبانه پسرمان را می دهم دعاوی وی در ایراد مورد ضرب و ترک انفاق کذب محض است به هیچ وجه حاضر نیستم زنم را طلاق بدهم.
شورا سوال می‌کند: در مورد درخواست نفقه همسرتان چه می‌گوئید:خوانده می‌گوید‌من‌نمی‌توانم ماهی ۱۰۰ هزار تومان نفقه بدهم من الان ساکن روستای اسفیدانم با خانواده بیایند همان جا هرچه ما خرج کنیم آن ها هم خرج کنند. من آن جا غیر ایشان همسر دیگری هم دارم ایشان مانند همسر دیگرم هم به روستا کوچ کنند و من آن جا برایشان خانه و زندگی برایشان فراهم می کنم.
خواهان و خوانده اظهارات دیگری ندارند و امضاء می کنند با توجه به اینکه در این جلسه به توافق نرسیدند شورا ختم دادرسی را اعلام و اقدام به صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه عمومی‌حقوقی وفق ماده ۱۸۹ قانون برنامه سوم‌توسعه نموده و پرونده را‌به دادگستری بجنورد ارجاع می‌دهد.
پرونده‌ارجاعی طی شماره ۱۶۵/۸۴‌به ثبت دفتر‌کل رسیده و به شعبه اول حقوقی ارجاع می گردد.