دانلود پایان نامه ارشد درمورد روزنامه نگاران، نقض قرارداد

نوامبر 11, 2019 By vZbR33JZrQ

 
گفتار دوم: عبارات کوتاه    
در پرونده شرکت اکسون علیه شرکت مشاوران بیمه اکسون در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور انگلستان در  سال ۱۹۸۲ خواهان شرکت همکاری های  نفتی چند ملیتی اکسون علیه خوانده برای نقض شهرت تجاری و نقض حق مولف در کلمه « اکسون» یا استفاده از آن به عنوان بخشی از اسم شرکتشان اقامه دعوا کرد. ادعای نقض شهرت تجاری موفق شد و یک دستور موقت علیه استفاده خوانده از این کلمه در نام خود صادر شد، گرچه ادعای حق مولف شکست خورد و حکم دادگاه در مورد حق مولف توسط دادگاه بالاتر تأیید شد. (گرامی، ۱۳۹۰،۱۷۴)
خانم گرامی (۱۳۹۰، ۱۷۵-۱۷۴) بیان می کنند که:
    قاضی گراهام در دیوان عالی گفت: اگر حق با خواهان باشد، نتایج بی نهایت نامعقول و متناقض خواهد داشت که به عموم مربوط است. در آن صورت هیچ کس نمی تواند بدون مجوز صریح یا ضمنی خواهان به هیچ کدام از شرکت های خواهان یا هیچ کدام از کالا های آن که نام اکسون را حمل می کند ارجاع دهد… به طور خلاصه سوالی که باید به آن پاسخ دهم این است که آیا اکسون یک اثر ادبی اصیل است؟ من این طور فکر نمی کنم ممکن است کسی بپرسد پس چیست؟ کلمه ای است که اگر چه نوآوری شده و بنابراین اصل است ولی هیچ معنایی ندارد و چیزی در درونش پیشنهاد نمی کند و برای معنا و ماهیت دادن به آن باید با سایر کلمات ترکیب شودیا در یک زمینه خاص یا پیوسته به چیزی استفاده شود.وقتی که به عنوان بخشی از اسامی شرکت خواهان استفاده شودآشکارا وجه تسمیه ای دارد که به شرکت مزبور دلالت می کند و وقتی با کالاهای خواهان استفاده شود آشکارا بر مبدأ یا کمیت دلالت خواهد کرد…. از نظر من در تفسیر یک اصطلاح قانونی لازم نیست عقل سلیم را کنار گذاشت. کلمه اکسون هیچ اطلاعاتی را منتقل یا فراهم نمی کند. هیچ آموزش و دستور العملی را فراهم نمی کند و از نظر من هیچ مطلوبیت قابل تصوری را هم ایجاد نمی کند. این کلمه فقط یک ترکیب ساختگی چهار حرفی الفبایی است که تنها در صورت الحاق با سایر کلمات هدف خاصی را دنبال می کند و آن هم شناسایی سایر شرکت های خواهان است.
دیدیم که عبارات کوتاه در کشورهای اروپایی که یک نمونه را برای مثال آوردیم مورد حمایت حق کپی رایت قرار نمی گیرند حال باید به این بپردازیم که آیا در قانون جمهوری اسلامی ایران این عبارات کوتاه دارای حق کپی رایت هستند یا به عبارت دیگر از حمایت قانونی کپی رایت برخوردارند یا نه؟
وقتی به ماده ۱ و ۲ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان نگاه می کنیم عبارات کوتاه در بدو امر با تعریف اثر که در ماده یک آمده است همخوانی ندارند چون یک عبارت کوتاه که معنی کاملی ندهد چگونه ممکن است برخاسته از دانش یا یک امر هنری و ابتکاری باشد که در ماده یک برای اثر بودن چیزی بر آن تأکید شده است. چیزی را که دانش ایجاد می کند دارای محتوی و مفهوم کاملی است و همچنین است یک اثر هنری.
اگر هم به طور محال این عبارات را اثر بدانیم آن ها رانمی توان با هیچ کدام از بندهای ماده ۲ این قانون تطبیق داد تا بتوانیم نص قانونی ای برای پیگرد متخلف داشته باشیم و بر خلاف اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها اقدام نکرده باشیم. پس در نتیجه باید گفت که در نظام کیفری ایران این عبارات کوتاه با عنوان حق کپی رایت قابل پیگیری نیستند مگر اینکه از باب استفاده غیر مجاز از علائم تجاری در موارد خاص خود بتوان اقدامی انجام داد و گرنه از باب نقض حق مولف یا کپی رایت نمی توان اقدامی انجام داد.
 
گفتار سوم: سخنرانی ها و مصاحبه ها 
اکثر کشورهای کامن لا ثبت اثر را برای برخورداری از حق مولف لازم و ضروری می دانند. ثبت اثر به عنوان یک گزینه طبق ماده (۲)۲ کنوانسیون برن اجازه داده شده است. طبق این تئوری شخصی که یک گفتگوب فی البداهه یا مصاحبه انجام می دهد هیچ حق مولفی در مورد آن نداردمگر اینکه ضبط(ثبت) شده باشد. پس رفتار کشورها بر اساس اینکه آیا مولف اثر سخنران است یا کسی است که سخنرانی را ثبت می کند یا اینکه آن دو مولفان مشترک هستند یا هر دو مولفان شخصی دو حق مولف جداگانه هستند، با هم متفاوت است.(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۲)
سوال مهم تر این است که آیا ثبت گفتگو یا مصاحبه موجب ارجحیت آن به عنوان یک اثر ادبی می شود یا نه؟ پرونده زیر بیان می کند که اینطور نیست. در پرونده فالول علیه شرکت پنت هاوس در دادگاه بخش وست ویرجینیا در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۸۱ که خواهان یک کشیش مسیحی انجیلی بسیار مشهور با هواداران یک برنامه تلویزیونی بزرگ مصاحبه ای با دو روزنامه نگار آزاد انجام داد. که آن ها نیز رونوشت گزارش خود را به خوانده صاحب مجله پنت هاوس فروختند. وقتی پنت هاوس مصاحبه را منتشر کرد خواهان برای نقض حق مولف اقامه دعوا کرد و ادعا کرد که او چاپ مصاحبه ی خود را در آن مجله خاص رد می کند. زیرا از نظر او آن مجله، مجله ای غیر اخلاقی است. خوانده تکذیب کرد که خواهان هیچ حق مولفی روی کلمات خود ندارد. .(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۲)
قاضی تارک بیان کرد که ادعای حق مولف خواهان متضمن این است که هر اظهار و سخن او یک حق مالکیت با ارزش است. اگر این درست باشد دادگاه ها در ادعاهای مشاهیر و هیأت های عمومی غرق خواهند شد. همه ی آن هایی که ممکن است ادعا کنند بیانات آن ها نیز باید از حمایت فوق العاده حق مولف برخوردار شود… خواهان نمی تواند به طور جدی ادعا کند که هر کدام از پاسخ های او در مصاحبه منتشر شده عقاید او را منعکس می کنند و نظرات او محصول یک تلاش فکری است و باید به عنوان یک مخلوق ادبی یا حتی فکری شناسایی شود. هیچ معیار دقیقی وجود ندارد که اظهارات خاص او را از اظهارات معمولیش متمایز کند…. .(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۳)
به هر حال افکار با ایده های متفاوت یا ویژه خواهان و اظهار این عقاید یا افکار برای رسیدن به سطح خلق یک اثر ادبی یا فکری که از حمایت حق مولف بهره مند شود، بسیار کلی و عاری از کیفیات واقعی است. اگر چه موضوع کلی مصاحبه می توانست قبل از ملاقات با خوانده در اذهان گزارشگران ترسیم شده باشد اما گفتگوی واقعی شان پاسخ های از قبل آماده نشده ی خواهان، در قالب سوال و جواب هاب فی البداهه و دنباله دار بوداینجا هیچ تفکیک مشخصی (خواه با طرح یا اشاره) از اظهار افکار و ایده های خواهان در مورد موضوعات بحث شده وجود نداردکه در شناسایی مواد دارای حق مولف ادعا شده توسط خواهان کمک کند. در پرونده مذکور خواهان عمدا و آزادانه در مصاحبه شرکت کرد. مصاحبه با مطبوعات مانند یک کنفرانس مطبوعاتی، یک گفتگوی خصوصی نیست. خواهان در این کار به سولات به یک شیوه ی فی البداهه و نه از روی متنی که با دقت تهیه شده و نه حتی از روی یادداشت پاسخ داد. علاوه بر این خواهان آگاه بود که پیشنهادات او در یک گفتگوی خصوصی مطرح نمی شود بلکه مسلما جهت پخش برای عموم صورت می گیرد. خواهان آزاد است که برای نقض قرارداد علیه روزنامه نگاران اقامه دعوا کند اما او با تلاش برای تغییر دادن آن چه که لزوماً یک اختلاف قراردادی خصوصی است از طریق حمله گسترده به قواعد آزادی بیان و آزادی مطبوعات که برای یک جامعه آزاد ضروری هستند آزادی های قانون اساسی را پایمال می کند. .(دیوید ویور، ۱۳۹۲، ۱۱۳)
همانگونه که در نوشته های فوق  دیدیم سخنرانی ها و مصاحبه ها در اکثریت سایر کشورها از حق مولف برخوردار نیستند و آنچه که ما قصد داریم بدانیم این است که در قانون ایران دارای چه وضعیتی هستند.
با نگاهی کوتاه به ماده ۲ قانون حمایت از حقوق مولفانو مصنفان و هنرمندان در می یابیم که این سخنرانی ها و مصاحبه ها را نمی توان با هیچ یک از بندهای این ماده تطبیق داد و این خود گواه این مطلب است که قانون گذار جمهوری اسلامی ایران قصد حمایت از این قبیل موارد را تحت عنوان حمایت حق مولف یا کپی رایت نداشته و همان گونه که قبلا هم گفتیم به دلیل وجود اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها اگر کسی ادعای نقض ای حق را در مورد سحنرانی ها و مصاحبه ها در ایران بکند ناقض را نمی توان تحت پیگرد کیفری قرار داد.
 
گفتار چهارم: فرم های خالی
یکی دیگر از مواردی که شبهه برانگیز است که آیا حق کپی رایت از آن حمایت می کند یا نه؟ فرم های خالی است که ما ابتدا وضعیت آن را با آوردن یک پرونده مثل رویه ای که از ابتدا در پیش گرفته ایم در خارج از کشورمان روشن می کنیم و سپس این مطلب را در قانون داخلی کشور ایران مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.
در پرونده شرکت بییرو سیستم علیه شرکت کول ول سیستم در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۸۹ خواهان یک سری فرم های بیمه پزشکی طراحی کرد که پزشکان آن ها را پر کرده و به شرکت های بیمه می فرستادند تا هزینه ی درمان بیماران به آن ها پرداخت شود. این صورت حساب های فوق العاده شامل دستورالعمل هایی برای پر کردن ادعا ها قسمت هایی راجع به اطلاعات بیمار و لیست بررسی های طویل در مورد تشخیص بیماری، خدمات انجام شده و مبلغ شارژ بود. خواهان علیه یکی از رقبا برای کپی کردن این فرم ها اقامه دعوا کرد. رقیب پاسخ دادکه فرم ها دارای حق مولف نیستند. (گرامی، ۱۳۹۰،۱۸۰)
قاضی گودوین معتقد بود این یک قاعده پرسابقه و قدیمی است که فرم های خالی فاقد اطلاعات دارای حق مولف نیستند قاعده فرم های خالی در بخش ۳۷C.F.R202.1(c)  قانون ۱۹۸۲مقررشده است: