سازمان های منطقه ای، برنامه های آموزشی، دوره های آموزشی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

 

پس از ذکر مواد مهم کنوانسیون آن چیزی که از مواد این کنوانسیون در خصوص حقوق اعطایی به افراد بی تابعیت از جانب کشورهای طرف این کنوانسیون می توان برداشت نمود آن است که در کل، حقوق اعطایی به این دسته از افراد شامل ۲ بخش می گردد: الف) حقوقی که در آن افراد بدون تابعیت و اتباع کشورهای محل سکونتشان با یکدیگر برابر فرض شده اند و از حقوق مساوی برخوردار گردیده اند. ب) این دسته شامل آن گروه از حقوقی می باشد که افراد بدون تابعیت از حقوق به مراتب کمتر از اتباع کشورهای محل سکونتشان بهره مند شده اند و رفتار کشورهای متعاهد به این کنوانسیون با افراد بدون تابعیت رفتاری است که نمی بایست کمتر از رفتارهای آن دولت با بیگانگان باشد.
بعنوان مثال: در مواردی از قبیل آزادی مذهب، مالکیت های معنوی و صنعیت، حق اقامه دعوی، جیره بندی، حق آموزش (صرفاً در سطح ابتدایی و نه بیشتر از آن) کمکهای عمومی و قوانین مربوط به کار و تأمین اجتماعی افراد بی تابعیت از حقوقی در سطح اتباع کشورهای متعاهده بهره مند گردند، ولی در مواردی از قبیل دارایی ها منقول و غیرمنقول، حق تشکیل انجمن، مشاغل درآمدزا اعم از اینکه دارای حقوق باشد و یا حقوقی نداشته باشد (مانند کارمندان ادارات و نهادهای دولتی در دسته اول و کشاورزی، تجارت و سایر موارد در دسته دوم) و مشاغل آزاد، مسکن، آموزش عمومی در درجه های بالاتر از ابتدایی، افراد بدون تابعیت از حقوق حداکثر مشابه آنچه که به بیگانگان اعطاء می گردد، بهره مند خواهد شد.
مسأله مهم در اینجا این است که رفتار با بیگانگان در این کنوانسیون بسیار مبهم به نظر می رسد و هیچ تعریف مشخصی از آن ارائه نشده است و کما اینکه هر کشوری می تواند به طور سلیقه ای در خصوص این بحث اعمال نظر بنماید (اگر چه امروزه توافقات بین المللی در خصوص حداقل رفتار با بیگانگان وجود رداد، ولی به هر حال به هیچ عنوان نمی توان گفت که این توافقات به آن حد قدرت اجرایی دارند که همه دولتها را موظف نمایند تا به یک شکل با بیگانگان رفتار نماید و آنچه که تابحال در این رابطه ملالک عمل قرار گرفته شده است، قوانین داخلی خود کشورها بوده است که نوع رفتار و حدود حقوق و امیتزهای اعطایی به بیگانگان را مشخص می نموده است و البته شاید بتوان ایرادی را به این کنوانسیون در این خصوص وارد ساخت، زیرا بیگانگان اتفرادی تلقی می شوند که دارای تابعیت کشور دیگری هستند ولی به دلایل مختلف در سرزمین دیگری سکنی گزیده اند، پس بنابراین این دسته از افراد همواره از سوی کشوری خاص که همان کشور مبدا می باشد مورد حمایت قرار می گیرند و رابطه سیاسی، حقوقی و معنوی بین فرد بیگانه با کشور متبوعش همواره وجود خواهد داشت، کما اینکه آن فرد سالیان متمادی را بدور از کشور اصلی خود و بعنوان یک بیگانه در کشور دیگری زندگی نمیاد.[۷۷]
ولی فرد بدون تابعیت عملاً از چنین رابطه ای با هیچ دولت- کشور دیگری برخوردار نمی باشد و از همین روی کشورها نمی بایست ملک رفتار خود را با فرد بدون تابعیت حداقل رفتاری قرار دهند که با بیگانگان رفتار می نمایند و علاوه بر مسائل فوق می بایستی به این واقعیت نیز اشاره کنیم که بی بهره برودن از تابعیت می تواند در شرایطی سبب عدم دستیابی فرد به حقوقی شود  که بسیاری از این حقوق خود نیزف جزو حقوق بشری قلمداد می گردد: از جمله حقوق تشکیل انجمن ها و سندیکاهای سیاسی و حضور در مشارکتهای سیاسی و بهره مندی از مزایای سیاسی از قبیل حق انتخاب شدن و حق انتخاب نمودن نماینده و… .
ولی با توجه به تمام موارد فوق نباید این واقعیت را نادیده انگاشت که کنوانسیون مزبور سعی نموده است تا حداقل استانداردهایی را در خصوص رفتار با افراد بدون تابعیت در سطح بین المللی پدید آورد و این عمل در شرایطی صورت پذیرفته است که افراد بی تابعیت از حداقل استانداردهای حقوقی نیز بهره مند نبوده اند.

بخش چهارم: نحوه عملکرد کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در خصوص افراد بدون تابعیت

بند اول:ذکر موضوع: همانطوریکه در بررسی کنوانسیون کاهش موراد بی تابعیتی بیان گردید و طبق ماده یازده این کنوانسیون وجود سازمانی ناظر بر عملکرد کشورها در خصوص اجرای این کنوانسیون و رسیدگی به وضعیت افراد بدون تابعیت پیش بینی شده بود، ولی عملاً هیچ سازمان یا نهاد خاصی برای اجرای این ماده در نظر گرفته نشده بود، از همین رو مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه ۳۲۷۴ از کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان که مسئول رسیدگی به وضعیت افراد پناهنده در سراسر جهان بود درخواست نمود تا به عنوان متصدی و ارگان ناظر پیش بینی شده[۷۹] در ماده یازده کنوانسیون کاهش موارد بی تابعیتی مسئولیت تصدی این امر را نیز بعهده بگیرد. این مسأله سبب پدید آمدن یک الزام و یا مسئولیت مضاعف برای UNCHR شد و علت اصلی بحث ارائه این مسئولیت به کمیساریار رابطه بسیار تنگاتنگ و نزدیک مشکلات، پناهندگان و افراد بدون تابعیت بود و از آن مهمتر اینکه در بسیاری از موارد پناهندگی افراد سبب بروز مشکل بی تابعیتی برای آنان نیز می شد.
از همین رو کمیساریا از نظر مجمع عمومی مناسب ترین ارگان برای فعالیت در خصوص مسائل و مشکلات افراد بدون تابعیت شناخته شد، اما در راستای فعالیت UNHCR در خصوص بحث افراد بی تابعیت مشکلاتی نیز وجود داشت از جمله آنکه آگاهی تخصصی و علمی کارکنان و کارشناسان کمیساریا در خصوص بحث بی تابعیتی بسیار کمتر از بحث پناهندگان بود ودیگر اینکه موضوع بحث بی تابعیتی تا حد بسیارزیادی در ارتباط با وضعیت و سلایق کشورها در اعطا یا سلب کردن تابعیتشان بود.
اما گذشته از تمام مسائلی که تابحال ذکر شده باید به این نکته مهم توجه نمائیم که عملکرد کمیساریا رد خصوص افراد بی تابعیت تا قبل از سال ۱۹۹۰ پیشرفت چشمگیری نداشته و علت این مسأله را علاوه بر موارد فوق می توان در تعداد اندک کشورهای متعاهد به کنوانسیون کاهش موارد بی تابعیتی و همچنین تعداد اندک افراد بی تابعیت به خصوص در مقایسه با پناهندگان جستجو نمود. از همین رواست که در گزارش UNHCR در خصوص فعالیتهای این ارگان در ارتباط با افراد بی تابعیت، عملاً تنها به این نکته بر می خوریم که کمیساریا در دوران جنگ سرد در خصوص افراد بی تابعیت موجود، که تعداد آنها بسیار ادک بوده است تنها در مقام عمل اقدام به تهیه گزارش و درخواست از دولتهای دیگر با این دسته از افراد بی تابعیت باری اعطای تابعیت به آنها نموده است. اما از سال ۱۹۹۰ به بعد با پایان جنگ سرد و تغییر اوضاع و احئال و شرایط جهانی به ناگاه در پی تجزیه اتحاد جمامیرشوروی و ایجاد دولتهای مستقل کوچک فیل عظیمی از افراد بی تابعیت در اروپای شرقی پدید آمدند که وضعیت این افراد در حدی بود که نیاز به رسیدگی های سریع و اضطراری داشتند. از همین رو کیساریا علیرغم سالهای قبل اقدام به فعالیتهای گسترده ای در زمینه سرو سامان دادن به وضعیت این افراد نمود.
در همین راستا بود که در سال ۱۹۹۵ مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه شماره ۱۵۲/۵۰ مصوب ۲۱ دسامبر ضمن تقدیر از فعالیت کمیساریا در خصوص حمایت از افراد بی تابعیت بر تلاش کمیساریا در خصوص بهبود و ارتقاء وضعیت این افراد به خصوص در زمینه دستیابی آنها به مزایایی که برایشان در کنوانسیون های ۱۹۵۴ و ۱۹۶۱ در نظر گرفته شده بود تأکید نمود، از این رو بود که کمیساریا اقدام به تأسیس یک بخش تخصصی در راستای ارتقای وضعیت افراد بدون تابعیت نمود که به بخش  حمایت بین المللی UNHCR معروف است.[۸۰]
همچنین در این بخش یک نفر بعنوان مسئول ارشد حقوقی که متخصص در بحث افراد بدون تابعیت است صرفاً جهت رسیدگی به وضعیت افراد بدون تابعیت انتخاب شده است.
بند دوم:اقدامات UNHCR از جمله اقداماتی که UNHCR امروزه در خصوص افراد بدون تابعیت و با یاری گرفتن از بخش حمایت های بین المللی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (DIP) انجام می دهد می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف) به وجود آمدن یک هماهنگی یا به اصطلاح یک Network بین دیگر سازمانهای بین المللی وابسته به سازمان ملل متحد و سازمان های منطقه ای و NGO ها در خصوص همکاری در جهت ارتقاء و بهبود شرایط افراد بی تابعیت و کمک به آنها در جهت بدست آوردن تابعیت.
ب) تشویق سازمانهای منطقه ای و ملی بخصوص در سطح مدیران و رؤسا بوسیله UNHCR و DIP از این رو که این مدیران سیاستهایی را اتخاذ نمایند که این سیاستها و استراتژیها در راستای بهبود و وضعیت افراد بدون تابعیت باشد.
پ) توجه DIP به دیگر مناطقی که افراد بدون تابعیت در آن مناطق زندگی می نمایند به غیر از اروپای شرقی و مرکزی از جمله آفریقا، آسیا و خاورمیانه.
ت) برای دستیابی به یک خط و مشی جهانی در این راستا که UNHCR بتواند به تمام افراد بی تابعیت در سراسر جهان کمک نماید. امروزه در DIP یک گروه صرفاً مسئول تهیه برنامه ریزی برای افراد بدون تابعیت در نقاط مختلف جهان هستند و باری اینکه این گروه بتوانند برنامه ریزیهایی دقیق و براساس واقعیت و نیازهای موجود ارائه دهند. UNHCR از تمام کارگزاریهایش در سراسر جهان درخواست نموده است که در خصوص وضعیت افراد بی تابعیتی که ممکن است در قلمرو کاری آنان باشند گزارشی ارائه می نماید.
ث) علاوه بر فعالیتهای فوق UNHCR همواره سعی نموده تا دولتها را تشویق به یافتن راه حل هایی قطعی و مؤثر در خصوص کمک به افراد بی تابعیت نماید، که بتوان از آن خلال مشکل افراد بی تابعیت را حل نمود از جمله: اعطای تابعیت و یا تسهیل در قوانین تابعیت و… .
ج) با توجه تشویق دولتها برای یافتن راه حل مؤثر و اجرایی UNHCR دولتها را تشویق به پذیرش کنوانسوین های کاهش موراد بی تابعیتی و بهبود و ارتقا شرایط افراد بی تابعیت می نماید تا از این خلال دولتها تعهدات بیشتری نسبتب ه افراد بی تابعیتی به عهده بگیرند.
چ) از دیگر اقدامات UNHCR اطلاع رسانی در خصوص وضعیت افراد بی تابعیت و همچنین تهیه بروشورها و پکیج هایی در این راستا باشد.
ح) همچنین مضاف بر بحث اطلاع رسانی در خصوص وضعیت افراد بدون تابعیت UNHCR یک سری برنامه های آموزشی را نیز در این خصوص سازماندهی نموده است و این دوره های آموزشی که بیشتر در قالب workshop برگزار می گردد. رده های مختلفی از جمله مسئولین و مقامات رسمی کشورها، رؤسای سازمانهای غیردولیت، مرتبط با بحث افراد بی تابعیت و حتی خودکارمندان UNHCR را تحت آموزش قرار داده است.
خ) در طی سالیان اخیر همکاری UNHCR با NGO روند بسیار روبه رو رشدی یافته است، به خصوص NGO های منطقه ای و محلی، زیرا تجربه اثبات نموده است که این NGO دارای مطالب و اطلاعات و حتی تحلیلهای بسیار جامع و کاملی راجع به افراد بی تابعیت هستند و از همه مهمتر آنکه NGO ها در ارتباط مستقیم با افراد بی تابعیت می باشند زیرا این سازمانها همواره از مهمترین ارگان های حمایتی هستند که به افراد بی تابعیت کمک می نمایند.
د) اما از جمله مهمترین اقدامات UNHCR در طی سالیان گذشته کسب تابعیت باری افراد بی تابعیت بوده است و UNHCR این کار از طریق ارائه درخواست به دولتهایی که این افراد در آن کشورها ساکن هستند اعمال می نماید. بعنوان مثال در کشورهای اوکراین، بالکان، شاخ آفریقا این مساله مورد پیگیری قرار گرفته شده است.