سرمایه اجتماعی رهیافتهای فردمحور و اجتماع محور

مارس 27, 2020 By vZbR33JZrQ

 

اندیشمندان مختلفی براساس رهیافتهای فردمحور و اجتماع محور به مفهوم سرمایه اجتماعی توجه کرده اند. بر اساس دیدگاه تبیینی که در این تحقیق صورت گرفته است سرمایه اجتماعی به عنوان ” ظرفیت شکل دهنده ی فرآیندهای همکاری جهت کسب منفعت اجتماعی بین مردم و سازمانها” محسوب می شود که حاصل شبکه های روابط جمعی و گروهی انسجام بخش «میان افراد»، «افراد و سازمانها» و « سازمانها با سازمانهای دیگر» می باشد. بنابراین سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای نظام اجتماعی است که از یک طرف موجب ارتقاء سطح همکاریهای اعضای جامعه با یکدیگر و از طرف دیگر نیز باعث کاهش هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد(محسنی تبریزی؛ ۱۳۸۹، ۱۴۸)؛ لذا ابعاد مختلفی دارد که در این تحقیق چهار بعد اساسی که در محله­های شهری ظرفیت تبدیل شدن به دارائی جمعی را دارد بیان شده است. آگاهی، اعتماد، مشارکت و همبستگی و انسجام ابعاد این مفهوم هستند.

 

مدیریت محله محور[۲]:

“مدیریت محله محور” به عنوان ” فرایند هدایت و هماهنگ کننده ی ظرفیتهای کالبدی- فضایی، اجتماعی(سرمایه اجتماعی)، اقتصادی و نهادی در محله” محسوب می شود. در واقع مفهوم مدیریت محله محور با مفهومی که امروزه اساس عملکرد شهرداری تهران در مناطق شهری است تفاوت ماهوی داشته و آن این است که صرفابر ابعاد فرهنگی – اجتماعی اشاره ندارد؛ بلکه اساس آن بر فرایند قانونی جهت تمرکززدایی، دموکراتیک سازی و توسعه محله ای در کلیه ابعاد فضایی- کالبدی، اقتصادی – مالی و فرهنگی – اجتماعی در مدیریت شهری با تکیه بر نیازهای محلی و ظرفیتهای سرمایه اجتماعی در هر محله است. مدیریت محله محور بر سه بعد محتوایی، عملکردی و ساختاری استوار است.

 

 

اکنون بیش از نیم قرن است که «جین جیکُبز» در کتاب معروفش « مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی» ضرورت درک بهتر زندگی شهری را بیان کرده است(Jacobs,1961). به عبارتی ضرورت توجه به دو نگرش نیرومند در این گفتار قابل تشخیص است: اول توجه به شیوه­هایی که مردم، زندگی در شهرها را عملاً تجربه می کنند. دوم، تشخیص عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیرومندی که زندگی شهری و سازمان شهرها را تحت تأثیر قرار می­دهد.

به نظر می رسد شیوه هایی که مردم، زندگی در شهرها را تجربه می کنند، به نوع، میزان، چرایی و چگونگی با هم بودن افراد در «مکان» که می تواند از مجتمع مسکونی، کوچه، محله تا سطوح مختلف شهر را در بر گیرد، بستگی دارد. بسته به هر تعریفی که از این مسئله صورت گیرد، ابعاد شکل دهنده ی سرمایه اجتماعی که ابعاد ساختاری، شناختی و ارتباطی(Nahapeit , Ghoshal,1998) در روابطی که بر مبنای اعتماد، آگاهی، همبستگی و انسجام و مشارکت است، می ­تواند در آن سطح خود را بیشتر نمایان سازد.  

برای پرداختن به موضوع ابتدا به ضرورت مفهوم سرمایه اجتماعی و سپس به سیر تحول اندیشه­های مرتبط با این مفهوم و نظریات اندیشمندان اشاره می شود. ابعاد و شاخص ها و کارکردهای سرمایه اجتماعی به منظور اشاره همه جانبه اما مختصر به عنوان جمع بندی مباحث مرتبط با سرمایه اجتماعی در این بخش است.

 

 

  • ضرورت پرداختن به مفهوم سرمایه اجتماعی

در دهه های اخیر سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از کانونی ترین مفاهیم در علوم اجتماعی ظهور و تبلور یافته است. طرح این رویکرد در بسیاری ازمباحث توسعه اقتصادی، نشان دهنده اهمیت نقش ساختارها و روابط اجتماعی میان افراد (سرمایه اجتماعی) بر متغیرهای توسعه از همه ابعاد است. سرمایه اجتماعی عمدتاً مبتنی بر عوامل فرهنگی و اجتماعی است و شناسایی آن به عنوان یک نوع سرمایه چه در سطح مدیریت کلان توسعه شهرها و چه در سطح مدیریت سازمانها و بنگاه­ها می‌تواند شنــاخت جدیدی را از سیستم‌های اقتصادی ـ اجتماعی ایجاد و مدیران را در هدایت بهتر سیستم‌ها یاری کند.

پیش از اینکه به مفهوم سرمایه اجتماعی و دیدگاه ها و انواع آن پرداخته شود؛ لازم است اصطلاح«سرمایه» بررسی شود.

مفهوم سرمایه را می توان از آرای مارکس دنبال کرد. در مفهوم پردازی مارکس، سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که سرمایه داران یعنی کسانی که ابزار تولید را در اختیار دارند، از گردش کالاها و پول در فرایندهای تولید و مصرف به دست می آورند. در این گردش به کارگران در مقابل کارشان، دستمزد پرداخت می شود و به آنها امکان می دهد کالاهای مورد نیاز خود را خریداری نمایند. بنابراین سرمایه به عنوان بخشی از ارزش اضافی محصول یک فرآیند است(lin ، ۱۹۷۶، ۱).

در ادبیات سرمایه با بهره گرفتن از نظریات صاحبنظران می توان پنج نوع سرمایه را از هم تفکیک کرد که به اختصار در اینجا توضیح داده می شود:

  • سرمایه اقتصادی[۳]: به درآمد پولی و همچنین سایر دارائی های مالی اطلاق می شود مانند پول و ثروت که می ­تواند جهت تولید کالا و خدمات مورد استفاده قرار گیرد. به باور بوردیو سرمایه اقتصادی ریشه دیگر انواع سرمایه است(فیلد، ۱۳۸۵، ۳۲).
  • سرمایه انسانی[۴]: شکل دیگر سرمایه است که با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت­ها و توانائی­هایشان پدید می آید و افراد را قادر می سازد با شیوه های جدیدی رفتار کنند(کلمن، ۱۳۷۷، ۴۶۲). شولتز[۵] سرمایه انسانی را به مثابه سرمایه گذاری در آموزش با بازگشت سرمایه (سود معین) در نظر می گیرد(Schultz،۱۹۶۱،۱۷-۱).
  • سرمایه فرهنگی[۶]: سرمایه گذاری های طبقه مسلط در بازتولید مجموعه ای از نمادها و معانی­ای است که توسط طبقه تحت سلطه، اشتباه درک و درونی شده است و آن ها را به مثابه نمادها و معانی طبقه خود پذیرفته اند(بوردیو، ۱۳۸۱، ۳-۱).
  • سرمایه مادی[۷]: شامل زمین، ابزارها، ماشین آلات و سایر تجهیزات فیزیکی است که قابلیت تولیدی دارد(قدوسی، ۱۳۸۲، ۱۲۷).
  • سرمایه اجتماعی[۸]: انباشت منابع بالقوه و بالفعلی است که مربوط به داشتن شبکه ای نسبتا پایدار از روابط کم و بیش نهادینه شده از آشنایی و شناخت متقابل است؛ به عبارتی دیگر عضویت در یک گروه برای هر یک از اعضایش از طریق حمایت یک سرمایه جمعی، صلاحیتی فراهم می کند که آنان را مستحق «اعتبار» به معانی مختلف می کند(بوردیو، ۱۳۸۱، ۵۱). کلمن در تمایز سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بیان می کند که سرمایه انسانی، ویژگی ها و توانایی­های بالقوه ای است که در افراد ایجاد می شود؛ اما سرمایه اجتماعی، توانایی و امکانات بالقوه ای است که در بطن روابط اجتماعی میان افراد وجود دارد(کلمن، ۱۳۷۷، ۴۶۵).

 

  • سیر تحول تاریخی مفهوم سرمایه اجتماعی

نظریه سرمایه اجتماعی، یک نوآوری مفهومی جدید است که در سال­های اخیر توجه بسیار به­ آن شده است. در واقع مفهوم سرمایه اجتماعی سابقه تاریخی زیادی دارد و جامه ای نو برای تئوری­های قدیمی تر به شمار می آید. فردینان تونیس[۹] درباره انتقال از جامعه گماینشافت[۱۰] به گزلشافت[۱۱] و تأثیر زندگی شهری بر حیات انسانی نظرات فراوانی ابراز داشته است. به نظر زیمل[۱۲] فرایندهایی نظیر تقسیم کار فزاینده، عقلانیت مفرط، سلطه روز افزون و نظایر آن سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی موجود در کلانشهر شده است. در شرایط دلزدگی فرد قادر نیست تفاوت ها رادریابد. در چنین شرایطی اهمیت زندگی از بین می رود، تمام امور و فعالیتها یکنواخت می شود و رضایت از زندگی کاهش می یابد؛ لذا نتیجه چنین شرایطی، ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است(شارع پور، ۱۳۸۰، ۱۰۲).

بن فاین[۱۳] بیان می کند که نخستین بار مفهوم سرمایه اجتماعی پیرامون دو مضمون شکل گرفت. اول؛ تعیین منابع سرمایه اجتماعی است. خانواده­ها، تشکل­ها، جامعه مدنی، بخش عمومی، قومیت و هویت جنسی. دوم؛ مباحثی پیرامون جرم، خشونت، اقتصاد، توسعه اقتصادی و شهری، شکلگیری این مفهوم را موجب شده است(fine, 2001, 1-19).

درباره زمان و مکان باب شدن مفهوم «سرمایه اجتماعی» هنوز توافق جدی وجود ندارد. برخی منابع(Putnam, 1995، winter,2000) معتقدند که اصطلاح» سرمایه اجتماعی»، در سال ۱۹۱۶ در مقاله ای توسط»هانی فان[۱۴]« از دانشگاه ویرجینیای غربی به کاربرده شده است و به عنوان دارایی های قابل لمس مانند خواسته های خوب، دوستی، همدردی و روابط بین فردی و خانوادگی اجتماعی که یک واحد اجتماعی را شکل می دهد و در زندگی روزمره مردم مطرح هستند، بوده است (Hanifan, 1916, 134).

علاوه بر کابرد این مفهوم توسط هانیفان، نخستین بار در اثر کلاسیک جین جیکوبز[۱۵]«مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی[۱۶]» این اصطلاح به کار رفته است که در آن به شبکه ­های اجتماعی فشرده در محدوده های حومه  قدیمی و مختلط شهری، به عنوان سرمایه اجتماعی یاد شده است که درارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دادند(الوانی و شیروانی، ۱۳۸۵، ۹).

ایوان لایت[۱۷]، جامعه شناس و گلن لوری[۱۸] اقتصاددان نیز سرمایه اجتماعی را در دهه ۱۹۷۰برای توصیف مشکل توسعه اقتصاد درون شهری به کار بردند(الوانی، ۱۳۸۳، ۱۶). در دهه ۱۹۸۰ این اصطلاح توسط جیمز کلمن [۱۹]جامعه­شناس آمریکایی و تحقیق او در زمینه مشارکت در امور مدرسه(در شهر شیکاگو)، در معنای وسیع تری مورد استقبال قرار گرفت. پس از آن بوردیو[۲۰] در فرانسه در زمینه تئوری مارکسیستی و مطالعه پوتنام[۲۱] در زمینه رابطه سرمایه اجتماعی و نهادهای دموکراتیک در ایتالیا، خصوصا از عوامل مؤثر در گسترش کاربرد این مفهوم به شمار می­روند(بوردیو، ۱۳۸۱؛ کلمن، ۱۳۷۷). کاربرد این مفهوم به تدریج از دهه۱۹۹۰ به این سو در تزها و مقالات دانشگاهی، به ویژه در رشته­های جامعه شناسی ، اقتصاد، سیاست و مدیریت افزایش یافت.

چند بعدی بودن مفهوم سرمایه اجتماعی[۲۲] باعث شده است تا اختلاف نظرهای زیادی در تعریف آن بوجود آید. یکی از گام­های اساسی در رسیدن به تعریفی مناسب برای این مفهوم در این تحقیق، تلاش در جهت ایجاد صراحت مفهومی از طریق ایجاد تمایز شفاف بین منابع، ابعاد، مؤلفه ها، اشکال و پیامدهای سرمایه اجتماعی است.

در ادبیات نظری سرمایه اجتماعی، تقسیم بندی­های متفاوتی وجود دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود. به طور کلی دو رهیافت متمایز از هم و در عین حال سودمند نظری در خصوص سرمایه اجتماعی وجود دارد؛ یکی رهیافت فرد محور که بیشتر به اندیشه های بوردیو نزدیک است؛ به این معنا که سرمایه اجتماعی می تواند مکانیسمی برای طرد یا ادغام اجتماعی باشد. در این رویکرد با تأکید بر موقعیت متمایز افراد اجتماع در کسب منابع محدود، کوشش می­گردد تأثیر شکل و مقدار سرمایه اجتماعی بر موفقیت افراد در دستیابی به منابع محدود ارزیابی شود.

رهیافت دیگر، رهیافت اجتماع محوراست که ارتباط تنگاتنگی با اندیشه پوتنام دارد. دراین­رهیافت واحد تحلیل اجتماع است و برماهیت و میزان پیوندهای متقاطع و مشارکت افراد در شبکه ­های غیررسمی و سازمان­های مدنی رسمی تأکید دارد. این رهیافت بر روش­هایی اشاره دارد که اعضای اجتماع با همدیگر و به خصوص بر سر مسائل مشترک، تعامل و همکاری دارند(Dudwick, 2006, 57).


 

  • تعاریف سرمایه اجتماعی از دیدگاه صاحبنظران

به طور کلی، براساس اینکه از چه منظری به سرمایه اجتماعی نگریسته شود، تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است. در این بخش با توجه به قلمروی موضوعی تحقیق، به معرفی مهمترین صاحبنظران در زمینه سرمایه اجتماعی و نظرات آنها پرداخته می شود.

  1. پی یر بوردیو

پیر بوردیو از اولین جامعه‌شناسان و محققانی است که به تحلیل سیستماتیک ویژگی‌های سرمایه اجتماعی پرداخت. براساس تعریف بوردیو، سرمایه اجتماعی، حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی شده بین افراد و به عبارت ساده‌تر، عضویت در یک گروه است. البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندهاست. در واقع پیوندهای شبکه‌ای می‌باید از نوع خاصی، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد باشند بنابر این سرمایه اجتماعی دو شاخص اساسی دارد: ۱) اعتماد ۲) پیوند.

از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی به عنوان شبکه‌ای از روابط ودیعه‌ای طبیعی یا اجتماعی نیست، بلکه در طول زمان برای کسب آن باید تلاش کرد. به تعبیر او سرمایه اجتماعی محصول نوعی سرمایه‌گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه است که به دنبال تثبیت یا باز تولید آن گونه روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلند مدت قابل استفاده هستند (Bourdieu, 1986،۲۵۱).

بوردیو در بحث از انواع سرمایه، سه نوع سرمایه رابیان می کند که عبارتند از سرمایه اقتصادی که بی درنگ قابل تبدیل به پول است و می توان آن را به شکل حقوق مالکیت نهادینه کرد، سرمایه فرهنگی که بسته به شرایط معین قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی بوده و می توان آن را به شکل کیفیت های آموزشی نهادینه کرد و در نهایت سرمایه اجتماعی که از تعهدات( روابط) اجتماعی تشکیل شده و در شرایطی معین به سرمایه اقتصادی قابل تبدیل است و می­توان آن را به شکل القاب اشرافی (در شکل اصالت و شهرت) نهادینه کرد(بوردیو، ۱۳۸۰، ۱).

سرمایه اجتماعی برای بوردیو موقعیت ها و روابط در گروه ها و شبکه های اجتماعی است که دسترسی به فرصت ها، اطلاعات، منابع مادی و موقعیت اجتماعی را برای افراد افزایش می دهد. به نظر بوردیو تطابقی میان جایگاه اجتماعی و سلیقه ها و رفتارها وجود دارد؛ مثلاً اینکه فضای طبقه اجتماعی برتر، چه نوع ورزش ها، نوشیدنی ها، گرایش های سیاسی و غیره را ترجیح می­ دهند(رضائیان، ۱۳۸۳، ۲۰) .

بوردیو توجه خود را بر فوایدی که ناشی از مشارکت در گروه نصیب افراد می شود با عنوان«معاشرت پذیری عمومی با هدف دسترسی به منابع اجتماعی» متمرکز می سازد و بیان می کند که منافع حاصل از عضویت در یک گروه، احساس همبستگی است که آن منابع را ممکن می سازد(بوردیو، ۱۳۸۰، ۵۳).

بوردیو همچنین معتقد است که افراد مختلف از طریق نمایندگی گروه ها بسته به میزان سرمایه آنها، سودهای بسیار نابرابر از سرمایه اجتماعی نسبت به سرمایه اقتصادی و فرهنگی بدست می­آورند؛ بنابراین کاربرد سرمایه اجتماعی از نظر بوردیو بر این درک استوار است که افراد چگونه با سرمایه گذاری بر روابط گروهی، وضعیت اقتصادی خود را در یک فضای اجتماعی سلسله مراتبی یا سرمایه داری بهبود ببخشند؛ لذا سرمایه اجتماعی از نظر بوردیو ابزاری است که وضعیت گروه ها و در نتیجه فرد را باز تولید می کند(همان، ۵۵).

  1. جیمز کلمن

جیمز کلمن اولین محققی بود که به بررسی تجربی مفهوم سرمایه اجتماعی و عملیاتی کردن آن پرداخت. او در تحلیل و تبیین سرمایه اجتماعی به جای توجه به ماهیت و محتوای آن به کارکرد سرمایه اجتماعی توجه دارد. از نظر او سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه می‌دهد با بهره گرفتن از آن به منابع خود دست یابد. بنابراین سازمان اجتماعی را بوجود آورنده سرمایه اجتماعی می داند(کلمن ۱۳۷۷، ۱۶۰). کلمن مطرح می‌کند که سرمایه اجتماعی بر کارکرد آن بنا شده است. سرمایه اجتماعی ذات واحدی نیست بلکه مجموعه‌ای از ذات‌های گوناگون است که دو عنصر مشترک دارند: اولاً همه آنها مشتمل بر جنبه‌ای از ساختارهای اجتماعی هستند. ثانیاً برخی کنش‌های خاص کنش‌گران اعم از اشخاص حقوقی یا حقیقی را در داخل محدوده ساختار تسهیل می‌کند(الوانی و شیروانی، ۱۳۸۵، ۲۵).

بنابر این سرمایه اجتماعی از دیدگاه کلمن نشان دهنده این است که چگونه ساختار اجتماعی یک گروه می تواند به عنوان منبعی برای افراد آن گروه عمل نماید. او وجود سرمایه اجتماعی را اعتماد، اطلاع رسانی و ضمانت اجرای کارآمد، روابط اقتدار و میزان تکالیف در گروه می داند(شارع پور، ۱۳۸۳، ۳۰۱). بنابراین به اعتقاد کلمن، ارزش سرمایه اجتماعی قبل از هر چیز در این است که جنبه های معینی از ساختار اجتماعی رابر حسب کارکرد آنها مشخص می کند. کارکردی که مفهوم سرمایه اجتماعی معرفی می کند، ارزشی است که این جنبه های ساختار اجتماعی به عنوان منابعی که افراد می توانند با توسل به آنها به منافع مورد نظر خود دست یابند، در بردارند.

مفهوم سرمایه اجتماعی نشان می دهد که این منابع چگونه می توانند با هم در آمیزند و به تولید رفتاری متفاوت و خلق نتایج متنوع برای افراد منجر شوند(تاجبخش، ۱۳۸۴، ۵۸-۵۷).

به نظر کلمن سرمایه اجتماعی سبب می شود تا هزینه های دستیابی به هدف­های معین کاهش یابد، هدفهایی که در صورت نبود سرمایه اجتماعی دستیابی به آنها، تنها با صرف هزینه های زیاد امکان پذیر بود. از نظر کلمن عواملی که منجر به ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی شده عبارتند از :

۱) تکالیف وانتظاراتی که بستگی به میزان قابل اعتماد بودن محیط اجتماعی دارند.

۲) ظرفیت اطلاعات برای انتقال و حرکت در ساختار اجتماعی تا بتوان پایه‌ای برای کنش فراهم آورد.

۳) وجود هنجارهایی که توأم با ضمانت اجرایی مؤثر باشند

۴)  ایدئولوژی : اعتقاداتی که لزوم کمک به دیگری یا عمل به سود او را شکل داده و سبب پدید آمدن سرمایه اجتماعی می شود(الوانی و شیروانی، ۱۳۸۵، ۲۵-۲۶).

تعاریف بوردیو وکلمن تا حدودی شبیه هم هستند . هم بوردیو و هم کلمن متمایل به مشارکت و عضویت فرد در گروه هستند و ماحصل آن را به عنوان سرمایه تلقی می کنند. بوردیو برای این مفهوم، از واژه « چسبندگی » و کلمن از واژه« ساختار اجتماعی» کمک می گیرند(کلمن، ۱۳۷۷ ، ۴۶۲).

 

  1. رابرت پوتنام

رابرت پوتنام یکی از برجسته ترین نظریه‌پردازان سرمایه اجتماعی است. وی توانست با موفقیت مفهوم سرمایه اجتماعی را از حلقه علمی و آکادمیک خارج کرده و وارد رسانه های جمعی نماید. پوتنام بیشتر بر تأثیر سرمایه اجتماعی در سطح ملی علاقمند می باشد؛ اینکه سرمایه اجتماعی چه تأثیری بر نهادهای دموکراتیک و در نهایت بر توسعه اقتصادی دارد.

پوتنام مفهوم سرمایه اجتماعی را در مقیاسی متفاوت از بوردیو و کلمن به کار می برد؛ اگرچه تعریف او تحت تأثیر نظر کلمن است. به بیان او « سرمایه اجتماعی» به خصوصیاتی از سازمان اجتماعی نظیر شبکه ها، هنجارها و اعتماد اشاره دارد که همکاری و هماهنگی برای منافع متقابل را تسهیل می کند(۲۰۰۰, Putnam ، ۶).

به باور او درحالی که سرمایه مادی به دارائیهای مادی و سرمایه انسانی به ویژگی‌ها و استعدادهای افراد اشاره دارد، سرمایه اجتماعی ناظر بر ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی، هنجارها و اعتماد متقابل ناشی از آنهاست. از نظر پوتنام سرمایه اجتماعی بر قابلیت جامعه برای ایجاد انواع انجمن‌های داوطلبانه دلالت دارد که افراد را به همکاری با یکدیگر و در نتیجه حفظ تکثرگرایی دموکراتیک تشویق می‌کند.

پوتنام مقوله سرمایه اجتماعی را مرتبط با جمع و جامعه می‌داند و این مفهوم را با سه مؤلفه به عنوان ویژگی سازمان اجتماعی تعریف می‌کند: شبکه‌ها، هنجارهای تعاملات متقابل و اعتماد (توسلی و موسوی، ۱۳۸۴، ۱۶-۱۵).

  1. شبکه ها:

پوتنام مانند دیگر نظریه پردازان سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی و تعاملات افراد با یکدیگر را بنیادی ترین جزء سرمایه اجتماعی و مرکز تئوری­های سرمایه اجتماعی می داند. به نظر وی شبکه ها، خاستگاه دو مؤلفه دیگر سرمایه اجتماعی یعنی هنجارهای تعاملات متقابل و اعتماد اجتماعی هستند. لذا شبکه ها دارای دو خصوصیت بسیار مهم باید باشند:

  • ساخت شبکه: به نظر پوتنام شبکه ها دارای ساخت افقی و عمودی هستند؛ به عبارتی ساخت افقی، شهروندان برخوردار از وضعیت و قدرت برابر را دور هم جمع می کند و ساخت عمودی، شهروندان نابرابر را به وسیله روابط مبتنی بر سلسله مراتب و وابستگی به یکدیگر پیوند می دهد. پوتنام بر تقابل این دو نوع ساخت تأکید داشته و شبکه ­های مشارکت مدنی که شبکه های افقی هستند را از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می­داند و بیان می کند هر چقدر این شبکه ها در جامعه ای متراکم­تر باشند احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان بتوانند در جهت منافع متقابل همکاری کنند. بنابر این هر چه ساختار سازمانی افقی تر باشد، موفقیت نهادی آن در اجتماع بیشتر است. پوتنام شبکه های عمودی را فاقد توان برقراری اعتماد و همکاری اجتماعی می­داند؛ در نهایت سودمندی هایی که در شبکه مدنی است را از این قبیل می داند: کاهش هزینه­ های بالقوه عهد شکنی در روابط متقابل معاملات، تقویت هنجارهای قوی معامله متقابل، تسهیل ارتباطات و بهبود جریان اطلاعات در مورد قابل اعتماد بودن افراد و ارائه چارچوبی فرهنگی برای همکاری(پوتنام، ۱۳۷۷، ۱۷۳).
  • فشردگی شبکه : فشردگی یا تراکم شبکه نیز به این معنی است که هر چه این شبکه­ها در اجتماع فشرده تر باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان بتوانند در جهت منافع متقابل همکاری کنند(همان، ۲۹۶). منظور از فشردگی افزایش انجمن ها و امکان عضویت متداخل و مشارکت در عرصه های چندگانه زندگی اجتماعی است(همان، ۳۱۳).

بنابراین پوتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان همبستگی اجتماع محلی حاصل شده دارای ویژگی‌های ذیل می‌داند:

  • وجود مجموعه‌ای متراکم از سازمان‌ها و شبکه‌های اجتماع محلی.
  • سطوح بالای تعهد مدنی یا مشارکت در شبکه‌های اجتماعی محلی.
  • هویت محلی قوی و مثبت و نیز احساس تجانس و برابری با اعضای اجتماع محلی.
  • هنجارهای تعمیم یافته محلی مربوط به اعتماد و کمک متقابل بین اعضای اجتماع محلی و اینکه آیا آنها یکدیگر را به لحاظ شخصی می‌شناسند یا خیر؟
  • شبکه‌های مشارکت مدنی تجسم همکاری‌های موفقیت‌آمیز گذشته هستند که می‌توانند همچون الگویی فرهنگی برای همکاری‌های آتی عمل کند.

پس می توان نتیجه گرفت که از نظر پوتنام فشردگی زندگی انجمنی و گسترش عضویت در شبکه هایی با روابط افقی، اصلی ترین مؤلفه سرمایه اجتماعی است  که به نوبه خود فرصت گسترش اعتماد و هنجارهای تعاملات متقابل را به عنوان دو مؤلفه دیگر سرمایه اجتماعی در جامعه فراهم می کنند.

 

 

  1. اعتماد :

یکی دیگر از مؤلفه های سرمایه اجتماعی در نظر پوتنام، اعتماد است. اعتماد از عناصر ضروری این تقویت همکاری است که حاصل پیش بینی پذیری رفتار دیگران بوده و در یک جامعه کوچک از طریق آشنایی نزدیک با دیگران حاصل می شود؛ اما در یک جامعه بزرگ تر اعتماد غیرشخصی تر یا شکل غیر مستقیمی از اعتماد ضرورت می یابد(پوتنام، ۱۳۷۷، ۲۹۲).

پوتنام در بحث اعتماد با توجه به شعاع اعتماد، به دو نوع اعتماد شخصی و اجتماعی اشاره می کند و نوع دوم را که درادبیات سرمایه اجتماعی بعضا اعتماد تعمیم یافته نامیده می شود، برای جامعه سودمندتر می داند.به نظر پوتنام این نوع اعتماد شعاع اعتماد را از فهرست کسانی که شخصا می­شناسیم فراتر می برد و همکاری گسترده تر در سطح جامعه را موجب می گردد(۲۰۰۰, Putnam ، ۱۳۶).


پوتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع مرتبط یعنی شبکه ها و هنجارهای تعاملات متقابل می­داند که باعث افزایش اعتماد و همکاری اجتماعی می شوند؛ چراکه انگیزه های عهد شکنی و نیز جو ابهام آمیز و غیر شفاف را کاهش می دهند(پوتنام، ۱۳۷۷، ۳۰۹)؛ لذا مشارکت در شبکه های مدنی را سازوکار تبدیل اعتماد شخصی به اعتماد اجتماعی معرفی می کند و معتقد است کسانی که به همشهریان خود کمک می کنند، بیشتر در کارها داوطلب می شوند، بیشتر صدقه می دهند، مشارکت بیشتری در سازمان اجتماعی و سیاست دارند، در مقابل دیدگاه اقلیت بردبارترند و احتمال بیشتری وجود دارد که به حقوق دیگران احترام بگذارند(همان، ۱۳۷).

بنابراین اعتماد اجتماعی به همان اندازه که یک نگرش شخصی است، یک دارایی ضروری اجتماعی نیز هست(همان، ۲۲۳).

تا کنون دو نوع اعتماد (فردی و اجتماعی) بررسی شد؛ اما پوتنام نوع سومی از اعتماد را نیز مطرح می کند که همانا اعتماد به حکومت و نهادهای اجتماعی است و از آن به عنوان اعتماد نهادی یاد می­ کند و البته در بحث سرمایه اجتماعی نیز کمتربه آن تأکید می کند(همان، ۱۳۷).