پایان نامه فرمت ورد : صلح و امنیت بین المللی، سازمان های بین المللی، به عنوان یک استراتژی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

به طور بالقوه استفاده از واژه حاکمیت به عنوان یک استراتژی جهت استیلا بر قسمتی از جهان هستی، در جامعه بین المللی جدال بر انگیز است. بر اساس سیاست اخیر آمریکا و با توجه به این موضوع که دوره ابر قدرت بودن  آمریکا ممکن است به زودی به پایان رسیده و یک سیستم بین المللی جدید توسعه یافته که در آن دولت هایی با قدرت کنونی آمریکا شکل گرفته و به نوعی منافع این کشور به خطر بیفتد، لذا صنعتی کردن یک تعریف مناسب از حاکمیت در فضا به نفع این کشور خواهد بود. هنگام شکل گیری فزاینده قدرت های مستقل سیاسی، اقتصادی و نظامی دست یابی به قانونی بودن هر عمل از سوی آمریکا، شرط لازم استراتژی موفق این کشور در جامعه بین المللی است. بی شک قانون  تنها راه دست یابی آمریکا به حاکمیت در فضا و سلطه این کشور بر بازیگران بین المللی[دولت ها و سازمان های بین المللی]است. آمریکا برای دست یابی به قوانین بین المللی نیازمند است و می باید این حاکمیت را مطابق قوانین بین المللی کسب و اعمال نماید. برای درک صحیح حاکمیت در فضا نیاز است که بین حاکمیت طبیعی و عملی در این قلمرو تفاوت قائل شویم.

۱ – ۶ – ۴ – حاکمیت طبیعی

برای تحلیل مفهوم طبیعی حاکمیت، در ابتدا باید ارزیابی درست و کاملی از واژه “کنترل” در تمامی ابعاد و همچنین در زمان جنگ و صلح داشته باشیم. قانونی بودن  یک عمل به  معنای مطابقت کامل آن عمل با قوانین بین المللی می باشد. برخی از تعاریف حاکمیت طبیعی، به داشتن اقتدار، در دسترس بودن و …اشاره می کنند. چنین تعاریفی مفاهیم مالکیت یا حق حاکمیت را مورد حمایت قرار می دهند. با این وجود طبیعت اصلی در فضا به این معنا است که کشوری بر آن تسلط نداشته باشد. معاهده فضا [۱۹۶۷] که فرمان کبیر فضا نامیده شده است، و منبع قانونی تمامی مقررات مربوط به فضا است، به صراحت بیان کرده که فضای خارجی از جمله ماه و سایر اجرام آسمانی، موضوع تخصیص ملی قرار نمی گیرند. از این رو، واضح است که “حکومت کردن “یا” تسلط یافتن” دلالت برغیر قانونی بودن اعمال حاکمیت در فضا دارد. مشابها در” دسترس بودن” نیز بر حاکمیت یا مالکیت دلالت داشته و این تعابیر نیز رد می شوند. به نوعی شاید بتوان حاکمیت طبیعی فضا را کنترل مقتدرانه آن دانست. واژه” مقتدرانه”، به معنا به کارگیری چندین اصل قانونی و واژه” کنترل “به معنای اعمال قدرت یا حکومت کردن است، بنابرین می توان نتیجه گرفت که حاکمیت طبیعی فضا مجموعه قوانینی است که دولت ها در استفاده و بهره برداری از فضا می بایست رعایت نمایند.
در سال ۱۹۶۰، جان کب کوپر، در یک سخنرانی در دنشگاه لندن،  بیانیه جالبی  در مورد قوانین حاکم در فضا، با استناد به قوانین حاکم در دریاها بیان نمود:
“دولت ها در زمان صلح، حقوق یکسان در استفاده و بهره برداری از اقیا نوس ها دارند، اقیانوس ها میراث مشترک بشریت بوده و هیچ دولتی نمی تواند امتیاز ویژه برای خود در نظر بگیرد. کشتی ها در عبور و مرور از اقیانوس ها از حقوق غیر قابل انکاری برخوردارند ولی چنانچه تجارت غیر قانونی و مغایر با حقوق بین الملل انجام دهند بر طبق قوانین حقوق بین الملل، مسوول اعمال خود می باشند. این مفهوم در ماده دوم معاهده نیز وجود دارد:
فضای خارجی از جمله ماه وسایر اجرام آسمانی، می بایست جهت اکتشاف و بهره برداری، بدون هیچ گونه تبعیض در هر نوع و نژاد و بر اساس مساوات و مطابق قوانین بین المللی، برای تمام دولت ها آزاد باشد. تعهد این امر که دولت ها، مکلف به رعایت اصل تساوی در بهره برداری و اکتشاف از فضا می باشند نشان می دهد که علیرغم فقدان برخی قوانین بین المللی لازم در فضا، هیچ دولتی حق اعمال سلطه قانونی بر دیگر کشورها را دارا نمی باشد، از این رو تعریف طبیعی حاکمیت فضا، در آزمایش قانونی بودن با شکست مواجه می شود .

۲ – ۶ – ۴ – حاکمیت عملی بر فضا

حاکمیت عملی بر فضا، این گونه تعریف می شود: حاکمیتی که از طریق استفاده نیروی نظامی به دست آمده و حفظ می گردد و در اصطلاح ” کنترل فضا ” نامیده می شود. با این حال حاکمیت فضا چیزی فراتر از کنترل فضاست. وزارت دفاع آمریکا کنترل فضایی را این چنین تعریف کرده: درگیری، حمایت و کمک به آن، جهت آزادی عمل آمریکا و متحدان آن در فضا، که با اعمال این کنترل آزادی عمل دشمن در فضا ازبین می رود. شکست در بیان یک تعریف مناسب ازحاکمیت در فضا، این باور غلط را به وجود می آورد که حاکمیت در فضا برابر با استیلای آن است. از یک نقطه نظر نظامی زیرکانه، فضا به عنوان زمین مرتفع قلمداد می شود. مرتفع ترین زمین در یک عملیات نظامی، همیشه به عنوان مطلوب ترین موقعیت در نظر گرفته می شود، زیرا فواید نظامی بسیاری را به همراه خواهد داشت. این فواید شامل حاکمیت بهتر بر محیط اطراف، یک موقعیت دفاعی امن تر و … می باشد. و چنین فوایدی به یقین در زمان بروز مخاصمات مسلحانه بین المللی، بسیار با ارزش خواهند بود. هم اکنون در آمریکا عده ای جهت تسط کامل این کشور بر فضا، سه گام را پیشنهاد می کنند: اول خروج و عقب نشینی این کشور از تمام معاهده های مربوط به فضا، دوم، به دست گرفتن کنترل کامل زمین و سوم ایجاد یک
آژانس فضایی ملی جهت قانونی کردن تمام فعالیت های آمریکا در فضا. این سه گام تسلط کامل آمریکا بر فضا را فراهم خواهند کرد. واضح است که حاکمیت موثر آمریکا بر فضا سبب از بین رفتن قوانین بین المللی حاکم بر فضاست. به طور مشابه همانند کنترل فضا، حاکمیت مثبت به معنای اطمینان از دسترسی به فضا و حاکمیت منفی، عدم دستیابی به فضا خواهد بود. در حال حاضر حاکمیت مثبت و منفی به گونه ای جدا نشدنی به هم متصل شده و هر دو به دنبال آزادی عمل و دسترسی و حفظ امنیت آمریکا در فضای کیهانی هستند. بر اساس این نظریه، هنگامی که حاکمیت مثبت توسط دولت ها به چالش می افتد، حاکمیت منفی به عنوان جزء جدانشدنی حاکمیت فضا قلمداد می شود .

۱ – ۲ – ۶ – ۴ – حاکمیت مثبت

حاکمیت مثبت فضا به معنای آزادی عمل لازم جهت دسترسی، اکتشاف و بهره برداری از فضای کیهانی و استفاده از خطوط ارتباطی فضایی توسط دولت ها برای اهداف صلح آمیز می باشد. به دنبال این آزادی عمل  که برای آمریکا بسیار حیاتی بوده، سیاست فضایی این کشور مبنی بر دسترسی و بهره برداری از فضای کیهانی بدون دخالت دولت های دیگر است. از این رو آمریکا سعی بر حفظ آزادی عمل خود در فضا داشته و متقابلا با توسعه قوانین جدید که به دنبال منع یا محدود کردن دسترسی این کشور به فضا را دارند به شدت مخالفت می کند. از سوی دیگر، واشنگتن معتقد است که قوانین جدیدی که سعی در کاهش آزادی عمل دولت ها در فضا را دارند، به نوعی سبب از بین رفتن دستیابی و عملیات کامل و آزاد دولت ها می باشند. همچنین آمریکا سیاست فضایی خود را مبنی بر بهره برداری آزاد تمام دولت ها در فضا می داند و این کشور این حق را تنها برای خود و هم پیمانان خود، خواهان نیست. واشنگتن در نشست نخست کمیته مجمع عمومی سازمان ملل بیان کرد که ” دنیای مدرن به حق آزاد عبور در فضا ” تکیه داشته و دولت ها را به پذیرفتن این منافع در حفظ دستیابی آزادانه به فضای کیهانی، ترغیب می نماید. باید توجه داشت که واشنگتن نگران آسیب پذیری بالقوه سیستم های فضایی خود، به ویژه بعد از آزمیش موشک ASAT چین در ژانویه ۲۰۰۷ است. اگر در دهه های گذشته، رقابت فضایی بین چندین دولت نتیجه ای به دنبال نداشته، به طور یقین آزمایش ASAT چین به جامعه بین المللی نشان داد که فضا اکنون یک قلمرو جدال برانگیز است. جدال بر انگیز شدن فضا دقیقا بر خلاف اهداف ذکر شده در معاهده OST می باشد، همان طور که توماس هابز به روشنی بیان کرده” پیمان بدون شمشیر تنها لغات بوده و هیچ قدرتی برای حفظ امنیت بشر ندارد”.
 

۲ – ۲ – ۶ – ۴ –  حاکمیت منفی

اعمال حاکمیت منفی فضا طبق سیاست فضایی آمریکا، در تضاد با هیچ قانون  بین المللی نمی باشد. اگرچه حاکمیت منفی فضا عدم دستیابی یک کشور به این قلمرو است، ولی در حقیقت چنین عملکردی به قصد حفظ فضا صورت می گیرد. با توجه به مطالب بیان شده، قصد آشکار آمریکا از اعمال حاکمیت منفی به شرح ذیل می باشد: اول دفاع از خود و دیگر جهت دستیابی مداوم و تضمین شده این کشور به فضا  .
ماه و دیگر اجرام آسمانی می بایست توسط دولت های این معاهده منحصرا برای اهداف صلح آمیز مورد استفاده قرار گیرند. ایجاد پایگاه های نظامی، نصب و آزمایش هر نوع سلاح و اجرای مانورهای نظامی در اجرام آسمانی ممنوع است  .
باید به خاطر داشت که این ماده دفاع از خود را منع نکرده بلکه ابزار اعمال آن را مشخص نموده است. بنا براین دفاع از خود در فضای کیهانی، به وسیله سلاح های غیر هسته ای و غیر تخریب جمعیو همچنین سلاح های جنبشی و غیر جنبشی از لحاظ قانونی بر طبق معاهده OST مجاز است.  

واژه اهداف صلح آمیز به کار رفته در در ماده IVاین معاهده بحث قابل توجه دیگری را در این رابطه که آیا این واژه به معنای غیر نظامی یا غیر تهاجمیباید تفسیر شود را به وجود آورده است. آمریکا از ابتدا به طور ثابت موقعیت دوم، یعنی تفسیر غیر تهاجمی را در نظر گرفته است. و همچنین به نظر می رسد که جامعه بین المللی نیز از این موقعیت حمایت می کند. آمریکا معتقد است که واژه اهداف صلح آمیز ، فعالیت های نظامی در فضای کیهانی را منع نمی کند، زیرا چنین فعالیت های در سر تا سر عمر فضا بدون اعتراضات بین المللی وجود داشته، درعوض این عبارت باید به نوعی تفسیر شود که فعالیت ها در فضا غیر تهاجمی یا به عبارت دیگر، مطابق با تعهدات منشور سازمان ملل و قوانین بین المللی بوده تا از تهدید یا استفاده از نیرو، به جزء در مواقع مطابقت با قانون، پرهیز شود. از این رو، اصول فضایی آمریکا، بر روی کاربرد قوانین بین المللی از طریق اعمال ماده III،OST ، به عنوان حمایت از حاکمیت منفی فضا تکیه می کند. شاید بتوان گفت که ماده یiii،OST، به گونه ای کاربرد قوانین بین المللی در فضا را بیان می کند: کشورهای عضو این معاهده باید فعالیت هایی را در فضا از جمله ماه و سایر اجرام آسما
نی اجرا نمایند، که مطابق با قوانین بین المللی از جمله منشور سازمان ملل بوده و در راستای حفظ صلح و امنیت بین المللی و ترویج همکاری و هماهنگی بین المللی باشد. منشور سازمان ملل نیز حکم می کند که “تمام اعضاء باید در روابط ین المللی خود از تهدید یا استفاده از زور در مقابل تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری یا در رفتار دیگری که مغایر با اهداف سازمان ملل است پرهیز کنند. برخلاف این منع ظاهری در استفاده از نیرو، منشور در جای دیگری استثناهای این حکم را در ماده ۵۱ بیان می کند. گرچه ماده ۵۱ حق برپایی جنگ تهاجمی را منع کردهولی استفاده از زور را کاملا قدغن نمی کند. از آنجا که هدف اصلی منشور سازمان ملل، حفظ صلح و امنیت بین المللی است، اعمال حق دفاع  مشروع با اهداف منشور سازمان ملل، همان طور که در معاهده فضا نیز بیان شده سازگار است. با این وجود یک تفاوت اصلی بین منشور و معاهده وجود داشته: در معاهده OST نوع سلاح برای دفاع مشروع مشخص شده درحالیکه در منشور اینچنین نیست. بنابراین می توان نتیجه گرفت که دفاع مشروع در فضا مجاز بوده البته تا جایی که چنین عملکردی از اصول ماده IV، معاهده یOST، تخطی نکند.

۷ – ۴ – به کارگیری سلاح های فضایی جهت دست یابی به حاکمیت فضا توسط آمریکا

همان طور که در مطالب پیشین عنوان شد، حفظ خطوط ارتباطی فضایی مترادف با حاکمیت آمریکا در فضاست. به دنبال حفظ آن خطوط، عده ای در آمریکا موافق با به کار گیری سلاح های جنبشی در فضا هستند. بی شک به کار گیری این گونه سلاح ها در محیط فضا، غیرعملی و غیر عاقلانه است. به کارگیری سلاح های جنبشی در فضا یک توده مخروبه  به شدت خطرناک در مدار زمین ایجاد کرده که تهدیدی جدی علیه ماهواره ها می باشد. همان طور که می دانید، اهمیت دارایی های فضایی آمریکا در حفظ امنیت ملی این کشور غیرقابل انکار است. اگرچه تهدیدهای بی شماری برای دارایی های فضایی آمریکا قابل تصور است، ولی آثار مخروبه ناشی از استفاده سلاح های جنبشی در فضا تنها تهدیدی است که توسط خود این کشور به وجود می آید، به نوعی می توان گفت که استفاده از این سلاح ها در فضا توسط آمریکا، در حکم یک شمشیر دو لبه برای این کشور است. با ذکر اهمیت اساسی ماهواره ها و خطوط ارتباطی فضایی، کاهش آثار زباله های فضایی باید به عنوان یک اصل و از طریق جامعه ی بین المللی با جدیت دنبال شود. به حداقل رساندن زباله های فضایی، جزء جدانشدنی و ذاتی هر استراتژی موفق فضایی در آینده خواهد بود .

۸ – ۴ – پیشرفت‌های اخیر در سیاست فضایی آمریکا

علیرغم نگرانی‌های بین‌المللی موجود، آمریکا همچنان به تلاش خود برای حفظ فضا ادامه می دهد. در سال ۱۹۹۸ رئیس جمهور بیل کلینتون و دولت او یک استراتژی امنیت ملی[۲۸۴]را مطرح نمود که شدیدا به دنبال دست‌یابی به پیشرفت‌های بیشتر برنامه‌های نظامی جهت حفظ منافع امنیتی ملی آمریکا در فضای ماوراء جوء بود.