مقاله درباره عدم رعایت نظامات دولتی، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

بند اول : بی احتیاطی
برخلاف بی مبالاتی این تقصیر جنبه وجد یمثبت دارد یعنی فعلی انجام گرفته است که از نظر علمی واصول پزشکی نباید انجام می گرفت بنابراین پزشک توجه دقت  کافی در درمان یاآزمایش رامبذول نداشته است در اصطلاح حقوقی بی احتاطی درمقابل غفلت ازجنس ترک است
۱-قصور ترک یک قانون الزامی بدون اینکه مساحبه ای درآن کرده باشد چنان چه کسی که تازه به تابعیت کشوری پذیرفته شده ممکن است از روی جهل به قانون امر قانونی راترک ویا نهی قانونی را مرتک شده باشد این جهل از روی قصوراست نه تقصیر،در لغت خوددار ی از انجام عملی باوجود توانایی صورت دادن آن عمل راگویند خودداری از امجام کاری باعجز ازانجام آن کاررا گویند ترک عملی که شخص ملزم به انجام آن است یا ارتکابعملی که از انجام دادن آن منع شده است.
جنس فعل ،که عبارت است از ارتکاب عملی از روی ترک پیش بینی وحزم که حقا باید آن پیش بینی یاحزم رعایت می شد؛یعنی توقع آن عرفا از فاعل عمل می رفت…»
بنابراین بی احتیاطی،سهل انگاری دردرمان می باشد که دارای جنبه های وجودی مثبت  وارتکاب فعل است  فعلی که ازسوی پزشک ویادستیاران اوبه قصددرمان بیمارصورت می گیرد ولی توجه کافی درامر درمان یاآزمایش مبذول نداشته یامرتکب اشتباه گردیده ویااینکه موازین علمی پزشکی  به طورکامل رعایت نگرددوموجب ضررجسمانی یاروانی به بیمار شود مثلا پارگی رحم درحین کورتاژجاگذاشتن  وسایل جراحی یاگاز درداخل شکم تزریق یاتجویز داروهای آدرنرژیک  ویاداروهایی که حاوی آن می باشندبه بیماری که مشکل قلبی داشته وفشارخون او نیز بالاست برای تشخیص بی احتیاطی باید به دنبال آن بود که عمل واقع شده تحت شرایط خاص عرفا قابل پیش بینی بوده است یاخیر وآیایک شخص محتاط ،مطایق عرف زمان ومکان می تئانسته آن راپیش بینی کندیا نه۱
باتوجه به مراتب فوق ضابطه تشخیص بی احتیاطی عرف است درخصوص پرونده های پزشکی عرف افراد متخصص وخبره واجدااثر واعتبار است.
بند دوم:بی مبالاتی
این تقصیر شامل ترک فعلی است که از نظر علمی وفنی انتظار انجام آن ازپزشک می رود ولی در صورت نپذیرفته است بنابراین در بی مبالاتی عملی باید انجام می گرفت ولی صورت نپذیرفته وجنبه منفی یا عدم انجام کار مطرح است.
بی مبالاتی عبارت است از اینکه فاعل عمل پیش بینی ورود ضرررااز ناحیه عمل خود به غیر می کند ول معذالک لاقیدی به خرج می دهد واحتیاط نمی کند مانندراننده ای که باوجود ناقص بودن اتومبیل ،بااحتمال اینکه انشاالله طوری نخواهد شدبه حمل مسافر یا کالا مبادرت کند.۱ بنابراین بی مبالاتی ترک فعلی است که باید انجام شود .۲
به عنوان مثال در پروندهای مشخص به جهت عمل انحراف بینی وزیبایی  به مرکز جراحی مراجعه وتحت عمل جراحی قار می گیرد در حین عمل بیماردچار خون ریزی بیش از حد از ناحیه عمل می گرددجهت رفع  خونریزی غیر متعارف اقداماتی صورت می پذیرد اما مجدداخون ریزی بیش از حد ادامه پیدا می کند و وضعیت ایشان روبه وخامت گذاشته واقدامات اولیه انجام شده برای ایشان مؤسر واقع نمی شود وباتوجه به وضعی نامناسب به نزدیک ترین بیمارستان انتقال داده می شود که در پرونده بالینی موجود ،نامبرده  دربدو ورود به بیمارستان فاقد علایم حیاطی بوده اما بااین وجود عملیات احیاءصورت گرفته  ولی متاسفانه  پاسخ نداده  وبیمارفوت می کند پس از کالبد گشایی  جسد ونتایج آزمایشات  آسیب  شناسی  وسم شناسی  وبررسی  پرونده  بالینی در کمیسیون تخصصی پزشکی  قانونی  واخذ اظهارات  کادرمعالج درمرکز جراحی  علت فوت  عارضه مغزی به دلیل خون ریزی غیرقابل کنترل بیماری زمینه ای  ناشناخته  متعاقب  عمل جراحی تعیین می گردد اماتاخیر کادر درمانی نیز در تسریع  روند فوق دخیل تشخیص  ولذا بدین سبب نیز نامبردگان به علت بی مبالاتی  مقصر شناخته  ی شوند زیرا باتوجه به غیر قابل پیش بینی  بودن چنین شرایطی  بایستی  قبل از انجام عمل جراحی در مراکز محدود آزمایشات کاملی قبل ازعمل جراحی صورت می پذیرفت ،سپس اقدام  به عمل جراحی می کردند از طرفی نیز بایستی بیمار بدون  فوت وقت  به مرکز درمانی مجهز تری منتقل می گشت
بنابراین عدم تدارک وتهیه  تهمیدات لازم (مثل آزمایشها وعکسهای رادیولوژی )انجام ندادن مشاوره های لازم  ومعاینه  دقیق قبل از عمل جراحی یا اقدام درمانی نگرفتن شرح حال  معاینه نکردن  قلب ونگرفتن نوار قلبی  قبل از بیهوشی  همگی بی مبالاتی است.
بند سوم:عدم مهارت
این تعغییر شامل مواردی است  که پزشک علمی  وفنی لازم  رادر انجام دادن کار به خصوص نداشته باشد.
عدم مهارت  یکی از مصادیق چهارگانه خطا در امور کیفری است  وعبارت است از عدم آشنایی  متعارف به اصول ودقایق علمی وفنی کار معین  از قبیل کا ورانندگی ماشین و تراکتور یا کشتی وغیره بی اطلاعی کافی  از حرفه معین  مصداق عدم مهارت است .»۱مهارت یک طبیب  کارآیی  وتوا نایی  او در انجام وظیفه ای است  که به عهده  می گیرد  وعدم مهارت  ناتوانایی او یا فقدان کارایی وی برای انجام امور تخصصی  پزشکی  وجراحی  ورشته های وابسته  به آن  می باشد  عدم مهارت  می تواند عملی  وناشی  از تازه  کاری  یابی تجربگی  ویا علمی  وحاکی  از بی سوادی  وعدم بهره وری کافی از دانش  پزشکی  که به هر صورت نمی تواند عذر موجه  یارافع  مسئولیت  برای قصور پزشکی   باشد.۲
بنابراین  عدم مهارت  شامل  موردی است  که شخص  تخصص، تجربه ،چالاکی ،استادی وزیرک لازم برای  انجام  کاری نداشته  باشد.  

ع
دم مهارت  به صورت  ندانم کاری  یا دستپاچگی در جراحان ومتخصصان  تازه کار اغلب هنگامی دیده می شود که در حین  عمل جراحی  یا اقدام درمانی  تخصصی  با واقعه ای غیر عادی روبه رو می گردند  به هر حال از یک  پزشک انتظار نمی ود که از همه دقایق علمی وفنی رشته شغلی  خویش مطلع باشد اما لازم است  اطلاعاتی  در حد معقول ومتناسب از پیشرفت های مهم دانش پزشکی داشته باشد
این شناخت معقول  ومتناسب  خبرگان وکارشناسان صاحب صلاحیت وارشد در رشته تخصصی وکتب مرجع  مربوط هستند از جمله موارد عدم مهارت می توان به تصمیم نگرفتن به موقع نداشتن سرعت عمل در عمل جراحی  وجلوگیری از عوارض قابل پیش بینی  می توان اشاره کرد .
بند چهارم :عدم رعایت نظامات دولتی
منظور از عدم رعایت نظامات دولتی  رعایت نکردن هردستوری است که ضمانت اجراداشته  باشد خواه یه صورت قانون باشد  خواه نظام نامه دربند ج ماده ۱۵۸قانون مجازات اسلامی نیز رعایت  موازین فنی وعلمی ونظامات  دولتی از شرایط معاینت پزشکان وجراحان  در انجام هرنوع عمل جراحی یاطبی دانسته شده است.
عدم رعایت  نظامات  دولتی یعنی بی توجهی به آیین نامه ها وبخش نامه ها دستورالعمل های مقامات  اداری مافوق ،نظام پزشکی ،وزارت بهداشت ،درمان وآموزش  پزشکی که حاکم براشتغال  به حرفه پزشکی ومربوط به حرفه های گوناگون تخصصی پزشکی ورشته های  وابسته به آن است مانند رعایت نکردن ضوابط مربوط به تابلوی مطب یا سرنسخه های پزشکی یاخودداری از پذیرش بیماران  اورژانسی  ونظایر آن البته مجموعه ای از قوانین ومقررات نیز درآیین نامه انتظامی نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران آمده است کهرعایت نکردن آنها نیز قصور تلقی می شود.
مبحث نخست:نتیجه مجرمانه
یکی دیگر از ارکان میئولیت کیفری وتحقق مسوئلیت پزشک ورود ضرروآسیب  به بیماریاحصول نتیجه مجرمانه است تا وقتی که اعمال پزشکی منجر به آسیب رساندن و ورود ضرر وزیان  ولطمه به روح جسم وجان بیمار نشده باشد پزشک یا کادر پزشکی به عنوان مقصر قابل  تعقیب  نخواهد بود.