مقاله عوامل رافع مسئولیت کیفری، قانون آیین دادرسی کیفری، رافع مسئولیت کیفری

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

ج) عمل ارتکابی به متهم قابلیت انتشاب را نداشته و به عبرات دیگر متهم از یکی از عوامل رافع مسئولیت کیفری برخوردار باشد ، مانند صفر سن یا این که یکی از علل موجه جرم وجود داشته باشد و توسط دادگاه احراز گردد ؛ همانند دفاع مشروعبنابراین به استناد ماده ۲۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری ؛ چنان چه رای دادگاه مبنی بر برائت متهم باشد و متهم بازداشت باشد ، فورا ازاد می شود ؛ مگر آن که از جهات دیگری بازداشت باشد .


۲- رای محکومیت
قانون گذار دادگاه را مکلف نموده است در صورت توجه اتهام به متهم و دار بودن سایر مشروط اقدام – صدور رای محکومیت متهم بنماید . رای دادگاه باید مستدل و موجهع بوده و مستند به مواد قانونی و اصولی باشد که بر اساس آن رای صادره شده است .
دادگاه مکلف است ابتدا حکم هر قضیه ر رد قوانین مدون بیابد و اگر در قوانین حکم قضیه را نیافت، می بایست به منابع فقهی معتبر مراجعه نماید .
همچنین پس از صدور ارای مذکور توسط شعبه مربوط شاکی یا متهم می توانند ، به رای صادر از ناحیه شعبه اعتراض نمایند .
مبحث سوم : رسیدگی دادگاه تجدید نظر
اصولا حکمی که از شوی دادگاه صادر می شود ، قطعی نبوده و قایل اعتراض است . این اعتراض را تجدید نظر خواهی نام نهاده اند . اصل تجدید نظر بودن احکام ، ناشی از لزوم دو درجه ای بودن رسیدگی به منظور پرهیز از اشتباهات قضایی است و مرجعی که به این حکم رسیدگی می کند ، باید از لحاظ سلسه مراتب نسبت به دادگاه صادرکننده حکم در موقعیت بالاتری قرار داشته باشد تا با برخورداری از قضات با تجربه تو قادر به تشخیص اشتباهات احتمالی مرجع بدو می باشد ؛ چرا که امروز تجدید نظر خواهی در تمام جوامع یکی از حقوق اساسی متهم شناخته شده است .
آرای قابل تجدید نظر در ماده ۲۳۲ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب  بیان گردیده است و این ماده اصل را بر قطعیت آراء گذشته و قابلیت تجدید نظر را استثنایی فرض کرده است . مقصود از ارای قابل درخواست تجدید نظر در موارد فوق اعم از محکومیت ، برائت ، منع تعقیب یا موقوتی تعقیب است .
آوای قابل تجدید نظر دلایلی که در قانون ذکر شده وجهات تجدید نظر نامیده می شود می تواند مورد اعتراض و تجدید نظر خواهی قرار گیرد .
منظور از کلمه آرائ در ماده ۲۳۲ قانون آیین دارسی کیفری نیز اعم از حکم یا قرار است . بدیهی است که آرا، نه تنها شامل احکام صادر شده در ماهیت موضوع رسیدگی می شود بلکه شامل قرار هایی نیز که دادگاه بدون اظهار نظر در ماهیت موضوع صادر می نماید و قاطع دعوی نمی باشد نیز می کردد.۱
در حال حاضر ، مرجع تجدید نظر از آوای دادگاههای عمومی جزایی ، دادگاه تجدید نظر استان است .۲ و صلاحیت عمل آن نیز محدود به تجدید نظر نسبت به احکام دادگاههای مستقر در همان استان است ، می باشد.اگر رسیدگی  دادگاه بدوی رادادگاه تجدید نظر کافی ندارند و جهت شنیدن اظهارات اصحاب دعوی و بررسی دلایل آنها ، حضور ایشان را لازم بداند ، می تواند آنها را احضار نماید . رایی که دادگاه تجدید نظر صادر می نماید ، ممکن است مبنی بر تایید با نقص حکم تجدید نظر خواسته باشد. اگر حکم را مطابق قانون بداند آن را تایید و برای اجرای مفاد آن پرونده را به دادگاه بدوی ارسال می کند و در صورت که دادگاه تجدید نظر حکم مزبور را بر خلاف قانون یا موازین شرعی تشخیص دهد .
آن را نقص و خود اقدام به صدور رای می نماید.۱
گفتار سوم : اجرای احکام کیفری
اجرای احکام کیفری آخرین مرحله دادرسی های کیفری است . در حقیقت هدف از رسیدگی کیفری این است که در صورت احراز وقوع جرم و صحت انتسابب آن و محقق بودن مسئولیت کیفری متهم ، مجازات و یا اقدامات تامینی و تربیتی درباره متهم به موقع به اجرا گذاشته شود تا در جامعه هیچ بزهکاری بدون کیفری باقی نماند . مراحل مختلف دادرسی کیفری ، بدون این که توام با اجرای حکم باشد ، آن قدرت و توان را ندارد که هدف های مجازات را برآورده سازد .  

می توان گفت اجرای حکم مرحله بهره برداری از دادرسی های کیفری بوده و عدم اعمال مجازات، در نقطه مقابل آن است ؛ زیرا نتایج و ثمرات دادرسی های کیفری را از بین می برد .
براساس بند الف ماده ۳ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی اتقلاب مصوبه ۱۳۸۱ ، وظیفه اجرای احکام به عهده دادستان عمومی و انقلاب شهرستانی است که درمعصیت دادگاه عمومی جزایی انجام وظیفه می نماید .۱و اجرای احکام کیفری در دادگاه کیفری استان توسط دادسرای شهرستان مرکز استان صورت می پذیرد .
بنابراین اجرای حکم محکومیت کیفری با دادسرا است و دستور اجرای حکم را داستان یا احراز دادیاران صادر می کند .
نکته ای که باید بیان داشت این که آیین رسیدگی به سایر جرایم پزشکی همانند افشای اسرار بیماران، صدور گواهی نامه خلاف واقع و … همانند سایر جرایم می باشد .


 
فصل چهارم:نتیجه گیری
نتیجه گیری