پایان نامه فرآیندهای تفکر، سازمان یافتگی

دسامبر 9, 2019 By vZbR33JZrQ

مروری بر پیشینه­ های نظری و عملی پژوهش تحقیق

 
 
 
 


 

مقدمه

هر انسان آمیزه­ای از سه ویژگی نوعی، فرهنگی و فردی را در خود دارد و مجموعاً کلیت منحصر به فردی را تشکیل می دهد که مورد توجه و امعان نظر روانشناسی شخصیت است. کلیت مفهوم، و به همین لحاظ پیچیدگی آن، موجب شده است که واژه «شخصیت» به شیوه ­های مختلفی تعریف شود(گروسی فرشی،۱۳۸۰). در واقع شخصیت یک مفهوم انتزاعی است. دانشمندان به چنین مفهومی ساختار می گویند. ساختار یک پدیده عینی مانند میز نیست که یک فرد بتواند هنگامی که از او سوال می شود که میز را تعریف کند، به آن اشاره نماید. این حقیقت که شخصیت یک ساختار است، تعریف آن را مشکل تر می کند(آلن اُ. راس، ۱۳۷۳). آلپورت در این باره به گردآوری و ذکر پنجاه تعریف متفاوت پرداخته است. این تفاوت ها طبعاً به اصل موضوع شخصیت مربوط نبوده بلکه به مفهومی ارتباط دارد که از آن ساخته­اند برخی به جنبه­های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی شخصیت، برخی به عکس العمل­های رفتاری و رفتارهای مشهود، برخی به فرایند­های ناهشیار رفتار آدمی و برخی به ارتباط­های متقابل افراد با یکدیگر و نقش­هایی که در جامعه بازی می کنند توجه نموده و شخصیت را بر همان مبنا تعریف کرده­اند.

تعریف شخصیت

بنابراین دامنۀ  تعاریف شخصیت از فرآیندهای درونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد، در نوسان است(پروین،۱۳۷۴). اما شخصیت در مفهوم کلی خود باید شامل:

  • قواعد مربوط کنش­های منحصر به فرد افراد و قواعد مشترک بین آنها،
  • جنبه­های پایدار و تغییر­ناپذیر کنش­های انسان و جنبه­های ناپایدار و تغییر­پذیر آن،
  • جنبه­های شناختی(فرآیندهای تفکر)، جنبه­های عاطفی(هیجانات) و جنبه­های رفتاری فرد باشد. همین امر موجب می شود که ارائه تعریف جامعی که مورد توافق همه اندیشمندان در زمینه روانشناسی شخصیت باشد غیر ممکن شود(گروسی، ۱۳۸۰).

در زیر به چند مورد از تعاریف شخصیت که رویکردهای متفاوتی با یکدیگر دارند اشاره میشود:
-­ لغت شخصیت که در زبان لاتین(Personalite) و در زبان انگوساکسون(Personality) خوانده می شود، ریشه در کلمه لاتین(Persona) دارد. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته می شد که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت خود می زدند. به مرور معنای آن گسترده­تر و نقشی را که بازیگر ادا می­کرد نیز، در برگرفت. بنابراین، مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری صوری و اجتماعی است و بر­اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند، ترسیم می شود. یعنی در واقع، فرد به اجتماع خود شخصیتی ارائه می دهد که جامعه براساس آن، او را ارزیابی می نمایند(سعید شاملو، ۱۳۷۷).
-­  گوردون آلپورت، یعنی کسی که به نظر بنیان­گذار مطالعات نوین شخصیت است، شخصیت را بدین­گونه تعریف کرده است: سازمان پویایی از سیستم­های روان-تنی فرد است که رفتارها و افکار خاص او را تعیین می کند.  

شلدون پویا بودن شخصیت را  در تعریف خود مطرح نموده و چنین عنوان می کند:«سازمان یافتگی پویشی جنبه های ادارکی، عاطفی، انگیزشی و بدنی فرد را شخصیت گویند»( سیاسی، ۱۳۸۸).
گیلفورد یکی دیگر از محققان معروف، شخصیت را بدین گونه تعریف کرده است، شخصیت عبارتند از : “الگوی منحصر به فرد صفات شخصیتی است”(آلن اُ. راس، ۱۳۷۳).
کتل از مقوله محتوایی در شخصیت خارج شده و جنبه کاربردی شخصیت را در تعریف خود عنوان می کند و آن را چنین تعریف می نماید: «شخصیت، امکان پیش بینی آنچه را که فرد در موقعیت خاص انجام خواهد داد، فراهم می کند»(آلن اُ. راس، ۱۳۷۳).