قانون مجازات اسلامی، تخلفات انتظامی، سقوط ضمان طبیب

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

مشهورفقهای اهل سنت ازبین جهار نظریه مذکور نظرآخر رامورد قبول قراره داده اند چرا که ازدید آنها باید بین طبیبی که تخصص ومهارت کافی برای انجام امور طبابت راندارد فرق باشد آنها اعتقاد دارند اگرچه پزشک متخصص  وماهر در انجام هر نوع اقدام پزشکی از بیماراذن می گیرد وحتی درانجام عمل جراحی ازبیمار یا ولی اوبرائت گرفته وموازین فنی وعلمی را نیز رعایت می کند لذا در صورت تلف ضامن نمی باشد ولی در مقابل پزشک غیر متخصص هرچند از بیماریا ولی او اذن وبرائت گرفته باشد وموازین علمی وفنی را نیز رعایت نماید اما به دلیل نداشتن تخصص لازم مسئول می باشد.۲


مبحث سوم:سقوط ضمان طبیب
براساس قول مشهو،پزشک طبق قواعد وادله ،ضامن است از سوی دیگر اگر پزشکی بداند که بداند که در صورت فوت بیمار یا یا نقص عضو ضامن است وباید دیه بپردازد ،هیچ گاه حاضربه  معالجه بیمار نخواهد شد وعلاج بیمار که حکم الهی وعقلی است ترک خواهد شد به اتفاق فقهاءتحصیل  برائت از مریض یا ولی مریض قبل از درمان مسقط ضمان است .
عمده دلیل آن همان روایت سکونی است که امام صادق (ع)از امیر المومنین (ع) نقل کرد که طبیب ضامن است  مگر اینکه برائت گرفته باشد ایرادی که در اخذ برائت قبل از درمان هست این است که این عمل به تعبیر فقهاء مصداق قاعده معروف « اسقاط مالم یحب» است یعنی اسقاط حق قبل از ثبوت آن است ،زیرا هنوز خسارتی رخ نداده است که بیمار یا ولی بخواهد آن را ذمه ی طبیب اسقاط کند اما پاسخ به این اشکال :اولا برای اسقاط حق ثبوت قطعی آن لازم نیست بلکه همین اندازه که زمینه ثبوت آن فراهم گرددمی تواند آن را اسقاط کرد،درمورد مداوای بیمار زمینه های ثبوت آن حاصل است هرچند قبل از اقدام به درمان باشد.
ثانیا :اسقاط این حق می تواند به عنوان « شرط ضمن عقد» در مسئله معالجه مریض درآید درباب علاج بیمار نیز در ضمن عقد اجازه طبیب برای معالجه درمورد ضمان چاره ای جز صحّت برائت نیست . اما سوالی که در اینجاذ مطرح می شود این است که برائت باید از چه کسی گرفته شود ؟

در پاسخ سوال باید گفت که برائت قبل از هر کس از خود بیمار گرفته می شود مگر در چند صورت بالغ نباشد ،عاقل نباشد،ویا با وجود کمال عقلی وبالغ بودن اخذ برائت ممکن نباشد مثل اینکه مریضی که عمل جراحی او پنجاه درصد خطری است بخواهیم به مریض بگوییم که وضع شما این است که این کار از لحاظ روانی تا ثیرسوءداشته وممکن است خطر را قطعی کند که در این موارد باید از ولی بیمار گرفته شود ومنظور از ولی،پدر یا جّد پدری است واگر آنها نباشند حاکم شرع واگر دسترسی به حاکم نبود ،بستگان نزدیک او که از لحاظ عقل ودرایت کامل واز لحاظ تقوی مورد وثوق اند از باب عدول مومنین امرولایت مریض را به عهده می گیرند قانون گذار نیز تنها تحصیل برائت را مسقط ضمان دانسته است ودر ماده ۴۹۵ قانون مجازات اسلامی آن را ذکر نوده است .
نتیجه گیری پایانی دیدگاه فقهی این چنین  می باشد که برادله قائلین به ضمان وعدم ضمان  وعدم ضمان ایراد وخدشه وارد است ،ولی درمجموع ایرادت وارده برنظریه غیرمشهور قوی ترمی رسد ،لذا به نظرنگارنده نظر مشهور (ضمان طبیب )طبق ادله معتبرتر وبا قواعدسازگارتر است ولی چون این عمل موجب عسر وحرج درجامعه می شود وعلاج بیماررابا مشکل مواجه می سازد چرا که طبیب در صورت ضمان ،حاضر به معالجه نخواهد شد،لذا درصددعالج برآمده اند وراههایی را برای سقوط ضمان طبیب پیشنهاد کرده اندکه تنها راه تحصیل برائت شرعا وقانونا مورد پذیرش قرارگرفته است ،لذا لازم است پزشکان قبل از درمان ،از مریض یا ولی او برائت کسب نماید که امروزه در بیمارستان ها این عمل رایج است وبیمار و ولی او نیز در برخی موارد چاره ای جز تن دادن به این خواسته ندارد.۱
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فصل دوم:
 
جرایم وتخلفات انتظامی پزشک