پایان نامه با موضوع کودکان و نوجوانان، انحرافات اجتماعی، اختلالات رفتاری

نوامبر 16, 2019 By vZbR33JZrQ

 
2-3-2- پیامدهای طلاق بر فرزندان
آثار و پیامدهایی که طلاق برای فرزندان طلاق به همراه دارد از آن جهت قابل اهمیت است که

 

می ­تواند زمینه بروز بسیاری از اختلالات رفتاری و روحی و روانی در آنان باشد و زندگی فردی و اجتماعی آتی آنان را به مخاطره اندازد.
 
2-3-2-1- بر کودکان
سن کودک در زمان طلاق در واکنش او نسبت به آن مهم است. تجربه طلاق برای تمام اعضای خانواده اضطراب زاست و رفتار کودکان پس از طلاق ، نشان دهنده این اضطراب است. پس از
طلاق ،‌بلافاصله میزان اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان بالا می­رود. تا سن ۴ سالگی کودکان استنباطی از طلاق ندارند و به طور کلی نمی­فهمند که چه اتفاقی افتاده است اما چون در نهایت به فقدان یکی از والدین می­انجامد ، بر دلبستگی موثر واقع شده به این ترتیب اثرش در رفتارهای کودکان نمایان می­شود. کودکان ۴ تا ۶ ساله مفهوم ساده ای از طلاق را شکل داده اند و در صورت بروز طلاق، ‌خودشان را مسبب آن می­دانند. پس از ۶ سالگی به کلی کودک مفهوم طلاق را می­فهمد و چون به مدرسه نیز می­رود بر عملکرد او تاثیر گذار است و موجب افت تحصیلی محسوس در او می­شود[۹۴].
پسرها بیش از دخترها تحت تاثیر طلاق قرار می­گیرند و تاثیرات منفی طلاق برای ایشان طولانی مدت می­باشد. پسرها پس از طلاق نامنظم و پرخاشگر شده و کنترل کمی بر خود دارند ، با وجود این وابسته و مضطرب می­باشند. دخترها در ابتدای حادث شدن طلاق واکنش کمی از خودشان نشان می­ دهند ولی بعد شبیه به رفتار پسرها را از خود بروز می­ دهند.
سازگاری و تطبیق با آثار طلاق کودکان ، ۳ تا ۵ سال طول می­ کشد اما حدود یک سوم کودکان دچار ضربه های روحی دیرپا می­گردند[۹۵]. فرزندان والدین مطلقه اغلب به اختلالات روان تنی به ویژه آسم و کولیت قرحه ای نیز دچار می­شوند.
بنابراین اثر طلاق  بر روی  کودکان متعلق به کانون از هم پاشیده بسیار شدید است. عقده ای غیرقابل تحمل و توأم با نفرت در آنان به وجود می­آید که شدیدتر از وضع یتیمی است[۹۶].
 
2-3-2-2- بر نوجوانان
امروزه بررسی خانواده در ارتباط با نوجوانان بدون توجه به مسأله طلاق غیرممکن است ، ‌البته چون نوجوانان نسبت به کودکان روابط بین فردی را بهتر درک می­ کنند اصولاً باید سازگاری آنها با طلاق والدین راحتتر اتفاق بیفتد لیکن ماهیت خاص نوجوانی (بلوغ جنسی ، تغییرات جسمی و صفات ثانویه جنسی) این سازگاری را دشوارتر می­سازد. آسیب طلاق بر نوجوانان کمتر از آسیب آن بر کودکان نیست بلکه این دو آسیب کیفیت متفاوتی دارد. یکی از مسایلی که همیشه در روابط با طلاق مدنظر قرار می­گیرد سطوح رشدی است. سؤالی که مطرح می­باشد این است آیا کودکان و افراد خردسال مطابق سن و جایگاه رشدی خود نسبت به نوجوانان واکنش های متفاوتی به طلاق نشان می­ دهند؟
در پاسخ باید اظهار داشت که واکنش های مربوط به طلاق متناسب با سن صورت می­گیرند. با افزایش سن ظرفیت شناختی شخص بالا رفته و در نتیجه استدلال عقلی مناسبتری از ضربه به عمل می­آورد. پختگی عاطفی در او شکل می­گیرد و کاهش خود محوری باعث می­شود که کودک وضعیت را بهتر و آسانتر دریابد و از زوایای گوناگون به آن نگاه و در نتیجه اتفاق را بهتر توجیه کند. این دسته از فرزندان هم زندگی توأم با نکبت و ترس و شقاوت و سیه روزگاری را می­گذارنند[۹۷]. بروز افسرگی در کودکان و نوجوانان ، اضطراب ، پرخاشگری و عصیان در نوجوانان ، حسادت ، سوء ظن و بدبینی نسبت به دیگران ، فرار از منزل ،‌ترک تحصیل و افت تحصیلی ، بزهکاری ، ازدواج زودرس به ویژه برای دختران ، اعتیاد ، فقر ، احساس سرخوردگی ، انزوای اجتماعی ، گرایش به انواع انحرافات اجتماعی و اجتماع ستیزی و بروز انواع خشونت های اجتماعی از دیگر پیامدهای طلاق بر فرزندان می­باشد.