منابع پایان نامه ارشد درباره عوامل مؤثر بر عدالت سازمانی، فناوری و عدالت سازمانی

دسامبر 7, 2019 By vZbR33JZrQ

رویکرد حق مدار به عدالت سازمانی، حقوق یک شیفت کار صادقانه باید به رفع نیازهای زندگی کارکنان، و تأمین حداقل معیشت آنان بیانجامد (پورعزت،۱۳۸۲).
بنابراین واقعیت محیط تأثیر شگرفی بر ادراک عدالت در سازمان دارد و ممکن اسـت بـه تحریـف حقیقت بیانجامد. در مثال فوق، حقیقت و حق­مداری حکم می­ کند که حداقل حقوق پرداختـی درازای یک شیفت کار، به­اندازه مایحتاج زندگی افراد باشد، درحالی­که وا قعیت بشرساخته یا تصادفی محـیط اقتضاء می­ کند که مبلغی بیشتر یا کمتر (بر حسب سطح عرضه و تقاضای هر نوع کار و مهارت) به افراد پرداخت شود.
 

بعد از توانایی­های نوآوری فناورانه را اثبات نموند.

بطور فزاینده­ای بر  نوآوری بعنوان فرآیندی که از تراکنش­های گوناگون بین بازیگران مختلف بدست می­آید نگاه می­شود(Doloreux, 2004).

برهم‌کنش‌های نوآوری که در بسیاری از تئوری­های مدرن دیده می­شود، دسته­بندی منطقه­ای از صنایع را توضیح می­دهد که از مفاهیمی مانند شبکه­ی منطقه­ای و منطقه صنعتی استفاده می­ کند(A. R. Markusen, 2003) . بعضی از مطالعاتی که بر روی تجزیه و تحلیل شبکه در نوآوری تمرکز کرده­اند نشان می­ دهند که علم و دانش فناورانه و فعالیت­های ثبت اختراع هر دو در مراکزی مانند دانشگاه­ها، مؤسسات تحقیقاتی و شرکت­ها ایجاد و منتشر می­شود (Maggioni, Nosvelli, & Uberti, 2007)، (Maggioni & Uberti, 2008). با توسعه دسته­بندی منطقه­ای، همکاری­های نوآوری زیادی برای شرکت­ها در شبکه ­های منطقه­ای و مناطق صنعتی ایجاد می­شود(Zeng, Xie, & Tam, 2010b).همانطور که (R. C. M. Yam, W. Lo, E. P. Y. Tang, & A. K. W. Lau, 2011)بیان می­ کند سازمان­های بیرونی می ­تواند منبعی برای نوآوری باشند.

پیچیدگی فرآیندهای نوآوری منجر به رشد شگرف در استفاده از شبکه ­های خارجی توسط سازمان­ها شده است. به این دلیل شبکه ­های همکاری در سال­های اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته­اند. این شبکه ­های همکاری شامل سازمان­های دولتی، همکاری بین بنگاه­های اقتصادی، مؤسسات واسطه در انتقال دانش و فناوری بین سازمان­ها و بنگاه­های اقتصادی و مؤسسات تحقیقاتی خصوصی و دولتی می­شود(Zeng et al., 2010b). شرکت­های به دلایل گوناگون از جمله کاهش ریسک نوآوری، کبود منابع نوآوری و … به استفاده از نهادهای خارج از شرکت روی آورده­اند. از طرف دیگر این نهادها بعنوان منابع نوآوری بر روی توانایی­های نوآوری فناورانه بنگاه­ها نیز مؤثر هستند. این توانایی­های نوآوری فناورانه نیز بر عملکرد نوآوری و در نتیجه عملکرد بنگاه مؤثر هستند. شبکه ­های همکاری بعنوان بعد خارجی برای نوآوری و توانایی­های نوآوری فناورانه بعنوان بعد داخلی بر روی نوآوری سازمان­ها تأثیرگذار هستند.

نوآوری اغلب به این دلیل به وجود می­آید که به چالش­های سازمانی یا فناوری پاسخ دهد. بنابراین نوآوری ابتدا در شرکت­های به وجود می­آید که برای پاسخ به این چالش­ها تحت فشار شدید­تری قرار دارند(Kraatz, 1996). از این دیدگاه یک راه کمک به شرکت­ها برای رسیدن به پایداری در شرایط بحران اقتصادی، تدوین سیاست­های حمایتگر از نوآوری می­باشد. اولین گام در تدوین سیاست­های مناسب برای حمایت از نوآوری در سازمان­ها بررسی عواملی که بر تلاش­های نوآورانه شرکت­ها اثر می­گذارد و همچنین بررسی چگونگی تأثر این عوامل می­باشد(Keizer, Dijstra, & Halman). صنایع نرم­افزاری در ایران یکی از صنایع پر چالش و پر رقابت محسوب می­گردد در نتیجه شناسایی عوامل مؤثر بر نوآوری این سازمان­ها به آن­ها برای تدوین سیاست­ها و استراتژی­های مناسب برای مقابله با این چالش­ها از طریق نوآوری و عوامل مؤثر بر آن و کسب مزیت رقابتی بسیار مهم و حیاتی می­باشد.

در این پایان­نامه ابتدا برآنیم تا ابعاد مجموعه­های شبکه ­های همکاری، توانایی نوآوری فناورانه و نوآوری را در شرکت­های نرم­افزاری در ایران شناسایی نمائیم و سپس با بهره گرفتن از تکنیک همبستگی متمرکز به بررسی ارتباط متقابل این سه مجموعه پرداخته و از این رو نگاهی عمیق­تر به ارتباط ابعاد این سه مجموعه با یکدیگر خواهیم داشت.

۱- ۱-  سوابق تحقیق

(Lui & Cui, 2012)بیان می­ کند که توانایی نوآوری فناورانه شرکت به سطح دانش ضمنی که به اشتراک می­گذارد بستگی دارد. او دانش ضمنی را اساس و کلید شکل­ گیری توانایی نوآوری سازمان می­داند.

(R. C. M. Yam et al., 2011)به بررسی ارتباط منابع نوآوری، توانایی­های نوآوری فناورانه و عملکرد سازمان پرداخته­اند. در این پژوهش آن­ها رابطه بین سیستم­های نوآوری منطقه­ای و سیستم نوآوری شرکت را بر اساس این استدلال که شرکت­هایی که بتوانند بهتر از منابع دانش موجود در سیستم نوآوری منطقه­ای استفاده کنند بخاطر تأثیر این منابع بر توانایی­های نوآوری فناورانه این سازمان عملکرد بهتری دارند را بررسی نمودند. آن­ها منابع نوآوری را به دو گروه اطلاعات خارجی و سازمان­های خارجی تقسیم نمودند. سازمان­های خارجی عبارتند از سازمان­های تحقیقاتی، دانشگاه­ها و شرکت­های مشاوره­ای. آن­ها برای بررسی فرضیات خود از روش معادلات ساختار یافته بهره جستند. (Zeng et al., 2010b)نیز به بررسی شبکه ­های همکاری و عملکرد نوآوری بنگاه­های کوچک و متوسط پرداختند. آن­ها با بررسی ۱۳۷ شرکت کوچک و متوسط تولیدی چین ارتباط بین شبکه ­های همکاری و عملکرد نوآوری را با بهره گرفتن از روش معادلات ساختار یافته سنجیدند. آن­ها در این پژوهش دریافتند که ارتباط مثبت معنی­داری بین همکاری بین شرکتی، همکاری با مؤسسات واسطه، همکاری با مؤسسات تحقیاتی و عملکرد نوآوری سازمان­های کوچک و متوسط وجود دارد. این پژوهش همچنین نشان داد که همکاری و ارتباط با مؤسسات دولتی تأثیر معنی­داری بر عملکرد نوآوری سازمان ندارد.

(Tsai, 2009a) نیز به بررسی اینکه چگونه توانایی­های جذب بر روی رابطه بین انواع شرکا با عملکرد نوآوری محصول می ­پردازد. آن­ها همچنین به بررسی تأثیر ظرفیت جذب در توضیح رابطه بین شبکه ­های همکاری و عملکرد نوآوری محصول می ­پردازد. علاوه بر این آن­ها به بررسی ظرفیت جذب بر روی استفاده از دانش خارجی برای نوآوری محصول پرداختند. درحالیکه پژوهش­های پیشین پیشنهاد می­کردند که همکاری با شرکای مختلف راهی مؤثر برای بهبود نوآوری محصول است(Nieto & Santamaría, 2007). این پژوهش به اهمیت توانایی جذب در اثربخشی شبکه ­های همکاری پرداخت. آن­ها در این پژوهش دریافتند که ۱- توانایی جذب، تأثیر همکاری عمودی بر روی عملکرد تکنولوژیکی محصولات جدید یا بهبود یافته را تعدیل می­نماید. ۲- تأثیر توانایی جذب بر روی ارتباط بین همکاری تأمین­کنندگان و عملکرد محصولات جدید با تغییرات بر اساس اندازه شرکت و نوع صنعت متغیر است. ۳- توانایی جذب ارتباط بین همکاری مشتری و عملکرد محصولاتی که بطور حاشیه­ای تغییر داده شده ­اند اثر منفی دارد. ۴- توانایی جذب بر روی ارتباط بین همکاری رقبا و عملکرد محصولات جدید با تغییر حاشیه­ای برای سازمان­های بزرگ اثر مثبت دارد. ۵-  توانایی جذب تأثیر منفی بر روی ارتباط بین همکاری با سازمان­های تحقیقاتی و عملکرد تکنولوژیکی محصولات جدید یا بهبود یافته دارد و در مقابل توانایی­های جذب تأثیر  مثبت بر روی اثر همکاری با سازمان­های تحقیقاتی با عملکرد محصولات تغییر یافته حاشیه‌ای دارد.

(Koellinger, 2008)به بررسی ارتباط بین فناوری، نوآوری و عملکرد سازمان پرداخت است. کلینگر پژوهش خود را در شرکت­های فعال در صنعت کسب و کار الکترونیک در اروپا انجام داد و به بررسی رابطه بین استفاده از تکنولوژی­ها بر اساس اینترنت، انواع نوآوری و عملکرد سازمان را بررسی نمود. او با بررسی ۷۳۰۲ شرکت اروپایی با بهره گرفتن از روش error component model به نتایج زیر دست یافت: فناوری­های بر پایه اینترنت توانمندسازی مهم برای نوآوری در سال ۲۰۰۳ بود. همچنین تمامی انواع نوآوری شامل نوآوری­های محصول و فرآیند که توسط اینترنت توانا شده ­اند و یا آن­هایی که توسط اینترنت توانا نشده­اند بطور مثبت با گردش مالی و رشد استخدام شرکت در ارتباط بودند.

(Nieto & Santamaría, 2007) با بررسی شرکت­های تولیدی در اسپانیا به این نتیجه رسیدند که شبکه ­های همکاری در دستیابی به نوآوری محصول با درجه بالاتری از تازگی بسیار مهم هستند. همکاری با تأمین­کنندگان ، مشتریان و سازمان­های تحقیقاتی اثری مثبت بر روی تازگی نوآوری دارد درحالیکه همکاری با رقبا اثر منفی دارد.

(حسینی, ۱۳۸۹) با بهره گرفتن از مصاحبه چهره به چهره با ۱۱۱ نفر از مدیران ۶۰ شرکت فعال در استان تهران دریافتند که ارتباط مثبت و معنی­داری بین نوآوری فناورانه و دو نوع فناوری در محصول و نوآوری در فرآیند وجود دارد. سن شرکت و فشار رقبا دارای اثر مثبت معنی­دار بر نوآوری رادیکال دارد. این در حالی است که وجود واحد تحقیق و توسعه و عامل آموزش، اثر منفی بر نوآوری فناورانه از نوع رادیکال دارد. نوآوری فناورانه از نوع تدریجی، تحت تأثیر مثبت متغیرهای توانایی تولید شرکت، همکاری درونی در شرکت و وجود اطلاعات بود درحالیکه سرمایه ثابت تأثیر منفی بر آن داشت.

۱- ۲-   اهداف تحقیق

۱- ۲- ۱-  هدف اصلی تحقیق

سنجش ارتباط بین مجموعه­های توانایی نوآوری فناروانه، شبکه همکاری و نوآوری در مجموعه شرکت­های گروه توسن

۱- ۲- ۲-  اهداف فرعی تحقیق

۱- شناسایی روابط بین مجموعه شبکه ­های همکاری و مجموعه توانایی­های نوآوری فناورانه در شرکت­های تولیدکننده نرم­افزار

۲- شناسایی روابط بین مجموعه شبکه ­های همکاری با مجموعه نوآوری در شرکت­های تولیدکننده نرم­افزار

۳- شناسایی روابط بین مجموعه توانایی­های نوآوری فناورانه با مجموعه نوآوری در شرکت­های تولیدکننده نرم­افزار.

۱- ۳-  روش شناسی تحقیق

این پژوهش از نوع «کاربردی» و از منظر روش پیمایشی می­باشد. افق زمانی قابل بررسی در این تحقیق «تک مقطعی » است. مراحل انجام تحقیق به ترتیب زیر خواهد بود:

شکل ۱-۱- ساختار گزارش تحقیق

در مرحله ۲ با مطالعه­ مفاهیم «شبکه ­های همکاری»، «توانایی­های نوآوری فناورانه»، «نوآوری»، «شرکت­های تولیدکننده نرم­افزار» و تکنیک همبستگی متمرکز به چارچوب نظری زیر رسیدیم.

مرحله۳ : در مورد گردآوری داده‌ها نیز باید گفت که داده‌ها به روش پرسشنامه ای جمع آوری می­شود.

مرحله ۴: تحلیل داده‌ها توسط تکنیک همبستگی متمرکز و با بهره گرفتن از نرم افزار STATISTICA  صورت خواهد گرفت.

مرحله ۵: در این مرحله گزارش نهایی تهیه می­شود و نتیجه گیری حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات تدوین شده و پیشنهادات لازم ارائه می­شوند.

۱- ۳- ۱-   روش­های گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده­ ها

در این تحقیق از روش‌ها و ابزارهای ذیل جهت جمع آوری اطلاعات و داده‌ها استفاده می‌شود :

۱- بررسی کتابخانه­ای و مطالعه متون تخصصی با بهره گرفتن از منابعی نظیر کتاب­های موجود در حوزه تکنولوژی و نوآوری و همچنین مقالات علمی و پایان­نامه­های داخلی منتشر شده در مورد ادبیات موضوع به منظور شناسایی عوامل مؤثر در ارزیابی توانایی­های نوآوری فناورانه، عوامل مؤثر در شبکه ­های همکاری و نوآوری مورد بررسی قرار می­گیرند.

۲- استفاده از پرسشنامه به عنوان اصلی­ترین ابزار جمع آوری اطلاعات. به منظور شناسایی ارتباط میان شبکه ­های همکاری و توانایی­های نوآوری فناورانه، شناسایی ارتباط میان شبکه ­های همکاری و نوآوری و شناسایی ارتباط میان توانایی­های نوآوری فناورانه و نوآوری پرسش­نامه­ای طراحی و در اختیار خبرگان قرار می­گیرد. روایی این پرسشنامه با بهره گرفتن از نظرات خبرگان تأیید شده می­شود.

از روش­های زیر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از پرسش­نامه استفاده می­گردد:

پایایی پرسش­نامه با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ بررسی می­گردد.

روش تحلیل عاملی برای پالایش داده­ ها و بدست آوردن روایی سازه

همچنین روش همبستگی متمرکز برای شناسایی روابط خطی میان مجموعه­های نام برده بکار گرفته خواهد شد. در ادامه به اختصار روش تحلیل همبستگی متمرکز توضیح داده می­شود:

تحلیل همبستگی متمرکز(CCA) را می‌توان به نوعی تعمیم رگرسیون چند متغیره دانست؛ زیرا در آنجا رابطه یک متغیر وابسته با تعدادی متغیر مستقل سنجیده می‌شود، در حالی که در روش همبستگی متمرکز رابطه تعدادی وابسته با تعدادی متغیر مستقل سنجیده می‌شود. ورودی این روش  باید مقادیر متغیرهای دو گروه برای مشاهدات متعدد باشد که مقیاس اندازه گیری آن‌ها لزوماً متریک خواهد بود. اصولاً همبستگی کانونی روش مناسبی برای شناخت روابط بین دو مجموعه از متغیرهاست که در آن یک مجموعه را مستقل (یا پیش بینی کننده) و مجموعه دیگر را وابسته (یا معیار) می‌نامند. بنابراین هدف این تحلیل تعیین اثرات مجموعه متغیرهای پیش بینی کننده بر متغیرهای معیار است.

برای روشن شدن روند این تکنیک فرض کنید مجموعه متغیرهای پیش بینی کننده شامل Pمتغیر (x1,……,.xp) و مجموعه متغیرهای معیار شامل q متغیر ((y1 ,……,yq باشد، متغیرهای X در بین خود دارای همبستگی متقابل هستند و متغیرهای Y  نیز در داخل خود همبستگی دارند و همچنین میان متغیر های x و y نیز به صورت دو به دو همبستگی  وجود دارد. روش همبستگی کانونی تلاش می‌کند بردارهایی را به صورت زیر تعریف کند:

W1=a11x1+ a12x2+………. +a1pxp

V1= b11y1+b12y2+………. +b1qyq

این بردارها ترکیبات خطی از دو مجموعه متغیرها محسوب می‌شوند و هدف آن است که ضرایب  a11,……..,a1pو    b11,……….,b1qچنان تعیین شوند که همبستگی میان w1وv1یعنی مقدار c1 حداکثر شود. w1وv1را متغیر متمرکز و c1را همبستگی متمرکز می‌نامند. در قدم بعد مقادیر v2,w2 را به شرح زیر تعیین می‌کنیم به نحوی که همبستگی میان w2 و v2 یعنی c2 حداکثر شود و w2  وv2با w1  وv1 غیر همبسته باشند .

W2=a21x1+ a22x2+………. +a2pxp

V2= b21y1+b22y2+……….+b2qyq

این روال ادامه می‌یابد wm  وvm نیز تعیین شوند و مقدار m حداکثر برابر حداقل p وq  است، ضمن اینکه مقادیر ۱c و c2 و c3 و……..cm به تدریج کاهش می‌یابند. توجه داریم که برای نتایج همبستگی متمرکز ، ابتدا باید به تحلیل جدول‌های همبستگی بین متغیرها پرداخت و سپس برای تعیین اثرات ناشی از تغییر همزمان چند متغیر، ضرایب متغیرهای w  وv را بررسی کرد. فرض کنید که ماتریس همبستگی (q+p).(q+p) بین متغیر های x1  و x2 و ……و xp و y1 وy2….وyq به صورت زیر از روی متغیرها و در مشاهدات موجود حاصل شده است (علی احمدی & قاضی نوری, ۱۳۸۰).

۱- ۳- ۲-   جامعه آماری، روش نمونه گیری، حجم نمونه

جامعه آماری این پژوهش شرکت­های نرم­افزاری زیر مجموعه شرکت توسن (کیش ور[۱]) است. این شرکت در زمینه نوشتن نرم­افزارهای بانکداری (Core Banking) برای بانک­ها فعالیت می­نماید. شرکت توسن دومین شرکت نرم­افزاری خصوصی ایران و بزرگترین شرکت در حوزه نرم افزارهای بانکداری داخل ایران می­باشد. این شرکت دارای ۱۱ شرکت تابعه است. شرکت توسن در سال ۱۳۷۸ با هدف ایجاد بستری مستقل و بومی جهت طراحی و تولید محصولات و راه حل‌های نوین در عرصه های مختلف الکترونیکی کشور مانند بانکداری الکترونیکی، تاسیس گشته است. تا سال ۱۳۸۷، این شرکت با نام کیش ویر در حال خدمت رسانی به جامعه بانکی ایران بوده و در سال ۱۳۸۷، تمامی محصولات، خدمات و وظایف کیش ویر به این شرکت منتقل گردید.در حال حاضر بیش از ۵۰۰ نفر پرسنل و کارشناس فنی، در زمینه ­های مختلف علوم کامپیوتر و بانکداری در این شرکت مشغول بکار می­باشند. محصولات این شرکت در اکثر بانک­های خصوصی و برخی بانک­های دولتی و اکثر مؤسسات مالی و اعتباری کشور در حال استفاده می­باشد (http://www.tosan.com) . با توجه به تعداد افراد خبره شاغل در این شرکت که حدود ۱۹۸ نفر در نظر گرفته شده است و جدول نمونه گیری مورگان (KREJCIE & MORGAN, 1970) تعداد اعضای نمونه مورد نیاز برای جامعه آماری حدود ۱۳۲ نفر در نظر گرفته خواهد شد.

همچنین از فرمول زیر برای تعیین اندازه نمونه استفاده گردید:

«جامعه آماری» به کل گروه افراد، وقایع، یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می‌خواهد به تحقیق درباره‌ی آن‌ها بپردازد و «گروه نمونه» مجموعه‌ی کوچکی از جامعه‌ی آماری است مشتمل بر برخی از اعضا که از اعضای جامعه‌ی آماری انتخاب شده‌اند. در واقع، گروه نمونه یک مجموعه فرعی از جامعه است که با مطالعه‌ی آن محقق قادر است نتیجه را به کل جامعه آماری تعمیم دهد (سکاران, ۱۳۸۱).

جامعه آماری دربرگیرنده‌ی خبرگان شامل مدیران، رؤسای بخش و کارشناسان مجموعه شرکت‌های گروه توسن می‌باشد. تعداد خبرگان در ۱۱ شرکت مورد بررسی حدود ۱۹۸ نفر برآورد شد. برای تعیین حجم نمونه نیز از رابطه زیر استفاده گردید:

فرمول (۱-۱)

 

 

که در آن ؛

P: برآورد نسبت صفت متغیر؛ ۵/۰= P

ε: مقدار اشتباه مجاز= ۰۵/۰

Z: متغیر نرمال واحد متناظر با سطح اطمینان۹۵ درصد؛      (۹۶/۱=Zα/۲)

 

در این فرمول، N تعداد اعضای جامعه آماری؛ z مقدار متغیر نرمال واحد متناظر با سطح اطمینان که در این تحقیق سطح اطمینان ۹۵% در نظر گرفته شده است؛ s انحراف معیار جامعه و e سطح خطا است

۱- ۴-   الگوی مفهومی و فرضیه ­های تحقیق

فرضیات اصلی:

۱- در شرکت­های تولید کننده نرم­افزار بین مجموعه شبکه ­های همکاری و مجموعه توانایی­های نوآوری فناورانه رابطه معنی­داری وجود دارد.

۲- در شرکت­های تولید کننده نرم­افزار بین مجموعه شبکه ­های همکاری با مجموعه نوآوری رابطه معنی­داری وجود دارد.

۳- در شرکت­های تولید کننده نرم­افزار بین مجموعه توانایی­های نوآوری فناورانه با مجموعه نوآوری رابطه معنی­داری وجود دارد.

فرضیات فرعی:

۱- در شرکت­های تولید کننده نرم­افزار میان ابعاد شبکه ­های همکاری و ابعاد توانایی­های نوآوری فناورانه رابطه معنی­داری وجود دارد.

۲- در شرکت­های تولید کننده نرم­افزار میان ابعاد شبکه ­های همکاری و ابعاد نوآوری رابطه معنی­داری وجود دارد.

۳- در شرکت­های تولید کننده نرم­افزار میان ابعاد توانایی­های نوآوری فناورانه و ابعاد نوآوری رابطه معنی­داری وجود دارد.

سؤالات:

۱- در میان ابعاد شبکه ­های همکاری به ترتیب کدام بعد بیشترین نقش را در ایجاد رابطه معنی­دار میان دو مجموعه شبکه ­های همکاری و توانایی­های نوآوری فناورانه دارد؟

۲- در میان ابعاد شبکه ­های همکاری به ترتیب کدام بعد بیشترین نقش را در ایجاد رابطه معنی دار میان دو مجموعه شبکه ­های همکاری و نوآوری دارد؟

۳- در میان ابعاد توانایی­های نوآوری فناورانه به ترتیب کدام بعد بیشترین نقش را در ایجاد رابطه معنی دار میان دو مجموعه توانایی­های نوآوری فناورانه و نوآوری دارد؟

در ادامه الگوی مفهومی پیشنهادی در شکل (۱-۲) آورده شده است.

شکل ۱-۲- مدل مفهومی پیشنهادی

 

۱- ۵-  تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح

نظام نوآوری منطقه­ای: نظام­های منطقه­ای نوآوری مناطق جغرافیایی خاصی در درون یک کشور یا بخش­هایی از کشورهای مختلف را مد نظر دارد.

شبکه ­های همکاری. به مجموعه ­ای از تأمین­کنندگان، رقبا، سازمان­های دولتی، سازمان­های واسطه­ای و مؤسسات پژوهشی که شرکت­ با آن­ها همکاری می­نماید شبکه همکاری گفته می­شود.(Zeng, Xie, & Tam, 2010) انواع همکاری در شبکه ­های همکاری را به چهار دسته تقسیم­بندی می­نماید: همکاری بین شرکتی، همکاری با سازمان­ها و نهادهای دولتی، همکاری با مؤسسات میانجی و همکاری با دانشگاه­ها و مراکز پژوهشی.

توانایی­های نوآوری فناورانه: مجموعه ­ای وسیع از ویژگی­های شرکت که استراتژی­های نوآوری فناورانه شرکت را تسهیل و پشتیبانی می­نمایند (Burgelman, 2004). رویکردهای متفاوتی برای ارزیابی توانایی­های نوآوری فناورانه شامل رویکرد دارایی، رویکرد فرآیندی و رویکرد عملیاتی وجود دارد.

مجموعه توانایی نوآوری فناورانه: (R. Yam, W. Lo, E. P. Y. Tang, & A. K. W. Lau, 2011) توانایی نوآوری فناورانه به ظرفیت یادگیری، ظرفیت تحقیق و توسعه، ظرفیت تخصیص منابع، ظرفیت تولید، ظرفیت بازاریابی، ظرفیت سازمانی و ظرفیت برنامه ­ریزی استراتژیک تقسیم می­نماید.

نوآوری: نوآوری را (Lukas & Ferrell, 2000) «پذیرش یک ابزار، سیستم، سیاست، برنامه، فرآیند، محصول یا خدمت جدید که می‌تواند در داخل سازمان ایجاد شود و یا از بیرون خریداری شود و برای سازمان، جدید باشد» تعریف می­نماید.

مجموعه نوآوری: (Manu, 1992) نوآوری را به سه دسته نوآوری محصول، نوآوری فرآیند و نوآوری مدیریت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

مرور ادبیات

 

۲-  مرور ادبیات

۲- ۱-  مقدمه

تحقیقات بر روی کسب و کارهای کوچک نشان می­دهد که تفاوت ریشه­ای در نوآور بودن بیشتر بخاطر ویژگی­های سازمان است تا شرایط محیطی. توانایی شرکت­ها برای نوآوری شامل دو جنبه به شدت در هم تنیده می­باشد: ظرفیت نوآوری[۲] و توانایی برای شرکت در شبکه ­های همکاری. (Konsti Laakso, Pihkala, & Kraus, 2012).

در این فصل سعی خواهد گردید تا مفاهیم مربوط به مجموعه­های توانایی نوآوری فناروانه، شبکه ­های همکاری و نوآوری و ابعاد آن­ها مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه به بررسی پژوهش صورت گرفته در هر مجموعه و ارتباط­های موجود میان این مجموعه­ها پرداخته خواهد شد.

۲- ۲-  نوآوری

بطور سنتی دو گروه مجزا که به دنبال یافتن منابع نوآوری هستند، وجود داشته است. این خط جدا کننده توسط جریان­های متفاوتی از پژوهش­های علم و فناوری بعنوان المان کلیدی برای تولید، انتشار و بهره‌برداری از نوآوری شناخته می­شود، تعیین می­شود. برای سال­ها پژوهش­گران نوآوری، تمایل داشته اند که خود را در یکی از این دو گروه قرار دهند. در یک طرف خط، مدل خطی نوآوری (Bush, 1945; Maclaurin, 1953)، تحقیق بر روی سرریز دانش (Audretsch & Feldman, 1996; Cantwell & Iammarino, 1998; Sonn & Storper, 2008) وجود دارد که به نوآوری از دیدگاه علمی و فنی نگاه می­ کنند.

این دیدگاه منجر به استفاده از تحقیق و توسعه (R&D)، پتنت، هزینه­ های  فناوری اطلاعات، و سطح آموزش نیروی کار و همچنین عوامل کلیدی پشت ایجاد و جذب نوآوری بعنوان شاخص و نمایند، شده است. پژوهشگران دیگر در مقابل عمیقاً درباره ارتباط تحقیق و توسعه، پتنت و هزینه­ های فناوری اطلاعات بعنوان منبع نوآوری مرتبط با شرکت­ها شک دارند (P. Cooke, 2001). این پژوهشگران در طرف دیگر خط تمایل دارند که بیشترین تمرکز را بر روی نهادها، ارتباطات، شبکه­ها و روابط غیر رسمی که تولید و تبادل دانش را تسهیل می­ کنند، بگذارند (Lundvall, 1992). این جریان تحت عناوین مختلفی در حال رشد است. مناطق یادگیرنده (Morgan, 1997)، نظام­های نوآوری منطقه­ای (Philip Cooke, Gomez Uranga, & Etxebarria, 1997)، نوآوری را بعنوان پدیده منطقه­ای که توسط شرایط نهادی و اجتماعی موجود در منطقه تعیین می­شود، در نظر می­گیرند(Iammarino, 2005).

تعدادی از پژوهشگران سعی نموده ­اند که بین شکاف­های موجود در رویکردهای خطی برای نوآوری ارتباط برقرار کنند و آن­ها را با نهادها و ارتباط­ها، معمولاً با قرار دادن جذب دانش خارجی در قلب فرآیند نوآوری، در نظر بگیرند. برای مثال (von Hippel, 1976) به بررسی این پرداخت که چگونه ارتباط با مصرف کنندگان و تأمین­کنندگان نوآوری در تولید، ابزارهای علمی را شکل می­دهد. (Cohen & Levinthal, 1990) مفهوم ظرفیت جذب[۳] در شرکت را معرفی نمود  و آن را نه تنها وابسته به دانش­ها و هزینه­ های تحقیق و توسعه قبلی شرکت دانست بلکه بر وابستگی با رقبا و تاریخچه شرکت (وابستگی تاریخی) نیز مرتبط دانست. (Chesbrough, 2003) ایده نوآوری باز[۴]  که برخلاف پارادایم­های گذشته که بر روی مزایای نوآوری خانگی (داخل شرکت) تأکید می­کردند نتیجه ترکیب منابع داخلی و خارجی می­دانست، به سمت جلو سوق داد. تلاش بعدی برای بکارگیری رویکردی کلان­تر استفاده از منطقه­ها و ناحیه­های شهری بعنوان واحد تحلیل و بررسی است (Rodríguez-Pose & Crescenzi, 2008).

“Innovatus” از ترکیب دو کلمه لاتین “in” و “novus” ایجاد می­شود و به معنی ” ایجاد تغییر در چیزی که وجود دارد” است. ریشه کلمه “nova” به معنی جدید و برای توضیح “ستاره جدیدی که قبلاً شناخته نشده است” بکار می­رود.

شومپیتر[۵] نوآوری را ایجاد ابزار برای ترکیب مواد و نیروها برای رسیدن به اهداف تعریف می­ کند. ساخت چیزهای دیگر یا همان چیز توسط روشی متفاوت با بهره گرفتن از ترکیب کردن متفاوت این مواد و نیروها تعریف می­نماید(Schumpeter, 1978). او از عبارت ” ترکیب جدید[۶]” برای توضیح نوآوری استفاده نمود. امروز ارتباط بسیار قوی بین نوآوری که شومپیتر استفاده می­ کند و نوآوری که ما بکار می­بریم وجود دارد. بر اساس شومپیتر این ترکیب جدید می ­تواند شامل کالای جدیدی باشد که برای مشتریان جدید است، روشی جدید برای تولید باشد که هنوز مورد آزمایش قرار نگرفته است، بازار جدید، منبع جدید برای تأمین مواد خام یا سازمانی جدید در یک صنعت باشد.

او در تحقیقات خود در مورد نوآوری , از پنج نوع نوآوری یاد کرده است که عبارتند از:

  • در زمینه معرفی محصول جدید یا تغییر کیفیت محصول موجود
  • فرآیند در یک صنعت مشخص
  • در ایجاد بازاری جدید
  • در منابع جدید تأمین مواد اولیه و دیگر ورودی‌ها
  • در زمینه تغییر سازماندهی صنعتی. (Holbrook Adam & Hughes Lindsay, 2001)

نوآوری مکانیسمی است که توسط آن، سازمان­ها محصول، فرآیند و سیستم جدیدی که برای انطباق با بازارها، فناوری­ها و روش­های رقبای در حال تغییر مورد نیاز است را ایجاد می­نمایند(Utterback, 1994).

سازمان OECD[7] نوآوری را پیاده­سازی یک محصول یا فرآیند جدید (کالا یا خدمت) یا بسیار توسعه یافته، روش بازاریابی جدید یا روش سازمانی جدید در روش­های کسب و کار یا سازمان می­داند(European Commission, 2005).

۲- ۲- ۱-  سیر تکامل نوآوری

سیر تکامل موضوع نوآوری را می‌توان در ۵ موج خلاصه نمود که در زیر به آن اشاره شده است.

موج اول: دیدگاه شومپیتر  : شومپیتر، نوآوری را معرفی یک ترکیب جدید از عوامل تولید و حالت‌های مختلف یک نظام یا به عبارتی یافتن یک تابع تولید جدید می‌داند. عوامل این نظام، شناخت یک محصول جدید، یافتن یک فرآیند تولیدی جدید، دستیابی به بازار جدید، بکارگیری منابع جدید و نهایتاً طراحی یک سازمان جدید می‌باشد.

موج دوم: نوآوری تکنولوژیک: نوآوری تکنولوژیکی بین سال‌های ۱۹۶۰-۱۹۵۰ مطرح شده است و دانشمندان و متفکرین مختلفی در این زمینه فعالیت نموده ­اند که به دو موضوع تولید و فرآیند نوآورانه توجه بیشتری داشته اند. در این مرحله ابداع و اختراع به مرحله تجاری سازی منجر شده و تأثیر بسزایی در رشد اقتصادی کشورها داشته است، پس از این مرحله به نوآوری سیستماتیک و فرآیند گرایی توجه بیشتری شده است. به گونه­ای که دیوید و نورث در سال ۱۹۷۶ ادعا می­ کنند که تغییرات سیستماتیک و رشد اقتصادی امریکا، از این مرحله شروع می­شود.

موج سوم : نوآوری صنعتی : نگرش نوآوری صنعتی توسط فریمن بین سال­های ۱۹۸۰-۱۹۷۰ مطرح گردید. مشخصات این نگرش انجام تحقیقات پایه، اختراع، توسعه و نوآوری می­باشد. فریمن از جمله ویژگی­های نوآوری در این دوره را، فزآینده بودن آن اعلام می­دارد که این موضوع به دلیل امکانات تولید بهتر در دوران صنعتی، فرصت­های بیشتری برای خلق ایده های جدید و نیازهای فزآینده جوامع بشری ایجاد می­نماید.

موج چهارم : نظام نوآوری : در سال­های ۱۹۹۷-۱۹۸۷ برنظام­های نوآوری تاکید بیشتری شده است بگونه­ای که فریمن نظام نوآوری را همانطور که در نمودار (۲-۱) نمایش داده شده است، شبکه­ای از سازمان­ها برای تحقق فناوری معرفی می­نماید و در سال ۱۹۹۲ OECD نوآوری فناورانه را تولید و فرآیند جدید و تغییرات چشمگیر در نوآوری شامل مجموعه ­ای از فعالیت های علمی، فناوری، سازمانی، مالی و تجاری، تعریف می­نماید.

 

نمودار ۲-۱- نمودار نوآور­ی فریمن (نسیمی، ۱۳۸۷:۱۱۵)

در مرحله بعد در سال ۱۹۹۷ OECD نوآوری را شامل فعالیت­های R&D، کسب دانش، کسب تجهیزات، تدارکات تولید و بازاریابی و … می­داند و آن را به سه نوع نوآوری فنی و فناورانه،  نوآوری غیر فنارانه، نوآوری صنعتی تقسیم می­نماید در این تقسیم بندی منظور از نوآوری غیر فناورانه، نوآوری سازمانی و نوآوری مدیریتی می­باشد.

موج پنجم : نوآوری علمی ۱۹۹۳ : نوآوری علمی عبارتست از ایجاد، ارزیابی، مبادله و کاربرد ایده­های جدید به منظور برتری یافتن بنگاه­های اقتصادی در بازار کالا و خدمات، که منجر به شکوفایی اقتصاد ملی و توسعه اجتماعی می‌شود (نسیمی، ۱۳۸۷:۱۱۶).

 

۲- ۲- ۲-  انواع نوآوری

برای بررسی انواع نوآوری، تقسیم­بندی متعددی ارائه شده است که به برخی از آن‌ها در این قسمت اشاره می­شود:

الف) تقسیم­بندی مارکوس

سه نوع نوآوری از دیدگاه مارکوئز[۸]، عبارتند از رادیکال, تدریجی و سیستم­ها ، و البته می‌توان یک تقسیم بندی چهارگانه نیز به جای آن ارائه نمود:

۱ـ نوآوری­های رادیکال (در اجزاء)

۲ـ نوآوری­های تدریجی در فناوری­های موجود

۳ـ نوآوری­های رادیکال (در سیستم­ها)

۴ـ نوآوری­های نسل آینده فناوری (NGT)

در اولین مورد از تقسیم بندیهای چهارگانه فوق (نوآوری رادیکال در اجزاء), توانائی عملیاتی جدیدی حاصل می­شود که نوعی گسستگی در توانمندی­های فناورانه موجود ایجاد می‌کند.

در دومین مورد (نوآوری تدریجی), بهبودی در توانمندی عملیاتی جاری (مربوط به فناوری موجود) از طریق بهبود عملکرد, ایمنی, کیفیت و کاهش هزینه‌ها صورت می‌پذیرد.

سومین مورد (یعنی نوآوری سیستم­ها), نوآوری رادیکال است که از طریق تجدید ساختار فناوری­های موجود، قابلیت­های عملیاتی جدیدی را فراهم می­آورد. در بعضی موارد، نوآوری­های تدریجی در سیستم نیز می‌تواند به خلق نسل­های فناوری جدید منجر شود. این‌گونه نوآوری­ها را می‌توان سیستمی تلقی نمود ، ولی نه از نوع نوآوری رادیکال. این نوع نوآوری ها را به عنوان چهارمین نوع نوآوری تحت عنوان” نسل آینده فناوری” می شناسند.

تحقیقات دانشگاهی و صنعتی وسیله‌ای مفید و اثر بخش برای بهبود توانائی مدیریت در زمینه تغییرات ناپیوسته فناوری است . (W. Bridges, 1995)

ب) تقسیم­بندی طارق خلیل

از نظر خلیل، نوآوری را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد یکی تحت عنوان رادیکال یا انقلابی و دیگری تدریجی یا گام به گام . نوآوری از نوع رادیکال بیشتر از طریق اختراع صورت می‌پذیرد. این گونه نوآوری ها به تغییر یا شکل گیری صنایع جدید منجر می‌شوند. این قبیل نوآوری­ها نسبتاً نادر است و غالباً در بیرون از مرزهای سازمان رخ می‌دهد. هنگامی که این نوآوری­ها در درون سازمان رخ می‌دهند, چیزهائی را به تصویر می‌کشند که نه تنها برای سازمان جدید هستند بلکه با روش­های موجود کاملا متفاوت است. اختراع ترانزیستور در آزمایشگاه بل[۹] و دستگاه زیراکس توسط چستر کارلسون[۱۰] هر دو منجر به تغییرات رادیکال در صنعت و بازار مربوطه گردید.

در نوع دوم نوآوری , تغییرات کوچک اما مهم بوده و می‌توانند در زمینه محصول, خدمات و فرآیندها رخ دهند. این گونه نوآوری ها، تقریباً در اکثر  صنایع رخ می‌دهند و موجب می‌شوند تا سازمان با حفظ موقعیت رقابتی خود در بازار به فعالیت خود ادامه دهد. روش ژاپنی­ها برای نوآوری تدریجی و بهبود مستمر, کایزن نام دارد که می‌تواند عملکرد شرکت­های موجود را کاملا بهبود دهد. ساخت کامپیوترهای شخصی قابل حمل در سال ۱۹۸۱, نوعی نوآوری فناورانه تدریجی بود در حالیکه پیش از آن کامپیوترها قابل حمل نبودند. در این‌حالت، نوآوری عبارت بود از چیدن قطعات‌کامپیوتر درکنار هم به‌نحوی که قابل‌حمل باشد.

ج) تقسیم­بندی آنسف

می‌توان انواع نوآوری را از دیدگاه سازمان مورد توجه قرار داد و به آن به شکلی کاربردی تر نگریست . در این رابطه می‌توان نوآوری را در سطوح مختلف و با شاخص­های مختلف (مانند شاخص­های هزینه‌ای،  سرعت تحقیقات، سرعت تولید و …) مورد توجه قرار داد.

جدول (۲-۱) بیانگر مقایسه انواع نوآوری است که می‌توان آن‌ها را سطوح مختلف نوآوری نامید و هر یک از آن‌ها دارای اهمیت خاص خود است.

 

جدول ۲-۱- مقایسه انواع نوآوری

نوآوری هزینه تحقیق سرعت تحقیق سرعت تولید تخمین مقدار تقاضای مشتری زمان برگشت سرمایه مزیت رقابتی ارزش افزوده مهار­های مورد تأکید
نوآوری بنیادی بالا پایین سریع پیچیده طولانی بالا بالا تحقیقات بنیادی
توسعه کاربردی بالا متوسط متوسط کمی پیچیده متوسط متوسط متوسط مهندسی
تجدید ساخت فناوری متوسط متوسط متوسط نسبتاً پیچیده متوسط متوسط متوسط تماس با مشتری
فرآیند متوسط بالا متوسط کمی پیچیده طولانی بالا بالا مهندسی
بر حسب کالا پایین بالا کند کمی پیچیده طولانی بالا بالا تماس با مشتری
تجدید فرمول سازی پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه متوسط متوسط تماس با مشتری
ارائه خدمات پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه پایین پایین تماس با مشتری
طراحی پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه پایین پایین تماس با مشتری
بسته بندی پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه پایین پایین تماس با مشتری

 

در جدول فوق در هر یک از سطوح نه گانه، نوعی از نوآوری دیده می­شود که بطور خلاصه به شرح زیر می­باشند:

  • نوآوری بنیادی: این نوع نوآوری، نیاز به سرمایه گذاری سنگین و مستمر بر روی مهارت­های کارکنان و تجهیزات داشته و در بلند مدت نیز، منجر به حاکمیت بر بازار می­گردد. جایگزینی ترانزیستورها بجای لامپ­های تحت خلأ از این‌گونه نوآوری هاست.
  • نوآوری توسعه عملکرد: وقتی نوآوری در محصولی به وجود می­آید، شرکت­ها تلاش می­ کنند که کاربرد این محصول جدید را افزایش دهند. توسعه کاربرد محصول به لحاظ مالی،کمتر هزینه بر است.
  • نوآوری تجدید ساخت فناوری: در این حالت با ادغام چند فناوری، محصولی کاملا متفاوت ارائه می­گردد. برای مثال زره پوش، ترکیبی از فناوری موتورهای دیزلی کامیون­های بزرگ، تراکتورهای کشاورزی و تفنگ­های ته پر سبک می­باشد. ادغام ، موضوع عمده این گونه نوآوریهاست.
  • نوآوری در نام گذاری و تبلیغ: تحقیقات نشان می‌دهد که حدود ۲۴% از فروش محصول به تبلیغ آن بر می­گردد. نوآوری در بر چسب، نوعی سرمایه گذاری است که یک شرکت برای حفظ مشتری انجام می­دهد. برای مثال شرکت کوکا کولا از نام خود برای معرفی کالاهای دیگر (مثلا کوکا کولا با طعم گیلاس) استفاده می­ کند.
  • نوآوری در فرآیند: بیشتر سرمایه گذاری­های جدید، صرف جایگزینی تجهیزات می­گردد. نوآوری در فرایند تولید، باعث می­شود تا شرکت نسبت به رقبا مزیتی بدست آورد. شرکت تویوتا با نوآوری در فرآیند تولید می تواند عرضه ماشین جدید را در کوتاه­ترین زمان صورت دهد.
  • نوآوری در طراحی: بسیاری از شرکت­های موفق اقدام به طراحی جدید ( نوآوری در طراحی) کرده­اند و از این راه به سودهای هنگفت  دست یافته­اند. طراحی جدید تلفن های همراه می ­تواند مثال  خوبی در این رابطه باشد. طراحی مانیتورهای LCD نسبت به مانیتورهای موجود نیز مثال دیگری است.
  • نوآوری در زمینه تجدید فرمول: این نوع نوآوری شامل تغییر ساختار محصول فعلی بدون تغییر در اجزاء آن است. نمونه­ای از این‌گونه تغییرات، افزایش درجه خلوص یک محصول است.
  • نوآوری در ارائه خدمات: نوآوری در ارائه خدمات، مستلزم توسعه تخصص کارکنان در معرفی محصول و ارائه خدمات فنی مناسب­تر است. نوآوری در ارائه خدمات با سطح نسبتا پایین سرمایه گذاری صورت می­گیرد و برگشت سرمایه آن نیز سریع است. این نوآوری در کوتاه مدت، مزیت رقابتی فراهم می­ کند.
  • نوآوری در بسته بندی: بسته بندی بهتر، کیفیت انبار نمودن را بهبود می­بخشد و به سلامت محصول و سهولت استفاده از آن کمک می­ کند که به نوعی در پذیرش مصرف کننده تأثیر دارد.

ه)‌تقسیم­بندی NIST

انواع نوآوری از دیدگاه نیست (۲۰۰۳) به شرح زیر است:

نوآوری فناورانه: به کار گیری موفقیت آمیز یک ایده تکنیکی جدید برای موسسه­ای که آن ایده را خلق کرده است.

نوآوری تجاری: نتیجه به کار بردن و عملی کردن ابتکارات تکنیکی، بازار و یا یک مدل کسب و کار برای خلق یک کالا یا خدمت جدید و یا معرفی موفقیت‌آمیز به بازار و یا بهبود آن‌ها است.

ه)نوآوری محصول، فرآیند و مدیریت

(Manu, 1992)، نوآوری‌ را به سه دسته کلی نوآوری در محصول، نوآوری در فرآیند و نوآوری مدیریتی تقسیم‌بندی کرده‌ است و بر این اساس نوآوری سازمان‌ها را سنجیده‌ است (Manu, 1992). در این تحقیق برای سنجش نوآوری از رویکرد مانو (۱۹۹۲) استفاده شده است.

نوآوری محصول

نوآوری‌ در محصول، شامل محصولات یا خدمات جدیدی است که برای رفع نیاز مصرف‌کنندگان سازمان ارائه می‌شود (Manu, 1992).

نوآوری فرآیند

نوآوری‌های فرآیندی عوامل جدیدی هستند که به عملیات تولیدی یا خدماتی یک سازمان ارائه می‌شوند؛ مانند مواد اولیه، شرح وظایف و مکانیزم‌های کاری و جریان اطلاعات مربوط می­شود (Utterback & Abernathy, 1975).

نوآوری مدیریت

نوآوری مدیریت با تعریف­های نسبتاً مشابه در ادبیات با عنوان­های متفاوتی آورده شده است. اما پژوهش­های اخیر به مدیریت نوآوری (Hamel, 2006, 2007, 2009; Mol & Birkinshaw, 2009)، نوآوری مدیرانه[۱۲]   یا نوآوری سازمانی[۱۳] (Armbruster et al., 2006; Battisti & Stoneman, 2010; OECD, 2005) اشاره نموده ­اند. تعریف­های نوآوری اداری[۱۴] ،سازمانی و مدیریتی همپوشانی­های زیادی با هم دارد (Damanpour & Aravind, 2011). جدول (۲-۲) تعریف­ها و عناوین این نوع نوآوری را به اختصار نشان می­دهد:

جدول ۲-۲- تعریف­های متفاوت نوآوری مدیریت

 

تعریف واژه شناسی پژوهش
فرآیندهای ساختار سازمانی و مدیریتی را در نظر می­گیرد مدیریت اداری Daft (1978)
نوآوری­های معرفی شده در ساختار سازمانی، فرآیندهای اداری و منابع انسانی مدیریت اداری Damanpour and Evan (1984)
نوآوری­ها در اجزای اداری که بر روی سیستم اجتماعی یک سازمان تأثیر می­گذارد مدیریت اداری Damanpour et al. (1989)
طراحی ساختار و فرآیندهای سازمانی و سیستم منابع انسانی نوآوری مدیرانه Hwang (2004)
پیاده­سازی روش سازمانی جدید در روش­های کسب و کار، داخل سازمان و ارتباط­های خارجی نوآوری سازمانی OECD (2005)
ترک اصول، فرآیندها و روش­های مدیریت سنتی یا ترک شکل­های سازمانی سنتی که روش کار مدیریت را تغییر می­دهد. نوآوری مدیریت Hamel (2006)
تغییرات در ساختار، فرآیندهای سازمانی به منظور پیاده­سازی مفاهیم و  روش­های مدیریتی و کاری جدید مانند کار تیمی در تولید، مدیریت زنجیره تأمین یا سیستم­های کنترل کیفیت نوآوری سازمانی Armbruster et al. (2006, 2008)
اختراع و پیاده­سازی روش­ها، فرآیندها، ساختار یا تکنیک مدیریتی که جدید و در راستای اهداف سازمانی است. نوآوری مدیریت Birkinshaw et al. (2008)
معرفی روش­های مدیریت که برای شرکت جدید است و به منظور افزایش کارایی شرکت است. نوآوری مدیریت Mol and Birkinshaw (2009)
نوآوری شامل روش­های مدیریت، سازمان جدید، مفهوم بازاریابی جدید و استراتژی­های جدید شرکت نوآوری سازمانی Battisti and Stoneman

(۲۰۱۰)

رویکردهای جدید در دانش برای اجرای وظایف مدیریتی و فرآیندهای جدید که در استراتژی، ساختار، رویه­های اداری و سیستم­های سازمانی تغییر ایجاد می­ کند. نوآوری مدیرانه Battisti and Stoneman

(۲۰۱۰)

 

همکاری­های بین سازمانی روشی مهم برای ایجاد ظرفیت نوآوری فرآیند نیز است (Schoenmakers & Duysters, 2006). مطالعات گذشته نشان دادند که روابط خارجی و مشارکت در توافق­نامه های همکاری بطور مثبت با توسعه ظرفیت نوآوری فرآیند ارتباط دارد (C. Camisón, Boronat, & Villar, 2007).

۲- ۲- ۳-  منابع نوآوری

بطور کلی نوآوری یک شرکت می ­تواند توسط منابع متنوع ارتقا و گاهی اوقات مختل  گردد: منابع داخلی شرکت، منابع بیرونی بازار، دانشگاه­ها و مؤسسات پژوهشی و در دسترس بودن منبع اطلاعاتی. مطالعات نشان می­دهد که منابع نوآوری برای کشورها و فرهنگ­های مختلف می ­تواند تا حدودی متفاوت باشد. جدول(۲-۳) نتایج بررسی ده نوع منبع که بر اساس موارد پیشنهاد شده توسط دستورالعمل اسلو و محیط و نیازمندی­های منطقه­ای[۱۵]  است، را نشان می­دهد (J.C. Guan, Yam, & Mok, 2005).

جدول۲-۳- توزیع منابع نوآوری (J.C. Guan et al., 2005)

شرکت­های با سطح تکنولوژی بالا

(تعداد ۶۷۶ شرکت)

شرکت­های کوچک، متوسط و بزرگ

(تعداد ۲۷۴ شرکت)

منابع نوآوری  
رده­بندی تعداد (درصد) رده بندی تعداد(درصد)
۲ ۴۸۵ (۷۲%) ۲ ۱۶۴ (۶۰%) واحد تحقیق و توسعه داخل شرکت ۱
۹ ۶۲ (۹.۲%) ۶ ۳۸ (۱۴%) واحدهای دیگر در سطح شرکت ۲
۸ ۶۵ (۹.۶) ۹ ۲۶ (۹.۵%) شرکت­های دیگر گروه ۳
۱ ۴۹۸ (۷۳.۷%) ۱ ۱۶۶ (۶۱%) استفاده­کنندگان ۴
۶ ۱۲۴ (۱۸.۳%) ۵ ۶۵ (۲۳.۷%) برنامه ­های دولتی و اطلاعات ۵
۱۰ ۳۲ (۴.۷%) ۱۰ ۱۱ (۴%) حق ثبت اختراع­ها ۶
۴ ۲۰۲ (۳۰%) ۴ ۷۴ (۲۷%) پژوهش­ها و سمینارهای علم و فناوری ۷
۷ ۱۲۰ (۱۷.۸%) ۷ ۳۶ (۱۳%) دانشگاه­ها و مؤسسات پژوهشی ۸
۳ ۲۴۳ (۳۵.۹%) ۸ ۳۱ (۱۱.۳%) بازار فناوری و مشاوران فناوری ۹
۵ ۱۵۶ (۲۳.۱%) ۳ ۸۵ (۳۱.۴%) محصولات شرکت­های دیگر در همان صنعت ۱۰

 

هر شرکت می­توانست فقط سه منبع را انتخاب نماید. همانطور که از جدول بر می­آید منبع اصلی برای هر دو گروه شرکت­های کوچک- متوسط – بزرگ و شرکت­های با سطح فناوری بالا استفاده­کنندگان از محصولات یا فناوری­های آن­ و واحد تحقیق و توسعه داخل شرکت می‌باشد.

 

۲- ۳-  نظام­های نوآوری

۲- ۳- ۱-  نظام ملی نوآوری

مفهوم نظام نوآوری ملّی، برای اولین بار در اواسط دهه­ی ۸۰ در بستر بحث­های مربوط به سیاستگذاری صنعتی در اروپا ظهور یافت. از آن زمان تاکنون، ادبیات موضوع مربوطه در جهان به ثبت اثر فزاینده رویکرد نظام نوآوری ملّی پرداخته است. چندین سازمان فراملّی همچون سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OEDC) از مفهوم نظام نوآوری ملّی در نگاه تحلیلی خود بهره برده­اند. رویکرد نظام­های نوآوری از ارزش بسیاری در اروپای غربی و اسکاندیناوی، در زمینه ­های آکادمیک و نیز سیاستگذاری برخوردار شده است. در این رابطه میتوان گفت که فنلاند، اولین کشوری بوده که مفهوم نظام نوآوری ملّی را به عنوان یک ابزار تحلیلی برای سیاست­های علم و فناوری خویش تطبیق داده است.

یکی از توصیفاتی که می­توان برای نظام­های نوآوری ملّی ارائه نمود، توصیف آن به عنوان “مجموعه ­ای از نهادها که با هم و یا به صورت مجزا به توسعه و انتشار فناوریهای جدید کمک می­ کنند” می­باشد. این نهادها فراهم آورنده چارچوبی هستند که در آن، حکومت­ها به ایجاد و اجرای سیاست­هایی برای اثرگذاری بر فرایند نوآوری می­پردازند. بنابراین، این سیستم متشکل از نهادهای مربوط به یکدیگر است که به ایجاد، ذخیره­سازی و انتقال دانش، مهارت­ها و مصنوعاتی می­پردازند که معرّف فناوریهای جدید هستند. بطور دقیق­تر می­توان نظام نوآوری ملی را بعنوان ” مجموعه ­ای از سازمان­ها، نهادها و روابط بین آن­ها برای تولید، انتشار و کاربرد دانش علمی و فناورانه در یک کشور مشخص ” تعریف نمود.

۲- ۳- ۲-  نظام نوآوری منطقه­ای

از سال ۱۹۸۰ موضوع سیستم­های تولید محلی[۱۶] ظاهر گشت که اهمیت فزاینده­ای در ابعاد جغرافیای اقتصادی[۱۷] و توسعه منطقه داشت. مفاهیم جدیدی همچون محدوده­های فناورانه[۱۸]، قلمروهای نوآور[۱۹]، مناطق یادگیرنده[۲۰] و نظام­های نوآوری منطقه­ای[۲۱] به معرفی یک ساختار نظری و علمی جدید در رابطه با توسعه صنعتی و اقتصاد منطقه­ای پرداختند. در رابطه با توسعه جغرافیایی که در رویکرد نظام نوآوری منطقه­ای مطرح است، می­توان نام چند نظریه اثرگذار را برشمرد. بیشترین خدمات انجام شده برای فهم این رویکرد از جانب اقتصاد تکاملی، اقتصاد نهادی، اقتصاد منطقه­ای جدید، اقتصاد یادگیری، اقتصاد نوآوری و نظریه شبکه­ها بوده است. این بحث­ها به طور عمده مربوط به نوآوری فناورانه بوده و به طور عمده به وجوه ماهیت پیچیده نوآوری می­پردازند. در نتیجه رویکرد نظام نوآوری منطقه­ای بیشتر ترکیبی از نظریه­ های موجود است تا اینکه بخواهد بر روی یکی از آن‌ها تمرکز کند.

مفهوم نظام نوآوری از بحث در رابطه با نظام نوآوری ملّی منبعث شده است و به طور معمول به اموری مشابه با موارد مورد مطالعه در نظام‌های نوآوری ملّی می ­پردازد. (P Cooke, Uranga, & Etxebarria, 1998) نظام نوآوری منطقه­ای را به عنوان سیستمی تعریف می­ کنند که “در آن بنگاه­ها و سازمان­های دیگر به طور سامان یافته مشغول یادگیری تعاملی در یک قلمرو  نهادی هستند که در آن محاط شده ­اند”.

سه جنبه آورده شده در تعریف (P Cooke et al., 1998) نیاز به توضیح بیشتر دارد. ابتدا، عبارت مربوط به فرایندهای تعاملی است که به وسیله‌ی آن‌ها دانش ترکیب می­شود و یک سرمایه­ی تجمعی برای بازیگران مختلف موجود به عنوان یک محدوده­ باز در نظر گرفته می­شود که شامل قواعد، استانداردها، « قلمرو » در سیستم تولیدی ایجاد کند. دوم، واژه “قلمرو” بعنوان یک محدوده باز در نظر گرفته می­شود که شامل قواعد، استاندارد­ها، ارزش­ها و منابع انسانی و مادی است. سوم، واژه “محاط شدن” دربرگیرنده تمامی فرآیندهای اقتصادی و دانشی ایجاد و بازسازی شده درون، میان و بیرون بنگاه­های می­باشد. این فرآیندها عموماً از طریق شکل خاصی از تعاملات اجتماعی، ایجاد و بازسازی شده ­اند و می­توانند اشکال مختلفی به خود بگیرند که این موضوع، تکرار ایجاد آن­ها را مشکل می­ کند مفهوم نظام نوآوری منطقه­ای مبتنی بر نگاه به نوآوری بعنوان یک فرایند حاصل از عوامل مختلف درون و بیرون بنگاه­ها است (Maskell & Malmberg, 1999).

باز تولید نظام نوآوری منطقه­ای تنها بر ذخیره دانشی ایجاد شده توسط بنگاه­ها و نهادها وابسته نیست، بلکه علاوه بر آن بر طریقه­ی تعامل این سازمان­ها با یکدیگر و محیط آن‌ها نیز وابسته است. بنابراین، نوآوری را نمی­توان در انزوا و با تکیه بر منابع داخلی یک بنگاه ایجاد کرد. در واقع محیط می ­تواند به­ عنوان یک شبکه از بازیگران و فراهم­ آورنده­ چارچوبی برای فعالیت بنگاه­ها (قلمرو یا خوشه) و یا بستری برای ایجاد روابط میان بنگاه­های درگیر در یادگیری تعاملی دیده شود. بنابراین، تعامل میان سازمان­های یادگیرنده (که می­توانند در قالب جریان دانش و اطّلاعات، سرمایه، شبکه­سازی و دیگر مشارکت­ها مشخص گردند) شکل دهنده‌ی مهم­ترین فرآیند محرّک تکامل و تقویت یک نظام نوآوری منطقه­ای هستند.

(Doloreux, 2004) چهار عنصر اصلی را برای نظام­های نوآوری منطقه­ای از یکدیگر تفکیک می­نماید. این چهار عنصر، بنگاه­ها، نهادها، زیرساخت­های دانشی و سیاست­های نوآورانه می­باشند. بنگاه­ها بازیگران اقتصادی هستند که به ایفای نقش مهمی در نظام‌های نوآوری می­پردازند. نقش این بنگاه­ها تولید و انتشار دانش است. می­بایست به آن‌ها به­ عنوان سازمان­های یادگیرنده‌ای نگریست که با سایر بنگاه­ها و سازمان­ها در یک محیط مشترک در تعامل می­باشند. می­بایست به تمامی بنگاه­ها به چشم تولیدکننده و مصرف کننده و همکار و رقیب نگریسته شود (Lundvall, 1992). سازمان­های تحقیق و توسعه صنعتی، دانشگاه­ها، حکومت­ها و دیگر سازمان­ها اغلب در ادبیات به عنوان بازیگران مهمی که می­توانند بر ایجاد، توسعه، انتقال و بهره ­برداری از فناوری­ها اثرگذار باشند، ذکر شده ­اند.

نهادها به کاهش عدم قطعیت، استفاده هماهنگ از دانش، رفع مناقشات و فراهم آوردن مشوق­ها می­پردازند (Carlsson & Jacobsson, 1997). با توجه به ظرفیت­های موجود در نهادها، آن‌ها شکل­دهنده محیطی برای تسریع نوآوری فناورانه و ساختاری هنجاری برای ایجاد تعاملات اجتماعی پایدار مورد نیاز برای عملکرد یک نظام نوآوری منطقه­ای هستند. این نهادها را می­توان به دو نوع رسمی (همچون قوانین و مقرّرات) و غیررسمی (همچون قواعد، ارزش­ها و هنجارها) تقسیم کرد. عناصر نهادی نظام نوآوری منطقه­ای به طور عمده توسط نظام ملّی شکل می­گیرد. علّت این امر، وابستگی بودجه­ها، ساختارهای سازمانی و فعالیت‌های موجود در این نظام­ها به منابع عمومی و تصمیمات کلان در مقیاس ملّی است.

زیرساخت دانشی به معنای زیرساخت فیزیکی و سازمانی مورد نیاز برای حمایت از نوآوری است (Doloreux, 2002). سازمان­های عمومی و خصوصی می­توانند به ایفای نقش­های متفاوتی در تولید، حمایت مالی، هماهنگی، نظارت و ارزیابی تلاش­های نوآورانه بپردازند. زیرساخت دانشی که بخشی از چارچوب عمومی مورد استفاده توسط بنگاه­ها و نوآوران است، می ­تواند اشکال متفاوتی را به خود بگیرد. یک شکل، متشکل از ساختارهای حمایتی نوآورانه بوده که به انتشار فناوری کمک می­ کنند (مانند پارک­های علم و فناوری) و یا در راستای توسعه فعالیت­های صنعتی سودمند در سطح منطقه عمل می­ کنند (مانند مراکز رشد فناوری[۲۲]). شکل دوم بر انتشار دانش تمرکز دارند که متشکل از سازمان­های انتقال فناوری عمومی و مشاوران نوآوری[۲۳]  هستند. نقش آن‌ها فراهم آوردن حمایت­های فنی و اطّلاعاتی برای بنگاه­های دانش بنیان است. مؤسسات تحقیق و توسعه مانند دانشگاه­ها، مؤسسات تحقیقاتی و آزمایشگاهی ملّی، تشکیل دهنده شکل سوم زیرساخت دانشی می­باشند. این سازمان­ها در تولید و هماهنگی دانش علمی و فناورانه بعلاوه آموزش و تحقیق و توسعه در رابطه با فناوری مشارکت دارند. این شکل از زیرساخت­های دانشی و زیرساخت­هایی که از نظر فنی کمتر محسوس می­باشند (توسعه بازار، برنامه ­ریزی استراتژیک، حقوق مالکیت معنوی) تلاش­های انجام شده در راستای توسعه نوآوری را تسهیل و تنظیم می­ کند. با این وجود، شکل بهینه یکتایی از زیرساخت دانشی برای جریان دانش مطلوب وجود ندارد. بسیاری از فعالیت­های مختلف می­توانند منجر به حصول نتایج مثبت (یا شکست­هایی) در نواحی نوآوری مختلف گردند.

سیاست‌های نوآورانه برای افزایش ظرفیت­های یادگیری و انتشار دانش منطقه، کل سیستم را تحت پوشش قرار می­ دهند. چنین سیاست­های منطقه­ای با هدف بهبود تعاملات بین زیرساخت‌های دانشی، بنگاه­ها و نهادها وضع می­گردند. علاوه بر آن، این سیاست­ها پاسخگوی نیازهای جمعی و شخصی به نوآوری هستند. به بیان دیگر، سیاست­ها برای حمایت از پتانسیل داخلی مناطق با تشویق انتشار فناوری­ها در مقیاس منطقه­ای تدوین می­شوند (Hassink, 1999). همچنین سیاست­های نوآورانه به عملکرد کلی نوآوری یک منطقه اقتصادی با ایجاد یک چارچوب نهادی برای ایجاد و اجرای سیاست­ها می­پردازند. این مورد شامل مدیریت دانش، فراهم آوردن مشوق­های مالی برای تلاش­های نوآورانه، سیاست­های انتشار فناوری، توسعه برنامه­ها و بنگاه­های فناوری- بنیان جدید، ایجاد و حفظ سرمایه­های نامحسوس مطلوب برای نوآوری و انتقال فناوری می­باشد.

یادگیری تعاملی در کانون مفهوم نظام نوآوری منطقه­ای جای گرفته است و یادگیری کاملاً مرتبط با نوآوری می­باشد. یادگیری تعاملی به یک فرایند تعاملی تولید دانش مشترک توسط بازیگران نوآور (بنگاه­ها و سایر سازمان­ها) و از طریق چارچوبی اشاره دارد که توسط نهادها شکل گرفته است (Morgan, 1997). نوآوری ناشی از مشارکت فعال بنگاه­ها در شبکه ­های نوآوری و یا همکاری، با سازمان­ها و بنگاه­های دیگر است. تصور می­شود توانایی ایجاد نوآوری با میزان یادگیری یک بازیگر از دانش منتشر شده رابطه مستقیم داشته باشد. بنابراین، یادگیری تعاملی، یک استراتژی سازنده برای بنگاه­ها به منظور جبران نقص­های دانشی توسط بنگاه به نظر می­رسد.

فرایند یادگیری تعاملی به شکل­های مختلفی (بسته به زمینه و فرایند دخالت داده شده) رخ می­دهد. تعاملات می­توانند به صورت افقی و یا عمودی رخ دهند. شبکه ­های افقی به علّت فراهم آوری دانش و اطّلاعات در نظام نوآوری منطقه­ای، مطلوب هستند. (Gelsing, 1992) بین دو شکل شبکه صنعتی افقی تمایز قائل می­شود. شبکه تجاری نتیجه روابط میان مبادلات کاربر و تولیدکننده و شبکه دانشی نیز نتیجه جریان و مبادله اطّلاعات عملی مطلوب برای نوآوری است. واضح است که چنین شبکه­هایی در سطح منطقه، عامل مهمی برای نظام نوآوری منطقه­ای محسوب شده و منجر به افزایش یادگیری تعاملی و دانش به اشتراک گذاشته شده توسط بنگاه­ها و سازمان­ها می­شوند.

با وجود آنکه یادگیری عموماً یک فرایند سازماندهی شده است، دانش در محیطی ساختار نیافته تر توسعه می­یابد و به اشتراک گذاشته می­شود. دانش به اشتراک گذارده شده یک جنبه مهم از نظام نوآوری منطقه­ای به حساب می­آید؛ چرا که به افزایش ظرفیت­های یادگیری تعاملی در آن کمک می­ کند. رسیدن به این سرمایه نیازمند درجه بالایی از اعتماد میان بازیگران و به اشتراک گذاشتن فعالیت­های فرهنگی، نهادی و کارآفرینی رایج می­باشد. دانش در متن تعاملات اجتماعی ایجاد شده و از همین طریق بازسازی می­شود. این موضوع شامل هر دو نوع دانش ضمنی و صریح (قابل تدوین) می‌شود. دانش ضمنی وابسته به خود و در یک زمینه است، در حالیکه دانش صریح به صورت عمیق‌تری در روتین­ها و فرآیند­های یک بنگاه یا گروهی از آن‌ها و یا کل سیستم تعبیه گردیده است. به اشتراک گذاشتن دانش زمانی ساده­تر می­باشد که بنگاه­ها دارای ارزش­ها، پس زمینه­ها و فهمی مشترک از مسائل فناورانه و تجاری داشته باشند. با این حال، به اشتراک گذاشتن دانش ضمنی دشوارتر از دانش صریح است. تا زمانی که این نوع از دانش در طول زمان مدون گردد، ایجاد ارتباط میان بنگاه­ها و به اشتراک گذاشتن تجارب خود، دشوارتر خواهد بود. ساز و کارهای توسعه­دهنده دانش و یادگیری تعاملی دلیلی بر اهمیت قرابت و محاط شدن در اجتماع در نظام­های نوآوری منطقه­ای هستند.

۲- ۳- ۳-  نظام نوآوری فناورانه

نظام نوآوری فناورانه، مجموعه ­ای از شبکه­ها شامل بازیگران و نهادها که در حوزه­ خاصی از فناوری تعامل می­ کنند و به تولید، انتشار و استفاده از فناوری جدید و یا محصول جدید می­پردازند (Markard & Truffer, 2008). المان­های ساختاری اصلی نظام­های نوآوری فناورانه بازیگران و نهادها هستند. بازیگران شامل انواع مختلف شرکت­ها، دانشگاه­ها، نهادهای پژوهشی،تأمین­کنندگان سرمایه، مشاوران، اصناف و مشتریان خصوصی با شایستگی­ها، منابع و استراتژی­های گوناگون هستند. نهادها نه تنها تسهیل کننده تصمیم­ها و فعالیت­های بازیگران است بلکه آن­ها را نیز محدود می­ کند و شامل هنجارهای فنی، استانداردها، قوانین، ارزش­ها، انتظارات جمعی، چارچوب شناختی و فرهنگ است(Musiolik, Markard, & Hekkert, 2012).

۲- ۳- ۴-  شبکه ­های همکاری و نظام نوآوری منطقه­ای

تعاملات نوآوری در بسیاری از نظریه­ های جدید که دسته­بندی منطقه­ای صنایع[۲۵] را توسط استفاده از مفاهیمی مانند شبکه منطقه­ای[۲۶] و مناطق صنعتی[۲۷] توضیح می­دهد، منعکس می­نماید(Markusen, 2003). برخی از مطالعه­ها که بر روی تحلیل شبکه در مطالعات نوآوری تمرکز می­ کنند، نشان می­دهد که دانش علمی و فناوری و فعالیت­های ثبت اختراع[۲۸]  هر دو در نقاط مهم مانند دانشگاه­ها، مؤسسات پژوهشی و شرکت­ها ایجاد و انتشار می­یابد(Maggioni & Uberti, 2009). با توسعه خوشه­های منطقه­ای، همکاری نوآوری بیشتری برای شرک­های کوچک و متوسط در شبکه ­های منطقه­ای و ناحیه­های صنعتی ایجاد می­شود.

۲- ۳- ۵-  نظام نوآوری منطقه­ای با نوآوری داخل شرکت

توسعه­های اخیر در اقتصادهای جغرافیایی و ادبیات نظام­های نوآوری منطقه­ای به نقش بالقوه مهم شبکه­سازی و ویژگی­های محیط عملیاتی شرکت­ها در شکل دهی فعالیت­های نوآوری آن­ها را تأکید می­ کنند (Love & Roper, 2001).

در سال­های اخیر تعدادی از محققین شروع به بررسی امکان یکپارچه کردن رویکردهای نظام نوآوری شرکت (FIS)[29] و نظام نوآوری منطقه­ای (RIS[30]) نمودند. (Galende & de la Fuente, 2003) ایده در نظر گرفتن هر دو عوامل و داخلی و خارجی را در مطالعه فرآیند نوآوری پیشنهاد کرد. (Romijn & Albaladejo, 2002) دامنه وسیعی از عوامل داخلی و خارجی مرتبط با عملکرد نوآوری در میان شرکت­های الکترونیکی و نرم­افزاری در انگلستان شناسایی نمودند. (Caloghirou, Kastelli, & Tsakanikas, 2004) نشان داد که ظرفیت­های نوآوری و باز بودن به سمت اشتراک دانش برای تقویت عملکرد نوآوری مهم خواهند بود. این جریان از ادبیات نوآوری رشد علاقه به یکپارچه نمودن رویکردهای نظام نوآوری شرکت و نظام نوآوری منطقه­ای را نشان می­دهد.

(Javier Revilla Diez, 2000) به منظور ارزیابی پتانسیل نوآوری منطقه‌ای که از ارتباط­های موجود بین بازیگران مختلف شبکه ­های نوآوری در داخل و یا خارج منطقه تأثیر می­پذیرد می­پردازند. نقطه تمرکز این پژوهش در شناسایی فعالیت­های نوآوری در شرکت­ها و ارتباط­های همکارانه بین شرکت­های مختلف است. ارتباط­های نوآوری با ارائه کنندگان خدمات و مؤسسات تحقیقاتی در منطقه قوی­تر از ارتباط با تأمین­کنندگان، مشتریان و رقبا در اسپانیا و اروپا بیشتر از مناطق دیگر است. همکاری عمودی با تأمین­کنندگان و مشتریان نقش مهم­تری در همکاری نوآوری نسبت به شراکت افقی با مؤسسات پژوهشی و رقبا ایفا می­ کند. سومین قوی­ترین شریک، سازمان­هایی هستند که خدمت برای شرکت­ها فراهم می­ کنند. شرکت­های ارائه کننده خدمات که تمایل دارند فنی باشند، به سمت همکاری عمودی می­پردازند. آن­هایی که تمایل به مشاوره کسب و کار دارند بیشتر در همکاری افقی هستند. مؤسسات پژوهشی نقش بالاتری در فراهم نمودن اطلاعات و دانش جدید دارند.

بطور کلی همکاری در مراحل اولیه فرآیند نوآوری بیشتر است. مشتریان در فعالیت­های نوآوری از ایجاد ایده اولیه تا ایجاد نمونه آزمایشی، استفاده آزمایشی و معرفی به بازار درگیر می­شوند. تأمین کنندگان بیشتر در مراحل اولیه فرآیند نوآوری درگیر می­شوند. همکاری نوآورانه با ارائه کنندگان خدمات و مؤسسات تحقیقاتی در مراحل ابتدایی­تر به وجود می­آید. این موضوع باید بخاطر نوع دانش منتقل شده بین این شرکا است که ارتباط چهره به چهره پیش­نیاز پروژه­های نوآوری شراکتی است (Javier Revilla Diez, 2000).

۲- ۳- ۶-  نوآوری در شرکت­های کوچک و متوسط

در بازار جهانی که به سرعت در حال تغییر است، شرکت­های کوچک و متوسط که تأثیر زیادی بر روی اقتصاد بسیاری از کشورها از طریق توانایشان در نوآوری محصول و فرآیند جدید دارند، موتور رشد اقتصادی و پیشرفت فناورانه هستند (Bruque & Moyano, 2007). در تحقیقات نوآوری، شرکت­های کوچک و متوسط بعنوان بازیگرانی مهم برای ایجاد، بکارگیری و معرفی نوآوری جدید به خصوص در اقتصاد محلی شناخته شده ­اند (Curran & Blackburn, 1994). از طرف دیگر فرآیند جهانی شدن اهمیت نوآوری در تمامی شرکت­های کوچک و متوسط را برجسته می­نماید (O’Regan, Ghobadian, & Sims, 2006). شرکت­ها سرمایه‌گذاران اصلی تحقیق و توسعه در فرآیند نوآوری فناورانه هستند و همچنین استفاده کننده از فناوری­های جدید، اختراعات جدید و نوآوری فناوری و بطور مستقیم بر روی سطح نوآوری فناورانه و علمی منطقه تأثیر می­گذارند (Heng, 2011). برای شرکت­های کوچک و متوسط شبکه­هایی که منجر به افزایش تعامل بین بازیگران مختلف می­شوند یک پاسخ مکمل به ناامنی ناشی از توسعه و استفاده از فناوری­ها را نشان می­ دهند. بر این اساس برای شرکت­های کوچک و متوسط لازم است که با شرکت­های دیگر، تسهیل کنندگان پژوهش، تأمین­کنندگان و مشتریان در یک شبکه نوآوری که به آن­ها امکان به اشتراک گذاری دانش و سود حاصل از شایستگی­های مکمل را می­دهد، همکاری نمایند (Bullinger, Auernhammer, & Gomeringer *, 2004). به نظر می­رسد که ظرفیت­های نوآوری و ورودی­های خارجی شبکه­سازی عامل مهمی برای توانایی نوآوری شرکت­ها در کسب و کار­های کوچک و متوسط هستند (Forsman, 2011).

از طرف دیگر ضعف نسبی شرکت­های کوچک و متوسط در مقایسه با شرکت­های بزرگ در محدودیت­هایی که آن­ها در دسترسی به منابع و ظرفیت­های (توانایی­های) حیاتی برای نوآوری روبرو هستند، می­باشد (Hewitt-Dundas, 2006). شرکت­های کوچک و متوسط همچنین دسترسی به دامنه کوچک‌تری از دانش، مهارت­های سرمایه­ انسانی نسبت به شرکت­های بزرگ دارند (Rogers, 2004).

(Rogers, 2004) اشاره می­ کند که شرکت­های کوچک و متوسط بر روی دانش شبکه ­های خارجی بعنوان ورودی نوآوری نسبت به شرکت­های بزرگ تمرکز بیشتری نموده ­اند. شبکه­ها به شرکت­های کوچک و متوسط این امکان را می­دهد که جریان­های اطلاعاتی را دریافت و رمز گشایی نمایند. شبکه­ها رقابت پذیری شرکت­ها را از طریق ایجاد امکان دسترسی به دانش جدید، منابع فنی کمکی، تخصص، فناوری­های پیچیده و نیازهای بازار افزایش می­دهد (M.S. Freel, 2005).

بنابراین همانطور که بسیاری از پژوهش­های انجام شده در کشورهای در حال توسعه نشان می­دهد همکاری و تعامل نوآوری برای شرکت­های کوچک و متوسط در اقتصادهای در حال ظهور و کشورهای در حال توسعه برای ارتقای توانایی­های نوآوری خود مهم و مهم‌تر می­شود (Biggs & Shah, 2006; Kaminski & de Oliveira, 2008; Liefner, Hennemann, & Xin, 2006).

 

۲- ۴-  ظرفیت نوآوری

پژوهش بر روی نوآوری فناورانه از زمانیکه شومپیتر[۳۱] این مفهوم را در کتاب ” نظریه توسعه اقتصادی[۳۲] ” در سال ۱۹۱۲ مطرح کرد بسیار گسترش یافت. مشخص شده است که در محیط رقابتی کسب و کار امروز، پاسخ به تغییرات دائمی که در محیط بروز می­ کند بر روی فرآیند ثابت جمع­آوری دانش یا رشد دارائی فناوری از دیدگاه منبع محور بدست نخواهد آمد (Real, Leal, & Roldan, 2006)، بلکه بیشتر از طریق ارتباط دوطرفه بین ظرفیت­های شرکت (مانند هماهنگی و انطباق شایستگی داخلی و خارجی) ، فناوری و نوآوری حاصل خواهد شد.

علاقه به ظرفیت­های نوآوری در سال­های اخیر به شدت رشد داشته است . علیرغم این توجه گسترده، محققان هنوز تعریفی ساده برای آن پیدا نکرده ­اند ولی با این وجود به یک اتفاق آرا دست یافته­اند. پژوهش در مورد ظرفیت نوآوری بر اساس نظریه­ های قبلی در مفاهیمی مانند ظرفیت جذب[۳۳]  و خلاقیت فردی[۳۴] استوار است. توانایی سازمان برای تبدیل دانش به محصولات، خدمات و سیستم­های جدید که برای شرکت و ذی­نعفانش منفعت ایجاد می­نماید اساس شرایط ظرفیت نوآوری در نظر گرفته شده است (Konsti Laakso et al., 2012).

توانایی نوآوری باید با بکارگیری دامنه­ها و سطوح متفاوتی برای برآورده شدن نیازمندی­های شرکت و تطبیق دادن شرایط خاص سازمان و محیط­های رقابتی تعریف گردد(J. Guan, Ma, N.,, 2003). (Lall, 1992) توانایی نوآوری را مهارت­ها و دانش مورد نیاز برای جذب، بکارگیری و ارتقای فناوری موجود و ایجاد فناوری جدید معرفی می­نماید.

رفتار نوآورانه واقعیتی پیچیده است که از عوامل داخلی و خارجی تأثیر می­پذیرد که ارزیابی آن­ها در عمل بسیار دشوار است. یکی از مهم‌ترین عناصر این نوع رفتار ظرفیت نوآوری است (Cohen & Levinthal, 1990). شرکت باید خود را با نیازهای فرآیند نوآوری به منظور ایجاد ظرفیت­های مذبور تطبیق دهد.

ظرفیت نوآوری نقش مهمی در مطالعات نوآوری ایفا می­نماید. اما ظرفیت نوآوری دقیقاً چیست؟ جدول (۲-۴) مطالعات اخیر درباره مفهوم ظرفیت نوآوری را نشان می­دهد.

جدول ۲-۴- تعریف­های ظرفیت نوآوری

نویسندگان مفهوم ظرفیت نوآوری، تعریف موارد
(Akman & Yilmaz, 2008) ظرفیت نوآوری، عاملی است مهم که فرهنگ سازمانی نوآورانه، ویژگی­های فعالیت­های داخلی و ظرفیت­های درک و پاسخ گویی مناسب به محیط بیرونی را تسهیل می­نماید.. مرتبط به:

·        فرهنگ سازمانی و مدیریت

·        دانش

·        تغییرات در شرایط بازار (مانند تغییر ناشی از خواست مشتری، محصولات رقبا و …)

·        مشارکت کارکنان، ایده­هایی که از مشتریان و تأمین کنندگان می­آید

·        تغییرات محیطی

(Assink, 2006) توانایی ایجاد و کاوش ایده­ها و مفاهیم جدید، برای تجربه با راهکارهایی برای الگوهای فرصت­های بالقوه شناسایی شده در فضای خالی بازار و توسعه آن­ها به نوآوری­های مؤثر و قابل توجه، افزایش منابع داخلی و خارجی و شایستگی­ها ·        نوآوری رادیکال
(Calantone, Cavusgil, & Zhao, 2002) ظرفیت نوآوری بعنوان درجه نوآور بودن شرکت نوآورانه بودن شرکت­ها:

·        ایجاد ایده­های جدید

·        جستجو برای رویه­های جدید انجام کارها

·        خلاقیت در روش­های عملیات­ها

·        پیشتاز بودن در بازار

·        ریسک پذیری

·        معرفی محصولات جدید (در ۵ سال)

(Chen & Yang, 2009) ظرفیت نوآوری بعنوان موقعیت فناورانه شرکت­ها تعداد ثبت اختراع­ها
(Elmquist & Le Masson, 2009) ظرفیت نوآوری شامل ایجاد ایده­ها و دانش جدید برای بهره بردن از فرصت­های بازار اندازه ­گیری پروژه­های تحقیق و توسعه برای ظرفیت­های نوآوری، از دیدگاه منابع مالی، بعد استراتژیک، شایستگی­ها و شکاف­های دانش
(Forsman, 2011) ظرفیت نوآوری بعنوان پدیده­ای که توسط متغیرها زیر ساخته شده است: منابع داخلی، ظرفیت­ها و ورودی­های محیط خارج که از طریق شبکه سازی بدست آمده­اند ظرفیت­های در ۷ حوزه شناسایی

شده ­اند:

ظرفیت­های کارآفرینی، ظرفیت­های شبکه­سازی، استفاده از دانش، ظرفیت­های مدیریت بحران، مدیریت تغییر

(Girma, Görg, & Hanley, 2008) ارتباط بین صادرات و ظرفیت نوآوری. تجربه­های صادرات گذشته ظرفیت نوآوری شرکت­ها را ارتقا می­بخشد. تحقیق و توسعه
(J. Guan, Ma, N.,, 2003) ظرفیت نوآوری باید در حوزه­ها و سطوح مختلف به منظور منطبق شدن با نیازمندی­های استراتژی شرکت و منطبق شدن با شرایط خاص و رقابت محیط تعریف شود. ظرفیت­های نوآوری: ظرفیت یادگیری، ظرفیت R&D، ظرفیت سازمانی، ظرفیت بهره ­برداری از منابع و ظرفیت استراتژیک
(Hull & Covin, 2010) ارتباط بین ظرفیت نوآوری با ظرفیت یادگیری. ظرفیت یادگیری توانایی یک شرکت برای توسعه و کسب منابع دانش محور جدید و مهارت­های مورد نیاز برای پیشنهاد محصول جدید است. توانایی داخلی شرکت برای نوآوری، احتمال استفاده از نوآوری خارجی و همکاری را پیش بینی می­نماید. ·        تعداد محصولات جدید آورده شده از طریق روش­های زیر: نوآوری داخلی، نوآوری همکارانه،نوآوری خارجی

·        ظرفیت یادگیری و توازن فناورانه

·        ریسک پذیری، ساختار و مکانیسم­ها، اندازه شرکت، سن شرکت، رشد فروش، نرخ بازگشت سرمایه (ROI[35])، شدت R&D

(Kroll & Schiller, 2010) شرکت­ها به ظرفیت­های ارتباطی به منظور استفاده از منابع خارجی دانش، نیاز دارند ·        فعالیت­های نوآوری

·        هزینه­ های تحقیق و توسعه (R&D)

·        کارکنان با کیفیت

·        ارتباط با مشتریان و تأمین­کنندگان

·        بازار فنی

·        همکاری با دیگر شرکت­ها

·        همکاری با دانشگاه­ها و مؤسسات پژوهشی

(Li & Kozhikode, 2009) تأثیر شرکت­های چند ملیتی بر ظرفیت نوآوری کسب و کارهای محلی در اقتصادهای در حال ظهور. ·        ثبت اختراع­ها توسط افراد مقیم

·        ثبت اختراع­ها توسط افراد غیر مقیم

·        انعطاف­پذیری

·        ظرفیت­های پویا

·        بین‌المللی کردن تحقیق و توسعه (R&D)

(Nassimbeni, 2001) ظرفیت برای نوآوری به ایجاد نوآوری برای مدیریت تحقیق و توسعه جهانی اشاره دارد. ظرفیت برای نوآوری:

·        نوآوری محصول: مواد جدید، کاربردهای جدید محصول و طراحی جدید

·        نوآوری فرآیند: بکارگیری ماشین­آلات جدید و توسعه راهکارهای پردازش اصلی

·        مقدار سرمایه‌گذاری در نوآوری

·        مدیریت منابع انسانی: تخصصی کردن نیروی کار، برنامه ­های آموزشی

·        ارتباط­های بین سازمانی: همکاری با تأمین کنندگان، وابستگی به کنسرسیوم­ها و استفاده از خدمات خارجی

(Neely, Filippini, Forza, Vinelli, & Hii, 2001) ظرفیت برای نوآوری شامل:

·        فرهنگ نوآوری

·        ظرفیت فرآیندهای داخلی

·        ظرفیت برای درک محیط

·        مرتبط با:

·        حضور فرهنگ سازمانی در شرکت که نوآوری را تشویق و ترغیب می­نماید

·        توانایی همکاری کارمندان

·        روندهای بازار و فناوری

(Quintana-García & Benavides-Velasco, 2008) فناوری واگرا  تأثیر مثبت بر روی شایستگی نوآورانه دارد.

واگرایی فناورانه تأثیر بیشتری بروی ظرفیت­های نوآوری اکتشافی دارد تا ظرفیت­های نوآوری بهره ­برداری

تعداد ثبت اختراع­ها در یک سال در دو دسته نوآوری­های اکتشافی و بهره ­برداری

شدت نوآوری و نسبت هزینه R&D سالیانه به درآمدهای سالانه. هزینه­ های R&D

(Romijn & Albaladejo, 2002) ظرفیت نوآوری بعنوان مهارت­ها و دانش مورد نیاز برای جذب، بکارگیری و بهبود فناوری­های موجود مؤثر و ایجاد فناوری جدید. سه سنجه برای اندازه ­گیری نوآوری محصول:

·        نوآوری­های محصول در طول سه سال

·        تعداد ثبت اختراع­ها

·        شاخص نوآوری محصول (خروجی­های نوآورانه ایجاد شده در طول سه سال)

(Sher & Yang, 2005) دیدگاه منبع محور شرکت: ظرفیت نوآوری بعنوان کسب رقابت­پذیری استراتژیک

دیدگاه تحولی: برای کسب و حفظ مزیت رقابتی و بهبود عملکرد شرکت در محیط پویا

ظرفیت­های نوآوری درون‌زا: ثبت اختراع، شرت R&D و نیروی R&D.

ارتباط­های نوآورانه خارجی: همکاری فناوری و ادغام­ها

ظرفیت­های نوآوری در هر مرحله ارزش افزوده: طراحی، تولید، بسته­بندی و آزمایش

(Subramaniam & Youndt, 2005) ظرفیت نوآوری تدریجی بعنوان ظرفیت برای ایجاد نوآوری­هایی که محصولات یا خدمات جدید را پالایش و تقویت می­باشد.

ظرفیت نوآوری رادیکال ظرفیت نوآوری برای ایجاد نوآوری­هایی است که بطور قابل ملاحظه‌ای محصولات و خدمات جدید را تغییر می­دهد.

تفاوت­های بین ظرفیت­های نوآوری تدریجی و رادیکال بر اساس نوع دانش استفاده شده است.

۱- محصول/ خدمت ۲- اندازه ۳- هزینه­ های R&D 4- عملکرد قبلی ۵- پیچیدگی ۶- پویایی ۷- سرمایه انسانی ۸- سرمایه اجتماعی ۹- سرمایه سازمانی ۱۰- سرمایه نوآوری تدریجی ۱۱- سرمایه نوآوری رادیکال
(Wonglimpiyarat, 2010) ظرفت نوآوری به توانایی شرکت برای ایجاد بهبود و اصلاح بزرگ در فناوری­های موجود و ایجاد فناوری جدید اشاره دارد.

تحلیل عملکرد ظرفیت نوآوری بر اساس ۵ بعد زیر انجام می­شود: ۱- ظرفیت نوآوری سازمانی ۲- ظرفیت نوآوری فرآیند ۳- ظرفیت نوآوری خدمت ۴- ظرفیت نوآوری محصول ۵- ظرفیت نوآوری بازاریابی

۱- ظرفیت پذیرش چیزهای جدید، فراهم نمودن دانش جدید برای کارکنان

۲- ظرفیت برای سازگار کردن فرآیند در تمامی سطوح فرآیند تولید، توزیع موجودی، لجستیک و …

۳- ظرفیت برای آوردن دانش یا فناوری جدید برای توسعه خدمت جدید

۴- ظرفیت برای آوردن دانش یا فناوری جدید برای توسعه نوآوری­های محصول جدید

۵- ظرفیت برای پیاده­سازی فناوری جدید یا فرآیند/ محصول بهبود یافته برای عملیات بازاریابی

(Xu, Lin, & Lin, 2008) ارتباط بین ویژگی­های ساختاری کلیدی شبکه کسب و کار و ظرفیت­های نوآوری شرکت­های مشارکت کننده. آیا ظرفیت قوی­تری در پیاده­سازی طرح و تولید نوآورانه دارد؟

آیا ظرفیت قوی­تری در توسعه و کسب دسترسی به فناوری­های جدید دارد

آیا فناوری­ها و تولید ثبت شده بیشتری دارد؟

(Zhao, Tong, Wong, & Zhu, 2005) ظرفیت نوآوری شامل :

–      توانایی یک شرکت برای ایجاد دانش در قالب مالکیت معنوی مانند حق ثبت اختراع

–      بکارگیری دانش مرتبط برای بدست آوردن ارزش بازار

–      پیاده­سازی موفق ایده­های خلاق در یک سازمان

دو معیار برای کسب ظرفیت­های نوآوری شرکت­ها:

–      مرتبط با ظرفیت نوآوری وابسته

–      مرتبط با ظرفیت نوآوری مستقل

 

تعریف ظرفیت نوآوری باید در سطوح مختلف و شکل­های وسیع که به استراتژی کسب و کار و شرایط بازار وابسته هستند در نظر گرفته شود (J. Guan, Ma, N.,, 2003). در بعضی از مطالعات ظرفیت نوآوری با فرهنگ سازمانی، فرآیندهای داخلی برای پاسخ مناسب به تغییرات محیط مرتبط شده است (Akman & Yilmaz, 2008).

از تعریف­های جدول (۲-۴) دو نوع گرایش در بین پژوهشگران دیده می­شود. عده­ای که قدیمی­تر هستند سعی در تعریف ظرفیت­های نوآوری بعنوان ظرفیتی که فقط محدود به داخل سازمان می­شود، نمودند. گروه دوم در سال­های اخیر بیشتر به چشم می­خورند ظرفیت­های نوآوری را محدود به توانایی­های داخل شرکت­ ندانسته و همکاری با شرکت­ها و نهادهای دیگر را نیز بعنوان ظرفیت نوآوری در نظر گرفتند. از این گروه می­توان به نسیمبنی[۳۶] (۲۰۰۱) ، آکمن[۳۷] و یلماز[۳۸] (۲۰۰۸)، کرول[۳۹] و شیلر[۴۰] (۲۰۱۰)، فورس­من[۴۱] (۲۰۱۱) اشاره نمود. این گروه از پژوهشگران محیط خارجی را نیز عامل مؤثر بر توانایی نوآوری شرکت­ها در نظر گرفتند و برخی مانند فورس­من پا را فراتر گذاشته و ظرفیت نوآوری شبکه­سازی را بعنوان یک ظرفیت نوآوری برای سازمان­ها در نظر گرفتند.

از طرف دیگر پژوهشگران دیگری اقدام به ارائه مدل­ها یا روش­هایی برای بررسی توانایی نوآوری فناورانه سازمان­ها پرداختند. که در ادامه به آن پرداخته می­شود.

۲- ۴- ۱-  توانمندی نوآوری فناورانه

ظرفیت­های نوآوری فناورانه، مجموعه ­ای از ویژگی­های سازمان است که استراتژی­های نوآوری فناورانه سازمان را تسهیل و پشتیبانی می­ کنند(Burgelman, 2004). توانایی نوآوری فناورانه نوعی منبع یا دارایی خاصی هستند که شامل فناوری، محصول، فرآیند، دانش، تجربه و سازماندهی است(J. Guan, Ma, N.,, 2003). بهبود ظرفیت­های نوآوری فناورانه می ­تواند برای شرکت سودمند باشد و منجر به بالا رفتن رقابت پذیری شرکت شود.

نوآوری فناورانه موفقیت آمیز نه تنها به ظرفیت فناوری وابسته است بلکه به ظرفیت­های کلیدی دیگر در حوزه­های تولید، بازاریابی، سازمان، برنامه ­ریزی استراتژیک، یادگیری و تخصیص منابع نیز وابسته خواهد بود(Yam, 2004). توانایی نوآوری فناورانه ضمنی[۴۲] و معمولاً قابل مستند سازی نیست. این توانایی همبستگی نزدیکی با تجربیات داخلی و اکتساب تجربی[۴۳] دارد. بطور کلی گستره متنوعی از دارایی­ها، منابع و توانایی­ها برای موفقیت یک نوآوری لازم است. بنابراین توانایی نوآوری فناورانه به منظور مقابله با نیازمندی­های استراتژی شرکت و تسهیل شرایط خاص و محیط رقابتی باید در دامنه و سطوح مختلفی تعریف گردد(Jian Cheng Guan, Yam, Mok, & Ma, 2006).

توانایی نوآوری فناورانه نتیجه ارتباط بین مهندسان فنی، مدیریت نوآوری، سیستم­های فناورانه و تئوری­های علمی است (Barton, 1984). توانایی نوآوری فناورانه مفهومی پیچیده و نامشخص است که به سختی تعیین می­شود. اندازه ­گیری توانایی نوآوری فناورانه نیازمند در نظر گرفتن همزمان معیارهای کمی و کیفی می­باشد(Wang, Lu, & Chen, 2008).

محققان و مؤسسات گوناگونی روش­های خود را برای ارزیابی ظرفیت­های نوآوری فناورانه سازمان معرفی نموده ­اند:

(Adler, 1990) توانمندی نوآوری فناورانه به چهار دسته تقسیم می­نماید:

۱- ظرفیت برآورده کردن نیازمندی‌های بازار توسط توسعه محصولات جدید

۲- ظرفیت تولید کردن این محصولات جدید با بهره گرفتن از فناوری فرآیند مناسب

۳- ظرفیت برآورده کردن نیازهای آینده با توسعه و معرفی محصولات و فناوری فرآیند جدید

۴- ظرفیت پاسخ­گویی به فعالیت فناوری پیش ­بینی نشده که توسط رقبا یا شرایط پیش ­بینی نشده ایجاد می­شوند.

در رویکرد دارایی[۴۴] (Christensen, 1995) توانمندی نوآوری فناورانه را به سه دسته دارایی تحقیق علمی[۴۵]، دارایی نوآوری محصول[۴۶] و دارایی زیبای طراحی[۴۷] تقسیم می­نماید.

در رویکرد فرآیندی دیگری(Chiesa, 1996) مدلی برای ممیزی ظرفیت نوآوری شرکت ایجاد نمود که دو روش برای ارزیابی سازمان – ممیزی فرآیند و ممیزی عملکرد – معرفی می­نمود. ممیزی فرآیند بر روی تک تک فرآیندهای لازم برای نوآوری تمرکز می­نماید. ممیزی عملکرد بر روی تأثیرگذاری فرآیندها بصورت انفرادی و کل فرآیند بر روی نوآوری بر حسب تأثیر بر روی رقابت­پذیری تمرکز می­نماید. چیزا و همکاران[۴۸] (۱۹۹۶) با مرور ادبیات موضوع به چند زیر فرآیند و المان رسیدند که عبارتند از:

  • ظرفیت تولید محتوا
  • ظرفیت فرآیند نوآوری
  • ظرفیت توسعه محصول
  • ظرفیت کسب فناوری
  • ظرفیت رهبری
  • ظرفیت بکارگیری منابع
  • ظرفیت استفاده مؤثر از سیستم و ابزارها

در ممیزی عملکرد، عملکرد هر یک از این فرآیندها و نتیجه کلی فرآیند نوآوری اندازه ­گیری می­شود.

در رویکردی فرآیندی(Burgelman, 2004) در چارچوب ارزیابی توانمندی نوآوری فناورانه پنج بعد را در نظر می­گیرد:

  • در دسترس بودن و تخصیص منابع
  • ظرفیت درک استراتژی­های نوآوری رقبا و تحولات بازار
  • ظرفیت درک توسعه­های فناورانه مربوط با شرکت
  • زمینه ساختاری و فرهنگی تأثیرگذار بر فعالیت­های نوآوری
  • ظرفیت مدیریت استراتژیک

در رویکردی وظیفه ­ای[۴۹] (Yam, 2004) توانمندی نوآوری فناورانه را ۷ دسته تقسیم می­نماید:

  • ظرفیت یادگیری
  • ظرفیت تحقیق و توسعه
  • ظرفیت تخصیص منابع
  • ظرفیت تولید
  • ظرفیت بازاریابی
  • ظرفیت سازمان
  • ظرفیت برنامه ­ریزی استراتژیک

در یک اقتصاد نسبتاً در حال توسعه مانند ایران که در آن اکثر شرکت­ها از مرزهای مدیریت نوین و بروز فاصله دارند درک مفهوم دارایی و مفهوم فرآیند برای شرکت­کنندگان در پژوهش دشوار خواهد بود در نتیجه روش یام و همکاران (۲۰۰۴) در این پژوهش استفاده خواهد شد. به همین خاطر در ادامه توضیحات بیشتری درباره اجزای این روش آورده شده است.

ظرفیت یادگیری

این ظرفیت برای اولین بار توسط (Yam, 2004) وارد مدل­های توانمندی نوآوری فناورانه شد. ظرفیت یادگیری “توانایی یک سازمان برای یادگیری درس از تجربیاتش و عبور این درس­ها از مرزها و زمان می­باشد”(Ashkenas, 1995). نوآوری یک فعالیت ظریف و شکننده است و بسیاری از سازمان­ها از عدم توانایی در نوآوری پایدار در بلند مدت رنج می­برند. ظرفیت نوآوری پایدار با یادگیری سازمانی عجین شده است(Senge, 2006). بنابراین یادگیری نقش مهمی در نوآوری فناورانه بازی می­ کند.

ابعاد مختلف ظرفیت یادگیری در توانایی نوآوری فناورانه شامل موارد زیر می­شود(Jian Cheng Guan et al., 2006):

  • نظارت و بررسی سیستماتیک روندهای توسعه فناوری.
  • در نظر گرفتن استراتژی­های بلند مدت توسعه و سطح فناوری اصلی در هنگام معرفی فناوری­های خارجی.
  • توانایی مهندسی مجدد.
  • توانایی جذب.
  • توانایی نوآوری مجدد در هنگام مواجهه با بازار بین ­المللی.
  • یادگیری از تجربیات گذشته و شکست­ها.
  • انتقال دانش یاد گرفته شده از محیط داخلی و خارجی به تحقیق و توسعه (R&D)
  • پرورش هوشیاری یادگیری و سرمایه گذاری بر روی یادگیری
  • توجه به دانش ضمنی

ظرفیت تحقیق و توسعه (R&D)

ابعاد مختلف ظرفیت تحقیق و توسعه در توانایی نوآوری فناورانه شامل موارد زیر می­شود(Yam, 2004):

  • مکانیسمی برای تشویق و جایزه نوآوری و خلاقیت
  • مرتبط کردن برنامه تحقیق و توسعه با برنامه شرکت
  • گستره­ای از وظایف (واحدهای سازمانی) که در توسعه مفهوم و بررسی شرایط درگیر هستند
  • تعیین اهدافی شفاف برای پروژه، استاندارد فازهای پروژه و قوانین مدیریت پروژه
  • وجود تیم کاری چند وظیفه ­ای
  • مؤثر بودن ارتباط پرسنل تحقیق و توسعه
  • بکارگیری روش­های پیشرفته طراحی مانند مهندسی مجدد
  • سطح یکپارچگی میان گروه­های وظیفه ­ای مختلف در فرآیند نوآوری
  • کیفیت و سرعت بازخورد از ساخت و تولید به طراحی مهندسی
  • مکانیسمی برای انتقال فناوری از تحقیق به توسعه
  • وجود پروتکل­هایی مانند طراحی برای ساخت، طراحی برای استفاده مشتری
  • وسعت بازخورد بازار و مشتری به فرآیند نوآوری
  • سطح سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه در محصولات جدید
  • سطح سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه در فرآیندهای جدید
  • میانگین تعداد پروژه­های فعال سازمان در طول یک سال
  • پرسنل تحقیق و توسعه بر حسب درصدی از افراد کل سازمان

(Jian Cheng Guan et al., 2006) علاوه بر موارد فوق ابعاد دیگری را نیز برای ظرفیت تحقیق و توسعه معرفی نموده است:

  • انتخاب پرسنل یا محل خاصی از سازمان برای جمع­آوری ایده­های نوآوری مختلف
  • جستجوی چند حوزه­ای برنامه پروژه­های تحقیق و توسعه جدید
  • توانایی و خودمختاری رهبر کار تیمی
  • ارتباط مؤثر میان واحد تحقیق و توسعه و بازاریابی
  • هماهنگ کردن نوآوری محصول و نوآوری فرآیند برای حرکت آرام و صاف از تحقیق و توسعه به ساخت و تولید
  • هماهنگ کردن تحقیقات پایه[۵۲]، توسعه و تجاری سازی
  • ایجاد کردن برنامه توسعه محصول جدید یا برنامه تدریجی بر اساس نیازهای بازار
  • درصد سرمایه­گذاری در تحقیق و توسعه بر حسب حجم فروش
  • درصد سرمایه­گذاری در توسعه فرآیند بر حسب حجم فروش
  • تعداد محصولات جدید تجاری شده

ظرفیت تخصیص منابع

ابعاد مختلف ظرفیت تحقیق و توسعه در توانایی نوآوری فناورانه شامل موارد زیر می­شود (Yam, 2004):

  • اهمیت دادن به منابع انسانی (پرسنل)
  • برنامه ­ریزی برای همتراز کردن منابع انسانی
  • انتخاب افراد کلیدی در هر واحد سازمانی
  • مکمل­های سرمایه­ای ثابت در فعالیت­های نوآوری
  • انعطاف­پذیری و تنوع منشا سرمایه
  • همکاری خارجی برای کاهش هزینه نوآوری
  • استفاده کامل از فناوری­های بیرونی
  • درک شایستگی­های اصلی فناوری رقبا
  • تطبیق دادن سطح فناوری شرکت با تغییرات محیط بیرونی

علاوه بر ابعاد فوق (Jian Cheng Guan et al., 2006) بعد “پیش ­بینی روندهای فناوری­های جدید” را نیز به آن اضافه نمودند.

ظرفیت ساخت و تولید

ابعاد مختلف ظرفیت ساخت و تولید در توانایی نوآوری فناورانه شامل موارد زیر می­شود (Yam, 2004) :

  • درگیر شدن واحد تولید در مراحل اولیه فرآیند نوآوری
  • توانایی برآورده کردن درخواست­های واحد تحقیق و توسعه
  • ظرفیت فنی کلی تجهیزات
  • اثربخشی بکارگیری روش­های روز تولید
  • توانایی پرسنل تولید
  • سطح اهمیت کنترل کیفیت کلی
  • سرمایه­گذاری در تولید بر حسب میزان درصدی از فروش (میانگین فروش سه سال آخر)

ظرفیت بازاریابی

ظرفیت نوآوری بازاریابی، ظرفیت کسب و کار برای پیاده­سازی یک محصول/ فرآیند جدید یا بهبود یافته، برای عملیات بازاریابی شرکت را نشان می­دهد (Agency & Thonburi).

ابعاد مختلف ظرفیت بازاریابی در توانایی نوآوری فناورانه شامل موارد زیر می­شود (Yam, 2004) :

  • مدیریت ارتباط با مشتریان کلیدی
  • دانش از بخش­های مختلف بازار
  • اثربخشی سیستم هوش بازاریابی[۵۵]
  • اثربخشی انتشار اطلاعات بازاریابی
  • کارایی توزیع
  • کارایی نیروی فروش
  • عملکرد خدمات بعد از فروش
  • دنبال کردن سطح رضایت مشتری
  • حفظ تصویر برند و شرکت

ظرفیت سازماندهی

ظرفیت نوآوری سازمان، ظرفیت کسب و کار برای پذیرش چیز­های جدید، فراهم نمودن دانش جدید برای کارمندانش را نشان می­دهد (Agency & Thonburi).

ابعاد مختلف ظرفیت سازماندهی در توانایی نوآوری فناورانه شامل موارد زیر می­شود (Yam, 2004) :

  • انعطاف­پذیری در تنظیم ساختار سازمان
  • خودمختاری زیر واحد[۵۷]
  • توانایی انجام چند پروژه نوآوری بطور موازی
  • همکاری و مشارکت واحدهای تحقیق و توسعه، بازاریابی و تولید
  • ارتباط میان تأمین­کنندگان، شرکت و مشتریان
  • یکپارچگی سطح بالا و کنترل وظایف اصلی شرکت
  • مکانیسمی برای دنبال کردن میزان پیشرفت پروژه­های نوآوری

ظرفیت برنامه ­ریزی استراتژیک

ابعاد مختلف ظرفیت برنامه ­ریزی استراتژیک در توانایی نوآوری فناورانه شامل موارد زیر می­شود (Yam, 2004):

  • میزان تفکر و برنامه ­ریزی اقتضائی
  • توانایی شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی
  • توانایی شناسایی فرصت­ها و تهدیدهای خارجی
  • شفافیت هدف
  • در دسترس بودن برنامه شفاف- یک نقشه راه با فازهای مشخص
  • انطباق­پذیری و پاسخ­گویی شرکت به محیط خارجی

 

(Türker, 2012) مدلی برای ارزیابی توانایی نوآوری فناورانه شرکت­ها در صنایع تولیدی ارائه نمود. این مدل شامل سه گروه عامل می­شود: عامل­های ورودی، عامل­های پردازش[۵۸] و عامل­های خروجی. هر گروه عامل خود نیز شامل عامل­های اصلی می­شود. در جدول (۲-۵) گروه­ عامل­ها و عامل­های اصلی سازنده هر گروه عامل آورده شده است.

جدول ۲-۵- عامل­های ارزیابی توانایی نوآوری فناورانه تارکر[۵۹] (۲۰۱۲)

گروه­های عامل عامل­های اصلی
 

عامل­های ورودی

منابع انسانی
ایجاد دانش
چشم انداز و استراتژی
کارآفرینی
عامل­های فرآیند نوآوری فرهنگ سازمانی
کنترل
سایر عوامل پردازش
عامل­های خروجی بازگشت سرمایه مشهود
سرمایه معنوی[۶۰]

 

هر کدام از این عوامل نیز زیر عامل­هایی دارند که در مجموع این مدل ۶۶ زیر عامل را برای ارزیابی توانایی نوآوری فناورانه شرکت­ها برسی می­نماید. مشکل این مدل این است که به داده­های آماری تکیه دارد و در صورت نبود زیر ساخت مناسب برای سنجش این معیار این مدل کارایی خود را از دست می­دهد.

(Wang et al., 2008)با بکارگیری روش فازی به بررسی عملکرد توانایی­های نوآوری فناورانه در شرکت­هایی با سطح فناوری بالا پرداختند. نتایج تحلیلی آن­ها نشان می­دهد Non-Additive Fuzzy یکپارچه روشی مؤثر، ساده و مناسب برای شناسایی معیارهای تأثیر گذار بر توانایی نوآوری فناورانه در شرکت­هایی با سطح فناوری بالا، به خصوص هنگامیکه معیارهای ارزیابی وابسته هستند، می­باشد. آن­­ها­ یک ساختار سلسله مراتبی برای ارزیابی و مقایسه توانایی نوآوری فناورانه شرکت­ها با یکدیگر تحت عدم قطعیت ارائه نمودند. مدل­ها شامل ۵ جنبه ظرفیت­های تحقیق و توسعه، ظرفیت­های تصمیم نوآوری، ظرفیت­های بازاریابی، ظرفیت­های تولید و ظرفیت­های سرمایه بود. جدول (۲-۶) معیارهای هر یک از جنبه­های مدل ارائه شده توسط ونگ و همکارانش را نشان می­دهد:

جدول ۲-۶- زیر معیار های جنبه‌های مختلف روش وانگ و همکاران[۶۱] (۲۰۰۸)

معیار جنبه (منظر)
درصد پژوهشگران به کل کارمندان ظرفیت­های تحقیق و توسعه
نرخ محصولات موفق تحقیق و توسعه
محصولات نوآورانه خود ایجاد شده
تعداد پتنت­ها
شدت تحقیق و پژوهش[۶۲]
درجه نوآور بودن ایده­های تحقیق و توسعه ظرفیت­های نوآوری تصمیم
شدت همکاری با واحد تحقیق و توسعه سازمان‌های دیگر
توانایی به اشتراک گذاری دانش تحقیق و توسعه
پیش ­بینی و ارزیابی نوآوری فناورانه
نوآوری­های کارآفرینی
سهم بازار ظرفیت­های بازاریابی
درجه رقابت­پذیر بودن محصول جدید
کنترل و نظارت بر نیروهای بازار
واحد بازاریابی مخصوص
سهم صادرات
تکنولوژی تولید پیشرفته ظرفیت­های تولید
سطح کیفی محصول
نرخ تجاری سازی موفق
سطح کیفی کارکنان تولید
چرخه عمر محصول
توانایی افزایش سرمایه ظرفیت­های سرمایه­گذاری
تخصیص بهینه سرمایه
شدت سرمایه‌گذاری ورودی
بازگشت سرمایه

 

(J. Guan, Ma, N.,, 2003) به بررسی نقش ۷ بعد توانایی نوآوری (یادگیری، تحقیق و توسعه، تولید، بازاریابی، سازماندهی، تخصیص منابع و برنامه ­ریزی استراتژیک) و سه ویژگی شرکت­ها (سهم بازار محلی، اندازه و نرخ رشد بهره­وری) که در تعیین عملکرد صادرات مؤثر هستند پرداختند. آن­ها ۲۱۳ شرکت چینی را بررسی کردند. نتایج تحقیق آن­ها نشان داد که:

۱- رشد صادرات با بهبود کلی ابعاد ظرفیت­های نوآوری فناورانه بجز ظرفیت تولید ارتباط نزدیکی دارد.

۲- اگرچه سهم بازار داخلی تأثیر مهمی بر روی عملکرد صادرات ندارد، نرخ رشد بهره­وری بطور قابل ملاحظه­ای نرخ عملکرد صادرات را افزایش می­دهد.

۳- دارایی­های نوآوری اصلی (مجموعه ­ای از تحقیق و توسعه، تولید و بازاریابی) به تنهایی منجر به صادرات پایدار نمی­شوند. در عوض ابعاد دیگر توانایی نوآوری فناورانه (چهار بعد دیگر) شرکت را قادر می­سازند تا رقابت­پذیری پایدار بین ­المللی پیدا کند.

(Perdomo-Ortiz, González-Benito, & Galende, 2006) از بعد کیفیت دریافتند که ارتباط مثبتی بین مدیریت کیفیت جامع (TQM)[63] و توانایی نوآوری کسب و کار[۶۴] وجود دارد. نتایج تحقیقات آن­ها نشان می­داد که شرکت­هایی که تمرکز بیشتری بر روی فعالیت­های کیفی مانند ارتقا کار تیمی، تقویت کارمندان، آموزش در مسائلی مانند کیفیت و طراحی سیستم داشتند، توانایی نوآوری بهتری داشتند.

(García-Muiña & Navas-López, 2007) ارتباط توانایی­های نوآوری و موفقیت شرکت را بررسی نمودند. آن­ها در پژوهشی که بر روی شرکت­های بیوتکنولوژی اسپانیا انجام دادند دریافتند که آن دسته از فعالیت­های فناورانه که در راستای فرآیند اکتشاف دانش[۶۵] است پتانسیل بیشتری نسبت به توانایی­های فناورانه­ای است که بر روی حفظ مزیت رقابتی مشخصی تمرکز دارند.

شواهد موجود حاکی از آن است که شرکت­های کشورهای دیر صنعتی شده مانند شرکت­های تجهیزات ارتباطی چین برای رسیدن به کشورهای در حال توسعه نیاز به توسعه عمیق ظرفیت نوآوری و فناوری­هایی که خود توسعه داده­اند دارند (Fan, 2006).

(Jonker, Romijn, & Szirmai, 2006) ارتباط میان توانایی نوآوری فناورانه و عملکرد اقتصادی با بهره گرفتن از بخش صنعت تولید کاغذ بررسی نمودند. نتایج تحقیق آن­ها نشان داد که توانایی نوآوری فناورانه ارتباط مثبت بسیار مهمی با عملکرد اقتصادی دارد.

 

۲- ۵-  شبکه های همکاری

مرور ادبیات بر روی نوآوری نشان می­دهد که در فعالیت­های نوآوری که شرکت­ها بکار می­برند در دو دهه­ی اخیر تغییر سیستمی و بنیادی ایجاد شده است. به خصوص رشد زیادی در استفاده از شبکه ­های خارجی توسط شرکت­ها در تمامی ابعاد به وجود آمده است (Hagedoorn, 2002). به نوآوری بعنوان فرآیندی که نتایج آن حاصل از تعاملات گوناگون میان بازیگران متفاوت می­باشد، نگاه می­شود (Doloreux, 2004). درحالیکه شرکت­های کوچک و متوسط از منابع کمتر و تحقیق و پژوهش کمتر رنج می­برند و بطور کلی با عدم قطعیت­ها و موانع بیشتری برای نوآوری مواجه هستند، شبکه ­های همکاری پاسخی مکمل برای عدم قطعیت در حال افزایش ناشی از توسعه و بکارگیری فناوری­های جدید است (J.R. Diez, 2002). علاوه بر این شرکت­ها بیشتر از پیش بر روی منابع خارجی برای نوآوری اتکا می­ کنند. این اتکا به منابع خارجی با توجه به تاکید بر روی ایده­ها، منابع و افرادی است که از خارج از سازمان وارد سازمان می­شود همچنین استفاده وسیع­تر از ایده­ها خارجی، منابع و دانش، شبکه­ها که برای نوآوری­های موفق برای شرکت­های کوچک و متوسط لازم است، می­باشد.(Chesbrough, 2003).

شبکه­سازی می ­تواند یک عامل مکمل در شرایطی که شرکت­ها به شبکه­سازی برای رسیدن به صرفه­جویی اقتصادی ناشی از حجم و یا ادغام و یکپارچه نمودن مهارت­ها، فناوری­های و شایستگی­های متنوع احتیاج دارند، بکار ­رود (Mancinelli & Mazzanti, 2009). شرکت­های کوچک و متوسط ارتباط­های خارجی کمی در فرآیند­های نوآوری خود حفظ می­ کنند(Kaminski & de Oliveira, 2008). نیاز شرکت­های کوچک و متوسط برای همکاری بعنوان تکمیل کننده منابع داخلی در مباحت آکادمیک بسیار برجسته شده است (Fukugawa, 2006). محققان بر این باورند که جایگاه شرکت در ارتباط شبکه­ای ممکن است بر روی توانایی آن برای کسب منابع مؤثر باشد.

شرکت­های نوآور با جهان بیرون از طریق انواع مختلف ارتباط به خصوص ارتباط­های بین ­المللی با مشتریان و تأمین­کنندگان بعنوان نیاز کلیدی برای موفقیت برای توسعه نوآوری در ارتباط هستند. چیزیکه شرکت­های نوآور موفق­تر را نشان می­دهد، توانایی شرکت­ها برای ارتباط و پریدن به نظام­های نوآوری مختلف، بعنوان منبع مزیت رقابتی است. در ارتباط بودن با شبکه ­های وسیع­تر منابع گوناگون دانش نه تنها برای شرکت­ها ورودی فراهم می­آورد بلکه فعالیت­های اقتصادی آن­ها را نیز پایدار می­سازد (Doloreux & Parto, 2004).

(Zeng et al., 2010) انواع همکاری در شبکه ­های همکاری را به چهار دسته تقسیم­بندی می­نماید: همکاری بین شرکتی، همکاری با سازمان­ها و نهادهای دولتی، همکاری با مؤسسات میانجی و همکاری با دانشگاه­ها و مراکز پژوهشی. در ادامه به بررسی هر یک از این نوع همکاری پرداخته خواهد شد.

۲- ۵- ۱-  همکاری با سازمان­های پژوهشی

سازمان­های پژوهشی شامل دانشگاه­ها، کالج­ها، مؤسسات فنی و حرفه­ای و مؤسسات پژوهشی بطور سنتی در فرآیند نوآوری شرکت­ها شرکت نمی­کنند بلکه برای آن­ها دانش علمی و فناوری فراهم می­آورند (Drejer & Jørgensen, 2005). هم‌راستا با فشار و تشویق دولت برای سرمایه­گذاری، سازمان­های پژوهشی نیز تحت فشار برای همکاری با صنایع و شرکت­های می­باشند.

بطور کلی، شرکای نوآوری برای همکاری بین شرکت­ها و سازمان­های پژوهشی دانشگاه­ها، کالج­ها، مؤسسات فنی و مؤسسات پژوهشی هستند. انواع همکاری نوآورانه بین شرکت­ها و سازمان­های پژوهشی بطور غیر رسمی شامل دانش­ و مهارت­ها، معاملات فناوری و انتقال فناوری می­شود و بطور رسمی شامل همکاری رسمی تحقیق و توسعه (R&D) (مانند: اتحادهای R&D، برون‌سپاری R&D)، توافق­نامه­های تحقیقاتی، آموزش کارمندان نوآور، فراهم نمودن نیروی کار باتجربه و فارغ‌التحصیلان با دانش و مهارت­های مورد نیاز می­باشند (Liefner et al., 2006). (Belderbos, Carree, & Lokshin, 2004) همکاری با سازمان­های پژوهشی را بعنوان روشی مؤثر برای دستیابی به نوآوری مورد نیاز برای ورود به بازار­های جدید ذکر می­نماید. معمولاً همکاری با مؤسسات تحقیقاتی عمومی و مؤسسات تحصیلات تکمیلی منبع مهمی از دانش­های جدید در کشورهای در حال توسعه فراهم می­آورد (Liefner et al., 2006).

دانشگاه­ها به تدریج بعنوان محرک قدرتمند نوآوری و تغییر در دانش و فناوری در نظر گرفته می­شوند. اهمیت دانشگاه‌ها توسط نویسندگان زیادی مورد تأکید قرار گرفته است. (Liefner et al., 2006) نشان داد که در کشورهای در حال توسعه با مؤسسات تحصیلات عالی، دانشگاه­ها می­توانند تأثیر مستقیم بر فعالیت­های نوآوری شرکت­ها داشته باشند. بر اساس مطالعه بر روی دانشگاه­های مالزی (Razak & Saad, 2007) نشان دادند دانشگاه­ها که مسئول فراهم نمودن فارغ‌التحصیلانی با دانش و مهارت هستند، محل پرورش صنایع، محصولات و خدمات جدید نیز هستند. با این وجود فقدان ارتباط بین دانشگاه­ها و شرکت­های کوچک و متوسط تأثیرات بیرونی که محرک نوآوری هستند را به شدت محدود می­نماید (Kaminski & de Oliveira, 2008).

مؤسسات پژوهشی نیز بعنوان شریکی مهم برای پشتیبانی فعالیت­های نوآوری کسب و کارها در نظر گرفته می­شود. در کنار فراهم نمودن دانش جدید برای کسب و کارها از طریق فعالیت­های علمی تحقیقاتی، مؤسسات پژوهشی همچنین دانش را در قالب نیروی کار ماهر، از میان کسانی که دانشگاه را ترک می­ کنند یا کارمندان مؤسسات پژوهشی فراهم می­آورد (Javier Revilla Diez, 2000).

 

انواع مدل­های همکاری صنعت با مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها:

(J.C. Guan et al., 2005) شش مدل همکاری بین صنعت و مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها با در نظر گرفتن فعالیت­های نوآوری صنعتی در چین شناسایی نمودند:

۱- خرید مستقیم نتایج تحقیق و توسعه (R&D) از مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها

۲- توسعه نتایج تحقیق و توسعه (R&D) در همکاری با مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها

۳- واگذاری وظایف تحقیق و توسعه به مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها

۴- ایجاد سازمان­های تحقیق و توسعه با مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها

۵- استخدام افراد در حوزه فناوری از مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها

۶- شرکت در پروژه­های مشترک ملی با مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها

مؤسسات پژوهشی و دانشگاه­ها نه تنها نقش مهمی بعنوان ایجاد کنند فناوری جدید ایفا می­ کنند بلکه بعنوان فراهم آورنده نیروهای با کیفیت مورد نیاز هم در نظر گرفته می­شوند.

۲- ۵- ۲-  همکاری با سازمان­ها و نهادهای دولتی

جهانی شدن اقتصادها و سیاست­ها، دولت­های محلی را وادار کرده است تا به ایجاد استراتژی­های مناسب­تری که میزان همکاری دولت با بازیگران کلیدی کسب و کار را افزایش می­دهد، بپردازند. بطور کلی همکاری با بازیگران بیرونی در کسب و کار برای دولت­های محلی بسیار حیاتی است و یکی از وظایف بسیار مهم آن­ها بشمار می­رود (Yáñez, Magnier, & Ramírez, 2008). مطالعات و نمونه­های وجود دارد که بر روی نقش حکومت­ها در کمک کردن به نوآوری سازمان­ها اشاره دارد. برای مثال حکومت کانادا بر روی ایجاد ارتباط قوی­تر بین دانشگاه­ها و کسب و کارها از طریق سیاست­ها و برنامه ­های استراتژی­ جدید برای ارتقای نوآوری تمرکز کرده است. در انگلستان و ایالات متحده، حکومت­ها سیاست­هایی را ارتقای نوآوری در شرکت­های کوچک و متوسط بعنوان منبع نوآوری­های رادیکال پیاده­سازی و اجرا می­ کنند (Hewitt-Dundas, 2006). علاوه بر این شاخص­های سیاستی زیادی که بطور مستقیم و غیر مستقیم هدفشان تشویق شرکت­ها برای ایجاد نوآوری­های محصول و نوآوری­های فرآیند است، وجود دارد.

نقش دولت­ها به عنوان تحریک کننده و پرورش دهنده فرآیند نوآوری بسیار بحث برانگیز است. عده­ای از پژوهشگران لزوم پیاده­سازی سیاست­های دولت در تمامی سطوح برای قادر کردن شرکت برای انجام فعالیت­های نوآوریشان را نشان می­ دهند. بر اساس نظر سنجی از شرکت­های کوچک و متوسط افریقایی توسط (Biggs & Shah, 2006) انجام شد، مشخص گردید که ارتباط مهمی همکاری با مؤسسه­های اطلاعاتی دولتی (نظیر مراکز آمار و …) و عملکرد و نوآوری شرکت وجود دارد. علاوه بر این نقش دولت­ها اغلب در پشتیبانی یا ایجاد مؤسسات عمومی یا دانشگاه­ها با دید افزایش دانش و نوآوری اقتصاد محلی عجین بوده است. مشخص است که سیاست­های دولت بر روی اثربخشی نقش دانشگاه­ها و مؤسسات پژوهشی در فرآیند نوآوری مؤثر خواهد بود. با این وجود برخی از پژوهش­ها نشان می­دهد که نقشی که دولت­ها در نوآوری شرکت­ها بازی می­ کنند کمتر از چیزی است که تصور می­شود (P. Cooke, 2001; Doloreux, 2004).

برخی از مطالعات بیان می­ کنند که سطح همکاری بین دولت­ها و شرکت­ها تحت تأثیر عواملی هستند. برای مثال (Yáñez et al., 2008) به بررسی سه عامل رهبری محلی، منطق سیاسی محلی و ارتباط­های بین حکومتی بر روی شکل­ گیری شبکه ­های همکاری بین دولت­های محلی و سازمان­های کسب و کار پرداختند. این پژوهش نشان داد که هزینه­ های فرصت محلی و بین حکومتی و رهبری، عواملی هستند که درجه همکاری بین دولت­های محلی و شرکت­ها را تعیین می­نمایند.

روند شبکه­سازی چالش­هایی را برای دولت­ها در کشورهای در حال توسعه ایجاد نموده است. نیازمندی­های حکومتی و ملاحظات مدیریتی، نظام­های موجود حکومتی را به چالش کشیده است (Konsti Laakso et al., 2012). همکاری با سازمان­های و نهادهای دولتی اشاره به بهبود خدمات ارائه شده مانند سیاست­های حکومتی، سنجه­های قانونی مرتبط، برنامه ­های استراتژیک یا پشتیبانی عمومی که می­توانند همکاری بین شرکت­ها با سایر شرکت­ها، مؤسسات میانجی، سازمان­های پژوهشی که فعالیت­های نوآوری را تشویق می­نماید، اشاره دارد.

 

۲- ۵- ۳-  همکاری بین شرکتی

بطور کلی شرکای نوآوری برای همکاری بین شرکتی مشتریان، تأمین­کنندگان، تولید­کنندگان، ارائه دهندگان خدمات و رقبا هستند. پژوهش­های زیادی نشان می­ دهند که همکاری با مشتریان و تأمین کنندگان نوآوری را نسبت به همکاری با رقبا بیشتر افزایش می­دهد (P. Cooke, 2001; J.R. Diez, 2002; Doloreux, 2004).

 

۲- ۵- ۴-  همکاری با مؤسسات میانجی

مؤسسات میانجی مانند میانجی­های فناوری، مؤسسات مالی و آموزشی، سازمان­های سرمایه گذاری، سازمان­های انتقال فناوری و بازار سرمایه نقش­های مهمی در فرآیند نوآوری ایفا می­ کنند که بطور وسیعی بعنوان شرکت­های میانجی، پل­ها، میانجی­های اطلاعاتی و میانجی­های نوآوری شناخته می­شوند (Howells, 2006). بطور کلی مؤسسات میانجی وظایف متنوعی در نوآوری انجام می­ دهند که شامل ارتباطات، پیش ­بینی و تشخیص، بررسی و جمع آوری اطلاعات، پردازش و ترکیب دانش، ارزیابی پی­آمدها و  تجاری سازی می­باشد(Howells, 2006).

بعضی از پژوهشگران اهمیت نقش بین و داخلی که نهاد­های بازی می­ کنند را بررسی نموده ­اند (Bullinger et al., 2004; Nieto & Santamaría, 2007). (Doloreux, 2004) پیشنهاد داد ارتباط­های خارجی که با سازمان­های میانجی، برای شرکت­های کوچک و متوسط می‌تواند منبع خوبی از ایده­های جدید برای نوآوری و بهره­وری فناورانه باشد. (Gebauer, Fleisch, & Friedli, 2005) نشان دادند که مؤسسات میانجی مانند مراکز فناوری و نوآوری برای کارآفرینان محلی بسیار حیاتی و مهم هستند.

بطور معمول شبکه ­های نوآوری اغلب از یک گروه ناهمگن از بازیگران مختلف که شرکت­ها، مراکز فناوری و سازمان­های توسعه دهنده فناوری و مؤسسه­های آموزشی و مالی می­شود. توانایی تعامل در این نوع شبکه ­های عامل موفقیت تعیین کننده در ارتقای ظرفیت نوآوری خواهد بود (Pekkarinen & Harmaakorpi, 2006). علاوه بر این از دیدگاه سیاست­گذاری، بعضی از میانجی که توسط دولت حمایت یا پایه­گذاری می­شوند به منظور فراهم نمودن پشتیبانی برای شرکت­ها به خصوص شرکت­های کوچک و متوسط هستند. برای مثال برای ارتقای فعالیت­های نوآورانه شرکت­ها مراکز و مؤسسات زیادی مانند مراکز رشد، پارک­های علم و فناوری، در ایران تأسیس شده است.  با این وجود یکپارچگی کمی بین شرکت­ها و مؤسسات میانجی در فرآیند نوآوری وجود دارد. بطور کلی مؤسسات میانجی نقش بسیار مهمی در پشتیبانی از شرکت­های ایفا می­ کنند در نتیجه همکاری با مؤسسات میانجی می ­تواند منجر به نوآوری بیشتری برای شرکت­ها گردد (Zeng et al., 2010).

۲- ۶-  مروری بر تحقیقات پیشین

۲- ۶- ۱-  شبکه ­های همکاری با انواع نوآوری

بر اساس یافته­ های (Hewitt-Dundas, 2006) منابع و ظرفیت­های خارجی که شرکت­های کوچک و متوسط از طریق همکاری­های نوآورانه خارجه به آن­ها دسترسی دارند ممکن است برای آن­ها ظرفیت و انگیزه لازم برای نوآوری را فراهم آورد. از طرف دیگر فقدان همکاری نوآورانه ممکن است تأثیر منفی بر روی نوآوری داشته باشد. بر اساس مطالعات انجام شده در شرکت­های کوچک و متوسط ژاپن، شبکه­سازی ابزاری برای سرعت بخشیدن به نوآوری و فراهم نمودن دسترسی به متخصصین و منابع لازم است (Fukugawa, 2006). شرکت­های کوچک و متوسط بخاطر داشتن منابع داخلی و خارجی محدود در نوآوری نیازمند منابع مکمل برای توسعه نوآوری خود دارند. این منابع شامل منابع برای ادامه تحقیق و توسعه، تولید، بازاریابی و ظرفیت­های مدیریت می­باشد (Löfsten & Lindelöf, 2005).

تأمین کنندگان معمولاً  تجربه بیشتر و دانش وسیع­تری در رابطه با قطعات و اجزایی که برای توسعه محصول جدید شرکت حیاتی بود دارند. بنابراین همکاری با تأمین کنندگان می ­تواند به شرکت­ها اجازه دهد که تجربه و دیدگاه­های متفاوت تأمین­کنندگان را برای بهبود راهکارها و ایجاد روش­های جدید برای توسعه محصول­های خود بکارگیرند(Bonaccorsi & Lipparini, 1994; Eisenhardt & . 1995). همکاری تأمین­کنندگان به سازمان­ها برای شناسایی مشکلات فنی بالقوه و در نتیجه سرعت دادن به توسعه محصول جدید و پاسخ­گویی به نیاز بازار کمک می­ کند . (Miotti & Sachwald, 2003) به بررسی شرکت­های فرانسوی پرداختند و دریافتند که همکاری با تأمین­کنندگان بر روی سهم نوآوری محصول جدید از گردش سرمایه تأثیر مثبت دارد. شرکت­های تولیدی بلژیک را بررسی کردند. نتایج پژوهش آن­ها نشان می­داد که رابطه مثبتی بین همکاری با تأمین­کنندگان  و گردش سرمایه ناشی از محصولات بهبود یافته وجود دارد. (Nieto & Santamaría, 2007) به بررسی نوآوری محصول و شبکه ­های همکاری پرداختند و دریافتند که رابطه مثبتی بین همکاری با تأمین­کنندگان و میزان نوآور بودن محصول وجود دارد. از طرف دیگر پژوهش­های دیگری وجود دارند که وجود ارتباط مثبت بین همکاری با تأمین­کنندگان و عملکرد نوآوری محصول را تأیید نمی­کنند (Mark S. Freel, 2003; Ledwith & Coughlan, 2005).

همکاری با مشتریان یکی دیگر از راه­های افزایش عملکرد نوآوری محصول است(Brockhoff, 2003). همکاری مشتریان نه تنها منفعت­هایی برای شناسایی فرصت­های بازار برای توسعه فناوری فراهم می­آورد بلکه احتمال طراحی ضعیف در مراحل اولیه توسعه را نیز کاهش خواهد داد. علاوه بر این درک نیازهای مشتریان با نفوذ ممکن است به شرکت در دستیابی به ایده­ها درباره راهکارهای جدید کمک نماید. همکاری با مشتریان از طرف دیگر منجر به شناسایی روند بازار در مراحل اولیه و در نتیجه افزایش شانس توسعه و موفقیت محصول جدید می­شود.

از طرف دیگر نتایج تحقیق (Faems, Van Looy, & Debackere, 2005) نشان داد که رفتارهای همکارانه شرکت­ها با خروجی نوآوری آن­ها ارتباط دارد و بر اساس این نتایج آن­ها نتیجه گرفتند که مشارکت بیشتر شرکت­ها در انواع همکاری­های بین شرکتی، احتمال ایجاد یا بهبود محصولی را که از نظر تجاری موفق هست را بیشتر می­نماید. علاوه­ بر این، این  پژوهش نشان داد که همکاری با انواع شرکا منجر به انواع مختلف دستاوردهای نوآوری می­شود. آن­ها همکاری­ها را به دو دسته همکاری بهره ­برداری[۶۶] و همکاری اکتشافی[۶۷] تقسیم نمودند. قصد پشت همکاری­های اکتشافی شامل میل به کشف فرصت­های جدید است درحالیکه قصد همکاری­های بهره ­برداری بیشه­ کردن دارایی­های مکمل است. در همکاری­های بهره ­برداری هدف اصلی افزایش شایستگی­های سازمان است. این نوع همکاری بر روی افزایش سطح مهارت­های موجود و مکمل­های بین فناوری­ها و محصولاتی است که از قبل وجود داشتند. از طرف دیگر همکاری­های اکتشافی ابزاری است برای ایجاد شایستگی­های جدید است. آن­ها همکاری با مشتریان و تأمین­کنندگان را “بهره برداری محور” نامیدند و آن را بزاری برای بهینه کردن شایستگی­های موجود دانستند. از طرف دیگر همکاری با دانشگا­ه­ها و مؤسسات تحقیقاتی اکتشاف محور دانستند. نتایج به دست آمده از پژوهش آن­ها همچنین نشان داد که همکاری­های بهره ­برداری محور (همکاری با مشتریان و تأمین­کنندگان) بهبود و توسعه بیشتر فناوری­ها و محصولات موجود را منجر شود در حالیکه همکاری­های اکتشافی محور (همکاری با دانشگاه­ها و مؤسسات تحقیقاتی) اهداف نوآوری با هدف ایجاد فناوری و محصول جدید مفید خواهند بود.

در مقابل (Love & Roper, 2001) با بررسی شرکت­های انگلیسی، ایرلندی و آلمانی دریافتند که یک رابطه منفی بین عملکرد نوآوری محصول  و همکاری با مشتری وجود دارد. تحقیقات آن­ها هیچ دلیلی برای اینکه شرکت­های انگلیسی، ایرلندی و آلمانی که ارتباط­های توسعه یافته خارجی قوی­تری (شبکه ­های همکاری یا انتقال تکنولوژی) دارند نوآوری شدیدتری ایجاد می­ کنند، فراهم نمی­آورد. با اینکه ارتباط‌های داخلی هیچ تأثیری بر موفقیت تجاری فعالیت­های نوآوری شرکت‌ها ندارد اما، ارتباط‌های خارجی گروهی برای رسیدن به موفقیت تجاری مهم هستند. آن­ها همچنین دریافتند که ورودی­های تحقیق و توسعه، انتقال تکنولوژی و شبکه­سازی جایگزین (نه مکمل) فرآیند نوآوری هستند و همچنین در کارایی تأثیرات نظام­های بخشی و منطقه­ای تبدیل ورودی­ ها به خروجی­های نوآوری دارند.

(Nieto & Santamaría, 2007) به بررسی تئوری و تجربی نقش­های مختلف شبکه ­های همکاری در دستیابی به نوآوری­های محصول و درجه نوآوری آن­ها پرداختند. اطلاعات به دست آمده از شرکت­های تولیدی اسپانیا نشان داد که شبکه ­های همکاری فناورانه برای دستیابی به درجه بالاتری از نو بودن در نوآوری محصول بسیار حیاتی و مهم هستند. همکاری با تأمین­کنندگان، مشتریان و مراکز تحقیقاتی تأثیر مثبت بر تازگی نوآوری دارد درحالیکه همکاری با رقبا تأثیر منفی خواهد داشت. بیشترین تأثیر مثبت بر روی تازگی نوآوری از شبکه­هایی که شامل شرکا می­شود بدست می­آید.

(Tsai, 2009) در شرکت­های تایوانی توسط روش رگراسیون ساختاری تعدیل شده[۶۸] به بررسی ارتباط بین شبکه ­های همکاری و عملکرد نوآوری محصول پرداختند و دریافتند که: ۱- ظرفیت جذب[۶۹]، تأثیر همکاری عمودی  بر روی عملکرد فناورانه محصولات جدید و محصولات بهبود یافته را بطور مثبت تعدیل می­نماید. ۲- تأثیر ظرفیت جذب بر روی ارتباط بین همکاری تأمین­کنندگان و عملکرد محصول جدید با تغیرات کوچکی تابع اندازه شرکت و نوع صنعت  تغییر می­ کند. ۳- ظرفیت جذب بر روی ارتباط بین همکاری مشتری  و عملکرد محصول جدید تأثیر منفی دارد. ۴- ظرفیت جذب بر روی ارتباط بین همکاری رقبا و عملکرد محصول جدید برای شرکت­های بزرگ تأثیر مثبت دارد. ۵- ظرفیت جذب بر روی ارتباط بین سازمان­های پژوهشی و عملکرد فناورانه محصول جدید یا محصول بهبود یافته تأثیر منفی دارد.

سازمان­های پژوهشی منبع مهمی برای دانش علمی جدید است. همکاری با مراکز پژوهشی به شرکت­های این امکان را می‌دهد که دانش علمی که قبلاً کشف شده است دسترسی پیدا کنند. این دانش ممکن است به شرکت­ها در ایجاد راهکارهای جدید کمک نماید (Tsai, 2009).

(Tomlinson, 2010) در ۴۳۶ شرکت تولیدی انگلستان در ۵ صنعت، به بررسی تأثیر همکاری بر سطح نوآوری محصول و فرآیند پرداختند. نتایج نشان داد که همکاری عمودی عامل مهمی برای توضیح سطح عملکرد نوآوری شرکت­­ها هستند. این ارتباط بر اساس صنعت و ارتباط رو به بالا، روبه پایین و افقی و همچنین نوآوری محصول و فرآیند متفاوت است. همکاری بین شرکتی در راستای زنجیره تأمین احتمال اینکه شرکت نوآور باشد را افزایش می­دهد. نتیجه اصلی حاصل از این پژوهش این است که سطح بالاتر از همکاری (عمودی) بین شرکت­ها در دامنه وسیعی از فعالیت­ها منجر به سطح بالاتری از نوآوری می­شود. نتایج آن­ها نشان داد که علاوه بر وجود ارتباط با شرکت­های دیگر، شدت یا درجه همکاری بین آن­ها در ارزیابی تأثیر همکاری برای نوآوری مؤثر است. پیوند نزدیک بین دامنه فعالیت­های گوناگون از همکاری برای طراحی محصول تا بازاریابی و توزیع در طول زنجیره تأمین انتقال دانش و یادگیری سازمانی را تسهیل می­ کند و می ­تواند عملکرد نوآورانه را بهبود دهد.

(Bougrain & Haudeville, 2002) به بررسی ظرفیت­های تحقیق داخلی برای کمک به بهره ­برداری از دانش علمی و فنی خارجی و استفاده از شبکه ­های نوآورهای می­پردازند. نتایج آن­ها به دسته تقسیم می­شود: ۱- همکاری­های فناورانه به نظر نمی­رسد به افزایش شانس موفقیت پروژه­های نوآوری کمک کند. ۲- شدت تحقیق و توسعه منجر به شکست­ها و موفقیت­ها نمی­ شود. ۳- ظرفیت­های تحقیق و توسعه داخلی مانند دفتر طراحی توانایی شرکت برای همکاری و انجام موفق پروژه را بالا می­برد.

(Zeng et al., 2010) در ۱۳۷ شرکت تولیدی کوچک و متوسط چینی به بررسی ارتباط بین شبکه ­های همکاری مختلف و عملکرد نوآوری با بهره گرفتن از روش معادلات ساختار یافته (SEM)[70] پرداختند.

نتایج تحقیق آن­ها وجود ارتباط مثبت معنی داری بین همکاری بین شرکتی، همکاری با مؤسسات میانجی[۷۱]، همکاری با مؤسسات پژوهشی و عملکرد نوآوری شرکت­های کوچک  متوسط را نشان می­داد. همچنین نتایج نشان داد که همکاری بین شکتی بیشترین تأثیر مثبت را بر روی عملکرد نوآوری شرکت­های کوچک و متوسط دارد. ارتباط و همکاری با سازمان­های دولتی[۷۲]  هیچ تأثیر مثبت معنی داری با همکاری نوآوری شرکت­های کوچک و متوسط نشان نمی­دهد. همچنین نتایج تحقیق آن­ها نشان داد که همکاری عمودی با مشتریان، تأمین ­کنندگان و شرکت­های دیگر نقش بارزتری در فرآیند نوآوری شرکت­های کوچک و متوسط نسبت به همکاری افقی مؤسسات پژوهشی، دانشگاه­ها یا کالج­ها  و سازمان­های دولتی ایفا می­ کند.

نتایج آن­ها نشان داد که همکاری با سازمان­های دولتی در شرکت­های تحت مطالعه می ­تواند همکاری آن­ها را با مؤسسات میانجی، مؤسسات پژوهشی و دیگر شرکت­ها افزایش دهد. ویژگی­های همکاری نوآوری در شرکت­های کوچک و متوسط در کشورهای در حال توسعه مانند چین با نتایج به دست آمده با کشورهای توسعه یافته تطبیق ندارد. در کشورهای توسعه یافته نتایج نشان می­دهد که سیاست­های تشویقی شبکه ­های منطقه­ای مرتبط با شرکت­های کوچک و متوسط پشتیبانی نمی­ شود (Romijn & Albaladejo, 2002). همکاری با سازمان­های دولتی تأثیر معنی دار مثبتی بر روی افزایش همکاری با مؤسسات میانجی برای شرکت­های کوچک و متوسط دارد درحالیکه نقش همکاری با مؤسسات دولتی در گسترش همکاری بین شرکتی برای شرکت­های کوچک و متوسط نسبتاً کوچک است.

(Tether & Tajar, 2008) به بررسی ۲۵۰۰ شرکت اروپایی با بهره گرفتن از روش آماری اکتشافی تحلیل چند گزینه­ای[۷۳] برای شناسایی سه نوع نوآوری: سبک محصول – پژوهش[۷۴]، سبک فرآیند- فناوری[۷۵] و سبک سازمانی- همکاری[۷۶] پرداختند. آن­ها نشان دادند که شرکت­ها با اندازه­های متفاوت و بخش­های مختلف تمایل­های متفاوتی برای درگیر شدن در هر کدام از سبک­های نوآوری دارند.

سبک محصول- پژوهش شامل نوآوری محصول و همکاری با دانشگاه­ها و متخصصین تحقیق و توسعه دارد.

سبک فرآیند- فناوری شامل نوآوری فرآیند است و تمایل به انعطاف­پذیری و کارایی در تولید دارد و شامل کسب ابزارها و ماشین­های پیشرفته است.

سبک سازمانی- همکاری بر روی تغییرات سازمانی تمرکز دارد. به شدت وابسته به مهارت نیروی کار و شامل روش­های همکارانه با تأمین کنندگان و مشتریان می­شود.

نوآوری سبک محصول- پژوهش و فرآیند- فناوری به ترتیب در شرکت­های تکنولوژی بالا و تکنولوژی پایین بسیار برجسته هستند. آن­ها دریافتند که سبک سوم بیشتر در خدمات به خصوص در خدمات تجاری و توزیع و ساخت و ساز برجسته است.

۲- ۶- ۲-  شبکه ­های همکاری و ظرفیت­های نوآوری

برای ایجاد کردن بهتر ارزش، نوآوری­ها اغلب در شبکه­هایی که دانش­ها و دارایی­های متفاوتی را با یکدیگر ترکیب می­ کنند ایجاد می­شوند (Jørgensen & Ulhøi, 2010). فرآیند نوآوری می ­تواند پیچیده، پویا و نتیجه تعاملات پویا سازنده و فرآیند یادگیری که شامل بازیگران و شرکت کننده­های زیادی است باشد (Bessant & Tidd, 2007). در این مفهوم شرکت­های کوچک و متوسط را می­توان بعنوان عامل­های کلیدی برای ایجاد ایده­های جدید، کارآفرینانی که کسب و کارهای جدید انجام می­ دهند و یا حتی شرکای بازیگران محلی دانست (Konsti Laakso et al., 2012).

(Miotti & Sachwald, 2003) در بررسی ۲۳۷۸ شرکت دریافتند که رابطه مثبتی بین ظرفیت­های  تحقیق و توسعه داخلی و همکاری با شرکای خارجی وجود دارد.

شبکه­ها به شرکت­های کوچک و متوسط اجازه می­دهد تا از جریان­های اطلاعاتی استفاده کنند. جریان­های اطلاعاتی، رقابت­پذیری شرکت­های کوچک و متوسط را توسط ایجاد پنجره­ای از تغییرات فناوری، منابع کمک­های فناوری، نیازمندی­های بازار و تصمیمات استراتژیک گرفته شده توسط رقبا برای آن­ها تقویت می­نماید (Bougrain & Haudeville, 2002).

نوآوری فناورانه فرآیندی است از ایجاد یک مفهوم و سپس پژوهش، طراحی مهندسی، تولید، بازاریابی و غیره. بنابراین ظرفیت­های نوآوری فناورانه یک شرکت نه تنها به واحد تحقیق و توسعه داخلی وابسته است بلکه به واحدهای تولید، بازاریابی و مدیریت مالی نیز وابسته خواهد بود. همکاری بین واحد تحقیق و توسعه و تولید و بازاریابی کلیدی برای بهبود ظرفیت­های نوآوری فناورانه است.

در مطالعات اخیر همکاری با محیط خارجی بعنوان یکی از بعدهای ظرفیت نوآوری در نظر گرفته شده است. (Forsman, 2011) ظرفیت نوآوری بعنوان پدیده­ای که توسط متغیرها زیر ساخته شده است  در نظر گرفته: منابع داخلی، ظرفیت­ها و ورودی­های محیط خارج که از طریق شبکه سازی بدست آمده­اند. او ۷ بعد را برای ظرفیت نوآوری در نظر گرفت: ظرفیت­های کارآفرینی، ظرفیت­های شبکه­سازی، استفاده از دانش، ظرفیت­های مدیریت بحران، مدیریت تغییر. (Hull & Covin, 2010) به بررسی ارتباط بین ظرفیت نوآوری با ظرفیت یادگیری می ­پردازد و نتیجه می­گیرد که ظرفیت یادگیری توانایی یک شرکت برای توسعه و کسب منابع دانش محور جدید و مهارت­های مورد نیاز برای پیشنهاد محصول جدید است و از طرف دیگر، توانایی داخلی شرکت برای نوآوری، احتمال استفاده از نوآوری خارجی و همکاری را پیش بینی می­نماید. آن­ها ۱- تعداد محصولات جدید آورده شده از طریق روش­های زیر: نوآوری داخلی، نوآوری همکارانه، نوآوری خارجی ۲- ظرفیت یادگیری و توازن فناورانه ۳- ریسک پذیری، ساختار و مکانیسم­ها، اندازه شرکت، سن شرکت، رشد فروش، نرخ بازگشت سرمایه (ROI[77])، شدت R&D  را برای سنجش ظرفیت نوآوری در نظر گرفتند.

(Kroll & Schiller, 2010) از دید استفاده از دانش خارجی به منظور نوآوری به ظرفیت­های نوآوری نگاه می­ کند و بیان می­ کنند که شرکت­ها به ظرفیت­های ارتباطی به منظور استفاده از منابع خارجی دانش، نیاز دارند. آن­ها همچنین همکاری  با بازیگران  بیرونی را دسته­بندی و هر یک را بعنوان ظرفیت نوآوری در نظر می­گیرند مواردی که آن­ها در نظر گرفتند عبارتند از: ۱- فعالیت­های نوآوری ۲- هزینه­ های تحقیق و توسعه (R&D) 3- کارگران با کیفیت ۴- ارتباط با مشتریان و تأمین­کنندگان ۵- بازار فنی ۶- همکاری با دیگر شرکت­ها ۷- همکاری با دانشگاه­ها و مؤسسات پژوهشی.

در بررسی خود از ظرفیت­های نوآوری جنبه­های همکاری با شبکه ­های همکاری و انواع نوآوری (نوآوری محصول و نوآوری فرآیند را همزمان بعنوان ظرفیت نوآوری در نظر گرفتند. آن­ها ظرفیت نوآوری را در ابعاد زیر بررسی نمودند: ظرفیت برای نوآوری:

  • نوآوری محصول: مواد جدید، کاربردهای جدید محصول و طراحی جدید
  • نوآوری فرآیند: بکارگیری ماشین­آلات جدید و توسعه راهکارهای پردازش اصلی
  • مقدار سرمایه‌گذاری در نوآوری
  • مدیریت منابع انسانی: تخصیصی کردن نیروی کار، برنامه ­های آموزشی
  • ارتباط‌های بین سازمانی: همکاری با تأمین کنندگان، وابستگی به کنسرسیوم­ها و استفاده از خدمات خارجی

آن­ها نوآوری مدیریت را بعنوان یک نوع نوآوری متفاوت از دو نوع دیگر در نظر نگرفتند و همچنین همکاری با سازمان­های دولتی، مؤسسه­های پژوهشی و دانشگاه­ها و رقبا را نیز بررسی ننمودند.

۲- ۶- ۳-  ظرفیت­های نوآوری و انواع نوآوری

نوآوری سازمانی (مدیریت) با ایجاد ظرفیت نوآوری فرآیند ارتباط مستقیم دارد. برای مثال روش­های کسب و کار مانند کنترل کیفیت می ­تواند کارایی را افزایش دهد و بنابراین می ­تواند ظرفیت نوآوری فرآیند را توسعه دهد (Damanpour & Gopalakrishnan, 2001).

(César Camisón & Villar-López, 2012) با مطالعه ۱۴۴ شرکت صنعتی اسپانیا به مطالعه رابطه بین نوآوری سازمانی (نوآوری مدیریت) و ظرفیت­های نوآوری فناورانه و تأثیر آن­ها بر روی عملکرد شرکت پرداختند. نتایج نشان داد که نوآوری سازمانی[۷۸] در توسعه توانایی نوآوری فناورانه محصول و توانایی نوآوری فناورانه فرآیند نقش دارد. این تأثیر بسته به نوع توانایی نوآوری فناورانه متفاوت خواهد بود. در حالیکه نوآوری سازمانی بطور مثبت و مستقیم بر روی توسعه توانایی نوآوری فناورانه فرآیند تأثیر دارد، ارتباط بین نوآوری سازمانی و توانایی نوآوری فناورانه محصول وجود ندارد بلکه تأثیر توانایی نوآوری فناورانه فرآیند بر روی توانایی نوآوری فناورانه محصول توسط نوآوری سازمانی تقویت می­شود. این نتیجه مشخص می­ کند که پیاده­سازی روش­های مدیریت پیشرفته (نوآوری سازمانی) برای کمک به توانایی نوآوری محصول کافی نخواهد بود مگر اینکه با قرار دادن این روش­های مدیریتی جدید در توانایی نوآوری فرآیند توسعه یابد. علاوه بر این پژوهش نشان داد که نوآوری سازمانی و توانایی نوآوری هر دو بر روی عملکرد تأثیر مثبت دارند. در حالیکه توانایی نوآوری فرآیند مستقیم بر عملکرد سازمان ندارد اما با تقویت توانایی نوآوری محصول بطور غیر مستقیم بر عملکرد سازمان تأثیر خواهد گذاشت.

(حسن فارسیجانی ۱۳۸۹) با مطالعه  ۱۴۸ مدیر از مراکز تولیدی استان مرکزی به بررسی رابطه بین مدیریت کیفت جامع و مدیریت نوآوری با عملکرد کیفیت، عملکرد نوآوری و نوآوری فرآیند پرداخت. یافته­ های این پژوهش نشان داد که مدیریت کیفیت جامع هیچگونه رابطه­ مشخص و قابل توجهی با عملکرد نوآوری ندارد. همچنین مدیریت نوآوری بر روی عملکرد کیفی سازمان تأثیرگذار است ولی شدت این تأثیر از مدیریت کیفیت جامع کمتر است، با این وجود رابطه قوی­تری برای پیش ­بینی عملکرد نوآوری سازمان دارد. مهمترین تنیجه این پژوهش حاکی از آن است که همکاری و هماهنگی بین مدیریت نوآوری و مدیریت کیفیت جامع منبعی منایب برای ارتقای عملکرد نوآوری در سازمان­ها می­باشد.

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم

روش­شناسی تحقیق

 

 

۳-  فصل سوم: روش شناسی تحقیق

۳- ۱-  مقدمه

 

تحقیق عبارتست از فرآیند جستجوی منظم برای مشخص کردن یک موقعیت نامعین. هر تحقیق و پژوهشی با یک مسأله آغاز می­شود. مسأله تحقیق موجب ایجاد سؤالاتی در ذهن محقق گردیده و به ارائه فرضیه یا فرضیاتی منجر می­گردد. وظیفه محقق این است که با جمع‌آوری داده­ ها و اطلاعات از محیط و با بهره گرفتن از شیوه ­های علمی پس از تجزیه و تحلیل داده­ ها، فرضیات را تأیید یا رد کرده و به سؤالات تحقیق پاسخ دهد. هدف از انتخاب روش تحقیق این است که پژوهشگر مشخص کند که چه شیوه یا روشی را اتخاذ نماید تا او را هر چه صحیح‌تر و آسان­تر به پاسخ­های احتمالی برساند (سرمد, بازرگان, & حجازی, ۱۳۸۹).

در این تحقیق تلاش بر آن است تا ارتباط بین شبکه ­های همکاری، ظرفیت­های نوآوری و نوآوری را در مجموعه شرکت‌های گروه توسن مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد تا از این طریق بتوان به سؤالات اصلی آن پاسخ داد. از این‌رو روش­ها و ابزارهای تحقیق باید با توجه به سؤالات تحقیق طراحی و یا انتخاب شوند. انتخاب روش مناسب یکی از مراحل و فعالیت­های اساسی و ضروری در راستای اعتبار بخشیدن به نتایج تحقیق محسوب می­شود.

بر این اساس در این فصل به معرفی روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش پرداخته می­شود که شامل روش تحقیق، ابزار اندازه ­گیری، جامعه آماری، روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه، سنجش روایی و پایایی تحقیق و نیز آزمون­ها و نرم­افزارهای آماری مورد استفاده در تجزیه و تحلیل داده­ ها می­باشد.

۳- ۲-   روش­شناسی تحقیق

هدف از انتخاب روش تحقیق این است که مشخص نمائیم برای موضوعی خاص چه روش تحقیقی لازم است و محقق چه روش یا شیوه­ای را اتخاذ کند تا هر چه سریع­تر و صحیح‌تر به پاسخ سؤالات تحقیق دست یابد.

به طور کلی روش­های تحقیق در علوم رفتاری را می­توان با توجه به دو معیار هدف تحقیق و نحوه جمع‌آوری داده­ ها تقسیم­بندی نمود.

این تحقیق از لحاظ هدف از نوع کاربردی است؛ زیرا به دنبال بررسی روابط بین سه مجموعه «توانایی نوآوری فناورانه»، «شبکه ­های همکاری» و «نوآوری» و همچنین بکار گیری یافته های حاصل برای ارتقای نوآوری در مجموعه شرکت‌های گروه توسن می‌باشد. این تحقیق از نظر نحوه جمع‌آوری داده­ ها، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر تحلیل همبستگی متمرکز است.

۳- ۳-  جامعه آماری و نمونه پژوهش

«جامعه آماری» به کل گروه افراد، وقایع، یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می‌خواهد به تحقیق درباره‌ی آن‌ها بپردازد و «گروه نمونه» مجموعه‌ی کوچکی از جامعه‌ی آماری است مشتمل بر برخی از اعضا که از اعضای جامعه‌ی آماری انتخاب شده‌اند. در واقع، گروه نمونه یک مجموعه فرعی از جامعه است که با مطالعه‌ی آن محقق قادر است نتیجه را به کل جامعه آماری تعمیم دهد (سکاران, ۱۳۸۱).

جامعه آماری دربرگیرنده‌ی خبرگان شامل مدیران، رؤسای بخش و کارشناسان مجموعه شرکت‌های گروه توسن می‌باشد. تعداد خبرگان در ۱۱ شرکت مورد بررسی حدود ۱۹۸ نفر برآورد شد. برای تعیین حجم نمونه نیز از رابطه زیر استفاده گردید:

فرمول (۳-۱)

 

که در آن ؛

P: برآورد نسبت صفت متغیر؛ ۵/۰= P

ε: مقدار اشتباه مجاز= ۰۵/۰

Z: متغیر نرمال واحد متناظر با

[۱] KishWare

[۲] Innovation Capability

[۳] absorptive capacity

[۴] Open Innovation

[۵] Schumpeter

[۶] New Combination

[۷] Organisation for Economic Co-operation and Development

[۸] Marquis

[۹] Bell

[۱۰] Chester Carlson

[۱۱] National Institute OF Standards and Technology

[۱۲] Managerial Innovation

[۱۳] Organizational Innovation

[۱۴] Administrative Innovation

[۱۵] OSLO manual and specific regional environment and requirements

[۱۶] Localized

[۱۷] Economic Geography

[۱۸] Technological District

[۱۹] Innovative Milieu

[۲۰] Learning Regions

[۲۱] Regional System of Innovation

[۲۲] Technology Incubators

[۲۳] Innovation Advisory

[۲۴] Technological Innovation System (TIS)

[۲۵] Regional Clustering of Industries

[۲۶] Regional Network

[۲۷] Industrial Districts

[۲۸] Patenting Activities

[۲۹] Firm Innovation System

[۳۰] Regional Innovation System

[۳۱] Schumpeter

[۳۲] The theory of economic development

[۳۳] Absorptive Capability

[۳۴] Personal Creativity

[۳۵] Return of Investment

[۳۶] Nassimbeni

[۳۷] Akman

[۳۸] Yilmaz

[۳۹] Kroll

[۴۰] Schiller

[۴۱] Forsman

[۴۲] tacit

[۴۳] experimental acquisition

[۴۴] Asset approach

[۴۵] Science research asset

[۴۶] Product innovation asset

[۴۷] Esthetics design asset

[۴۸] Chiesa et al

[۴۹] Functional Approach

[۵۰] Learning Capability

[۵۱] R&D Capability

[۵۲] Basic research

[۵۳] Resource Allocation Capability

[۵۴] Marketing Capability

[۵۵] Marketing Business System

[۵۶] Organizational Capability

[۵۷] Autonomy od sub-units

[۵۸] Process

[۵۹] Türker

[۶۰] Intellectual Capital

[۶۱] Wang et al

[۶۲] R&D intensity

[۶۳] Total quality management

[۶۴] Business Innovation Capability

[۶۵] Knowledge Exploration Process

[۶۶] Exploitative Collaborations

[۶۷] Explorative Collaborations

[۶۸] Moderated Hierarchical Regression

[۶۹] Absorptive Capacity

[۷۰] Structural Equation Modeling

[۷۱] Intermediary Institutions

[۷۲] Government Agencies

[۷۳] Exploratory Statistical Technique of Multiple Correspondence Analysis

[۷۴] Product- Research Mode

[۷۵] Process- Technologies Mode

[۷۶] Organizational- Cooperation Mode

[۷۷] Return of Investment

[۷۸] Organizational Innovation

۲-۱-۲-۳- فناوری و عدالت سازمانی
فناوری نیز به­طور غیرمستقیم از طریق تأثیر بر ساختار سازمانی، (شکل­دهی روابط شغل و شـاغل و ارتباطات درون­سازمانی) و بازارکار، بر فراگرد تحقق عدالت سازمانی تـأثیر مـی­گـذارد (وندی و انجلی، ۲۰۰۳) تأثیر توسعه فناوری بر ساختار بازارکار، از دهه­ها قبل مورد توجه اقتصاددانان بوده، از حیث تأثیر بر اقتصاد کار، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است؛ در ابتدا این تصور تقویت می­شد که بـا توسـعه فناوری نیاز به نیروی کار کاهش می­یابد. ولی در بسیاری از موارد، واقعیت­های ایجاد شده این تـصور را تایید نمی­کردند؛ بنابراین فناوری به دو نوع سرمایه­اندوز و مؤثر بر افزایش اشتغال و کاراندوز و مؤثر برکاهش اشتغال تقسیم شد. ولی آثار نهایی فناوری بر سازمان به این حد ختم نشد. به­ طوری که به تدریج اهمیت تأثیر فنـاوری بر اندازه، بافت محیط، ساخت زبان، و فرهنگ و ارتباطات سازمانی نیز مورد توجه قرار گرفـت؛ حتـی ملاحظه شد که فناوری بر ساخت قدرت و سلسله مراتب اقتدار در سازمان مـؤثر بـوده، آن را تحـت تأثیر قرار می­دهد؛ به­ویژه با توسعه فناوری اطلاعات، شبکه اقتـدار تخصـصی و حرفـه­ای جدیـدی در سازمان­ها شکل گرفت و متخصصان سخت­افزار و نرم­افزار از اهمیت و اقتدار بیشتری برخوردار شدند؛ البته سطح این اقتدار ثابت نبوده، برحسب سطح تخصص و میزان عرضـه نیـروی کـار متخـصص درقلمرو حرفه­ای موردنظر، متغیر بود؛ بااین­حال این اقتدار همچنان از اهمیت قابـل تـوجهی برخـوردار است؛ زیرا این متخصصان معمولا در مشاغل حساسی قرار می­گیرند و صرف­نظر از ارزش کار، کارهـای حساسی را بر عهده می­گیرند؛ به­ طوری که عدم رضایت آنها و تمایل آنها به تخریب یـا تهدیـد منـافع سازمان، ممکن است به خسارت­های جبران­ناپذیری برای سازمان منجر شود. درواقع روند و جهت توسعه فناوری بر ساختار سازمان­ها، ساخت اقتدار، و اهمیت نقـش صـاحبان تخصص­های جدید در آنها اثر داشته، ممکن اسـت موجـب تغییـر بـسیاری از مفروضـات موجـود در سازمان­ها شود. البته این آثار را می­توان به مثابه یکی از آثار محیطی تحلیل کرد، ولی اهمیت فناوری به حدی است که می­توان آن را به تنهایی به مثابه یک عامل تمایز محیطی دیگر فرض کـرد و جـدا از سـایر عوامـل محیطی در نظر گرفت.
۲-۱-۲-۴- اندازه سازمان و امکان اجرای عدالت در آن
که اندازه سازمان متغیری بسیار مهم است که هم از طریـق تـأثیر بـر سـاختار و بافـت ارتباطـات داخلی و خارجی سازمان، و هم از طریق تأثیر بر رویه­ ها و روش­ها و دامنه شمول قوانین و مقررات، بر تحقق عدالت سازمانی تأثیر دارد. هرچه اندازه سازمان کوچکتر باشد، تعریف عدالت برحـسب تنـوع کمتـر مـشاغل و تعـداد کمتـر کارکنان، ساده­تر خواهد بود. البته تحقق عدالت هیچگاه کار ساده­ای نبوده و نیست؛ ولی به­طور بـدیهی هرچه مقدار و تنوع مشاغل، حرفه­ها، وضعیت­ها و شرایط در سازمان افزایش می­یابد، بـر مـصداق­ها و موارد قابل قضاوت افزوده می­شود و تطبیق نظریه عدالت و تعریف پذیرفته شـده آن بـرایـن مـوارد و مصداق­ها، دشوارتر خواهد شد. برای مثال اگر همه کارکنان سازمان کاری شبیه بـه هـم انجـام دهنـد و میزان تلاش یکسانی داشته باشند، می­توان به همه آنها حقوقی یکسان پرداخت کرد تا پاسخگوی رفـع نیازهای آنان باشد. همچنین وقتی تعداد کارکنان یک سـازمان کـم باشـد ولـی هر یـک کـار متنـوعی انجام دهند، می­توان انتظار داشت که طرحی ساده، هرچند تمایزبخش، بتواند شرایطی نسبتاً عادلانـه را در مواجهه «سازمان با کارکنان» و «کارکنان با یکدیگر»، فراهم آورد. بنابراین با افزایش اندازه احتمالی، تنوع و پیچیدگی افزایش می­یابد و برقراری عدالت درمیان تعداد فزونتر کارکنان، با سطوح متفاوت توان و تمایل و شرایط متفاوت اقتصادی و ساخت­های متفاوت اقتدار تخصصی، دشوارتر می­شود؛ زیرا بدین­ترتیب تعداد متغیرهایی که باید محاسبه شوند، افزایش می­یابد و مقایسه وضعیت­ها و نسبت­های «آورده­ها و دریافت­های هر فرد» در مقایسه با سایر افراد، دشوار می­شود. زیرا این مهم در مرحله اول، مستلزم جمع­آوری مستمر اطلاعات و داده­ ها دربـاره افـراد گونـاگون، وضعیت بازار کار آنها، سطح تخصص آنها، میزان تلاش آنها، وضـعیت زنـدگی آنهـا و نظـایر آن، و در مرحله بعدی، مستلزم مقایسه وضعیت هر یک از افراد، با نیروهای داخلی و خـارجی سـازمان خواهـد بود.
۲-۱-۲-۵- ساخت قدرت و کنترل، و عدالت سازمانی
هرچه تنوع افراد و گروه های قدرتمند مؤثر بر بافت سازمان بیشتر باشد، احتمالاً از سطح رفتارهای استبدادی کاسته شده، بر احتمال توسعه عدالت مراودهای افزوده می­شود. ساخت قدرت نیز هم به طـور غیرمستقیم از طریق تأثیر بر ساختار و هم به­طور مستقیم از طریق تأثیر بر مراودات اجتماعی افـراد و گروه­ها برروند تحقق عدالت سازمانی تأثیر دارد.گروه­های فشار، و گروه­های منفعتی و ذی­نفوذ، تأثیر قابل توجهی برروند و سـاخت توزیـع قـدرت در سازمان دارند. در حالت مفروض اگر چنین گروه­هـایی در سـازمان وجـود نداشـته باشـند، سـاختار سازمان اقتدارگرا و استبدادی خواهد شد و قدرت در دستان مدیر متمرکز می­شود، ولی اگر تعداد افـراد تشکیل­دهنده این گروه­ها در سازمان محدود باشد­، تمرکز قدرت از دست یـک نفـر خـارج شـده، در دست یک یا چند گروه قرار می­گیرد و استبداد گروهی با ویژگی­هایی شبیه اشراف سـالاری بـه وجـود می­آید. در حالی­که با تکثر گروه­های قدرتمند، ساخت استبدادی به ساخت­های منعطف­تر، پاسخگوتر و دموکراتیک­تر تبدیل می­شود. البته گاهی نیز شبکه ­های تودرتوی الیگارشیک شکل می­گیرند! در ایـن حالت، روند توسعه و تکثر گروه­ها مصنوعی بوده، براساس طرحی برای سلطه پنهانی شکل مـی­گیـرد (پورعزت، ۱۳۸۷) بدیهی است که در ساخت­های دموکراتیک­تر بر احتمال تسری عدالت مراوده­ای افزوده می­شود و موقعیت اعمال قدرت و اقتدار درمیان افراد و گروه­های بیشتری توزیع می­گردد. توزیع قدرت همچنین بر ساخت زبان و توسعه فرهنگ عدالت­پذیر در جامعه، تأثیری بسیار شگرف دارد.
۲-۱-۲-۶- فرهنگ و زبان
شاید فرهنگ را نیز بتوان دربافت محیط یا حتی ساخت قدرت و سیر شکل­ گیری شبکه ­های تـودرتوی الیگارشیک تحلیل کرد. ولی با توجه به اهمیت فوق­العاده زبان و سایر مؤلفه­های فرهنگـی، بهتـر است که فرهنگ عدالت­پذیر از سایر عوامل مؤثر بر توسعه عدالت در سازمان متمایز گردد.
هرچه زبان و فرهنگ یک جامعه عدالت­پذیرتر باشد، احتمال توسعه رفتارهای عادلانه در آن افزایش می­یابد. اگر در سازمان از واژگان معرف متمایل به عدالت بیشتر استفاده شود و انتظارات افراد از همدیگر و از مسئولان سازمان، شفاف­تر و صریح­تر و مبتنی بر عدالت و جلوه­های گوناگون آن بیان شود، احتمال بروز رفتارهای عادلانه و تصویب قوانین و مقررات عادلانه­تر افزایش می­یابد. ضمن این­که هر چه کارکنان و به طورکلی جمعیت شکل­دهنده سازمان، از اقتدار زبان­شناختی بیشتری برخوردار باشند، احتمال توسعه و تسری رفتارهای مؤدبانه­تر و عادلانه­تر افزایش می­یابد. درواقع توسعه عدالت زبان­شناختی و ترویج فرهنگ عدالت­پذیر بر کلیه رفتارها و حالات و متغیرها و عوامل مؤثر بر عدالت سازمانی تأثیر می­گذارد.

۲-۲- تعهد سازمانی:
تعهد سازمانی یک نگرش مهم شغلی و سازمانی است که در طول سال‌های گذشته مورد علاقه بسیاری از محققان رشته­های رفتار سازمانی و روان‌شناسی خصوصاً روان‌شناسی اجتماعی بوده است (رکنی نژاد، ۱۳۸۶). این نگرش در طول سه دهه گذشته دستخوش تغییراتی شده است که شاید عمده­ترین این تغییر در قلمرو مربوط به نگرش چند بعدی به این مفهوم تا نگرش یک بعدی به آن بوده است.(رکنی نژاد، ۱۳۸۶) همچنین با توجه به تحولات اخیر در حیطه کسب و کار از جمله کوچک­سازی‌ها و ادغام‌های شرکت‌ها در یکدیگر عده­ای از صاحب‌نظران را بر آن داشته تا اظهار کنند که اثر تعهد سازمانی بر دیگر متغیرهای مهم در حوزه مدیریت از جمله ترک شغل، غیبت و عملکرد کاهش یافته است و به همین جهت بــررسی آن بی­مورد است (ساقروانی ،۱۳۸۸). اما عده­ای دیگر از محققان این دیدگاه را نپذیرفته و معتقدند که تعهدسازمانی اهمیت خود را از دست نداده است و همچنان می ­تواند موردتوجه قرار گیرد (فرهنگی ،۱۳۸۴). باتوجه به برخی اختلاف نظرها درباره میزان تاثیر تعهد سازمانی بر رفتار کارکنان در سازمان، بررسی موضوع میزان تعهد سازمانی کارکنان بانک تجارت برای مدیران این سازمان ضروری به نظر می­رسد. زیرا این بانک دارای شعبات متعددی در سطح استان و کشور می­باشد و در جهت کوچک­سازی وادغام گام برمی‌دارد و نیز پیوند نزدیکی با شرکت‌های خصوصی دارد. لذا مدیران بانک تجارت علاقمند به دانستن میزان تاثیر عدالت سازمانی بر تعهد سازمانی و همچنین تاثیر آن بر رفتار کارکنان و عوامل مؤثر برآن در سازمان هستند.
درتحقیقات انجام شده درباره سازمان، سه نگرش عمده بیشترین توجه را از سوی محققان به خود جلب کرده است. این سه نگرش عبارتند از: ۱- رضایت شغلی۲- وابستگی شغلی ۳-  تعهد سازمانی (رکنی نژاد ، ۱۳۸۶). تعهدسازمانی مانند مفاهیم دیگررفتارسازمانی به شیوه ­های متفاوت تعریف شده است. معمولی­ترین شیوه برخورد با تعهد سازمانی آن است که تعهد سازمانی را نوعی وابستگی عاطفی به سازمان درنظر می­گیرند. براساس این شیوه، فردی که به شدت متعهد است هویت خود را از سازمان می­گیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن درمی­آمیزد و ازعضویت در آن لذت می­برد (ساروقی ، ۱۳۷۵). پورتر و همکارانش (۱۹۷۴) تعهدسازمانی را پذیرش ارزش‌های سازمان و درگیرشدن در سازمان تعریف می­ کنند و معیارهای اندازه گیری آن را شامل انگیزه، تمایل برای ادامه کار و پذیرش ارزش‌های سازمان می­دانند. چاتمن و اورایلی (۱۹۶۸) تعهد سازمانی را به معنی حمایت و پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزش‌های یک سازمان­، به خاطر خود سازمان و دور از ارزش‌های ابزاری آن (وسیله ای برای دست‌یابی به اهداف دیگر) تعریف می­ کنند (رنجبریان ،۱۳۷۵).
تعهد سازمانی عبارت از نگرش‌های مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمان (نه شغل ) است که در آن مشغول به کارند. در تعهد سازمانی شخص نسبت به سازمان احساس وفاداری قوی دارد و از طریق آن سازمان خود را مورد شناسایی قرار می­دهد (استرون ،۱۳۷۶ ).