منابع پایان نامه و مقاله با موضوع :

نوامبر 14, 2019 By vZbR33JZrQ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانشگاه آزاد اسلامی ‌واحد دامغان

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد (Ma)

رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی

 

موضوع :

بررسی فقهی و حقوقی

مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی و آثار آن

 

استاد راهنما :

دکتر محمدجواد باقی‌زاده

 

استاد مشاور :

دکتر مهدی ذوالفقاری

 

 

نگارش :

احمد  عبدالهی آبرس

 

 

تیر ـ ۱۳۹۱

 

 

تقدیم به :

 

همسر بزرگوارم

که هماره مسیر علم و دانش را بر من هموار نموده

و مشعل هدایت را در فرا راهم قرار داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تشکر و قدردانی:

ای سزاوار ثنای خویش و ای شکر کننده‌ی عطای خویش،

از بارگاه لازم الاذعان خود،

فرمان شکرگزاری و سپاس را نافذ کردی،

امّا چه کند، این بنده‌ی ناتوان، که به ذات و عقل و زبان از سپاس تو عاجز است.

پس دل به کلام نافذ رسولت می‌سپارد،

که شکر ذات از لیت را در گردشکر مخلوق قرار داده است،

 

امّا سپاس و قدردانی از استادان بی‌همتا و ارجمند نیز که موکّلین انبیا بر روی زمین‌اند و شغل خطیر انبیا را به جان می‌خرند، کاری است بس دشوار؛ لذا این مجالی است، که به آن پرداخته شود؛ هر چند قطره‌ای از دریای بی‌کران هدایت‌گری این بزرگواران جبران نخواهد شد.

از استادان ارجمند آقای دکتر محمد جواد باقی‌زاده و آقای دکتر مهدی ذوالفقاری که با بیان صدق و لطف بی‌دریغشان، روشنگر راه نگارنده، در تدوین این رساله بودند، کمال سپاس را دارد.

احمد   عبداللهی آبرس

تیر ـماه         ۱۳۹۱

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده ۱
مقدمه ۲
فصل اول: تبیین ماهیت مهریه و حکمت‌ها و کارکردهای آن
۱. معنای‌ لغوی مهریه ۱۰
۲. مهریه در اصطلاح ۱۱
۳. مستند فقهی پرداخت مهر ۱۲
۳ـ۱  مهر در قرآن ۱۲
۳ـ۲  مهر در سنت و روایات ۱۴
۴. تاریخچه مهریه ۱۷
۴ـ۱  مهریه در اقوام مختلف ۱۷
۴ـ۱ـ۱  مهریه در یونان قدیم ۱۷
۴ـ۱ـ۲  مهریه در عربستان قبل از اسلام ۱۷
۴ـ۲  مهریه در ادیان مختلف ۱۹
۴ـ۲ـ۱  مهریه در حقوق زرتشتی ۱۹
۴ـ۲ـ۲  مهریه در آیین یهود و مسیحیت ۱۹
۴ـ۲ـ۳  مهریه در حقوق اسلام ۱۹
۴ـ۲ـ۴  مهریه در ایران ۲۰
۵. جایگاه مهریه ۲۲
۶. فلسفه و حکمت‌های پرداخت مهر ۲۳
۶ـ۱  حکمت پرداخت مهر در روایات ۲۳
۶ـ۱ـ۱  استحباب کم بودن مهریه ۲۴
۶ـ۱ـ۲  نکوهش مهر زیاد ۲۵
۶ـ۱ـ۳  فلسفه وجوب مهریه ۲۶
 ۶ـ۲  حکمت پرداخت مهر در دیدگاه برخی ‌اندیشمندان مسلمان ۲۶
 ۶ـ۲ـ۱  مهریه در مقابل استمتاع ۲۶
۶ـ۲ـ ۲  مهریه در مقابل بضع ۲۶
۶ـ۲ـ ۳  مهریه پاسخی به نیاز فطری ۲۶
۶ـ۲ـ ۴  مهریه مکمل سهم الارث ۲۶
۶ـ۲ـ ۵  مهریه وثیقه‌ای در مقابل طلاق ۲۷
۶ـ۳  حکمت‌ پرداخت مهر از نظر جامعه‌شناسان ۲۷
۶ـ۳ـ۱  نظریه کارکردگرایی ۲۷
۶ـ۳ـ ۲  نظریه مبادله ۳۰
۷. علل افزایش میزان مهریه در عصر حاضر ۳۰
۸. تدابیر اسلام برای مهار طلاق ناشی از مهریه ۳۷
فصل دوم: احکام مهریه
  مقدمه ۳۹
۱ـ ماهیت فقهی، حقوقی مهریه ۳۹
۱ـ۱ـ تعریف مهریه ۳۹
۱ـ۲ـ مهریه و ماهیت‏حقوقى آن: ۴۱
۱ـ۳ـ اقسام مهر ۴۱
۱ـ۴ـ مقادیر و مصادیق مهریه ۴۳
۱ـ۵ـ شرایط صحت مهریه ۴۹
۱ـ۶ـ استحقاق و عدم استحقاق مهریه در صورت عدم تعیین مهریه ۵۴
۱ـ۷ـ معیوب بودن مهریه قبل یا بعد از عقد نکاح ۵۵
۱ـ۸ـ نکات مختلفى درباره مهر ۵۷
فصل سوم: مهریه‌های غیرعقلایی
۱ـ مهریه غیرمتعارف و غیر عقلایی ۶۳
۲ـ کارکردهای منفی افزایش مهریه ۶۷
۳ـ راهکارهای جلوگیری از مهریه‌های غیرمتعارف ۷۱
۴ـ پیشنهادات ۷۴
سخن نهایی ۷۵
فهرست منابع ۷۶
چکیده انگلیسی ۸۲

 

 

چکیده

تعیین مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی به دلیل فقدان قدرت بر تسلیم آن از نظر فقهی و حقوقی باطل انگاشته می‌شود و از عوامل تداوم زندگی زناشویی به شمار نمی‌آید بلکه آثار نامطلوبی را درپی خواهد داشت. در این رساله سعی شده است تا با گردآوری اطلاعات به شیوه‌ی کتابخانه‌ای به بررسی کتب فقهی وحقوقی مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی و آثار آن پرداخته شود تا شاید در یک مجموعه‌ی مدوّن اطلاعات سودمندی در اختیار طالبان این مباحث قرار دهد. به همین جهت با توجه به جایگاه مهریه به عنوان یک سنّت کهن در سیره‌ی قولی و عملی ائمه وتفاوت نگرش مردم درزمان حال به تبیین و روشنگری اقسام مهریه، صحت و بطلان آن، ماهیت فقهی و حقوقی آن، تفاوت‌ مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی و احکام مربوط به هر یک، علل افزایش میزان مهریه و… پرداخته شده است.

بنابراین در خصوص مهریه رجوع به اصل دین، یکی از منابع مهم تولید ارزش و تعریف رفتار بهنجار در جامعه‌ی ماست. مهریه‌‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی از منظر دینی یک ناهنجاری شمرده می‌شوند. روایات متعددی بر سبک بودن مهریه تأکید می‌کنند و افزایش آن را منشأ خصومت می‌دانند. برخی از جامعه‌شناسان نیز در شناساندن رفتارهای بهنجار از رفتار نابهنجار فقط به تعاریف مرسوم در منابع غربی توجه می‌کنند و احیاناً در تحلیل و تبیین آنها دچار اشتباه می‌شوند.

واژگان کلیدی: مهریه، مهریه‌های غیرمتعارف، مهریه‌های غیرعقلایی

 

 

 

 

مقدمه

زندگی مشترک که با میثاق مقدس ازدواج آغاز می‌شود، یکی از با ارزش‌ترین نعمت‌هایی است که خداوند متعال جهت تکامل انسان‌ها قرار داده است. بی‌تردید چنانچه امر ازدواج با شرایط منطقی، صحیح و منطبق با اصول موجود در شرع مقدّس اسلام انجام پذیرد، حاصلی جز نزدیکی به معبود یکتا و آرامش انسان نخواهد داشت. یکی از شرایط ازدواج که لازم است پیش از وقع عقد زن و مرد بر سر ان به توافق رسند، مسأله‌ی مهریه است.

بر اساس دستورات شرع مقدس اسلام، شایسته است با تعیین مهریه‌ی متعادل، با توجه به اصول شرعی و در حدی که افراط و تفریط نباشد، پایه‌های یک زندگی مشترک از ابتدا به گونه‌ای صحیح بنا نهاده شود. «براساس آیه‌ی ۴ سوره‌ی نساء «واتو انساء صدقاتهن نحله…» فلسفه‌ی شرع مقدس برای مهریه یک نوع هدیه دادن است. سنت پیامبر در این زمینه در مورد حضرت زهرا(س) و زنان پیامبر مهر السنه بوده و زیاد نبودن مبلغ مهریه، به عنوان امری پسندیده تلقی می‌شده است.

در اجتماع کنونی ما که نوعاً ازدواج‌ها دچار آسیب شده است، برخی خانواده‌ها برای فرار از تزلزل و جدایی، در موقع پیوند ازدواج مهریه‌ی دختر را خیلی بالا گرفته و از این گذرگاه می‌کوشند تا پیوند ازدواج را استحکام ببخشند؛ غافل از این که همین دوراندیشی راساً و مستقلاً عامل تزلزل و تضعیف خانواده می‌گردد.

با توجه به این که در حال حاضر در کشور ما بین ۱۳ تا ۱۴ میلیون جوان در آستانه‌ی ازدواج قرار دارند و یکی از شرایط لازم امر ازدواج در شرع مقدس اسلام مسأله‌ی مهریه است و نظر به این که ۷۸ درصد از جوانان، مهریه‌ی سنگین را موجب گریز از ازدواج می‌دانند، تعیین میزان مهریه به نوع که هم قابل پرداخت بوده، و هم جلوی هر گونه سوء استفاده‌ی احتمالی را بگیرد، تبدیل به یکی از معضلات اجتماعی گردیده است. لذا مطالعه‌ی وضعیت مهریه در ازدواج جوانان امروزی، آسیب‌شناسی آن به منظور برنامه‌ریزی جهت تسهیل امر مقدس ازدواج و برطرف نمودن موانع آن ضروری می‌باشد.

پرداختن قرآن کریم به موضوع مهریه در برخی از آیات(نساء آیه‌ی ۴ و ۲۴) نشان‌دهنده‌ی اهمیت آن در زندگی انسان است. در اسلام، مسأله‌ی مهر و پرداخت آن تا آن درجه اهمیت دارد که در سنت اسلامی زن نمی‌تواند از پذیرش مهریه، ولو به مقدار ناچیز، سرباز زند. «مهریه به آن درجه از اهمیت نیست که عدم پرداخت آن موجب گسستن زندگی گردد، اما تعیین مهریه برای زن، نوعی عنایت و توجه به اوست.

دین مبین اسلام نسبت به اصل مهریه نظر کاملاً روشنی ارایه می‌دهد و شرط صحت عقد نکاح را در تعیین میزان مهریه می‌داند، اما نسبت به مقدار آن کمینه و بیشینه‌ای تعیین ننموده و به توصیه‌های اخلاقی با توافق طرفین بسنده نموده، اما شرایطی را در تعیین مهریه لحاظ کرده است.

با وجود آن که دین اسلام بر سبک بودن مهریه تأکید دارد، اما بررسی میزان مهریه‌ها در سال‌های اخیر افزایش میانگین مهریه را نشان می‌دهد. از آن جا که پدیده‌ی افزایش مهریه در ایران نسبتاً جدید است ریشه‌های آن را باید در شرایط سال‌های اخیر بررسی نمود. مطالعات نشان می‌دهد که عوامل زیادی افزایش مهریه را تحت الشعاع خود قرار داده که به طور خلاصه می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: نسیه بودن مهریه، وقوع تغییراتی در نظام باورها، نگرش‌ها، رفتارها، انتظارات و ترجیحات اکثریت افراد جامعه و غلبه‌ی نگرش‌های مادی، تحرکات اجتماعی و ایجاد فرصت‌های جدید و استقلال‌طلبی نسبی برای زنان، مهار طلاق و کنترل نوجویی‌های مردان با توجه به بالا رفتن آمار طلاق، افزایش ارتقای منزلت اجتماعی زنان، تشریفات ازدواج، چشم‌و هم‌چشمی‌ها، کمال‌یابی‌، شیوع ازدواج‌های برون فامیلی، تضعیف اعتماد اجتماعی، ترویج بی‌بند و باری و غیره.‌

افزایش مهریه با وجود آن که طلاق را برای مرد مشکل می‌سازد پیامدهای منفی به دنبال دارد. افزایش سن ازدواج و عدم تأمین نیازهای روحی و جسمی جوانان، تغییر در نوع همسرگزینی، کاهش نرخ ازدواج، ایجاد خصومت و دشمنی، تحمل اجباری زندگی‌های تصنعی، تحت‌الشعاع قرار گرفتن ارزش‌های دین، افسردگی، عصبیت و بدبینی، رواج فحشاء، حیله‌گیری و بداخلاقی، عدم وفای به عهد و از بین رفتن سرمایه‌های اجتماعی از جمله این پیامدهاست.

فلسفه‌ی مهریه در اسلام تبیین مطلوب بودن زن و طالب بودن مرد است. خداوند مهریه را تعیین فرمود تا مرد به وسیله‌ی مهریه صداقت خود را در ابراز علاقمندی نشان بدهد. با توجه به فلسفه‌ی مهریه، تعیین مهریه متناسب در حفظ زندگی زناشویی نقشی مهم ایفا می‌کند، زیرا همان گونه که مهریه‌ی سنگین در اسلام ناپسند شمرده شده، مهریه‌های اندک و حتی قرار ندادن مهریه نیز نامعقول می‌باشد. چون مهریه نشان از احترام مرد و زن است و نبودن یا اندک بودن آن موجب می‌گردد که زن خود را در مقابل زنان هم ردیف خود محقر و کوچک ببیند و آسیب‌های روحی و روانی به وی وارد آید. این در حالی است که در صورت زیاد بودن میزان مهریه مرد همیشه خود را مطیع و فرمان‌بردار زن خواهد دید و از ترس این که زن بنا به دلایلی مهریه‌ی خویش را مطالبه نماید، سعی می‌کند بنا به خواسته‌ی زوجه عمل نماید.

«مهریه»، جزو حقوق امضایی شرع مبین اسلام است. در دین اسلام احکام و حقوق به دو دسته امضایی و تاسیسی تقسیم می‌شوند. احکام امضایی از پیش از اسلام وجود داشته‌اند و شارع مقدس آنها را یا کاملا پذیرفته است یا با اندک تغییراتی جزو احکام و حقوق اسلامی برشمرده است. حال آنکه احکام تاسیسی برای نخستین بار توسط شارع مقدس وضع شده‌اند و مسلمانان موظف شده‌اند از این احکام و حقوق پیروی کنند. هنگامی که می‌گوییم «مهریه» جزو احکام و حقوق امضایی است، بدین معنی نیز هست که «مهریه» جزو حقوق عرفی جامعه بوده و شارع مقدس آن را به رسمیت شناخته است. بنابراین وجه عرفی «مهریه» را نباید فراموش کرد، ضمن آنکه در اسلام عنوان «مهرالسنه» که مهریه حضرت فاطمه سلام‌الله علیهاست و به عنوان میزان مهریه‌ای که سنت حضرت رسول (ص) آن را پذیرفته و مقبول می‌داند، مورد تایید بزرگان دین قرار دارد. مقام معظم رهبری از دو تعبیر درباره مهریه‌های سنگین استفاده فرموده‌اند. نخست ضرر زدن به جامعه است و تعبیر دوم سنت جاهلی است به فرض اگر دخترخانمی خواستار مهریه‌ای معادل سکه‌هایی که فاصله زمین تا ماه را پر کنند (در واقع چنین چیزی بوده است) و مرد هم آن را پذیرفت این دو هم به جامعه ضرر زده‌اند و هم سنتی جاهلی را ترویج داده‌اند. مهریه‌های عجیب و غریب مانند یک تن بال پشه و دست و پای داماد و امثال اینها نیز بیش از آنکه مهریه باشند، رفتارهایی عقلانیت‌گریز به شمار می‌روند. جامعه‌ای که بر آن عقلانیت حاکم نباشد، جامعه‌ای است که محیط مناسبی برای رشد انواع بزهکاری‌ها و ناهنجاری‌ها محسوب می‌شود. ازدواج امری عقلانی است، عقدی است دائم که جز با رضایت طرفین منعقد نمی‌شود. براساس این عقد، زن و مرد بر یکدیگر حلال می‌شوند و کانونی به عنوان خانواده را تشکیل می‌دهند.در این کانون که هسته‌ای‌ترین و بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی نیز هست، فرزندانی رشد و پرورش می‌یابند که قرار است انسان‌هایی صالح، سالم و کارآمد برای جامعه باشند. حال فرض بفرمایید که زن و شوهر به هنگام عقد یکی از انواع عجیب و غریب مهریه را پذیرفته باشند و عقد براساس آن منعقد شده باشد، در این صورت خانواده‌‌ای که در آینده شکل خواهد گرفت آیا می‌تواند رفتاری عقلانی و زیستگاهی معقول برای اعضای آن باشد؟ پاسخ قطعا منفی است. مهریه‌های سنگین یا مهریه‌های عجیب و غریب، خود معلولند، علت‌ها را باید شناخت و با ریشه‌یابی علت‌ها می‌توان با معلول برخورد کرد. متاسفانه طی چند دهه گذشته کمتر مشاهده شده است که نهادهای فرهنگ‌ساز و نهادهایی که در زمینه فرهنگ جامعه تصمیم‌گیری یا تصمیم‌سازی می‌کنند به این مهم توجه داشته باشند. اکنون ما با معضل رشد روزافزون مهریه‌های سنگین یا عجیب و غریب روبه‌رو هستیم. در واقع عرفی در حال شکل‌گیری است که عرف بیمارگونه است. بی‌تردید باید به چاره‌جویی پرداخت. به نظر می‌رسد که در گام نخست باید جامعه را نسبت به عوارض منفی این معضل آگاه ساخت که آن نیز برعهده مدیران تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر است.

در قدیم خانواده‌ها به جای این که طلا مهر کنند، ۳دانگ خانه را به اسم عروس می‌کردند تا هم سرمایه‌ای برای عروس و پسرشان باشد و هم خانواده دختر آینده نگری می‌کردند تا صاحب ملک شود و سرپناهی داشته باشد اما به دلیل شرایط بد اقتصادی چون خانواده‌ها سرمایه ای ندارند که بتوانند به عنوان مهریه استفاده کنند به سکه روی آورده اند. تعیین مهریه‌های نامتعارف به این دلیل است که دختران شغلی ندارند و اگر طلاق بگیرند باید بتوانند به نحوی زندگی‌شان را بگذرانند و بالا گرفتن مهریه به این دلیل است که دختر کار نمی‌کند و اگر طلاق گرفت بتواند زندگی اش را بگذراند. پسرها نیز در زمان خواستگاری به این دلیل این مهریه‌ها را قبول می‌کنند که فکر می‌کنند مهریه را نه کسی داده و نه کسی گرفته و خوب می‌دانند که نمی‌توانند حتی یک صدم مهریه ای را که تعیین کرده‌اند، پرداخت کنند.

در خصوص مهریه تحقیقات زیادی در ایران انجام شده است از جمله؛ یوسف‌زاده(۱۳۸۴) در مقاله‌ای تحت «عنوان پایش جامعه‌شناختی مهریه»، سنت پرداخت مهریه را یک سنت دیرپا و کهن از نظام‌های مختلف حقوقی خانواده در بین تمدن‌های پیشین بوده است. از جمله کارکردهای اجتماعی مهریه، ارضای نیاز فطری، بیمه اجتماعی، احساس امنیت نسبت به آینده و ارزش نمادین ذکر می‌نماید و از جمله پیامدهای مهریه سنگین و غیرعقلایی را تغییر در نوع همسرگزینی، کاهش نرخ ازدواج، ایجاد خصومت و دشمنی، احتمال سوداگری و موارد دیگر می‌داند. همچنین حقانی‌زنجانی(۱۳۸۴) در مقاله‌ای با عنوان: «مهر سنگین، زنجیری بر پای ازدواج». با برشمردن انواع مهریه و تقسیم‌بندی آنها و نیز مسائل حقوقی مهریه سنگین به مضرات این نوع مهریه بر همسرگزینی و ازدواج و دوام خانواده پرداخته است. و سعیدی(۱۳۸۹) در تحقیق خود با عنوان: «بررسی اعتبار حقوقی مهریه‌های سنگین»، بیان می‌دارد که؛ تعیین مهریه‌های سنگین توسط زوجین که گاه ادای آن در توان زوج نیست از مشکلات شایع حقوقی است. این مهریه‌ها اغلب به طور کلی فی‌الذمه بر عهده زوج قرار می‌گیرد در حالی که اوضاع و احوال نشان می‌دهد متعهد نه تنها توان بالفعل پرداخت آن را ندارد بلکه احتمال معقولی به توانایی او در آینده نیز نیست. وی معتقد است بطلان این گونه مهریه‌ها به علت مقدور التسلیم نبودن، مورد اشاره بعضی از اساتید حقوق قرار گرفته است. و در نهایت وحدتی‌شبیری(۱۳۸۷) در مقاله تحقیقی خود با موضوع: «وضعیت حقوقی مهریه‌های سنگین در نکاح دائم» معتقد است که؛ امروزه در جامعه ایرانی و برخی جوامع دیگر مرسوم شده است که برای اعتبار بیشتر ازدواج، مهریه‌های سنگین در نظر می‌گیرند و به نظر عوام هر چقدر مهر بیشتر باشد نهاد نکاح استحکام بیشتری می‌یابد. با صرف نظر از بار منفی این رسم و عادت از بعد اخلاقی، از نظر حقوقی نیز تعیین مهریه‌های سنگین می‌تواند پیامدهایی را به دنبال داشته باشد فرضیه موردنظر تحقیق آن است که سنگین بودن مهر به خودی خود موجبی برای بطلان آن نیست. ولی اگر مهر، بالاتر از توان عرفی مرد در نظر گرفته شود به گونه‌ای که زن در هنگام ازدواج بداند که وی قدرت فعلی برای پرداخت آن را ندارد، دیگر حق حبس نخواهد داشت.

حال با توجه به موارد مطرح شده، پرسش اصلی اینست است که؛ تعیین مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی در استحکام زندگی زناشویی دارای چه‌ آثار و پیامدهایی است؟ با توجه به آثار و پیامدهای تعیین مهریه سنگین و غیرمتعارف در این تحقیق به این موضوع پرداخته شده است و برای بررسی این موضوع بر اساس مبانی فقهی و حقوقی اقدام و آثار مترتب بر آن نیز بحث شده است برای انجام تحقیق ابتدا به بررسی کلیاتی که شامل؛ مسأله تحقیق، اهمیت و ضرورت، اهداف طرح، معرفی روش تحقیق و مفاهیم و واژه‌های اصلی تحقیق آمده است.

در ادامه پس از کلیات سه فصل اصلی تحقیق آمده است که در فصل اول به تبیین ماهیت مهریه و حکمت‌ها و کارکردهای آن پرداخته شده و در فصل دوم احکام مهریه در حقوق اسلامی و حقوق مدنی ایران و در فصل سوم نیز به مهریه‌های غیرعقلایی و نتیجه‌گیری از تحقیق پرداخته شده است.

بیان مسأله  

مهریه در نظام حقوقی خانواده از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و به عنوان یکی از حقوق مالی زن در جریان ازدواج، تاکنون کمتر مورد توجه منظرهای غیر حقوقی قرار گرفته است. معنای لغوی مهریه به مفهوم هدیه داماد به هنگام عقد به عروس، بوده و آن، یک سنت دیرپا و کهن از نظام‌های مختلف حقوقی خانواده در بین تمدن‌های پیشین بوده است. سیره قولی و عملی ائمه و بزرگان نیز همواره به این امر تاکید نموده و سبک بودن میزان آن را به عنوان یک هدیه از طرف مرد توصیه کرده‌اند؛ ولی در گذر زمان این نوع نگرش متحول شده و مهریه به طور بی‌رویه افزایش یافته و به یک مسأله اجتماعی تبدیل شده است. از جمله کارکردهای اجتماعی مهریه، ارضای نیاز فطری، بیمه اجتماعی، احساس امنیت نسبت به آینده و ارزش نمادین ذکر شده است. در عصر کنونی مهریه علیرغم سفارش به سبک گرفتن میزان آن در حال افزایش است که پیامدهایی از جمله تغییر در نوع همسرگزینی، کاهش نرخ ازدواج، ایجاد خصومت و دشمنی، عدم ثبات زندگی زناشویی، احتمال سوداگری و موارد دیگر به همراه داشته است.

امروزه در جامعه ایران نهاد مهر از فلسفه وجودی خویش فاصله گرفته و به صورت ضمانت استحکام نکاح در آینده در آمده است. بسیاری از مردم تصور می‌کنند هر چه میزان مهر سنگین‌تر باشد، ازدواج از استحکام بیشتری برخوردار است، در حالی که قرار دادن مهریه‌های سنگین اگر از نظر اسلام ممنوع نباشد، لااقل ناپسند است. در متون اسلامی، بالا بودن میزان مهر موجب بروز دشمنی قلمداد شده و این تصوّر که مهریه بالا از انحلال پیوند زناشویی جلوگیری می‌کند نفی گردیده است(مجلسی، ۱۰۰/۳۵۱ حدیث ۲۲).

علاوه بر تعیین مهریه‌های سنگین و غیر عقلایی در برخی موارد مهریه‌های غیرمتعارفی نیز به جهت عدم آگاهی بسیاری از زوج‌ها تعیین می‌شود مانند ۲ هزار بال مگس، ۱۰ کیلو طلا، کلیه سمت راست و… که غیر معقول و نامتعارف بودن آن در پرداخت و نیز عدم مطالبه آن و نیز خارج بودن آن از نظام حقوقی می‌تواند مشکلاتی را برای خانواده‌ها بوجود آورد. هم اکنون گرانی مهریه به یکی از موانع موجود در راه ازدواج جوانان تبدیل شده بی‌تردید، آموزش و پرورش صحیح دختران و خانواده‌ها و تنویر افکار مردم و معتقد ساختن آنان به اینکه ازدواج یک معامله اقتصادی نیست و حیثیت و آبرو و خوشبختی دختر و گرمی کانون خانواده به زیادی مهر بستگی ندارد، بیش از اصلاح قانون می‌تواند مؤثر باشد، هر چند تلاش می‌شود در قانون‌گذاری‌های جدید نوعی حد نهایی برای مهر در نظر گرفته شود. به هر حال، آنچه مد نظر ما در این تحقیق است، تأثیراتی است که گزاف و غیر عقلایی و غیرمتعارف بودن مهر بر وضعیت عقد و مهر و استحکام زناشویی می‌گذارد. در حقیقت سؤال آن است که آیا می‌توان چنین مهری را به دلیل فقدان قدرت بر تسلیم باطل انگاشت؟ و بر فرض آن را صحیح بدانیم، آیا زن می‌تواند در چنین وضعیتی از حق حبس استفاده کند و مادام که تمامی مهر به وی پرداخت نشده است از انجام وظایف زناشویی امتناع ورزد؟ آیا تعیین این‌گونه مهر می‌تواند باعث تداوم و استحکام زندگی زناشویی بشود؟ پاسخ به این پرسش‌ها به نظر می‌رسد که ریشه اصلی بحت را در دو موضوع باید جستجو کرد: نخست آنکه مهر چیست و رابطه حقوقی آن با عقد نکاح چگونه است؟ و دوم آن که قلمرو اعتبار قدرت بر تسلیم در قرار دادها تا کجاست و آیا در مثل «مهر» نیز قدرت فعلی بر تسلیم شرط صحت آن است؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

گاهی اتفاق می‌افتد که مردان در هنگام ازدواج، مهریه‌های سنگین را قبول می‌کنند که از پرداخت آن ناتوانند در حالی که مهریه هدیه ای است که میزان آن بستگی به توان فرد دارد. با گذر زمان، برداشت دیگری از تعیین مهریه در امر ازدواج شده است؛ به نوعی که گاهی تصور می‌شود میزان مهریه، موجب استحکام خانواده می‌شود؛ در حالی که مهریه هدیه‌ای است که میزان آن بستگی به توان فرد دارد. گاهی اتفاق می‌افتد که مردان در هنگام ازدواج، مهریه‌های سنگین و کلانی را قبول می‌کنند؛ در حالی که از عدم توانایی مالی خود مبنی بر پرداخت این مهریه، آگاهی دارند و این موضوع به معنای دادن وعده پرداخت هدیه‌ای است که توانایی پرداخت آن وجود ندارد؛ بدیهی است که این موضوع نه تنها موجب استحکام خانواده نمی‌شود بلکه موجب ایجاد کدورت و دلخوری نیز خواهد شد. بسیاری از خانواده‌ها هستند که با مهریه‌ای اندک، بهترین و شیرین ترین زندگی را دارند؛ در حالی که برخی خانواده‌ها نیز با بیشترین میزان مهریه، زندگی تلخی را ادامه می‌دهند و به دلیل سنگین بودن مهریه، یکدیگر را تحمل می‌کنند؛ این افراد با شرایطی سخت، عمر خود را به تباهی می‌گذرانند و لذتی از زندگی نمی برند.تضمین زندگی خوب و لذت بخش از طریق انس، الفت، عشق و محبتی است که میان زن و شوهر ایجاد می‌شود و این عشق هیچگاه با مسائل مادی تامین نمی شود. توانایی پیدا کردن همسری مناسب که با شخصیت، منش و رفتار فرد همخوانی داشته باشد برای جوانان امروز تا حدودی مشکل شده است و بسیاری از آنان برای پیدا کردن همسر ایده آل خود با مشکل روبه رو هستند و نمی توانند به افراد دیگر اعتماد و اطمینان کافی داشته باشند؛ این موضوع نیز موجب به تاخیر افتادن ازدواج این جوانان می‌شود.توجه جوانان به تشریفات ظاهری یکی دیگر از مشکلات آنها برای ازدواج است.گذشتگان ما با قناعت، زندگی راحت تری داشتند و از آن لذت می‌بردند؛ در حالی که هم اکنون افراد برای برگزاری عروسی‌های مجلل، خود را بدهکار می‌کنند و زیر بار قرض می‌روند.اشتغال یکی دیگر از مشکلات جوانان در امر ازدواج است.در صورتی که وضعیت اشتغال جوانان مناسب باشد، آنها می‌توانند زندگی راحت و ساده ای داشته باشند؛ بنابراین داشتن منبع درآمد، موجب اطمینان خاطر جوانان می‌شود.به دلیل عدم وجود امکانات زندگی و تامین شغلی مناسب، جوانان زیر بار ازدواج نمی روند؛ در حالی که باید به این موضوع توجه داشته باشند که خداوند وعده داده است اگر کسی وارد عرصه ازدواج شود هیچگاه زمین نخواهد خورد و با همت و توکل به خدا مورد لطف الهی قرار می‌گیرد. فرهنگ سازی در جهت ازدواج آگاهانه، ساده و پایدار جوانان ضامن افزایش میزان ازدواج و استحکام خانواده است. مسائل اقتصادی، تنها معیار ازدواج نیست و در اولویت قرار ندارد بلکه فرهنگ سازی بر مبنای قناعت و سادگی در اولویت قرار دارد؛ در این زمینه سازمان‌ها و دستگاه‌های متولی، از جمله سازمان ملی جوانان باید این فرهنگ سازی را در جامعه نهادینه کنند تا انگیزه لازم جهت ازدواج در جوانان ایجاد شود.

اهداف پژوهش

در آغاز یک پژوهش و قبل ‌از انجام هرگونه اقدامی، می‌باید اهداف محقق از بررسی موضوعی‌که

انتخاب‌گردیده ‌است، مشخص‌شود. بی‌هدفی، ابهام وگنگ بودن موضوع تحقیق، موجب خواهدشد که پس‌از پایان کار تحقیق، نتیجه‌ی به‌دست آمده رضایت محقق را فراهم نیاورد.  بنابراین تحقیق حاضر برای دست یابی به اهداف زیر صورت می‌گیرد.

۱ـ هدف کلی:

بررسی نقش مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی در استحکام زندگی زناشویی.

۲ـ اهداف‌ فرعی:

  1. بررسی وضعیت حقوقی تعیین مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی و عدم قدرت تسلیم آن.
  2. بررسی تعیین مهریه‌های سنگین و غیرعقلایی در تدام و استحکام زندگی زناشویی.
  3. بررسی حقوقی نقش تعیین مهریه‌های سنگین و غیرعقلایی با عقد نکاح.

۳ـ‌ هدف‌های کاربردی:

با مطالعه و بررسی این موضوع و مشخص شدن نقش مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی در زندگی زناشویی می‌توان راهکارهای مناسب جهت آگاهی‌بخشی به دختران و پسران جامعه، زوج‌های جوان، خانواده‌ها در خصوص پیامدهای منفی تعیین این‌گونه مهریه‌ها اقدام نمود.

فرضیات پژوهش

۱ـ فرضیه کلی:

مهریه‌های غیرمتعارف و غیرعقلایی در استحکام زندگی زناشویی تأثیر منفی بجا می‌گذارد.

۲ـ فرضیه‌‌های فرعی:

تعیین مهریه های غیر متعارف و غیر عقلایی به دلیل فقدان قدرت بر تسلیم آن به لحاظ حقوقی باطل انگاشته می‌شود .

تعیین مهریه های سنگین و غیر عقلایی باعث تداوم زندگی زناشویی نمی‌شود بلکه آثار نامطلوبی  را در پی خواهد داشت.

روش کار

نوع روش تحقیق : باعنایت به موضوع روش تحقیق کتابخانه‌ای است.

روش گرد آوری اطلاعات: از روش فیش‌برداری، کتابخانه‌ای استفاده شده است.

ابزار گردآوری اطلاعات: برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است.

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات : قیاسی و استدلالی است.

 

 

 

فصل‌اول

 

تبیین ماهیت مهریه

حکمت‌ها و کارکردهای آن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تبیین ماهیت مهریه و حکمت‌ها و کارکردهای آن

  1. معنای‌ لغوی مهریه

دانشمندان علم لغت برای واژه مهر که ظاهراً رایج ترین اصطلاح برای این حق مالی است معانی گوناگونی را ذکر کرده‌اند.

واژه مهر در کتاب‌های لغوی عرب در این معنا آمده است: «مهر مهراً المراه» به او عطا کرد یا برای او مهری قرار داد. «المهر مهور مهوره» صداق و آن چیزی است که قرار می‌دهند برای زن مالی را که شرعاً از آن سود ببرد. واژه‌های الصداق، الصداقه، حله، الاجر، الفریضه، الطول  نیز در معرفی این حق مالی زن بکار رفته است.

البته واژه «اجر» بیشتر در حق استمتاع فقه(نکاح منقطع) بکار می‌رود.

در لسان العرب ذیل ریشه «نحل» از قول کتاب تهذیب اللغه آمده است: در جاهلیت مهریه زنان را به آنها نمی‌دادند لذا خداوند فرمود: و مهر زنان را به عنوان «نحله» به آنان بپردازید یعنی به عنوان هبه و هدیه‌ای که از جانب خداوند برای زنان بر عهده‌ی مردان مقرر شده است، در جاهلیت وقتی کسی می‌خواست دخترش را شوهر بدهد برای خودش(نه برای دختر) مبلغی مقرر می‌کرد … تا اینکه خداوند مهریه را برای زنان مقرر کرد و رسوم جاهلیت را باطل فرمود[۱].

در قرآن مجید واژه مهر بکار نرفته است و از لغات معادل آن ذکر شده استفاده شده است.

در دایره‌المعارف اســـلام برای تعریف مهریه آمــده است: «مهر از کلمه عبری موهآر[۲] و از ریشه سریانی مهرا[۳] گرفته شده که به معنای هدیه عروس است. مهریه معانی متفاوتی دارد: از جمله قیمت خرید، مترادف با صداق به معنای محبت و دوستی و هدیه‌ای که به‌طور داوطلبانه از طرف داماد پرداخت می‌شود»[۴].

در زبان انگلیسی از معادل‌های Price, Mahr, Dowry of Bride برای مهریه استفاده می‌شود.

مرحوم دهخدا مهریه را به معنای کابین و دست‌پیمان دانسته است[۵].

مهر در لغت به معنی کابین کردن و کابین دادن زن است و آن نقد و جنسی باشد که در وقت نکاح

بر ذمه مرد مقرر کنند[۶].

مهر که به آن صداق هم می‌گویند عطیه و پیش‌کشی است که مرد در قبال ازدواج به زن خود می‌دهد و پرداخت آن باید توأم با رضایت و صداقت و صفا باشد، چنانکه قرآن کریم نیز مردان را امر می‌کند که صداق زنان خود را با رغبت و رضایت بپردازند و از آنجا که هدیه‌ی مرد نشانه‌ی راستی علاقه و رضایت او است به آن صداق هم می‌گویند و نکته‌ی قابل توجه دیگر در تعریف مهر این است که برخی آنرا هدیه‌ی خداوند به زنان نیز می‌دانند[۷].

« وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَّرِیئًا» (نساء، ۴) و مهر زنان را در کمال رضایت به آنها بپردازید، پس اگر چیزی از مهر خود را از روی رضا و خشنودی به شما بخشیدند برخوردار شوید، که آن، شما را حلال و گوارا خواهد بود.

صَدُقه، صَدِقه و صداق هر سه به معنی مهریه است و نحِله به معنی هدیه ی رایگان است اضافه‌ی کلمه «صدقات» به ضمیر «هُنَّ» برای بیان این مطلب است که وجوب پرداخت مهر به زنان مسأله‌ای است که در بین مردم و در آداب و رسوم ازدواج متداول بوده است.

  1. مهریه در اصطلاح

مهریه در اصطلاح عبارت از چیزی است (مال معین یا چیزی که جایگزین مال باشد) که در زمان عقد نکاح از طرف مرد به زن داده می‌شود یا مرد، متعهد به پرداخت آن می‌شود. طبق تعریف دایرهالمعارف اســلام، مهریه در شرع اسـلامی به معنای هدیه‌ای است که داماد باید هنگام عقد ازدواج پرداخت آن را به عروس متعهد گردد[۸].

فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم اسلامی، مهریه را هدیه‌ای می‌داند که مرد هنگام ازدواج به زن پرداخت می‌کند. این عمل بخشی از قرارداد ازدواج مسلمانان است و تحت هیچ شرایطی برگردانده نمی‌شود[۹].

در کتاب‌های فقهی افزون بر واژه مهریه، واژگان دیگری همانند؛ الصَداق، الصِداق، نحله، فریضه، کابین و … به کار رفته است؛ ولی مهریه رایج‌ترین واژه‌ای است که در روایات و اصطلاحات فقها و میان مردم کاربرد دارد.

وجوب پرداخت مهر به زنان مسأله‌ای است که در بین مردم و در آداب و رسوم ازدواج متداول بوده است. رسم مردم این بوده و هست که پولی یا مالی ارزشمند را به عنوان مهریه به زنان اختصاص می‌دهند، و گویا این پول را عوض بضع (کامجویی) او قرار می‌دهند[۱۰].

نپرداختن مهریه که ملک خاص زن است در قرآن مجید به نام ظلم و گناه آشکار خوانده شده است و نه تنها مهریه بلکه هر مال دیگر زن را باید اداء کرد. چون بعضی خیال می‌کردند و شاید هم خیال کنند که مهریه یک حق سرسری است که می توان از آن امتناع کرد. خداوند متعال در قرآن کریم با تأکید، هشدار داده است که چنین نیست و مهریه ملک و مال زن است و نپرداختن مهریه یا بازپس گرفتن آن ظلم و گناه آشکار است.

مهریه‌ی زن نحله و عطای خداوند است که به او داده شده است و مرد هیچ منتی بر او ندارد، مالی است که خداوند به زن عطا فرموده و در عهده‌ی مرد قرار داده تا به او بدهد، مگر آنکه با رغبت و میل چیزی از آنرا به مرد ببخشد[۱۱].

گفتیم که مهریه عطیه‌ی الهی و مال خاص زن است و هیچ کس بی رضای او حق تصرف در آن ندارد، امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: «پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: خداوند هر گناهی را در روز قیامت می بخشد مگر مهریه زن را که اگــر به او نداده باشند و کسی را که مزد کارگر خود را خورده باشد و کسی را که آزادی را فروخته باشد»[۱۲].

به مالی که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح به زوجه خود می‌پردازد یا مکلف به پرداخت آن می‌شود، مهریه می گویند. خداوند در قرآن می فرماید: «زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید» (نساء، ۲۶).

مهر یا مهریه یا صداق، تعهد مالی است که شوهر به هنگام وقوع عقد ازدواج، پرداخت آن را به همسر خود بر عهده می گیرد و مکلف است بلافاصله پس از امضای قرارداد ازدواج، هر لحظه که زن مطالــبه کند، آن را بپردازد. بر اساس ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی به مجرد عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد درآن بنماید.

  1. مستند فقهی پرداخت مهر

۳-۱  مهر در قرآن

قرآن کریم در آیاتی به تشریح ابعاد مختلف مهر و تعیین آن وجوب مهر پرداخته است ولی لفظ مهر در آن ذکر نشده است و با تعابیر متعددی چون: صداق، متاع، فریضه، اجر، نحله این حق مالی را معرفی

کرده است.

فقها و مفسران اندیشه‌های متعددی در تبیین مهر و وجوب آن ذکر نموده‌اند که به بیان چند مورد از آنها می پردازیم:

آیه اول: خداوند متعال در سوره نساء آیه ۴ می فرماید: « وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَّرِیئًا». «مهر زنان را به ایشان با خوشدلی بدهید واگر به طیب خاطر خویش چیزی از آن را به شما بخشیدند آن را نوشین و گوارا بخورید».

واژه‌های صداق و نحله از این آیه اتخاذ گردیده که ظاهراً صریح‌ترین آیه در خصوص مهر می‌باشد. اضافه شدن لفظ( صدقات) به ضمیر «هن» نشان می دهد که حکم به وجوب پرداخت مهر در سنن ازدواج امری متعادل بین مردم بوده است. آنها مقداری از مال یا هر شیء دارای مالیت را برای همسران خود مهر قرار می دادند.

این مهر چیزی است شبیه عوض برای بضع است آنگونه که در معامله عوض در مقابل معوض قرار می‌گیرد. طالب ازدواج طبق آنچه در میان مردم متداول است مرد است بنابراین مهر را نیز او می پردازد. زیرا که خریدار به همراه عوض برای خریدن کالا به فروشنده مراجعه می‌کند در هر صورت مستفاد از آیه شریفه: « وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً ». تأئید این سنت رایج در میان مردم است.

آیه دوم: خداوند در سوره نساء آیه ۲۴ می‌فرماید: «….. فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً….». «…. از زنان که استمتاع می‌برید اجر آنان را پرداخت نمایید….. ».

شهید مطهری به نقل از طبرسی می‌نویسد: «… خداوند استمتاع را میان زن و مرد مشترک قرار داد و سپس در مقابل استمتاع مهر را به مرد واجب نمود و براین اساس مهر صرفاً یک عطیه الهی است»[۱۳].

قرآن کریم مهر را ابداع و اختراع نکرد، بلکه کاری که قرآن کریم کرد، این بود که مهر را به حالت فطری آن برگردانید.

قرآن کریم با لطافت و ظرافت بی‌نظیری می‌گوید: «وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً…»؛ (نساء، ۴) یعنی کابین زنان را که به خود آنها تعلق دارد و عطیه و پیش کشی است از جانب شما به خودشان بدهید. قرآن کریم در این جمله ی کوتاه به سه نکته ی اساسی اشاره کرده است: اولاً با نام «صَدُقه» یاد کرده است نه با نام «مهر». صدقه از ماده ی صدق است و بدان جهت به مهر صداق یا صدقه گفته می شود که نشانه‌ی راستین بودن علاقه ی مرد است و دیگر اینکه با ملحق کردن ضمیر «هُنَّ» به این کلمه می‌خواهد بگوید که مهریه به خود زن تعلق دارد نه به پدر و مادر او؛ مهر مزد بزرگ کردن و شیردادن و نان دادن به او نیست. سوم اینکه با کلمه ی «نحله» کاملاً تصریح می کند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و پیش کشی و عطیه و هدیه ندارد[۱۴].

۳-۲  مهریه در سنت و روایات

روایات متعددی در خصوص ضرورت تعیین مهریه در عقد نکاح و اهمیت آن و الزام موکد اخلاقی و حقوقی به پرداخت آن و برحذر داشتن مردان از بی توجهی به حقوق زنان و تضییع آن وارد شده است. در باب مهریه روایات بسیاری وجود دارند که عبارتند از:

۱ـ عن ابی عبدالله(ع) فی المرئه تهب نفسها الرجل ینحکها بغیر مهر: فقال: «انما کان هذا النبی(ص) و اما غیرعه فلایصلح هذا حتی یعوضها شیئاً یقدم الیها ان یدخل بما قل او کثر و لو توب او درهم و قال: یجزی الدرهم». امام صادق(ع) درباره زنی که بدون مطالبه مهر به نکاح با مردی راضی شده باشد فرمود: ازدواج بدون مهر از اختصاصات پیامبر اکرم(ص) است و برای دیگران چنین امری جایز نیست مگر آنکه چیزی کم یا زیاد هرچند جامد یا درهمی باشد قبل از زناشویی به همسر خویش بپردازد و در ادامه فرمود: برای مهر پرداخت یک درهم نیز کفایت می‌کند[۱۵].

۲ـ قال رسول الله(ص): ان الله لیغفر کل ذنب یوم القیامه الامهر امرئه….

پیامبراسلام(ص)فرمود: خداوند هرگناهی‌را در روز قیامت می‌بخشد مگرگناه عدم پرداخت مهر زن[۱۶].

۳ـ عن ابی عبدالله(ع): فی الرجل یتزوج المرئه و لا یجعل فی نفسه ان یعطها مهرها فموزنا.

امام صادق(ع) فرمودند: مردی که زنی را به نکاح خویش درآورد و قصد عدم پرداخت مهر را داشته باشد زنا کرده است.[۱۷]

۴ـ قال ابوعبدالله: اسراق ثلاثه: مانع الزکوه مستحل مهمور النساء و کذلک فی استدان دینا و لم ینوقضاءه». امام صادق(ع) فرمودند: دزدان سه گروهند: آنان که از دادن زکات امتناع می ورزند و کسانی که مهر زنان را به خود حلال می کنند و افرادی که قرض می گیرند اما نیت ادای آن را ندارند[۱۸].

۵ـ تعریف مهر از نظر امام صادق(ع)؛ ابن صباح از امام صادق (ع) پرسید که مهر چیست؟ حضرت فرمودند : « هرچیزی که مردم به پرداخت آن توافق کنند .»[۱۹]

فلسفه مهر السنه

حسین بن خالد گوید : از امام کاظم (ع) پرسیدم : چرا « مهر السنه» پانصد درهم است؟ حضرت فرمودند : خداوند تبارک و تعالی بر خویشتن واجب فرمود که هر مومنی اگر هرکدام از این ذکرها را صد مرتبه تکرار کند : الله اکبر، الحمدلله، سبحان الله، لااله الا الله و صد مرتبه بر محمد و آل او صلوات بفرستد و بگوید : خداوندا ! حورای بهشتی را همسر من قرار بده ؛ خداوند چنین کند و این اذکار را مهر او قرار دهد . و بدین جهت خداوند عزوجل به پیامبرش وحی فرمود : که مهر زنان مومن پانصد درهم است و رسول خدا (ص) نیز همسران خود را به پانصد درهم مهر فرمودند[۲۰].

روایات اخلاقی در باب مهریه

بهترین مهریه؛ بهترین مهریه‌ها، سبک ترین آن‌هاست[۲۱].

با فضیلت ترین زنان ؛ با فضیلت ترین زنان امت من ، مه رویان کم مهرند[۲۲] .

خوش یمنی زن ؛ از میمنت و خجستگی زن این است که راحت خواستگاری شود ، کابینش سبک باشد و راحت زایمان کند[۲۳].

برکت؛ با برکت ترین زنان آن هایی هستند که مهر آسانتری داشته باشند.

شومی زن. شومی و ناخجستگی زن ، زیاد بودن کابین او نافرمانی از شوهرش می باشد[۲۴].

زنجیر آتش؛ در خبر حولاء سوگند به آن که مرا به راستی پیامبر و رسول فرستاد، هیچ زنی مهریه‌ هایش را بر شوهرش سنگین نسازد مگر آن که خداوند، زنجیرهای گران از آتش دوزخ بر او بنهد[۲۵].

کینه ورزی؛ در مهریه آسان بگیرید ؛ زیرا مرد کابین ( سنگین ) زن را می دهد ، اما دلش نسبت به او کینه و دشمنی به وجود می‌آید.

دشمن زایی؛ در مهریه های زنان، زیاده روی نکنید که عامل دشمنی است[۲۶].

مهر الهی؛ مهرها را سنگین نگیرید، مهر و محبت را باید خداوند مهربان فراهم آورد، پول و مال، عشق و محبت نمی‌آورد.

زناکار؛ هرکس با زنی ازدواج نماید و قصد پرداختن مهریه‌ی او را نداشته باشد، نزد خداوند زنا کار محسوب می شود [۲۷].

مجازات اخروی؛ کسی که ستمگرانه مهر زن را نپردازد، در پیشگاه خداوند زناکار است. روز قیامت به او خطاب می شود بنده ی من ! کنیزم را برحسب پیمانی که با تو بستم به تو تزویج کردم، به عهد من وفا نکردی. به او ستم کردی آنگاه به اندازه ی حق زن از ثواب های مرد برداشته به او دهند، اگر پاداشی دیگر برای مرد نماند ، او را به جزای پیمان شکنی به جهنم وارد کنند . خداوند در قرآن می فرماید: به پیمان خویش وفا کنید که از پیمان سوال خواهد شد[۲۸] .

خشم خدا؛ هرکس به زنی آزار برساند تا آن زن [ با بخشیدن مهریه اش ] ، جان خود را از او بخرد، خدای تعالی برای آن مرد ، به کیفری کمتر از آتش ، رضایت نداده است ، چراکه خداوند متعال برای زن ، همان گونه به خشم می آید که به خاطر یتیم[۲۹].

هدیه با ارزش؛ سیره‌ی اهل بیت گاهی چنین بوده است که مهر السنه را تعیین می کردند و بعد زنان خود از مال خویش هدیه باارزشی می‌دادند، چنان که حضرت جواد(ع) علاوه بر مهرالسنه که مهریه بود، صدهزار درهم از مال شخصی خود به همسرشان هدیه دادند(البته این بخشش مربوط به بعد از عقد و ازدواج است)[۳۰].

عدم شباهت­به اجرت؛ خوش­ندارم مهر زن کمتراز ده درهم باشد؛ چرا که به اجرت زنا شبیه نگردد.

پرداخت مهریه حضرت زهرا (س): امام علی (ع) زمانی که با فاطمه ازدواج نمودم، گفتم: ای پیامبر خدا! اسبم را بفروشم یا زره ام را؟ فرمود : زره ات را بفروش. من هم آن را به دوازده اوقیه فروختم. این مهر فاطمه (س) بود[۳۱].

سیره ائمه‌اطهار؛ یکی از اصحاب امام باقر(ع) می‌گوید: بر حضرت(ع) وارد شدم. ایشان را درخانه‌ای دیدم آراسته، با بالش‌ها و نمدها و وسایل خانه و فرش‌ها. بعد ازمدتی دوباره بر ایشان وارد شدم، ایشان را درخانه‌ای که فرش آن حصیر بود یافتم. عرض کردم: فدایت شوم، این خانه چیست؟ فرمود : این خانه‌ی من است و آن را قبلا دیدی، خانه‌ی همسرم می‌باشد، هم اکنون حدیثی را که پدرم آن را نقل فرموده، برایت می‌گویم. عده‌ای بر حسین بن علی(ع) وارد شدند و در خانه‌ی او قالیچه و بالش و فرش‌های دیگر دیدند. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا(ص) در منزل شما چیزهایی می بینیم که در منزل رسول خدا(ص) نبوده است. حضرت فرمود : ما با زنان خود ازدواج می کنیم و مهریه ی آنان را می‌پردازیم. آنان هرچه می‌خواهند با مهر خود می‌خرند . ما در آن نصیبی نداریم[۳۲] .

مهم‌ترین شرط؛ سزاوارترین شرطی که وفای بر آن لازم است، پرداخت چیزی است که به واسطه‌ی آن زنان را بر خود حلال کرده‌اید[۳۳].

بدترین گناه ؛ پلیدترین گناهان را سه چیز می دانستند ؛ کشتن چهارپا ، خودداری از پرداخت مهر زنان، خودداری از پرداخت اجرت کارگر[۳۴].

دزدی ؛ «دزدان سه دسته اند … یک دسته از دزدان کسانی هستند که مهر زنان شان را نمی پردازند .»

بخشش و رفع عذاب؛ عذاب قبر از سه طایفه ی زنان برداشته می شود و با حضرت فاطمه (س) محشور خواهند شد؛ … زنی که بر غیرتمندی شوهر صبر کند ، آن که بر بدخلقی همسرش شکیبا باشد و زنی که مهر خود را به همسرش ببخشد ، خداوند به هریک از آن ها ثواب هزار شهید عطا میکند و برای هریک ثواب یک سال عبادت منظور می فرماید[۳۵] .

بخشش و محبت؛ بخشش مهریه بعد از عروسی نتیجه‌ی محبت و انسی است که بین زن و شوهر ایجاد شده است‌. و ثواب هر دینار آن معادل آزادی یک بنده است[۳۶].

۴- تاریخچه مهریه

۴-۱  مهریه در اقوام مختلف

آن چه از مطالعه تاریخی حقوق زن در ادوار گذشته معلوم می شود این است که مهریه از ابداعات حقوق اسلام نیست و قبل از آن نیز وجود داشته است. قدیمی ترین قانونی که تاکنون شناخته شده، قانون حامورابی می باشد که در حدود ۱۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تدوین شده است. قانون حامورابی شامل ۲۸۲ ماده می باشد که ۱۵۰ ماده آن به زبان ها زنده ترجمه شده است. طبق مواد ۱۳۸ و ۱۳۹ قانون مزبور اگر زن عقیم بوده و طلاق داده شود، شوهر مکلف است که مهر و جهیزیه وی را تسلیم کند و در صورتی که زن مهر و جهیزیه نداشته باشد، پرداخت مقدار یک من نقره به او ضروری است. هرگاه زن مرتکب ترک خانواده یا اعمالی از قبیل آن شود، به لحاظ جرم ارتکابی، شوهر از تأدیه مهریه و جهیزیه معاف بوده است. نظر به مراتب فوق معلوم می شود که قانون حامورابی با وضع مواد خاصی درباره مهریه آن را از احکام عقد نکاح تلقی کرده است .در ایران باستان نیز دختران را به محض رسیدن به سن بلوغ شوهر می دادند که از تولید مثل جلوگیری نشده باشد. پدر هم با شوهر دادن دختر خود کلیه حقوقی را که بر دختر و وظایفی را که در مقابل او داشت به شوهر انتقال می داد و در قبال این انتقال مبلغی پول یا مال غیر نقدی به صورت هدیه(مهریه) می گرفت. لکن اگر بعدا عیب مسلمی از قبیل نازا بودن در دختر دیده می شد، شوهر می توانست مبلغی را که داده است، استرداد کند و زن را هم طلاق گوید[۳۷].

۴-۱-۱  مهریه در یونان قدیم

در یونان قدیم شخصیت حقوقی زن کمتر مورد توجه بود، چنان که مردان می توانستند زن خود را به دیگری ببخشند یا او را به دوست خود قرض دهند اما آن چه از کتب مربوطه برمی آید از جمله تشریفاتی که برای ازدواج در یونان قدیم صورت می گرفته این بوده است که پدر دختر، بدون اخذ مبلغی پول یا هدیه از طرف داماد با انتقال حقوق خود نسبت به دختر و در نتیجه با ازدواج وی موافقت نمی کرده است[۳۸].

۴-۱-۲  مهریه در عربستان قبل از اسلام

در عربستان قبل از اسلام زن وضع خاصی داشت و نه تنها شخصیت و حقوقی برای او قائل نبودند بلکه اصولاً با وجودش مخالفت داشتند. به طوری که تاریخ حکایت دارد اعراب، داشتن دختر را ننگ تلقی می کردند و به وسایل مختلف او را از بین می بردند. در عربستان مهر متعلق به پدر بوده و دختر حقی به آن نداشته و چون پدر با ترویج دختر خود و گرفتن مهر او مال خود را زیاد می کرد، لذا دختر را نافجه می گفتند و تهنیت کسی که صاحب دختری می شد جمله(هنیئا لک النافجه) بود. اعراب در زمان جاهلیت از تزویج دختران خود بغیر از قبیله امتناع داشتند مگر در صورتی که داماد به پرداخت مهر زیادتری حاضر می شد که در این حالت پدر دختر، با ازدواج او موافقت می نمود. حتی در خود قبیله هم حق تقدم برای ازدواج با کسی بود که مهر بیشتری تسلیم می کرد. در زمان جاهلیت رسم دیگری نیز بود که موجب محروم شدن زن مهر می شد. یکی از آن هارسم ارث زوجیت و یا نکاح میراثی بود. بدین صورت که اگر کسی می مرد وارثان افراد از قبیل فرزندان و برادران همان طوری که ثروت او را به ارث می بردند، همسر او را نیز به ارث می بردند و پسر یا برادر میت این حق را داشت که آن زن شوهر مرده را به تزویج دیگری درآورد و مهریه را هم خودش بگیرد و یا او را بدون مهر جدیدی و به موجب همان مهری که میت قبلاً پرداخته زن خود قرار دهد. قرآن کریم رسماً ارث زوجیت را منسوخ کرد و فرمود: «یا ایها الذین امنوا لایحل لکم ان ترثو النساء کرهاً»: ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما روا نیست که زنان مورث خود را ارث ببرید در حالی که خود آن زنان تمایل ندارند که همسر شما باشند. دیگر از انواع نکاح عجیب زمان جاهلیت نکاح شغار است در این نکاح مهر جنبه مالی ندارد و به ولی دختر نیز چیزی داده نمی شود بلکه پدر یا برادر دختردرقبال تمتعی که از دختری می بردند حاضر می شدند که دختر یا خواهر خود را به تزویج پدر یا برادر آن دختر در آورند. بنابراین نکاح شغار ازاقسام نکاح معاوضه به شمار می رفت. اسلام این رسم را منسوخ کرد. رسول اکرم(ص) در این مورد فرموده اند«لا شغار فی الاسلام» نکاح شغار در اسلام جایز نیست.

۴-۲  مهریه در ادیان مختلف

۴-۲-۱  مهریه در حقوق زرتشتی

از نوشته‌های زرتشتی چنین برمی آید که مرد هنگامی که می خواست با دختری ازدواج کند، مکلف

بوده است که علاوه بر مالی که به دختر می بخشیده مالی را نیز به پدر او تسلیم کند. از حقوق زرتشتی در خصوص مهر می توان نکات ذیل را استنباط کرد:

۱ـ اقوام دختر هنگام نکاح او مقداری از مال خود را که مساوی با سهم الارث دختر از مال آن ها بوده است، تسلیم وی می کردند.

۲ـ شوهر یا اقوامش مقداری هدایا به دختر ونزدیکان او می دادند اما معلوم نیست که آیا اهداء اموال مزبور برای عقد نکاح ضروری بوده است یا خیر. ولی مسلم است که هنگام انحلال نکاح زن نمی توانسته اموالی را که متعلق به او بوده قبل از پرداخت قروض و یا سایر تعهدات شوهر استرداد کند، یعنی در واقع تعهدات شوهر درباره زن نیز مؤثر بوده است. در حقوق زرتشتی زن می توانسته مهری را که شوهر به او داده یا تعهد به تسلیم آن کرده است به او ببخشد اما در صورتی که زن مهر را گرفته و بعدا عیبی از قبیل نازا بودن در او ملاحظه می‌شد، حق زن نسبت به مهر ساقط و شوهر مجاز در استرداد آن بوده است[۳۹].

۴-۲-۲  مهریه در آیین یهود و مسیحیت

مهر اکنون نیز بین اسراییلی ها از ارکان عقد نکاح به شمار می رود و کلیه فرق یهود نکاح بدون آن را باطل می دانند. در فرقه کاتولیک مهریه وجود ندارد، فرقه پروتستان تعیین صداق را الزامی نمی داند ولی با موافقت زوجین و والدین، آن ها می توان صداق را تعیین و در نکاح نامه تصریح نمود.

۴-۲-۳  مهریه در حقوق اسلام

پس از ظهور اسلام نیز وضعیت زن در ردیف سایر امور اجتماعی کاملاً تغییر یافت. قران کریم هر رسمی را که موجب تضییع مهر زنان می شد منسوخ کرد، از جمله آن که وقتی مردی نسبت به زنش دل سرد می شد، او را در مضیقه و شکنجه قرار می داد و هدفش این بود که با سختی دادن وی او را به طلاق راضی گرداند و تمام یا قسمتی از آن چه را که به عنوان مهر به او داده از او پس بگیرد. قران کریم در این باره می فرماید: «زنان را به خاطر این که چیزی از آن ها بگیرید و قسمتی از مهری که به آن‌ها داده اید جبران کنید، تحت مضیقه و شکنجه قرار ندهید.» چون حقوق اسلام اهمیت فراوانی برای نکاح قائل بوده، احکام خاصی برای آن وضع کرد که یکی از مهم ترین آن احکام مهر می باشد. پدید آمدن مهر نتیجه تدبیر ماهرانه ای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آن ها به یکدیگر به کار رفته است. قرار دادن مهر برای زن ایجاد شخصیت می کند، به نوعی که می توان گفت ارزش معنوی مهر بیش از ارزش مادی آن است. قانون مهر هماهنگی با طبیعت است، از این رو که نشانه و زمینه آن است که عشق از ناحیه مرد آغاز شده و زن پاسخگوی عشق اوست و مرد به احترام او هدیه ای نثاروی می کند و از این رو نباید قانون مهر که یک ماده ازیک اساس نامه کلی است و به دست طراح طبیعت تدوین شده، به نام تساوی حقوق زن و مرد ملغی گردد. در اسلام مسئله مهریه و پرداخت آن به قدری اهمیت دارد که اگر شوهر زنی، کافرشود و مهر زنش را نپردازد، دولت اسلامی او را موظف به پرداخت آن می کند و در صورت عدم قدرت از محل بیت المال به او می پردازد و نیز حاکم اسلامی بااستفاده از اختیارات خود می تواند به طلبکاری بگوید که از طلب خود صرف نظر نماید ولی نمی تواند زن را وادار کند که مهر خود را به شوهر خود ببخشد. شکی نیست که مهریه موجبی برای دلگرمی زن در اداره کانون خانوادگی بوده و زمینه ای است جهت تأسیس آسایش فکری او. اما متأسفانه رسم غلطی را که اخیرا در جامعه شاهد آن هستیم و هیچ عامل بازدارنده ای نیز نتوانسته جلوی شتاب بیش از حد آن را بگیرد، ارقام نجومی مهریه می باشد که نه تنها باهدف تأسیس این نهاد سازگاری ندارد بلکه مقام زن را به گونه ای نمایان می کند که او کالایی است که در معرض فروش واقع شده و قیمتی برای آن در نظر گرفته می شود[۴۰].

۴-۲-۴  مهریه در ایران

تاریخچه مهریه در ایران را نمی‌توان به طور کامل مورد مطالعه قرار داد، زیرا منابعی که از دوران قدیم به دست ما رسیده، بسیار محدودند. برخی کتب تاریخی و احیاناً سفرنامه‌های مردم‌شناسانی که به این سرزمین سفر کرده‌اند، به طور اجمالی چند سطری نیز به موضوع مهریه اختصاص داده‌اند. مطالعه نقش زن در قلمرو زندگی خانوادگی در تاریخ نشان می‌دهد که زن، چه به عنوان دخترِ خانه و چه به عنوان همسر، همواره نقشی کاملاً منفعل داشته است. در نوع تعامل‌های خانواده، زن، کالایی بود که جزء دارائی پدر یا شوهر به حساب می‌آمد. این نوع نگاه در تعاملات مختلف از جمله در مورد ازدواج و مهریه نیز وجود داشته است. «در ایران قدیم، دختران رابه محض رسیدن­به سن بلوغ، شوهرمی‌دادند تاازتولید مثل جلوگیری نشده‌ باشد. پدر با شوهر دادن دختر خود،‌ کلیه حقوق دختر و وظایفی را که درمقابل او داشت به شوهر انتقال می‌داد و درقبال این انتقال، مبلغی پول یا مال غیرنقدی به صورت مهریه (هدیه) دریافت می‌کرد»[۴۱].

نکاح ‏«شغار»[۴۲] یکی دیگر از مظاهر اختیارداری مطلق پدران نسبت‏ به دختران بود. در این نکاح، دو نفر که دو دختر دم بخت درخانه ‏داشتند بایکدیگر معاوضه می‏کردند، به این ترتیب که هریک از این دو دختر، مهر آن دیگر به شمار می‏رفت و به پدر او تعلق می‏گرفت. اسلام این رسم را نیز منسوخ کرد[۴۳].

نکته جالب توجه این است که به نظر برخی از نویسندگان، پیش از اسلام سابقه‌ای از مهریه در ایران

نبوده است. محسنی می‌نویسد: «مهریه از مهم‌ترین و دیرینه‌ترین سنتهای ازدواج در ایران است که پیش از اسلام در ایران جای پایی ندارد؛ ولی پس از اسلام، پذیرفته شده و به شدت در فرهنگ ایران رایج شده است.»[۴۴] اما مرور اجمالی کتاب‌های تاریخی خلاف نظر وی را ثابت می‌کند. «طبق برخی روایات، سنت اعطای مهر عمری به بلندای اصل پیوند زناشویی در میان بشر دارد و هیچگاه عقد نکاح از آن خالی نبوده‌ است.»[۴۵] البته آنچه تحت همین نام یا نام‌های مشابه آن در تمدن‌ها و ادیـــان پیشین رواج داشته با آنچه در اسلام مطرح شده، تفاوت‌های روشنی دارد.

«در بسیاری از فرهنگ‌ها پیوند ازدواج، سیستمی از مبادله اموال و کالاها را نیز به همراه دارد. مهریه که بیشتر در فرهنگ‌های شرقی مانند چین، ژاپن، جوامع اسلامی و بسیاری از ملل آفریقا رواج دارد، مبلغی است که داماد در هنگام ازدواج به عروس یا خانواده‌اش می‌پردازد یا به عهده می‌گیرد که در زمان دیگری بپردازد. در دوران باستان در برخی جوامع، رسم پرداخت مهریه به صورت کار و خدمت داماد برای خانواده عروس در طی یک مدت معین اعمال می‌شد.»[۴۶].

شهید مطهری در سیر تحولی مهریه به پنج مرحله اشاره می‌کند:

۱ـ مرحله مادرشاهی          ۲ـ دوره پدر شاهی       ۳ـ مرحله صلح

۴ـ مرحله هدیه دادن         ۵ـ مرحله مهریه[۴۷]

۱ـ مرحله مادرشاهی: مرحله‌ای از تاریخ که جوانان ناچار بودند همسر خویش را از غیر همخون خود برگزینند. آنان به نقش خوددرتولید فرزند واقف نبودند؛ بنابراین با اینکه شباهت فرزندان را با خود احساس می‌کردند، ولی درعین حال آنان را فرزندان همسر می‌شناختند. از اینرو این دوره را دوره مادرشاهی می‌نامند.

۲ـ دوره پدر شاهی: مرحله‌ای است که مرد به نقش خویش در تولید فرزند آگاه گشته و سعی کرده ریاست خانواده را به عهده بگیرد. در این دوره مردان از قبایل دیگر زن می‌گرفتند و چون میان قبایل حالت جنگ وجود داشت، همسر خود را از آن قبیله مورد نظر می‌ربودند.

۳ـ در مرحله سوم زمانی که صلح جای جنگ را گرفته و دیگر رسم ربودن همسر از میان رفته بود و مرد مجبور بود برای انتخاب همسر مدتی را برای پدر زنش کار کند تا موفق به انتخاب همسر گردد.

۴ـ در مرحله‌ای مرد به این نتیجه رسید که به جای کار کردن برای پدر زن آینده خویش، بهتر است هدیه‌ای در قالب پیشکش به وی تقدیم کند و بدین ترتیب «مهریه» پیدا شد. در این دوره‌ها نگاه اجتماع به زن نگاه اقتصادی بوده است که نیازهای جنسی مرد را نیز تأمین می‌کرد، بنابراین محصول کار وی متعلق به دیگری، یعنی پدر و برادر بود.

۵ـ مرحله پنجمی نیز وجود دارد که مربوط به دوره بعد از ظهور اسلام است که البته جامعه‌شناسان به آن اشاره نمی‌کنند. در این مرحله هدیه یا مهریه‌ای که مرد پرداخت می‌کند، متعلق به خود زن است و به جز او هیچ ‌کس حقی در آن ندارد[۴۸].

ویژگی نظام حقوقی اسلام در مقایسه با دیگر نظامهای حقوقی آن است که ضمن پذیرش رسم مهریه، عروس را مالک بی‌قید و شرط مبلغ مذکور می‌داند و برای خانواده عروس سهمی در مهریه قائل نیست[۴۹].

۵- جایگاه مهریه

  1. مهریه در نکاح دائم بمنزله عوض در معاملات عادی نیست لذا می تواند در نکاح دائم مهریه ذکر نشود و پس از عقد، زوجین بر امری توافق کنند یا پس از نزدیکی مهر المثل به عهده زوج قرار گیرد[۵۰].
  2. در عقد نکاح مهر باید برای زوجه قرار داده شود و نمی توان مهر را برای پدر و مادر او قرار داد و آنچه در زمان ما در بعضی از خانواده ها مرسوم است که مبلغی را بعنوان شیربهاء برای کسان او قرار می‌دهند نمی‌تواند جزء مهر حساب شود و اگر جزء مهر قرار گیرد به این معنی که پدر و مادر او را در مهر شریک کرده باشند، فقط مقداری که برای زوجه معین شده بعنوان مهر محسوب می شود و مابقی باطل است و زوج الزامی به پرداخت آن ندارد[۵۱]. ولی در این صورت چنانچه زوج از روی رضایت خاطر به بستگان زوجه مبلغی را بعنوان هدیه یا در مقابل زحمات انجام شده در امر ازدواج وجهی را پرداخت نماید برای گیرنده حلال است اما اگر از روی رضایت نباشد دریافت آن شرعاً حرام است[۵۲].
  3. مهری که در حین عقد با توافق طرفین (زوجین) معین می شود (مهرالمسمی) از جهت حداکثری سقف محدودی ندارد و زوجین می توانند به هر مقدار که بخواهند مهر را قرار دهند و از جهت حداقل تا آنجا که چیزی صدق مال بر آن بشود و قابل تملک باشد می تواند مهریه قرار گیرد[۵۳]. ولی بهتر است از مهر السنه (پانصد درهم یا پنجاه دینار) تجاوز نکند[۵۴]. ۴. مهریه باید با توافق زوجین معین شود (پس چنانچه کسان آنها بر امری توافق نمایند بدون توافق­زوجین صحیح نیست.) ۵. اگر مهریه عین نباشد یا مورد مشاهده نباشد باید خصوصیات آن از نظر کمی و کیفی ذکر شود تا رافع جهالت باشد مثل آنکه اگر مهریه آموزش قرآن باشد باید معین باشد که آیا‌ آموزش همه قرآن یا بعضی سوره ها مورد نظر است و سوره ها نیز دقیقاً معین شوند[۵۵]. ۶. بعد از انجام عقد نکاح در مورد مالکیت مهر چند نظر وجود دارد: بعضی از فقها معتقد هستند همزمان با انجام عقد نکاح زن تنها مالک نصف مهر می شود و با نزدیکی یا عوامل دیگر استقرار دهنده مهر تمامی آنرا مالک می شود[۵۶]. ولی مشهور فقها معتقد هستند با انجام عقد زن مالک تمامی مهر می شود ولی بطور متزلزل و با انجام عمل نزدیکی یا عوامل دیگر تمامی آن مستقر خواهد شد[۵۷]. ۷. اگر مهریه حال باشد زوجه می تواند مهریه را بلافاصله پس از عقد مطالبه کند و تا مهریه به او تسلیم نشده از انجام امور زناشوئی خودداری کند و این امتناع باعث نمی شود حق نفقه زن ساقط شود[۵۸].
  4. فلسفه و حکمت‌های پرداخت مهر

۶-۱  حکمت پرداخت مهر در روایات

هدیه و پیشکشی که شوهر بعنوان مهر به همسر می دهد، در حقیقت وسیله ای برای مطمئن ساختن

زن به صفای قلبی خویش و دریافت پاسخ مثبت و صمیمانه به پیشنهاد عشق اوست. مرد با اعطای چنین هدیه ای می خواهد به زن بگوید: طالب توام، تو را دوست می دارم و صفای تو را ارج می نهم. بدین سان، اگر مهر بر این اساس توجیه شود، وسیله خوبی برای ایجاد مهر و محبت بین زوجین و عاملی قوی برای انس و الفت است[۵۹]. استاد شهید مرتضی مطهری نیز در این باره می نویسد:

به عقیده ما، پدید آمدن مهر، نتیجه تدبیر ماهرانه ای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آن ها به یکدیگر به کار رفته است. مهر از آنجا پیدا شده که در متن خلقت، نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق، مغایر نقش دیگری است. نوع احساسات زن و مرد نسبت به یکدیگر، یک جور نیست. قانون خلقت، جمال و غرور و بی نیازی را در جانب زن، و نیازمندی و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است و همین ها سبب شده که زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند، مردها را به رقابت با یکدیگر وادار کند، با خار کردن خود از دسترسی مرد، عشق رمانتیک به وجود آورد، و آن گاه که تن به ازدواج با مرد می دهد، عطیه و پیشکشی از او به عنوان مهر و نشانه ای از صداقت او دریافت دارد. مهر، با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد و زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را در امر ازدواج، رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین بفروشد. مهر، ماده ای است از یک آیین نامه کلی که طرح آن در متن خلقت ریخته شده و با دست فطرت تهیه شده است. قرآن کریم در آیه ۴ سوره نساء از مهر به «صَدُق» یاد کرده است و صدقه از ماده صدق است، و بدان جهت به مهر، صداق یا صدقه گفته می شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد است. هم چنین در همین آیه، از کلمه مهر با عنوان «نِحله» یاد شده است؛ یعنی آن که مهر، هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و پیشکشی و عطیه و هدیه ندارد[۶۰].

۶-۱-۱  استحباب کم بودن مهریه

گرچه برای مهریه اندازه ای معیّن نمی توان مطرح کرد و میزان درآمدها و چگونگی زندگی افراد، در تعیین اندازه مهر می تواند اثر گذار باشد، اسلام به کم بودن مهریه سفارش کرده و آن را امری مستحب دانسته که پاداشی الهی دارد. توصیه اسلام به این است که مقدار مهر زنان به گونه ای باشد که مرد بتواند با آسودگی خاطر و رضایت قلبی آن را بپذیرد؛ چرا که بی گمان کراهت قلبی در پذیرش اندازه مهریه، به شکل پنهانی و ناخودآگاه، روزنه هایی از بی مهری و دلسردی را به روی مرد می گشاید و در قلب او خراش نازکی پدید می آورد و در نتیجه، در دل او در مورد همسر آینده اش علامت سؤالی ایجاد کند که می تواند به سردی روابط بینجامد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید: «بهترین زنان امت من، زیباترین آن ها از نظر چهره، و کم مهرترین آن ها هستند»[۶۱]. امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده است: «همانا از برکت زن، کم بودن مهریه اش و از بدیُمنی او، زیادی مهرش است»[۶۲].

بی گمان برخی از آن ها که مهریه سنگین را پیشنهاد می دهند، گویا نوعی وثیقه مالی می ستانند تا به گمان خود، زن در برابر مشکلات احتمالی بیمه شود و خاطرش آسوده گردد؛ در حالی که تجربه نشان داده است هرگز این گونه وثیقه های مالی، به تنهایی بر پایداری و استواری روابط زناشویی توانا نبوده است و هیچ وثیقه ای به پای وثیقه اخلاقی نمی رسد؛ وثیقه ای که اگر در مرد وجود داشته باشد، خوشبختی زن در آینده تأمین است گرچه مهریه اش اندک باشد.

شهید مطهری در این خصوص می‌نویسد: آیا علت این که پیامبر برای زنان خود مهر قرار می‌داد، این بودکه می‌خواست به آن‌ها درمقابل خودش وثیقه مالی­بدهد؟ وعلت این که در ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) مهر قرار داد، این بود که می‌خواست برای فاطمه(س) در مقابل علی(ع) یک وثیقه مالی و وثیقه اطمینان فکری بگیرد؟ اگرچنین‌است، پس چرا پیغمبر اکرم(ص) زنان را توصیه کرد که متقابلاً مهر خود را به‌شوهر ببخشند و برای اینکار پاداش‌ها ذکر کرده‌است. به علاوه، چرا توصیه کرد حتی‌الامکان مهر زنان زیاد نباشد؟ آیا جز این ‌است که از نظر پیغمبر اسلام(ص)، هدیه زناشویی مرد به نام مهر، و بخشش مهر از طرف زن به مرد، موجب استحکام الفت و علقه زناشویی می شود؟ با وجود این، به هیچ وجه نمی توان گفت نظر اسلام از مهر این بوده که وثیقه ای در اختیار زن قرار دهد[۶۳].

۶-۱-۲  نکوهش مهر زیاد

همان گونه که کم بودن مهریه در احادیث اسلامی نشانه برکت و خوش یمنی زن شناخته شده و موجب بالا رفتن ارزش معنوی او می شود، سنگینی مهر نکوهش گردیده و از آن با عنوان بدیُمنی و شومی زن نام برده شده است. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «شومی و بد قدمی زن، به سنگین بودن مهر اوست»[۶۴]. هم چنین امام علی(علیه السلام) در این باره می فرماید: «مهریه زنان را گران و سنگین نکنید که دشمنی در پی خواهد داشت»[۶۵]. سخنان مقام معظم رهبری در این باره شنیدنی است:

هر چه مهریه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیک تر است؛ چون طبیعت ازدواج، معامله نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست؛ زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس، یک مهریه ای را معیّن کرده که باید یک چیزی در این میان باشد، اما نباید سنگین باشد. بایستی عادی باشد. به گونه ای باشد که همه بتوانند انجام دهند. این که می بینید ما گفتیم چهارده سکه بیشتر را عقد نمی کنیم، نه برای این است که چهارده سکه بیشتر، اشکال در ازدواج ایجاد می کند، خیر؛ این برای این است که آن جنبه معنوی ازدواج غلبه پیدا کند بر جنبه مادی. مثل یک تجارت و معامله نباشد. اگر کسی برای دختر خود اهمیت قائل است، یا دختری برای خود ارزش قائل است، راهش این است که بگوید باید مهریه ما را زیاد کنید. مهریه هر چقدر کمتر باشد، جنبه انسانی این پیوند بیشتر است. کسانی که مهریه دخترشان را برای احترام به دخترشان بالا می برند، اشتباه می کنند. این احترام نیست؛ این بی احترامی است. بعضی خیال می کنند مهریه سنگین، به حفظ پیوند زناشویی کمک می کند. این خطاست، اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه سنگین هیچ معجزه ای نمی تواند بکند[۶۶].

۶-۱-۳  فلسفه وجوب مهریه

روایات متعددی در اینباره از ائمه معصومین‌علیه‌السلام وارد شده‌است که به‌ذکر نمونه‌ای بسنده می‌شود. عن الصادق علیه السلام قال: انما صار الصداق علی الرجل دون المرأه و ان کان فعلهما واحداً وان الرجل اذا قضی حاجته منها قام عنها و لم نتتظر فراغها فصار الصداق علیه دونها لذلک؛ امام صادق علیه السلام در بیان فلسفه وجوب مهریه فرمود: همانا صداق بر مرد واجب شده است نه زن، با این که کار ایشان (استمتاع) یکی است؛ زیرا هنگامی که نیاز مرد برآورده شد، ‌از کنار زن بر می‌خیزد و منتظر ارضای زن نمی‌ماند. به همین جهت صداق بر مرد واجب است نه زن[۶۷].

۶-۲  حکمت پرداخت مهر در دیدگاه برخی ‌اندیشمندان مسلمان

۶-۲-۱  مهریه در مقابل استمتاع

مرحوم طبرسی در مجمع البیان می‌نویسد: «خداوند استمتاع را میان زن و مرد مشترک قرار داد و سپس در مقابل استمتاع، مهریه را بر مرد واجب کرد. بر این اساس مهریه صرفاً یک عطیه الهی است[۶۸].

۶-۲- ۲  مهریه در مقابل بضع

علامه طباطبائی(ره) مهریه را چیزی شبیه عوض برای بضع می‌داند، آن‌گونه که در معامله عوض در مقابل معوض قرار می‌گیرد. خواستگار در ازدواج طبق رسم مردم، مرد است، همان‌طور که خریدار به همراه عوض برای خریدن کالا به فروشنده مراجعه می‌کند.

۶-۲-۳  مهریه پاسخی به نیاز فطری

بـه نظرشـهید مطهری(ره) مهریه پاسخی بـه نیـازفطری زن و مرد اسـت: «این که گفته‌اند مرد چیزی را به عنوان صداق قرار دهد، بر اساس همین اصل و ناموس است؛ یعنی زن باید در مقامی خودش را معرفی کند که بگوید این تو [مرد] هستی که به من نیاز داری و نه من به تو و جنس مرد باید در شکلی ظاهر شود که اوست که باید چیزی به زن نثار کند تا زن در مقابل او آری بگوید. مرد باید به او هدیه ببخشد… تعبیر دیگر قرآن صداق است؛ صداق یعنی چیزی به علامت این که علاقه من به شما علاقه راستین است[۶۹].

۶-۲- ۴  مهریه مکمل سهم الارث

بر اساس قواعد فطری، سهم دختران از ارث والدین نصف سهم پسران است. برخی در تفسیر و توجیه آن، به مسأله مهریه به عنوان مکمل سهم الارث دختران استناد کرده‌اند. شهید مطهری میزان سهم الارث زن را معلول وضع خاصی می‌داند که زن از لحاظ مهریه، نفقه و غیر آن دارد. وجوب پرداخت مهریه و نفقه زن از سوی مرد، موجب تحمیل هزینه زندگی زن بر مرد می‌شود و بنابراین از هزینه زندگی زن کاسته می‌گردد؛ ولی در این صورت این سؤال بی‌پاسخ می‌ماند که وجود سیره و نیز توصیه‌های مؤکد مبنی بر سبک گرفتن مهریه و تنزل آن تا حد آموزش چند سوره از قرآن چگونه می‌تواند تکمیل‌کننده سهم‌الارث باشد. چه لزومی بر رعایت مهرالسنه وجود دارد؟[۷۰]

۶-۲- ۵  مهریه وثیقه‌ای در مقابل طلاق

برخی مهریه را وثیقه‌ای در مقابل حق طلاق مرد یا ابزاری اقتصادی جهت کنترل تمایلات نوجویانه مرد در گزینش همسر تلقی می‌کنند. با وجود اینکه عقد نکاح با رضایت طرفین منعقد می‌شود، فسخ و انحلال آن می‌تواند یک طرفه، یعنی به صورت ایقاعی صورت گیرد. از این‌ رو عقد نکاح همواره در معرض تزلزل و فروپاشی خواهد بود و این الگوی تعامل حقوقی در قالب محوریت اراده بلامنازع مرد تجلی می‌کند که خود موجب آثار روانی و اجتماعی، به‌ویژه برای زنان می‌شود. احساس نگرانی زن از آینده موجب شده است تا زنان از مهریه به عنوان عاملی در راستای تعدیل حقوقی مذکور و کاهش میزان آسیب‌پذیری خویش استفاده کرده و در صورت نیاز از این عامل، همانند اهرمی در کنترل زیاده‌خواهی‌های مرد و احیانا زورگویی‌های وی بهره جوید. بدیهی است که التزام مرد به پرداخت مهریه، تاحدودی قدرت عمل و اختیار وی را محدود می‌سازد و البته مهریه‌های سنگین این امکان را به زن می‌دهد که برخی از مطالبات خویش را بر مرد تحمیل کند و در روابط خانوادگی از موضع کاملا انفعالی برخورد نکند.

۶-۳  حکمت‌ پرداخت مهر از نظر جامعه‌شناسان

با مرور نظریه‌های جامعه‌شناسی و بررسی اجمالی آنها به منظور استفاده در تبیین مهریه در ایـران، نظریه‌های کارکردگرایی و مبادله(یا به اصطلاح ترنر، نظریه فایده‌گرا) برای تبیین موضوع از قابلیت بیشتری برخوردار بودند. در تبیین مهریه دو نظریه مطرح می‌باشد، از اینرو توضیحی کوتاه درباره هر کدام از این دو نظریه ضروری می‌نماید.

۶-۳-۱  نظریه کارکردگرایی

طبق نظریه کارکردگرایی، هر فرهنگ، مجموعه به هم پیوسته، یگانه و نسبتاً منسجمی است که باید آن را به عنوان یک کل ملاحظه و تبیین کرد؛ از این‌رو جدا کردن یک عنصر یا ویژگی فرهنگی هم چون مهریه یا یک نهاد از بستر و زمینه اصلی آن، مانع از تبیین واقع‌بینانه آن خواهد بود؛ زیرا عناصر و ویژگی‌های فرهنگی در صورتی که خارج از موقعیت و جایگاه ساختاری‌شان در مجموعه مربوط و به‌گونه‌ای مستقل از ارتباط با سایر عناصر فرهنگی ملاحظه شوند، پدیده‌هایی بی‌معنا وغیر قابل تفسیر خواهند بود. نظریه‌پردازان کارکردگرا از خاستگاه پدیده‌های اجتماعی و نیز پیامدها و کارکردهای آن پدیده بحث می‌کنند. به عبارت دیگر نه فقط به فلسفه وجودی پدیده‌ها، بلکه به نتایج خواسته یا ناخواسته آنها نیز توجه می‌کنند که نکته بسیار مهمی است. به تعبیر کوزر: «دورکیم میان پیامدهای کارکردی و انگیزش‌های فردی، آشکارا تمایز قائل می‌شود. در تبیین واقعیت اجتماعی، نشان دادن علت آن کافی نیست،‌ بلکه ما باید در بیشتر موارد، کارکرد آن واقعیت را در تثبیت سازمان اجتماعی نیز نشان دهیم.»[۷۱]. با بهره‌گیری از این نظریه می‌توان جایگاه مهریه را در ارتباط با سایر عناصر موجود در نهاد خانواده به عنوان یکی از نیازهای محوری در نظام اجتماعی موجود دریافت؛ اینکه چگونه به وجود آمده و چه کارکردهایی دارد.

براساس نظریه کارکردگرایی تعیین مهریه کارکردهای اجتماعی فراوانی دارد: دورکیم میان پیامدهای کارکردی وانگیزش‌های فردی، آشکارا تمایز قائل می‌شود. درتبیین واقعیت اجتماعی، نشان‌دادن علت آن کافی نیست،‌ بلکه ما باید در بیشتر موارد، کارکرد آن واقعیت را در تثبیت سازمان اجتماعی نشان دهیم[۷۲]. ممکن است افرادی باانگیزه‌هایی مشخص اقدام به کارهایی خاص کنند؛ ولی پیامد رفتار آنهـا مورد تأییدشان نباشد. بنابراین باید میـان کارکردهای افزایش مهریه و دلایل افزایش آن تمایز قائل شده و هر کدام را به طورجداگانه بررسی نمود. در مواردی کارکرد مهریه همان است که افراد در پی آن هستند؛ ولی مواردی نیز وجود دارد که افزایش مهریه پیامدهایی داشته است که برای هیچکس مشخص نیست. رابرت مرتن این نوع کارکردها را کارکردهای پنهان نام نهاده است. کارکردهای پنهان بر نتایج نامرئی و آثار غیر منتظره و غیر قابل رؤیت عادات و رسوم اجتماعی دلالت دارند. وجود کارکردی پنهان حاکی از این است که دگرگونی و انسجام اجتماعی حداقل تا حدودی غیر قابل کنترل و طرح‌ریزی است و تشخیص آن ساده نیست؛ زیرا هرکجا کارکردی نامرئی وجود داشته باشد، می‌تواند آثار و نتایج شناخته شده را دگرگون کند و آثار دیگری به جز آثار مورد نظر به بار آورد[۷۳].

ـ ارضای نیاز فطری

مهریه به عنوان یک سنت اجتماعی در پاسخ به نیاز فطری زن در راستای حفظ عزت و احترام وی،

نقش مهمی در تعدیل روابط میان زن و مرد ایفا می‌کند. از آنجا که قدرت کنترل زن بر غرائز خود بیشتر از مردان است، لذا عزت و احترام خود را در این می‌بیند که از این فرصت استفاده کرده، با دوری از دسترسی مرد، خود را به یک موجود گرانبها و با ارزش تبدیل کند و بدین وسیله مردان را به گونه‌های مختلف از جمله خواستگاری، به سوی خود بکشاند و نمی‌خواهد خود را به صورت رایگان در اختیار مرد قراردهد، بدین سبب مرد را مجبورمی‌کند برای دسترسی به آن هدیه‌ای را به عنوان مهریه به وی تقدیم کند.

 

ـ مهریه به عنوان بیمه اجتماعی

عده‌ای مهریه را به عنوان وسیله‌ای می‌دانند که در صورت وقوع طلاق می‌تواند مدت زمانی مشکلات ناشی از طلاق را جبران کند. زنان در جامعه ما بیش از مردان از طلاق متضرر می‌شوند؛ زیرا آنها در مقایسه با مردان بسیار کم امکان ازدواج مجدد دارند و معمولاً از منابع مالی یا شغلی سود‌آور برخوردار نیستند و از طرف دیگر زنان دارای هیچ گونه بیمه اجتماعی نمی‌باشند. در این شرایط، وصول مهریه، به‌خصوص اگر مبلغ قابل‌توجهی باشد، تا حدودی می‌تواند از مشکلات بعد از طلاق بکاهد. تمایل زیاد برخی از خانواده‌ها به مهریه زیاد ممکن است به همین علت باشد.

ـ ایجاد احساس امنیت نسبت به آینده

برخی از جامعه‌شناسان مهریه را یک وسیله تضمینی می‌دانند که در عین حال که هیچ ضمانت اجرایی ندارد؛ ولی یک احساس امنیت در فرد به وجود می‌آورد. همچنین به سبب احتمال طلاق و عدم حمایت جامعه از طریق قانون یا ایجاد امکانات کسب درآمد برای زن مطلقه، دختر و خانواده او به راه‌حلهای فردی کشیده می‌شوند؛ از این‌رو زنی که ازدواج می‌کند، تنها از طریق مهریه بالا می‌تواند از وقوع طلاق جلوگیری کرده یا زندگی پس از طلاق را برای مدتی تأمین کند[۷۴].

ـ مهریه به‌عنوان یک ارزش نمادین

مناسبترین وجه از میان وجوه متعدد تبیین مهریه در الگوی اسلامی تعبیر هدیه و پیشکش است.

تأمل در مفاهیم و مصطلحات آن نظیر نحله، صداق، عطیه و کابین بر بلاعوض بودن آن دلالت صریح دارد، کیفیت تشریع و وصف آن در آیات و روایات، توصیه‌های اخلاقی مؤکد به سبک گرفتن آن و استقرار بنای شرع بر تسامح در محاسبه ارزش مادی و اقتصادی آن از طریق معرفی برخی معادله‌های معنوی، سفارش به بخشش رضامندانه آن از سوی زن به عنوان راهی جهت تحکیم هرچه بیشتر بنیان خانواده، موقعیت حقوقی آن، همچون اهمال در تعیین مقدار و ارجاع ‌آن به تراضی طرفین، اختصاص دادن مالکیت آن به زن به رغم تأمین نیازهای اولیه و ثانویه او از طریق الزام مرد به پرداخت نفقه، استقرار آن به مجرد عقد زناشویی، عدم رکنیّت آن در عقد (برخلاف عوض در معامله)، عدم جریان برخی احکام و قواعد رایج در باب معاملات، مانند غرر و غبن و … بر آن، احساس تعلق و نیاز مشترک زوجین به برقراری این پیوند و بهره‌گیری نسبتاً مساوی آنها از آثار و پیامدهای معنوی آن (و در نتیجه عدم وجود معادل مناسبی برای مهریه در جانب زن)، تحلیل موقعیت مرد در جریان زناشویی و مسأله خواستگاری و تقاضامندی وی و … هدیه بودن این حق مالی را تأیید می‌کنند.

نکته مهم آنکه هدیه بودن مهریه و برخورداری از ارزش نمادین آن (یا به اصطلاح، داشتن خصیصه فرا اقتصادی و غیر انتفاعی) به عنوان اصل مهم، با انتظار تحقق آثار و پیامدهای روانی و اجتماعی مورد نظر عرف(در صورتی که ارزش مادی قابل توجهی داشته باشد)، همچون ارتقای حیثیت و اعتبار اجتماعی زن، بالابردن تشریفات ازدواج و ایجاد محدودیت در مسیر شکل‌گیری ازدواج مجدد، تثبیت خانواده و مهار طلاق، بالابردن ضریب اطمینان خاطر زن درمقابل حوادث تهدیدکننده غیرقابل پیشبینی، ایجاد امکان برای ورود زن به سایر عرصه‌های فعالیت اجتماعی، بالابردن تمایل خانواده زن به تأمین جهاز، جبران سهم الارث زن و تأمین نیازها و احتیاجات زن در صورت وقوع طلاق منافاتی ندارد؛ لذا هدیه بودن مهریه تعیین مقدار آن از سوی شرع و عرف، محوریت ویژگی‌های شخصی و شأن و موقعیت اجتماعی زن و نیز تمکن اقتصادی مرد در تعیین آن، در مقیاس ارزش‌سنجی مادی و اقتصادی با سبک بودن و سنگین بودن آن سازگار است. به عبارت دیگر، میان هدیه بودن با سبک گرفتن یا بی‌توجهی کامل به ارزش مادی آن هیچ نوع ملازمه منطقی وجود ندارد و نباید رویه اکثر عرف را به تخلف از منطق دین متهم کرد[۷۵].

۶-۳-۲  نظریه مبادله

در دید نظریه‌پردازان مبادله (فایده‌گرا)، انسانها موجوداتی هستند که هدف و مقصود دارند. آن‌ها هزینه‌های هر یک از جایگزین‌های گوناگون را برای محقق‌ساختن اهداف مذکور محاسبه می‌کنند… ما موجوداتی هستیم که تلاش می‌کنیم تا در یک وضعیت، از یک سو منفعتی را جلب کرده و از سوی دیگر، هزینه‌ها را کاهش دهیم … . برای نظریه‌پردازان مبادله، در نهایت همه روابط اجتماعی عبارتند از مبادلاتی که صورت می‌گیرد بین عاملانی که برای گرفتن منافع از یکدیگر هزینه‌هایی را متحمل شده و نسبت هزینه و سود را محاسبه می‌کنند[۷۶].

  1. علل افزایش میزان مهریه در عصر حاضر

بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش نامعقول مهریه پدیده نسبتاً جدیدی است. مقالات و بحث و گفتگوها در خصوص افزایش مهریه سابقه طولانی ندارد. از این رو باید عوامل افزایش مهریه و تبدیل آن به یک مسأله اجتماعی در ایران را در سال‌های اخیر جستجو کرد. «نتیجه بررسی سمینار بین المللی مطالعات خانواده در مورد سنگینی مهریه در سال ۱۳۷۵ و انحراف آن از مسیر طبیعی نشان می‌دهد که ازدواج با مهریه سنگین، اکنون بیش از پیش افزایش یافته است. بین سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵ تقریباً سه برابر شده است و برعکس میزان ازدواج‌ها با مهریه‌های پایین به همان نسبت پایین آمده است. این مطلب نشان می‌دهد که از سال‌های ۱۳۳۰ به بعد مهریه‌ها شروع به افزایش کرده است و لذا سابقه‌ای ۵۰ ساله دارد که برخی از علل این افراط و تفریط عبارتند از:

ـ برخی از دختران و وابستگان آنها مهریه سنگین را موجب فخر فروشی و مباهات و بزرگی می‌دانند و به خصوص پدران و مادران آنها برای تعیین مهریه سنگین در مقابل داماد و خانواده او پافشاری می‌کنند.

ـ مسأله چشم هم چشمی یکی دیگر از دلایل افزایش مهریه است.

ـ بررسی آمارهای ازدواج‌ها نشان می‌دهد که سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان مهریه نقش مهمی دارد. به ندرت اتفاق می‌افتد که زنان بی سواد مهریه‌ای در ازدواج خود تعیین نکنند و در میان این طبقه، میزان مهریه بسیار کم است مطابق تحقیقی که در سال ۱۳۴۸ انجام شده است هشتاد درصد ازدواج‌های زنان بی‌سواد از پنج هزار ریال تجاوز نمی‌کند و به طور مستقیم رابطه‌ای بین سواد زن و مبلغ مهریه وجود دارد و اما مهریه زنان تحصیل کرده از پانصد هزار ریال غالباً تجاوز می‌کند و گاهی به یک میلیون ریال می‌رسد.

ـ بعضی از خانواده‌ها زیادی مهریه را به عنوان بالاترین حربه برای محدود کردن اختیارات مرد به کار می‌برند.»[۷۷].

به طور کلی عوامل افزایش مهریه در عصر حاضر را در چند مورد می‌توان خلاصه کرد:

ـ نسیه بودن مهریه

علیرغم ضعف توان اقتصادی و تمکن مالی مردان در پرداخت مهریه، لکن به جهت تلقی نادرست مردان از فلسفه وجودی و وضعیت حقوقی مهریه و تسامح اکثر زنان در مطالبه و اخذ آن، همچنان میزان مهریه به‌طور بی‌رویه افزایش می‌یابد، اکثریت جامعه معتقدند که «مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته است؟» به همین دلیل این حق مالی را هیچ می‌انگارند و جز در موارد استثنا و اضطرار همچون طلاق بدان توسل نمی‌جویند. اگر آن‌گونه‌ که ماهیت حقوقی مهر اقتضا دارد، در عرف معمول می‌گردید و مردان نسبت به پرداخت آن بدون هرگونه احتمال بخشش، خود را متعهد می‌دانستند، در پذیرش میزان زیاد مهریه، آن چنان رغبت نشان نمی‌دادند.

برخی محققان، زیادی مهریه را تمهیدی برای استحکام بنیان خانواده و ارتقای محبوبیت زن درنزد مرد می‌دانند. قطع‌نظر از درستی یا نادرستی، مطالعات نشان می‌دهند که مهریه‌های سنگین بزرگ‌ترین مانع رهایی از تنگناهای زندگی ناموفق است و موجب یأس از امکان رهایی و اتخاذ سیاست سوختن و ساختن می‌شود.

ـ غلبه روحیات اقتصادی و نگرش‌های مادی

یکی ازعلل افزایش مهریه، وقوع تغییراتی در نظام باورها، نگرش‌ها، رفتارها، انتظارات و ترجیحات

اکثر افراد جامعه است­که به تبع ناشی از تغییرات کلی در نظام اجتماعی و ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه می‌باشد.

به مقتضای این تبیین، اشتغالات برون خانگی زنان و امکان ایفای نقش‌های متنوع در عرصه‌های اجتماعی و دریافت پاداش‌های مناسب، آنان را بیش از پیش به ارزش استعدادها، کارایی‌ها و نقش‌ ایشان متوجه نموده است. این خودآگاهی، زنان را همانند مردان، سوداگر و محاسباتی می‌نماید. بنابراین آنچه زن و وابستگان او را به مطالبه مهریه زیاد بر می‌انگیزد،‌عدم تفاوت روشن میان دو محیط کار و خانه است.

برخی از طرفداران حقوق زن معتقدند می‌توان از مهریه‌های سنگین در راستای توسل به ثروت و سرمایه‌گذاری استفاده جست، چرا که راههای دسترسی به ثروت برای مردان و زنان متفاوت است و درخواست مهریه زیاد یکی­از این راههای استقلال­اقتصادی زنان است. اساس دیدگاههایی­از این قبیل، رقابت با مردان در دستیابی به منابع مادی است، چنانچه زنان از این شیوه نیز نتوانند خواستهای خود را برآورده کنند، به شیوه‌های دیگر متوسل می‌شوند. الگوبرداری از غرب و در نتیجه تقلید از سبک زندگی آنها منشأ چنین نگرش‌هایی گردیده است.

از سوی دیگر به وجود آمدن امکان تحرک اجتماعی و ایجاد فرصتهای جدید برای زنان، استقلال نسبی اقتصادی را برای برخی از زنان فراهم نموده است. «کما اینکه درجوامع نیمه‌باز که تاحدی تحرک اجتماعی امکان دارد، با وقوع تحولات و اصلاحات اجتماعی،‌ سیاسی و اقتصادی، جابجایی پایگاهی فراهم گردید و زنان نیز توانستند به موقعیت‌های شغلی دیگری دست یازند و به لحاظ مالی به استقلال برسند. اشتغال بیرون از خانه و امکان ایفای نقش‌های متعدد در عرصه اجتماعی و دریافت پاداش‌های متناسب، پیامدهای اجتماعی و روانی برای زنان به وجود آورد و آنان بیش از همیشه به توانمندی‌ها، خلاقیت‌ها و امکان ایفای مسؤلیت‌ها توسط خویش پی بردند.»[۷۸].

به تدریج با گذشت زمان کارهای بیرون از خانه و داشتن شغل اجتماعی، (نه به عنوان وسیله کسب درآمد و امرار معاش) ارزش ظاهری پیدا کرد و خانه‌داری و ایفای نقش همسری در نزد زنان ارزش سابق خود را از دست داد. از طرف دیگر عده‌ای از زنان به دلیل برخورداری از استقلال نسبی اقتصادی توانستند در هنگام تنش در خانواده، ترک خانه را بر تحمل مشکلات آن ترجیح دهند، به تدریج این ذهنیت به وجود آمد که استقلال مالی زنان در مواقعی می‌تواند کارساز باشد. بدین جهت در صورت عدم اشتغال و استقلال اقتصادی، افزایش مهریه سهل الوصولترین شیوه است.

به عبارت دیگر در صورتی که طلاق از حد قابل معمول افزایش یابد، احساس نگرانی در خانواده‌ها نسبت به آینده به وجود می‌آید و با خود می‌اندیشند که در صورت وقوع طلاق گزینه‌های پیش رو جهت تأمین زندگی شامل ازدواج مجدد، اشتغال، سرمایه‌گذاری به واسطه دریافت مهریه و برگشت مجدد به خانه پدری است. از آنجا که ازدواج مجدد به دلیل فشارهای اجتماعی موجود در جامعه و اشتغال به دلیل مشکلات دیگر به ویژه برای بانوان دور از دسترس است، برخی از خانواده‌ها تنها راه ممکن را توسل به افزایش مهریه می‌دانند.

ـ عدم استیفای حقوق کامل زن

در این نظریه بیان می‌شود که زیادی مهریه محصول غیر مستقیم متروک ماندن سایر الزامات حقوقی زنان است. از جمله حق اساسی و فراموش شده‌ی دریافت اجرت خدمات و فعالیت‌هایی است که زن به طور طبیعی یا بر اساس انتظارات نهادی شده و سیره مستمر عرف، ملزم به انجام آن شده است. اگر عرف در پرداخت اجرت خدمات خانگی تسامح نمی‌کرد و زن با امید به دریافت پاداش مناسب در انجام خدمات، نگرانی‌های خود را نسبت به آینده از بین می‌برد، میزان مهریه هرگز افزوده نمی‌شد.

ـ مهار طلاق و کنترل نوجویی‌های مرد

از عناوینی مانند عدم اطمینان خاطر نسبت به آینده، ترس از وقوع مسائل غیرقابل پیش‌بینی، کنترل هواخواهی و مهار تمایلات تنوع جویانه مرد می‌توان دریافت که اعتقاد به افزایش مهریه، ریشه در ارتقای ضریب استحکام بنیان خانواده و کاهش وقوع طلاق و پیامدهای بد آن دارد. از نظر این دیدگاه، استواری خانواده در گذشته معلول تعهدات اخلاقی طرفین، قبح طلاق، شدت کنترل اجتماعی، انتظارات محدود و … بود، به همین دلیل هم مهریه و سایر الزامات حقوقی نقش چندانی نداشت؛ ولی در جامعه امروز به سبب تغییرات اجتماعی عرف برای تثبیت این کانون به مقولاتی همچون افزایش مهریه توسل جسته است. مردان مسلمان ایرانی طبق قانون و شرع می‌توانند بیش از یک همسر داشته باشند و گاهی ترس از مطالبه مهریه توسط زن اول باعث می‌شود مرد از ازدواج مجدد پرهیز کند.

برخی نیز معتقدند که حق طلاق به دست مرد موجب می‌شود که زن مهریه بیشتری بخواهد و با این حربه از احساس ناامنی در زندگی زناشویی بکاهد.

از نظر برخی دیگر، شیوع بی بند و باری نزد غربزدگان و بی اعتنایی آنها نسبت به تعهدات زندگی زناشویی، سبب گردیده تا بعضی از خانواده‌های ایرانی، به انگیزه تثبیت آتیه دخترشان، مهریه‌های سنگینی پیشنهاد کنند.

ـ ارتقای منزلت اجتماعی زن

برخی از حقوقدانان اسلامی خواستگاری مرد از زن و فروتنی مرد را به رغم گردن‌فرازی طبیعی او، نشانه احترام به منزلت زن و استحکام خانواده می‌دانند و تمایل وی به پرداخت مهریه قابل‌ توجه را نشانه‌ای از علاقه‌مندی او و تأکید بر برتری منزلت زن می‌دانند. به ویژه امکان دریافت مهریه زیاد برای زنانی که دارای کمالات و سایر امتیازات اجتماعی نیستند، زمینه مناسبی برای تفاخر و ارضای برخی تمایلات است. وجود این کارکرد روانی- اجتماعی،‌ محرک خوبی برای برافروختن این اشتها است.

این نظریه به مهرالمثل استناد کرده است. همان‌طور که در آن ویژگی‌هایی از قبیل سن، زیبایی، بکارت، موقعیت خانوادگی، منزلت اجتماعی، ایمان و اوصاف پسندیده معتبر هستند، در مهریه هم می‌تواند بسته به میزان شدت و ضعف این ویژگی‌ها تفاوت یابد، اما می‌توان گفت که میزان ثروت‌مندی اقتصادی مرد، نقدی یا تعهدی بودن مهریه، کمبود یا وفور ثروت در جامعه، نحوه مواجهه با این پدیده و … میزان مقبولیت این نظریه را کاهش می‌دهد[۷۹].

ـ بالا رفتن هزینه‌ها و تشریفات ازدواج

افزایش مهریه، طبق برخی تحلیل‌ها پیامد افزایش روزافزون هزینه‌ها و تشریفات متنوع و پرخرج ازدواج همچون تهیه جهیزیه کامل به وسیله خانواده دختر را در پی دارد. رسم نسبتاً رایج در عرف جامعه ایران این است که خانواده دختر معمولاً تهیه برخی هزینه‌ها به ویژه جهاز یا دست‌کم اقلام ضروری را بر خود لازم می‌داند. شدت التزام به این سنت در برخی مناطق تاحدی است که خانواده‌های فقیر، صرفا به انگیزه حفظ آبرو یا رهایی از احساس شرمندگی در مقابل فرزند خود مجبور به تأمین آن شوند. این مسأله بالطبع با توجه به رویه فزاینده آن، می‌تواند چرخ عادی زندگی اقشار ضعیف را مختل سازد. از این رو نظام اجتماعی موجود، مهریه را به عنوان سنتی ملی- مذهبی، مستمسک مناسبی برای جبران بخشی از هزینه‌ها تشخیص می‌دهد؛ زیرا مهریه تنها مجرایی است که خانواده دختر می‌تواند اقتدار و کمال و عزت خود را نشان دهد.

ـ شیوع ازدواج‌های برون فامیلی

در نظام‌های اجتماعی سنتی، ازدواج‌ها معمولاً به سبب بسته بودن نظام اجتماعی، رعایت آداب و سنن،‌ تمایلات قومی و نژادی و … درون‌گروهی بوده است. هم‌گرایی و تعلقات درون‌گروهی، الگوهای رایجی داشته است که همه طبق آن عمل می‌کردند؛ ولی تغییرات اجتماعی نظیر شهرنشینی، مهاجرت، تضعیف تعلق به آداب و سنن و تعصبات قومی و نژادی و… الگوی زناشویی را تغییر داد، به طوری که افراد به ازدواج‌های برون‌گروهی متمایل شدند. ازدواج در عرف سنتی در درجه اول بر تعلقات عاطفی و در درجه بعد بر جنبه‌های کارکردی و نتایج جانبی استوار بود. مهریه نیز از پرتو تعلقات عاطفی و انتظارات قومی تعیین می‌شد. از سوی دیگر عواملی که امروزه در توجیه بالا بودن مهریه مورد استناد است، در عرف سنتی، وجود نداشت و به دلیل غلبه روح سازگاری،‌ قبح طلاق، روان‌شناسی خاص زن و… میزان مهریه از نوسان کمتری برخوردار بود؛ اما رواج ازدواج‌های برون فامیلی به سبب ضعف آگاهی از خواستگار، ضعف اعتماد، بیمناکی نسبت به آینده، آسیب‌پذیری خانواده و از میان رفتن قبح سنتی طلاق و… پیوند زناشویی و همه عناصر آن از جمله مهریه را تغییر داده است.

ـ کمال یابی زن

برخی معتقدند مهریه زیاد ناشی از دستیابی به مجموعه‌ای از کمالات و ویژگی‌های ارزشمند در تحرک اجتماعی است. رشد کمّی و کیفی تحصیلات،‌ شکوفایی استعدادها و توانمندی‌ها، افزایش کارایی، درگیرشدن در عرصه‌های مختلف اجتماعی و …، شأن و منزلت اجتماعی و اهمیت و کارایی زن را ارتقا بخشیده است. وقوع این تحول بزرگ در حیات اجتماعی زن، ‌همه ابعاد فردی و اجتماعی را متاثر ساخت. مطابق این نظریه، افزایش مهریه نیز از جمله تبعات ارتقای موقعیت زنان است و از آنجا که زن از رهگذر این پویش تکاملی به جایگاه برتری دست‌یافته، در فرآیند ازدواج نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین مقاطع زندگی، حقوق و امتیازات ویژه‌ای برای خود قائل است.

«دستیابی به مهریه‌های کلان ممکن است به نوعی پرستیژ و تفاخر اجتماعی تعبیر شود که زنان و جوانان در سن ازدواج بیشتر از هر گروه دیگر در معرض آن قرار می‌گیرند، بیشتر از هرکس دیگر به آن ارج می‌نهند و بیشتر از هر گروه دیگر از آن تأثیر می‌پذیرند.»[۸۰].

یکی از جامعه‌شناسان معاصر در تحلیلی مشابه می‌نویسد: « … در سال‌های ۱۳۴۴-۱۳۴۰ در تحقیقی راجع به ازدواج وویژگی‌های آن در ایران، ملاحظه شدکه میزان مهریه، شدیداًتحت تأثیرمیزان تحصیلات است. همبستگی بین­دوپدیده، مستقیم وهم‌جهت­بوده؛ بدین معنا که هرقدرمیزان تحصیلات افزایش می‌یافت، به همان نسبت به میزان مهریه نیز افزوده می‌شد، نتیجه آن که آموزش و تحصیلات بر مهریه موثر است»[۸۱].

ـ چشم هم چشمی

مهمترین عامل افزایش مهریه در سالهای اخیر که نویسندگان و کارشناسان بسیاری نیز بدان اشاره کرده‌اند، عامل چشم هم­چشمی است. «به­این معناکه فردیا خانواده او وضعیت بالای مادی اقوام یا همسایگان یا دیگران را ملاک قرار می‌دهد و به دست و پا می‌افتد که خود را همطراز آنان قرار دهد.»[۸۲] این عامل در بسیاری از ارزشگذاریهای ظاهری مردم ایران مشهود است. در زمانهای قدیم به دلیل اینکه مردم از لحاظ اقتصادی به دو دسته ثروتمند و طبقه فقیر تقسیم می‌شدند و هر کدام از این دو گروه (البته درصد طبقه ثروتمند خیلی کم بود) دارای شیوه زندگی خاصی بودند، به ندرت مشاهده می‌شد که طبقه فقیر در شیوه زندگی، خود را با طبقه ثروتمند مقایسه کند. از زمانی که طبقه دیگری در قالب طبقه متوسط به این دو طبقه اضافه شد مقایسه‌ها نیز در ارزشگذاری‌ها و شیوه زندگی شروع شد. طبقه متوسط فاصله زیادی با طبقه ثروتمند نداشت و لذا گاهی به خود جرأت میداد (گرچه به صورت تصنعی) از شیوه زندگی طبقه بالا پیروی کند و از طرفی طبقه پایین نیز که فاصله چندانی با طبقه متوسط نداشت در مواردی از سبک زندگی طبقه متوسط تقلید می‌کرد. گسترش وسایل ارتباطی و رسانه‌ها در این خصوص نقش تعیین کننده‌ای داشته است. همین امردرباره اثرپذیری روستاها از شهرها نیزصدق می‌کند. در سالهای اخیر به راحتی می‌توان شکل زندگی شهری را در برخی روستاها مشاهده کرد. ورود رسانه‌ها و نیز گسترش راههای ارتباطی موجب شده است تا جوانان روستایی به دلایل مختلف از جمله ادامه تحصیل و اشتغال هرچه بیشتر به شهرها رفت و آمد کرده و به طور فزاینده‌ای از سبک زندگی آنها تاثیر بگیرند. این تاثیرپذیری در صورتی تشدید می‌شود که برخی از جوانان همسران خود را از شهرها انتخاب می‌کنند.

امروزه در تغییر و حرکت ارزش‌ها نوعی مسابقه برای دسترسی به ارزش‌های قشر بالا و طبقه بالای جامعه وجود دارد. قشر متوسط خود را به مقیاس‌های جدید ارزشی قشر بالا می‌آرایند نه فقط آرزو دارند که مانند قشر بالا باشند، بلکه آنها نیز در مسابقه برتری جویی می‌خواهند خود را از قشر پایین‌تر از خود متمایز سازند؛ زیرا همان طور که قشر متوسط ادای قشر بالا را در می‌آورد، قشر پایین نیز می‌کوشد تا به مقیاس‌های ارزشی قشر بالاتر از خود (یعنی قشر متوسط) دست یازد. سرایت پدیده‌های ارزشی از جانب قشر بالا به پایین و بالاخص به روستاها با گسترش وسایل ارتباطی از جمله تلویزیون و جاده بسیار سریع گردیده و موجب به هم ‌زدن نظام اجتماعی آنجا شده است.»[۸۳].

نکته قابل توجه این است که فرآیند تغییر ارزش‌ها بعد از رسیدن به یک شرایط جدید در یک نقطه توقف نمی‌کند، بلکه به مجرد اینکه این پدیده به قشر متوسط سرایت کرد و آنها خود را به مقیاس‌های ظاهری آن آراستند، قشر بالا مجدداً برای متمایز کردن خود یک موج دیگر تولید می‌کند.»[۸۴] یکی از چیزهایی که مسابقه و مقایسه مردم در مورد آن کاملاً به چشم می‌خورد، تعیین مهریه‌های سنگین است. طبقه بالا سعی می‌کند همواره مهریه‌های خود را در سطح بالاتر از سطح طبقات پایینتر از خودش نگه دارد تا بدین وسیله فاصله خود را از آنها حفظ کند. به نظر می‌رسد این مسابقه نقطه پایانی ندارد.

ـ تضعیف اعتماد اجتماعی

طبق بررسی‌های به عمل آمده در شهر تهران میزان اعتماد اجتماعی در حد قابل‌توجهی پایین آمده است[۸۵]. بدیهی است که انسانها در انجام معامله با افراد بیگانه یا ناشناس سعی می‌کنند میزان ریسک‌پذیری خود را به حداقل رسانده و برگ برنده‌ای در اختیار خود نگه دارند. ازدواج نیز یک نوع معامله میان دوطرف است؛ چون شناخت کافی از همدیگر ندارند، با توسل به مهریه‌های سنگین سعی در به حداقل رساندن خطرات احتمالی دارند.

ـ واکنش به بی‌توجهی تاریخی

بررسی‌ها نشان می‌دهد که میزان مهریه با متغیرهای سواد و شغل و پایگاه اجتماعی نیز در ارتباط است. «هر چه میزان سواد زنان بیشتر باشد، میزان مهریه بالاتر می‌رود. کسانی که دارای تحصیلات عالی‌تر و صاحب مشاغل عالی‌تر و فنی و حرفه‌ای و اداری باشند، مهریه زیادتری دارند.»

لازم به ذکر می‌باشد که افزایش مهریه قشر تحصیلکرده یا طبقه بالای جامعه از دیدگاه مبادله تبیین شده است. «مقدار مهریه در عین آنکه باید مانع طلاق شود یا طلاق را برای مرد مشکل کند، متناسب با موقعیت اجتماعی- اقتصادی زن هم هست و چون ازدواج، مبادله ارزش‌های مساوی است و به همسان گزینی گرایش دارد، مهریه زنان در طبقات و اقشار مختلف اجتماعی متفاوت است، اما معمولاً نقش مشکل کردن طلاق را در همه جا ایفا می‌کند. بر اساس مبادله‌ای بودن روابط، مهریه سنگین، جهیزیه سنگین می‌طلبد و چون مقدار جهیزیه تقریباً با مقدار نقدینه نسبت ثابتی دارد و چون مقدار مهریه و نقدینه که مرد می‌پردازد یا تقبل می‌کند, با موقعیت اجتماعی زن و شوهر یا به تعبیر بهتر عروس و داماد ارتباط متناظر دارند، هماهنگی بیـــن این سمبل با سمبل‌های دیگری کـه حاکی از وضعیت اجتماعی- اقتصادی عروس و داماد است, ضروری می‌نماید.

  1. تدابیر اسلام برای مهار طلاق ناشی از مهریه

تدابیری که اسلام برای مهار طلاق ناشی از مهریه اندیشیده است عبارتند از:

  1. دین اسلام از طریق معرفی پیوند زناشویی به عنوان پیوندی مقدس،
  2. ترسیم حقوق و وظایف زوجین بر اساس تقسیم‌ کار طبیعی و الزام طرفین به رعایت آن،
  3. القای تعالیم اعتقادی و اخلاقی به عنوان مهم‌ترین پشتوانه در رعایت اقتضائات این پیوند،
  4. توصیه کافی به اعمال دقت در انتخاب همسر از جمله هم‌کفو بودن،
  5. توصیه‌های متقابل به رعایت احترام متقابل،
  6. توصیه به‌تشکیل محکمه خانوادگی‌وبهره‌گیری از نفوذ و اعتبار نزدیکان درهنگام بروز اختلاف،
  7. ابراز کراهت وتنفر ازطلاق، بطلان طلاق در ایام عادات و استفاده از این فرصت جهت تاخیر طلاق،
  8. صلاحیت طلاق دهنده از حیث بلوغ و عقل و حضور دو شاهد عادل تلاش کرده است تا مانع وقوع طلاق شود.
  9. قراردادن ایام عده و عدم انقطاع کامل به مجرد طلاق،
  10. الزام به پرداخت مهریه مطلقه یا متاع در خور شأن،
  11. مجاز شمردن طلاق تا دو مرتبه و مجازات روانی آن به وسیله محلل در مرتبه سوم،

فرصت دیگری جهت تجدید نظر در بهره‌گیری از حق طلاق در اختیار مرد می‌نهد[۸۶]. اسلام در عین آنکه زنان را به حقوق انسانیشان آشنا کرد و به آنها شخصیت و حریت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت ‏به جنس مرد وادار نکرد[۸۷].

 

 

 

فصل‌دوم

احکام مهریه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقدمه

مهریه یا مهرکه درعربی به آن صداق، اجر وفریضه نیزمی‌گویند، در اصطلاح مال یا شی قائم مقام مالی است که درعقدنکاح توسط زوج به تملیک زوجه درمی­آید ویا به نفع زوجه به ذمه می­گیرد.مهر از مقتضیات عقد نکاح نیست بلکه از آثار حتمی مترتب بر آن است.چنین است که بطلان مهریه به عقد سرایت نمی‌کند[۸۸].

آنگونه که شهید مطهری رحمه الله علیه بیان کرده‌اند[۸۹] پرداخت مهریه از سوی مرد به زن از سنن کهن در روابط خانوادگی بشری است و وضع آن نتیجه تدبیر ماهرانه ای است که در متن خلقت برای پیوند دادن زن و مرد به یکدیگر طراحی شده است، چرا که به حکم قانون طبیعت زن مظهر ناز و مرد نماد نیاز است و چنین است که مرد به طلب و خواستگاری زن می رود.پس آنگاه که مرد در مقابل اظهار علاقه و طلب خویش پاسخ مثبت و علاقه متقابل زن را می‌بیند برای تشکر از زن و سپاس علاقه او مبلغی را به عنوان مهر به او عطا می کند.لذا مهریه برخلاف ادعای غربیان که آن را بهای خرید زن! می دانند عطایی بیش نیست. اینکه بیان می شود سنت مهریه در اسلام مختص به خودش بوده، باوجود آنکه پرداخت کابین در سایر اقوام نیز مرسوم است، بدان علت است که حکمت پرداخت مهریه در سایر اقوام چیزی جز آنچه که اسلام بیان کرده می باشد.

۱ـ ماهیت فقهی، حقوقی مهریه

۱ـ۱ـ تعریف مهریه:

مهریه یا صداق[۹۰] مالى است که به‏وسیله عقد ازدواج بطور متزلزل به‏ملکیت زن (همسر) در مى‏آید و با چهار چیز ملکیت آن مستقر مى‏شود:

۱- مرتد شدن شوهر به ارتداد فطرى     ۲- مرگ شوهر     ۳- نزدیکى     ۴- مرگ زن بنا به مشهور و این تملک براى ‏زن ناشى از حکم شرع و قانون ‏است[۹۱].

معنى کلمه نحله:

نحله در لغت‏به معنى بدهى و دین‏آمده است و همینطور به معنى بخشش وعطیه. راغب در کتاب مفردات مى‏گوید:به عقیده من این کلمه از ریشه نحل به‏معنى زنبور عسل آمده است، زیرا بخشش‏و عطیه شباهتى به کار زنبور عسل در دادن‏عسل دارد[۹۲]. در تفسیر عاملى، به نقل ازمجمع آمده است:

«چون مرد و زن در استفاده از یکدیگرشریک و مساوى هستند، خداوند براى‏زن بر مرد مهر قرار داده تا بخشش وعطیه‏اى باشد از خداوند نسبت‏به زن.»[۹۳]

در تفسیر عاملى به نقل از طبرى آمده‏است: منظور از نحله یعنى مهر به طوربخشش الزامى. معنى این کلمه در آیه‏چنین است که: ازدواج نباید انجام شودمگر با مهر معین و ناگزیر[۹۴].

خداوند متعال در سوره نساء آیه ۴ مى‏فرماید: «وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَّرِیئًا»و مهر زنان را در کمال رضایت و طیب‏خاطر به آنان بپردازید اگر چیزى از مهرخود را از روى رضا و خشنودى به شمابخشیدند از آن بر خوردار شوید که حلال‏و گواراست.

آیه فوق به دنبال بحثى درباره انتخاب‏همسر آمده و اشاره به یکى از حقوق‏مسلم زنان مى‏کند و تاکید مى‏نماید که ‏مهر زنان را به طور کامل همانند یک‏ بدهى بپردازید یعنى همان طور که در پرداخت ‏سایر بدهی‌ها مراقب هستید که از آن چیزى کم نشود در مورد پرداخت مهر نیز باید همان حال را داشته باشید[۹۵].

قران کریم در این جمله کوتاه به سه نکته اشاره کرده است. اولاً با نام صدقه ‏«با ضم دال‏» یاد کرده و اسم کامل است. نه با نام مهر، که از ماده صداق است چنانکه در مفردات راغب آمده است: بدان جهت‏ به مهر، ‏صداق یا صدقه گفته می‌شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد است. دیگر اینکه با ملحق کردن ضمیر «هن‏» به این کلمه‏مى‏خواهد بفرماید که مهریه به خود زن‏تعلق دارد نه به پدر و مادر. مهر، مزدبزرگ کردن و شیردادن و نان دادن به او نیست[۹۶].

این در حالیست که در جاهلیت رسم‏بر این بود که اگر کسى مى‏مرد، فرزندى که‏از همسرى دیگر مى‏بود و یا ولى میت‏سرمى‏رسید و همسر او را مانند اموالش به‏ارث مى‏گرفت و جامه‏اى بر سر اومى‏افکند. آنگاه یا او را با همان مهریه اول‏به همسرى خویش در مى‏آورد و یا وى رابا همان مهریه نخست در حباله نکاح‏دیگرى قرار مى‏داد و کابین او را از این‏شوهر جدید دریافت مى‏کرد. اسلام بانزول این آیه، چنین رسم سخیفى راممنوع ساخت[۹۷].

همچنین آیه ۲۰ سوره نساء، مؤید این‏مساله است: «وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا»؛ اگر خواستید زنى را رها کرده و زنى‏دیگر به جاى او اختیار کنید و حال ‏بسیارى مهر او کرده‏اید، البته نباید بازگیرید چیزى از مهر او، آیا بوسیله تهمت‏زدن به زن مهر او را مى‏گیرد و این‏گناهى آشکار است.

پیش از اسلام رسم بر این بود که اگرمى‏خواستند همسر سابق را طلاق گویندو ازدواج جدیدى کنند براى فرار ازپرداخت مهر، همسر خود را به اعمال‏منافى عفت متهم مى‏کردند و بر او سخت‏مى‏گرفتند تا حاضر شود و مهر خود را که‏معمولا قبلا دریافت مى‏شد، بپردازد وطلاق گیرد و همان مهر را براى همسر دوم ‏خود قرار مى‏دادند، آیه بشدت از اینکارزشت جلوگیرى کرده و آن را موردنکوهش قرار مى‏دهد[۹۸].

اساس مهریه در حقوق ایران مبتنى برسنت و مذهب است و نظیر آن را درحقوق غربى نمى‏توان یافت. رابطه مهر باتمکین زن را نمى‏توان با رابطه عوض ومعوض در قراردادهاى مالى قیاس کرد. زن‏در برابر مهر، خود را نمى‏فروشد بلکه بامرد پیمانى مى‏بندد که اثر قهرى آن، التزام‏مرد به پرداخت مهر و تکلیف زن به‏تمکین اوست. به همین جهت است که‏فسخ و بطلان مهر، عقد نکاح را از بین‏نمى‏برد و زن را از انجام وظایفى که به‏عهده دارد، معاف نمى‏کند. ما در ابتدامختصرا به بیان تعریف و ماهیت‏حقوقى مهریه مى‏پردازیم.

۱-۲- مهریه و ماهیت‏حقوقى آن:

در ماده ۱۰۸۷ قانون مدنى آمده‏است:

«مهر عبارت از مالى است که به‏مناسبت عقد نکاح، مرد ملزم به دادن آن‏به زن است.» الزام مربوط به تملیک مهر،ناشى از حکم قانون است و ریشه‏قراردادى ندارد. به همین جهت، سکوت‏دو طرف در عقد و حتى توافق بر این که‏زن مستحق مهر نباشد، نمى‏تواند تکلیف‏مرد را در این زمینه از بین ببرد. درست ‏است که انعقاد نکاح به تراضى طرفین‏است ولى آثار آن را زن و شوهر به وجودنمى‏آورند. همین که زن و مرد، با پیوندزناشویى موافقت کردند در وضع ویژه‏اى‏قرار مى‏گیرند که بناچار باید آثار و نتایج‏آن را متحمل شوند. بنابراین مهر، نوعى‏الزام قانونى است که بر مرد تحمیل‏مى‏شود و فقط زوجین مى‏توانند هنگام ‏بستن عقد یا پس از آن، مقدار مهر را به‏تراضى معین سازند. (مواد ۱۰۸۰-۱۰۸۷قانون مدنى )[۹۹].

۱-۳- اقسام مهر:

در فقه شیعه و قانون مدنى جمهورى‏اسلامى ایران از سه نوع مهر نام برده شده‏است:

۱- مهرالمسمى[۱۰۰]     ۲- مهرالمثل     ۳-مهرالمتعه

۱- مهرالمسمى:

مهریه‏اى است که میزان آن بهنگام عقد نکاح، معین و از آن نام برده شده است[۱۰۱]. مهرالسنه: نوعی از مهر المسمی است و در لمعه آمده‏ است[۱۰۲]: اگر مرد زن را به کتاب خدا وسنت پیغمبر«صلى الله علیه وآله‏» تزویج کند مهریه اوپانصد درهم است.

در شرح لمعه قیمت پانصد درهم[۱۰۳] را پنجاه دینار تعیین مى‏کند. در جاهاى‏دیگر آمده است که دینار برابر است‏با یک‏مثقال شرعى طلا. علت آنکه این مبلغ را مهرالسنه گویند این است که رسول‏خدا «صلى الله علیه وآله‏» این مبلغ را مهر زنان و دختر خود قرار داده‏اند[۱۰۴].

۲- مهرالمثل:

مهرالمثل، اگر درنکاح دائم مهر ذکر نشود، نکاح، درست‏است و طرفین مى‏توانند پس از آن بین‏خود بصورتى، در مورد آن سازش کنند، وهرچه را خواستند معین نمایند و اگر پیش‏از تراضى در مورد مهر نزدیکى واقع شود، زن مستحق مهرالمثل است ‏یعنى ‏مهریه‏اى مثل مهریه زنان هم‌شأن و همردیف او[۱۰۵]. مهرالمثل در زبان حقوقى ‏به مهرى گفته مى‏شود که مقدار آن، با رعایت‏ حال زن از حیث ‏شرافت و سایر صفات و وضعیت او نسبت ‏به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل وغیره در نظر گرفته شود.

بنابراین مهر المثل، به مهرى گفته مى‏شود که مقدار آن با رعایت ‏حال زن از حیث‏ شرافت‏ خانوادگى و سایر صفات ووضعیت او نسبت‏ به اماثل و اقارب و همچنین ‏معمول محل و غیره در نظر گرفته شود (ماده‏۱۰۹۱).

ماده۱۰۹۳ قانون مدنى مى‏گوید: هرگاه مهر درعقد ذکرنشده باشد وشوهر قبل از نزدیکى و تعیین ‏مهر، زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه‏است، اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل ‏خواهد بود[۱۰۶].

اگر در نکاح دائم، مهرذکر نشود نکاح درست است و طرفین‏مى‏توانند پس از آن بین خود به صورتى‏در مورد آن سازش و چیزى را معین کنندو اگر قبل از تراضى نسبت‏به آن، نزدیکى‏واقع شود، زن مستحق مهرالمثل است[۱۰۷].

ملامحسن فیض در مفاتیح الشرایع‏مى‏گوید: «آنچه در مهرالمثل معتبر است، حال‏زن است در شرافت و زیبایى و عقل و بکارت و حسب و نسب و دارایى و کاردانى و حسن و نظایر اینها و از جمله‏ عادت خویشاوندان او در آن شهر یانزدیک به آن شهر که با آن شهر در عادت وعرف تفاوتى نباشد….»[۱۰۸].

امام خمینی«ره» در تحریرالوسیله می‌گوید: «احتیاط در مهرالمثل در این مورد اگر بیشتر از مهرالسنه باشد این است که با یکدیگر مصالحه کنند، و اما در غیر این مورد هرجا که حکم به مهرالمثل کردیم این است که ملاحظه حال زن و صفات او را بکنند یعنى سن او وبکارت ونجابت وعفت وعقل وادب و شرافت وجمال وکمال و اضداد اینها را درنظر بگیرند، بلکه احتیاط این است که تمامى خصوصیاتى که از نظر عرف و عادت درگرانى و ارزانى مهر یک زن دخیل‌است را مورد ملاحظه قراردهند، یعنى مثلا خویشاوندان و عشیره او، و شهری که در آنجا زندگى مى کند و سایر خصوصیات را در نظر بگیرند و مهر المثل چنان زنى را باو بدهند»[۱۰۹].

۳- مهرالمتعه:

در ماده ۱۰۹۳ قانون‏مدنى آمده است:

هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد وشوهر قبل از نزدیکى و تعیین مهر زن‏خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه‏است و اگر بعد از آن طلاق دهد، مستحق‏مهرالمثل خواهد بود.

در منتهى الارب آمده است: آنچه بعد از طلاق از نفقه به همسر مرد مى‏دهند ازقبیل پوشاک، خوراک… این مهر را مهرالمتعه گویند. به عبارتى هرگاه ‏مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از آمیزش و تعیین مهر، همسر خود را طلاق‏دهد، زن مستحق مهرالمتعه مى‏شود[۱۱۰].

۱-۴- مقادیر و مصادیق مهریه

براى مهریه مقدار حداقل‌وحداکثرمعینى ذکر نشده بلکه هرقدر که طرفین برآن توافق کنند آن را مى‏توان مهریه قرارداد ولى روایات، حد مستحبى را مشخص‏مى‏نماید که بهتر است از مهرالسنه بیشتر نباشد.

در این خصوص در تحریر الوسیله آمده است: «هر چیزی که مسلمان مى‌تواند مالک آن شود مهر قراردادنش نیز صحیح است ، چه عین باشد و چه دین و چه منفعت عینى که آن عین نیز تحت ملکیت مسلمان در مى آید (عین مانند خانه و کشتزار و حیوان، و دین مانند پولی که از زوجه طلب دارد، و منفعت مانند اجازه یا سکونت در خانه و کشتزار و غیره ) و جایز است مهریه را از منفعت انسانى آزاد و غیر برده قرار داد، مثل اینکه زنى را براى خود عقد کند در برابر اینکه صنعتى به او یاد بدهد و یا هر عمل دیگرى که حلال باشد، بلکه ظاهرا صحیح باشد اینکه مهریه او را حقى مالى قرار دهد که قابل نقل و انتقال باشد، نظیر حق تحجیر و امثال آن، مهریه از نظر مقدار حد و اندازه‌اى ندارد بلکه معیار در آن تراضى زن و شوهر زن است ، چه کم و چه زیاد بشرطی که آنقدر کم نباشد که مانند یک پر کاه مالکیت نداشته باشد، بله در طرف زیادت مستحب است که زیادتر از مهرالسنه یعنى پانصد درهم نباشد»[۱۱۱].

ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی مقرر داشته است :« تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.»

این ماده قانونی که مبتنی بر فقه امامیه است دلالت بر این می نماید که تعیین مهریه مقید به حد و قیدی جز اراده طرفین نیست.میزان مهریه از حیث حد اقل و اکثر قابل بررسی است.

در امامیه اجماع وجود دارد که میزان مهر المسمی از حیث حد اقلی هیچ محدودیتی ندارد و تنها لازم است آنچه که مهر قرار داده می شود هم مالیت و تمول داشته باشد و هم قابلیت تملک، یعنی شرعا بتواند به ملکیت مسلمان درآید.فقها در اینجا علاوه بر استناد به اطلاق آیات وجوب پرداخت مهریه به روایات وارده نیز استناد جسته اند و از آن جمله است روایت فضیل ابن یسار از امام صادق علیه السلام که حضرت فرمودند: «الصَّداق ما تراضیا علیه من قلیلٍ او کثیرٍ فهو الصداق- مهریه آن است که بر آن تراضی نمایند چه کم چه زیاد پس آن مهر است[۱۱۲]»

البته برخی از فقها وضع مهر بسیار کم را مکروه دانسته اند و به روایتی از امیرالمومنین علیه السلام استناد کرده که حضرت فرموده اند: « إنی لاکره أن یکون أمهر اقل من عشره دراهم لئلا یشبه مهر البغی- همانا من کراهت دارم که کمتر از ده درهم مهر کنم چراکه شبیه مهر زنا می شود[۱۱۳]»

سایر فرق اسلامی در اینجا با امامیه اختلاف رای دارند.حنفیه برای مهر از حیث اقل حد ده درهم قرار داده است و معتقد است اگر مهریه کمتر از آن قرار داده شود عقد صحیح است اما مهریه همان ده درهم محسوب می شود. مالکی اقل مهر را سه درهم قرارداه و در صورت وضع کمتر از آن زوجه را در فسخ یا قبول آن مخیر می داند.

بایددانست که کم بودن مهریه مستحب و موکد است چنانکه نبی اکرم صلوات الله علیه می فرمایند:

«اعظم النساءِ أحسنهن وجها و أرخصهن مهورا- بهترین زنان نیکو روی ترین ایشان و کم مهر ترین ایشان است[۱۱۴]»

اما درباره حداکثر مهریه، قول مشهور فقهای امامیه و اجماع سایر فرق آن است که مهریه محدود به هیچ سقف و حدی نیست و تقدیر نمی شود.فقها در اینجا به مانند دلایل اثبات عدم وجود حداقل در مهر به اطلاق آیات قرآن و روایات وارده استناد کرده اند.شیخ مفید رحمه الله علیه در رساله المهر می فرمایند که کلیه اخبار وارده دال بر آن است ، تمام آنچه که طرفین راضی به آن باشند همان مهر است چرا که کمیت و مقدار مهر متعلق به رضایت ایشان است و خداوند مهر را واجب فرمود بدون آنکه حدی از حیث کمی یا کثرت در آن وضع کند.همچنین می فرمایند برخی از مهریه ها مانند تعلیم قرآن و صنعت و موارد مشابه قیمت معلومی نداشته، پس تقدیر در آنها موضوعیتی ندارد و این خود دلیل دیگری است بر عدم تقدیر مهریه توسط شارع.

در مقابل قول مشهور امامیه برخی معتقدند که مهریه نمی تواند از مهر السنه که معادل ۵۰۰ درهم است تجاوز کند و در صورت تجاوز به همان میزان باز می گردد.ظاهرا تنها قائلین این قول شیخ صدوق و سید مرتضی علم الهدی رحمه الله علیهما هستند، این در حالی است که برخی از امامیه تجاوز از مهر السنه را مکروه دانسته و برخی دیگر مانند حضرت امام رحمه الله علیه عدم تجاوز را مستحب دانسته‌اند.

اما آیاتی که مورد استناد اکثر فقها قرار گرفته است و بر مبنای آن حکم به عدم تقدیر مهریه داده اند عبارت است از:

۱) آیه بیستم سوره مبارکه نساء :«… وَ ءاتَیتم إحداهنَّ قِنطاراً»

قنطار به معنای مال فراوان است. در قاموس اللغه معادل هفتاد هزار دینار یا هشتاد هزار درهم معرفی شده است. آیه صراحتا دلالت بر جواز تعیین مهریه بالا و متجاوز از مهر السنه می کند.هیچ روایت و قولی نیز در نسخ آیه وارد نشده است.

از سوی دیگر، آیه جمله امری بوده و مفهوم جمله امری ظهور در وجوب دارد، یعنی پرداخت مهریه واجب و استنکاف از ادای آن حرام است.نبی اکرم صلوات الله علیه فرمودند: «إن الله یغفر کل ذنبٍ یوم القیامه الا مهر إمرأه..- خداوند هر گناهی را می بخشد در روز قیامت مگر مهر ادا نشده زن را [۱۱۵]».

۲)آیه چهارم سوره نساء: «و ءاتوا النساءَ صدقاتهنَّ نِحله»

۳) آیه بیست و چهارم سوره نساء« فاتوهنّ اُجورهن فریضه»

این آیه که مستند مشروعیت ازدواج منقطعه می باشد پرداخت مهر در متعه را نیز واجب می داند و با آوردن صفت فریضه بر آن تاکید کرده است.در اینجا نیز اطلاق لفظ «اجر» که به معنای مهر است دلالت بر عدم محدودیت در تعیین میزان مهریه می کند.

بدیهی است روایات مغایر با آیات قرآنی در مقام تعارض ساقط می شوند.چنانکه امام صادق علیه السلام فرموده اند : «ما اتاکم عنا من حدیث لا یصدقه کتاب الله فهو باطل- آنچه از حدیث ما که به شما می رسد و کتاب خدا آن را تصدیق نمی کند پس باطل است.»

در کنار آیات مورد استناد،روایات بسیاری نیز دلالت بر عدم وجود تقدیر در میزان مهریه می کند که از آن جمله اند:

۱)روایت وشاء از امام رضا علیه السلام : «لو أن رجلاً تزوَّج إمراه و جعل مهرها عشرین ألفا و جعل لابیها عشرهً آلافِ کان المهرُ جائزاً والذی جعل لابیها فاسدا- اگر مردی با زنی ازدواج کند و مهر او را بیست هزار درهم قرار دهد و برای پدرش نیز ده هزار درهم قرار بدهد مهر جائز است و آنچه که برای پدرش قرار داده باطل است[۱۱۶]»

این روایت صحیح از یک سو هم دلالت بر صحت مهریه متجاوز از مهر السنه می کند و هم اینکه مهریه را مختص دختر دانسته و انصراف آن به غیر را باطل می داند.

۲)ابی الصباح از امام صادق علیه السلام ، سالته عن المهر ما هو؟ قال: ما تراضی علیه الناس- از امام پرسیدم مهر چیست؟ فرمود: آنچه که مردم بر آن تراضی می کنند[۱۱۷]»

۳)زراره از امام باقر علیه السلام : الصداق کل شیءٍ تراضی علیه الناسُ قلَّ او کثرَ متعه او تزویجٍ غیر متعهٍ- مهرهرچیزی است­که مردم بر آن تراضی می­کنند چه کم چه زیاد درمتعه باشد یا در ازدواج غیر متعه[۱۱۸]»

دلالت این روایت بر عدم تقدیر در میزان مهریه صریح و آشکار است.

در کنار دلایل نقلی مذکور، سیره عملی معصومین علیهم السلام خود دلیلی دیگر بر جواز تجاوز مهریه از مهر السنه است.چنانکه شیخ طوسی در مبسوط به سند خویش روایتی نقل کرده که می فرماید : «تزوج الحسنُ علیه السلام إمراهً فاصدَقها مائه جاریه مع کل جاریه ألف دراهم- امام حسن علیه السلام زنی را تزویج فرمود و مهر او را صد کنیز قرارد داد که با هر یک هزار درهم بود.»

عدم تقدیر و محدودیت در میزان مهریه چنان میان متشرعه مرسوم بوده که قول خلاف آن با مخالفت مسلمین مواجه می شده است.چنانکه شیخ مفید رحمه الله علیه نقل فر موده است که در دوران خلافت عمر، روزی او بر منبر رفته و زبان به انتقاد از افزایش مهریه زنان گشود؛ در این هنگام زنی از میان جمعیت بر خاست و با تلاوت آیه بیستم سوره نسا سخن عمر را رد کرد، پس عمر از رای خویش بازگشت و بدون نتیجه از منبر به پایین آمد.

اما قول مخالف که معتقد به حرمت تجاوز مهرالسمی و مهرالمثل از مهرالسنه است منتسب به سید مرتضی و شیخ صدوق رحمه الله علیهما است.بر خلاف آنچه که برخی مانند دکتر حسن امامی عنوان کرده اند ابن جنید اسکافی رحمه الله علیه همانند مشهور امامیه فتوا داده است.کلام او در اینباره که در مختلف الشیعه علامه حلی رحمه الله علیه نقل شده چنین است :« و کل ما صحَّ التملیک له و التموّل من قلیل او کثیر ینتفع به فی الدین و الدنیا »

اما سیدمرتضی رحمه‌الله علیه در الانتصار در بدو امر بیان می فرماید که وجود قلت و کثرت در مهر در امامیه جائز است و این عامه هستند که از حیث کمی برای آن حدی قائل شده اند، سپس در ادامه می افزاید از مفردات امامیه آن است که مهر نمی تواند از مهر السنه تجاوز کند و در صورت تجاوز به آن باز گردانده می شود. ایشان رای خویش را مستند به اجماع امامیه کرده اند که مخدوش بودن اجماع در اینجا آشکار است. علاوه بر آن ایشان پیش از آن در رد قول عامه که از حیث قلت برای مهریه حدی قائلند به اطلاق آیات قرآنی استناد می فرماید ،پس چگونه است که در اینجا به وجود اطلاق توجهی نمی نماید حال آنکه اطلاق هم از حیث کمی و هم زیادی را شامل می شود. ایشان در اینجا به روایتی استناد فرموده اند که حکم، به رد مهر به مهر السنه در صورت تجاوز از آن کرده است، لیکن شهید ثانی رحمه الله علیه در شرح لمعه ضمن ایراد خدشه به سند این روایت ، در فرض صحت فرموده اند که حمل بر استحباب می شود یعنی مستحب است در صورت تجاوز مهر از مهر السنه به آن بازگردانده شود و می فرمایند در ادله سنن و مستحبات تسامح­جایز است. شیخ­صدوق رحمه الله علیه نیز درالهدایه رائی همانندسیدمرتضی برگزیده است. ایشان در من لایحضره الفقیه حدیثی را مستند فتوای خویش قرار داده اند (روایت مفضل ابن عمر از امام صادق علیه السلام : السنه المحمدیه خمسمائه درهم فما زاد علی ذلک رد الی السنه) علامه حلی رحمه الله علیه در مختلف الشیعه با ضعیف دانستن سند این حدیث با فرض صحت آن را دال بر استحباب دانسته‌اند[۱۱۹].

نتیجه سخن آنکه این از مسلمات فقه امامیه است که برای مهریه از حیث کمی و زیادی هیچ حدی نیست وتلاش درجهت سقف­گذاری برای مهریه و الزام به رعایت آن برخلاف فقه امامیه ومخدوش است. بایدتوجه داشت که اصل بر صحت و حلیت و دوام حلال است چراکه : «حلال محمد حلالٌ الی یوم القیامه»

همچنین در ذیل مسأله ۶ تحریرالوسیله بیان شده است: احتیاط در مهرالمثل در این مورد اگر بیشتر از مهرالسنه باشد این است که با یکدیگر مصالحه کنند، و اما در غیر این مورد هرجا که حکم به مهرالمثل کردیم این است که ملاحظه حال زن و صفات او را بکنند یعنى سن او وبکارت ونجابت وعفت وعقل وادب و شرافت وجمال وکمال و اضداد اینها را درنظر بگیرند، بلکه احتیاط این است که تمامى خصوصیاتى که از نظر عرف و عادت درگرانى و ارزانى مهر یک زن دخیل‌است را مورد ملاحظه قراردهند، یعنى مثلا خویشاوندان و عشیره او، و شهری که در آنجا زندگى مى کند و سایر خصوصیات را در نظر بگیرند و مهر المثل چنان زنى را باو بدهند.

«و عن على بن الحسن بن‏فضال… ابى جعفر«علیه السلام‏» قال:الصداق ما تراضیا على قله‏اوکثره…)[۱۲۰].

على بن الحسن بن فضال از زراره ازابى جعفر روایت کرده که گفت: مهریه یاصداق چیزى است که هر دو نفر بر آن‏رضایت مى‏یابند کم باشد یا زیاد، به‏عبارت دیگر میزان مهریه حداکثر واقعى‏تعیین نشده است. عن ابى جعفر «علیه السلام‏» قال: الصداق ما تراضى علیه الناس قلیلا”کان او کثیرا فهوالصداق[۱۲۱].

و از ابى جعفر«علیه السلام‏» نقل کرده است:مهریه چیزى است که مردم (زن و شوهر)در آن توافق بر رضایت داشته باشند وفرقى نمى‏کند که کم باشد یا زیاد.

در همین رابطه حضرت امام خمینى(قدس سره الشریف) در تحریرالوسیله‏مى‏فرمایند:

آنچه که در بعضى از شهرها متعارف‏شده که بعضى از فامیلهاى دختر مانند پدرو مادر، چیزى از شوهر مى‏گیرد و در زبان‏بعضى «شیربها» گویند و در زبان بعضى‏دیگر به چیز دیگر نامیده مى‏شود، بعنوان‏ مهر و جزء مهر نمى‏باشد. بلکه چیززیادتر از مهر است که گرفته مى‏شود وحکم آن است که اگر دادن و گرفتن آن‏بعنوان جعاله براى عمل مباحى است، درجواز و حلال بودن آن اشکالى نمى‏باشد،اگر بعنوان جعاله نباشد پس اگر شوهر به‏طیب نفس به نزدیکان دختر مى‏دهد،اگرچه، به خاطر جلب خاطر او و جلب‏ محبت او و راضى نمودن اوباشد، چونکه‏رضایت او ذاتا مقصود است‏یا آنکه‏رضایت دختر بستگى به رضایت او داردپس به ملاحظه این جهات شوهر به طیب‏خاطر آن مال را بذل مى‏نماید. ظاهر آن‏است که گرفتن آن جایز است لیکن براى‏شوهر مادامى که آن مال موجود است،جایز است آن را برگرداند و اما با عدم‏رضایت‏شوهر و دادن آن فقط به این‏جهت که دختر به آنچه که زوج از مهر بذل‏ مى‏نماید راضى به ازدواج است و خوردن‏آن حرام است و براى شوهر جایز است که‏در آن رجوع کند گرچه تلف شده باشد[۱۲۲].

در ماده ۱۰۸۰ آمده است که : تعیین مقدار مهریه‏منوط به رضایت طرفین است. تراضى طرفین مقدار جنس و وصف مهر را معین مى‏کند. هرگاه پدر یا جد بدون رعایت‏حقوق خانواده براى فرزند صغیر خودزن بگیرد، مهر بر عهده صغیر است مگر اینکه مولى‏علیه بعضا یا کلا” در دادن مهر تکمین نداشته باشدکه در این صورت باید آن را مولى صغیر بدهد.

در کتاب دعائم الاسلام از امام جعفر نقل شده که: مرد حق دارد زنی را تزویج کند با این مهریه کم سوره‌ای از قرآن را به او تعلیم دهد یا چیزی به او دهد.

شیخ مفید در «رساله مهر،» از ابى‏جعفر محمد بن على‏الباقر«علیه السلام‏» که‏فرمود: صداق هر چیزى است که هردوبرآن رضایت دهند چه در عقد متعه و چه درازدواج غیر متعه. حال ممکن است این‏سوال مطرح شود که:از آنجایى که درتعیین مهریه صرفاتراضى‏کافى‏است پس‏آیا هر چیزى را مى‏توان صداق زن ‏قرار داد؟ حتى شراب و خوک و هرچیزنجسى را؟[۱۲۳]

در مورد مالیت داشتن مهریه همچنین‏روایت‏شده از طلحه بن زید که‏گفت: پرسیدم از امام معصوم ‏«علیه السلام‏» درباره دو مردى از اهل ذمه و کافر حربى‏که هر کدام از آنها با زنى ازدواج کردند وشراب یا خوکى را مهر قراردادند و پس‏مردان اسلام آوردند. حضرت فرمود: آن‏نکاح جایز است و از جهت‏شراب وخوک حرام نمى‏شود و هنگامى که اسلام‏آوردند بر آنها حرام است که چیزى از آن رابه آن دو زن بدهند و آن را به عنوان صداق‏قرار دهند[۱۲۴].

۱-۵- شرایط صحت مهریه

شیخ طوسی در تهذیب الاحکام شرایط صحت مهر را چنین برشمرده است:

۱ـ مهر باید مالیت‏ داشته باشد یعنى داراى ارزش داد و ستداقتصادى باشد پس آب دریا، یا هوا … که ارزش‏اقتصادى ندارند مهر قرار نمى‏گیرند.

مورد اول؛ در مهر صحیح آن است که آنچه را که به ملکیت مسلمانان در می‌آید باید عین باشد یا منفعت عینی و مسلمان مالک آن می شود مانند کشتزار و حیوان یا انسان بنده یا آزاد باشد. اصل در مهریه آن است که طرفین بر آن تراضی داشته باشند. و ابی جعفر علیه‌السلام فرموده‌آند اصل در مهریه توافق و تراضی مردم است و مقدار آن می‌توان کم یا زیاد باشد و نباید زیادتر از مهر اسنه یعنی ۵۰۰ درهم باشد[۱۲۵].

اگر زن و مرد در مقدار مهر اختلاف داشته باشند و مرد بگوید تو را به ازدواج درآوردم با هزار (درهم) و زن بگوید با دو هزار یا در جنس، پس مرد بگوید تو را به ازدواج درآوردم با هزار درهم و زن بگوید با هزار دینار، پس قول مرد چه قبل از دخول باشد چه بعد از آن مورد قبول است نظر نخعی و ابن شبرقه و ابن ابی لیلی و قول ابوحنیفه و شافعی و الثوری این است که آندو (زن و مرد) را سوگند

می‌دهند و مهر المثل تعلق می‌گیرد و از ملک مالک خارج می‌شود.

و اگر اختلاف بعد از دخول باشد پس قول مرد مورد قبول است همچنانکه گفتیم. برای اینکه آن غارم است و اگر قبل از دخول باشد آندو را سوگند می‌دهند همانطور که شافعی گفت.

چنانچه سوگند بخورند نکاح باطل می‌شود بنابر قول صحیحی و چنانچه مهر فاسد باشد نکاح باطل می‌شود و دلیل ما اجماع است[۱۲۶].

۲ـ مهر بایدقابل تملک باشد بوسیله زن.

از پیامبر«صلى الله علیه وآله‏» روایت‏شده که‏حضرت فرمودند چنانچه مردى صداق‏ همسرش را کم یا زیاد قرار دهد اشکالى‏ندارد مثلا” اگر بخواهد به ۲ درهم حلال‏«ذکر مهر در صحت عقد دائم‏شرط نیست پس اگر تصریح ‏به عدم مهر کند صحیح‏است و به این، یعنى به واقع ساختن‏عقد بدون مهر «تفویض بضع‏» گفته مى‏شود وبه زنى که مهرى‏در عقدش ذکر نشده و مفوضه ‏بضع، گفته مى‏شود»[۱۲۷] شود پس حلال مى‏شود وصداق چیزى‏است که هم در عقد متعه وجود دارد و هم‏در ازدواج غیر متعه و رکن صحت آن ‏نیز مى‏باشد[۱۲۸].

۳ـ مهر باید در ملکیت ‏شوهر باشد.

۴ ـ  شوهر باید قدرت‏بر تسلیم مهر را داشته باشد و اگر تعیین مقدار مهر درست‏ نیست مثلاً انگشترى که در دریا غرق شده و دست‏یافتن به آن غیرممکن است نمى‏تواند مهر قرار گیرد.

۵ – مهر باید معین باشد ونمى‏توان یکى از چند چیز را بعنوان مثال یکى از دوخانه را بطور نامعین مهر قرار داد. مهرالمسمى اگرعین معینى باشد باید در زمان عقد موجود باشد ومالیت داشته باشد و قابل نقل و انتقال باشد، معلوم ومعین باشد تا براى طرفین رفع جهالت‏بشود و مرد نیزباید مالک آن بوده و قدرت تسلیم آن را داشته باشد[۱۲۹].

۶ – مهر نباید مجهول باشد یعنى باید مقدار و جنس و وصف آن براى طرفین مشخص باشد. در قانون ‏مدنى آمده که مهر باید بین طرفین تا حدى که رفع‏جهالت آنها بشود معلوم باشد، مشاهده کافى است و وزن کردن ضرورتى ندارد.

ماده ۱۰۸۷ قانون مدنى مى‏گوید: هر چیزى که‏ مالیت داشته باشد و قابل تملک نیز باشد مى‏توان مهر قرار داد. و مهر باید منفعت عقلایى داشته باشد پس‏مواد مخدر مهر قرار نمى‏گیرد.

اگر مهریه‌اش را چیزی مجهول قرار داده باشد البته اگر برای آن مهریه تعیین نکرده باشد و حال این است و به آن وارد می‌شود و در دین‌شان جایز باشد و برای آن بر ضد آن چیزی نباشد برای آنچه معلوم شود اما آن خلاف اشاره شده به آن در سخنشان باشد و گفته باشند اگر برای او مهریه تعیین نکرده باشند و به آن وارد نیست و غیر آن را تحویل دهد برای ازدواج موقت است مانند زن طلاق داده شده، و در آن تردید بکند منع می‌شود وقتی از عدم و جواز فسخ طلاق را بداند و عدم آنچه جریان احکامش بر او را سپری می‌کند پس به آن نگاه می‌کند از حیث عدم چیزی برایش علیه آن برای اصل و غیر آن موافق جماعت است بلکه دانسته که جهت آن با دخول بهتر از عدم آن برای قاعده اقرار است[۱۳۰].

پس زوج به چیزی که بدون مهر المثل است پس فساد نکاح نزدیک گشته و صحتش را احتمال می‌دهد و مهرالمثل واجب است و برای شافعی برای این دو قول است و اگر همسرمان بدون مهریه باشد پس دو قول است و آن قول سومی قطع به فساد دارد. و اگر همسر مردمی به نکاح زن قبول کند و مهریه نامیده شده به قبول زید قبول صحیح نیست و به اقل صحیح می‌باشد و اگر قبل به مهر مثل یا اقل نامیده نشده باشد پس با زید قبول کرده یا به چیز مال محل سکونت یا به مانند کسی که عین مال موکل یا کسی که مال خودش است صحبت نکاح احتمال می‌رود و بر موکل مهریه مثل چیزی است که محل سکونت را گم کرده و به آن ابوحنیفه و شافعی گفت: برای شافعی قول دیگری است که به ما احتمال می‌دهد که آن نکاح صحیح نیست همان طوری که اگر وکیل به کمترین مهریه مثل یا غیر بفروشد و مکان نامشخص باشد و اگر به آن گوید نکاح و برای خودم قبول کردم پس چون آن بر بندرت همین است یا این را بر تو گردانید پس مسأله‌ای که در گماشتن دیگری را بجای خود در ازدواج کردن ذکر مهریه شرط نمی‌باشد.

چون آن شرطی در نکاح نیست پس نمی‌تواند آن را شرطی در گماشتن دیگری قرار دهد بلی اگر اندازه‌ای نامیده شود ازدواج صحیح نیست به چیزی که بدون آن باشد پس اگر وکلیش پدر یا زن باشد بر این که به ۱۰۰ آن را ازدواج کند و همسرش به ۵۰۰ باشد پس نزدیکان عدم لزوم عقد باشد و مجری عقد اضافی جاری کند چون وکیل بر معین واقع شده پس به دیگری تعدی نمی‌کند و آن قول شافعی است همان‌وری که همسرش در روز و مکان معین بگوید ولی وکیل مخالفت کند صحیح نیست و اگر به وکیل پدر و هدیس همسر به کمترین مهریه فساد عقد احتمال می‌رود چون واگذار کردن مهریه حمل می‌گردد. پس گویی آن بنابر اجازه به مهر مثل رها شده پس اگر آن ناحقی شود باطل می‌گردد و آن یکی از قول شافعی است و دومی صحیح است به مهریه مثل برمی‌گردد اگر آن به ولی در ازدواج مطلق اجازه گردیده قبول کند نکاح صحیح است چون آن مأمور به آن انجام داده داما نامیده شد پس به باطل بودنش احتمال می‌رود و اگر زن عبد یا خانه را مالک نشد پس بر همسر مهریه مثل واجب می‌شود. و احتمال می‌رود که آن را مالک می‌باشد پس آنگاه احتمال می‌رود که بدهی برای زوج باشد و بخشیده آزاد باشد و برای شاخص‌ مثل این احتمالات است.

۷ – اگر مهر عین معینى باشد باید در زمان عقد موجود باشد[۱۳۱].

در قانون مدنى ماده ۱۰۸۲آمده است: به مجرد عقد، زن مالک مهرمى‏شود و هر گونه تصرفى بخواهد، مى‏تواند بکند.

اکنون شرایط صحت و بطلان مهریه را در سه عنوان مجزا به شرح ذیر مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم:

الف) مهریه در صورت عدم تعیین مهر

حضرت امام خمینی(ره) در مسأله(۲۴۱۹) توضیح المسائل می‌فرمایند: «اگر در عقد دائمی مهر را معین نکنند عقد صحیح است و چنانچه مرد با زن‏ نزدیکى کند باید مهر او را مطابق مهر زن‌هایى که مثل او هستند بدهد.»[۱۳۲]

همچنین امام در ذیل مسأله ۱۰ می‌فرمایند: «اگر عقدى بدون مهر واقع شود براى طرفین جایز است بعد ازعقد بر سرچیزى یا مبلغى تراضى کنند، چه اینکه معادل مهرالمثل زن باشد و چه کمتر یا زیادتر و آنچه بر سر آن تراضى کنند مهر مى شود و مانند مهر است که در حال عقد ذکر مى شود»[۱۳۳].

علامه حلی در این خصوص معتقد است: عقد دائم بدون ذکر مهریه صحیح است. و آن عبارت است از تفویض بضع. اینکه (زوجه) بگوید: خودم را به عقد تو درآوردم. و او (زوج) بگوید قبول کردم. اگر در ذکر(مهریه) اهمال کنند یا صریحاً آنرا رد کنند تفاوتی ندارد. درآنصورت به مجرد عقد مهریه واجب نمی‌شود. اگر عمل دخول انجام شود مهرالمثل لازم می‌شود[۱۳۴].

شهید عاملی در الروضه البهیه می‌گوید: اگر در تسمیه اختلاف پیدا کنند(یعنی در ذکر مهریه)و اگر یکی از آن دو مدعی ذکر آن و دیگری مدعی تفویض باشد. به منکر ذکر مهریه سوگند داده می‌شود، چون اصل بر عدم ذکر آن است. لذا مقتضی عدم آن ثابت می‌شود. از متعه و مهرالمثل و غیر آن. اگر اختلاف در مقدار مهریه باشد، نظر زوج مقدم است، بخاطر اصالت برائت زوج از بیش از آنچه بدان اعتراف می‌کند.

علامه در القواعد. تقدیم قول کسی را که مدعی مهرالمثل است. احتمال می‌دهد، بخاطر عمل به ظاهر که به کمتر از آن عقد نخواهد بود و آن (مهرالمثل) عوض از فقط وط است در عقد همانند شبه. و اینکه اصل بر ظاهر مقدم است وقتی با هم تعارض داشته باشد مگر در موارد نادر. و فقط عوض از وط، است در عقد یا در مواضع خاص اگر نزاع قبل از دخول باشد، مقدم داشتن قول زوج، اشتباه نیست.

اگرگفته شودکه قول زوجه در مهرالمثلی یاکمتر از آن به همراه دخول، مورد قبول است. برای مطابقت اصل و ظاهر است. زیرا اصل عدم تسمیه است(ذکر مهریه) و آن ایجاب کننده است در آن زمان. و ظاهر هم تسمیه است و عدم قبول آن قبل از آن(دخول) است. بدلیل اصالت برائت. و عدم تسمیه خوب است. آدمی اگر اختلاف آن دو در مقدار مهریه باشد بعد از توافق بر ذکر آن، قول زوج مقدم است مطلقاً. و مانند آن است. اگر آن دو در اصل مهریه اختلاف داشته باشند یا زوجه مهریه‌ای را ادعا کند که جواب دادن از طرف زوج یا وارث آن ممکن نباشد بخاطر صغیر بودن یا غایب بودن و همانند آن. همچنین است اگر آن دو در ویژگی مهریه اختلاف داشته باشند همانند خوب یا بد بودن. سالم یا شکسته بودن که قول زوج پذیرفته است به همراه سوگند. اگرچه نزاع قبل از دخول باشد یا بعد از دخول. موافق مهرالمثل باشد یا خیر. زیرا او(زوج) بدهکار است لذا قول او(زوجه) پذیرفته می‌شود همانطور که در مقدار بود. اما در تسلیم مهریه سخن زوج مقدم است چون اصل برعدم تسلیم است وزوج مشغول الذمه است. قول مشهور همین است. در قول«شیخ» زوجه بعد ازتسلیم خودش. سخن زوج مقدم است بااستناد به روایتی­که نادراست ودر مواقصه (دخول) اگر زوج آنرا انکار کند تا نصف مهریه با طلاق دادن از عهده‌اش ساقط شود. سخن زوج مقدم است بدلیل اصالت عدم آن و گفته شده سخن زوجه مقدم است به همراه خلوت تامه که هیچ مانعی برای وط، نباشد(نزدیکی) شرعاً، عقلاً و عرفاً. و این نزدیک است بخاطر عمل به ظاهر. از کسی که سالم است با زوجه خلوت کند و بخاطر اخباری که بر وجوب مهریه با خلوت تامه دلالت دارد. قول مشهور اولی است بخاطر ترجیح اصل. و حکم اختلاف ورثه‌ی آن دو یا یکی از آندو با دیگری همانند حکم قبلی است[۱۳۵].

ب) مهریه در صورت شرط عدم پرداخت مهر:

حضرت امام ‌خمینی(ره) در مسأله‌ی چهار تحریر الوسیله فرمودند:

«ذکر مهر در صحت عقد دائم شرط نیست پس اگر تصریح به عدم مهر کند صحیح ‏است و به این، یعنى به واقع ‏ساختن عقد بدون مهر «تفویض بضع‏» گفته مى‏شود و به زنى که مهرى در عقدش ‏ذکر نشده و مفوضه بضع، گفته‏ مى‏شود»[۱۳۶] اگر عقد بدون مهر واقع شود جایز است که بعد از آن به چیزى راضى ‏شوند چه به اندازه مهرالمثل یا کمتر از آن ‏و یا بیشتر از آن باشد، به عنوان مهر تعیین ‏مى‏شود و مانند این است که در عقد ذکر شده است اگر مرد مهر زن را در عقد معین ‏کند و قصدش این باشد که آن را ندهد عقد صحیح است ولى مهر را باید بدهد[۱۳۷]. اگر طرفین خواسته باشند نکاحشان ‏بدون مهر باشد در این صورت نکاح بدون مهر شمرده مى‏شود و تنها در این صورت زن پیش ازآمیزش استحقاق گرفتن مهرالمثل را ندارد[۱۳۸].

ج) مهریه در صورت بطلان مهر

مهریه نقشى را که عوض‏در معاملاتى مثل بیع دارد ایفا نمى‏کند چرا که در حقوق کنونى، انسان موضوع‏ هیچ قراردادى واقع نمى‏شود و این طور نیست که زن حتما با گرفتن مهریه تن به ‏زناشویى بدهد بلکه مهر الزامى است که ‏قانون بر عهده شوهر نهاده و فرع بر اصل نکاح است لذا اگر خللى در مهریه ‏واقع شود به اصل نکاح صدمه نمى‏زند.

همان طور که در ماده ۱۰۸۱ آمده: اگردر عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه‏مهر در مدت معینى، نکاح باطل خواهد بود، نکاح ومهر صحیح ولى شرط باطل است[۱۳۹].

مهر باید مالیت داشته باشد. اگر چیزى را که کسى ‏مالکش نمى‏شود مهر قرار دهد مانند شخص حر، یا چیزى را که مسلمان‏ مالکش نمى‏شود مانند شراب و خوک، عقد صحیح است ولى مهر باطل است و زن به آمیزش مستحق مهرالمثل مى‏شود و همچنین است در موردى که چیزى را ‏مهر قرار دهد به این اعتقاد این که سرکه ‏است ‏سپس معلوم شود که شراب است‏ یا مال دیگرى مهر قرار داده مى‏شود به اعتقاد این که مال خودش است آنگاه خلاف آن‏ معلوم شود[۱۴۰].

همچنین در تحریرالوسیله آمده است: اگر شخصى که مى خواهد زنى را عقد کند پدرزن را نیز در مهر شریک زن کند چیزى را معین کند براى آن زن بعنوان مهر و چیزى را هم معین کند براى پدر آن زن

آنچه بعنوان مهر معین شده ثابت است و آن دیگرى ساقط است و پدر مستحق چیزى از او نیست[۱۴۱].

۱-۶- استحقاق و عدم استحقاق مهریه در صورت عدم تعیین مهریه

اگر عقد بدون مهریه واقع شود زن قبل‏از آمیزش چیزى را مستحق نمى‏شود مگراینکه او را طلاق دهد، سپس زن استحقاق‏دارد که مرد به حسب حالش از غناو فقر و باز بودن دست و تهى بودن‏آن چیزى را دینار یا درهم یا لباس‏یا چهارپا یا غیر اینها به او بدهد و به‏این چیز، «متعه‏» گفته مى‏شود و اگر عقدقبل از دخول به چیزى غیر از طلاق فسخ‏شود، مستحق چیزى نمى‏باشد. همچنین‏است اگر یکى از آنها قبل از آمیزش‏بمیرد، اما اگر به او آمیزش نموده باشد به‏سبب آن مستحق مهرامثال خودش‏مى‏باشد[۱۴۲].

استحقاق مهریه و تسلیم آن در دو حالت‏بررسى مى‏شود:

۱- حالتى که مهر عین معینى باشد.        ۲- حالتى که مهر کلى باشد.

اگر مهر عین معینى باشد، شوهروظیفه دارد آن را به زن تسلیم کند و تازمانى که به این تکلیف عمل نکرده عیب‏و نقص را ضامن است. و ضمان شوهربدین ترتیب است که هرگاه عینى مهرتلف شود او باید مثل یا قیمت مال تلف‏شده را به زن تسلیم دارد و در صورتى که‏مهر معیوب باشد زن حق دارد یکى از این‏دو راه را انتخاب کند:

۱- توافق انجام شده را فسخ کند و مهررا برگرداند و یا مثل یا قیمت آن را ازشوهر بخواهد[۱۴۳].

۲- عین مهر را نگه دارد و تفاوت‏قیمت‏بین مهر صحیح و معیب را بعنوان‏ارش مطالبه کند، همچنین است در موردى که عیب در زمان عقد موجود نباشد ولى پیش از تسلیم به زن حادث ‏شود.

۱-۷- معیوب بودن مهریه قبل یا بعد از عقد نکاح

در مورد معیوب بودن صداق چندحالت قابل فرض است:

الف) عیب قبل ازعقدنکاح وجود داشته وبعدازعقدمعلوم­شــده­که­مهر در زمان عقد معیوب بوده است.

ب) عیب بعد از عقد نکاح و قبل ازتسلیم حادث شده است.

توضیح: اگر بعد از عقد معلوم شودکه مهر (عین معین) در زمان عقد معیوب‏بوده، شوهر ضامن عیب است و زن‏مى‏تواند قرارداد مهر را فسخ کند و مثل یاقیمت آن را دریافت دارد یا مهر را نگه داردو ارش را مطالبه کند که در چنین حالتى که‏صداق (عین معین) قبل از عقد نکاح‏معیوب بوده است اولا” زن، حق فسخ‏صداق را ندارد. ماده ۱۰۸۴ ق.م هم این‏حق را به او نداده است. ثانیا حق اخذ ارش‏مابه‏التفاوت صحیح و معیوب را دارد.

صاحب جواهر نیز به این نظریه که زن‏مى‏تواند قرارداد مهر را فسخ کند ومثل یا قیمت آن را دریافت دارد یاارش را بگیرد ایراداتى وارد کرده‏است.

مهریه زنان مطلقه:

در این بحث دو حالت‏باید موردبررسى قرار گیرد:

الف) قبل از آمیزش ، طلاق صورت‏گرفته و مهر تعیین شده بود.

ب) قبل از آمیزش، طلاق صورت‏گرفته ولى مهر تعیین نشده بود.

حال اگر در مورد حالت الف به‏روایات رجوع کنیم، در مى‏یابیم که مردى‏که براى زنى در عقد نکاح صداقى قرار داده‏و سپس قبل از آمیزش، او را طلاق داده‏باید نصف مهریه او را بپردازد و زن عده‏اى‏نگه نمى‏دارد و مى‏تواند همان ساعت‏ازدواج کند.

– اما حالت «ب‏» آن است که براى زن‏صداقى معین نشده است و قبل از آمیزش‏طلاق داده مى‏شود

که در این حالت مرد به‏زن متعه مى‏دهد (مهرالمتعه) و دادن متعه‏واجب است[۱۴۴].

مهریه زنان مطلقه بعد از آمیزش‏در صورت عدم تعیین صداق

اگر براى زن صداقى مشخص نشده‏باشد و آمیزش صورت گیرد و سپس زن‏طلاق داده شود، براى زن مهرالمثل قرارداده مى‏شود.

مهریه زنانى که همسرانشان فوت‏کرده‏اند

در اینجا دو مطلب قابل بررسى است‏و دو حالت قابل فرض است:

الف) قبل از آمیزش همسر فوت کرده‏و براى زن صداقى مشخص نشده باشد.

ب) قبل از آمیزش همسر فوت کرده وبراى زن صداقى مشخص شده باشد.

در مورد حالت اول که همسرقبل از آمیزش فوت مى‏کند و براى زوجه‏هم صداقى مشخص نشده است، هیچ‏چیزى براى زن نمى‏باشد و هیچ صداقى‏نمى‏گیرد ولى بر عهده‏اش عده کامله‏است.

در مورد دوم ابا عبدالله علیه السلام فرمود برای او میراث است و بر عهده‏اش عده کامل است و اگر مهر معین شده پس نصف مهر برایش می‏باشد و اگر مهری برایش فرض نشده بود پس هیچ چیزی برای زن ثابت نمی‏باشد[۱۴۵].

– مهر در ازدواج موقت‏یا متعه :

ذکر مهر در ازدواج موقت‏شرط است‏پس اگر اخلال به آن نماید باطل است ومعتبر است که مالیت داشته باشد چه عین‏خارجى باشد یا کلى در ذمه یا منفعت‏یاعملى باشد که براى عوض قرار دادن ‏صلاحیت داشته باشد یا حقى از حقوق‏مالى باشد مثل تحجر و مانند آن و معتبراست که با کیل یا وزن در مکیل و موزون‏و شمردن در معدود یا مشاهده یا وصفى‏که رافع جهالت‏باشد، معلوم باشد و بارضایت هم تقدیر مى‏شود، کم باشد یا زیاد[۱۴۶].

در فقه، نکاح منقطع اعتبار نکاح دائم‏را ندارد و بطور مکرر در کتابهاى فقهى‏آمده است‏یکى از اهداف این زناشویى‏تمتع و انتفاع است نه ایجاد نسل. شوهرتامین معاش خانواده را بر عهده ندارد ومیراث او به زن نمى‏رسد، مهرى به زن‏داده مى‏شود که عوض انتفاع مرد ازاوست. ولى با اعتقادى که امروزه نسبت‏به مقام انسانیت و حقوق او وجود دارد، نمى‏توان زنى را براى مدت معین که‏شوهر کرده است در حکم اجیر به شمارآورد پس در مقام تفسیر قانون مدنى بایدبه اراده قانونگذار کنونى و مصالح‏اجتماعى، بیش از مبناى تاریخى آن‏توجه داشت. از این رو به نکاتی در رابطه با مهر در ازدواج موقت (متعه) باید توجه داشت که اهم آنها عبارتند از:

۱- در نکاح منقطع باید مهر و میزان‏آن در عقد معین شود. از این حکم چنین برمى‏آید که توافق درباره مهر و نکاح با هم‏ارتباط دارد و بطلان هر یک در دیگرى اثرمى‏گذارد. به همین جهت ماده ۱۰۹۵ به‏آن اشاره دارد[۱۴۷].

۲- مهرالمتعه ویژه نکاح دائم است ودر نکاح منقطع عدم ذکر مهر موجب‏بطلان آن است و خواهیم دید که طلاق درنکاح منقطع راه ندارد[۱۴۸].

۳- مهرالمثل نیز بطور معمول درنکاح منقطع مورد پیدا نمى‏کند زیراضرورت تعیین مهر مانع از این است که‏بعد از نزدیکى نیازى به تعیین مهرالمثل‏پیدا شود با وجود این، در هر مورد که‏نکاح باطل و زن جاهل به فساد باشد پس‏از وقوع نزدیکى زن مستحق مهرالمثل‏است[۱۴۹].

۴- فقط در صورتى که قبل از آمیزش‏تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهررا بدهد. بنابراین اگر بعد از چند ماه شوهرباقى مدت را به زن ببخشد در صورتى که‏نزدیکى واقع نشده باشد، زن مستحق ‏نصف مهر است.

۵- شرط خیار نسبت‏به مهر در نکاح‏منقطع درست نیست زیرا نفوذ آن موجب‏مى‏شود که فسخ مهر، سبب بطلان نکاح‏شود. بنابراین شرط خیار در مهر به منزله‏شرط خیار در نکاح است.

نکته: «پس از آمیزش، تمام مهرمستقرا از آن زوجه است. لکن استقرارمالکیت زوجه در این موقع مشروط براین است که زوجه تا آخر مدت، تعهد خود را انجام دهد. اگر تخلف کند به همان ‏نسبت، شوهر مى‏تواند از مهر او کسر کند(البته ایام حیض مستثنى مى‏شود).

درنکاح منقطع، سپرى شدن مدت‏نکاح قبل از آمیزش، موجب سقوط مهر-کلا یا بعضا- نمى‏شود زیرا این نکاح درحکم عقد معوض مالى است. اگر زوج ازحق خود بهره نبرد، دلیل سقوط حق‏زوجه نمى‏شود.

۱-۸- نکات مختلفى درباره مهر

شغار و مهریه

ازدواج «شغار» باطل است و آن‏عبارت است از اینکه دو زن با دو مرد بنابراینکه مهر یکى از آنها ازدواج دیگرى‏باشد، ازدواج نمایند و بین آنها مهرى غیراز دو ازدواج نباشد – مثل اینکه یکى از دومرد به دیگرى بگوید: «زن تو قرار دادم‏دخترخود یا خواهر خود را بنابراینکه‏دختر یا خواهرت را به من تزویج‏نمایى‏وصداق هر یک از آنها ازدواج دیگرى‏است‏» و دیگرى مى‏گوید: «قبول کردم. وزوجه تو قرار دادم دختر یا خواهر خود رااین چنین‏» و اما اگر یکى از آنها به مهرمعلومى تزویج نماید و بر او شرط کند که‏دیگرى به مهر معلومى به ازدواج او دربیاید هر دو عقد صحیح مى‏باشند وهمچنین است که اگر شرط کند دیگرى رابه ازدواج او در بیاورد و اصلا مهر را ذکرنمى‏کند مثل اینکه مى‏گوید:

«زوجه توقراردادم دختر خودم را بنابر اینکه دخترت را به من تزویج نمایى، پس مى‏گوید: قبول کردم و زوجه تو قراردادم دختر خود را. پس هر دو عقد صحیح‏مى‏باشد و هر کدام مستحق مهرالمثل ‏مى‏باشند.

رجوع به مهر:

کسى که تدلیس او موجب رجوع به‏مهر بر اوست، همان کسى است که تزویج‏به او استناد دارد از ولى شرعى یا عرفى‏او، مانند پدر و جد و مادر و برادر بزرگ وعمو و دایى‏اش، از کسانى که فقط با راى‏او و در عرف و عادت به آنها رجوع و درآنچه مربوط به زن است‏به آنها اعتمادمى‏شود. بلکه بعید نیست کسى که نزد هردو طرف در رفت و آمد است و در ایجادوسایل ائتلاف بین آنها تلاش مى‏کند به‏کسى که ذکر شده، ملحق مى‏شود.

افزایش بهاى مهر:

ممکن است در فاصله بین عقد وطلاق، ارزش مهر افزایش یافته باشد.این افزایش قیمت‏به چند دلیل‏مى‏تواند باشد:

۱- گاهى ناشى از عمل زن‏است که زن مستحق افزایش (نصف)مى‏باشد.

۲- گاهى ناشى از بالا رفتن سطح‏قیمتها در بازار است و ناشى از عمل‏نیست. لذا زن هیچگونه حقى در افزایش‏ندارد.

۳- گاهى افزایش قیمت ناشى از این‏است که زن، مال معینى بدان افزوده است‏چنانکه در زمین درخت کاشته یا ساختمان بنا کرده است که در این حالت‏شوهر در اموال افزوده حقى ندارد. شوهر نمى‏تواند زن را به کندن درخت‏ یا خراب‏کردن بنا، مجبور کند زیرا تصرف زن‏در مهر، تصرف مالکانه و با اجازه قانون‏بوده است و زن در حکم غاصب نیست‏لیکن شوهر مى‏تواند براى بقاى اموال‏زن روى زمین خود، از او اجرت مطالبه‏کند و زن باید به او اجرت المثل‏بدهد[۱۵۰].

مهر در وطى به شبهه:

وطى به شبهه عبارت از آمیزشى‏است‏بین زن و مرد که به تصور وجودرابطه زوجیت‏به عمل مى‏آید و حال آنکه‏رابطه زوجیت موجود نمى‏باشد، خواه‏جهل آنان نسبت‏به موضوع باشد مانندآنکه کسى با زنى ازدواج کند و نزدیکى‏نماید و سپس معلوم گردد که خواهررضاعى، زن اوست و یا آنکه جهل آنان‏نسبت‏به حکم باشد مانند آنکه کسى‏بدون دانستن حکم قانونى به بطلان نکاح،با زنى که قبلا در زمان شوهرداریش با اونزدیکى نموده باشد، پس از انحلال نکاح‏مزبور با او ازدواج و نزدیکى نماید. شبهه‏ ممکن است از ناحیه طرفین و یا از طرف‏زن یا مرد باشد. زنى که در حال جهل به‏حرمت‏با او نزدیکى شود مستحق‏ مهرالمثل مى‏گردد زیرا جهل زن به حرمت‏رابطه جنسى، نقص را که در اثر نبودن‏رابطه زوجیت ‏به وجود آمده جبران نموده‏است. بنابراین مردى که از نزدیکى با اومتمتع شده است‏باید عوض آن را که‏ مهرالمثل است‏به زن بدهد. در این موردجهل یا علم مرد تاثیرى ندارد ولى هر گاه‏مردى با زنى نزدیکى نماید و زن عالم به‏حرمت نزدیکى او باشد مستحق چیزى‏نخواهد بود اگر چه مرد جاهل به حرمت‏آن است زیرا نزدیکى نسبت‏به زن زنامى‏باشد پس براى امر ممنوع، عوضى‏نیست[۱۵۱].

آیا ممکن است مهر به عهده‏ شخصى غیر از شوهر باشد؟

بعضى گفته‏اند: مال معینى که مهر قرارداده مى‏شود باید متعلق به شوهر باشد واگر شخصى به جز شوهر مانند پدر اوبخواهد مال خود را مهر قرار دهد، بایدنخست آن را به شوهر منتقل کند تا شوهربتواند آن را بعنوان مهر تعیین نماید. اگرمهر کلى باشد خود شوهر مى‏باید آن راتعهد کند و شخص دیگر نمى‏تواند مستقیما متعهد آن باشد مگر اینکه ازشوهر ضمانت نماید یا دین‏شوهر بعنوان دیگرى به او منتقل گردد. لیکن این نظریه قابل خدشه است‏زیرا:

اولا: نکاح، یک معاوضه حقیقیه ویک قرارداد مالى نیست تا احکام‏معاوضات و قرار دادهاى مالى ‏درباره آن اجرا شود.

ثانیا: در معاوضات و معاملات هم‏اشکالى به نظر نمى‏رسد که با توافق‏طرفین یکى از عوضین در ملک شخصى‏داخل گردد که عوض دیگر از مال او خارج‏نشده است چنانکه پدرى براى پسر خودمالى بخرد و ثمن را از مال خود بپردازد.اصل حاکمیت اراده و آزادى قراردادهااقتضا مى‏کند که این گونه قراردادها درست‏و نافذ باشد و ماده‏۱۹۷ قانون مدنى‏متضمن یک قاعده تفسیرى است که‏توافق بر خلاف آن معتبر است. بنابراین‏شخصى به جز شوهر مى‏تواند مال خودرا مهر قرار دهد یا تعهدى بعنوان مهر بنماید که مى‏توان آن را تعهدى‏ناشى از یک قرارداد چند جانبه‏ دانست.

حق حبس:

– مبناى حق حبس این است که نکاح‏در فقه اسلامى یک عقد معاوضى یا شبه‏معاوضى به شمار آمده و در معاوضات‏حق حبس در حقوق امروز یک‏قاعده استثنائى است که به‏پیروى از فقه امامیه براى‏حمایت از حقوق زن پیش بینى‏شده و قانون آن را فقط براى زن ذکر کرده است.

هر یک از طرفین مى‏تواند از اجراى تعهدخود امتناع کند تا طرف دیگر تعهد خود راانجام دهد. اگر نکاح یک عقدمعاوضى‏باشد چنانکه بعضى از فقهاى امامیه‏گفته‏اند باید شوهر نیز حق حبس داشته‏باشد. لیکن قبول این نظر خالى از اشکال‏نیست. پس حق حبس در حقوق امروزیک قاعده استثنائى است که به پیروى از فقه امامیه براى حمایت از حقوق زن پیش‏بینى شده و قانون آن را فقط براى زن ذکرکرده است و نباید شوهر را در این زمینه به‏زن قیاس کرد چراکه تفسیرموسع ازیک‏قاعده استثنایى روا نیست. به هر حال به‏نظر مى‏رسد که اصولا نکاح را که یک‏قرارداد شخصى و هدف اساسى آن شرکت‏در زندگى است نباید یک قرارداد معاوضى یا حتى شبه معاوضى تلقى کرد.بنابراین شناختن حق حبس براى زن درنکاح قابل ایراد است.

مفاد حق حبس :

مفاد حق حبس عبارت از خوددارى از هم‌خوابگى با شوهر است و شامل سایروظایفى که زن در برابر شوهر دارد مانندتکلیف به حسن معاشرت با او نمى‏شود.به بیان دیگر حق حبس ناظر به تمکین به‏معنى خاص آن است. پاره‏اى از استادان‏حقوق مدنى از جمله مرحوم دکتر امامى‏از همین نظر پیروى کرده‏اند ولى بعضى‏دیگر همچنین مرحوم دکتر سید على‏شایگان نظر داده‏اند که زن مى‏تواند به‏اقامتگاه شوهر نرود. ولى باید اعتراف کرد که جدا کردن وظایف زناشویى از یکدیگردر پاره‏اى امور دشوار است‏براى مثال ‏چگونه مى‏توان از زنى انتظار داشت که‏به خانه شوهر برود و با او زندگى کندو بتواند از تمکین امتناع ورزد. پس‏ دادگاه مى‏تواند دست کم امتناع از رفتن‏به خانه شوهر را به عنوان لازمه‏عرفى حق زن در خوددارى از تمکین ‏بپذیرد و آن را نشوزبه حساب‏ نیاورد.[۱۵۲]

موارد استفاده از حق حبس :

در حالات ذیل زن مى‏تواند از ماده‏۱۰۸۵ ق.م استفاده کند :

الف) هر گاه مرد تمکن از دادن مهرداشته باشد که او را در این حال «مو سر»مى‏نامند.

ب) هر گاه مرد «معسر» باشد خواه زن‏در حین عقد نکاح علم به اعسار او داشته‏باشد خواه نه. (البته در حال اعسار، حق‏مطالبه مهر ندارد). لکن این امر مانع‏نمى‏شود که از حق امتناع از وظایف‏زناشویى تا وصول صداق استفاده نکند.

– هر گاه مهر در عقد تعیین نشده‏باشد آیا زن مى‏تواند تا تعیین مهر وتسلیم آن از انجام وظایف امتناع‏کند؟ بعضى از فقهاى امامیه پاسخ مثبت‏داده‏اند که در توضیح باید گفت: اگر درعقد نکاح مهر تعیین نشده باشد، دلیلى‏بر وجود حق حبس نیست چه در این‏صورت نکاح یک عقد معاوضى به شمارنمى‏آید تا بتوان حق حبس را در آن جارى‏دانست زیرا حق حبس یک قاعده‏استثنائى است و نباید آن را به موارد مشکوک گسترش داد و شرط حال بودن‏مهر هم دلیل بر آن است که قانونگذارموردى را در نظر داشته که مهر در نکاح‏تعیین شده باشد.

– هرگاه زن در اثر اکراه از شوهرتمکین نماید قبل از اینکه مهر خود رادریافت کرده باشد آیا مى‏تواند پس‏از رفع اکراه از انجام وظایف زناشویى‏امتناع کند تا مهر خود را دریافت‏کند؟

پاسخ مثبت است زیرا حق حبس‏براى زن ایجاد شده و حق با اراده صاحب‏آن یا به حکم قانون ساقط مى‏شود و در مورد اکراه موجبى براى سقوط حق نیست‏ و بقاى حبس، استصحاب مى‏شــود. اما اگرشوهر مجبور به تسلیم مهر شود پس ازرفع اکراه، نمى‏تواند آن را پس بگیرد.

– هر گاه شوهر به علتى مانندمسافرت یا بیمارى با زن نزدیکى‏نکند آیا حق حبس ساقط مى‏شود یازن مادام که نزدیکى واقع نشده‏مى‏تواند حق حبس خود را جهت‏دریافت مهر اعمال نماید؟

صاحب جواهر مى‏فرمایند: حاضرشدن زن به تمکین در واقع اسقاط حق‏حبس است و در ادله سقوط حق معلق به‏وطى نشده است. در فقه نکاح را به سایرعقود معوضه، مانند کرده‏اند و حق حبس‏مهر را براى شوهر نیز شناخته‏اند منتهى درمقام جمع بین حق شوهر و زن به این‏اشکال برخورده‏اند که اگر زن پیش ازگرفتن مهر اجبار به تمکین شود و به‏دلیلى نتواند آن را از مرد بگیرد، حقى را ازدست مى‏دهد که جبران پذیر نیست درحالى که از بین رفتن مهر را با دادن پول‏جبران سازند یا امینى با توافق زوجین‏برگزینند که مهر به او تسلیم شود و یاشوهر را به دادن مهر مجبور سازند و پس‏از تمکین زن، امین مهر را به او بدهد.

رسومات باطل:

از جمله رسومات رایج در جامعه ما تعیین میزان مهریه توسط اولیای دختر با همفکری خانواده پسر است، و در چانه زنی های موجود در این میان تنها دختر و پسرند که از اظهار نظر موثر محروم هستند.اما آنگونه که عنوان شد دین اسلام خط بطلانی بر این رسم کشیده و تعیین مهریه را منحصرا منوط به رای و رضایت کامل دختر دانسته ،هر چند که تحت ولایت ولی خود باشد.از حیث حقوقی نیز تعیین مهریه توسط خانواده ها بدون جلب رضایت طرفین عقد، عملی فضولی و غیر نافذ محسوب می شود که ثبوت آن به رضایت ایشان بستگی دارد و نظر خانواده ها در اینباره منشا اثر نیست، چرا که اولیای عقد زن و مرد بوده و وجود اراده ایشان برای صحت عقد لازم است.

گرفتن مال مازاد بر مهریه توسط خانواده دختر که تحت عنوانهای مختلف مانند شیر بها و غیره صورت می گیرد نیز باطل است و تفاوت نمی کند که محل مصرف آن کجا باشد، یعنی چه آن مال را برای خود دختر خرج کنند یا در محل دیگری به مصرف برسانند..پیش از این در آیات مربوط به مهریه و همچنین در صحیحه وشاء به فساد و بطلان مهریه ای که برای پدر و اولیای دختر وضع می شود اشاره شد.مرحوم محقق رحمه الله علیه در الشرایع می فرمایند اگر برای زن مهری قرار داده شود و شرط بگردد که از آن مهر مقداری به پدر زن برسد ،آن شرط باطل است چرا که حق مهر متعلق به زن است و شرط برای دیگری خلاف اقتضای آن است.البته حضرت امام رحمه الله علیه در التحریر می فرمایند اگر مرد به طیب خاطر و برای جلب رضایت دختر اقدام به پرداخت مالی به خانواده دختر بنماید اقدام او صحیح است چرا که در اینجا تنها رضایت دختر مقصود است اما در غیر آن ، گرفتن چنین مالی حرام بوده و برای مرد نسبت به آن حق رجوع است. سایر فرق در اینجا آرای دیگری برگزیده‌اند. حنفی‌ها و حنابله می‌گویند شرط مهر برای پدر صحیح و لازم الوفا است، اما شافعی ها در این فرض حکم به بطلان مهر المسمی و ثبوت مهر المثل داده‌اند[۱۵۳].

ازجمله آثار این رسم­باطل افزایش نامعقول سطح مهریه­هایی است که توسط خانواده­ها و برای مراعات چشم تو هم چشمی­ها تعیین می­شود به نحوی­که امروزه مهریه به عنوان یکی از موانع اصلی ازدواج جوانان درآمده است، این رسم ناپسند با مصالح مد نظر شارع مقدس در تعارض است و مورد تایید شارع نیست.به عبارت دیگر مباح بودن تعیین زیادی در مهریه نمی بایست به سنت ازدواج که در مواقعی واجب نیز می باشد خدشه وارد سازد.

 

 

 

 

فصل‌سوم

مهریه‌های غیرعقلایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


۱- مهریه غیرمتعارف و غیر عقلایی

مقصود از مهریه غیرعقلایی و غیر متعارف چیست؟ و اگر چنین مهریه‌هایی تعیین شده چه باید کرد؟

مهریه غیرعقلایی: مهری که مالیت نداشته باشد و قابل تسلیم نباشد و فرد توانایی تسلیم آنرا نداشته باشد. درچنین صورتی براساس ماده۱۰۸۷ قانون مدنى مى‏گوید: «هرچیزى­که‏ مالیت داشته باشدو قابل تملک نیز باشد مى‏توان مهر قرار داد»،  مهریه باطل است. و مهرالمثل تعلق می‌گیرد. مثال: یک کیلو بال مگس.

مهریه غیرمتعارف: مهری که مالیت داشته باشد اما غیرعادی باشد. در چنین صورتی مهر باید تبدیل شود تا قابل پرداخت گردد. مثال: هزار شاخه گل و.. مالیت دارد که پس از تعیین قیمت و تبدیل به پول، پرداخت می‌شود.

مسئله مهر در اسلام بسیار مهم، ظریف، دقیق و قابل توجه است. اسلام بر مهریه های سبک اصرار دارد و از مهریه های سنگین متنفر است. روایات مهمی از رسول(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) وارد شده که تأکید دارد بر این که مهر را سبک بگیرید و از صداق سنگین بپرهیزید. زیرا مهر سنگین باعث روگردانی جوانان از ازدواج و ماندن دختران در خانه است.

رسول خدا(ص) فرمودند: «افضل نساء امتی اصبحن و وجها و اضلمن مهراً». «برترین زنان امت من زنی است که زیبائیش بیشتر و مهرش کمتر باشد»[۱۵۴].

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: «لا تفالو به مهور النساء فتکون عداوه». «مهریه‌ها را زیاد نگیرید که مایه دشمنی است»[۱۵۵].

آنچه مهم است این است که ما مسلمانیم و باید تسلیم اوامر خداوند متعال و پیرو مشی و شیوه بسیار مطلوب پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاک او باشیم. آنچه در کتب مختلف از روایات و احادیث آمده تنها برای خواندن و حفظ کردن نیست. بلکه علاوه بر یاد داشتن آنها باید به آنها عمل کرد. شاید بتوان گفت آنچه در حال حاضر در جامعه دیده می شود برخلاف آن چیزی است که اسلام از ما می خواهد اسلام از خانواده ها می خواهد که سدراه ازدواج جوانان را اعم از: مهریه های سنگین و خرج‌های کلان بشکنند و راه را برای آنان هموار سازند.

امروزه برای ازدواج مشکلات عدیده ای بواسطه خرج‌های سنگین اولیه و تعداد بیشمار سکه‌های طلا به عنوان مهریه حاصل شده است و این باعث شده که جوانان تن به امر ازدواج ندهند و عدم ازدواج جوانان بر افساد جامعه بطور تصاعدی می افزاید.

جوانان در برخورد با میزان تعیین شده مهریه از طرف خانواده زن وهزینه ازدواج دو دسته‌اند:

دسته اول از جوانان عقب‌نشینی می‌کنند وقتی از آنان سئوال می شود که چرا هنوز در حال تجرد بسر می برند آنان اظهار می­دارند که هیچ علاقه ای به تشکیل خانواده ندارند چون سطح توقعات خانواده‌ها بسیار بالاست و آنهانمی‌توانند جوابگوی خواسته های آنان باشند به همین خاطر و همیشه از ازدواج فرار می کنند.

دسته دیگر جمع کثیری از جوانان هستند که به مقوله مهریه فقط بعنوان لقلقه زبان می نگرد به همین خاطر است که در تعداد سکه های طلا که از طرف خانواده زن تعیین شود آن را می پذیرند و رفته رفته این افزایش تعداد سکه های طلا تا جایی پیشرفته که سال تولد عروس خانم برابر با تعداد سکه هایی است که بعنوان مهریه تعیین می‌شود.

ولی باید پرسید آیا این نحوه تعیین مهریه صحیح است؟ همانطوری که در شرایط مهریه ذکر شده یکی از شرایط صحت مهریه قدرت بر تسلیم، است یعنی مهریه باید باندازه ای تعیین شود که مرد توانایی پرداخت آن را داشته باشد در غیر این صورت مهریه صحیح نیست. اما اینکه چرا جوانان مهریه‌های سنگین را می پذیرند.

به نظر می‌رسد آنچه که کاملاً مشهود است این است که معمولاً جوانان به مهریه به دید(چه کسی داده

و چه کسی گرفته) نگاه می‌کنند که البته اینگونه طرز تفکر نکاح را از دید اسلام دچار مشکل می کند. چون همانطور که اشاره شد زن وشوهر در مورد مقدار مهریه باید با هم به توافق برسند وهر دو میزان و تعداد مهریه را قبول داشته باشند ولی طبق این طرز تفکر زوج این مقدار مهریه را قبول ندارد و درحقیقت نه توانایی این مقدار مهریه را دارد و نه می دهد.

اما همانطور که اشاره شد اسلام به مهریه و پرداخت آن اهمیت فراوانی می دهد و پیامبر در این‌باره فرمودند: خدا ممکن است از هر گناهی درگذرد ولی از مهر زن نمی گذرد».

ولی متأسفانه جوانان دانسته یا ندانسته تن به خواسته های نامعقول می دهند. طرف دیگر این ازدواج دختران و خانواده‌های آنها هستند که وقتی در مورد مهریه از طرف خانواده مرد و یا اطرافیان با اعتراض روبرو می‌شوند کار خود را اینگونه توجیه می‌کنند: آنان معتقدند که مهریه سنگین دوام خانواده است. با بالابودن تعداد سکه‌ها و یا بالا بودن مبلغ مهریه؛ شوهر نمی‌تواند زن را آزار دهد و یا او را طلاق دهد ولی باید گفت این تنها یک خیال واهی است. اگر کمی به قبل برگردیم متوجه تغییر وضعیت خواهیم شد.

در گذشته، ازدواج‌ها خیلی راحت‌تر و در سنین پائین‌تر انجام می‌شد تعداد مهریه زنان معمولاً از ۱۴ سکه تجاوز نمی کرد جشنهای عروسی خیلی ساده و بی تکلف برگزار می شد و اکثر این ازدواج‌ها سالهای سال است به عنوان یک زوج خوشبخت در کنار هم زندگی می کنند ولی امروز درست عکس آن سالهاست وقتی باصطلاح «چشم هم چشمی» آرام آرام پا به درون خانه ها گذاشت، کم کم اعتقادات مذهبی کمرنگ شد. دیگر مردم کمتر به سنتی که رسول خدا(ص) به آن پایبند بود عمل می کردند جشنهای عقد و عروسی روز بروز مفصل و بزرگتر شد. مهریه ها از ۱۲ و ۱۴ سکه به ۱۰۰ – ۱۰۰۰- ۱۳۵۰ تبدیل شد.

ولی آیا این تعداد سکه ضامن خوشبختی است؟ مسلماً خیر. گاهی ممکن است مهریه یک زن اندک باشد ولی در کنار شوهرش احساس آرامش و خوشبختی کند و این نتیجه تفاهم و اخلاق نیکویی است که بین آنان حکفرماست. گاهی ممکن است مهریه یک زن بسیار بالا باشد ولی هیچگاه در زندگی طعم خوشبختی را نچشیده باشد. پس چه بسیار دیده شده‌اند دخترانی که باصطلاح با ضریب امنیتی بالا (مهریه‌های سنگین) وارد خانه بخت شده‌اند ولی هیچگاه مفهوم خوشبختی را درک نکرده‌اند.

اگر در زندگی آرامش تفاهم، یکرنگی، جای خود را به ناامنی، ناسازگاری، و دورویی بدهند هر چند مهریه زوجه هزاران سکه هم باشد بازهم طعم تلخ آن زندگی با شیرینی سکه‌های طلا تغییر نخواهد کرد.

سردی در آن خانه به حدی خواهد رسید که حرارت هزاران سکه طلا به هیچ وجه نمی توانند کانون آن خانواده را گرم کنند و زندگی برای زوجه آنقدر سخت خواهد شد که خواهد گفت: (مهریه‌ام حلال، جانم آزاد). ولی کار به همین جا ختم نخواهد شد. ما موظفیم با تلاش فراوان و البته با برنامه ریزی های بلندمدت و کوتاه مدت بسوی فرهنگ اصیل اسلامی خود برگردیم و این بار واقعاً سعی کنیم آنچه اسلام گفته است را خوب بفهمیم و به درستی بفهمانیم و در زندگی خود پیاده کنیم.

ازدواج یک پدیده طبیعی است. زن و مردی که به سبب این امر در کنار یکدیگر و با هم زندگی می کنند یکسری وظایف و حقوقی را نسبت به یکدیگر دارند که یکسری از وظایف و حقوق بین آنها مشترک و دسته دیگر خاص هر کدام از طرفین است که برای هر یک لازم الاجرا است همچنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «دایره حق در توصیف و در مرحله سخن از دو چیز وسیعتر است ولی بهنگام عمل کم وسعت ترین دایره هاست حق به نفع کسی جریان نمی یابد جز اینکه در مقابل برایش مسئولیتی بوجود می آورد و حتی بر زبان کسی جریان نمی شود. جز این که به همان اندازه به سواد او جریان می یابد و اگر قرار بود حق به سود کسی جریان یابد ومسئولیتی برایش ایجاد نکند این مخصوص خداوند بود نه مخلوقش»[۱۵۶]. در اسلام زن از مقام خاص و والایی برخوردار است و قانون اساسی کشور قوانینی را بر طبق حق و حقوق و دستورات اسلام وضع کرده است و کسی حق ندارد از این دستورات سرپیچی کند. دسته‌ای از حقوق بین زن و مرد مشترک است مانند حقوق اجتماعی. دسته‌ای دیگر از حقوق خاص زن و یا مرد است که دراینجا تنها حقوق خاص زن مورد بررسی قرار گرفته است. بر اثر زوجیت زن دارای حقوق مالی می‌شود که هر کدام از این حقوق مالی احکام فقهی و حقوقی خاص خود دارد که اهم آنها عبارتند از:

الف) مهر  ب) نفقه  ج) ارث.

الف) مهر: مهر درمی­آید در این صورت­زن حق هرگونه تصرف را خواهدداشت ولی اگرمهرعین کلی باشد، مالکیت زن مستقر نمی­شود مگر اینکه شوهرمشخص نماید هر چیز مباح یا عمل( کار) را می‌توان مهر زن قرار داد ومقدار مهر نیز ازجهت کمی وزیادی محدودیتی ندارند. البته ازجهت کمی باید به اندازه‌ای باشد که مالیت داشته باشد و از جهت زیادی مستحب است که تقلیل داده شود زن هر زمان که بخواهد می‌تواند مهر خود را از شوهر مطالبه کند. اگر از اجرای عقد سالها گذشته باشد و مهر زن وجه رایج باشد و به نرخ روز محاسبه می‌گردد و مرد نیز ملزم به پرداخت آن است ولی در صورت امتناع شوهر از پرداخت مهر، زن می‌تواند از طرق قانونی برای گرفتن مهر اقدام نماید و یا از حق حبس برای گرفتن مهراستفاده نماید و حق او از میان رفته تلقی خواهد شد.

ب) نفقه: نفقه حق مالی است که در طول زندگی مشترک زن از آن برخوردار می شود و در پرداخت آن شأن و منزلت خانوادگی زن ملاک می باشد.

ج) ارث: ارث حق مالی است که بعد از فوت زوج، زوجه به آن دست پیدا می کند.

اما در مورد مهریه‌های سنگین این طور نتیجه‌گیری می‌شود که: اسلام بر مهریه‌های سبک اصرار دارد و از مهریه‌های سنگین متنفر است. مهر سنگین باعث فرار جوانان از ازدواج و افتادن آنان در معصیت و گناه می‌شود و خواهنده مهر سنگین در انحراف جوانان سهیم و از این جهت مستحق عذاب الهی است. اسلام این سختگیری‌ها را خلاف انصاف و مروت و جدای از اخلاق انسانیت و امری غیر شرعی می‌داند. کلاً سختگیری در امر ازدواج جنگیدن با غرایز و شهوات و آرزوهای طبیعی است. خانواده ها باید از سختگیری در امر ازدواج بپرهیزند و راه ازدواج را برای جوانان هموار کنند. دختران را با شرایط سهل و آسانی شوهر بدهند و پسران را با برنامه های معمولی و ساده گرفتن امر ازدواج به ازدواج تشویق کنند تا از گسترش فساد و گناه جلوگیری شود.

مهر باید واجد شرایط زیر باشد:

– مهر باید ارزش مالی داشته باشد، بنابراین آنچه را که فاقد ارزش مالی باشد نمی‌توان به عنوان مهریه تعیین کرد.

– از نظر شرع و قانون مورد نقل و انتقال و معامله باشد بنابراین نمی‌توان مشروبات الکی یا حیوانات حرام گوشت مانند خوک را به عنوان مهریه تعیین کرد.

– زوج مالی را می‌تواند مهر قرار دهد که خود مالک آن باشد بنابراین اموال عمومی یا مال موقوفه را نمی‌توان مهر قرار داد.

– ضرورتی­نداردکه مهرحتماً عیـن­معین باشد بلکه انجام عمــل یا حرفه‌آموزی یا تدریس هم می‌تواند مهریه باشد. مثل آموختن قرآن به زوجه، یا آموختن رایانه به زوجه می‌تواند موضوع مهر باشد[۱۵۷].

چنانچه مهریه‌های تعیین شده خارج از این شرایط و عرف جامعه باشد مهریه‌های غیرمتعارف گفته می‌شود. مهریه در نظام حقوقی خانواده از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و به عنوان یکی از حقوق مالی زن در جریان ازدواج، تاکنون کمتر مورد توجه منظرهای غیر حقوقی قرار گرفته است. سیره قولی و عملی ائمه و بزرگان نیز همواره به این امر تاکید نموده و سبک بودن میزان آن را به عنوان یک هدیه از طرف مرد توصیه کرده‌اند؛ ولی در گذر زمان این نوع نگرش متحول شده و مهریه به طور بی‌رویه افزایش یافته و به یک مسأله اجتماعی تبدیل شده است.

بعضی اوقات مهریه غیرمتعارف است اما ساحت عقلایی دارد.  مثلا کسی هزار شاخه گل رز را مهر خود قرار می‌دهد ازآنجاکه قیمت گل رزمشخص است بر اساس نظر کارشناسی میزان مهر مشخص می‌شود. ممکن است نامتعارف باشد اما چون مالیت و منفعت عقلایی دارد قانون‌گذار مرد را موظف به پرداخت آن می کند و به عنوان دین برعهده مرد است. همان‌قدر که قرار دادن یک دست یا یک پا به عنوان مهریه دور از ذهن است، قرار دادن پنج هزار سکه برای کسی که نمی‌تواند حتی ماهیانه یک سکه پرداخت کند، غیر عقلایی است. پرداخت این میزان مهریه به صورت ماهیانه یک سکه اساساً با متوسط عمر انسان امکان‌پذیر نیست. این نوع مهریه‌ها نیز به همان اندازه غیرمعقول است و قرار دادنش با زمینه‌های دیگر فرقی نمی‌کند.

از نظرحقوقی مهرالمسمی باید مالیت داشته و قابل نقل و انتقال و تملک باشد و دارای ارزش اقتصادی و منفعت عقلایی باشد و معامله آن مشروع باشد. اینها باعث می‌شود مهریه‌های غیرمتعارف را مهر ندانیم.  مثلاً یک کیلو بال مگس یا دست، پا یا قلب شوهر از نظر حقوقی مالیت ندارند و منفعت عقلایی به ایشان متصوّر نیست در نتیجه نمی‌توانند مهر قرار گیرند. در چنین شرایطی مثل وضعیتی است که مهری تعیین نشده است در نتیجه مهرالمثل تعیین می‌شود.

۲- کارکردهای منفی افزایش مهریه

ـ افزایش سن ازدواج

بر اساس یک تحقیق ۷۸ درصد جوانان مهریه سنگین را موجب گریز از ازدواج می‌دانند که این امر خود به مشکلات دیگر می‌انجامد. با توجه به بلوغ زودرس جنسی در جامعه، طولانی شدن زمان ازدواج و عدم تأمین نیازهای روحی و جسمی جوانان، مشکلات روحی و نابهنجاری‌های اجتماعی را به دنبال دارد و به ایجاد بحرانهای شخصیتی و اجتماعی منتهی می‌شود. «از جمله این نابهنجاریها، گرایش به ارتباطات غیرمتعارف دختر و پسر, افسردگی و اختلالات جنسی است. نیاز دختر و پسر به ازدواج، نیازی طبیعی و ذاتی است، خودداری طولانی از هجوم غریزه شهوت برای دختر و پسر امری مشکل به نظر می‌رسد. گاه طول زمان موجب فساد و افساد و تباه شدن نیاز به ازدواج شده و در مواردی سرکشی غرائز باعث افتادن افراد در منجلاب گناه و معصیت گردیده است. گاهی جلوگیری از ازدواج برای پسران و دختران دردسر آفریده و آنان را به امراض مختلفی دچار کرده است و در برخی موارد ولع به ازدواج و موانع سر راه آن، حکایت عشق و عاشقی به بار آورده و دامن‌های پاک را آلوده می‌کند. بعضی از پدران و مادران به خانواده عروس یا داماد، مهریه‌ای را پیشنهاد می‌نمایند که تحقق آن برای طرف مقابلشان بسیار سخت یا غیرممکن است و آنچنان در پیشنهادهای خود پافشاری می‌کنند که زمان ازدواج دختر و پسر می‌گذرد.»[۱۵۸].

ـ تغییر در نوع همسرگزینی

در برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس بالا بودن مهریه، مردان را به انتخاب جایگزینهای دیگر کشانده است. «درحال حاضر در کشور نفت خیز کویت مهریه‌ها بسیار سنگین است، در برخی موارد مقدار آن به پنجاه هزار دلار میرسد. این قیمت‌های سرسام آور یکی از مهمترین دلایل گرایش جوانان این کشور به ازدواج با خارجیها به شمار میرود و همین مسأله نیز به بروز فساد اخلاقی در این کشور انجامیده است.»

ـ کاهش نرخ ازدواج

«بیش از ۵/۱ میلیون دختر در عربستان به دلیل افزایش میزان مهریه موفق به ازدواج نشده‌اند .بر اساس این گزارش که در نشریه الوطن به چاپ رسیده، هزینه ازدواج در برخی از مناطق این کشور به ۴۰ هزار دلار می‌رسد. این افزایش هزینه‌ها باعث شده تا جوانان از ازدواج خودداری کنند و تعداد زنان و مردان مجرد این کشور به شدت افزایش یابد.»[۱۵۹].

ـ ایجاد خصومت و دشمنی

از طرف دیگر نزاع‌ها بر سر مهریه نتیجه‌ای شوم دارد و به جای آنکه محبت زوجین را بیفزاید، دشمنی و عداوت می‌آفریند و به عوض اینکه نهال دوستی بکارد و دلها را به هم نزدیک سازد، تخم نفرت کاشته و قلب‌ها را از هم دور می‌کند. از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت است که فرمود: «لاتغالوا

فی مهور النساء فتکون عداوه»؛ در مهریه‌های زنان زیاده روی نکنید که موجب دشمنی است[۱۶۰].

ـ تحمل اجباری زندگیهای تصنعی

از دیگر پیامد منفی مهریه‌های سنگین این است که برخی زندگی‌ها علی‌رغم تمایل باطنی زن و شوهر به ادامه آن، همچنان در حالت کاملاً تصنعی ادامه می‌یابد. مرد توان پرداخت مهریه را ندارد و زن بر دریافت آن اصرار می‌ورزد. «چنانچه خانواده‌ای دچار بحران شود، بالا بودن مهریه‌ها مردان را مجبور می‌کند یا به قیمت آسیب خوردن, در هرحال تنها شکلی بی‌روح و بی‌جان خانواده را حفظ کرده و به یک زندگی جهنمی ادامه دهند یا در صورت تمایل به طلاق چنان فضا را بر زن سخت بگیرند که با میل خود مهریه را بخشیده و خود را از زندان خانواده نجات دهد.»[۱۶۱].

ـ احتمال سوداگری

برخی از دختران با انجام چند ازدواج و طلاق با مهریه سنگین پس از چند سال به ثروت غیره منتظره‌ای دست می‌یابند و شوهران آنها به اصطلاح چنان خانه خراب می‌شوند که قدرت دوباره سازی آن را نخواهند داشت. در گزارشی از سیمای جمهوری اسلامی دختری برای درخواست طلاق با مهریه ۳۰۰۰۰ سکه طلا به دادگاه مراجعه کرده بود. براساس همین گزارش این زن که از ازدواج چهارم طلاق می‌خواست، از این راه به ثروت کلانی دست یافته بود.

ـ تحت الشعاع قرارگرفتن ارزشهای دینی

«مشکل بسیاری از این سنخ تحلیل‌ها، عدم تفکیک درست میان نگرش دین به این سنت با نگرش عرف متشرعان به آن است. بدون تردید میان این دو نگرش و اهداف و غایات مورد نظر آنان ناهمگونی‌ها و تفاوتهای آشکاری وجود دارد و ارائه هرگونه تفسیر واقع‌بینانه مستلزم بذل توجه عمیق به این تمایزات است. اگربسیاری ازتحلیل‌های ارائه شده، با نگرش عرف متشرعان و نوع مواجهه آنها با این سنت سازگاری و انطباق داشته باشد، با دیدگاه دین در این باره جدایی کامل دارد؛ به همین جهت، سفارش به سبک گرفتن مهریه به عنوان یک هدیه با انتظار تأمین آثار مورد نظر عرف، ناسازگاری آشکاری دارد که علت آن ضمیمه کردن نابجای دو ایده، از دو الگو با ویژگی‌های متمایز است. دیگر این‌که در نگرش اسلام، حقوق، بستر خاص خود را دارد و هیچ گاه از آن به عنوان ابزاری در جهت پرکردن خلأ‌های اخلاقی استفاده نشده است. آنچه از رویه دین در این خصوص استنباط می‌شود، عکس این جریان، یعنی استفاده از اخلاق به عنوان ضامن اجرای درست قواعد حقوقی، پرکردن فاصله‌ها و خلأ‌های حقوقی و در نتیجه وصول به مراتب بالای قانون‌گرایی و قاعده‌مندی از جمله پیامدهای التزام عملی به معیارها و ضوابط اخلاقی و به طور کلی، تحقق اخلاقیات است.»[۱۶۲].

برخی تحلیل‌ها مبنی بر اینکه مهریه دارای کارکردهای اجتماعی، ازجمله تضمین اقتصادی زن پس از طلاق و نیز افزایش امنیت و ثبات ازدواج است، ‌تبیین ناقصی از مسأله مهریه است. از بررسی آیات و روایات اسلامی در مورد میزان مهریه استفاده می‌شود که اسلام در امضای رسم مهریه، کارکردهای اجتماعی یاد شده را اصل قرار نداده است؛ چرا که تحقق این کارکرد بدون اختصاص مبلغ قابل توجهی از ثروت به زن امکان‌پذیر نیست، در حالی که بالابودن مهریه در تعدادی از روایات مورد نکوهش قرار گرفته است و برخی روایات حتی مهریه‌ای مانند تعلیم یک سوره قرآن به زن[۱۶۳] را که به طور قطع، ارزش اقتصادی ندارد، ‌مورد تایید قرار داده است.

عرف متشرع از طرفی می‌خواهد التزام خویش به این سنت دینی را در ظاهر حفظ کند و از طرفی سعی می‌کند با استفاده از این فرصت برخی خواسته‌های خویش را برآورده کند. بنابراین افزایش یا کاهش مهریه بیش از آنچه ریشه دینی و مذهبی داشته باشد، تابع نحوه نگرش عرف به آن بوده است. از نقطه نظر دینی هیچ ارتباط مستقیمی بین وجود مهریه و تحقق غایات مورد نظر عرف وجود ندارد.

صوری بودن مهریه :

در همین­جا می‌توان به یکی دیگر ازمسائل مستحدثه ورایج در جامعه اشاره کرد و آن وضع مهریه‌های بسیارسنگین برحسب سال تولد یا ازدواج است، خانواده هایی که چنین مهریه های نامعقولی وضع می کنند برای توجیه عملکردخود با بیان اینکه مهریه عند المطالبه دریافت می شود می گویند: کی داده و کی گرفته؟!

اما آنچه که مسلم است آنکه وضع چنین مهریه هایی محل اشکال بوده و موجب بطلان مهر المسمی

است. علت آن است که پرداخت مهریه به محض انعقاد عقد نکاح بر مرد واجب شده و می بایست مهر حال را فورا پرداخت نماید و اگر با رضایت زوجه آن را بالفور پرداخت نکند به صورت دین بر ذمه او باقی می ماند.پس اگر طرفین قصد پرداخت مهریه را نداشته باشند عمل آنها بدلیل فقدان اراده، صوری بوده و موجب بطلان عمل حقوقی مذکور یعنی وضع مهریه است.در کنار این اثر حقوقی کسی که قصد تادیه مهریه را ندارد مرتکب معصیت شده است.تاملی در این روایات خالی از لطف نیست.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «من أمهر مهرا ثم لا ینوی قضاءَه کان بمنزله السارق- آنکه مهری را قرار بدهد اما قصد ادای آن را نداشته باشد به منزله سارق است- وسائل الشیعه»(چرا که مهریه مال غیر بوده ومتعلق به زوجه است) ودرجائی دیگرحضرت می­فرمایند:« من تزوجَ المراه و لا یجعل فی نفسه أن یعطیها مهرها فهوزنی- آنکس که زنی راتزویج کندوقصدنداشته باشدکه مهر او را بدهد پس او زناکار است[۱۶۴]»

علاوه بر این، در فرض غیر صوری بودن و یا اختصاص صوری بودن اراده به مرد ،برای زن «حق حبس» وجود دارد ، یعنی زوجه در صورت حال بودن مهرش می تواند تا زمان تادیه مهر از تمکین استنکاف بورزد ، و این عدم تمکین مسقط حق نفقه او نخواهد بود.اما در اینجا زوجه حق فسخ یا تقاضای طلاق را ندارد.یعنی اگر مرد مهریه زن را نداد او نمی تواند به مانند عدم پرداخت نفقه توسط زوج از دادگاه تقاضای طلاق بنماید.البته در اینجا این اشکال پیش می آید که اگر مرد ناتوان از پرداخت مهریه بود، بنابر قول مشهور حق حبس زن حتی در فرض اعسار زوج ساقط نمی شود، حال اگر این وضعیت تا سالها ادامه پیدا کند تکلیف چیست؟ آیا باید قائل به ثبوت حق حبس برای زوجه باشیم که در این حالت با عدم تمکین زندگی مشترک با عسرت و دشواری مواجه می شود و یا اینکه به مانند برخی از فقها مانند ابن ادریس حلی رحمه الله علیه در فرض معسر بودن زوج قائل به سقوط حق حبس زوجه باشیم و یا اینکه به ایجاد حق فسخ یا طلاق برای زوجه در این فرض حکم کنیم.این موضوع خود بحث مفصلی می طلبد که از حوصله این مقاله خارج است.

خلاصه آنکه وضع مهریه‌های سنگین این نتایج و آثار را نیز در پی دارد. بابد توجه داشت بر خلاف ادعای ضعیف کسانی که معتقدند وضع مهریه سنگین ضمانت اجرای خوبی برای جلوگیری از طلاق است، علاوه بر وجود صدها مثال نقض عینی، وجود حکم طلاق خلع و مبارات که مبتنی بر مثل معروف «مهرم حلال جانم آزاد» است دلیلی بر بطلان این ادعا و عدم تاثیر مهریه سنگین در حفظ کیان خانواده است، بلکه چنین امری با اهمیت دادن به جنبه های مادی زندگی موجب تزلزل در کیان خانواده نیز می‌گردد.

۳- راهکارهای جلوگیری از مهریه‌های غیرمتعارف

به منظور جلوگیری از مهریه‌های غیرمتعارف دو راهکار قابل پیش‌بینی و اجرا است:

الف) عدم ثبت مهریه‌های غیرمتعارف

با توجه به این که برخی از این نوع مهریه‌ها فاقد مالیت هستند این سوال پیش می‌آید که می‌توان مانع ثبت چنین مهریه‌های غیرمتعارف شد؟ آیا می‌توان در مورد ثبت این مهریه‌ها منع قانونی در نظر گرفت؟ اگر مهریه‌ای فاقد منفعت عقلانی و شروط مندرج در قانون باشد از سوی عاقد از همان ابتدای امر ثبت نشود؟ چنین سوالاتی با پاسخ‌های مختلفی روبرو است زیرا از یک سو ثبت نکردن مهریه‌های عجیب و نامتعارف می‌تواند به عنوان اقدامی پیشگیرانه محسوب شود و از ایجاد مشکلات بعدی برای زوجین جلوگیری کند اما از سوی دیگر محوّل کردن این وظیفه به دفاتر ثبت ازدواج می‌تواند زمینه مداخله در روابط خصوصی افراد را ایجاد کند.

عاقد وظیفه دارد در موردی که مهریه غیرمتعارف باشد آن را ثبت نکند اما به این منظور اولاً: عاقد باید اشراف داشته باشد که تشخیص این معنا را بدهد. ثانیاً: مهر را ثبت نکند. یعنی از ثبت این نوع مهریه امتناع کند چون اگر مهری باطل باشد ثبت مهر باطل یک مقدار دور از ذهن است. چرا که طبق ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی باید مهریه جنبه مالیت داشته باشد. قابل نقل و انتقال باشد، ارزش مالی و قابلیت تملک داشته باشد اما بعضاً مهریه‌هایی مطرح می‌شود که از این شرط برخوردار نیست و عاقدین ازدواج هم چنین مهری را قرار می دهند و در عقدنامه‌ها وارد می‌کنند این مهریه‌ها قابل تملک نیست. در چنین شرایطی مهریه‌ها در دفاتر ثبت ازدواج بنابرتوافق زوجین وارد عقدنامه‌ها می‌شود و به آن صورت قانونی داده می‌شود.

 

ب) فرهنگسازی سدّی در مقابل مهریه‌های عجیب و نامتعارف:  

به نظر می‌رسد تعیین‌کنندگان مهریه‌های عجیب و نامتعارف چه آنهایی که مهریه‌های سنگین تعیین می‌کنند و چه کسانی که با تعیین مهریه‌های نامتعارف بدون مالیت، درصدد تأمین آینده زندگی مشترک هستند، هیچکدام درک درستی از معنا و فلسفه مهریه ندارند. دلایل تعیین این مهریه‌ها هرچه باشد نمی‌تواند آن را تبدیل به ضامن خوشبختی زندگی مشترک کند. برای جلوگیری از چنین روندهای افراط و تفریطی در جامعه بار دیگر باید به فرهنگسازی تاکید کنیم و نقش خانواده‌ها و رسانه‌ها را در آموزش نگاه واقع بینانه به زندگی مشترک مهم بدانیم.

طرح مجلس:

طرح «تسهیل امر ازدواج» که در کمیسیون فرهنگی مجلس و در شانزده ماده و بنابر مفاد خود طرح بر اساس اصل ده قانون اساسی مبنی بر اینکه کلیه مقررات باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده بر پایه حقوق اسلامی باشد، تدوین شده است در کنار تمام مزایا دارای این عیب بزرگ است که ،اقدام به تحدید و سقف گذاری برای مهریه کرده و ضمانت اجرائی ای برای آن وضع کرده ،که محل اشکال است. بر اساس این طرح هرچند عدم رعایت سقف های تعیین شده برای مهریه ها که با توجه به مناطق مختلف متغییر است( همانند ملاک منظور در تعیین مهرالمثل) به صحت عقد نکاح لطمه ای نمی زند، اما چنین فردی نمی تواند اقدام به ثبت ازدواج خود در دفاتر ثبتی بنماید که خود سرآغاز مشکلات عدیده‌‌ای می‌گردد. اما همانطور که عنوان شد تحدید مهریه وجه شرعی نداشته و اصل ۱۰ قانون اساسی نیز مبتنی بر قانون گذاری بر مبنای حقوق اسلامی است نه صلاحدیدهای فردی. پسندیده است که مجلس با حذف این بخش از طرح خود تنها حق استفاده از تسهیلات مذکور در طرح را منوط به رعایت مهریه‌های تعیین شده قرار بدهد. این اقدامی مطلوب بوده و در راستای تشویق و ترغیب به وضع مهریه‌های کم و مناسب، و مبارزه با رسم وضع مهریه های سنگین مفید خواهد بود.سیره عملی معصومین علیهم السلام در جامعه نیز به گواه تاریخ، ترغیب به وضع مهریه های پایین بوده نه محروم کردن مردم از حق وضع مهریه‌های بالا.

در رابطه با مقدار مهریه از نظر فقها بایدعرض­کرد که به لحاظ قلت، کمترین مالی که ارزش مالی داشته باشد و به لحاظ کثرت، هیچ محدودیتی ندارد. آیا با همه این استدلال و بر فرض پذیرش حکم ثانوی و به خاطر مصلحت و ضرورت اجتماع، دولت اسلامی نمی‌تواند نصاب مشخصی را برای مهر تعیین کند؟ به نظر نگارنده بهتر است­که دررابطه با کثرت مهریه محدودیت قایل شدوسران حکومتی و تصمیم ‌گیرندگان در این خصوص در دولت و مجلس با همکاری و همفکری هم باید یک مقدار را معین کنند و از رشد بی‌رویه آن جلوگیری کرده و باعث کاهش طلاق در جامعه و در نتیجه باعث استحکام بنیان خانواده شوند.

لازم به ذکر است در این خصوص در ماه‌های پایان سال ۹۰ قانونی در خصوص مهریه در مجلس شورای اسلامی بحث شد که به تصویب نمایندگان ملت رسید و آن سقف گذاشتن برای مهریه بوده است. براساس آنچه که در سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی آمده است سقف ۱۱۰ سکله تعیین گردیده است: «تصویب مهریه ۱۱۰ سکه‌ای در شورای نگهبان»؛ لایحه حمایت از خانواده پس از چهار سال بررسی در  صحن علنی مجلس و کمیسیون حقوقی و قضایی، در اسفند ماه سال گذشته به تصویب رسید و برای تایید نهایی به شورای نگهبان رفت. در طرح تصویبی، نمایندگان مجلس در خصوص مهریه، پیشنهادی را به تصویب رساندند که بر اساس آن هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۱۰ سکه بهار آزادی طرح جدید یا معادل آن باشد، وصول آن مشمول قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی است و هرگاه مهریه بیش از این مقدار باشد صرفا ملائت زوج، ملاک پرداخت خواهد بود. شورای نگهبان نیز با صدور اطلاعیه ای نظر خود را در خصوص لایحه حمایت از خانواده اعلام کرد و بر اساس این اطلاعیه مهریه ۱۱۰ سکه ای تصویب و تبدیل به قانون خواهد شد[۱۶۵].

طرح فعلی که در شرف تصویب است این نقیصه را ندارد زیرا حمایت و ضمانت اجرای قضایی را از مهریه‌های بیش از ۱۲۰ سکه برداشته و تعیین مهریه بالاتر را ممنوع نکرده است.

 

 

۴- پیشنهادات

تأدیه مهریه به عنوان حق مسلم زنان و نحوه پرداخت آن، از جمله مسائلی است که باید به طور دقیق مورد توجه قرار گیرد، البته مکانیسم پرداخت مهریه نیز موجب بروز مشکلات اجتماعی می‌شود که بهتر است با ارائه راه حل‌های دقیق و سنجیده درخصوص پرداخت مهریه از پدید آمدن مشکلات بعدی پیشگیری شود. بی‌تردید پرداخت مهریه حق زن می‌باشد و عدم پرداخت آن علاوه بر محرومیت زن از حق مسلم خویش، زمینه ارتکاب به حرام را نیز به دنبال دارد، زیرا در صورت عدم پرداخت مهریه، تصرف ورثه در مالی که بخشی از آن، حق زن است، حرام می‌باشد.

از جمله تدابیری که می‌‌توان در راستای پیشگیری از مشکلات مهریه اتخاذ کرد عبارت است از:

۱ـ در تعیین میزان مهریه جهت پیشگیری از مشکلات بعدی حد اعتدال رعایت شود، زیرا سبک بودن مهریه نیز در وضعیت امروزی مشکلات خاص خود را دارد.

۲ـ قرار دادن اعیان ( زمین ، خانه ،‌ طلا و …) به عنوان مهریه می‌تواند مانع کاهش ارزش مالی مهریه در طول زمان شود.

۳ـ پرداخت مهریه در آغاز زندگی مشترک. موجب می‌شود هرکس به اندازه توان خود اقدام به تعیین مهر کند، زیرا یکی از دلایل افزایش مهریه نسیه بودن است.

۴ـ برخی از کارشناسان معتقدند اگر پرداخت مهریه مشروط به عندالاستطاعه باشد نه عندالمطالبه، این امر می‌تواند مانع استفاده ابزاری زنان سوداگر از مهریه شود.

۵ـ پیشنهاد دیگر این است که در خانواده‌هایی که احتمال عصیان نسبت به قانون وجود دارد، از طریق شرط ضمن عقد، کسی را در این زمینه ضامن قرار دهند تا در صورت استنکاف زوج از پرداخت مهریه، ضامن، پرداخت آن را ضمانت کند.

۶ـ رسانه‌های جمعی و مراکز بیمه درخصوص گسترش فرهنگ بیمه مهریه تلاش نمایند تا امکان دستیابی معقول زن به مهریه‌اش میسر گردد.

البته هرکدام از این پیشنهادات نیاز به کار کارشناسی افراد خبره دارد تا میزان کارایی و جنبه‌های فقهی موارد مذکور را بررسی نمایند.

 

سخن نهایی

در مجموع می‌توان نکات ذیل را به عنوان جمع‌بندی مطرح نمود:

۱ـ از بین عوامل نامبرده نسیه بودن مهریه، چشم هم چشمی، گسترش ارزشهای اقتصادی و روحیه مادی‌گرایی و افزایش طلاق در جامعه چهار عامل بسیار مهم در افزایش مهریه به شمار می­روند. کمرنگ شدن ارزش‌های اخلاقی و تضعیف جایگاه خانواده از طریق برخی نگرشهای غرب‌گرایانه به افزایش طلاق و آن نیز به افزایش مهریه منجر گردیده است، لذا نهادینه کردن ارزشهای اخلاقی و اهمیت هرچه بیشتر بر قداست خانواده به عنوان یکی از ویژگیهای مشرق زمین در طول تاریخ مورد تأکید قرار گیرد.

۲ـ هرچند افزایش مهریه از جهاتی دارای کارکردهای مثبت است و انگیزه افراد برای افزایش آن چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد، اما از این طریق پیامدهای اجتماعی منفی به وجود می‌آید که قابل چشم پوشی نیست. به عنوان نمونه نمی‌توان به سادگی از کنار تأخیر ازدواج جوانان و جذب آنها به راههای نامتعارف ارضای جنسی عبور کرد. (البته تاثیر عوامل فرهنگی نیز بسیار مؤثر است) کسانی که از طریق افزایش مهریه در پی دستیافتن به اغراض شخصی هستند، توجهی به پیامدهای اجتماعی آن ندارند. شاید این فشار اجتماعی است که آنان را به اتخاذ اینگونه تصمیم وادار می‌کند.

۳ـ دین، یکی از منابع مهم تولید ارزش و تعریف رفتار بهنجار در جامعه ماست. مهریه‌های سنگین از منظر دینی یک ناهنجاری شمرده می‌شوند. روایات متعددی بر سبک بودن مهریه تأکید می‌کنند و افزایش آن را منشأ خصومت می‌دانند. برخی از جامعه‌شناسان در شناساندن رفتارهای بهنجار (الگوی رفتار پذیرفته شده از سوی اکثریت) از رفتار نابهنجار، فقط به تعاریف مرسوم در منابع غربی توجه می‌کنند و احیاناً در تحلیل و تبیین آنها دچار اشتباه می‌شوند.

 

 

فهرست منابع و مآخذ

قرآن کریم.

الف) کتا‌ب‌ها

  1. آزاد، علی. مهر، تاریخچه و ماهیت و احکام آن (از نظر حقوق مدنی ایران و مقایسه با مذاهب مختلف)، تهران، چاپ مصطفوی، چاپ اول، ۱۳۴۱.
  2. آیینه وند، صادق. تاریخ زنان صدر اسلام، تهران، جهاد دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۶۲.
  3. اباذری فومشی، منصور. نحوه عملی رسیدگی به دعاوی خانوادگی در محاکم و دادسراها. تهران: انتشارات خرسندی، ۱۳۸۵.
  4. اچ. ترنر، جاناتان. مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناسی. ترجمه محمد فولادی و محمد عزیز بختیاری؛ قم، چاپ اول، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸.
  5. اداره کل آموزشهای مردمی معاونت آموزش قوه قضائیه. حقوق به زبان ساده، قم، انتشارات قضا، چاپ اول، ۱۳۸۴.
  6. اسدی، لیلا. نقد و تحلیل مصوبات حقوقی زنان از طرح تا اجرا: بخش اول «مهریه به نرخ روز. کتاب زنان، پاییز، ۱۳۸۰.
  7. اعزازی، شهلا. جامعه‌شناسی خانواده. تهران، چاپ دوم، انتشارات روشنفکران و مطالعات زنان، ۱۳۷۶.
  8. افروز، غلامعلی. مبانی روان شناختی ازدواج در بستر فرهنگ و ارزش‌های اسلامی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۰.
  9. المدرسی، محمدتقی؛ من هدی القرآن؛ ج ۲، طهران: دار محبّی الحسین(ع)، ۱۴۱۹ق.
  10. امام خمینی(ره). تحریر الوسیله جلد۴. ترجمه سیّد محمّد باقر موسوى همدانى، ۱۳۷۵.
  11. ـــــــــــــ . جایگاه زن، در اندیشه امام خمینی، انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران ۱۳۷۴.
  12. انصاریان، حسین. نظام خانواده در اسلام، چ۶، قم: انتشارات امّ ابیها، ۱۳۷۶.
  13. الهیان، مجتبی. کتاب النکاح (شهید اول). قم: مجتمع آموزش عالی قم، چاپ اول، ۱۳۷۵.
  14. باباخانی، زرین. مهریه، حقوق خاصه زوجه، تهران: نشر رامین، چاپ اول، ۱۳۷۷.
  15. باقری، شهلا. اشتغال زنان در ایران؛ درآمدی بر عوامل مؤثّر بر اشتغال زنان در چهل سال گذشته. تهران، شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، ۱۳۸۲.
  16. بستان(نجفی)، احمد. اسلام و جامعه‌شناسی خانواده. قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۳.
  17. پاینده، ابوالقاسم و فرزانه، حافظ. نهج الفصاحه. قم: سازمان انتشارات جاویدان، ۱۳۶۲.
  18. پژواک، الف.آ. زندانی مهریه. لاهیجان: فر شهرزاد، ۱۳۸۵.
  19. پولادی، ابراهیم. مهریه و تعدیل آن(محاسبه مهریه به نرخ روز). با مقدمه: اسدالله امامی، تهران، دادگستر، ۱۳۸۰.
  20. توسـلی، غلام‌عباس. نظریه‌هـای جامعه‌شناسی. تهران، چاپ ششم، انتشـارات سمت، ۱۳۷۶.
  21. ــــــــــــــــ . جامعه‏شناسی کار و شغل. تهران: سمت، ۱۳۷۵.
  22. جوادی آملی، عبداللّه. زن در آینه جلال و جمال. قم: مرکز نشر فرهنگی رجا، ۱۳۷۱.
  23. حجازی، قدسیه. زن ازنظرقضایی و اجتماعی(ارزش زن)، تهران، انتشارات قدسی، چاپ دوم، ۱۳۵۷
  24. حسینی تهرانی، محمّدحسین. رساله بدیعه، تهران: صدرا، ۱۳۷۸.
  25. حر عاملی، محمد ابن الحسن. وسائل الشیعه. ج ۱۵، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۳۷۴.
  26. حسینی، محسن. مهریه. مشهد: انتشارات چینود، ۱۳۸۲.
  27. حسینی، مجتبی. احکام ازدواج (اهمیت ازدواج، مقدمات ازدواج، شرایط عقد، ازدواج موقت، محرمیت، مهریه و…) مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام. تهران، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۶.
  28. حلی، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی، تذکره الفقهاء(ط القدیمه) در یک جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم ـ ایران، اول، ۱۳۸۸.
  29. خامنه‌ای، سیدعلی. مطلع عشق. تهران: مرکز نشر و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۶.
  30. خامنه‏ای، سید محمد. حقوق زن، تهران، انتشارات تک، چاپ اول، ۱۳۶۸.
  31. دوانی، علی. زن در قرآن، قم، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۲.
  32. دشتی، محمّد و همکاران. نهج الحیاه؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا علیهاالسلام. قم: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع)، ۱۳۷۲.
  33. دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه خواهران. مجموعه گفت‏وگوهای هم‏اندیشی بررسی مسائل و مشکلات زنان. قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان،۱۳۸۰.
  34. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، چاپ دوم، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۵.
  35. راغب اصفهانی، حسین بن محمّد. مفردات الفاظ القرآن. تحقیق صفوان عدنان، بیروت، الدارالشامیه، ۱۴۱۶ق.
  36. رجائیان، علی. مهریه، حق زن، تکلیف مرد. قم: اندیشه ماندگار۱۳۸۵.
  37. رفیع‌پور، فرامرز. آنومی یا آشفتگی اجتماعی: پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در تهران. تهران، انتشارات سروش، ۱۳۷۸.
  38. رنجبر، زینب. مهریه و مسائل مربوط به آن. مقدمه: محمدسعید جواهری، تهران: گلدیس، ۱۳۸۵.
  39. زیبایی‌نژاد، محمدرضا؛ سبحانی، محمدتقی. درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام (بررسی مقایسه‌ای دیدگاه اسلام و غرب). قم: دار النور، ۱۳۸۱.
  40. ساروخانی، محمدباقر. مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده. تهران: سمت، ۱۳۷۰.
  41. سفیری، خدیجه. جامعه‏شناسی اشتغال زنان. تهران، تبیان، ۱۳۷۷.
  42. شاکری، ابوالحسن. بررسی اجمالی مهریه در تهران. دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، ۱۳۸۱.
  43. شرف‌الدین، حسین. تبیین جامعه‌شناختی مهریه. قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۰.
  44. شیخی، محمدتقی. جامعه‌شناسی زنان و خانواده. تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰.
  45. شیخ الطوسی(شیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی البغدادی)، کتاب الخلاف، بی‌نا. بی‌جا. جلد۳ ، ص۸.
  46. صاحب‌جواهر، محمد حسن بن باقر. جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۷. تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۷۹.
  47. ـــــــــــــــــــــــ . جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۸ ج. قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۹.
  48. طباطبائی، محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمه محمدتقی مصباح یزدی؛ تهران: چاپ پنجم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، ۱۳۷۰.
  49. ـــــــــــــــــــ . زن در اسلام، قم: دفتر تنظیم و نشر آثار علامه، ۱۳۸۴.
  50. ـــــــــــــــــــ. . استراتژی زن در اسلام، تهران، انتشارات ندای ایمان، چاپ اول، ۱۳۵۷.
  51. طبرسی، فضل ابن الحسن. مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، تهران: ناصر خسرو، ۱۳۷۰.
  52. عادلی مقدم، محمدعلی. فلسفه مهریه و بررسی آن در فقه و قانون. تهران، محمدعلی عادلی‌مقدم، ۱۳۸۴.
  53. عاملی، شهیدثانی، زین‌الدین بن‌علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ( المحشی ـ سلطان العلماء)، جلد۲، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم ـ ایران، اول، ۱۴۱۲.
  54. علی‌آبادی، علی. تقریرات تاریخ حقوق، تهران: برگ‌زیتون، ۱۳۷۸
  55. فرهنگ، منوچهر. فرهنگ بزرگ علوم اقتصادی. تهران، البرز، ۱۳۷۱.
  56. فیض، علیرضا. مبادی فقه و اصول. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۹.
  57. فیض کاشانی، محسن. تفسیر صافی، ج۱، تهران: کتاب فروشی اسلامیه،چ۶، ۱۳۶۲.
  58. قادری، زهره. مهریه از دیدگاه اسلام. تهران: شمیم یاس. ۱۳۸۲.
  59. قائمی، علی. تشکیل خانواده در اسلام. تهران، امیری، ۱۳۷۸.
  60. قربان­نیا، ناصر و همکاران. باز پژوهی حقوق زن(بررسی قوانین مربوط به زنان در جمهوری اسلامی ایران). جلد اول، تهران: روز نو، ۱۳۸۴.
  61. کاتوزیان، ناصر. حقوق مدنى خانواده، جلد۱، چاپ‏پنحم، تهران: انتشارات به‌نشر، ۱۳۷۹.
  62. ــــــــــــ. . حقوق مدنى خانواده، جلد۲، چاپ‏پنحم، تهران: انتشارات به‌نشر، ۱۳۷۹.
  63. کلینی، محمدبن یعقوب. اصول کافی، ج۱. تهران: انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۱.
  64. ــــــــــــــ.. اصول کافی، ترجمه جواد مصطفوی، قم، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم‏السلام،۱۳۷۴.
  65. کمالان، مهدی. قانون مدنی با آخرین اصلاحات و الحاقات به همراه قانون مسئولیت مدنی، نحوه محاسبه مهریه وجه رایج کشور توضیحات…، تهران: کمالان، ۱۳۸۶.
  66. کوزر، لوئیس. زندگی و‌ اندیشه بزرگان اجتماعی. ترجمه محسن ثلاثی؛ تهران: چاپ نهم، علمی، ۱۳۸۰.
  67. گری، جان. مردان مریخی، زنان ونوسی. ترجمه مریم نقیبی. تهران، همشهری، ۱۳۷۶.
  68. گرینت، کیت. زمینه جامعه‏شناسی کار. ترجمه پرویز صالحی. تهران، مازیار، ۱۳۸۲.
  69. گواهی، زهرا. سیمای زن در آیینه نقد شیعه، تهران، انتشارات تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۹.
  70. گیدنز، آنتونی. جامعه‏شناسی، ترجمه منوچهر صبوری. تهران، نشر نی، ۱۳۸۳.
  71. مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار. بیروت: الوفا، ۱۴۰۳ق.
  72. محسنی، منوچهر. بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران. تهران: انتشارات گلبان شورای فرهنگ عمومی کشور، ۱۳۷۹.
  73. محقق، محمدباقر. حقوق مدنی زوجین(درزمان زناشویی دائم ازدیدگاه قرآن). قم: بنیاد قرآن، ۱۳۶۰.
  74. محقق داماد، سید مصطفی. بررسی فقهی حقوق خانواده ـ نکاح و انحلال آن. تهران: نشر علوم اسلامی (اندیشه‌های نو در علوم اسلامی)، ۱۳۷۲.
  75. محمدالشیخ، محمود. «المهر فی الاسلام بین الماضی و الحاضر»، بیروت، المکتبه المصریه، ۱۴۲۰ق.
  76. محمدی ری‏شهری، محمد. میزان الحکمه. قم: دارالحدیث، ۱۴۰۴ق.
  77. محمدی، زهرا. بررسی آسیب‏های اجتماعی زنان در دهه ۱۳۷۰ـ۱۳۸۲، ۱۳۸۰، تهران، شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، ۱۳۸۵.
  78. محمودی، عباسعلی. زن در اسلام، تهران، انتشارات نهضت زنان مسلمان، چاپ اول، ۱۳۶۰.
  79. مرتن، رابرت. مشکلات اجتماعی،‌ نظریه جامعه‌شناسی. ترجمه نوین تولایی؛ تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۶.
  80. مطهری، مرتضی. نظام حقوق زن در اسلام. چاپ چهارم. تهران: صدرا، ۱۳۷۴.
  81. ــــــــــــــ . نظری بر نظام اقتصادی اسلام. مجموعه آثار، تهران، صدرا،‌ ۱۳۷۵.
  82. ـــــــــــــ . مجموعه آثار ج ۱۹. قم: انتشارات صدرا، ۱۳۷۸.
  83. مکارم شیرازی، ناصر. تفسیر نمونه»، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ اول، ۱۳۵۳ – ۱۳۶۶
  84. منصورنژاد، محمد. مسأله اسلام، زن و فمینیسم. تهران: انتشارات برگ زیتون، ۱۳۸۱.
  85. مهرپور، حسین. بررسی میراث زوجه در حقوق اسلام و ایران، ۱۳۶۸.
  86. نجفی قوچانی، محمدحسن. جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام. مشهد: مؤسسه الامام صاحب الزمان(ع)، ۱۲ ج، ۱۳۷۹.
  87. نجفی، محمدحسن. جواهر االکلام فر شرح شرائع الاسلام. ‌جلد ۳۱، بیروت ـ لبنان: داراحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴،
  88. نراقی، احمد. مستند الشیعه فی احکام الشریعه. قم، دارالحدیث، ۱۴۲۲ ق.
  89. نوری، میرزاحسین. مستدرک الوسائل. چ قدیم، ج ۲, ابواب المهور، باب۵ ، ح۳، ۱۳۷۱.
  90. نوری، آمنه. فلسفه مهریه از دیدگاه قرآن و سنت. گرگان: عشق دانش، ۱۳۸۴.
  91. نوری، یحیی. حقوق زن در اسلام و جهان، تهران، انتشارات فراهانی، چاپ چهارم، ۱۳۴۷.
  92. ولی پور، ابراهیم. قانون مدنی همراه با قانون مسئولیت مدنی، نحوه محاسبه ارزش مهریه رایج کشور و آراء وحدت رویه. تهران: مهکامه، ۱۳۸۶.
  93. یزدی، محمّدکاظم. عروه الوثقی، قم: لطفی، ۱۳۶۶.

ب) مقالات

  1. ابراهیمی، زهرا. «سقف مهریه گذاشته نشده، برداشته شد!»، نشریه زنان، شماره ۱۱۶، ۱۳۷۹.
  2. بیات، رقیه، «بررسی مهریه و نفقه زوجه»، زن روز، شماره ۱۹۸۷، ۱۳۸۱.
  3. بیات، رقیه، «تاریخچه مهریه»، زن روز، شماره ۱۸۷۰، ۱۳۷۹.
  4. پارسا، فروغ. مباحثی در حقوق زوجه (حق مهریه ـ حق نفقه) بنا بر فقه امامیه و مذاهب چهارگانه اهل سنت. نشریه فصل نامه علوم انسانی دانشگاه الزهرا، شماره ۴۱، سال دوازدهم، ۱۳۸۱.
  5. پورنگ نیا، اکرم. «مهریه، تضمین یا تحمیل، پرسش و پاسخ حقوقی»، سروش بانوان، شماره ۴۰، ۱۳۸۲.
  6. جوانفر، عباس. «زندانیان مهریه»، نشریه اصلاح و تربیت، شماره ۱۱۶، ۱۳۸۴.
  7. کامرانیان، عباسعلی. «زرهی که مهریه شد!: تفسیر آیه ۴ سوره نساء قسمت دوم». زن روز، شماره ۱۸۷۰، ۱۳۷۹.
  8. موسوی­کاشمری، مهدی. مهریه مطلوب، پرسش وپاسخ. نشریه پیام زن، شماره ۹۸، ۱۳۸۰: ۳۲ ـ ۳۵.
  9. موسوی بجنوردی، محمد. نقش اوراق بهادار در شریعت اسلامی، خمس، زکات، مهریه، غصب و غیره. نشریه وب، شماره ۳ و ۴، ۱۳۸۴: صص ۳۱۹ ـ ۳۳۵.
  10. مهدوی، محمد صادق. «نکته‏هایی درباره اشتغال زنان»، حوراء، ویژه‏نامه اشتغال زنان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، شماره ۸، ۱۳۸۳.
  11. یوسف‌زاده، حسن. پایش جامعه شناختی مهریه. کتاب زنان، شماره ۲۷، ۱۳۸۴.

ج) سایت‌ها

  1. سایت دایره‌المعارف اسلامی به آدرس(تاریخ مراجعه ۱۲/۱/۹۱):

www.usc.edu: glossary of Islamic terms & concepts: The encyclopedia of Islam, Leiden, Brill, 1999

  1. منبع سایت مرکز پژوهش‌های مجلس به آدرس(تاریخ مراجعه ۳/۲/۹۱):

http://rc.majlis.ir/fa

 

 

Abstract

The dowry was unusual and irrational lack of jurisprudential and legal powers on the resignation will be deemed void and of continuity of marital life, but nothing will lead to undesirable consequences. in this paper we have tried to library data collection method Dowry rights of religious books and works of unusual and it is irrational To be codified in a set called discussions will provide useful information. Thus the position in the ancient tradition of dowry as a promise and practical Sire Imams And the attitude people had more time to clarify the types of dowry and the Enlightenment, its validity and invalidity, jurisprudence and legal nature, The unusual and the irrational and the provisions relating to a dowry, dowry and causes increased … Has been paid.

Thus the dowry to the principle of religion, one of the major sources of production and define normal behavior in our society. The unusual and irrational from the perspective of religious dowry are considered an anomaly. Several narratives focus on the style of their dowry and increased hostility know its origin. Some sociologists also introduce the normal behavior from abnormal behavior only in conventional definitions according to Western sources, and probably they are wrong in their analysis.

 

Key words: dowry, dowry and non-dowry and irrational

 

 

 

 

 

 

 

Islamic Azad university

Damghan  Branch

A Thesis for the Master Degree of Arts in Principles of Jurisprudence and Islamic Law

 

 

Subject:

Jurisprudence and legal assessment of the unusual

and the irrational dowry and its effects

 

 

Supervisor:

Dr. Mohammad Javad Baghizadeh

 

 

Consulting Advisor:

Dr.Mehdi Zolfaghari

 

 

By:

Ahmad Abdollahi Abras

 

June – 2012

[۱] – حائری، ایوب. عشرون سئوالات و شبهه حول المراه، ترجمه اسلام ملکی معاف قم، دارالثقلین، ۱۳۷۸: ۸۷.

[۲] – mohar

[۳] – mahra

[۴] – سایت دایره‌المعارف اسلامی به آدرس:

www.usc.edu: glossary of Islamic terms & concepts: The encyclopedia of Islam, Leiden, Brill, 1999..

[۵] – دهخدا، علی‌اکبر. لغت نامه،‌ ج ۴۶، ذیل واژه مهریه

[۶] ـ همان، ج۱۴، ص۲۱۸۸۲

[۷] – فیض کاشانی، محسن، تفسیر صافی، تهران: کتاب فروشی اسلامیه، ، ج۱، ۱۳۶۲: صص۴۲۲-۴۲۱

[۸] – سایت دایره‌المعارف اسلامی به آدرس:

www.usc.edu: glossary of Islamic terms & concepts: The encyclopedia of Islam, Leiden, Brill, 1999

[۹] -ـ سایت مرکز فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم اسلامی به آدرس: www.usc.edu

[۱۰] – طباطبایی، محمدحسین، زن دراسلام، قم: دفتر تنظیم و نشر آثار علامه.، ۱۳۸۴: ص۳۲۹.

[۱۱] – قادری، زهره. مهریه از دیدگاه اسلام. تهران: شمیم یاس. ۱۳۸۲: ص۱۰.

[۱۲] – حر عاملی، محمد ابن الحسن: «وسائل الشیعه»، ج ۱۵، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۳۷۴ص۲۶.

[۱۳] – مطهری، مرتضی. مجموعه آثار. ج ۱۹. قم: انتشارات صدرا، ۱۳۷۸، صص۱۸۷.

[۱۴] – طبرسی، به نقل از مطهری، پیشین. صص۱۸۷-۱۸۶

[۱۵] – انصاریان، حسین. نظام خانواده در اسلام، چ۶، قم: انتشارات امّ ابیها، ۱۳۷۶: ۱۰۷.

[۱۶] – باباخانی، زرین. مهریه، حقوق خاصه زوجه، تهران: نشر رامین، چاپ اول، ۱۳۷۷: ۹۲.

[۱۷] – پولادی، ابراهیم. مهریه و تعدیل آن(محاسبه مهریه به نرخ روز). با مقدمه: اسدالله امامی، تهران، دادگستر، ۱۳۸۰: ۵۴.

[۱۸] – جوادی آملی، عبداللّه. زن در آینه جلال و جمال. قم: مرکز نشر فرهنگی رجا، ۱۳۷۱: ۶۸.

[۱۹] – حسینی تهرانی، محمّدحسین. رساله بدیعه، تهران: صدرا، ۱۳۷۸: ۱۲۴.

[۲۰] – حسینی، محسن. مهریه. مشهد: انتشارات چینود، ۱۳۸۲: ۲۰۷.

[۲۱] – حر عاملی، محمد ابن الحسن. وسائل الشیعه، علل الشرایع؛ باب عله وجوب المهر ب ۱۱، ح ۹، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۳۷۴

[۲۲] – جوادی آملی، عبداللّه. زن در آینه جلال و جمال. قم: مرکز نشر فرهنگی رجا، ۱۳۷۱ص ۳۴۰

[۲۳] – خامنه‏ای، سید محمد. حقوق زن، تهران، انتشارات تک، چاپ اول، ۱۳۶۸: ۲۶.

[۲۴] – دوانی، علی. زن در قرآن، قم، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۲: ۸۷.

[۲۵] – فیض، علیرضا. مبادی فقه و اصول. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۹چاپ ۷،ص ۳۷۷

[۲۶] – حرعاملی، وسائل الشیعه، همان، ج ۱۵، ص ۱۱

[۲۷] –  مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار،  ج ۱۰۰. بیروت: الوفا، ۱۴۰۳ق  ، ص ۳۴۹.

[۲۸] – محمد الصادقی؛ الفرقان فی تفسیر القرآن؛ ج ۴ ـ ۵، قم: انتشارات فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۸، ص ۲۱۲.

[۲۹] – رجائیان، علی. مهریه، حق زن، تکلیف مرد. قم: اندیشه ماندگار، ۱۳۸۵: ۲۱۰.

[۳۰] – مکارم شیرازی، ناصر: «تفسیر نمونه»، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۳، چ اول، ۱۳۵۳ – ۱۳۶۶ ص ۲۶۲

[۳۱] – رنجبر، زینب. مهریه و مسائل مربوط به آن. مقدمه: محمدسعید جواهری، تهران: گلدیس، ۱۳۸۵: ۴۶.

[۳۲] – المدرسی، محمدتقی؛ من هدی القرآن؛ ج ۲، طهران: دار محبّی الحسین(ع)، ۱۴۱۹، ص ۲۲.

[۳۳] – زیبایی‌نژاد، محمدرضا؛ سبحانی، محمدتقی. درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام. قم: دار النور، ۱۳۸۱: ۲۷.

[۳۴] – شرف‌الدین، حسین. تبیین جامعه‌شناختی مهریه. قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۰: ۲۴.

[۳۵] – حر عاملی؛ علل الشرایع؛ باب عله وجوب المهر، همان، ب ۱۱، ح ۹

[۳۶] – حر عاملی؛ علل الشرایع؛ باب عله وجوب المهر، همان، ب ۱۱، ح ۹

[۳۷] – مهدوی، محمد صادق. «نکته‏هایی درباره اشتغال زنان»، حوراء، ویژه‏نامه اشتغال زنان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، شماره ۸.، ۱۳۸۳.

[۳۸] – آزاد، علی. مهر، تاریخچه و ماهیت و احکام آن (از نظر حقوق مدنی ایران و مقایسه با مذاهب مختلف)، تهران، چاپ مصطفوی، چاپ اول، ۱۳۴۱، ص ۱۶.

[۳۹] – علی‌آبادی، علی. تقریرات تاریخ حقوق، تهران: برگ‌زیتون، ۱۳۷۸، صفحات ۶۳، ۶۸، ۷۵

[۴۰] – عادلی مقدم، محمدعلی. فلسفه مهریه و بررسی آن در فقه و قانون. تهران، محمدعلی عادلی‌مقدم، ۱۳۸۴: ۳۴.

[۴۱] – باباخانی، زرین: «مهریه (حقوق خاصه زوجه)»، تهران، انتشارات رامین، ۱۳۷۷، ص۱۱.

[۴۲] – نکاح شغار یعنی معاوضه کردن دختران.

[۴۳] – مطهری، مرتضی : «مجموعه آثار ج ۱۹»، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۷۸، ص۲۰۴.

[۴۴] – محسنی، منوچهر: «بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران»، تهران: انتشارات گلبان شورای فرهنگ عمومی کشور، ۱۳۷۹، ص۹۵.

[۴۵] – شرف‌الدین، حسین: «تبیین جامعه شناختی مهریه»، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، ۲۴۴.

[۴۶] – بستان (نجفی)، احمد: «اسلام و جامعهشناسی خانواده»، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۳، ص۵۱.

[۴۷] – آنچه در این باره گفته شده است، جز یک سلسله فرض‌ها و تخمین‌ها چیزی نیست; نه ‏حقایق تاریخی است و نه حقایق علمی و تجربی. پاره‏ای قرائن از یک طرف و بعضی ‏فرضیه‏های فلسفی درباره انسان و جهان از طرف دیگر، منشأ پدید آمدن این فرض‌ها وتخمین‌ها درباره زندگی بشر ما قبل تاریخ شده است. آنچه درباره دوره به اصطلاح ‏مادرشاهی گفته شده است، چیزی نیست که به راحتی بتوان باور کرد و همچنین ‏چیزهایی که درباره فروختن دختران از طرف پدران و استثمار زنان از طرف شوهران‏گفته‏اند. در این فرض‌ها و تخمین‌ها دو چیز به چشم می‏خورد: یکی اینکه سعی شده تاریخ‏ بشر اولیه فوق العاده قساوت آمیز و خشونت‏بار و عاری از عواطف انسانی تفسیر شود؛ دیگر اینکه نقش طبیعت از لحاظ تدابیر حیرتانگیزی که برای رسیدن به هدفهای‏ کلی خود بهکار می‏برد، نادیده گرفته شده است(مطهری، ۱۳۵۷: ص ۱۷۵).

[۴۸] – مطهری، مرتضی: «نظام حقوق زن در اسلام»، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۵۷، ص۱۹۶.

[۴۹] – بستان، ۱۳۸۳: ص۵۱.

[۵۰] – امام خمینی(ره). تحریر الوسیله جلد۲. ترجمه سیّد محمّد باقر موسوى همدانى، ۱۳۷۵ص ۲۹۸.

[۵۱] – محقق داماد، سید مصطفی. بررسی فقهی حقوق خانواده ـ نکاح و انحلال آن. تهران: نشر علوم اسلامی(اندیشه‌های نو در علوم اسلامی)، ۱۳۷۲، ص ۲۲۷.

[۵۲] – امام خمینی(ره)، تحریر الوسیله، همان. ج ۲، ص ۲۹۸.

[۵۳] – محقق داماد، بررسی فقهی حقوق خانواده، همان، ص ۲۲۵.

[۵۴] – محقق داماد بررسی فقهی حقوق خانواده، همان، ص ۲۳۰.

[۵۵] –  امام‌ خمینی(ره)، تحریر الوسیله، همان، ج ۲، ص ۲۹۷.

[۵۶] – نجفی قوچانی، محمدحسن. جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۳۱. مشهد: مؤسسه الامام صاحب الزمان(ع)، ج۱۲، ۱۳۷۹، ص ۱۰۸.

[۵۷] – نجفی، محمدحسن. جواهر االکلام فر شرح شرائع الاسلام. ‌جلد ۳۱، بیروت ـ لبنان: داراحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴، ص ۱۰۷.

[۵۸] – محقق داماد، بررسی فقهی، حقوق خانواده، همان، ص ۲۴۴.

[۵۹] – قائمی، علی. تشکیل خانواده در اسلام، تهران، امیری، ۱۳۷۸، چ ۱۰، ص ۱۱۱.

[۶۰] -شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، اسراء، ۱۳۷۵، چ ۲۲، صص ۲۳۱، ۲۳۲ و ۲۳۵

[۶۱] – حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۱، همان، ص ۲۵۲

[۶۲] – همان، ص ۲۵۴

[۶۳] – مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، اسراء، ۱۳۷۵، چ ۲۲، صص۴۴۹-۴۴۸.

[۶۴] – حرعاملی وسائل الشیعه، ج ۲۰، همان، ص ۲۵۵

[۶۵] – همان، ص ۲۵۶

[۶۶] – خامنه‌ای، سیدعلی. مطلع عشق. تهران: مرکز نشر و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۶، صص ۱۲۶ و ۱۲۷

[۶۷] – حر عاملی، وسایل الشیعه ج ۱۵، ابواب المهور‌، باب ۱۱، همان، ح۱۰

[۶۸] – طبرسی، فضل ابن الحسن. مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، تهران: ناصر خسرو، ۱۳۷۰، ص۱۲.

[۶۹] – مطهری، مرتضی: «نظام حقوق زن در اسلام»، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۵۷، ۶۷.

[۷۰] – شرف الدین، همان، ۱۳۸۰: ص۲۳۶

[۷۱] – کوزر، لوئیس. زندگی و‌اندیشه بزرگان اجتماعی، ترجمه محسن ثلاثی؛ تهران: چاپ نهم، علمی، ۱۳۸۰، ۲۰۰۲.

[۷۲] – کوزر، همان، ص۲۰۰۲

[۷۳] – توسـلی، غلامعباس، نظریه‌هـای جامعه‌شناسی، تهران، چاپ ششم، انتشارات سمت، ۱۳۷۶، صص۲۲۳-۲۲۲.

[۷۴] – اعزازی، شهلا، جامعه‌شناسی خانواده»، تهران، چاپ دوم، انتشارات روشنفکران و مطالعات زنان، ۱۳۷۶، ص۱۰۳.

[۷۵] – شرف الدین، ۱۳۸۰، همان، ص۳۰۵

[۷۶] – اچ. ترنر، جاناتان. مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناسی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری؛ قم، چاپ اول، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸، ص۵۵.

[۷۷] – حسینی، محسن. مهریه. مشهد: انتشارات چینود، ۱۳۸۲ص۲۵

[۷۸] – شیخی، محمدتقی، جامعه‌شناسی زنان و خانواده»، تهران، چاپ اول، تهران، شرکت سهامی انتشار،۱۳۸۰، صص ۱۲۰-۱۱۵.

[۷۹] – شرف الدین، همان، ۱۳۸۰: ص۲۴۹

[۸۰] – محسنی، منوچهر، بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران، تهران: انتشارات گلبان شورای فرهنگ عمومی کشور، ۱۳۷۹، ۱۰۹.

[۸۱] – ساروخانی، محمدباقر. مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش.۱۳۷۰، ص۲۵.

[۸۲] – انصاریان، حسین. نظام خانواده در اسلام، چ۶، قم: انتشارات امّ ابیها، ۱۳۷۶، ص۲۷.

[۸۳] – رفیع‌پور، فرامرز، آنومی یا آشفتگی اجتماعی: پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در تهران»، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۷۸، ۲۴۸.

[۸۴] – همان، صص ۲۵۰-۲۴۸

[۸۵] – رفیع‌پور، همان، ۱۳۷۸: ص۱۰۹

[۸۶] – شرف الدین، همان، ۱۳۸۰: صص۲۴۹-۲۴۷

[۸۷] – مطهری، همان، ۱۳۵۷: ص ۲۱۷

[۸۸] – حسینی، محسن. مهریه. مشهد: انتشارات چینود، ۱۳۸۲ص۱۹.

[۸۹] – مطهری، مرتضی. نظام حقوق زن در اسلام. چاپ چهارم. تهران: صدرا، ۱۳۷۴ص۵۳.

[۹۰] – مهر یا صداق مالى است که شوهر در مقابل حق‏تمتع باید بدهد و زن آن را به عقد مالک مى‏شود.

[۹۱] – عادلی مقدم، محمدعلی. فلسفه مهریه و بررسی آن در فقه و قانون. تهران، محمدعلی عادلی‌مقدم، ۱۳۸۴ص۱۱.

[۹۲] –  مکارم شیرازی، ناصر: «تفسیر نمونه»، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ اول، ۱۳۵۳ – ۱۳۶۶ ص ۲۶۲

[۹۳] – تفسیر عاملى ، ج ۲، به‏نقل از مجمع ، ص‏۳۲۷

[۹۴] – عاملى، تفسیر، ج ۲، به‏نقل از طبرى ، ص‏۳۲۷

[۹۵] – مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۳، همان، ص ۲۶۲

[۹۶] – مطهرى ، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام ، همان، ص ۱۸۷

[۹۷] – طباطبائی، محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمه محمدتقی مصباح یزدی؛ تهران: چاپ پنجم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی ، ج ۸، ۱۳۷۰ص ۷۶ .

[۹۸] – همان، ج‏۸، ص ۷۹

[۹۹] – کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنى خانواده، ج ۱، چاپ‏سوم،  ۱۳۷۹، ص ۱۳۸

[۱۰۰] – مهرالسنه را مى‏توان از مهر المسمى دانست.

[۱۰۱] – فیض، علیرضا، مبادى فقه و اصول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ۷، ۱۳۸۹ص ۳۷۷

[۱۰۲] – همان منبع، چاپ اول، ص ۲۵۹

[۱۰۳] – هر درهم معادل دوگرم و نیم نقره خالص است‏چون هر درهم ۶/۱۲ نخود است

[۱۰۴] ـ عادلی مقدم، محمدعلی. فلسفه مهریه و بررسی آن در فقه و قانون. تهران، محمدعلی عادلی‌مقدم، ۱۳۸۴ص۱۲۱.

[۱۰۵] – فیض، همان منبع، چاپ ۷ ، ص ۳۷۷

[۱۰۶] – رجائیان، علی. مهریه، حق زن، تکلیف مرد. قم: اندیشه ماندگار،۱۳۸۵،ص‏۱۴۵

[۱۰۷] – کاتوزیان، همان منبع، ج‏۱ ، ص ۱۵۰. ماده ۱۰۹۳ قانون مدنى مى‏گوید: هرگاه مهر درعقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکى و تعیین‏مهر، زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه‏است، اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل‏خواهد بود.(جعفر لنگرودى، حقوق خانواده،ص‏۱۴۵)

[۱۰۸] – فیض، ملامحسن، مفاتیح الشرایع، ج ۳،ص‏۲۷۸

[۱۰۹] -ـ امام خمینی«ره». تحریرالوسیله، گفتار چهارم ذیل مسأله ۶.

[۱۱۰] – براى دلجویى زن، مالى به او بدهد که نام آن‏مهرالمتعه مى‏باشد.

[۱۱۱] – امام خمینی(ره). تحریر الوسیله جلد۴. ترجمه سیّد محمّد باقر موسوى همدانى. گفتارچهارم احکام مهریه، ۱۳۷۵.

[۱۱۲] – کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج ۵، تهران: انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۱.

[۱۱۳] – حر عاملی، محمد ابن الحسن. وسائل الشیعه. ج ۲۱. قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۳۷۴.

[۱۱۴] – پاینده، ابوالقاسم و فرزانه، حافظ. نهج الفصاحه. قم: سازمان انتشارات جاویدان، ۱۳۶۲.

[۱۱۵] – حرعاملی، وسائل الشیعه، همان، ج ۲۱.

[۱۱۶] – کلینی، محمدبن یعقوب. اصول کافی، ج ۵، تهران: انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۱

[۱۱۷] – حرعاملی، وسائل الشیعه، همان، ج ۲۱

[۱۱۸] – حرعاملی همان، وسائل ،ج ۲۱

[۱۱۹] – عادلی مقدم، محمدعلی. فلسفه مهریه و بررسی آن در فقه و قانون. تهران، محمدعلی عادلی‌مقدم، ۱۳۸۴.

[۱۲۰] – روایت دیگر اینکه «باسناده عن الحسینى عن‏فضاله عن محمد بن مسلم عن احدهما علیهما السلام:سئل عن المهر ما هو قال: ما ترضى علیه الناس‏»مستدرک الوسایل، ج‏۲، ص ۶۰۴، حدیث ۲ و ۳ -تهدیب الاحکام، ج ۷، ص ۳۵۳

[۱۲۱] – همان، ص۳۵۴

[۱۲۲] – امام خمینى، تحریرالوسیله ج ۳ ، همان منبع ، ص ۵۳۳،مساله ۹

[۱۲۳] – نوری، میرزاحسین. مستدرک الوسائل. چ قدیم، ج ۲, ابواب المهور، باب۵ ، ح۳، ۱۳۷۱ ، ص ۶۰۴

[۱۲۴] – شیخ الطوسی، کتاب الخلاف، تهذیب الاحکام شیخ طوسى بی‌نا. بی‌جا، ج ۷، ص ۳۵۵

[۱۲۵] – نجفی، محمدحسن. جواهر االکلام فر شرح شرائع الاسلام. بیروت ـ لبنان: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۴هـ.ق چاپ هفتم، جلد۳۰، ص۷۷.

[۱۲۶] – همان، جلد ۲۹، ص۳۹۳

[۱۲۷] – فیض، علیرضا. مبادی فقه و اصول. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۹ص۳۳.

[۱۲۸] – امام خمینی قدس سره الشریف، تحریرالوسیله ص۵۳۱، مسأله ۴.

[۱۲۹] – شیخ طوسى، همان، تهذیب الاحکام ، ج ۷، ص ۳۵۵

[۱۳۰] – نجفی، محمدحسن. جواهر االکلام فر شرح شرائع الاسلام. بیروت ـ لبنان: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۴هـ.ق چاپ هفتم، جلد۳۰، ص۷۷.

[۱۳۱] ـ همان منبع

[۱۳۲] – همچنین است در رساله آیات عظام مکارم‏شیرازى مساله «۲۰۶۸» گلپایگانى مساله «۲۴۲۸»،اراکى مساله «۲۴۳۳»

[۱۳۳] – امام خمینى قدس سره الشریف ،تحریرالوسیله، ص ۵۳۱، مساله۱۰.

[۱۳۴] – حلی، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی، تذکره الفقهاء(ط القدیمه) در یک جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم ـ ایران، اول، ۱۳۸۸ هـ . ق ص۶۰۲

[۱۳۵] – عاملی، شهیدثانی، زین‌الدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ( المحشی ـ سلطان العلماء)، ۲ جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم ـ ایران، اول، ۱۴۱۲ هـ .ق جلد ۲ ص۱۱۵

[۱۳۶] – امام خمینى قدس سره الشریف ،تحریرالوسیله ص ۵۳۱، مساله ۴

[۱۳۷] – توضیح المسائل یا رساله آیت‏الله العظمى اراکى‏مساله ۲۴۶۰.

[۱۳۸] -ـ همان منبع.

[۱۳۹] – کاتوزیان، حقوق‏مدنى خانواده، ج ۱، ص ۱۴۲

[۱۴۰] – امام خمینى، تحریرالوسیلهج ۳، ص ۵۳۱، مساله ۷

[۱۴۱] – امام خمینى قدس سره الشریف ،تحریرالوسیله ص ۵۳۱، مساله ۸

[۱۴۲] – ترجمه تحریرالوسیله، ج ۳، ص ۵۳۱،مساله‏۵.

[۱۴۳] – در ماده ۱۰۸۴ ق.م آمده است: هرگاه مهرعینى معینى باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب‏بوده یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب یا تلف‏شده شوهر ضامن عیب و تلف است.

[۱۴۴] – طبق روایتى ، مهرالمتعه هم باید در طلاقهاى‏رجعى داده شود و هم در طلاقهایى که براى زوج‏حق رجوع ندارد.ماده ۱۰۹۲ قانون مدنى مى‏گوید: زوج اگر بعد ازآمیزش و قبل از علم به عیب ، نکاح را فسخ کند بایدمهرالمسمى را بدهد زیرا به علت آمیزش صداق‏مستقر مى‏شود» اگر تدلیس در حین عقد از جانب‏زوجه صورت گرفته باشد استحقاق مهر را ندارد،این قول در فقه مشهور است. و اگر تدلیس را کسان‏و اطرافیان زوجه داده باشند مدلس باید خسارت‏زوج را بدهد و زوج باید مهرالمسمى را به زوجه‏بپردازد.( عادلی مقدم، محمدعلی(۱۳۸۴). فلسفه مهریه و بررسی آن در فقه و قانون. تهران، محمدعلی عادلی‌مقدم.)

[۱۴۵] – فیض، علیرضا. مبادی فقه و اصول. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۹: ۴۷.

[۱۴۶] – امام خمینی(ره). تحریر الوسیله ، ج ۳، ص ۵۱۵، مساله ۵

[۱۴۷] – در ماده ۱۰۹۵ آمده است که در نکاح‏منقطع، عدم ذکر مهر در عقد، موجب بطلان است.

[۱۴۸] – تلخیص از کتاب حقوق مدنى خانواده، صص‏۱۷۵-۱۷۳

[۱۴۹] – مهر یکى از ارکان اصلى عقددر نکاح منقطع است‏چنانکه ماده ۱۰۹۵ ق.م مقرر مى‏دارد.

[۱۵۰] –  قادری، زهره. مهریه از دیدگاه اسلام. تهران: شمیم یاس. ۱۳۸۲: ص۱۰.

[۱۵۱] – قربان نیا، ناصر و همکاران. باز پژوهی حقوق زن(بررسی قوانین مربوط به زنان در جمهوری اسلامی ایران). جلد اول، تهران: روز نو، ۱۳۸۴

[۱۵۲] – قائمی، علی. تشکیل خانواده در اسلام. تهران، امیری، ۱۳۷۸: ۷۲.

[۱۵۳] – قادری، زهره. مهریه از دیدگاه اسلام. تهران: شمیم یاس. ۱۳۸۲ ص۱۰.

[۱۵۴] – قادری، زهره. مهریه از دیدگاه اسلام. تهران: شمیم یاس. ۱۳۸۲ ص۱۰.

[۱۵۵] – همان، ص ۱۱.

[۱۵۶] – قربان نیا، ناصر و همکاران. باز پژوهی حقوق زن(بررسی قوانین مربوط به زنان در جمهوری اسلامی ایران). جلد اول، تهران: روز نو ۱۳۸۴.

[۱۵۷] – اداره کل آموزشهای مردمی معاونت آموزش قوه قضائیه، ۱۳۸۴: ۳۷

[۱۵۸] – انصاریان، حسین: «نظام خانواده در اسلام»، چ۶ ، قم، انتشارات امّ ابیها، ۱۳۷۶، ۷.

[۱۵۹] – قدس، ۲۵/۱۰/۱۳۸۰

[۱۶۰] – مستدرک الوسائل, ج۲, ابواب المهور, باب۵, ح۳

[۱۶۱] – منصورنژاد, محمد: «مسأله اسلام، زن و فمینیسم»، تهران، انتشارات برگ زیتون،۱۳۸۱، ۱۹۸.

[۱۶۲] – شرف‌الدین، حسین: «تبیین جامعه‌شناختی مهریه»، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، ۲۴۵.

[۱۶۳] – حرعاملی، همان، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ح ۹-۱۲

[۱۶۴] – کلینی، محمدبن یعقوب. اصول کافی، ج۱. تهران: انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۱: ۶۳.

[۱۶۵] – منبع سایت مرکز پژوهش‌های مجلس به آدرس: http://rc.majlis.ir/fa