پایان نامه در مورد 

نوامبر 14, 2019 By vZbR33JZrQ

چکیده:

شبیه سازی انسان یکی از رخدادهای عصر جدید است که در آینده‌ی نه چندان دور، بر همه‌ی ابعاد زندگی و ساختار آینده بشر تأثیر می‌گذارد. شبیه سازی یک جاندار به مفهوم تولید آن جاندار از طریق غیرجنسی انسان به مفهوم تولید انسانی بدون لقاح اسپرم و تخمک است، شبیه سازی انسان نوظهور و نهاد حقوقی همانندسازی، کاملاً نوپا و در حال شکل گیری است. نظریات فقهی و حقوقی درباره شبیه سازی انسان، در قالب چهار نظریّه کلّی جواز مطلق، جواز محدود، حرمت ثانوی و حرمت اولی شبیه سازی انسانی قابل تقسیم است. به نظر می‌رسد بر اساس اصاله البرائه و اصاله الاباحه و قاعده «کلّ شیءٍ لک حلال حتّی تعلم أنّه حرامٌ بعینه فتدعه»، حکم اولی شبیه سازی انسانی، جواز است و دلیلی برای محدود نمودن آن وجود ندارد. دلایلی که حکم جواز را محدود می نمایند یا آن را از نظر ثانوی حرام اعلام می کنند یا حکم به حرمت اولی شبیه سازی انسانی می‌دهند، همگی قابل خدشه اند و توان مقابله با اصول اباحه و برائت را ندارند. بنابراین حکم اولی شبیه سازی مولد، از منظر فقه امامیه، جواز مطلق است. از سوی دیگر، با توجه به موادّی از قانون مدنی در باب اول از کتاب هشتم در مورد نسب مشروع و چگونگی الحاق ولد به والدین و همچنین رأی وحدت رویّه هیأت عمومی دیوانعالی کشور، درباره تحقق نسب عرفی ولد الزنا و با کشف اراده قانونگذار در این زمینه، همچنین با مراجعه به نظم عمومی و اخلاق حسنه، معلوم می‌شود که از منظر نظام حقوقی ایران شبیه‌سازی انسانی را نمی‌توان غیرمجاز اعلام نمود در این پژوهش به صورت مختصر و مجزا به موضوعات فوق پرداخته‌ایم.

واژگان کلیدی: شبیه سازی، کلونینگ، لقاح مصنوعی، نسب، تابعیت.

 

 

 

 

 

مقدمه:

الف- بیان مسئله:

مفهوم اصطلاحی شبیه سازی: شبیه سازی که به آن «کلونینگ» گفته می شود از ریشه «کلون» است که یک واژه یونانی است و معنای لغوی آن جوانه زدن و تکثیر کردن است. «کلونینگ» در علم زیست شناسی عبارت است از «تکثیر موجود زنده بدون آمیزش جنسی و فعلاً به عمل کاشت جنین در رحم اطلاق می شود که ابتدا در آزمایشگاه تولید شده باشد. فرایند تولید مثل غیرجنسی گروهی از سلو لها، مولکولها یا موجودات زنده را که همگی از نظر ژنتیکی مشابه نیای مشترک باشند، اصطلاحاً شبیه سازی یا کلونینگ می‌گویند. کلونینگ مجموعه فرایندهای تولید یک کلون یا شبیه است. و فرایند آن به این ترتیب است که محققان ابتدا هسته های یک تخمک را با DNA   سلولهای دیگر جایگزین نموده، سپس تخمک بازسازی شده را در آزمایشگاه مورد مراقبت قرار می دهند تا تقسیم شده، به جنین تبدیل شود . چنانچه جنین مزبور در رحم کاشته شود و از آن انسانی به وجود آید، شبیه سازی مولد انسان صورت گرفته است . به زبان ساده شبیه سازی چیزی شبیه قلمه زنی در عالم گیاهان است.از قدیم الایام برای تکثیر انواع درختان گاه بذر آن را در زمین می پاشیدند و گاه از قلمه استفاده می کردند . یعنی قطعه بسیار کوچکی از بدن یک انسان را برمی دارند (غالبا قطعه ای از پوست بدن) و آن را تقویت کرده، در درون تخمک یک زن قرار می دهند . سپس آن را در رحم یک زن می کارند . این قلمه انسانی در آن محیط مساعد پرورش می‌یابد و بعد از طی دوران جنینی متولد می شود; در حالی که نه پدری داشته و نه مادری و بلکه شبیه کسی است که آن قلمه از بدن او جدا شده است; درست مانند کتابی که از آن هزار نسخه چاپ می شود که همه شبیه هم هستند. شبیه سازی انسان یکی از رخدادهای عصر جدید است که در آینده‌ی نه چندان دور، بر همه‌ی ابعاد زندگی و ساختار آینده بشر تأثیر می‌گذارد. شبیه سازی یک جاندار به مفهوم تولید آن جاندار از طریق غیرجنسی انسان به مفهوم تولید انسانی بدون لقاح اسپرم و تخمک است. در این فرایند، ابتدا سلول «کلونسازی» است. تخمک را از جنس ماده می‌گیرند و ماده‌ی ژنتیک آن را تخلیه می‌کنند و ماده‌ی ژنتیک یکی از سلولهای پیکری جنس ماده یا جنس نر را درون آن قرار می‌دهند. شبیه سازی انسان و احتمال ایجاد نسلی که در آن جنس واحدی به عنوان تعیین کننده‌ی خصوصیات ژنتیکی جنین و منشأ آن باشد، مباحثی را در محافل مختلف علمی موجب شده است.

از دیدگاه فقهای اسلامی شبیه سازی انسان حرام است و آنها دلایل متعددی را علیه آن اقامه کرده‌اند. از این دیدگاه آنها شبیه سازی انسان را به دلایل فقهی، الهیاتی، اخلاقی، اجتماعی، روانشناختی و دلایل دیگر علمی حرام اعلام کرده‌اند. آنها شبیه سازی انسان را به عنوان ابزاری برای تضعیف اعتقادات مذهبی، دخالت در آفرینش خداوندی، هتک حرمت انسان، آشفتگی زندگی خانوادگی و گسست در نسب انسانی قلمداد کرده‌اند. بنابراین آنها(مسیحیت کاتولیک و مسلمانان) شبیه سازی را به مثابه تولد انسان نامشروع می‌دانند. از این دیدگاه رای فقهای مسلمان و کاتولیک با یکدیگر یکسان است.در پژوهش پیش رو در نظر داریم که ابتدا موضوع فوق از لحاظ ژنتیکی و علمی کاملا تبیین نماییم وتمام ابعاد این موضوع را شرح داده، در ادامه موضوع را از دیدگاه فقه امامیه، اهل تسنن و حقوقدانان محترم بررسی کرده سپس وضعیت حقوقی این افراد را به طور کلی در حقوق موضوعه ایران تبیین می نماییم.

 

ب- اهمیت وضرورت انتخاب موضوع:

ضرورت این موضوع به این دلیل است که در جهان امروزی شبیه سازی انسان خواسته یا ناخواسته در دنیا رو به پیشرفت بوده لذا می‌طلبد تا با تبیین این موضوع از منظر فقه و حقوق اسلامی ابعاد مختلف آن را تحلیل نماییم و آثار این فرآیند را مورد تجزیه و تحلیل فقهی‌حقوقی قرار دهیم.

ج-ادبیات یا پیشینه تحقیق:

ایده اصلی و منشا تقکر راجع به شبیه سازی انسان وقتی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام دالی را سال ۱۹۹۷ شبیه سازی کند و بدنبال آن خبر شبیه سازی انسان به نام حوا سال ۲۰۰۲ در امریکا توجه محافل پزشکی، سیاسی ،مذهبی و …را به خود جلب کرد هرچند این موضوع با مخالفت هایی در سراسر جهان از جمله کلیسای کاتولیک و فقهای اهل سنت در اسلام مواجه شد امام فقهای امامیه در این خصوص اجماع نداشته و نظرات متفاوتی دارند. در ایران مؤسسه رویان در این زمینه فعالیت دارد و تا بحال موفق به شبیه سازی گوسفند، گاو و بز شده است. هر چند در حوزه شبیه سازی انسان چه در ایران و چه در سایر کشورها با ملاحضاتی مواجه هستیم اما تحقیقاتی چند در حوضه فقه و حقوق در این زمینه انجام شده و تعدادی کتاب و مقاله به رشته تحریر در آمده. اما وضعیت افراد شبیه سازی شده و احوال شخصیه آنها و دیگر مسائل حقوقی بطور کامل تدوین نگردیده و با خلاء قانونی در این زمینه مواجه هستیم .اما تحقیقاتی که در این خصوص انجام شده می توان به دیدگاه اسلام پیرامون شبیه سازی اثر دکتر ساجدنیا اشاره کرد که ابعاد اخلاقی، اعتقادی و حقوقی و تفاوتهای احتمالی شیعه و سنی را مورد توجه قرار داده و در تحقیق دیگر آقای موسی دنیر شبیه سازی از دیدگاه فقه اسلامی را مورد بررسی قرار داده و فقط به بیان دیدگاه برخی از فقه های امامیه اکتفا کرده و در نهایت استفتاعات مراجع تقلید در این خصوص را بیان نموده . اما دکتر سیدحسن اسلامی شبیه سازی انسان از دیدگاه فقه اهل سنت را موضوع تحقیق خود قرار داده و به بیان دیدگاه اهل سنت در این خصوص پرداخته است.

د-اهداف تحقیق:

در انجام این پژوهش یکسری اهداف خاصی داشته که به بیان آنها خواهیم پرداخت:

۱- تبیین کلی فرایند شبیه سازی از لحاظ ژنتیکی و علمی؛

۲- بیان دیدگاه و نظریات فقهای امامیه و اهل سنت در این خصوص؛

۳- تبیین وضعیت حقوقی افراد کلون شده با تاکید بر اصول کلی نسب و وراثت؛

ر-سوالات تحقیق: (مساله تحقیق):

۱- پرسش اصلی تحقیق: حکم شبیه سازی انسان از منظر فقه اسلامی و حقوق ایران چیست؟

۲- پرسش فرعی:وضعیت حقوقی انسان شبیه سازی شده چیست؟

ز-فرضیه‏های تحقیق:

۱-  عمل شبیه سازی انسان مشروع بوده و دخالت در امر اراده خداوندی نیست و اصولاً این عمل در طول اراده خداوند است و از منظر فقهی و حقوقی نیز دلیلی بر نامشروع وغیر قانونی بودن آن موجود نیست.

۲ – به طور کلی نمی‌توان تمام احکام حقوقی انسان طبیعی را به انسان  شبیه سازی شده منتسب داشت و در برخی از احکام حقوقی نیاز به تحلیل و بررسی جدید و تقنین قوانین موضوعه دارد.

س-روش تحقیق:

روش مورد استفاده در این تحقیق با توجه به موضوع مورد بررسی که یک پژوهش نظری در حیطه علوم انسانی و علم حقوق یعنی تحلیل شبیه سازی انسان از منظر فقه و حقوق می‌باشد که تحلیل عقلانی و نظرات فقهی در آن مورد استفاده است، روش نظری است که بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای انجام می‌گیرد. روش گردآوری اطلاعات در این پایان نامه استفاده از منابع کتابخانه‌ای مقالات کتب منتشره و سایتهای اینترنتی است چرا که درست است که بستر شکل گیری شبیه سازی در علوم پایه واختصاصاً درعلم ژنتیک و زیست شناسی و در آزمایشگاه فراهم گردیده اما بررسی آن از منظر فقهی و حقوقی مستلزم تجزیه و تحلیل نظرات فقهای متقدم و متاخر و تبیین با اصول کلی حقوقی می‌باشد که برای نیل به این هدف نا گزیر از مراجعه به منابع مکتوب از گذشته تا به حال می‌باشیم.

 

 

 

 

 

 

ش- ساختار یا سازماندهی:

این پژوهش در قالب چهار فصل تدوین و تنظیم گردید  و هر فصل خود دارای چند مبحث می‌باشد که به مختصر عناوین فصول را بیان خواهیم کرد:

فصل نخست: کلیات شبیه سازی انسان از منظر علم پزشکی

فصل دوم: تحلیل و ارزیابی شبیه سازی انسان از نگاه فقه

فصل سوم: تحلیل شبیه سازی و مغایرت آن با خلقت آفرینش

فصل چهارم: تحلیل و ارزیابی شبیه سازی انسان از نگاه حقوق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل نخست:

 کلیات شبیه سازی انسان از منظر علم پزشکی(ژنتیک)

در این فصل ابتدا به کلیات شبیه سازی انسان از منظر علم پزشکی یا همان علم ژنتیک خواهیم پرداخت که در ادامه با بحث کلی بیگانه نباشیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱-۱- شبیه سازی از دیدگاه ژنتیک

همه ما کم و بیش مطالبی در خصوص شبیه سازی شنیده‌ایم، ولی برای بررسی مشروعیت شبیه سازی نیاز داریم ابتدا مراحل آن را نیز بشناسیم و طریقه تولید مثل را نیز مطلع باشیم سپس به ابعاد حقوقی و فقهی آن بپردازیم. لذا در این مبحث سعی شده در دو گفتار این موضوع و مراحل آن را بیان کرده تا در مباحث بعدی با شناخت بهتر و دیدی بازتر به بررسی مسائل بپردازیم:

۱-۱-۱- تعاریف و اصطلاحات

هر چند این پژوهش راجع به جنبه‌های پزشکی و غیرژنتیکی شبیه سازی نیست ولی واضح است که برای تجزیه و تحلیل مذهبی، اخلاقی، فقهی و حقوقی هر موضوع باید ابتدا آن موضوع را شناخت.

لذا قبل از اینکه به مباحث اصلی موضوع پژوهش برسیم باید ابتدا با برخی مفاهیم مرتبط با علم ژنتیک آشنا شده و سپس مکانیسم شبیه سازی، انواع و اشکال آن آشنا خواهیم شد.

سلول[۱]– کوچکترین واحد بدن انسان را سلول گویند و تمام موجودات  زنده دارای سلول از هسته سلول[۲] – بغیر از گلبول‌های قرمز در خون هر سلول دارای یک هسته است کروموزوم[۳]– اجسام رشته مانندی که DNA متشکل از آنها است کروموزوم نامیده می‌شود، سلول های غیر جنسی[۴] بدن انسان دارای ۴۶ کروموزوم است در صورتی که سلولهای جنسی[۵] دارای ۲۳ کروموزوم است DNA – «…این ماده ترکیبی است بنام دئوکسی ریبونوکلئیک اسید[۶] که با سه حرف DNA مشخص می‌شود. ماده مزبور دارای قدرت همانند سازی است و چنانچه یاخته دستخوش تغییر مولکولی گردد آن را در هنگام همانند سازی به مولکول‌های جدید انتقال می‌دهد.»(سینا، ۱۳۸۲، ص ۱۴۷)

ژن[۷] – بخشی از مولکول DNA که اطلاعات مربوط به خصوصیات موروثی را دارا است.

ژنوم[۸] – به مجموع DNA موجود در یک سلول ژنوم گفته می‌شود.

۱-۱-۲- تولید مثل

جانداران از طریق تقسیم سلولها تولید مثل می‌کنند این تقسیم به دو روش است.

الف : میوز[۹] : که همان تولید مثل یا تقسیم جنسی سلولها است که در آن نیمی از کروموزوم‌های (سوماتیک) یا غیر جنسی خود را به اشتراک گذارده و به بیان دیگر همان گامت‌ها را به اشتراک می‌گذارد و طرف دیگر هم همین طور و به این ترتیب سلول تخم را که ۴۶ کروموزومی است و از تقسیم میوز بین کروموزومهای نر و ماده است تشکیل می‌شود.

ب : تقسیم میتوز [۱۰]: راه دیگر تولید مصل تقسیم میتوز است که بر خلاف میوز در این تقسیم از سلولهای جنسی استفاده نمی‌شود بلکه هر یاخته پس از رشد کافی، تقسیم شده و یاخته‌هایی همانند خود را به وجود می‌آورد که در آنها تمام اطلاعات وراثتی یاخته اول موجود است.

 

 

 

 

۱-۱-۳- تولید مثل انسان

بند الف: باروری طبیعی:

همان عمل لقاح[۱۱] است که در آن اسپرم مرد با او ول یا تخمک زن در لوله‌های رحمی به هم می‌رسند و ترکیب می‌شوند و در این فرآیند سلول تخم تشکیل شده که به سمت رحم حرکت کرده و لانه گزینی انجام می‌دهند و جنین تشکیل می‌شود.(بهاروند ۱۳۷۸، ص ۱۰.)

حال با فهم این قضیه که تولید مثل طبیعی تقسیمی میوز است و در آن سلولهای جنسی ۲۳ کروموزومی نر و ماده ترکیب شده و سلول تخم ۴۶ کروموزومی را تشکیل می‌دهند که به این فرآیند لقاح گفته می‌شود حال به شرح تولید مثال از طریق شبیه سازی می‌پردازیم :

بند ب : تولید مثل از طریق شبیه سازی:

«واژه‌ی شبیه سازی از کلمه‌‌ی یونانی به معنای قلمه زدن، گرفته شده است شباهت شبیه سازی با قلمه زدن در این است که در هر دو روش، عمل تولید مثل بدون لقاح انجام می‌گیرد.»(ناصر فقیه، «پاسخ به شبهات» مجله یاس، شماره پنجم، بدون تاریخ به نقل از سایت www.howzah.net)

شبیه سازی معادل کلمه استنساخ در ادبیات عرب می‌باشد. در زبان فارسی علاوه بر شبیه سازی از واژه‌هایی مانند کلون سازی، بدل سازی همسان سازی و همانند سازی استفاده شده است. در خصوص اینکه اولین بار چه کسی این واژه را در این معنا استفاده نموده گفته شده است «در سال ۱۹۰۳ میلادی هربرت و بر واژه کلون را برای توصیف مجموعه‌ای از جانداران برگزید که به طور غیر جنسی از یک جاندار مشتق می‌شوند، این واژه ریشه یونانی دارد و به مفهوم قلمه است.»(سالاری ۱۳۸۱، ص ۳۵) بر خلاف روش متداول در تولید مثل انسان از راه شبیه سازی، تولید مثل به طریقی غیر از روش جنسی انجام می‌‌شود. به این صورت که یکی از سلولهای بدن جنس نر یا ماده درون تخمک جنس ماده که هسته آن خارج شده قرار می‌دهند و در محیطی خارج از رحم یا داخل آن رحم جنس ماده پرورش داده می‌شود.

۱-۱-۴- مفهوم شبیه سازی (کلونینگ)

شبیه سازی یا استنساخ، (خبرنامه حقوق فناوری،  ۱۳۸۲،  ش ۶)، که به آن کلونینگ (Cloning ) گفته می‌شود، از کلمه یونانی کلون (Clon) به معنی قلمه زدن، جوانه زدن و تکثیر کردن گرفته شده است و کلونینگ هم عبارت است از بریدن و تکثر کردن.  شباهت شبیه سازی با قلمه زدن در این است که در هر دو روش، عمل تولید مثل، بدون انجام لقاح انجام می‌گیرد. در قلمه زدن، شاخه یا ریشه‌ای را از درخت جدا کرده و در جای دیگر می‌کارند و بعد از مدتی این شاخه یا ریشه، ریشه دوانده و مواد غذایی خود را از خاک می‌گیرد و رشد می‌کند. (فقیه، ۱۳۸۹، ۵۱ و خرمی، ۵۱)، در عمل شبیه سازی هم، بدون عمل لقاح تولید مثل می‌گردد که توضیح این مطلب خواهد آمد.

در علم زیست شناسی، کلونینگ عبارت است از تولد موجود زنده بدون آمیزش جنسی. هر یک از موجودات جدید راکلون می‌گویند. کلونها از نظر ژنتیکی (وراثت) شبیه هم هستند و اگر تعداد آنها زیاد باشد، تشکیل کولونی (colony) می‌دهند.

کولونی عبارت است از گروهی از ارگانیسم ها و یا گروهی از سلولها که از یک ارگانیسم واحد بدون آمیزش جنسی تکثیر یافته باشند و به زبان ساده کلونینگ عبارت است از کلون سازی؛ یعنی مشابه سازی یا دو قلو و چند قلوسازی موجود زنده بدون آمیزش جنسی. ( اشرفی، ۱۳۸۸، ۵).

عمل شبیه سازی معمولاً به دو روش انجام می‌گیرد: ( فقیه، پیشین).

۱- سلول تخم (که ترکیبی از سلولهای نر و ماده می‌باشد) را در مرحله تقسیم به دو سلول، از هم جدا می کنند، در نتیجه دو انسان کاملاً شبیه به هم تولید خواهند شد. اولین بار شبیه سازی، به این طریق صورت گرفت.

شایان ذکر است که نوزادان شبیه سازی با این روش با دوقلوهای طبیعی تفاوت دارند؛ زیرا دوقلوها نتیجه ترکیب دو سلول نر با دو سلول ماده‌اند و کاملاً جدا از هم و با خصوصیات ژنتیکی متفاوت از هم، تولید می‌شوند. در حالی که در شبیه سازی به روش یاد شده، یک سلول نر با یک سلول ماده ترکیب شده‌اند و پس از ترکیب، در مرحله تکثیر سلولها را از هم جدا می‌کنند؛ در نتیجه، دو فرد کاملاً شبیه به هم تولید می‌شوند.

۲- ابتدا هسته یک تخمک از یک جنس را بیرون آورده، سپس یک سلول از یک عضو، (مثلاً پوست)، را داخل تخمک مذکور قرار داده، سپس تخمک مذکور را در جایی جاسازی کرده و پس از انجام عملیات‌های دیگر نظیر تأمین کلسیم برای تخمک و… تخمک بارور شده و شخص مشابه، به وجود می‌آید. به عبارت دیگر، در این روش به جای استفاده از یک سلول نر و یک سلول ماده و ایجاد یک موجود دیگر، هر دو سلول را از یک جنس که عمدتا جنس ماده است انتخاب می‌کنند. بنابراین، آن شخصی که سلول را از وی گرفته‌اند، با موجودی که کلون (شبیه سازی) شده، صد در صد به یکدیگر شبیه هستند. این شباهت در همه صفات ظاهری و باطنی، عواطف، احساسات و سایر موارد به چشم می‌خورد. (علیان نژادی، ۱۳۸۰، ص ۲۳).

شاید اشکال شود که در دو قلوها هم وضع بدین صورت است. در جواب باید گفت اولاً در دوقلوها شباهت صددرصد وجود ندارد. ثانیا تولید مثل، ناشی از انجام عمل لقاح است که در شبیه سازی چنین نیست.

نکته شایان توجه، این است که شبیه سازی، به دو هدف انجام می گیرد:

الف: ایجاد انسان کامل؛ ایجاد اندامهای مختلف بدن انسان (شبیه سازی درمانی)[۱۲]

ب: تحقق هدف دوم بدین صورت است که هر سلول بالقوه، توان تبدیل به همه سلولهای اعضا را دارد. پس می توان در آزمایشگاه، رشد را متوقف کرد و فقط به یک سلول خاص مثلاً قلب، عصب یا کلیه و… اجازه رشد داد. سلولهای بنیادی که توان تبدیل شدن به اعضای مختلف را دارند، در آزمایشگاه، برای تولید یک عضو خاص استفاده می‌شوند.

در مورد اول به دلیل پیامدهای منفی اختلاف نظرها و مخالفتهای زیادی وجود دارد که در مطالب آتی مطرح خواهیم کرد ولی در مورد شبیه سازی درمانی اختلاف نظر وجود ندارد و حتی به دلیل کارایی پزشکی و فواید مهم آن در درمان بیماری های مزمن از آن استقبال نیز شده است. (محمود صادقی، ص،‌۹۵).

البته شبیه سازی درمانی به این معنا نیست که انسانی را تولید و آن را قطعه قطعه کنند و قطعات بدنش را به انسان دیگری پیوند بزنند. این کار، جایز نیست؛ چرا که انسان شبیه سازی شده هم، حق حیات دارد و کشتن انسانها ممنوع است.

۱-۱-۵- مراحل شبیه سازی

شبیه سازی شامل پنج مرحله اساسی زیر است:(صارمی ۱۳۸۲، ص ۲۹)

مرحله اول- هسته زدایی تخمک گیرنده: در این مرحله با استفاده از نیروی مکش یک سرنگ هستند حاوی ماده ژنتیک (DNA) را از تخمکی که سلول غیر جنسی درون آن قرار خواهد گرفت، خارج می‌کنند، متذکر می‌شویم تخمک از همان موجودی است که با استفاده از سلول غیر جنسی او شبیه سازی انجام خواهد شد.

مرحله دوم: انتقال سلول دهنده به درون تخمک گیرنده: یک سلول غیر جنسی از بدن حیوان یا انسان که قرار است از آن شبیه سازی شود، جدا نموده، درون ظرف کشت قرار داده تا چند روز رشد کند، سپس توده سلولی رو به رشد یک سلول را جدا نموده و آن را به درون تخمکی که قبلاً هسته آن خارج شده است منتقل می‌کنند.

مرحله سوم: پیوند سلول دهنده با تخمک میزبان: در این مرحله با استفاده از جریان ضعیف الکتریسیته که از بین دو الکترود مثبت و منفی عبور داده می‌شود، غشای سلول دهنده با غشای تخمک میزبان که در میان دو الکترود قرار دارد پیوند زده شده و سپس هسته سلول غیر جنسی توسط تخمک محصور می‌شود که نام رویان به آن داده‌اند.

مرحله چهارم: کشت رویان شبیه سازی شده در انکوباتور: رویان در انکوباتور کشت می‌شود و این رویان به شیوه تخمک لقاح یافته شروع به تقسیم شدن می‌کند و به ترتیب به صورت ۲ سلولی، ۴ سلولی، ۸ سلولی و … رشد می‌کند مرحله انکوباسیون بین ۳ تا ۵ روز طول می‌کشد.

مرحله پنجم: انتقال رویان در حال رشد به درون رحم میزبان: رویان شبیه سازی شده در مرحله ۸ تا ۶۴ سلولی، به رحم میزبان که از همان نوعی است که از آن شبیه سازی خواهد شد، منتقل می‌شود، جنین تا زمان تولد در رحم رشد خواهد کرد.

خصوصیات میزبان هیچ تاثیری در جنین شبیه سازی شده نخواهد داشت تصوری که از شبیه سازی در اذهان عمومی مردم جای گرفته با واقعیت علمی فاصله بسیار زیادی دارد، برداشت و انتظار مردم از این پدیده نوظهور بیشتر متأثر از رمانها و فیلمهای تخیلی و عقاید بعضی از دانشمندان می‌باشد.

۱-۲- تاریخچه و بازتاب جهانی

در سال ۱۹۳۸ هانس سیمن[۱۳] نظریه‌ای را مطرح کرد. بر این مبنا که هسته‌ای از یک سلول جوان یا پیر را بعد از مرحله جنینی گرفته و آن را داخل یک تخمک قرار می‌دهیم در واقع او برای اولین بار شبیه سازی را مطرح کرد.

در سال ۱۹۵۲ اولین شبیه سازی یا شاید بهتر اولین تجربه شبیه سازی قورباغه اتفاق افتاد. روبرت بریکز و همکارش از دستگاهی به نام پیست برای مکیدن هسته سلول جنین پیشرفته یک قورباغه استفاده کردند و آن را به یک تخمک اضافه کردند ولی رشد نکرد.

در سال ۱۹۷۰ تجربه دوم در خصوص قورباغه پیشرفت بهتری داشت جان گاردن رویه‌ای مشابه به کاربرد بچه قورباغه‌ها رشد کردند ولی فقط تا زمان تغذیه زنده ماندند ولی بعد مردند اگر چه زنده نماندند ولی در تکنیک شبیه سازی پیشرفت بزرگی بود.

تاریخچه شبیه سازی به دهه سوم از قرن بیستم بر می‌گردد که اولین بار در مورد گیاهان صورت پذیرفت. با این روش، سلول گیاهی را بارور کردند اما موفق به شبیه سازی نشدند. در سال ۱۹۶۰ نباتات را شبیه سازی می‌کردند. در سال ۱۹۹۳، این کار را در مورد حیوان انجام دادند و از این راه، در ایتالیا موفق شدند گوساله‌هایی را تولید کنند که گرچه کاملاً شبیه به گاوی نبودند که از سلول پستان آن، کلون شده بودند، اما شباهت بسیار زیادی به آن داشتند.

 

    ۱-۳-  بازتاب جهانی شبیه سازی

انتشار خبر مربوط به شبیه سازی واکنش‌های متفاوتی در دنیا داشت بسیاری از سران کشورها و شخصیت‌های بین المللی بلافاصله پس از طرح موضوع شبیه سازی انسان موضع گیری‌های تندی راجع به این موضوع بیان کردند این موضع گیری‌ها در برخی موارد به تصویب مقررات ملی منطقه‌ای بین المللی در ممنوعیت شبیه سازی منجر شد در مبحث بعدی همچنین مقایسه‌ای بین اهدا جنین لقاح مصنوعی و شبیه سازی به عمل خواهد آمد.

حدود ۱۰۰ سال پیش از تولد دالی، فردی بنام جاکوئس لاب (۱۹۲۴-۱۸۵۹) مطالعات و تحقیقات خود را روی فرآیند «بکرزایی» متمرکز کرد. بعد از او، هانس اسپیلمن(۱۹۳۸) رویان‌شناس آلمانی که آزمایش‌های او روی سمندر شهرت جهانی داشت، نخستین آزمایش‌ها را در حوزه‌ی شبیه‌سازی حیوانی انجام داد. وی رویان سمندری را با موفقیت تا مرحله‌ی ۱۶ سلولی تقسیم کرد. در واقع با این آزمایش نشان داد که هسته‌ی به دست آمده از مراحل اولیه‌ی یک رویان، می‌تواند مجدداً از نو شروع به فعالیت کند.

در سال ۱۹۶۲، جان گوردن، زیست‌شناس انگلیسی، گزارش داد که موفق شده‌است، از طریق گرفتن هسته‌ی سلول روده‌ای نوزاد قورباغه و انتقال آن به تخمکی که هسته‌ی آن بیرون کشیده شده است، قورباغه‌ای را شبیه‌سازی کند. میزان موفقیت این آزمایش‌ها اندک بود، اما نتایج مثبتی دربرداشت و محققان را واداشت تا همین آزمایش‌ها را روی پستانداران انجام دهند. در سال ۱۹۷۸ ، براساس تحقیقات لوبیز براوان، نخستین نوزادی که از طریق لقاح برون رحمی بارور شده بود، در انگلستان زاده شد.(ترانسون و گاردنر ۱۳۸۳: ۲۶۰.) این اتفاق پیشرفت چشم‌گیری در راه تحقق شبیه‌سازی پستان‌داران عالی به شمار می‌رفت، زیرا یکی از شرایط شبیه‌سازی آن بود که تخمک بیرون از رحم بارور شود و آن‌گاه به درون رحم منتقل شود. در سال۱۹۶۶ ، ساعت پنج بعدازظهر پنجم جولای، دالی زاده شد. این میش نخستین پستان‌داری بود که از طریق انتقال هسته‌ی سلول جسمی ایجاد شده بود. البته مشهور شدن دالی به‌خاطر امکان قریب‌الوقوع بودن شبیه‌سازی انسان بود. مطرح شدن ایده‌ی شبیه‌سازی انسان به‌صور جدی‌تر موجی از واکنش‌های جهانی پدید آورد.

۱-۳-۱- عکس العمل‌ها و مجامع  بین المللی

انتشار اخبار مربوط به شبیه سازی انسان بازتاب بسیار وسیع و متفاوتی در مجامع بین المللی و نزد شخصیت‌های سیاسی مذهبی و علمی دنیا به دنبال داشت.

شبیه سازی انسان منجر شد به اینکه امیدها برای درمان بیماری‌هایی که تاکنون پزشکی راهی برای درمانش نیافته بارور شود.  مانند سرطان، پارگینسون، ایدز و همچنین آرزوی عمو جاودان دوباره در ذهن انسان روشن شد.

ترس از عواقب سوء اخلاقی شبیه سازی انسان بر جوامع بشری و ایجاد اخلال در نظم، بیشترین مخالفتها را در برابر شبیه سازی انسان پدید آورد. در مجامع مذهبی هم مخالفت با نظام آفرینش و دخالت در کار خدائی (خلق انسا») را دلایلی برای لزوم ممنوعیت شبیه سازی انسان عنوان کردند که به طور مختصر بیان می‌شود آکادمی (شورای) اسلامی فقه پس از بحث و بررسی دقیق در خصوص شبیه سازی انسان و اخذ نظر سازمان پزشکان اسلامی در سال ۱۹۹۷ در کویت جمعی برای بررسی مشروعیت شبیه سازی انسان برگزار شد و از پزشکان متخصص در این مورد دعوت به عمل آورد در نهایت به این نتیجه رسیدند که :

«خداوند تنها خالق تمام گیتی است و هر چیز در هر جا و مکانی منحصراً بوسیله او خلق خواهد شد. او یک سیستم علت و معلولی در جهان ایجاد کرده است، شبیه سازی علت است و تنها خداوند می‌تواند معلول را ایجاد کند ولی شبیه سازی انسان بی نهایت مبهم و پیچیده است و از لحاظ مسائل اخلاقی و اجتماعی‌ها و وام نشدنی است. بنابراین مجاز نمی‌باشد.»[۱۴]

مجمع اسلامی الازهر مصر در خصوص شبیه سازی عقیده دارد :

شبیه سازی انسان حرام است و باید به هر وسیله‌ای که شده، جلوی آن را گرفت، اسلام با عملی که نافع است مخالفتی ندارد ولی چنین علمی را که مضر است، حرام می‌کند. تا بشر از مضرات آن مصون بماند و از اشکال مسخ کننده‌ای که ممکن است ناشی از شبیه سازی باشد در امان بماند.[۱۵]

وایتکان در سال ۲۰۰۳ طی نامه‌ای به سازمان ملل در خصوص شبیه سازی اعلام کرد. «… موضع گیری‌هایی که (در دفاع از شبیه سازی انسان مطرح گردید) شدیداً خطراتی را متوجه منزلت و مرتبه انسانی نموده است که تنها با قطعنامه جامع بین المللی تحت تاثیر قرار می‌گیرند نه با قطعنامه‌ جزیی. پایدارترین راه حل یک ابزار قانون تمام شمول است. به هر حال یک قطعنامه جامع ابزار قانونی الزام آوری است که دولتها را در اختصاص قوانین ملی در مورد شبیه سازی راهنمایی می‌کند.»

۱-۳-۲- سوابق قانونگذاری

همزمان با انتشار خبر مربوط به پیشرفت دانشمندان علم ژنتیک در زمینه تولید مثل از طریق شبیه سازی مقامات سیاسی بعضی از کشورها و مجامع بین المللی وابسته به سازمان ملل متحد مخالفت شدید خود را با این پدیده علمی بیان کردند در سطح ملی و بین المللی هم قوانینی در جهت ممنوعیت شبیه سازی به تصویب رسید که هر یک جداگانه توضیح داده خواهد شد.

 

۱-۳-۲-۱- در سطح ملی

بسیاری از کشورهای جهان نسبت به شبیه سازی واکنش نشان دادند ولی به واسطه عدم شناخت کامل نسبت به تمامی ابعاد شبیه سازی، این واکنشها همراه با احتیاط بوده به همین اساس در خصوص ممنوعیت شبیه سازی قوانین زیادی به تصویب رسید.

  • شبیه سازی انسان در ژاپن ممنوع می‌باشد و ضمانت اجرای این موضوع زندان و جزای نقدی است. در صورتی که کسی اقدام به شبیه سازی کند تا ده سال زندان و جزای نقدی تا ده میلیون در پی خواهد داشت.(پیشین)
  • ایالات متحده آمریکا از جمله کشورهایی است که در مخالفت با شبیه سازی انسان اتخاذ موضع کرده است. در سال ۲۰۰۱ میلادی قانونی در ممنوعیت شبیه سازی انسان در مجلس نمایندگان با اکثریت قابل توجهی به تصویب رسید. دولت بوش تصویب نهایی این قانون توسط مجلس سنا را خواست رشد، ولی در خصوص تصویب نهایی این قانون توسط مجلس سنای آمریکا اطلاعی در دست نیست.(پیشین)
  • مجلس فدرال استرالیا قانونی تحت عنوان ACT2002 در خصوص ممنوعیت شبیه سازی به تصویب رساند بر این اساس کلیه اشکال شبیه سازی در مدت سه سال در استرالیا ممنوع شد. همانطور که قبلاً گفتیم به دلیل ناشناخته بودن ابعاد شبیه سازی برای مدتی موقت ممنوع شده است و همانطور که عرض کردیم موضع گیری در برابر آن با احتیاط انجام می‌گیرد.

۱-۳-۲-۲- در سطح بین المللی

بیشترین واکنش در خصوص شبیه سازی انسان در سطح بین المللی به عمل آمد این امر نشان دهنده بین المللی بودن موضوع می‌کند.

  • در سطح منطقه‌ای، تصمیم شماره ۲ شورای اروپا در سال ۱۹۹۷ در خصوص پیش نویس پروتکل الحاقی به کنواسیون حقوق بشر و هیئت پزشکی در ممنوعیت شبیه سازی که به صورت قطعنامه‌ای در اتحادیه اروپا اتخاذ گردیده است.
  • اعلامیه جهانی ژنوم انسانی و حقوق بشر، در نوامبر ۱۹۹۷ به اتفاق آراء در بیست و نهمین نشست کنفرانس عمومی یونسکو به تصویب رسید که در آن آمده است.

۱-۳-۲-۳- ماده ۱۱ قطعنامه پیوست این اعلامیه :

اعمال و فعالیتهای مغایر با حیثیت انسانی، از قبیل تولید مثل غیر جنسی انسانها (شبیه سازی) نباید مجاز شناخته شود. از دولتها و سازمان‌های بین المللی ذیصلاح دعوت می‌شود تا در شناسایی این فعالیتها و تعیین اقداماتی که در سطح ملی پایین المللی برای تضمین رعایت اصول مندرج در این اعلامیه مناسب است همکاری کنند.

  • کمیته ششم (کمیته حقوقی) سازمان ملل : بررسی بر روی جوانب شبیه سازی انسان را شروع کرد. تمامی اعضای سازمان ملل نمایندگانی در این کمیته دارند.

کاستاریکا قطعنامه‌ای پیشنهاد داده است که بر اساس آن تمامی اشکال شبیه سازی انسان ممنوع شده. ایالات متحده آمریکا به شدت از این قطعنامه پیشنهادی حمایت کرد ولی بعضی از کشورها مانند انگلستان، آلمان، فرانسه، روسیه ژاپن، چین و بیست کشور دیگر از طرحی که بلژیک ارائه کرده بود مبنی بر ممنوعیت شبیه سازی انسان ولی پژوهش‌های شبیه سازی به قصد درمان را آزاد دانسته بود حمایت کردند. بر اساس گزارش روزنامه BBC در تاریخ ۲۰۰۳/۱۱/۱۲ کمیته حقوقی سازمان ملل رأی گیری در خصوص این قطعنامه را نباید پیشنهاد ایران به نمایندگی از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی برای دو سال به تأخیر انداخت این تأخیر با رأی گیری به تصویب رسید.

  • کنوانسیون حقوق بشر در زیست اخلاقی شماره ۷۱، در آوریل ۲۰۰۱ میلادی در کمیسیون حقوق بین الملل کنوانسیون شماره ۷۱ به تصویب رسید.

۱-۴- مقایسه شبیه سازی با اهدای جنین و لقاح مصنوعی

در ایران قانون راجع به شبیه سازی وجود ندارد. با این وجود بسیاری از دانشمندان علوم دینی در ایران نسبت به موضوع اظهار نظر کرده‌اند که در مباحث بعدی این نظرات بیان می‌شود.

۱-۴-۱- اهدای جنین

قانون نحوه اهدای جنین به زوچین نابارور در تاریخ ۸/۵/۸۲ به تصویب رسید.

«قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب هشتاد و دو ایران اولین گام جهت حل مشکل کسانی است که توان باروری طبیعی را نداشته و راه حل فرزند دار شدن را پرورش جنین حاصله از تلقیح خارج رحم زوج‌های قانونی و شرعی در رحم خود می‌دانند در عین حال قانون مذکور نتوانسته است ابعاد و آثار رویداد حقوقی مذکور را تبیین نماید و به ابهامات افزوده است.»(صادقی مقدم، مقاله منتشر شده تحت عنوان «مبانی فقهی و بایسته‌های قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور» ص۲)

به موجب ماده ۱ این قانون: به موجب این قانون کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی صلاح مجاز خواهند بود. با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در قانون فوق الذکر نسبت به انتقال جنین‌های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوجهای قانونی و شرعی پس از موافقت کتبی زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آنها به اثبات برسد اقدام کنند. ذکر چند مطلب در خصوص این قانون ضروری است:

الف : اهدای جنین بر خلاف شبیه سازی (که از سلول غیر جنسی و قرار دادن آن درون تخمک بدون هسته زن و انتقال آن به رحم زن برای باروری استفاده می‌شود)، اسپرم و واول زوجین شرها که در خارج رحم تلقیح یافته را به رحم زنانی که ناباروری او و همسرش یا هر دو به اثبات رسیده است، انتقال می‌دهند یعنی در واقع جنین متعلق به افراد دیگر است، تنها این جنین در رحم زوجه رشد می‌کند، در صورتی که در شبیه سازی ممکن است فرد ثالثی غیر از زوجین دخالت نداشته باشد.

در مکانیزم به کار رفته در اهدای جنین، زوجینی که نابارور هستند با استفاده از این روش قصد دارند بچه دار شوند، کمترین نقش را در تشکیل جنین دارند.

«منشأ نسب، تکوین انسان از ترکیب نطفه مرد و زن است رابطه اعتباری بین صاحب نطفه و کودک متولد شده در لغت و عرف، نسب نام گرفته است»(پیشین، ص ۲۳) لذا اساس مقررات قانونی و موازین شرهای نسب این بچه‌ها به صاحبان اسپرم و تخمک (اوول) می‌رسد و از همدیگر ارث می‌برند.[۱۶]

صرفاً جنین در رحم زنی که نمی‌تواند بچه دار شود رشد و نمو می‌کند. همین زوجینی که به هر دلیل توان بچه دار شدن ندارند ممکن است با استفاده از روش شبیه سازی بدون اینکه از اوول یا اسپرم شخص دیگری استفاده کنند بتوانند بچه دار شوند. ارتباط و وابستگی طفل شبیه سازی شده با زوجین به مراتب بیشتر از فرزندی است که از طریق اهدای جنین بوجود آید.

ب ) با توجه به اینکه فرزند متولد شده منسوب به والدین حقیقی خود می‌شود «طفل متولد از این طریق با صاحب رحم و شوهر هیچ گونه رابطه نسبی ندارد بلکه رحم زن گیرنده محیطی مساعد برای پرورش جنین است و شواهد این زن هیچ نقشی در ایجاد جنین نداشته»(صادقی مقدم، پیشین، ص ۲۳.) به نظر می‌رسد مقنن با تصویب قانون اهدای جنین قصد داشته ضمن رفع مشکل زوجین نابارور، موازین شرهای در خصوص جلوگیری از اختلاط نسب را مصون از تعرض نگاه دارد.

ج – تفاوت دیگری که دو روش اهدای جنین و شبیه سازی وجود دارد در خصوص بوجود آمدن جنین از اسپرم و اوول (سلولهای جنسی) است. فقها اعتقاد دارند. بچه در صورتی مشروع است که از تلقیح اسپرم مرد با اوول زن (همسرش) بوجود آمده باشد و در قانون فوق سعی شده است مغایرتی با این عقیده وجود نداشته باشد.

در پاسخ این عقیده می‌توان گفت، درست است که در قرآن کریم اشاره شده فرزند از نطفه بوجود می‌آید «انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه سمیعا بصیرا»[۱۷] (همانا انسان را از آب نطفه مختلط خلق کردیم و دارای قوای چشم و گوش قرار دادیم) یا آیه دیگر «الم نخلقکم من ماء مهین»[۱۸] (آیا ما شما را از آب نطفه بی قدر نیافریدیم)

به عنوان نمونه حضرت عیسی بدون داشتن پدر از مریم متولد شد، حضرت آدم از گل و زکریا در نود و اندی سالگی و همسرش در عقیمی صاحب فرزند شد شاید ذکر این جمله که بوجود آمدن انسان از طریق نطفه است به این دلیل بوده که این روش متعارف و معمول تولید مثل است.

درروش تولید مثل از طریق نطفه، زن و مرد فقط وسیله هستند و اگر مشیت الهی بر این نباشد بچه‌ای متولد نخواهد شد. در شبیه سازی هم انسان فقط در حدی که مقدمات را مهیا کند مؤثر است و خلق واقعی با خداوند متعال است. در صورتی که خواست الهی به این باشد که از راه شبیه سازی بچه‌ای به وجود نیاید تلاش در این راه بی فایده است.

۱-۴-۲- لقاح مصنوعی

همگام با گسترش حوزه دانش بشری و ظهور دستاوردهای نو در قلمرو علوم تجربی، مسائل و موضوعات پیچیده فقهی و حقوقی نیز پدیدار آمده، راه حل های مناسب خویش را می طلبند. فقه امامیه با برخورداری از اصل «اجتهاد» توانایی رویارویی با مسائل نوپیدا و ارایه بهترین راه حل ها را داراست. «تلقیح مصنوعی» نیز یکی از مسائل نوپیداست که پیشرفت دانش پزشکی آن را به عرصه فقه و حقوق کشانده و از آنجا که قوانین و مقرّرات حقوقی ما ریشه در احکام مذهبی دارد، هیچ حقوقدان و اندیشمندی در دانش حقوق، نمی تواند بدون بهره مندی از این منبع عظیم، در جهت قانونی کردن چنین مسائل جدیدی گام بردارد، بلکه نخست باید فقیهان جواز شرعی آن را تایید و حکم وضعی آن را روشن کنند، سپس به صورت ماده یا مواد قانونی درآید. قبل از بیان دیدگاه های فقهی در مورد تلقیح مصنوعی لازم است که تعریف و انواع تلقیح مصنوعی بیان گردد:

۱-۴-۲-۱- تعریف لغوی و اصطلاحی لقاح مصنوعی:

تلقیح در لغت به معنی باردار کردن و لقاح به معنای باردار شدن است(محمد بن منظور الإفریقی المصری ۱۹۹۷ م، ص ۵۱۲). مفهوم اصطلاحی آن از معنای لغویش دور نگردیده؛ بدین معنا که تلقیح مصنوعی عبارت است از این که زن را با وسائل مصنوعی و بدون آن که نزدیکی صورت گیرد، باردار کنند.(نایب زاده، ۱۳۸۰، ص ۹) و به طور کلی بر دو نوع است: تلقیح مصنوعی داخلی و تلقیح مصنوعی خارجی. تلقیح مصنوعی داخلی عبارت است از روشی که عمل تلقیح بین اسپرم مرد و تخمک زن در داخل رحم صورت می گیرد؛ و بر حسب این که بین صاحبان نفطه رابطه زوجیت بوده و یا چنین ارتباطی وجود نداشته است به صور مختلف تقسیم می گردد که در ادامه، بررسی خواهند شد . در تلقیح مصنوعی خارجی نیز عمل تلقیح بین اسپرم و تخمک در خارج از رحم صورت می گیرد و دارای اقسامی است که خواهد آمد.(عمر بن محمد بن ابراهیم غانم، ۱۴۲۱، صص ۲۲۹ ـ ۲۳۴)

۱-۴-۲-۲- بررسی فقهی تلقیح مصنوعی

تلقیح مصنوعی داخلی: تلقیح مصنوعی که بحث آن در این فصل مطرح می شود، مشتمل بر دو گونه است: تلقیح مصنوعی هومولوگ و تلقیح مصنوعی هترولوگ

بند نخست: تلقیح مصنوعی هومولوگ:

هرگاه شوهر قادر به تولید اسپرم باشد ولی به علل جسمانی یا روانی، باروری زن از طریق عادی و به وسیله مقاربت ممکن نباشد، از این روش استفاده می شود. دراین زمان با استفاده از تکنیک‌های کمکی تولید مثل،اسپرم شوهر به زن تلقیح می شود تا از این طریق باردار گردد.

بند دوم: دیدگاه فقهای امامیه:

در گذشته برخی ازفقیهان بنام شیعه(نظیر مرحوم ایه الله بروجردی و ایه الله میلانی؛ به نقل از: اسدالله امامی، (بی تا، بی جا)، ص ۳۶۲) این عمل را جایز نمی دانستند، ولی اینک غالب فقها آن را تجویز می کنند.[۱۹]

دلیل جواز این نوع باروری آن است که نطفه از اسپرم و تخمک زوجین بسته شده و تنها لقاح از راه غیر معمول بوده است و دلیلی بر حرمت آن وجود ندارد، اصل برائت عقلی و شرعی نیز بر جواز آن دلالت دارد؛(محمدالمؤمن ۱۴۱۵ ق، ص ۸۰) همچنین هیچ عنوانی از عناوین حرام از قبیل زنا یا ریختن منی در رحم حرام و یا جای دادن آن در چنین رحمی، بر این کار صدق نمی کند.( محمدالیزدی، ۱۳۷۷، ص ۱۲)

بند سوم: دیدگاه فقهای عامه:

اکثریت فقهای اهل سنّت این نوع تلقیح را در صورت رعایت ضوابط و شروط معینی جایز می دانند؛( محمود الشلتوت ۱۳۹۵، صص ۳۲۷ و ۳۲۸، و یوسف القرضاوی  ۱۴۱۸، ص ۲۱۸)و در مقابل، عدّه کمی چون شیخ احمد الحجی این عمل را جایز ندانسته اند.(خالد منصور   ۱۴۲۰، صص ۸۳ و ۸۴) مهم ترین دلیل موافقین، آن است که این کار سبب می شود زوجین صاحب فرزند شوند و در میان آنها مودّت به وجود اید و زندگی آنها استمرار پیدا کند.( محمد بکر اسماعیل، ۱۴۱۹، ص ۳۵۴؛ و محمود الشلتوت، پیشین) در مقابل، مخالفین می گویند: دارا شدن فرزند فقط از طریق مقاربت امکان پذیر است و بچه دار نشدن مشیت الهی است که تلقیح مصنوعی با آن مخالف است.( ر.ک حسینی، ۱۴۲۰، ص ۸۴ تا ۱۰۴)

بند چهارم: تلقیح مصنوعی هترولوگ

این نوع تلقیح زمانی ضرورت می یابد که زن استعداد باروری دارد، ولی شوهر فاقد چنین توانی است . در این هنگام به اندازه کافی اسپرم مرد بیگانه به طریق مجاز اخذ و پس از شستشو و دفع زوائد به رحم زن انتقال می یابد تا لقاح در لوله رحم صورت پذیرد .

 

بند پنجم: دیدگاه فقه امامیه

این مسأله در ادّله فقهی، به طور خاص عنوان نشده است، ولی فقها با استناد به عمومات و اطلاقات ادلّه در مورد جواز یا حرمت آن اظهار نظر نموده اند؛ لیکن می توان گفت به کارگیری این روش، موافقان اندک(خامنه‌ای و موسوی بجنوردی؛ به نقل از: محمد روحانی علی آبادی، ص ۲۸۳ و نیز محمد الیزدی، پیشین، ص ۱۵.)و مخالفان فراوان(ر.ک: امام خمینی، ۱۴۲۱، ص ۵۹۲؛ موسوی گلپایگانی ، بی تا)، ص ۱۷۷؛ لنکرانی؛ ۱۳۷۷، ص ۶۰۲ ؛ خراسانی، ۱۴۲۱، ص ۷۷۰) دارد.

بند ششم: دیدگاه فقهای عامه

فقهای اهل سنّت نیز عمدتاً این نوع از تلقیح را حرام می دانند که در ادامه به دو مورد از مهم ترین ادلّه آنان می پردازیم:

الف) بدون شک این عمل انسان را به سوی دایره حیوانات و نباتات سوق می دهد و از انسانیت و جامعه مدنی خارج می سازد؛ این عمل جرمی زشت و گناهی بزرگ است که با زنا دارای یک ماهیت می باشد و نتیجه شان (قراردادن عمدی منی مرد، در رحم زنی نامحرم) یکی است(الشلتوت، پیشین، ص ۳۲۸، و القرضاوی، پیشین، ص ۲۰۰) و در ثانی این عمل از فرزند خواندگی ـ که در اسلام ممنوع است ـ پست تر است؛ چرا که در آنجا معلوم است که این طفل، فرزند دیگری است، ولی در اینجا معلوم نیست و یک عنصر بیگانه وارد نسب می شود.(خالد منصور، پیشین، صص ۹۰ و ۹۱)

ب) استناد به ایه شریفه «وادعوهم لآبائهم هو أقسط عندالله»(سوره احزاب آیه ۵)؛ به این نحو که در این ایه خداوند بیان می دارد، فرزندان را به پدران خودشان نسبت دهید،ولی دراین نوع تلقیح اختلاط نسب پیش می اید و فرزند در حالی به زوج منتسب می شود که ازنطفه او تشکیل نشده است و وی به طور قطع می داند که این طفل فرزندش نیست و در نتیجه باید او را نفی کند، نه این که فرزند خود به حساب آورد.(خالد منصور، پیشین، و به نقل از مقاله حسینی خواه، دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه مفید، لقاح مصنوعی صفحه ۴۸)

     ۱-۵- آثار تلقیح مصنوعی از منظر حقوق

در این بخش ضمن اشاره به مفهوم نسب و پیدایش آن، نسب طفل حاصل از تلقیح مصنوعی را مورد بررسی قرار می دهیم و همان گونه که در اوّل مقاله گذشت، پس از روشن شدن نسب، مسائل مربوط به ارث، حضانت، ممنوعیت نکاح با برخی اقارب نسبی (م ۱۰۴۵ ق.م) و نظایر آن معلوم می شود. نسب از نظر لغت مصدر و به معنای قرابت، علاقه و رابطه بین دو شیئ است(لویس المعلوف، ۱۹۹۷، ص ۸۰۳)؛ و در زبان فارسی به معنای نژاد، اصل و خویشاوندی است.(انوری، ۱۳۸۱، ص ۷۸۰۳ ؛دهخدا، ۱۳۷۷، صص ۲۲۴۵۲ و ۲۲۴۵۳) از نظر حقوقی، با آن که باب اول از کتاب هشتم قانون مدنی ایران (عنوان مواد ۱۱۵۸ تا ۱۱۶۷) به احکام مربوط به «نسب» پرداخته ولی تعریف صریحی از ماهیت آن به چشم نمی خورد؛ به همین جهت حقوقدانان تعاریف مختلفی را ارائه داده‌اند.

      مرحوم دکتر امامی در تعریف نسب می نویسد: «نسب امری است که به واسطه انعقاد نطفه از نزدیکی زن و مرد به وجود می اید. از این امر، رابطه طبیعی خونی بین طفل و آن دو نفر که یکی پدر و دیگری مادر باشد، موجود می گردد»(کاتوزیان، ۱۳۷۹، ص ۱۵۱)؛ دکتر کاتوزیان بیان می دارد: «نسب رابطه خونی و حقوقی است که پدر و مادر را به فرزندان آنان مربوط می‌کند»(کاتوزیان، ۱۳۷۹، ص ۱)

اما هیچ یک از این تعاریف، حقیقت و ماهیت نسب را بیان ننموده اند که ایا رابطه ای اعتباری و قراردادی است، یا امری تکوینی و واقعی؟ با توجه به عدم تعریف ماهیت نسب از سوی شارع یا قانونگذار می توان ادّعا کرد که مقنن در رابطه با حقیقت نسب از عرف پیروی می کند و به اصطلاح اصولی، در مورد عنوان نسب، حقیقت شرعیه یا متشرّعه ای وجود ندارد، البته این بدان معنا نیست که نسب اعتباری محض است و هیچ گونه وجود حقیقی ندارد، بلکه نسب از اعتبارات نفس الأمری و دارای منشأ اعتبار واقعی است.( قربان نیا، پیشین، ص ۳۶۸) حال سؤال این است که عرف چه چیزی را منشأ اعتبار رابطه نسبی می‌داند ؟ برای پاسخ به این پرسش ضروری است که بحث را در نسب پدری و مادری به طور جداگانه پی‌گیریم:

۱-۵-۱- منشأ انتساب فرزند به پدر

از نظر پزشکی، منشأ پیدایش و ماده سازنده جنین از ناحیه پدر، اسپرم موجود در منی انسان است؛ عرف نیز معیار و ملاک نسب و ارتباط بین دو انسان را پیدایش یکی از دیگری می داند و بر این اساس، برای بیان این امر واقعی و تکوینی عنوانی به نام نسب انتزاع می کند.

شاهد بر این ادّعا، ایات و روایاتی است که در این زمینه وجود دارد، به عنوان مثال در ایه «و هو الّذی خلق من الماء بشراً فجعله نسباً و صهراً …»( سوره فرقان: ۵۴) منشأ پیدایش انسان بیان شده است. از تفریع «جَعَل» بر «خلق من الماء بشراً» استفاده می شود که همان بشر خلق شده از آب (نطفه) دارای نسب است و این همان برداشت عرفی از نسب است که منشأ نسب را پیدایش و تکوّن از طفل از نطفه می داند و اعتبار عرف منشأ واقعی دارد. به همین جهت، اعتبار و قراردادهای غیر واقعی مانند فرزند خواندگی همان گونه که قرآن کریم بیان نموده، غیر مشروع و بی اثر است.(سوره احزاب: ۴ و ۵، برای مطالعه بیشتر ر.ک: طباطبایی، ۱۳۹۳، ص ۲۷۵)

۱-۵-۲- منشأ انتساب فرزند به مادر

در معیار پیدایش فرزند از ناحیه مادر، نظریه های متعددی ارائه شده است که بررسی آنها برای رسیدن به نظر برتر ضروری است:

بند ۱- نظریه نخست: ملاک انتساب فرزند به مادر زاییدن است:

این گروه می گویند: در لغت و همین طور در عرف مادر یا والده به شخصی اطلاق می شود که کسی را می زاید و دیگری از او متولد می شود؛ بنابراین زنی که کودک را حمل کرده و سپس او را زاییده است، همو مادر این کودک به شمار می‌آید.(خویی، پیشین، ص ۵۶۱، آصف المحسنی، ۱۴۱۴، ص ۹۱، القرضاوی، بی تا، ص ۱۹۷-۱۹۹) آنان به آیاتی چند از قرآن استناد می کنند که مهم‌ترین آنها ایه «إنْ أمهاتهم إلّا اللّاتی ولدنهم…»( سوره مجادله: ۲)، (مادران آنها تنها کسانی هستند که ایشان زاده اند) می باشد. دراین ایه شریفه مادر به طور مطلق و به صیغه حصر کسی است که فرزند را زاده است. حصر در اینجا اگر چه اضافی است و در ردّ کسانی است که با «ظهار» زنانشان را مادرانشان می پنداشتند، امّا در علم اصول ثابت شده است که مورد مخصِّص یا مقید نیست و نزد عقلا، ظهور کلام ملاک اعتبار است.( رضانیا معلم، ۱۳۸۰، ص ۳۲۱ – ۳۲۳) این دسته برای ادعای خود به ایات دیگری از قرآن مجید ازجمله ایه ۱۵ سوره احقاف، ایه ۱۴ سوره لقمان و ایه ۷۸ سوره نحل نیز استناد می کنند که به جهت خلاصه نمودن مطلب از ذکر آنها خودداری می گردد.

مخالفین این نظریه نسبت به استدلالات این گروه اشکالاتی را مطرح می کنند . از جمله این که: استناد به ایه سوره مجادله وافی به مقصود نیست؛ زیرا، اوّلاً: ایه اطلاق ندارد، بلکه در مقام ردّ پندار کسانی است که گمان می کردند به صرف ظهار، زنانشان مادرانشان می شوند و در نتیجه بر آنها حرام ابدی می شوند، پس در مقام بیان مفهوم شرعی «أمّ» نبوده و مقدمات حکمت جهت أخذ اطلاق تمام نیست(علوی قزوینی، پیشین، ص ۲۲۰ و ۲۲۱)؛ ثانیاً: این که خداوند در این ایه، مادر را کسی معرفی کرده است که بچه را می زاید، منافاتی ندارد با این که غیر او نیز مادر باشد، مانند مادر رضاعی که گرچه طفل را حمل نکرده و او را به دنیا نیاورده، امّا خداوند او را مادر نامیده است: «و أمّهاتکم اللّاتی أرضعنکم…»( سوره نساء: ۲۳ .)(عبدالعاطی السنباطی، ۱۴۲۱، ص ۲۷۴)؛ ثالثاً: کلمه «ولدن» در این ایه به معنای زایمان نیست، زیرا در کتاب و سنّت هر جا سخن از زایمان آمده است با عبارت «وضع» بیان شده است. چنان که قرآن در ماجرای مادر حضرت مردم می گوید: «فلمّا وضعتها قالت ربّ إنّی وضعتها أنثی…»( سوره آل عمران: ۳۶)

بند۲- نظریه دوم: ملاک انتساب، پیدایش فرزند از تخمک می باشد.

طرفداران این نظریه معتقدند که ملاک مادر بودن در نظر عرف، همانند ملاک پدر بودن است. عرف، زنی را که در نخستین مرحله آفرینش و ایجاد و پیدایش جنین سهم دارد، به عنوان مادر تلقی می کند؛ و او کسی جز صاحب تخمک نیست. تغذیه این کودک از رحم که پس از این مرحله صورت می گیرد، تنها سبب رشد کودک می شود (و هیچ نقش دیگری ندارد) و این دلیل نمی شود که کودک از حالت فرزند بودن برای صاحبان اسپرم و تخمک بیرون آید.( المؤمن، پیشین، ص ۹۸ -۹۹) این گروه، علاوه بر اشکالات مطرح شده بر نظریه قبل، استدلال می کنند که از نظر دانش پزشکی به اثبات رسیده است منشأ پیدایش و سلول سازنده جنین از ناحیه مادر، تخمک زن است و در این تردیدی نیست و عرف نیز همین را ملاک می داند و ایاتی از قرآن کریم نیز بر آن دلالت دارد، مانند: «انّا خلقنا الانسان من نطفهٍ أمشاجٍ»( سوره انسان: ۲) و «هو الّذی خلق من الماء بشراً…»(سوره فرقان: ۵۴)

 

بند۳- نظریه سوم: هم صاحب رحم و هم صاحب تخمک هر دو مادر مشروع تلقی می‌شوند:

طرفداران این نظر، بیان می دارند: هم صاحب رحم و هم صاحب تخمک هر دو مادر هستند و عرف این دو رابطه را برقرار می کند و اشکالی نیز بر آن مترتب نیست.( قربان نیا، پیشین، ص ۳۶۹)

     ۱-۵-۳- نظر برگزیده در خصوص لقاح مصنوعی

با توجه به حساسیت و اهمیت موضوع نسب و احکام و آثاری که بر آن بار می شود، انتخاب و ترجیح یک قول، کار آسانی نیست. مخصوصاً در جایی که صاحب تخمک و صاحب رحم مقلّد مراجع متفاوت باشند و در میان آنها اختلاف نظر نیز وجود داشته باشد . با این وجود بدیهی است، هم از لحاظ طبیعی و ژنتیکی و هم از لحاظ اخلاقی و عرفی، طفل به زن صاحب تخمک ملحق است و رشد بعدی جنین در محیطی غیر از رحم او، وی را از این وصف خارج نخواهد ساخت؛ اما از سوی دیگر، نمی توان از تعلّق و وابستگی طفل به کسی که ماه ها در درون او و همچون جزیی از پیکر او رشد کرده و شکل گرفته است صرف نظر کرد، به خصوص اگر به تعبیرات موجود در قرآن کریم در رابطه با مراحل مختلفی که نطفه پس از قرار گرفتن در رحم زن طی می کند تا شکل کامل انسانی به خود بگیرد توجه کنیم، به عنوان نمونه: خداوند در ایات ۱۲ تا ۱۴ سوره مؤمنون که مراحل رشد را بیان کرده، می فرماید: «… ثم أنشأناه خلقاً آخر…»، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در بیان معنای این عبارت می نویسد: منظور این است که موجود استخوانی پوشیده از گوشت، آفرینش دیگری به خود می گیرد؛ بدین معنا که ماده مرده، جاهل و عاجز، به موجودی دارای حیات و علم و قدرت تبدیل می شود.( المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۵، ص ۲۰ و ۲۱) بنابراین، پس از در نظر گرفتن تمامی آیات و روایات به این نتیجه می‌رسیم که طفل با هر دو زن بستگی دارد و نمی‌شود یکی را کنار نهاد و دیگری را به عنوان «أمّ» اخذ کرد؛ پس، هم بر صاحب رحم و هم بر صاحب تخمک می‌توان مادر اطلاق کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم: تحلیل و ارزیابی شبیه سازی  انسان از نگاه فقه

در ادامه در نظر داشته تا با تحلیل و ارزیابی احکام شبیه سازی در فقه اسلامی بپردازیم و این موضوع را از نگاه فقه بررسی نماییم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲-۱- شبیه سازی از دیدگاه فقه

در این فصل و در ادامه در این مبحث سعی داشته که در حد امکان شبیه سازی را از دیدگاه اهل تشیع و تسنن و به طور کلی فقه اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.

۲-۱-۱- دیدگاه علمای شیعه

درباره‌ی حکم شبیه‌سازی انسانی،در میان فقهای شیعه اتفاق نظر وجود ندارد؛آنان درباره‌ی شبیه‌سازی انسانی نظریات متفاوت و گاه متضادی اتخاذ کرده و فتواهای مختلفی صادر کرده‌اند‌. درحالی که برخی آن را کاملاً مجاز و برخی دیگر آن را حرام شمرده اند. از بررسی فتواهای مختلف فقهای شیعه می‌توان به چهار نظریه زیر دست یافت:

جواز مطلق شبیه‌سازی انسانی: برخی از فقها و صاحب نظران به دلیل نبود نصی خاص و روشن که بر حرمت شبیه‌سازی انسانی دلالت کند و به استناد قاعده‌ی (کل شیء لک حلال حتی تعلم انه حرام بعینه فتدعه)(شیخ حر عاملی،وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ،ج ۱۲،ص ۶۰)به استناد اصل اباحه اصلیه ،شبیه‌سازی انسانی را مجاز شمرده‌اند.برای مثال در برابر این پرسش که :آیا شبیه‌سازی و تکثیر انسان در آزمایشگاه و از طریق روش‌های پیشرفته علمی (کلوناژ)جایز است؟پاسخ برخی از فقها بدین شرح است:

برخی از جمله سید علی سیستانی ،آیت الله عزالدین زنجانی ،آیت الله فاضل لنکرانی معتقدند فی نفسه مانعی ندارد،مگر اینکه محرز شود توالی فاسد دارد(صادقی،۱۳۸۳، ۷۹).آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله سید محمد سعید حکیم بر این نظرند که اگرچه شبیه‌سازی در مورد انسان تاکنون به مرحله عمل نرسیده است،ولی دلیل قوی و محکمی بر حرمت چنین تحقیقات و آزمایش‌هایی وجود ندارد(مجموعه آرای فقهی- قضایی در امور حقوقی،۲۳۱).

آیت الله صادق روحانی و آیت الله آصف محسنی و آیت الله عبدالله جوادی آملی و آیت الله معرفت شبیه‌سازی انسانی را جایز می‌دانند(الفقه ومسائل طیبه،ص ۴۱۵).علامه فضل الله نیز نه تنها شبیه‌سازی انسانی را مغایر سنت خدا نمی‌داند ،بلکه آن را گامی در جهت فهم  عمیق‌تر سنت‌های نهان در هستی معرفی می‌کند.وی بر این نظر است که این مسئله نه از نظر اعتقادی مشکلی دارد و نه از نظر شرعی و فقهی،لیکن به طور طبیعی مانند هر مسئله تازه‌ای ممکن است ابهاماتی در فقه پدید آورد که نیازمند فهم و بررسی است.ایشان با دعوت به عقلانیت و پرهیز از تکفیر یکدیگر ،تاجایی پیش رفت که گفت اگر علم قطعی با برخی از ظواهر دینی تعارض پیدا کرد ،باید آن ظواهر را تأویل نمود(فضل الله،آخرون،۱۹۹۷، ۱۰۰).گفتنی است که وی در گفتگو‌های مختلفی بر ضرورت درنگ در این مسئله و پرهیز از شتابزدگی در صدور حکم و تلاش برای بدست آوردن تقریر درستی از ماهیت شبیه‌سازی تاکید می‌کند و حتی از برخی از یاران خود در اروپا می‌خواهد تا اطلاعات دقیقی در اینزمکینه برای او فراهم کنند(حسین طه،علی،الاستنساخ الجنینی،۵۹).سید محمد سعید حکیم ،بر این نظر است که شبیه‌سازی انسانی مباح است دلیلی بر حرمت آن نیست.وی در پاسخ به استفتایی در این باره ،به تفضیل نظر خود را بیان می‌دارد.از این منظر شبیه‌سازی انسانی نوعی بکارگیری سنت‌ها و قوانین الهی است که کشف و کاربست آنها بیانگر قدرت عظیم خداوند به شمار می‌‍‌رود ؛در نتیجه، این کار در صورتی که با عمل حرام دیگری همراه نشود،مجاز و مباح است (طباطبایی حکیم،۱۹۹۹،۱۸).ایشان نه تنها این کار را مجاز می‌شمارد ،بلکه یکایک دلایلی را که ضد شبیه‌سازی انسانی اقامه شده است ،به نقد می‌کشد و آنها را برای اثبات حرمت ناکافی می‌داند(همان،۱۹-۲۰).

آقای موسوی سبزواری نیز به تحلیل حکم شرعی این مسئله پرداخته و شقوق ممکن را برشمرده است.از نظر وی شبیه‌سازی انسانی منطقاً سه حالت می‌تواند داشته باشد:یکم:حرمت ذاتی ؛یعنی به دلیل آنکه این کار دخالت در کار خداوند یا دستکاری ژنتیکی به شمار می‌رود،آن را داتاً حرام بشماریم .دوم:حرمت تشریعی؛مانند حرمت زنا و شرب مخمر .سوم:حرمت به استناد دلایل ثانوی.از این منظر ممکن است که شبیه‌سازی انسانی فی نفسه مباح باشد اما دلایل دیگری موجب تحریم ثانوی آن شود (سبزواری ،بی‌تا،۵-۱۲۴).وی پس از نقل نقد این دیدگاه‌ها نظر می‌دهد که شبیه‌سازی انسانی با قطع نظر از مسائل دیگر مباح است و در حقیقت بکارگیری قوانین و سننن الهی که در نهاد موجودات نهاده است ، به شمار می‌رود (همان،۱۲۵) از این منظر ادعای تحریم اینکار نیازمند دلیل است ؛حال آنکه ادعای جواز موافق اصل است و قائل به آن ملزم به ارائه دلیل نیست(همان،۱۲۶).سید محمد شیرازی نیز در پاسخ به استفتایی که در سال ۱۹۹۶ درباره امکان شبیه‌سازی انسانی از ایشان شد پاسخ داد اصل جواز است،مگر اینکه محذور شرعی داشته باشد مانند اختلال نظام (اعداد،الاستنساخفی رای الامام الشیرازی).

بدین ترتیب از نظر برخی از عالمان شیعه،شبیه‌سازی انسانی طبق اصل اولی و در صورتی که با عمل حرام دیگری همراه نباشد ،جایز است.

مراجع عظام فعلی، شبیه سازی حیوانات را بالاتفاق جایز می‌دانند ولی در مورد شبیه سازی انسانها آرای مختلفی دارند. ابتدا سؤال و جواب علما در مورد شبیه سازی حیوان را نقل می‌کنیم.

مراجع عظام در پاسخ به سؤال، آیا مشابه سازی حیوان زنده توسط تکثیر سلولهای وی، (کلوناژ)، جایز است؟ (سلولی از حیوان زنده اخذ می‌شود و با تکثیر آن سلول، از طریق اطلاعات DNA، حیوانی با همان خصوصیات قبلی ایجاد می‌کنند.) چنین جواب دادند: (مرکز تحقیقات فقهی قوه قضائیه، گنجینه استفائات، ۱۳۹۰).

آیت الله خامنه ای: این کار فی نفسه اشکال ندارد.

آیت الله فاضل لنکرانی: دلیلی بر حرمت این عمل بر حسب عنوان اولی به نظر نرسیده است؛ گرچه بر حسب عناوین ثانویه اشکال دارد.

آیت الله بهجت: ظاهرا اشکالی به نظر نمی‌رسد.

آیت الله نوری همدانی: در غیر انسان جایز است.

آیت الله مکارم شیرازی: این کار در مورد حیوانات اشکالی ندارد ولی در مورد انسان جایز نیست.

آیت الله سیستانی: مانعی ندارد.

آیت الله صافی گلپایگانی: اگر مستلزم خلاف شرع نباشد بنفسه اشکال ندارد.

آیت الله موسوی اردبیلی: دلیل قانع کننده‌ای بر حرمت چنین تحقیقات و آزمایشاتی وجود ندارد.

اما در مورد شبیه سازی انسان، علما در پاسخ به سؤال آیا مشابه سازی و تکثیر انسان در آزمایشگاه و از طریق روشهای پیشرفته علمی (کلوناژ) جایز است؟ (گرفتن سلول انسان و ایجاد انسانی با همان خصوصیات قبلی) چنین جواب دادند: (مرکز تحقیقات فقهی قوه قضائیه، گنجینه استفائات، ۱۳۹۰).

آیت الله فاضل لنکرانی: به عنوان اولی اشکال ندارد، لکن اگر مفاسدی بر آن مترتب شود، به عنوان ثانوی جایز نیست.

آیت الله تبریزی: جایز نیست.

آیت الله مکارم شیرازی: این کار جایز نیست و مفاسد زیادی دارد و اطلاعاتی که اخیرا منتشر شده، نشان می‌دهد که کسانی که از طریق شبیه سازی به وجود می‌آیند، در معرض ناهنجاری‌های جسمی شدیدی هستند مانند کمبود کلیه ها و نیمی از مغز و امثال آن.

آیت الله سیستانی: فی حد ذاته مانعی ندارد.

آیت الله موسوی اردبیلی: گرچه شبیه سازی در مورد انسان تاکنون بر مرحله عمل نرسیده است و لکن دلیل قوی و محکمی بر حرمت چنین تحقیقات و آزمایشاتی وجود ندارد.

آیت الله نوری همدانی: تحقق این عمل معلوم نیست که ممکن باشد و در صورت امکان، اگر با موازین اسلامی مخالف نباشد، اشکال ندارد.

مسائل دیگری نیز از محضر این بزرگان پرسیده شد: «از آنجا که در قرن بیستم شاهد رشد حیرت آور فناوری؛ خصوصا پیشرفت هایی در علم پزشکی حاصل شده است و یکی از آنها برآیندهای مهم نوین، مهندسی ژنتیک و بدل سازی انسان (کلوناژ) می باشد که در علم وراثت مسائل مبهم و پیچیده‌ای پیدا شده است، بفرمایید:

الف) اگر سلول جنسی در سردخانه برای مثلاً صد سال یا بیش از آن زنده نگاه داشته شود، سپس در رحم زنی کاشته و رویانده شود، آیا طفل ناشی از این سلول پس از رشد و نمو و بلوغ می‌تواند از بستگان و خویشان خود مطالبه ارث نماید؟

ب) ممکن است با فناوری بدل سازی (کلوناژ)، چند نفر نسخه بدل یک اصل باشند. در صورتی که جرمی ارتکاب شود از راه های اثر انگشت یا دیگر آثار جسمی یا علم قاضی اثبات شود یکی از این افراد (اصل و فروع) مرتکب جرمند، کدام نسخه محاکمه و مجازات خواهد شد؟

ج) در صورتی که دختر باکره ای با بهره گیری از فناوری بدل سازی (کلوناژ) دارای فرزندی از سلول جنینی خود شود، در این فرض آیا حامله شدن وی مشروع است؟ آیا فرزند به دنیا آمده نسخه بدل اوست یا همسانش یا دخترش؟

د) اگر خانواده ای نسخه‌ای از فرزندشان را در سردخانه نگهداری کردند و پس از مرگ فرزندشان با فناوری بدل سازی (کلوناژ) نسخه بدل وی را در رحم مادر کاشتند و رویاندند، در این صورت آیا آفرینش انسانی برای هدفی که به خاطر او مربوط نیست و نفعی نمی رساند، جایز است؟

ه) در صورتی که فناوری بدل سازی (کلوناژ) به قدری رشد کند که مادران بتوانند با مشاهده فرجام فرزند پس از چند سال به کاتالوگهای مختلف مراجعه و جنین را گزینش کنند (طفل سالیان رشد می کند ولی نسخه های دست نخورده اش در سردخانه محفوظ مانده است.) چنین بارداری شرعا چه حکمی دارد؟»

جواب مراجع به این سؤالها، به شرح زیر است: (مرکز تحقیقات فقهی قوه قضائیه، گنجینه استفائات، ۱۳۹۰)

آیت الله مکارم شیرازی:

الف) چنین نوزادی از کسی ارث نمی‌برد.

ب) دیه در میان آنها تقسیم می‌شود.

ج) این عمل از نظر شرعی خالی از اشکال نیست و مفاسد زیادی بر آن مترتب می‌شود. به همین جهت، حتی افرادی که پایبند به دین و شریعت نیستند، به خاطر مفاسد اجتماعی آن به مخالفت با آن پرداخته‌اند.

آیت الله صافی گلپایگانی: این موضوعات ظاهرا هنوز هم در دست تحقیق و تجربه است. اگر چه جواب علی الفرض ممکن است ولی اولی این است که پس از تحقیق و تحقق کامل موضوع در خارج و ابتلا به آن، حکم آنها مورد سؤال واقع شود.

 

آیت الله بهجت:

الف) وراثت نیست.

ب) مثل سایر موارد اقامه بینه بر غیر واحد و همچنین اقرار یا علم اجمالی است در احکام قصاص و دیه.

ج) مانعی ندارد و به ولد اشبه است.

د) مانعی ندارد.

ه) از حیث تکلیف، منعی بر آن ثابت نیست و از حیث صحت معامله، به نظایر آن مراجعه می شود.

آیت الله سیستانی:

الف) چنانچه تولد از منی شخص مذکور باشد، آن شخص پدر او محسوب می‌شود و بستگان پدر، بستگان فرزند می‌شوند.

ب) در صورتی که مشخص نشود، هیچ کدام مجازات نمی‌شوند.

ج) مانعی ندارد.

د) مانعی ندارد.

ه) اشکالی ندارد.

بر طبق آنچه نقل کردیم، اکثر علمای اسلامی اصل شبیه سازی انسان را جایز می‌دانند ولی به حکم ثانوی به دلیل مفاسدی که در پی دارد جایز نمی‌شمرند.(مرکز تحقیقات فقهی قوه قضائیه، گنجینه استفائات، ۱۳۹۰)

 

 

۲-۱-۲- نظر علمای اهل سنت

هفته نامه المسلمون به نقل از ابن عثمین، عضو هیأت علمای سعودی می‌نویسد: کمترین مجازات مبتکران بدل سازی با کلون کردن، بریدن دستان و پاهای آنان می‌باشد، (مجازات مفسد فی ‌الارض)؛ زیرا این کار، بزرگترین فساد در زمین است. (مجله المسلمون، ۱۴۱۷ ق.، ش ۶۲۳٫، پیشین).

مجمع اسلامی الازهر که بالاترین مرجع دینی اهل تسنن به شمار می‌رود، شبیه سازی انسان را حرام اعلام کرده و یادآور شده است که به هر وسیله ای که شده، باید جلوی آن را گرفت و در آخر نتیجه می‌گیرد که عملیات شبیه سازی انسان از لحاظ شرعی مثل این است که کسی شراب بسازد و یا از قانون علمی ‌برای ‌یک‌ نتیجه ‌مفسد ‌استفاده ‌کند. (www:news.awse.com).

یوسف القرضاوی، مفتی مصر و مقیم قطر، به شدت شبیه سازی را محکوم و آن را مغایر با اختلاف و تنوع در خلقت همچنین قانون ازدواج دانست. (سعیدیانی، ۱۳۸۲، ص، ۲۳).

اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی اخیرا با صدور بیانیه ای مخالفت صریح خود را با پروژه شبیه سازی اعلام کردند. “مجمع بررسی های اسلامی” کسانی را که تکنولوژی شبیه سازی را بر روی انسان انجام می دهند، محارب دانست. (خرمی، پیشین).

۲-۳- شبیه سازی از نظر اعتقادی و رد حرمت آن از لحاظ عقلی و نقلی

زمانی که خبر شبیه سازی انسان اعلام شد، بیشترین مخالفت‌ها از طرف گروهی از علمای مسیحی ابراز شد. (آموزش معارف اسلامی، ش ۴۹، ص ۳۷)، آنان شبیه سازی انسان را دخالت در کار خدا دانستند.حال آیا واقعا شبیه سازی انسان دخالت در کار خدا محسوب می‌شود؟با کمی دقت می‌توان گفت شبیه سازی هیچ مشکلی ایجاد نمی‌کند و دخالت در خالقیت خدا نیست؛ چرا که:

۱- با دلایل عقلی و نقلی ثابت شده است که خالق زمین و آسمان و همه موجودات، خدای متعال است؛ چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الاَرْضِ جَمِیعاً» (بقره / ۲۹)، یعنی: او کسی است که آنچه در زمین است، برای شما خلق کرد؛ «وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ» (فرقان / ۲)، یعنی: همه چیز را خداوند آفریده است. یا در جای دیگر می‌فرماید: «الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِی سِتَّهِ أَیّامٍ» (فرقان / ۵۹) یعنی: او کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را که در آنهاست، در شش روز آفریده است. آیات فراوان حکایت از این مطلب دارد که خالق تنها خداست؛ نه کس دیگر.

۲- شبیه سازی، اصلاً آفرینش نیست بلکه این عمل شبیه لقاح مصنوعی است. بنابراین، متخصص ژنتیک، فقط عاملی است برای این نوع خلقت. نظیر شخصی که دانه ای را می کارد و آن دانه رشد می کند و به گیاه تبدیل می گردد. کشاورز، مقدمات تولید را ایجاد می کند؛ نه این که خالق و آفریننده گیاه باشد؛ چنان که قرآن کریم می فرماید: «أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ» (واقعه / ۶۴ ۶۳). یعنی: آیا ندیدید آنچه را که در زمین کاشته بودید؟! آیا شما آن دانه را از زمین رویاندید یا ما رویاندیم؟! همچنین پدر و مادر نیز در تولید فرزند نقش واسطه یا سبب را دارند؛ نه نقش خالق بودن را؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: «خَلَقَ الانْسانَ مِنْ نُطْفَهٍ» (نحل / ۴). یعنی: (خدا) انسان را از نطفه آفرید. از این آیه شریفه معلوم می‌شود خالق انسان خداست، و نطفه، واسطه است.

بنابراین، تولید کردن مشابه انسان یا حیوان، با خداوندی خدا و خالقیت او هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا اولاً دانشمند ژنتیک، فقط نقش واسطه را بازی کرده و با اجرای عملیات خاصی، اسباب تولید را ایجاد کرده است. ثانیا مواد اولیه همین عملیات نیز، در طبیعت موجود است، (نظیر تخمک، سلول و…)، و آن دانشمند، برای تولید، از همان مواد طبیعی استفاده کرده و خالق مواد طبیعی نیست. ثالثا مهمترین بخش خلقت جانداران، خلقت روح آنهاست که تولید این بخش، از عهده بشر خارج است. (فقیه،  یاس، ش ۶ و نیز ر.ک. پیشین).

آیت الله سید محسن موسوی تبریزی تولد این انسان را نه تنها دخالت در خلقت نمی‌داند بلکه بیان می‌دارد که خداوند به انسان ها این اجازه را داده است که تا در اسرار طبیعت دست به کشف بزنند و از آن به نفع خود استفاده کنند، (پیشین).

آیت‌الله عبایی خراسانی معتقد بود که این اقدام به هیچ وجه مخالفت با مبانی خلقت و اسلام نیست؛ چرا که خداوند به تصریح از خلقت حضرت آدم و حوا که بدون پدر و مادر و همچنین حضرت عیسی که بدون پدر متولد شده، در قرآن آورده است و در نهایت، آن را یکی از آثار نظام آفرینش و قدرت خداوند می‌داند. (پیشین).

همچنین آیت الله موسوی بجنوردی می‌گوید:

اگر در قرآن مجید آمده است که  “انا خلقناکم من ذکر و انثی”  این به روش معمول اشاره می‌کند؛ یعنی غالب مردم، از طریق ترکیب اسپرم و تخمک پدید می‌آیند. حال به روشی دیگر ما از مخلوق خداوند سبحان، انسان دیگری پدید می‌آوریم، این انسان باز هم مخلوق خدا محسوب می‌شود. در عالم خلقت، ما استقلال نداریم. ما از مخلوق خداوند سبحان استفاده می‌کنیم. انسان دو حیات دارد: حیات حیوانی و حیات انسانی. قرآن می‌فرماید: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً فِی قَرارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً»، خلقت اول، مراحل خلقت حیوانی را می‌گویند و منظور از خلقت آخر، خلقت انسانی است که همان نفس ناطقه یا روح است. انسان، روح را نمی‌تواند تولید کند. با کلون سازی یا هر شیوه دیگر، مقتضیات حیات حیوانی تولید می‌شود اما روح را، نفس ناطقه را خداوند سبحان می‌دهد. (پیشین).شبیه سازی را دخالت در کار خدا شمردن، از منظر اسلامی به هیچ وجه صحیح نیست. (ساجدنیا، ۱۳۸۱، ص ۴۶)

۲-۴- شبیه سازی از نظر اخلاق اسلامی

در مورد اخلاقی یا غیراخلاقی بودن شبیه سازی انسان، بحثهای زیادی صورت گرفته است. بعضی به دلیل اخلاقی از شبیه سازی دفاع می کنند اما بسیاری دیگر، به همین دلیل مخالف آن هستند.

۲-۴-۱- دلایل موافقان

بعضی از ویژگی‌ها، استعدادها و سجایای اخلاقی از ژنها تأثیر می‌پذیرند. شبیه سازی انسان بالغی که ویژگیهای مطلوب را دارد، می‌تواند به تولید کودکی با قابلیتهای مشابه منجر شود؛ (شریعتمداری، پیشین، ص ۱۱۸). مثلاً سلول های نوابغ را بگیرند و نگهداری کنند و در هر عصر و زمانی، نوابغی تولید کنند.

در مورد زوج ناباروری که در آن، مرد به طور کامل نابارور است، شبیه سازی می تواند به تولید بچه بینجامد. تخمک زن و سلولی از پیکره مرد با هم امتزاج می‌یابند و به این ترتیب، هر دو در تولید کودک دخیل می‌شوند. مرد، اطلاعات ژنتیکی را فراهم می سازد و زن کارخانه تولید سلول می‌شود. این وضعیت، بسیار اخلاقی تر از حالتی است که چنین زوجهای ناباروری، از اسپرم مرد دیگری استفاده کنند. (پیشین).

به وجود آوردن انسانهای سالم برای جبران خطرهای ناشی از بیماری های ارثی نهفته در برخی ترکیب‌های جنسی. (شریعتمداری، پیشین).

با شبیه سازی، حیواناتی به وجود می آیند که می توان از اعضای بدن آنها برای پیوند انسانها استفاده کرد و یا از طریق جراحی ژنتیک، سلولهای سالم مانده از عضو آسیب دیده را به یک عضو کامل تبدیل کرد و یا از موادی که حیوانات در بدنشان تولید می‌کنند، در داروسازی استفاده کرد. (خرمی، پیشین).

۲-۴-۲- دلایل مخالفان

اسلام، روابط انسانها را با یکدیگر به عنوان یک اصل زندگی مذهبی تلقی می‌کند و در واقع بر اساس حدیثی از قول حضرت رسول، نه دهم مذهب، روابط انسانها با یکدیگر را شامل می‌شود و یک دهم آن، رابطه انسان با خدا. بحثی که مسلمانان در این مورد دارند، بیشتر مربوط به مشکلاتی است که با دخالت تکنولوژی در رابطه اخلاقی عاطفی مرد و همسرش و والدین با فرزندانش اثر می‌گذارد. (ساجدنیا، پیشین، ص ۴۷).

اگر از طریق شبیه سازی، فرزندانی متولد شوند، ممکن است مسأله نکاح و ازدواج که یک امر طبیعی است، به تدریج برچیده شود و نظام خانوادگی مختل گردد و بسیاری از زنان بی شوهر باردار شوند، یا زنی از خودش باردار شود که به ظاهر آن دو مادر و فرزند هستند؛ولی به یک معنا دوقلو هستند. اخلاق جهانی، این عمل را نمی پذیرد؛ زیرا باعث اضمحلال نظام خانواده در جوامع بشری می‌شود. (علینژادی، پیشین، ص ۲۵؛ جیمز گیوویلسون، ش ۸، ص ۷۸).

این شیوه اگر به علاج نازایی منتهی شود، نیل به مطلوب از راهی نادرست و ناشایست است. این شیوه به وجود جنین‌های اضافی خواهد انجامید؛ جنین‌هایی که در برابرشان جز مرگ یا کاشت در رحم سایر زنان، راه دیگری وجود ندارد. گزینش مرگ به معنای ایجاد زندگی برای تسلیم کردن به مرگ خواهد بود و در صورتی که در رحم زنان دیگر گذاشته شوند، مفاد آن پذیرش جنینی ناشناخته توسط زنی دیگر است؛ جنینی که در محدوده ازدواج به دست نیامده است. (شریعتمداری، پیشین، ص ۱۲۰).

اگر این فناوری به همین صورت ادامه یابد، چه بسا روزی در دستان دیکتاتوری بیفتد که از آن بر ضد بشر بهره بگیرد. در حال حاضر بسیاری از اکتشافات بشر برای نابودی انسان به کار گرفته می‌شود. بمبهای هسته ای انبار شده در دنیا، به تنهایی می توانند ده بار زمین را از بین ببرد. خونخوارانی که امروز بر جهان حکومت می‌کنند، بسیارند و همه در آرزوی جاودانگی و حاکمیت مطلق و همیشگی هستند. (اشرفی، پیشین).

موارد یاد شده، جزئی از عقاید طرفداران و مخالفان طرح شبیه سازی انسان از نظرگاه اخلاقی است. شایان ذکر است که مخالفان این طرح، با اصل قضیه مخالف نیستند، ولی شیوع آن را مشکل ساز می‌دانند.

۲-۵-عدم تنافی شبیه‌سازی انسانی با خالقیت خداوند

بعضی گمان کرده‌اند شبیه‌سازی انسانی یکی از مهم‌ترین اوصاف خداوند یعنی خالقیت او را نشانه رفته و بدان خدشه وارد کرده است. از آنجا که این مسئله با حکم تکلیفی شبیه‌سازی ارتباط مستقیم دارد پیش از ورود به بیان حکم تکلیفی به طرح این شبهه و پاسخ آن می‌پردازیم.

۲-۵-۱-تبیین شبهه

یکى از پیامدهاى احتمالى مهندسى ژنتیک، ایجاد تزلزل در اصل تکلیف و یا مکلّف بودن انسان است؛ چون پیش‌بنیاد تکلیف عبودیت است و مسیر عبودیت از مخلوقیت مى‌گذرد و انسان تا زمانى‌که حیات و تمام هستى خویش را مجعول و مخلوق دیگرى نداند، بعید است که رفتار عابدانه‌اى داشته باشد. انسان زمانى‌که نیک مى‌نگرد، مى‌یابد که هر آنچه او دارد و به او رسیده است، در واقع از آنِ او نیست؛ بلکه از خالق و معطى اوست و دقیقاً در چنین وضعیتی، کشش عبودیت وجود او را به‌سمت معبود مى‌کشاند. نوک پیکان مهندسى ژنتیک نیز سینۀ مخلوقیت را نشانه گرفته است و در صورت توفیق تمام عیار، خاستگاه مخلوقیت را عوض خواهد کرد و انسان جاى خدا را خواهد گرفت و زمانى‌که انسان خود را مخلوق آفریدگاری به نام (الله) نیابد، طبعاً عابد او نخواهد شد. با نفى عبودیت، دیگر تکلیف موضوعیت پیدا نمى‌کند و انسان خود را در مقابل نیروى ماوراى خودش یعنى خداوند متعال مسئول و پاسخ‌گو نمى‌داند. در این صورت نه تنها سِرّ بسیارى از احکام فقهى در باب عبادات، حقوق مدنى، حقوق کیفرى و جزایى بیان نخواهد شد که فراتر از آن فقه هیچ کارکردى نخواهد داشت؛ چون فقه بر محور تکلیف و مسئول بودن انسان در قبال خداوند مى‌چرخد و با تزلزل این محور فقه نیز به تزلزل مى‌افتد. اینکه مسیر عبودیت از مخلوقیت و خالقیت مى‌گذرد و غرض از افعال و رفتار عابدانه نزدیکى به خداوند مى‌باشد، از قرآن کریم به‌روشنى فهمیده مى‌شود؛ در سورۀ مائده آیه۷۶ می‌فرماید[۱]:  پیامبر بگو: آیا شما به‌جز خداوند چیزى را که مالک نفع و ضررتان نیست، مى‌پرستید[۲]؟ و نیز در سورۀ صافات، آیه‌هاى ۹۵-۹۶ آمده است. [ابراهیم] گفت: آیا چیزى که به دست خود ساخته‌اید، شایسته پرستش است[۳]؟ در‌حالى‌که خداوند شما و همه چیز را آفریده است ولی شما نمى‌دانید[۴] از این آیات به‌خوبى فهمیده مى‌شود که معبود باید خالق، مالک و قادر مطلق باشد، نه مخلوق فقیر و ناتوان.

۲-۵-۲- پاسخ به شبهه

باید اذعان نمود که پیشرفت و انقلابى که در علم ژنتیک در اواخر قرن ۲۰ به‌ویژه در چهره مهندسى ژنتیک نمایان شده است و شبیه‌سازى موجودات زنده خصوصاً انسان از کارکردهاى آن است، به‌هیچ‌وجه آفرینشی از سنخ آفرینش خداوند در خصوص انسان نیست. البته فعالیت آفرینشگرانۀ انسانى در طول فعالیت آفرینشى الهى مى‌تواند باشد؛ زیرا نتیجۀ مهندسى و علم ژنتیک، در گرو هستى پیشینى سلول‌هاى بنیادى و جنسى و نیز بازهاى چهارگانه یا نقشۀ ژنتیک با خواص و قوانین شیمیایی، زیست شیمی و زیستی، به آنها مختص است که هیچ‌کدام آنها فراوردۀ دست بشر نیست؛ بلکه در حوزه علم و قدرت آفرینشگرانۀ خداوند قرار دارد و آنچه که علم امروزین بشر بدان دست یافته است، شناخت قوانین حاکم بر این واحدهاى حیاتى است که بازتاب کارکرد و هویت زیستى آنهاست. دقیقاً بر مبناى همین شناخت، عالمان و مهندسان ژنتیک توان ایجاد تغییرات و ترکیبات در سلول‌هاى بنیادین و جنسى و در نهایت طراحى و برنامه‌نویسى ویژه را در تعاملات بازها و واحدهاى حیاتى پیدا نمودند. البته این اقدامى چشمگیر براى انسان است که به‌گونه‌اى مستقیم تأثیر فراگیر در شکل‌دهى حیات بشر در آتیه خواهد داشت، امّا این ظرفیت و توانایى علمى انسان‌ها، رابطه زیستى و خلقتى انسان را با خداوند نتوانسته است قطع نماید (همان، ۱۱۸).

در هر سه روش شبیه‌سازى، خالقیت خداوند همچنان محفوظ و مستحکم است. دانشمندان علم ژنتیک بدون سلول تخم و قوانین حاکم بر آن و نیز در فقدان یک سلول بالغ از یک عضو دیگر و نقشه ژنتیکى این سلول با تمامى ویژگى‌ها و توانایى‌هاى آن، نمى‌توانند دست به هیچ کارى بزنند. اینها نمى‌توانند سلول تخم را با تمامى اطلاعات فراگیرکه دارد و نیز D.N.A سلول هر بافت را با اطلاعات و ظرفیتى که در آنها تعبیه شده است و نیز سلول بنیادى را، ابتداً و مستقلاً پدید آورند و خلق نمایند؛ بلکه با استفاده از فنّاورى‌هاى نو و پیشرفته، قادر به کشف قوانین ویژگى‌ها و قابلیت‌هاى آنها گردیده‌اند و بر مبناى آنها به باز ترکیب و برنامه‌نویسى‌شان مى‌پردازند. به‌علاوه علت عبودیت انسان در برابر خداوند متعال صرفاً مخلوقیت نیست؛ بلکه عالى‌ترین دلیل و علت عبودیت، شایستگى‌هایى است که در خداوند وجود دارد و از سوى انسان‌ها به درجات گوناگون درک مى‌شود، همین‌که فرزندان آدم در میدان جاذبه چنان موجودى قرار گرفتند و آن را دریافتند، تسلیم او مى‌شوند و افتخار بندگى و پرستش را به دست مى‌آورند.

از سوی دیگر تمرکز انحصارى بر خلقیت خداوند در تفسیر و تبیین عبودیت، رابطه انسان و خدا را درست آشکار نمی‌کند. اگر انسان تنها احساس مخلوقیت را در برابر خداوند داشته باشد و خالق را واجد دیگر ویژگى‌ها و کمالات نداند و یا نیابد، در این صورت رابطه و پیوند کاملاً یک‌سویه، انفعالى و از باب جبر خواهد بود و چنین رابطه و پیوندى ارزش معرفتى و تکامل ندارد و مطلوب خالق انسان نیز قرار نمى‌گیرد. انسان به همین جهت، عبودیت را که نتیجۀ دریافت و معرفت وحدانیت، ربانیت، قاهریت، مالکیت، قیومیت، عالمیت ذاتى در معبودى به نام الله است، سازنده مى‌یابد و ده‌ها آیۀ دیگر که در همۀ آنها خداوند واجد اوصاف و ویژگى‌هاى فراوانى معرفى می‌شود و چنانچه درست درک شوند خداوند را شایستۀ پرستش و نیایش مى‌یابند و چون فهم و درک آن ویژگى‌ها یکسان و هم‌سطح از سوى انسان‌ها نیست، طبعاً عبودیت نیز مراتب و مراحل گوناگونی پیدا مى‌کند.

در شبیه‌سازی، پس ازگرفتن هسته سلول و یا هریک از سلول‌هاى به‌دست‌آمده از تکثیر تخمکِ لقاح‌یافته، چه بسا این توهّم پیش آید که انجام کارهاى بعدى مترتبِ بر هر‌یک از این سلول‌ها، براى دستیابى به پیکرى جدید یا نوزادى مشابه صاحب هسته، یا نوزادان چند قلو، حرام خواهد بود؛ زیرا این قبیل کارها، وارد شدن و دخالت در امورى است که به دست خداى تبارک و تعالـى بوده و یا تغییر و تبـدیل دادن آفرینش الهى است که شیطانِ ملعون به آدمیـان فرمـان مى‌دهد تا آفرینش خدا را دگرگون سازند. بنابراین همۀ کارهاى انجام پذیرفته، شرعاً حرام‌اند. چنین توهّم و ذهنیتى، بسیار ضعیف است. باید گفت: کارهاى یادشده، امورى غیر از حرکت‌هاى انسانى که خود و تمام حرکات و سکناتش آفریده خدا و به دست تواناى اوست، چیز دیگرى نیست و سلول‌ها و هستۀ آنها و همه چیزهایى که براى دستیابى به این نتایج از آن بهره‌گیرى و استفاده مى‌شود، همه آفریده‌هاى خداى متعال‌اند و ذات مقدّسش، آفریدگار همه آنهاست و ویژگى‌ها و خواص هریک را خدا به آنها عطا فرموده است. بنابر این جز آنچه خدا خواسته و به اراده اوست، کارى انجام نخواهد پذیرفت. همان‌طورکه از آیات شریفه قرآن انعام ۱۰۲ و ۱۰۶ و ۱۶۴ به دست می‌آید؛ این کار تناقضی با خالقیت خداوند ندارد[۵].

چگونه این امر را مخلوق خداوند به‌شمار نیاوریم که در غیر این صورت ایجاد ساختمان‌ها، کاشتن بذر براى روییدن گیاه و سبزه و درختان، بافتن پارچه و فرش، پختن غذاها و امورى از این دست که کارهایى معمولى‌اند نیز همه باید از مصادیق تغییر و تبدیل آفرینش الهى باشند؛ تا چه رسد به ساختن صنایع به‌وسیلۀ ابزار مدرن و پیشرفته! علاوه بر این حرمت چنین کارهایى از این آیه: وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ و َلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً، (نساء، ۱۱۹)، (و سخت گمراهشان کنم و به آرزو (هاى باطل و دور و دراز) درافکنم و دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند (که اینها نصیب بتهاست) و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، و (اى بندگان بدانید) هرکس شیطان را دوست گیرد نه خدا را، سخت زیان کرده زیانى آشکار. ترجمه الهی قمشه‌ای)، شریفه استفاده نمى‌شود و این خود دلیل بر عدم ارادۀ این معنـا از آیۀ کریمه است. این بخش از آیۀ شریفه در روایت جابر از امام باقر (ع)، گاهى به دین الهى و گاهى به فرمان الهى، تفسیر شده است (بحرانى، ۱۴۱۶ق، ج ۲، ۱۷۵). هریک از این تعبیرات، نظیر دیگرى است و همۀ اینها به پدیدآوردن بدعت‌ها در دین خدا بازگشت دارد. صدق تغییر آفرینش خدا بر ابداع، ازاین‌روست که در حکم واقعى که خداوند مثلاً براى وجوب این کار قرار داده و وجوب آن، آفریدۀ الهى به شمار مى‌آید، ابداع‌کننده‌اى حکم وجوبِ آن را به استحباب تغییر و آن را به خداوند نسبت دهد. وى در حقیقت آفرینش خدا را به چیز دیگرى تغییر داده است و در سایر بدعت‌ها نیز مطلب، همین‌گونه است. به هر ترتیب، توهّمِ فوق کاملاً ضعیف است.

 

۲-۶-حکم فقهی شبیه‌سازی

امروزه در مجامع علمى، تقریباً شبیه‌سازى درمانى پذیرفته شده است و محل بحث و اختلاف‌آرا در شبیه‌سازى انسانى است. نکتۀ ظریفی که در اینجا نهفته است این است که در پدیده‌ای چون شبیه‌سازی، فقیه از یک‌سو با پیامدهای فرضی و احتمالی مواجه است و از سوی دیگر، صدور حکم به تحریم، باعث محرومیت جامعه علمی و پژوهشی از ورود به این عرصه‌هاست که نتیجۀ آن محرومیت از دستیابی به این نوع دانش‌ها و فناوری‌هاست. از این‌جاست که نقش زمان و مکان به‌عنوان یکی از لوازم حکم در اجتهاد مورد توجه قرار می‌گیرد. مجامع علمى اهل سنت، شبیه‌سازى درمانى را به دلیل اعتقاد به عدم حرمت از بین بردن جنین قبل از استقرار در رحم، جایز دانسته‌اند، اما کلیساى کاتولیک قاطعانه با هر دو نوع درمانى و انسانى مخالفت کرده است؛ چون ماهیت عمل را یکى مى‌دانند و عقیده دارند این کار از قتل نفس و سقط جنین هم بدتر است (سهرابی و خوئینی، ۱۳۸۶، ۲۲۰).

یکی از فقهای معاصر می‌گوید: از نظر فقهى مى‌شود بین این دو فرق گذاشت؛ چون موانع و محذورهایى که سبب شده فقهاى اهل سنت تقریباً به اجماع حکم به حرمت کنند و نیز فقهاى شیعه قائل به حرمت شوند، در شبیه‌سازى انسانى است و در شبیه‌سازى درمانى به هیچ‌وجه جاى توهمى چون اختلال نظام نیست؛ بلکه به عکس، موجب تقویت و تحکیم بنیان نظام بشرى هم مى‌شود. بشر مى‌خواهد زنده بماند و نیاز به کبد وکلیه و اعضا و جوارح دیگر دارد که از راه شبیه‌سازى به‌خوبى مى‌تواند به این هدف دست یابد. اما اینکه کاتولیک‌ها هر دو را به دلیل ماهیت واحدشان ممنوع کرده‌اند، قابل نقد و مناقشه است؛ به دلیل اینکه خیلى از امور ماهیت واحد و مشترک دارند، اما چون نتایج مترتب بر هرکدام متفاوت است، حکمشان هم یکسان نیست (فاضل‌لنکرانی، ۱۳۸۵).

در تحف‌العقول روایتى است که شیخ انصاری در مکاسب آن را آورده و علاوه بر ایشان، بزرگانى مانند: مرحوم نائینى، صاحب جواهر و سید یزدى هم به این روایت عمل کرده‌اند (به نقل از مجله فقه اهل بیت). در این روایت چنین مضمونى آمده که: (مایجىءُ منه الفساد) یا (أوشىء فیه وَجه مِن وجوه الفساد). (حرّانی، ۱۴۰۹، ۲۵۰) گرچه با تصحیح سند ما به این روایت تعبد داریم، ولى وقتى به آن مى‌نگریم، مى‌فهمیم که این امرى عقلایى است. از دید عقلا هرگاه بر چیزى فساد مترتب باشد و دیگرى چنین نباشد، حکم‌شان هم متفاوت است؛ ولو ماهیت آنها یکى باشد. طبق این روایت اگر کارى (یأتى منه الفساد) باشد- یعنى مقدمه آن یا خود فعل مصداق فساد باشد- با کارى که مصداق فساد نیست، تفاوت زیادى دارد. بنابراین، هم از دید فقهى هم از دید عقلایى نتایج مترتب بر فعل،کاملاً در مقبول یا مردود بودن آن عمل مؤثر است.

۲-۶-۱- دیدگاه فقهای شیعه

دربارۀ حکم شبیه‌سازى انسانى، در میان فقهای شیعه اتفاق‌نظر وجود ندارد؛ آنان دربارۀ شبیه‌سازى انسانى نظریات متفاوت و گاه متضادى اتخاذ کرده و فتواهاى مختلفى صادر کرده‌اند. درحالى‌که برخى آن را کاملاً مجاز و برخى دیگر آن را حرام شمرده‌اند. از بررسى فتواهاى مختلف فقهای شیعه مى‌توان به چهار نظریه زیر دست یافت:

۲-۶-۲-جواز مطلق شبیه‌سازی انسانی:

برخى از فقها و صاحب‌نظران به دلیل نبود نصى خاص و روشن که بر حرمت شبیه‌سازى انسانى دلالت کند و به استناد قاعدۀ (کل شىء لک حلال حتى تعلم انه حرام بعینه فتدعه) (شیخ حرعاملى، وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعه، ج ۱۲، ص ۶۰) به استناد اصل اباحۀ اصلیه، شبیه‌سازى انسانى را مجاز شمرده‌اند. براى مثال در برابر این پرسش که: آیا شبیه‌سازى و تکثیر انسان در آزمایشگاه و از طریق روش‌هاى پیشرفته علمى (کلوناژ) جایز است؟ پاسخ برخى از فقها بدین شرح است:

برخی از جمله سیدعلى سیستانى، آیت‌الله عزالدین‌ زنجانی، آیت‌الله فاضل لنکرانى معتقدند فى‌نفسه مانعى ندارد،  مگر اینکه محرز شود توالى فاسد دارد (صادقى، ۱۳۸۳، ۷۹). آیت‌الله موسوى ‌اردبیلى و آیت‌الله سید محمدسعید حکیم بر این نظرند که اگرچه شبیه‌سازى در مورد انسان تاکنون به مرحله عمل نرسیده است، ولی دلیل قوى و محکمى بر حرمت چنین تحقیقات و آزمایش‌هایی وجود ندارد (مجموعه آراى فقهى ـ قضایى در امور حقوقی، ۲۳۱).

آیت‌اللّه صادق روحانى و آیت‌الله آصف محسنی و آیت‌الله عبدالله جوادی عاملی و آیت‌الله معرفت شبیه‌سازی انسانی را جایز می‌دانند (الفقه و مسائل طیبه، ص ۴۱۵). علامه فضل‌الله نیز نه تنها شبیه‌سازى انسانى را مغایر سنت خدا نمی‌داند، بلکه آن را گامى در جهت فهم عمیق‌تر سنت‌هاى نهان در هستى معرفى می‌کند. وى بر این نظر است که این مسئله نه از نظر اعتقادى مشکلى دارد و نه از نظر شرعى و فقهى، لیکن به‌طور طبیعى مانند هر مسئله تازه‌اى ممکن است ابهاماتى در فقه پدید آورد که نیازمند فهم و بررسى است. ایشان با دعوت به عقلانیت و پرهیز از تکفیر یکدیگر، تا جایى پیش رفت که گفت اگر علم قطعى با برخى از ظواهر دینى تعارض پیدا کرد، باید آن ظواهر را تأویل نمود (فضل‌الله، آخرون، ۱۹۹۷، ۱۰۰). گفتنى است که وى در گفت‌وگوهاى مختلفى بر ضرورت درنگ در این مسئله و پرهیز از شتابزدگى در صدور حکم و تلاش براى به دست آوردن تقریر درستى از ماهیت شبیه‌سازى تأکید می‌کند و حتى از برخى از یاران خود در اروپا می‌خواهد تا اطلاعات دقیقى در این زمینه براى او فراهم کنند (حسین‌طه، علی، الاستنساخ الجنینى، ۵۹). سید محمدسعید حکیم، بر این نظر است که شبیه‌سازى انسانى مباح است دلیلى بر حرمت آن نیست. وى در پاسخ به استفتایى در این‌باره، به تفصیل نظر خود را بیان مى‌دارد. از این منظر شبیه‌سازى انسانى نوعى به کارگیرى سنت‌ها و قوانین الهى است که کشف و کار بست آنها بیانگر قدرت عظیم خداوند به‌شمار مى‌رود؛ در نتیجه، این کار در‌صورتى‌که با عمل حرام دیگرى همراه نشود، مجاز و مباح است (طباطبایى حکیم، ۱۹۹۹، ۱۸). ایشان نه تنها این کار را مجاز مى‌شمارد، بلکه یکایک دلایلى را که بر ضد شبیه‌سازى انسانى اقامه شده است، به نقد مى‌کشد و آنها را براى اثبات حرمت ناکافى مى‌داند (همان، ۱۹- ۲۰).

آقاى موسوى‌سبزوارى نیز به تحلیل حکم شرعى این مسئله پرداخته و شقوق ممکن را برشمرده است. از نظر وی شبیه‌سازى انسانى منطقاً سه حالت می‌تواند داشته باشد: یکم: حرمت ذاتى؛ یعنى به دلیل آنکه این کار دخالت در کار خداوند یا دستکارى ژنتیکى به‌شمار مى‌رود، آن را ذاتاً حرام بشماریم. دوم: حرمت تشریعى؛ مانند حرمت زنا و شرب خمر. سوم: حرمت به استناد دلایل ثانوى. از این منظر ممکن است که شبیه‌سازى انسانى فی‌نفسه مباح باشد اما دلایل دیگرى موجب تحریم ثانوى آن شود (سبزوارى، بی‌تا، ۵- ۱۲۴). وى پس از نقل نقد این دیدگاه‌ها، نظر مى‌دهد که شبیه‌سازى انسانى با قطع نظر از مسائل دیگر مباح است و در حقیقت به کارگیرى قوانین و سنن الهى که در نهاد موجودات نهاده است، به شمار مى‌رود (همان، ۱۲۵) از این منظر ادعاى تحریم این کار نیازمند دلیل است؛ حال آنکه ادعاى جواز موافق اصل است و قائل به آن ملزم به ارائه دلیل نیست (همان، ۱۲۶). سید‌محمد شیرازى نیز در پاسخ به استفتایى که در سال ۱۹۹۶ درباره امکان شبیه‌سازى انسانى از ایشان شد پاسخ داد اصل جواز است، مگر اینکه محذور شرعی داشته باشد مانند: اختلال نظام (اعداد، الاستنساخ فى رأى الامام الشیرازى).

بدین ترتیب از نظر برخى از عالمان شیعه، شبیه‌سازى انسانى طبق اصل اوّلى و در‌صورتى‌که با عمل حرام دیگرى همراه نباشد، جایز است.

 

۲-۶-۳- جواز محدود شبیه‌سازی انسانی

برخى بر اساس نصوص موجود و به استناد اصل اوّلى در این مورد، شبیه‌سازى انسانى را مجاز شمرده‌اند، اما بر این نظرند که انجام گستردۀ شبیه‌سازى انسانى مشکلاتى فراهم مى‌آورد؛ مانند وجود افراد همانند و دشوارى بازشناسى آنان از یکدیگر؛ در نتیجه، آنان حکم به جواز موردى و فردى داده و آن را در سطح کلان غیرمجاز شمرده‌اند. از این منظر شبیه‌سازى انسانى تنها به گونه‌اى موردى و در سطح فردى و محدود مجاز است. استاد حسن جواهرى این نظر را مطرح کرده‌اند که شبیه‌سازى فى‌نفسه و به‌عنوان اوّلى، اشکالى ندارد، به شرط آنکه همراه با عمل حرام دیگرى نباشد؛ اما اگر این کار در سطح وسیعى صورت گیرد و بر اثر تشابه تام موجب اختلال نظام گردد، حرام خواهد بود (جواهرى، ۱۳۸۵، ص ۱۹). با‌این‌همه، به نظر وى این کار در سطح فردى اشکالى ندارد و نیازى به قول به حرمت مطلق نیست (همان، ۲۰). ایشان نه تنها این کار را در سطح فردى مجاز مى‌شمارد، بلکه ادعاى حرام بودن آن را حرام مى‌داند؛ یعنى کسى حق ندارد، امرى مشروع را حرام بشمارد و بى‌دلیل فتوا به حرمت آن دهد؛ زیرا این کار نوعى تشریع خلاف شرع و مشمول این نهى خداوند است که در سورۀ نحل، آیۀ ۱۱۶ مى‌فرماید: وَلاتَقولوا لِما تصف ألسِنَتِکُمُ الکَذِبَ هذا حلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفتَروا عَلَی اللهِ الکَذِب… در نتیجه از نظر ایشان، هرچند این کارحلال است، اما ولى فقیه مى‌تواند اینکار را بنا به مصالحى و به‌عنوان حکم حکومتى حرام اعلام کند. در این صورت، این حرمت موقت و قابل رفع است (همان، ۲۱). وى آن‌گاه به این پرسش که آیا شبیه‌سازى نقض کرامت انسان نیست؟ پاسخ مى‌دهد که: کرامت خدادادى همان قدرت تعقل و رشد و طى مدارج کمال است و این کار نقض کرامت به شمار نمى‌رود (همان، ۲). همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا منع شبیه‌سازى انسانى، به معناى منع حق انتخاب افراد در نحوۀ تولید مثل نیست؟ و پاسخ مى‌دهد که: اگر شبیه‌سازى را به‌طور مطلق منع کنیم، این کار مانع حق انتخاب افراد خواهد بود. اما منع فى‌الجمله محدود آن و براى افرادى خاص، مانع اصل حق انتخاب در نحوه تولید مثل نمى‌گردد (همان، ۲۷). بنابراین دیدگاه دوم آن است که شبیه‌سازى انسانى در سطح محدود مجاز است و در سطح کلان می‌تواند حرام باشد.

۲-۶-۴-حرمت ثانوى شبیه‌سازی انسانی

برخى از فقهاى شیعه بر این نظرند که شبیه‌سازى انسانى فی‌نفسه و به‌عنوان اولیه اشکالى ندارد و به استناد اصاله الاباحه، جایز است؛ لیکن انجام آن به مفاسدى اجتناب ناپذیر خواهد انجامید. ازاین‌رو، براى پیشگیرى از این مفاسد، شبیه‌سازى انسانى به‌عنوان ثانوى حرام به شمار مى‌رود. آقایان سیدکاظم حائرى، سیدصادق شیرازى و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازى از این نظر حمایت مى‌کنند.

سیدکاظم حائرى در‌بارۀ شبیه‌سازى انسانى بر این نظر است که نفس این کار اگر موفقیت‌آمیز باشد و با عمل حرامى همراه نگردد، به‌عنوان اولى جایز است، لیکن از آیۀ شریفه: (و مِن آیاته….. اختلاف السنتکم و الوانکم)، درمى‌یابیم که حکمت خداوند براى حفظ نظام بر اختلاف زبان‌ها و رنگ‌ها جریان یافته است و از آنجا که این‌ شبیه‌سازى در‌صورتى‌که به شکلى وسیع به کار گرفته شود به دلیل عدم امکان بازشناسى خریدار از فروشنده، خواهان از خوانده در دعاوی، ستمگر از ستمدیده و مانند آن در عقود، ایقاعات و جنایات غیره، حتماً به اختلال نظام مى‌انجامد، پس لازم مى‌آید که به سبب این لازمه باطل، این کار در سطح وسیع آن تحریم شود (ما هو رأى الشریعه الاسلامیه من عملیه الاستنساخ قابل دسترسی در  پایگاه البلاغ به آدرس balagh.com).

تحلیل صدر و ذیل نحوه استدلال، این تصور را تقویت مى‌کند که ایشان شبیه‌سازى انسانى را در سطح فردى و محدود مى‌پذیرد و تنها آن را در سطح کلان حرام مى‌داند. در این صورت، این دیدگاه به دیدگاه قبلى ملحق مى‌شود، لیکن از آنجا که تصریحى بر جواز آن به‌صورت فردى در این سخن دیده نمى‌شود، مى‌توان احتمال داد که ایشان به دلیل آن لوازم فاسد، شبیه‌سازى انسانى را حتى در سطح فردى حرام مى‌داند، به‌خصوص آنکه گردآورندگان این استفتائات، پس از نقل نظر ایشان و نقل نظر آیت‌الله جواد تبریزى، که قائل به حرمت است، نظر آن دو را یکى مى‌دانند و آنها را چنین جمع‌بندى مى‌کنند: «شبیه‌سازى به‌عنوان اولى جایز است، ولى با عناوین ثانوى و آثار سوء‌مترتب بر این کار، حرام مى‌گردد» البته فتواى دیگرى از ایشان در دست است که در آن این قطعیت و تأکید بر مفاسد حتمى شبیه‌سازى انسانى وجود ندارد و حکم مسئله به گونه‌اى مشروط بیان و حتى شبیه‌سازى انسانى در موارد نادر مجاز شمرده شده است. ایشان در پاسخ به استفتایى دربارۀ مسائل شبیه‌سازى چنین می‌فرماید: «اگر شبیه‌سازى به اختلال در نظام اجتماعى مانند عدم تشخیص ستمگر از ستمدیده و محرم از نامحرم و وارث از غیر وارث و غیر آن بینجامد، شبیه‌سازى حرام مى‌گردد و این است معناى در معرض تهدید قرار گرفتن حقوق انسان یا زیان دیدن مصالح فرد و جامعه. اما شبیه‌سازى به شکلى نادر که به مفاسدى از این قبیل نینجامد حرام نیست و توجیهى براى منع آن وجود ندارد» (استفتاء، ۱۴۱۹، شماره ۱۰۹۲).

آیت‌الله فاضل در مورد شبیه‌سازى که منجر به تولید جنین مى‌شود، می‌فرمایند: براى تبعات بعدى آن محذوریت پیش نمى‌آید، ولى این موضوع نیازمند تحلیل بیشترى است؛ چون‌که فقها اسقاط جنین را قبل از ولوج روح حرام مى‌دانند؛ البته حرمت قتل را ندارد. این حرمت، شبیه حرمت تشریح است که برخى فقها به آن فتوا داده‌اند، ولى حرمتش را به اندازه حرمت قتل نفس ندانسته‌اند؛ اما پس از ولوج روح، حرمت شدیدتر مى‌شود و دیه دارد و هرچه مدت بیشترى بگذرد، دیه‌اش بالاتر مى‌رود و حرمتش هم بیشتر مى‌شود؛ چون دیه نشانۀ حرمت در نزد شارع است. ایشان در جای دیگر بیان می‌دارد که اگر شبیه‌سازى درمانى به این معنا باشد، هم ادله و هم فتاوا دلالت مى‌کنند که اگر نطفه در رحم استقرار یابد، ولو یک‌روزه باشد، از بین بردن آن حرام است؛ حتى در روایت معتبرى به صراحت تعبیر شده که: (لأنها قَتلته) با ‌وجود این، آنچه گفته شد به‌عنوان دیدگاه اولیه و اجمالى است، نه نظریه و حکم قطعى؛ چون تمام این مباحث در جایى است که کسى بخواهد نطفه را به‌طور‌کلى از بین ببرد، اما مثلاً اگر شبیه‌سازى درمانى به گونه‌اى باشد که سلول ملقّح را بخواهند تبدیل کنند، این دیگر انهدام و از بین بردن نطفه نیست؛ بلکه تبدیل شدن به سلول دیگر است. آن گاه شاید شبیه‌سازى درمانى از شمول روایات خارج شود. آیت‌الله سید صادق شیرازى نیز در پاسخ به استفتایى درباره مشروعیت این کار مى‌گویدکه شبیه‌سازى فی‌نفسه کشفى علمى و مجاز است، لیکن از آنجا که مستلزم امور غیرجایزى مانند اختلال نظام طبیعى و وجود محـذور شـرعى است، عدم جـواز به آن سـرایت مى‌کند و حـرام مى‌گردد. در نتیجه فعلاً و در چارچوب شرایط معاصر، جایز نیست، والله العالم (شبکه النبأ المعلوماتیه- الخمیس ۲/۱/۲۰۰۳ ، ۲۸ شوال ۱۴۲۳به آدرس (annabaa.org. سرانجام آیت‌الله مکارم شیرازى مى‌کوشد از همین دیدگاه با استدلال بیشتر و مفصل‌ترى دفاع نماید ایشان در استفتایى به این مسئله چنین پاسخ مى دهد؛ در آنجایی که منجر به مفاسد اخلاقی و اجتماعی می‌شود، جایز نیست (الاستنساخ، قابل دسترسى در سایت اختصاصى ایشان، به آدرس amiralmomenin.net).

همچنین هنگام پرسش از جواز شبیه‌سازى انسانى، پاسخ مى‌دهد که «این کار جایز نیست و مفاسد زیادى دارد اطلاعاتى که اخیراً منتشر شده نشان مى‌دهد که: کسانى‌که از طریق شبیه‌سازى به‌وجود مى‌آیند در معرض ناهنجارى‌هاى جسمى شدیدى هستند، مانند کمبود کلیه‌ها و نیمى از مغز و امثال آن». این پاسخ مى‌تواند هم به معناى تحریم به‌عنوان حکم اوّلى باشد و هم حکم ثانوى، لیکن مبناى ایشان در جاهاى دیگر روشن است. در مورد دیگرى استفتایى به این شرح از ایشان شده است: آیا کلونینگ (شبیه‌سازى) انسان، با توجه به پیامدهایى از قبیل احتمال ابتلا به بیمارى‌هاى پیش‌بینى نشده و بروز آثار سوء‌روانى ـ عاطفى بر انسان‌هاى کلون‌شده و به هم خوردن نظام طبیعى خانواده و حذف نقش پدر و جایگاه نامشخص نوزاد کلون‌شده در خانواده و به هم خوردن اصل واحد بودن انسان و از دست‌ رفتن حق آزادى انتخاب (اتفاقى) وکاهش تنوع ژنتیکى انسان‌ها در دراز مدت تردید در روح داشتن انسان کلون شده، جایز است؟ (دهمین سؤال از مجموعه استفتاى مورخ ۱۲/۱/۱۳۸۲، موجود در دفتر ایشان). ایشان در جواب این استفتا مى‌نویسد: این کار ذاتاً از نظر شرع اشکالى ندارد، ولى با توجه به مشکلات جنبى که به بار مى‌آورد و جامعه انسانى را مواجه با ناهنجارى‌هایى مى‌سازد که بر اهل خبره پوشیده نیست، انجام آن خالى از اشکال نیست. به همین جهت، حتى افرادى که پایبند به دین و شریعتى نیستند، به‌خاطر مفاسد مختلف آن، به مخالفت با آن برخاسته‌اند و در بعضى از کشورها مجازات‌هاى سنگینى براى آن قائل شده‌اند (پاسخ به استفتاى مورخ ۱۲/۱/۱۳۸۲ در مجموعه دوازده استفتا موجود در دفتر ایشان). اما در اینجا به نظر مى‌رسد که ایشان از حکم به تحریم خوددارى و تنها به آوردن احتیاطى بسنده کرده است. بااین‌همه، ایشان به گونه‌اى اجتهادى این مسئله را در درس خارج خود طرح و دلایل خویش را بیان داشته است. در این درس، ایشان چند مسئله را پیش مى‌کشند: نخست توضیح مکانیزم و فرایند این کار؛ دیگرى حکم شرعى شبیه‌سازى؛ سوم نقد دلائل حرمت شبیه‌سازى و چهارم بررسى احکام شرعى یا وضعى شخص شبیه‌سازى‌شده. دربارۀ حکم شرعى شبیه‌سازى یا جواز و حرمت اصل این عمل، به نظر ایشان: «این مسئله از سه جهت قابل بررسى است: ۱. از نظر لوازم و عوارض؛ ۲. عنوان اولی؛ ۳. عنوان ثانوی» (دیدگاه فقهی آیت‌الله شیرازی دربارۀ دو مسئلۀ شبیه‌سازی و راه‌های فرار از ربا، ۲۵). در مورد جهت اول، به نظر ایشان این کار مستلزم انجام محرماتى مانند لمس و نظر حرام است، مگر آنکه مجرى این کار شوهر باشدکه فرض نادرى است. (همان منبع پیشین) درباره جهت دوم، به نظر ایشان: اصل اباحه است؛ چون آیه و روایت و اجماع و دلیل عقلى بر حرمت (شبیه‌سازى) نداریم، و از مسائل مستحدثه است. درباره جهت سوم بحث، ایشان براى شبیه‌سازى، برخى از مسائل اخلاقى، حقوقى و اجتماعى ناپذیرفتنى را یاد مى‌کند و نتیجه مى‌گیرد که از نظر عناوین ثانویه، این کار براى جامعۀ بشرى خطرناک است. لذا تمام اقوام و ملل جهان آن را خلاف مسائل اخلاقى مى‌دانند و حتى بسیارى از دولت‌ها با تصویب قانون، این کار را ممنوع دانسته‌اند. آنگاه ایشان بحث خود را این‌گونه جمع‌بندى می‌کند: شبیه‌سازى از نظر حکم شرعى به‌عنوان اوّلى مشمول اصل اباحه است؛ چون آیه و روایت، دلیل عقلى و اجماعى بر حرمت نداریم (همان، ۲۶ – ۲۷). پس سرانجام آنکه: شبیه‌سازى به‌عنوان اولى مشمول اصل اباحه است؛ ولى به‌عنوان ثانوى، حرام است (همان، ۲۹).

آیت‌الله یوسف صانعى نیز که از قائلان به حرمت شبیه‌سازى انسانى است، هرچند تصریحى به حکم اولى یا ثانوى بودن حرمت این کار ندارد، لیکن فتواى خود را به گونه‌اى سامان داده است که گویاى حرمت ثانوى آن است. از نظر ایشان شبیه‌سازى انسانى در حال حاضر قطعاً حرام است؛ زیرا شناخت افراد از یکدیگر مشکل و قوانین حقوقى دچار اشکال مى‌شود و در زمینۀ نسب، ازدواج و تقسیم ارث مشکلاتى به وجود مى‌آید؛ در نتیجه از نظر ایشان باید با این کار مقابله کرد و مانع انجام آن شد (اصفهانى و مصنعتى، ۱۳۸۴، ۱۳۸-۱۳۹). البته ایشان در فتواى دیگرى با تأکید بر مشکلات این کار و مخالفت با آن، شبیه‌سازى انسانى را در مــوارد نادر و ضـرورت‌هاى شـدید، که نافـع بـراى بشریت باشـد، مجـاز شمـرده است (صادقی، ۱۳۸۳، ۷۹).

بدین ترتیب، سومین دیدگاه در میان شیعه، شبیه‌سازى را به‌عنوان اولى حلال و به‌عنوان ثانوى حرام مى‌شمارد.

۲-۶-۵-حرمت اوّلى شبیه‌سازی انسانی

در برابر سه نگرش فوق که در نهایت اصل شبیه‌سازى انسانى را به‌عنوان اولى مجاز مى‌شمردند و تنها در دامنه یا حکم ثانوى آن تفاوت داشتند، نگرش چهارم اساساً شبیه‌سازى انسانى را به‌عنوان فعلى که فی‌نفسه حرام است، معرفى مى‌کند و آن را به‌عنوان اولى نامشروع مى‌داند. البته این نگرش طرفداران اندکى دارد و دلایل چندانى به سود آن اقامه نشده است. از قائلان به این نگرش می‌توان آیت‌الله جواد تبریزى را نام برد. ایشان در پاسخ به این استفتا که: (آیا مشابه‌سازى و تکثیر انسان در آزمایشگاه و از طریق روش‌هاى پیشرفته علمى (کلوناژ) جایز است؟ به اختصار پاسخ مى‌دهند: جایز نیست (الاستنساخ بین الاسلام و المسیحیه، ص۱۳۲). ایشان در جاى دیگرى به تفصیل نظر دلایل خود را این‌گونه بیان مى‌کند: شبیه‌سازى انسانى جایز نیست؛ زیرا تمایز و تفاوت میان ابناى بشر، ضرورتى است براى جوامع انسانى و مقتضاى حکمت خداى سبحان است. خداى تعالى مى‌فرماید: وَ مِن آیاتِهِ خَلقَ السماواتِ و الارضَ و اختلافَ السِنَتِکُم والوانِکم[۶]. همچنین مى‌فرماید: وَ جَعلناکُم شُعوبا ًقبائلَ لِتَعارَفوا؛[۷] زیرا نظام عامّ بر آن متوقف است؛ درحالى‌که شبیه‌سازى انسانى- افزون بر آنکه مستلزم محرمات دیگرى مانند مباشرت ناهمجنس و نظر بر عورت است- موجب اختلال نظام و هرج‌و‌مرج است؛ در نتیجه، در نکاح امر میان زوجه و زن اجنبى و محرم و نامحرم خلط مى‌شود و در همه معاملات امکان بازشناسى میان طرفین وجود نخواهد داشت و نمى‌توان قابل را از موجب شناخت (ما هو رأی شریعه الاسلامیه من عملیه الاستنساخ ، قابل دسترسی در سایت البلاغ).

علامه محمدمهدى شمس‌الدین هم‌زمان با اعلام مجاز بودن این کار به‌وسیلۀ علامه فضل‌الله، و درست برخلاف نظر او ،آن را حرام شمرد و مجله الشراع طى مقاله‌اى با عنوان «حلال و حرام بین السید و الامام» به تفاوت جوهرى دیدگاه این دو پرداخت (مجله الشراع، ۲۴/۳/۱۹۹۷). وى نه تنها شبیه‌سازى انسانى را حرام شمرد، بلکه اجراى شبیه‌سازى در عرصۀ حیوانات را نیز نامشروع دانست و گفت: «در مقام فتوادادن درباره شبیه‌سازى، اجراى این عمل بر حیوانات مطلقاً حرام است» و در ادامۀ این فتوا، وى بر حرمت قطعى و مطلق شبیه‌سازى انسانى تأکید نمود. البته موضع وى در قبال شبیه‌سازى حیوانى ظاهراً متغیر بود و به گونۀ روشنى موضع خود را مشخص نمى‌کرد. براى مثال یک صفحه پس از تأکید بر حرمت شبیه‌سازى حیوانى، چنین نوشت: شبیه‌سازى انسانى قطعاً و یقیناً نامشروع است و در مجال حیوانى، مسئله‌اى است که باید درباره‌اش بحث شود، ولى به گونه‌اى ‌به‌خودى‌خود مشروعیت آن را اثبات نمى‌کنیم (الاستنساخ بین الاسلام و المسیحیه: مقالات و ابحاث و مقابلات لکبار رجال‌الدین و المفکرین و الباحثین من مختلف الادیان و المذاهب، ص۱۳۳). وى درگفت‌وگویى با مجله الشراع، علت اصلى تحریم شبیه‌سازى انسانى را عدم تسلط انسان بر جسد خود دانست. وى مدعى شد که خداوند بشر را آفریده و در او سرّ خود را نهاده است. در نتیجه، بنده حق ندارد برخى از ویژگى‌هاى طبیعى موجود را به هم بزند. این کار حرام است و دلیل بر این تحریم، این اصل است که انسان مالک مطلق جسد خود نیست و جز در حدودى که شرع تعیین کرده است، حق تصرف در آن را ندارد. در نتیجه، به طریق اولى انسان حق تصرف در جسد دیگران را به هیچ صورتى ندارد (الاستنساخ الجینى، ۵۷). ایشان، آنگاه به آیه تغییر خلق و عهد شیطان اشاره کرده، نتیجه مى‌گیرد که این آیه دلیل بر حرمت شبیه‌سازى انسانى و گویاى عدم تسلط فرد بر جسم خویش است و مفسران همه فرق و مذاهب در تفسیر این آیه گفته‌اندکه تغییر خلق شما، هرگونه تغییرى است که موجب دگرگونی و تغییر خلقت شود؛ به گونه‌اى که با فطرت در جسد انسان سازگار نباشد و عملى که مغایر فطرت خداوند باشد، به معناى کفر است. وى همین دلایل و شکل استدلال را در مقاله خود پیش مى‌کشـد و دنبال مى‌کند (الاستنساخ بین الاسلام و المسیحیه،۱۳۱ـ ۱۳۵). بدین ترتیب، چهارمین دیدگاه در میان شیعه، مخالفت با شبیه‌سازى انسانى و تحریم این کار به‌عنوان اوّلى آن است. استدلال به آیه تغییر خلق و استناد به اصل عدم ملکیت انسان بر جسد خویش و در نتیجه حاکمیت اصاله الحظر در برابر اصاله الاباحه به معناى حرمت ذاتى و به‌عنوان اولى شبیه‌سازى انسانى است. ازاین‌رو نمى‌توان این دیدگاه را به دیدگاه سوم تحویل برد و گفت که این نوع مخالفت نیز به‌عنوان حکم ثانوى است.

امروزه در مجامع علمی ،تقریباً شبیه‌سازی درمانی پذیرفته شده است و محل بحث و اختلاف آرا در شبیه‌سازیانسانی است.نکته‌ی ظریفی که در اینجا نهفته است این است که در پدیده‌ای چون شبیه‌سازی،فقیه از یک سو با پیامدهای فرضی و احتمالی مواجه است و از سوی دیگر، صدور حکم به تحریم ،باعث محرومیت جامعه علمی و پژوهشی از ورود به این عرصه‌هاست که نتیجه‌ی آن محرومیت از دستیابی به این نوع دانش‌ها و فناوری‌هاست.از این‌جاست که نقش زمان و مکان به عنوان یکی از لوازم حکم در اجتهاد مورد توجه قرار می‌گیرد.مجامع علمی اهل سنت،شبیه‌سازی درمانی را به دلیل اعتقاد به عدم حرمت از بین بردن جنین قبل از استقرار در رحم،جایز دانسته‌اند،اما کلیسای کاتولیک قاطعانه با هر دو نوع درمانی و انسانی مخالفت کرده است؛چون ماهیت عمل را یکی می‌دانند و عقیده دارند این کار از قتل نفس و سقط جنین هم بدتر است(سهرابی و خوئینی،۱۳۸۶ ،۲۲۰).

یکی از فقهای معاصر می‌گوید:از نظر فقهی می‌شود بین این دو فرق گذاشت؛چون موانع و محذورهایی که سبب شده فقهای اهل سنت تقریباً به اجماع حکم به حرمت کنند و نیز فقهای شیعه قائل به حرمت شوند،در شبیه‌سازی انسانی است ودر شبیه‌سازی درمانی به هیچ وجه جایتوهمی چون اختلال نظام نیست؛بلکه به عکس،موجب تقویت و تحکیم بنیان نظام بشری هم می‌شود .بشر می‌خواهد زنده بماند و نیاز به کبد و کلیه و اعضا و جوارح دیگر دارد که از راه شبیه‌سازی به خوبی می‌تواند به این هدف دست یابد.اما اینکه کاتولیک‌ها هر دو را به دلیل ماهیت واحدشان ممنوع کرده­اند قابل نقد و ناقشه است؛به دلیل اینکه خیلی از امور ماهیت واحد و مشترک دارند،اما چون نتایج مترتب بر هرکدام متفاوت است ،حکمشان هم یکسان نیست (فاضل لنکرانی،۱۳۸۵).

در تحف‌العقول ند  ا ااکخت کرشتسیکرزختشسیرکگختسیرزروایتی است که شیخ انصاری در مکاسب آن را آورده و علاوه بر ایشان،بزرگانی مانند :مرحوم نائینی،صاحب جواهر و سید یزدی هم به این روایت عمل کرده‌اند (به نقل از مجله فقه اهل بیت).در این روایت چنین مضمونی آمده است که (مایجیء منه الفساد)یا(أوشیء فیه وَجه مِن وجوه الفساد).(حرانی،۱۴۰۹، ۲۵۰)گرچه با تصحیح سند ما به این روایت تعبد داریم ،ولی وقتی به آن می‌نگریم،می‌فهمیم که این امری عقلایی است.از دید عقلا هرگاه بر چیزی فساد مترتب باشد و دیگری چنین نباشد،حکم‌شان هم متفاوت است؛ولو ماهیت آنها یکی باشد.طبق این روایت اگر کاری (یأتی منه الفساد)باشد-یعنی مقدمه آن یا خود فعل مصداق فساد باشد – باکاری که مصداق فساد نیست ،تفاوت زیادی دارد.بنابراین،هم از دید فقهی هم از دید عقلایی نتایج مترتب بر فعل،کاملاً در مقبول یا مردود بودن آن عمل مؤثر است.

۲-۷-  جمع بندی مطالب فصل دوم

مسأله شبیه سازی فقط مربوط به کشورهای اسلامی نیست، بلکه همه جهانیان با آن درگیر هستند. با وجود این، علوم و معارف تجربی بشری، هم از جهت موضوع و هم از جهت دامنه آن، مسأله شبیه سازی را یک پدیده جدید پزشکی معرفی می کند که بر پهنه جغرافیایی و دامنه علمی این رشته در تمامی کشورها سایه خواهد افکند. این در حالی است که پدیده شبیه سازی انسان، مسأله ای است که خواه ناخواه ضرورت دارد جهت‌گیری دینی آن روشن شود و نظرات فقهی و کارشناسانه دینی در خصوص آن، تبیین شود. طبعا چنین نظر فقهی لازم الاجرایی، از یک سو تکلیف متخصصان و محققان علوم پزشکی در کشور را مشخص می کند و از سوی دیگر نحوه رفتار جمهوری اسلامی ایران را در فعالیتها و همکاریهای بین المللی و از جمله نحوه فعالیت و الحاق به طرح پیشنهادی تدوین کنوانسیون منع شبیه سازی مولد انسان و سایر اسناد بین المللی مربوطه روشن می کند. علاوه بر آن، چنانچه بتوان جوانب علمی و فقهی مسأله شبیه سازی انسان را تبیین کرد؛ به گونه ای که ابعاد فقهی آن در یک مجموعه گسترده تر و در همکاری بین المللی با سایر کشورهای اسلامی نیز به بحث و بررسی گذاشته شود، می توان ابتکار ارائه طرحی پیشنهادی در مورد تدوین یک کنوانسیون اسلامی بین المللی (مثلاً در چهارچوب سازمان کنفرانس اسلامی) را نیز به دست گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم:

 تحلیل شبیه سازی و مغایرت آن با خلقت آفرینش

 

لازم است در این فصل شبیه سازی انسان را با خلقت آفرینش تطبیق داده و بررسی نماییم که آیا شبیه سازی با خلقت آفرینش در تضاد بوده یا خیر؟ و به طور کلی این موضوع را از دیدگاه فقها مورد واکاوی قرار دهیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳-۱- اهداف شبیه‌سازی انسانی

۱- ایجاد انسان کامل: هدف این نوع از شبیه‌سازی، تولید یک جنین کامل جایگزین شده در رحم یک زن است که در این مورد، به دلیل پیامدهای آن اختلاف نظرها و چالش‌های زیادی وجود دارد.

۲- ایجاد اندام‌های متفاوت بدن انسان: هدف این نوع شبیه‌سازی، درمانی و طبی است. در این روش، به جای این‌که جنین را در رحم یک زن جایگزین کنند، آن را به صورت بافت در ظروف آزمایشگاهی کشت می‌دهند. این روش تنها با هدف تولید بافت برای درمان و پیوند زدن به‌کار می‌رود.

آن چه موجب تفکیک این دو نوع شبیه­سازی از هم می‌شود، هدف آن‌هاست. هدف از روش اول، تولید کودکی است که از لحاظ ژنتیکی شبیه فرد دهنده‌ی هسته‌ی سلول است. در حالی‌که هدف از کاربرد روش دوم که به آن شبیه‌سازی درمانی یا تحقیقاتی نیز می‌گویند، تولید فرد نیست، بلکه به دست آوردن سلول‌های بنیادی جنینی است. این سلول‌های بنیادی رویانی، قادرند به تمامی ۲۱۶ نوع سلول متفاوت که بدن یک انسان بالغ را می‌سازند، تبدیل شوند و به عنوان سلول‌های بنیادی چند منظوره شناخته می‌شوند.(رحیمی ۱۳۸۵: ۴۲.)

۳-۲- مستندات قرآنی مخالفان شبیه‌سازی

        ۳-۲-۱- شبیه‌سازی تغییر در خلقت

قرآن کریم در سور هی النساء آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹ ، هنگام سخن گفتن از مشرکان، از شیطان نام می‌برد که مدعی شد، مردم را گمراه خواهد کرد و به آنان فرمان خواهد داد تا خلق خدا را دگرگون کنند: «ان یدعون من دونه الا اناثاً و ان یدعون الا شیطاناً مریدا لعنه الله و قال لاتخذن من عبادک نصیباً مفروضاً و لاضلنهم و لامنینهم و لآمرنهم فلیبتکن آذان الانعام و لآمرنهم فلیغیرن خلق الله و من یتخذ الشیطان ولیاً من دون الله فقد خسر خسراناً مبیناً»: آن‌چه غیر از خدا می‌خوانند، فقط بت‌هایی هستند که هیچ اثری ندارند و یا شیطان سرکش و ویرانگر است. خدا او را از رحمت خود دور ساخت و او گفت: از بندگان تو سهم معینی خواهم گرفت. و آن‌ها را گمراه می‌کنم و به آرزوها سرگرم می‌سازم و به آن‌ها دستور می‌دهم که گوش چهارپایان را بشکافند و آفرینش خدایی را تغییر دهند. و هرکس شیطان را به جای خدا ولی خود برگزیند، زیان آشکاری کرده است.

مخالفان شبیه‌سازی معتقدند که این کار تغییر خلقت خداوند، و حرام و نامشروع است. زیرا طبق سوره‌ی النساء آیه‌ی۱۱۹، شیطان سوگند یاد کرد، برخی انسان‌ها را سخت گمراه می‌کنم و به آرزوهای دور و دراز می‌افکنم و به آن‌ها دستور می‌دهم، گوش حیوانات را ببرند و امر می‌کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند. آن‌ها شبیه‌سازی را یکی از مصادیق این تغییر خلق الله می‌دانند و حرام می‌پندارند. نقطه‌ی ثقل استدلال، قسمت «لامرنهم فلیغیرن خلق الله» است. براساس این آیه، شیطان خواستار تغییر خلق الله شد. در آیه‌ی ۳۰ سوره‌ی روم  نیز تغییر خلق ممنوع و اعلام شد که: «لا تبدیل لخلق الله» به این ترتیب از جمع این دو آیه، حرمت تغییر خلق الله را درمی‌یابیم. معروف‌ترین دلیلی که اغلب مخالفان شبیه‌سازی انسانی آن را به شکل‌های مختلفی تقریر کرده‌اند، آن است که در شبیه‌سازی انسانی، تغییر خلقت خداوند صورت می‌گیرد و این کار حرام است.

      ۳-۲-۲- دیدگاه مفسرین

عیاشی در تفسیر خود ذیل این آیه از امام باقر (ع) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: مقصود از خلق الله دین و امر خداوند است.(عیاشی، بی تا:۲۷۶.) شیخ طوسی پس از نقل گفته‌های مختلف در این باب می‌گوید: قو یترین قول به دلالت آیه‌ی ۳۰ سوره‌ی روم: «فلیغیرن خلق الله»، به معنی دین الله است.(طوسی،۱۴۰۹ :۳۳۳.) طبرسی تغییر خلق را چنین تفسیر میکند:« اراد بذالک تحریم الحلال و تحلیل الحرام. »(طبرسی،۱۳۷۹ :۱۱۲) ابن کثیر از ابن عباس، عکرمه و مجاهد نقل کرده است که با تمسک به آیه‌ی ۳۰ سوره‌ی روم، خلق الله را دین الله تفسیر کرده‌اند.( ابن کثیر ، ۲۰۰۰م: ۵۶۹ .)

علامه طباطبایی، ذیل آیه‌ی ۳۰ سوره‌ی روم می‌فرماید:« لا تبدیل لخلق الله» و تغییر خلقت خدا را می‌توان خارج شدن از حکم فطرت و ترک دین حنیف دانست.(طباطبایی، ۱۳۹۷ ه ق:۸۷.) در « تفسیرنمونه»، ذیل این قسمت آمده است: آفرینش (پاک ) خدایی را تغییر دهند (فطرت توحید را به شرک بیالایند)(مکارم شیرازی، ۱۳۵۳: ۱۳۴.) رشید رضا در «المنار» می‌گوید: تغییر در خلقت خدا و دخالت کردن  در آن، قضیه‌ای است که هم تغییر جنسی مانند اخته کردن و… را شامل می‌شود، هم بریدن و ایجاد ناهنجاری در اعضای بدن انسان، و هم تغییر معنوی (تغییر دین و تغییر سرشت انسانی را که خداوند آفریده است.)(رشید رضا، بی تا: ۴۲۹-۴۲۴.)

      ۳-۲-۳- نقد و بررسی

از مفاد آیه‌ی شریفه می‌توان فهمید، این آیه از نظر اکثر مفسران ناظر به حفظ دین حق و توحید در عبارات و دوری از شرک است، نه خلقت فیزیکی. حال اگر فرض را بر این بگذاریم که این آیه دلالت روشن بر تغییر فیزیکی دارد و شبیه‌سازی انسانی نیز تغییر خلق است، آن‌گاه است که باید بسیاری از اعمال مباح را حرام شمرد. اصلاح نباتات و حیوانات از قدیم الایام در همه جا معمول بوده و این کار نیزتغییر خلق الله است. در موارد دیگر، مثل لقاح برون رحمی و شبیه‌سازی درمانی که در آن عضوی مانند کلیه یا قلب را شبیه‌سازی می‌کنند، مجاز شمرده می‌شود، حال آن‌که در این‌جا نیز نوعی دستکاری و دخالت در سلول‌های انسانی صورت گرفته‌است. در صورت استناد به این آیه، هر‌گونه تغییراتی فیزیکی و دخالت در جسم انسان از شمول این حکم خارج نمی‌شود. بنابراین نمی‌توان از دلایل تغییر خلق‌الله برای اثبات حرمت شبیه‌سازی انسانی سود جست، چرا که اگر شبیه‌سازی را تغییر خلق‌الله بدانیم، این کار در مورد نباتات و حیوانات نیز تغییر خلق‌الله خواهد بود.

۳-۳- شبیه‌سازی و تناقض با خالقیت خداوند

قرآن کریم تصریحاً در آیات زیادی خلق و آفرینش را به خود نسبت می‌دهد در آیه‌ی ۵۴ سوره‌ی اعراف داریم: « الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین»: آگاه باشید که آفرینش و تدبیر از آن اوست. پر برکت است خداوندی که پروردگار جهانیان است. و نیز آیه‌ی ۲۵۸ سوره‌ی البقره به وضوح بیان می‌کند  «الم ترالی الذی حاج ابراهیم فی ربه ان آتئه الله الملک اذ قال ابراهیم ربی الذی یحیی و یمیت قال انا احی و امیت قال ابراهیم فان الله یاتی بالشمس من المشرق فات بها من المغرب فبهت الذی کفر و الله لا یهدی القوم الظالمین» آیا ندیدی کسی را که با ابراهیم درباره‌ی پروردگارش محاجه و گفت‌وگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود، هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می کند و می میراند» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم.» ابراهیم گفت: «خداوند خورشید را از افق مشرق می‌آورد، خورشید را از مغرب بیاور. آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند.

گروهی شبیه‌سازی را ورود در شبهه‌ی خلق و آفرینش می‌دانند و بر این باورند که تحقق این عمل این شبهه را پیش می‌آورد که انسان دست به خلق زده و قدرت خالقیت دارد و عامه‌ی مردم آن را نوعی خلق و آفرینش موجودات زنده می‌پندارند. وجود همین شبهه باعث شده‌است، کسانی آن را مستندی برای تحریم شبیه‌سازی انسانی قرار دهند. خلق در آیات قرآن کریم به سه معنا به کار رفته است:  «قد خلقتک من قبل و لم تک شیأً» (مریم /۹): قبلاً تو را آفریدیم، در حالی که چیزی نبودی. در این جا خلق به معنی ایجاد از عدم است.

۲- «انا خلقناهم من طین لازب» (الصافات/۲): ما آنان را از گل چسبنده‌ای آفریدیم. در این‌جا خلق به معنی به وجود آوردن موجود زنده از شیئی بی جان است.

۳- «ثم کان علقه فخلق فسوی» (القیامه/۳۸): سپس ب هصورت خون بسته درآمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت. در این جا خلق به معنی دگرگونی از وضعیتی دیگر است، نه از عدم به وجود آمدن.

شهید مطهری در این باره می‌گوید: همیشه مردم در کار خدا به این معنا دخالت می‌کنند. خداوند می‌فرماید:« الله یتوفی الانفس حین موتها.» اگر خدا قبض روح می کند، پس  هیچ‌کس نباید بتواند کس دیگری را بمیراند و این‌ها با هم منافات ندارد. آن کاری که بنده‌ی خدا می‌کند، غیر از کاری است که خدا می‌کند .آن کشاورز هم که کشاورزی می‌کند، در کار خداوند مداخله می‌کند. قرآن هم می‌گوید:« افرایتم ما تحرثون، ءانتم تزرعونه ام نحن الزارعون»: این عالم خلقت است که آن را ایجاد می‌کند، نه کشاورز. علم انسان هرچه پیش می‌رود، در جهت شناخت قوانین خلقت پیش می‌رود و از همان قانون موجود خلقت استفاده می‌کند. اگر هزارها سال دیگر نیز بگذرد، بشر قادر نخواهد بود خارج از قانون خلقت موجودی را ایجاد کند. مثلاً انسانی ایجاد کند که هیچ ارتباطی با عالم خلقت نداشته باشد.(مطهری، بی‌تا: ۵۴.)

لذا شبیه‌سازی حتی اگر در انسان راه پیدا کند، نه آسیبی به توحید می‌رساند و نه آسیبی به نظام خلقت. چرا که این کار بیرون از نظام علت و معلولی جهان و اراده‌ی خداوند نیست.(جوادی آملی ۱۳۸۴،:۶۴.)

 

 

اولاً، اختصاص و انحصار خالقیت، اختصاص اعتباری و انحصاری نیست تا عدم دخالت در کار خداوند (یعنی نادیده گرفتن آن)، بتواند موضوع حکم شرعی (حرمت) قرار گیرد. بلکه این اختصاص، اختصاصی تکوینی است و اختصاص‌های تکوینی دخالت ناپذیر هستند. در کاری که اختصاص به خدا دارد، اصلاً دخالت کردن محال است و امور دخالت‌ناپذیر موضوع حکم شرعی قرار نمی‌گیرند .شارع تنها امور تحقق‌پذیر را موضوع امر و نهی خود قرار می‌دهد.(مبلغی  بی‌تا، ۱۴۱)

ثانیاً، با همین مبنا می توان بسیاری از امور حلال و کشفیات را به همان مقداری که شبه آفرین هستند، تحریم کرد. در آیه‌ی ۳۴ سوره‌ی لقمان خداوند می‌فرماید یعلم ما فی الارحامدر آیه‌ی ۸ سوره‌ی رعد نیز خداوند می‌فرماید:« یعلم ما تحمل کل انثی»: علم به جنس جنین از آن خداوند است.امروزه با فراهم شدن امکان سونوگرافی، هرکس می‌تواند در این عمل شریک خداوند شود و کسانی همین تکنیک را مایه‌ی تضعیف باورهای دینی مردم قرار می‌دهند .پس طبق این مبنا و برای حفظ ایمان مردم، باید هر نوع فناوری که امکان شناخت جنسیت و وضعیت جنین را در درون رحم روشن می‌کند، حرام شمرد.

منطق قرآن این است که تمام آ نچه در جهان آفرینش به وجود می‌آید، با اراده همراه است. اما این اراده حق تعالی با سلسله اسباب و مسبباتش است که اگر علم بتواند آن اسباب و مسببات را به دست آورد، در مقابل خدا قرار نگرفته، بلکه در امتداد آفرینش قرار گرفته است.(معرفت ‌بی‌تا، ۳۵)

۳-۴- شبیه‌سازی و تضاد با اصل، سنت و قاعده‌ی زوجیت

قرآن کریم در آیه‌ی ۱۳ سوره‌ی الحجرات می‌فرماید: « انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا»: ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. اساس خلقت روی آفرینش مذکر و مؤنث است. « و من کل شیءٍ خلقنا زوجین لعلکم تذکرون» (اذاریات /۴۹): و از هر چیز یک جفت آفریدیم، شاید متذکر شوید.

نظام هستی بر زوجیت استوار است. نه تنها در عالم انسانی، بلکه در میان حیوانات و گیاهان نیز این نظام حاکم است. قرآن کریم بارها به این پدیده اشاره کرده‌است. از آن جمله می‌فرماید:« و خلقناکم ازواجاً» (النباء/۸): و شما را به‌صورت زوجها آفریدیم.«و انه خلق الزوجین الذکر و الانثی من نطفه اذا تمنی» و اوست که دو زوج نر و ماده را آفرید، از نطفه‌ای  هنگامی‌که خارج می‌شود.

سنت الهی در خلق بشر، از طریق ازدواج میان مرد و زن است. البته این زوجیت به معنای رابطه‌ی قراردادی ازدواج نیست، بلکه سخن از سنتی تکوینی و همیشگی و لایتغیر است .اما شبیه‌سازی انسانی از نظر گروهی این سنت را مخدوش و نابود می‌کند. چرا که در این صورت، دیگر نیازی به هر دو جنس مذکر و مؤنث وجود ندارد و این امر با فطرت الهی سازگار نیست.

         عده‌ای از فقها معتقدند: آن‌چه در قرآن کریم درباره‌ی خلقت بشر از مرد و زن آمده، ناظر به روش معمول است. یعنی اغلب مردم از طریق ترکیب اسپرم و تخمک پدید می‌آیند و این مغایرتی با به وجود آمدن انسان از طریق دیگر ندارد. این امر امکان وقوعی دارد؛ همان طور که حضرت مسیح(ع) پدر نداشت.(موسوی بجنوردی، ۱۳۸۳، روزنامه همشهری)

آیت الله حکیم معتقد است: دلیلی بر انحصاری بودن شیوه‌ی تولیدمثل انسان، در شریعت اسلامی وجود ندارد.(http://www.alhakeem.com)

اولاً برخی معتقدند: این امر خلاف آفرینش الهی است، در صورتی که معنای خلقت این نیست که حتماً از طریق ترکیب اسپرم و تخمک، نوزاد به‌وجود آید.(موسوی بجنوردی، پیشین) اگر سنت زوجیت عام است و همه‌ی ساحات عالم ماده را دربرگرفته است، بشر اگر هم بخواهد نمی‌تواند آن را نقض کند. تنها نقض قوانین تشریعی ممکن است، نه قوانین تکوینی. بنابراین، شبیه‌سازی نقض قانون عام هستی نیست؛ چرا که در این صورت بشر قدرتی هم سنگ قدرت خدا دارد و می‌تواند قانونی را نقض کند که خداوند براساس آن طبیعت را آفریده است.

ثانیاً، اگر این قانون عام باشد، با نحوه‌ی آفرینش حضرت آدم (ع)و تولد حضرت عیسی (ع)چه باید کرد؟ اولی نه پدر داشت و نه مادر و دومی تنها مادر داشت .اگر آفریدن حضرت آدم(ع) و تولد حضرت عیسی (ع) معجزه است و معجزه نیز نوعی از سنت حاکم بر هستی است، پس شبیه‌سازی انسانی می‌تواند مصداقی از همین سنت نهان هستی باشد. نه تنها ناقض آن نیست، بلکه تأیید آن نیز به شمار می‌رود.(اسلامی  ۱۳۸۶، ۲۴۸-۲۴۹ ) در شبیه‌سازی انسانی که به منظور درمان صورت می‌گیرد، ما شاهد سنت زوجیت هستیم؛ چرا که نمی‌توان به کمک یک هسته یا یک تخمک تنها دست به این کار زد. پس سنت زوجیت هم‌چنان وجود دارد و یکی از دستاوردهای شبیه‌سازی، درمان ناباروری است .بنابراین می‌توان حداقل آن را در کار زوجیت مجاز دانست.

۳-۵- شبیه‌سازی و تناقض با سنت تنوع انسان‌ها

خداوند متعال در آیه‌ی ۲۲ سوره‌ی الروم، تنوع موجود در جهان را آیت خود می‌شمارد و می‌فرماید: « و من آیاته خلق السماوات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ان فی ذلک و لآیاتٍ للعالمین»: از آیات او آفرینش آسمان‌ها و زمین، و تفاوت زبان‌ها و رنگ‌های شماست. در این نشانه‌هایی است برای عالمان. بسیاری از مخالفان شبیه‌سازی، اختلاف رنگ‌های مردمان، تنوع زبانی آنان، و تنوع چهارپایان و میوه‌ها را یک قانون عام می‌دانند و معتقدند: خداوند جهان را براساس قاعده‌ی تنوع خلق کرده است. لیکن شبیه‌سازی با این قاعده مغایرت دارد؛ چرا که لازمه‌ی شبیه‌سازی ایجاد نسخه‌های مکرری از انسان است.

این مخالفت از نظر علمی چندان با واقعیت نسبتی ندارد. زیرا اولاً، انسان شبیه‌سازی شده کاملاً شبیه انسان اولیه نیست. ثانیاً، در این روش انسان شبیه‌سازی شده از فردی که بزرگسال است، تولید می‌شود. ثالثاً، شبیه‌سازی انسان به هیچ‌وجه جایگزین شیوه‌ی طبیعی تولیدمثل نخواهد شد و برای جلوگیری از برهم زدن قاعده‌ی تنوع، می‌توان شبیه‌سازی تولیدی در سطح وسیع از یک فرد را ممنوع اعلام کرد.(رحیمی ۱۳۸۵، ۵۳)

۳-۶- شبیه‌سازی و اختلال در وضعیت قرابت و نسب افراد کلون شده

خداوند در آیه‌ی ۵۴ سوره‌ی فرقان می‌فرماید  « و هو الذی خلق من الماء بشراً فجعله نسباً و صهراً و کان ربک قدیراً» او کسی است که از آب، انسانی را آفرید. سپس او را نسب و سبب قرار داد و پروردگار تو همواره توانا بوده است. همانندسازی انسان بی‌تردید این رابطه‌ی طبیعی و قانونی را بر هم می‌زند و تعیین قرابت و نسبت را با اشکال و ابهام روبه‌رو می‌سازد. در شبیه‌سازی تولیدی انسان این ایراد وجود دارد که روشن نیست، فرد شبیه‌سازی شده با کسی که شبیه ژنتیکی اوست، دو قلو محسوب می‌شوند و یا با او برادر یا خواهر یا این‌که فرزند اوست.

       ما در این‌جا دنبال حکم تکلیفی نیستیم، چرا که حکم هرچه باشد، جواز یا حرمت (در شبیه‌سازی) تأثیری در انتساب فرزند نخواهد داشت. حال باید ببینیم که در شبیه‌سازی انسان چه ابهامی در روابط خانوادگی و انساب پیش می‌آید.

الف ) مفهوم لغوی نسب: نسب از نظر لغت به معنای قرابت، اصل، نژاد، خویشاوندی و پیوستگی بین دو شی انسان است.

ب) مفهوم عرفی نسب :بعضی از فقها (نجفی ۱۳۷۵، ۲۳۸) و حقوق‌دانان در مقام تعریف عرفی‌نسب گفته‌اند:« نسب عبارت از منتهی شدن ولادت شخصی به دیگری، مانند پدر و پسر یا انتهای ولادت دو شخص به شخص ثالث» (مانند دو برادر به پدر.)

باید توجه داشت که در این خصوص حقیقت شرعی برای نسب ثابت نشده است، بلکه به عکس، عدم آن ثابت شده است. بنابراین نسب مثل سایر عناوین بر همان مفهوم و برداشت عرفی مترتب می‌شود.(روحانی بی‌تا، ۲۲۱)

۳-۷- منشأ انتساب فرزند به مادر

 در معیار پیدایش فرزند از ناحیه‌ی مادر سه نظریه وجود دارد:

۱-  عده‌ای از فقها ملاک انتساب فرزند به مادر را در زاییدن می‌دانند. عده‌ای دیگر معتقدند که برای پیدایش هر فرزند دو عامل تأثیرگذار است : یکی پیدایش فرزند از تخمک و دیگری حمل فرزند و ولادت وی از مادر. دارنده‌ی این دو عامل با هم، مادر است. در نهایت گروه سومی، ملاک انتساب را پیدایش فرزند از تخمک دانسته‌اند. هر گروه استدلال‌هایی دارند که طبق آیات و روایات مطرح می‌کنند.

گروه نخست می‌گویند: اساساً در زمان نزول آیات و صدور روایات، مردم از اطلاعات جدید پزشکی که کودک حاصل لقاح اسپرم و تخمک است، آگاهی نداشتند و زنِ صاحب رحم را مادر می‌دانستند. پس مبنای داوری زاییدن بود.(محقق داماد  بی‌تا، ۱۴۵) مهم‌ترین آیه‌ای که همه‌ی آن‌ها به آن استدلال کرده‌اند، آیه‌ی ۲ سوره‌ی مجادله است  «…. ان امهاتهم الا اللاتی ولدنهم»: آنان مادرانشان نیستند. مادران آن‌ها تنها کسانی‌اند که ایشان را زاده‌اند. این گروه چنین استدلال می‌کنند که خداوند مادر را در قرآن چنین توصیف کرده است:« و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه و وضعته کرهاً» (احقاف/۱۵): انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد. برخی از فقها مانند صاحب جواهر، ولادت را معیار لحوق فرزند  به زن دانسته‌اند )نجفی، ۴۱/۳۹۸).

گروه دوم انتساب فرزند را به مادرش بر اثر دو عامل می‌دانند: ارتباط تکوینی و وراثتی که به وسیله‌ی تخمک حاصل می‌شود، و ارتباط حملی، ولادتی وحضانتی که به وسیله‌ی رحم محقق می‌شود. این گروه هر دو عامل را همزمان برای انتساب مادر ضروری می‌دانند.(نجفی ۱۳۷۵، ۳۹۸)

گروه سوم اعتقاد دارند که ملاک مادر بودن در نظر عرف، مانند ملاک پدر بودن است. بنابراین نوزاد شبیه‌سازی شده به صاحب سلول منتصب است. (موسوی اردبیلی بی‌تا، ۳۶۹)

گروه سوم اعتقاد دارند که ملاک مادر بودن در نظر عرف ،مانند ملاک پدر بودن است بنابراین نوزاد شبیه سازی شده به صاحب سلول منتسب است.(معرفت بی‌تا)

 

 

 

۳-۸- منشأ انتساب فرزند به پدر

حدیثی از رسول اکرم (ص) در این باب داریم که از طریق فریقین روایت شده و عامه‌ی فقهای مسلمان آن را پذیرفته‌اند. مفاد حدیث، مستند احکام فقهی فراوانی نیز به شمار می‌رود. حدیث آن است که فرزند همواره به فراش زوجیت، یعنی به پدر و مادر شرعی خود، منتسب می‌گردد و ادعای زناکار درباره فرزند شرعی، مسموع نیست و از او بهره‌ای ندارد. برخی از صاحب‌نظران درخصوص معنای حدیث اظهار نظر کرده‌اند که ممکن است به معنی بستر باشد و از » فراش « معنی کلمه‌ی آن نزدیکی اراده شده‌باشد و ممکن است معنی آن رابطه‌ی زوجیت موجود بین زوجین باشد.(علوی قزوینی بی‌تا، ۱۸۰)

تردیدی نیست که حضرت رسول اکرم(ص) در این حدیث در مقام حکم شرعی بوده‌اند، نه اخبار. از این‌رو در این‌جا فراش یعنی شوهر قانونی و شرعی. چرا که برای اجرای اماره فراش، اصولاً اثبات مجامعت و نزدیکی بین زن و مرد که امری پنهان است و اقامه‌ی دلیل بر آن متعسر است، لازم نیست. بلکه وجود علقه زوجیت میان مرد و زن کفایت می‌کند (پیشین ص ۱۹۶). در قضاوت‌های حضرت رسول اکرم (ص) می‌بینیم که معیار الحاق فرزند به والدین آن بوده است که نخست ازدواج شرعی میان آن دو وجود داشته باشد. دیگر آن‌که آنان فرزند را از آن خود بدانند. افزون بر این شرط، شرط دیگری وجود ندارد (نه مشابهت فرزند به والدین، نه امتزاج مائین و نه چیز دیگر). نسب خانوادگی همان‌طور که گفته شد، امری عرفی است و اسلام آن را امضا کرده‌است.

در شبیه‌سازی، اگر انسانی متولد شد، پدر او دهنده‌ی هسته‌ی سلول به شمار می‌رود. در علمای اهل سنت، و ریاض احمد عوده الله (الاشقر، الاستنساخ فی میزان الشریعه الاسلامیه، ص۳۴) نیز از گفته‌ی معروف رسول اکرم (ص) « که الولد للفراش» نتیجه می‌گیرند که اگر زنی شوهردار، فرزند شبیه‌سازی شده‌ای به دنیا آورد، شوهر آن زن پدر شرعی آن فرزند خواهد بود.

۳-۹- شبیه‌سازی و کرامت انسان

حاصل آن که می‌توان حداقل در یک شق شبیه‌سازی، یعنی شبیه‌سازی در چارچوب زوجیت، از ابهام ادعایی انساب پیشگیری کرد و روابط را به روشنی تعریف نمود. خداوند در آیه‌ی ۷۰ سوره‌ی اسراء می‌فرماید:« و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیرٍ ممن خلقنا تفضیلاً»: ما آدمی‌زادگان را گرامی داشتیم، و آن‌ها را در خشکی و دریا حمل کردیم، و از انواع روزی‌های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آن‌ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‌ایم، برتری بخشیدیم.

جدی‌ترین دلیل اخلاقی ضد شبیه‌سازی انسانی در میان تقریباً همه‌ی مخالفان آن است که این کار کرامت انسان را نقض می‌کند و او را به حد حیوانات تنزل می‌دهد. زیرا انجام این عمل نیازمند آن است که با انسان نیز مانند خوکچه‌ی هندی و موش آزمایشگاهی رفتار شود. طبق این نگرش، کرامت ذاتی انسان در گرو نحوه‌ی تولیدمثل و شکل باروری و زادن اوست .و تولیدمثل غیرجنسی، کرامت انسانی را نقض می‌کند. طبق این استدلال، هر جا که نحوه‌ی تولید و زایش برخلاف سنت معمولی باشد، باید حکم به نقض کرامت انسانی داد .این موضوع درباره‌ی نحوه‌ی تولد حضرت عیسی(ع) مشکل‌ساز خواهد‌بود. همچنین، طبق آن باید نحوه‌ی لقاح برون رحمی نیز خلاف شرع و حرام شود. نه تنها شبیه‌سازی انسانی که هر نوع آزمایشی روی انسان غیراخلاقی خواهد بود. به همین سبب، متخصصان اخلاق زیستی به جای مخالفت با این قبیل آزمایش‌ها، کوشیده‌اند تا اصولی را تدوین کنند که راهنمای عمل محققان در این قبیل آزمایش‌ها باشد. برآیند این تأملات بیان چهار اصل اساسی حوزه‌ی اخلاق زیستی است که عبارت‌اند از: ۱- :اصل لاضرر،۲- اصل سودمندی، ۳- اصل علامت، ۴- اصل خودمختاری یا استقلال انسان.( www.Nathaneil.org.nz)

 

 

 

 

 

فصل چهارم: تحلیل و ارزیابی شبیه سازی انسان از نگاه حقوق

در فصل پایانی سعی کردیم که برخی از احکام و وضعیت افراد شبیه سازی شده را بیان کنیم و دیدگاه حقوق موضوع را در این خصوص تحلیل و ارزیابی نماییم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۴-۱- احکام حقوقی طفل شبیه سازی شده:

«علم حقوق مجموعه مقرراتی است که بر اشخاص، از این جهت که در اجتماع هستند حکومت می‌کند.» (کاتوزیان ۱۳۷۵، ص ۱) انسان از زمانی که در غار زندگی می‌کرد و بعد که زندگی اجتماعی را در روستا و شهر تجربه کرد، جهت تنظیم روابط خود بین همنوعان یکسری اعتقادات داشت که مورد قبول اکثریت جامعه زمان خودشان بوده است. بسیاری از این قواعد نوشته و مکتوب نبوده است با گذشت زمان و پیچیده تر شدن روابط بین افراد جامعه این مقررات و اعتقادات عمومی به صورت مکتوب و مدون تنظیم شدند. قانون حمورابی از جمله قدیمیترین مقرراتی است که از اعصار گذشته به جای مانده است. انسان همواره در طول تاریخ وضعیت سکون نداشته و با پیشرفت‌های علمی که به دست آورده است. نیازمند این بوده که قوانین جدیدی در خصوص مسائل جدید تنظیم نماید تا موجب هرج و مرج نگردد.

مبنای اصلی قانون ما بر شرع مقدس اسلام وفقه اما میر بنا نهاده شده است ما اعتقاد داریم فقه امامیه پویاست و به مرور زمان با به وجود آمدن مسائل جدید، احکام خاص اینگونه مسائل نیز بر اساس قواعد فقهی استخراج می‌شود، مثلاً در صدر اسلام با موضوعاتی مانند حق کسب و پیشه تزریق خون به بیماران، تلقیح مصنوعی مواجه نبودیم و نیازی به تعیین احکام این مسائل وجود نداشت. ولی با گذشت زمان پیشرفت‌های علمی و نیاز جامعه تعیین تکلیف این موضوعات را ضروری می‌ساخت.

شبیه سازی انسان از مسائل جدید علمی است که جامعه کنون با آن روبه‌رو شده است. در آینده نزدیک ممکن است در جامعه با افرادی رو به رو شویم که از طریق شبیه سازی بوجود آمده‌اند. تاکنون وضعیت حقوقی این گونه افراد در کشور ما و دیگر ممالک دنیا مشخص نگردیده است. ابتدا باید این موضوع معلوم شود آیا این افراد مانند سایر انسان‌ها از حقوق اجتماعی برخوردارند یا خیر؟

ممکن است از سلول‌های یک فرد هزاران شبیه سازی انجام شود، کلون‌ها از لحاظ ویژگی‌های ژنتیکی شباهت تامی با یکدیگر دارند. این موضوع زمانیکه یکی از کلون‌ها مرتکب جرمی می‌شود و مورد تعقیب قرار می‌گیرد مشکل ساز خواهد بود تشخیص اینکه چه کسی مرتکب جرم شده و تعقیب قضایی او به لحاظ این شباهت تام با مشکل مواجه خواهد شد. ممکن است گروههای خرابکار با بهره بردن از شبیه سازی افراد زیادی را به وجود آورند و با کمک این افراد مبادرت به اعمال جنایتکار را نه کنند و با توسل به این شباهت‌ها از زیر بار مجازات بگریزند. در این مورد گفته شده است:

«اگر شباهت فرد کلون شده تام باشد، می‌تواند دست به جرایمی بزند به نام دیگری یا ارتباط نامشروع و یا مسائلی از این قبیل را برقرار کند»( خبرنامه حقوق و فناوری، ص ۶۰) در مورد این که دو فرد کلون شده شباهت کاملی با هم دارند یا خیر جای تأمل است. در تولید مثل جنسی موضوع بواسطه لقاح ۲۳ کروموزوم مورد با ۲۳ کروموزوم زن انجام می‌شود و خصوصیات ژنتیکی فرزند برگرفته از خصوصیات ژنتیکی هر دو خواهد بود در صورتی که شبیه سازی تمامی ۴۶ کروموزوم مورد نیاز از یک نفر اخذ می‌شود و طبیعی است که خصوصیات ظاهری و ژنتیکی وی شباهت کاملی باوی دارد. البته علاوه بر خصوصیات ژنتیک تأثیر عواملی مانند تغذیه مادران در دوران بارداری، تغذیه طفل شبیه سازی شده، محل زندگی، جامعه و نوع تربیت طفل، در خصوصیات ظاهری و رفتاری فرد مؤثر خواهد بود.

موضوعاتی مانند : تابعیت، ارث، نسب، حق استفاده از نام خانوادگی حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در انتخابات عمومی غیر مسایلی هستند که نیازمند تعیین تکلیف می‌باشند. در شرایط فعلی که هیچ گونه مقرراتی راجع به این مسائل تنظیم نگردیده است، در صورتی که فردی از این طریق به دنیا بیاید با مشکلات عمده‌ای رو به رو خواهد شد، به صورتی که تحمل این مشکلات برای هیچ کس مقدور نمی‌باشد.

علاوه بر مشکلات شخصی که برای شخص شبیه سازی شده به وجود می‌آید این بلاتکلیفی افراد شبیه سازی شده جامعه را با سردرگمی و هرج و مرج مواجه می‌کند زمانی که بر تعداد این گونه افراد در جهان افزوده گردد این هرج و مرج نیز اضافه خواهد شد. ما نمی‌توانیم جلوی پیشرفت‌های علمی را بگیریم. اگر شبیه سازی ممنوع شود، این خطر وجود دارد که گروههایی به صورت مخفیانه اقدام به شبیه سازی انسان کنند. وضعیت اخیر به مراتب خطرات گسترده تری را متوجه ما خواهد نمود. لذا ضرورت دارد نشست‌های دقیق علمی و تحقیقات مفصلی در این زمینه صورت گرفته و ضمن تطبیق شبیه سازی انسان با مبانی. علم حقوق راجع به این مسائل به تفکیک اظهار عقیده و تعیین تکلیف بشود.

۴-۲- نگاهی به شبیه­سازی در قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور

با امعان نظر در قوانین کشور تنها شاید بتوان قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب ۸/۵/۱۳۸۲ را کمی هم سو و نزدیک به پدیده شبیه‌سازی قلمداد نماییم. این قانون در کشور توانسته نخستین گام را در راستای حل معضل کسانی که از ناتوانی باروری طبیعی و فرزندار نشدن رنج می‌برند را بردارد. لکن این راه حل تنها پرورش جنین حاصل از تلقیح خارج از رحم زوج‌های قانونی و شرعی در رحم زوجه نازا را ارائه می‌نماید.

۴-۲-۱-  تبیین قانون

قانونگذار در پنج ماده مبادرت به بیان قانون نموده‌است .در ماده یک حکم کلی موضوع، در ماده دو ویژگی زوجین دریافت کننده جنین، در ماده سه وظایف و تکالیف زوجین اهدا گیرنده جنین و طفل، در ماده چهار تشریفات رسیدگی و صلاحیت زوجین متقاضی و در نهایت در ماده پنج تکلیف وزارت بهداشت به تهیه آیین نامه اجرایی قانون را بیان می‌دارد.

۴-۲-۲- حکم کلی

ماده یک قانون مذکور بیان می دارد:

به موجب این قانون کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی صلاح مجاز خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در قانون فوق الذکر نسبت به انتقال جنین‌های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوج های قانونی و شرعی پس از موافقت کتبی زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آنها (هر یک به تنهایی یا هر دو) به اثبات رسیده اقدام نمایند.

نص صریح این قانون لزوم تشکیل جنین از طریق تلقیح خارج از رحم در نسبت به زوج­های شرعی و قانونی را می‌رساند. به طوری که عنوان می دارد «….نسبت انتقال جنین های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوج­های قانونی و شرعی….» لذا می‌بایست بین صاحبان اسپرم و تخمک رابطه زوجیت شرعی وجود داشته باشد.

در روش‌های لقاح خارج از رحم نکته قابل بحث مسئله شبیه­سازی است. زیرا به موجب ماده یک قانون نحوه اهداء جنین، صرفاً انتقال جنین‌های حاصل از تلقیح خارج از رحم به منظور اهدای جنین مجاز شناخته شده‌است لذا از نص ماده یک قانون و مباحث صورت گرفته در جریان تدوین آن بالاخص نظرات اکثر فقهای عظام از جمله فقهای شورای نگهبان چنین استنباط می شود که در حال حاضر فقط انتقال جنین‌هایی مجاز است که تلقیح آن به صورت خارج از رحم صورت گرفته است. بدین توضیح که لقاح فرآیندی است که به موجب آن سلول های جنسی نر و ماده با ترکیب یکدیگر موجود جدیدی را خلق می‌کنند که به آن جنین اطلاق می‌گردد. ترکیب این سلول‌ها در انسان‌ها و در حیوانات ممکن است به یک اثر و روش داخل رحمی یا خارج از رحم محقق شود. منظور از روش‌های داخل رحمی،روش‌هایی است که در آنها لقاح بین سلول های جنسی نر و ماده در داخل بدن جنس ماده صورت می‌پذیرد، که در انسان عمدتاً شامل دو روش ذیل می‌باشد:

۱-  روش استفاده از وسیله داخل رحمی[i] که به معنای تلقیح نطفه زوج یا مرد بیگانه به رحم یک زن می‌باشد.

۲- روش انتقال گامت به درون لوله های فالوپی[ii] که به مفهوم تلقیح همزمان نطفه یک مرد و تخمک یک زن به رحم زن دیگری می‌باشد. اعم از اینکه بین مرد صاحب نطفه و زن صاحب رحم رابطه زوجیت وجود داشته یا نداشته باشد.

اما عمده ترین روش‌های لقاح خارج از رحمی که خارج از بدن جنس ماده در محیط آزمایشگاهی صورت می‌پذیرد، عبارتند از:

۱-  روش انتقال زیگوت به درون لوله های فالوپی[iii]  که بعد از ترکیب سلول های جنسی و تحقق لقاح، جنین تشکیل یافته را قبل از شروع تکثیر سلولی به رحم مورد نظر منتقل می‌کنند (به محض تحقق لقاح، محصول دو سلول نر و ماده به رحم انتقال داده می‌شود).

۲-  روش باروری آزمایشگاهی[iv] که در این روش همانند روش فوق لقاح مابین نطفه مرد و زن در خارج از بدن و در محیط آزمایشگاه تحقق می‌یابد، ولیکن انتقال جنین تشکیل یافته به داخل بدن در این روش، بعد از شروع تکثیر سلولی جنین و غالباً در فاصله ۸-۶ سلولی آن صورت می‌پذیرد.

با این توضیحات می‌توان بیان داشت تمام تکنولوژی استفاده شده در شبیه­سازی تا زمان تشکیل جنین و شروع به رشد آن در خارج از بدن صورت می­پذیرد و جزء روش های خارج از رحمی می‌باشد توجه به نقطه‌نظر فقها (هر چند که در خصوص وضعیت شرعی شبیه‌سازی با توجه به بدیع بودن آن این نقطه نظرات کم می‌باشد) به نظر شبیه‌سازی به منظور درمان بیماری مغایرتی با موازین شرعی ندارد کما اینکه اکثر فقهای برجسته کشورمان این پدیده را مشمول اصاله الاباحه دانسته و فی حد ذاقه مانعی برای آن قائل نشده‌اند. اما چنانچه هدف از شبیه‌سازی علاوه بر جنبه­های درمانی آن، تولید انسان‌هایی با ویژگی‌های خاص و نژادی برتر باشد، در این مورد نمی‌توان عنوان داشت که فقهای محترم کشورمان نسبت به آن موافقتی اعلام نمایند .به خصوص اینکه به لحاظ ملاحظات اخلاقی و منع استفاده ابزاری از انسان و ابهامات فراوان ناشی از روابط حقوقی انسان حاصل از شبیه­سازی با دیگران بر این امر دامن می‌زند.

 

۴-۳- تکالیف زوجین گیرنده

به نظر روشن شدن رابطه کودک متولد شده و زوجین گیرنده جنین در عالم واقع امر مهمی در این قانون می باشد. چرا که رابطه نسبی بین کودک و گیرندگان جنین وجود ندارد. در این خصوص پس از بحث و بررسی صورت گرفته مابین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، سرانجام ماده ۲ قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور بدین شکل به تصویب رسید:

وظایف و تکالیف زوجین اهدای گیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد پدر و مادر است.

۴-۴- وظیفه نگهداری کودک

قانون مدنی ازماده ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۶ در خصوص نگهداری اطفال و حضانت آنان تکالیف والدین را بیان نموده است. همچنین بنابر صراحت ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف والدین می­باشد. حضانت به منظور حمایت از صغیر و برای نگهداری جسمی و روحی است. قانونگذار با انتخاب واژه نظیر وظایف و تکالیف گیرندگان جنین را همان تکالیف مندرج در ماده۱۱۶۹(اصلاحی ۸/۹/۱۳۸۲مجمع تشخیص مصلحت نظام) برشمرده است. در اصلاح قانون مذکور در حضانت و نگهداری طفل اعم از پسر و دختر، در صورتی که پدر و مادر جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن حق حضانت با پدر است .(صادقی مقدم،۱۳۸۵، ۱۷۵)

 ۴-۵- تربیت کودک

وظیفه تربیت طفل را قانونگذار در ماده ۱۱۷۸ قانون مدنی بیان نموده « ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.[v]» که در ماده۳  قانون مورد بحث به آنان اشاره شده است. با توجه به اهمیت این موضوع که از عمومات قانون مدنی بر م یآید، قانونگذار در مواد ۱۱۷۳-۱۱۷۹-۱۱۸۸-۱۲۳۵ قانون مدنی مبادرت به بیان ترتیبات خاص جهت تربیت و مراقبت از اطفال نموده است.

۴-۶- نفقه کودک

بنابر صراحت ماده ۱۱۹۹از قانون مدنی نفقه اولاد برعهده پدر است و پس از فوت او و یا عدم قدرت وی بر انفاق به عهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب و فالاقرب می‌باشد و در صورت نبودن افراد مذکور و یا عدم قدرت آنها بر پرداخت برعهده مادر است. در قانون مورد بحث این تکلیف تنها برعهده گیرندگان جنین (زوج و زوجه ) قرار داده شده‌است .و به نظر به لحاظ فقدان رابطه نسبی طفل متولد شده با گیرندگان جنین دیگر نمی‌توان تکلیف پرداخت نفقه را برای سایر افراد مذکور در ماده ۱۱۹۰ قانون مدنی مقرر نمود. این مقدمه از آن جهت بیان گردید تا به رابطه نسبی فرزند شبیه‌سازی شده بپردازیم.

۴-۷- رابطه نسبی فرزند شبیه سازی شده

پرسش هایی به مانند اینکه فرزند شبیه‌سازی شده منتسب به چه کسی است؟ و آیا رابطه نسبی با سایرین دارد یا نه؟ ذهن را به خود معطوف می‌دارد، جهت بررسی آن ابتدا به واژه ولد می‌پردازیم.

این واژه در لغت به دو معنای عام و خاص آمده است.

یک ) حدوث و خروج چیزی از چیز دیگر

دو) خروج موجود زنده از موجود زنده دیگر (فیروزآبادی،۱۴۱۲،۶۰۵) در فقه، این واژه و واژه ولادت مختص تولد انسان از انسان می‌باشد. در معنای اول می‌توان فرزند شبیه سازی شده را بر آن حمل نمود بدین بیان که طفل شبیه‌سازی شده از سلول جسمی حادث و خارج شده‌است لذا واژه ولد برآن اطلاق  می‌شود. اما در معنای دوم اگر قید انسان احترازی باشد، طبعاًَ طفل شبیه چون از انسان متولد نشده، اطلاق فرزند بر آن دشوار است.

در فقه و حقوق واژه ولد در چند مورد به کار رفته است:

۲-۱- ولد حاصل از نکاح شرعی،

۲-۲- ولد حاصل از ملکیت مالک بر کنیز،

۲-۳- ولد ملاعنه که پس از مراسم لعان، فرزند از پدر نفی و به مادر محلق می‌شود،

۲-۴- ولد زنا که از التقای جنسی میان زن و مرد بدون مجوز شرعی متولد می‌شود،

۲-۵- فرزند خواندگی

با امعان نظر در موارد مذکور این امر مشخص است که نمی‌توان فرزند شبیه‌سازی شده را بر هیچ یک از موارد مذکور ملحق نمود. چرا که القای جنسی در شبیه‌سازی وجود ندارد.

در این مورد می توان به موردی تمسک جست که در روایات فقهی شیعه بدون التقای جنسی میان زوجین ولد را به آن ملحق می نمایند. (محمدبن یعقوب کلینی، بدون تاریخ) بدین ترتیب الحاق ولد به صاحب نطفه در شرع اسلام، تنها از راه و طی التقای جنسی نیست، لذا می‌توان با وحدت ملک آن طفل شبیه­سازی شده از سلول صاحب آن پدید آمده را ولد نامید.

حال صرف خارج از رحم بودن روش شبیه­سازی موجب مشمول قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور نسبت به آن نمی‌گردد چرا که در وضع قانون مزبور شبیه­سازی به هیچ وجه مدنظر نبوده است، که این امر از مذاکرات تدوین کنندگان قانون در جریان تصویب آن و بیانات و مذاکرات گروه‌های تخصصی و حقوقی و پزشکی مشخص می‌گردد. علاوه بر آن با بررسی قانون مورد نظر و آیین‌نامه اجرایی آن انصراف از موضوع شبیه­سازی مشخص می‌گردد.

همچنین از جمله قراین دیگر عبارت «زوجین صاحب جنین» در ماده یک قانون و همچنین عبارات «نطفه» و «زوج های اهداءکننده نطفه» در ماده یک آیین‌نامه اجرایی می‌باشد که کاربردی در موضوع شبیه‌سازی ندارد. بلکه مخصوص روش‌های باروری کمکی همانند باروری آزمایشگاهی می‌باشند. بدین ترتیب با نظر مقنن در قانون مورد بحث که شبیه­سازی در نظام حقوقی فعلی ایران نمی‌تواند به عنوان یکی از روش‌های مجاز تولید مثل انسانی محسوب گردد.(فیض اللهی،۱۳۸۷، ۶۴)

 

 

 

۴-۸- اهلیت افراد شبیه سازی شده

هر شخص که زنده متولد می شود می تواند دارای حق و مالکیت باشد و در محدوده قوانین می تواند از این حقوق خود استفاده کند. علم حقوق تبعیض در دارا شدن حق واجدی حقوق را نمی پذیرد . در این مبحث در دو گفتار به ترتیب اهلیت تمتع و اهلیت استفاده را بیان می‌کنیم.

۴-۸-۱- اهلیت تمتع

انسان به واسطه شخصیتی که قانون برای او لحاظ نموده است دارای حقوقی است و در مقابل این حقوق تکالیفی نیز بر عهده دارد . بر اثر این که بتواند از حقوق خود استفاده کند نیازمند اختیار اعمال حقوق خود است. لذا اهلیت بر دو نوع است که عبارتند از:

الف) اهلیت تمتع

ب) اهلیت استیفاء

اهلیت[۲۰] تمتع عبارت از قابلیتی است که به اعتبار آن می تواند دارای حق سودو موردتکلیف قرار گیرد. اهلیت تمتع ملاک شخصیت حقوقی می باشد.»(امامی، پیشین، ص ۱۵۰)

ق.م در خصوص اهلیت تمتع در ماده ۹۵۶ مقدور می دارد:

«اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود»

بنابراین تنها شرط داشتن شخصیت و قابلیت دارا شدن حق، زنده متولد شدن است و شروط دیگری مانند مشروعیت نسب و یا تولید مثل از طریق تلقیح طبیعی ملاک نیست.

لذا نتیجه می گیریم: اطفال شبیه سازی شده به شرط زنده متولد شده قابلیت دارا شدن حق را دارند و از این لحاظ با افراد دیگر هیچ تفاوتی ندارند. ماده ۷ پیمان نامه حقوق کودک هم بر این نکته که همزمان باتولد کودک وی از حقوق بهره مند می شود تاکید دارد.در بند اول این ماده آمده است:

«تولد کودک بلافاصله پس از به دنیا آمدن ثبت می شود و از حقوقی مانند حق داشتن نام کسب تابعیت و در صورت امکان شناسایی والدین و قرار گرفتن تحت سرگرستی آنها برخوردار می باشد.»

قانون مدنی در ماده ۹۵۷ شرط تمتع از حقوق مدنی را برای جنین زنده متولد شدن بیان می دارد. بر این اساس جنین جدای از والدین خود دارای شخصیت تلقی شده است ولی سوالی که در اینجا مطرح است این است که جنین از چه زمانی دارای حق تمتع می شود؟

«حمل زمانی گفته می شود که منی وارد رحمزن شود و بین تخم ذکور (اسپرم) وتخمک اناث امتزاج حاصل گردد که آن را لقاح نیز می گویند. لقاح بلافاصله پس از ورود منی در رحم حاصل نمی شود، بلکه مدتی لازم است تا امتزاج بوجود آید و گاه اتفاق می افتد که حدود دو ساعت پس از نزدیکی انجام می گیرد.» از وحدت ملاک این مورد با ارث جنین این گونه برداشت می شود که بعد از انعقاد نطفه جنین دارای حق تمتع می شود . ماده ۸۷۵ ق.م مقرر داشته:

«شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صورتی ارث می برد که نطفه او حین الموت منعقد بود و زنده هم متولد شود اگر چه پس از تولید بمیرد.» لذا نتیجه می گیریم : طفل بعد از انعقاد نطفه از حقوق مدنی متمتع می شود مشروط به اینکه زنده متولد شد. بطور مثال بعد از انعقاد نطفه پدر می تواند را به جنین هبه کند ولی تحقق کامل هبه مشروط بر این است که جنین زنده متولد شود.

اهلیت تمتع در اطفال شبیه سازی شده با توجه به اینکه هیچ کدام از فقها طفل شبیه سازی شده را محروم از حقوق مدنی ندانسته اند حتی بعضی با وجود مخالفت با شبیه سازی این اطفال ر در دارا شدن حقوق اجتماعی مانند سایر افراد تلقی کرده اند لذا به نظر می رسد اطفال شبیه سازی شده مانند سایر افراد در دوران جنینی دارای حق تمتع از حقوق مدنی هستند.

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که جنینی که بر اثر شبیه سازی به وجود آمده است از چه زمانی دارای حق تمتع می شود؟

به نظر می رسد با توجه به آنچه در خصوص لقاح و مراحل شبیه سازی گفته شد، بعد از مرحله سوم شبیه سازی که به وسیله جریان ضعیف الکتریسیته که از بین دو الکترود مثبت و منفی عبور داده می شود غشای سلول دهنده با غشای سلول تخمک میزبان پیوند زده می شود و سپس هسته غیرجنسی توسط تخمک محصور می شود لقاح انجام شده تلقی می گردد و از این زمان اهلیت تمتع جنین شروع می شود.

۴-۸-۲- اهلیت استیفا

همان گونه که گفته شد اطفال جدای از اینکه از چه روشی متولد شده اند. دارای حق تمتع هستند. اشخاص برای اینکه بتوانند از حقوق خود بهره مند شوند، نیازمند این هستند که قدرت اعمال حقوق خود را داشته باشند . اهلیت استیفا این گونه تعریف شده است: «صلاحیت شخص برای به کار بردن حقوقی که دارا شده است مانند صلاحیت کبیر برای معامله در اموال خود که در حال صغر آنها را از پدر به ارث برده است.»(جعفری لنگرودی، ۱۳۷۸ ص ۹۱)

امکان دارا شدن حق بازنده متولد شدن محقق می شود ولی امکان اجرای این حق بستگی به تحقق شرایطی دارد که توضیح داده خواهد شد. ماده ۹۵۸ ق.م می گوید هر انسان متمع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت داشته باشد.» در واقع این شرایط به خاطر ایجاد محدودیت نیست بلکه جنبه حمایتی دارد زیرا اگر فردی را که از لحاظ عقلی به کمان نرسیده در اداره اموال خود صاحب اختیار به اینم ممکن است اقدامی که به ضرر اوست انجام بدهد. قانون مدنی در دارا شدن حق استیفا هیچ تبعیضی بین افراد قائل شده است ماده ۱۲۱ قانون مدنی مقرر داشته:

«هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوا جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.» از آیت الله مکارم شیرازی در خصوص تشرف اشخاص شبیه سازی شده به دین اسلام سئوال شد جواب دادند: «تشرف چنین انسانی به دین اسلام بلامانع است.» ایشان در خصوص ازدواج این افراد بیان نمودند ازدواج و نکاح او با هر کس جز محارم یعنی کسی که از او سلول گرفته شده یا در رحم او پیوند زده شده است. بی مانع است.» [۲۱] با توجه به مقدماتی که گفته شد در مجموع نتیجه می گیریم اشخاص شبیه سازی شده مانند سایر افراد دیگر می توانند دارای حق استیفا باشند. ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی مقرر می دارد که:

«اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع اند

  • صغار
  • اشخاص غیر رشید
  • مجانین

 

 

۴-۸-۲-۱- صغار

بر اساس تبصره یک ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی «هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.

تبصره ۱- سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است.

تبصره ۲- اموال صغیری که بالغ شده است را در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.» ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی بموجب اصلاحیه مورخ ۱۴/۸/۱۳۷۰ قانون مدنی به تصویب رسید.[۲۲]

ماده ۱ پیمان نامه حقوق کودک در خصوص سن کودک می گوید: «از نظر کنوانسیون منظور از کودک افراد انسانی زیر ۱۸ سال است مگر این که طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک ، سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود.» ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی موردانتقاد بسیاری از حقوقدانان قرار گرفته است به نظر می رسد این ماده از لحاظ تعیین سن بلوغ اشخاص ، بخصوص راجع به سن دختران با واقعیت جامعه ایرانی مطابقت ندارد و تجدیدنظر در این خصوص ضروری می باشد. علاوه بر این در فقه نظرات دیگری راجع به سن بلوغ وجود دارد که با وقاعیت تطبیق بیشتری دارد.

۴-۸-۲-۳- اشخاص غیر رشید

ماده ۱۲۱۴ قانون مدنی: «معاملات و تصرفات غیر رشید در  اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ولی یا قیم او اعم از اینکه این اجازه قبلاً داده شده یا بعد از انجام عمل .» در اینجا فرد غیر رشید به معنی کسانی است که عقل معاش ندارند و نمی توانند در معاملات خود مصلحت خود را رعایت کنند به این افراد اصطلاحاً مفید می گویند. «سفاهت ضد رشد است و سفیه مقابل رشید است. رشد صنعتی است نفسانی در انسان که مانع از تضیع مال و صرف آن در غیر محل باشد پس کسی که نوعاً معاملاتش غیر عقلائی است و شباهتی به معاملات اشخاص عادی ندارد.»(عبده بروجردی، ص ۱۸۹)

ماده ۱۲۰۸ قانون مدنی در تعریف افراد غیر رشید می گوید:

«غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی عقلائی نباشد.» مقنن به جهت رعایت غبطه اشخاص سفی معاملات آنها را در صورتی معتبر دانسته که ولی با قیم قانونی آنها به این معامله رضایت دهد. بر اساس ماده ۱۹۰ قانون مدنی قصه و رضایت از شرایط اساسی هر معامله است، افراد صغیر (صغیر غیر ممیز) به واسطه این که فاقد قوه درک هستند فاقد قصد و رضایت صحیح برای انجام معاملات داشته باشند و معاملات این گونه افراد به واسطه فقدان این دو عنصر باطل است، رضایت بعدی ولی یا قیم نمی تواند به این معاملات اعتبار دهد.در صورتی که افراد سفی فاقد قصه نیستند بلکه به واسطه این که تصرفات آنها در امال و حقوق مالی شان غیر عقلائی نیستند بلکه به واسطه این که تصرفات آنها در اموال و حقوق مالی شان غیر عقلائی است برخلاف معاملات افراد صغیر، معاملات این افراد باطل نبوده بلکه غیر نافذ است و با تنفیذ ولی یا قیم اعتبار قانونی پیدا می کند.

این ماده قانون در ادامه تملکات بلاعوض افراد غیر رشید را بواسطه این که از ناحیه این معاملات ضرری متوجه سفیه نمی شود معتبر شناخته است و شرط تنفیذ قرارداد ولی یا قیم را مشمول این گونه قراردادها ننموده است.

۴-۸-۲-۴- مجانین

«مجنون کسی است که دارای اختلال اعصاب دماغی می باشد و نمی تواند در اجتماع وضعیت خود را حفظ و از حقوق خود دفاع نماید.»(امامی، پیشین، ص ۲۶۱) مجنون در اموال و حقوق مالی خود نمی‌تواند هیچ تصرفی بکند و هر معامله او باطل می باشد، با این وجود معاملات مجنون ادواری در زمان افاقه نافذ می باشد میزان محجوریت مجنون مانند صغیر غیر ممیز می باشد.

احکام افراد محجور شبیه سازی شده مانند افراد عادی می باشد. لذا اطفالی که از شبیه سازی به وجود آمده اند در صورتی که به سن بلوغ برسند می توانند حقوق مالی خود را اعمال نمایند مگر این که به علت وجود جنون یا سفه اهلیت استیفاء آنها در حدودی که شرح داه شده زایل شود.

۴-۹- تابعیت

با توجه به اینکه عوامل متعددی در شبیه سازی تاثیر دارند که هر کدام می‌تواند در بحث تابعیت تعیین کنند باشد لذا موضوع تابعیت افراد شبیه سازی شده وضعیت پیچیده‌ای دارد. در این مبحث ضمن دو گفتار ابتدا کلیات و مبانی تابعیت بیان شده و در گفتار بعدی تابعیت بر اساس قانون ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

۴-۹-۱- کلیات موضوع تابعیت

تابعیت از مباحثی است که ابهاماتی در مورد بچه‌های شبیه سازی شده راجع به آن بوجود خواهد آمد. تابعیت ارتباط حقوقی و سیاسی است که هر شخص با یک دولت دارد، که در موارد مورد نیاز از کمک‌های دولت متبوع خود بهره مند شوند.

تابعیت این گونه تعریف شده است:

«عبارت است از یک رابطه سیاسی، حقوقی و معنوی که فردی را به دولتی معین مرتبط می‌سازد.»(ارفع نیا، ۱۳۶۹، ص ۴۹.)

تشخیص تابعیت اشخاص برای درک صحیح از حقوق وظایف آنها مهم است. «در حقوق خصوصی داخلی، تنها اتباع می‌توانند از همگی انواع حقوق شناخته شده در قوانین مدنی و تجاری، به تساوی بهره مند باشند و بهره مند شدن بیگانگان از آنها محدود و بسته به تجویز قانون گذار می‌باشد.»(سلجوقی، ص ۵۰)

لذا اشخاص برای این که بتوانند از تمامی حقوق خود بهره مند شوند نیازمند هستند تابعیت کشوری که بیشترین تعلق را نسبت به آن کشور دارند داشته باشند.[۲۳] این تعلقات ممکن است، تابعیت والدین، اقامتگاه شخص، محل تولد و ازدواج باشد.

ممکن است عوامل موثر در تابعیت افراد متعدد باشند و ارتباط حقوق و سیاسی با کشورهای متعدد ایجاد کنند، به طور مثال ممکن است شخصی از یک زن و مرد ایتالیایی در انگلستان متولد شود. در این حالت ممکن است تابعیت مضاعف بوجود آید.

۴-۹-۲-تابعیت افراد بر دو نوع است:

الف – تابعیت اصلی یا مبدأ : آن تابعیتی است که فرد از بدو تولد به واسطه محل تولد یا تابعیت والدین کسب می‌کند. به طور مثال بر اساس بند ۲ و صدر ماده ۹۶۷ ق. م قانون ایران کسی که پدر او ایرانی باشد اعم از اینکه در ایران متولد شده باشد یا در خارج از ایران ایرانی می‌شناسد. دو روش عمده برای تحصیل تابعیت مبدأ یا اصلی وجود دارد و آن روشها یا سیستم‌های خاک و خون می‌باشد.

ب – تابعیت اکتسابی : این نوع تابعیت اشقاقی هم خوانده می‌شود و تابعیتی است که بعد از تولد بواسطه اعمال حقوقی که وی یا والدینش مرتکب می‌شوند، بوجود می آید. مانند اینکه فردی که تبعه ایران است به واسطه ازدواج با تبعه کشور دیگر یا سکونت در کشور دیگر تابعیت کشور دیگر را اخذ می‌کند.

فرد شبیه سازی شده مانند دیگر افراد برای این که بتواند از تمامی حقوق اجتماعی که هر فرد می‌تواند دارا شود بهره مند گردد. باید از تابعیت برخوردار شود. ماده ۷ پیمان نامه حقوق کودک بر این حق کودکان تاکید می‌کند در بند اول این ماده آمده است:

«تولد کودک بلافاصله پس از به دنیا آمدن ثبت می‌شود و از حقوق مانند حق داشتن نام، کسب تابعیت و در صورت امکان شناسایی والدین و قرار گرفتن تحت سرپرستی آنها برخوردار می‌باشند.»

از طرفی صدر ماده ۹۷۶ ق.م تمامی ساکنان ایران به استثنای اشخاص که تابعیت خارجی آنها مسلم است، تبعه ایران شناخته است.

ممکن است عوامل متعدد که مربوط به کشورهای مختلف باشند در مراحل انجام شبیه سازی دخالت داشته باشند. در اینجا مقررات مربوط به تعارض قوانین در جهت تعیین تابعیت فرد به ما کمک می‌کند. «مسئله تعارض یک یا چند عامل خارجی به دو یا چند کشور ارتباط پیدا کند، در چنین مواردی باید دانست قانون کدام یک از کشورها بر رابطه حقوقی مورد نظر حکومت خواهد کرد.»(الماسی ۱۳۸۰، ص ۴.)

قوانین مربوط به حل تعارض قوانین ملی هستند که در ارتباط با حقوق بین الملل خصوصی به تصویب می‌رسد. این قوانین زمانی مطرح می‌شوند که یک رابطه حقوقی به دو یا چند کشور ارتباط داشته باشد. قوانین مربوط به حل تعارض در مقابل قوانین مادی مطرح می شود قوانین مادی قوانینی هستند که در خصوص ماهیت موضوع بحث می‌کند.

 

 

 

۴-۹-۳- تابعیت بر اساس قوانین ایران

همان گونه که در مباحث قبلی گفته شد در شبیه سازی عوامل متعددی دخالت دارند که ممکن است با کشورهای متعددی ارتباط داشته باشند فرض کنید سلول غیر جنسی از یک فرد ایرانی توسط پزشکان اسکاتلندی جهت انجام شبیه سازی گرفته می شود در داخل کشور انگلستان درون تخمک یک زن فرانسوی که هسته آن خارج شده قرار می‌گیرد و در رحم این زن پرورش می‌یابد و طفل در کشور آمریکا متولد شود. در این مسئله عوامل متعدد که هر کدام مربوط به کشورهای مختلفی هستند دخیل است. و ممکن است بر اساس قوانین ملی کشورهای فوق این فرد تابعیت چند کشور را داشته باشد. در فرض فوق اگر در دادگاههای ایران بین زن فرانسوی و مرد ایرانی دعوی در مورد حضانت بچه شبیه سازی شده مطرح شود، دادگاههای ایران چه تصمیمی می‌گیرند؟ مسئله مهم در اینجا تعیین قانون حاکم بر موضوع است. ممکن است قانون هر کدام از کشورهای ایران،فرانسه، انگلستان و یا آمریکا به واسطه ارتباطی حقوقی که با موضوع دارند حاکم بر موضوع شناخته شود.

در اینجا ابتدا با توسل به قوانین حل تعارض قانون حاکم شناخته شده و سپس بر اساس قواعد مادی (قوانین ماهوی) که منطبق با قانون حاکم خواهد بود تکلیف نسبت تعیین می‌شود. بدیهی است که قاضی ایران برای تعیین قانون حاکم به قواعد حل تعارض ایران (قوانین حل تعارض) مراجعه می‌کند ماده ۷ ق. م ایران احوال شخصیه را بر اساس قانون متبوع شخص دانسته است.

ماده ۹۶۴ (نهصد و شصت و چهار) ق.م در خصوص روابط بین اولاد با ابوین می‌گوید :

«روابط بین ابوین و اولاد تابع دولت متبوع پدر است مگر اینکه نسبت طفل فقط به مادر مسلم باشد که در این صورت روابط بین طفل و مادر او تابع دولت متبوع خواهد بود.»

در این مورد علی رغم اینکه حضانت جزء احوال شخصیه بوده و بر اساس ماده ۷ ق.م می‌بایست بر اساس قانون متبوع طفل نسبت به آن اظهار عقیده شود، ولی با توجه به ماده ۹۶۴ ق. م که روابط بین اولاد و ابوین را تابع قانون دولت متبوع پدر دانسته است، لذا باید ابتدا احراز شود نسبت طفل شبیه سازی شده به کدام یک از طرفین دعوی محرز است، در اینجا حضانت منوط به صحت نسبت است.

با توجه به مراتب فوق و با توجه به اینکه دعوی در ایران مطرح شده است ابتدا باید بر اساس قانون ایران راجع به نسبت تعیین تکلیف شود با توجه به آنچه در مبحث نسب گفته شد در مورد تابعیت افراد شبیه سازی شده دو فرض متصور است که عبارتند از :

۴-۹-۳-۱- با فرض مشروعیت نسب

همان طور که گفته شد عده‌ای از فقها نسب فرزند شبیه سازی شده را مشروع یا به شبهه تلقی کرده‌اند. در صورتی که این عقیده را بپذیریم نسب بچه شبیه سازی شده به فرد که از سلول غیر جنسی او شبیه سازی شده است محرز است و با توجه به ماده ۹۶۴ ق.م[۲۴]

قانون حاکم بر حضانت، قانون ایران (قانون ملی متبوع پدر) می‌‌‌باشد. ماده ۱۱۶۵ ق.م ایران هم طفل به شبهه را ملحق به طرفی می‌داند که در اشتباه بوده است. و با توجه به این که صدر ماده ۹۷۶ ق.م مقدر می‌دارد «افراد ذیل تبعه ایران محسوب می‌شود» و در بند ۲ همان ماده کسی که پدر او ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارج متولد شده باشد، ایران تلقی می‌کند، لذا افراد شبیه سازی شده دارای تابعیت ایرانی تلقی می‌شود، با توجه به آنچه در مبحث نسب و مراحل شبیه سازی گفته شد. زن فرانسوی به واسطه این که صرفاً تخمک فاقد هسته خود را به عنوان پوششی برای رشد سلول غیر جنسی ایرانی قرار داده و آن را در رحم خود نگه داشته است نمی‌تواند نقش مادر را به او بدهد، بلکه محیطی برای پرورش جنین تلقی می شود. لذا بر اساس قانون ایران او مادر محسوب نشده صرف نظر از این که براساس ماده ۱۱۶۹ ق.م و اصلاحیه آن حضانت دختر و پسر تا هفت سالگی به عهده مادر است به علت اینکه مادر شناخته نمی‌شود و ماده ۱۱۶۸ حضانت را حق و تکلیف والدین دانسته و ایشان مادر تلقی نمی‌شود نمی‌تواند حضانت طفل را مطالبه کند با فرض مشروعیت اطفال شبیه سازی شده به واسطه تک والدی بودن برای تعیین تکلیف تابعیت این افراد با دو حالت مواجه هستیم که به شرح زیر توضیح داده می‌شود :

حالت اول: طفل دارای پدر باشد

در این حالت در صورتی که پدر (فردی که از سلول غیر جنسی او برای شبیه سازی استفاده شده است) تبعه ایران باشد به استناد صدر و بند ۲ ماده ۹۷۶ که می‌گوید :

«کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران متولد شده باشند یا در خارجه متولد شده باشند»

تبعه ایران محسوب می‌شوند. در این حالت طفل شبیه سازی شده به روش خون تابعیت ایران را به دست می‌آورد و تابعیت او از نوع اصلی یا مبدأ می‌باشد.

اگر پدر طفل تبعه ایران نباشد، طفل شبیه سازی شده نمی‌تواند تبعه ایران محسوب شود مگر این که او (طفل شبیه سازی شده) و پدرش هر دو در ایران  متولد شده باشند. بند ۴ ماده ۹۷۶ ق.م کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی در ایران فرض طفل شبیه سازی شده با استفاده از روش خاک تابعیت اصلی ایران را دارد می‌شود.

 

 

حالت دوم : طفل دارای مادر باشد:

در این حالت نیز در صورتی که مادر متولد خاک ایران باشد و طفل شبیه سازی شده هم در ایران متولد شود به استناد بند ۴ ماده ۹۷۶ ق.م ایران تبعه ایران محسوب می‌شود و تابعیت او از روش خاک و از نوع اصلی یا مبدأ خواهد بود. در این وضعیت تابعیت مادر در تعیین تابعیت ایرانی فرزند هیچ دخالتی ندارد و آنچه مهم است محل تولد مادر و فرزند است که باید در ایران باشد در غیر این صورت او تبعه ایران محسوب نمی‌شود.

۴-۹-۳-۲- با فرض رضاعی بودن قرابت

بر اساس نظر عده دیگری از فقها قرابت طفل شبیه سازی شده با صابت سلول غیر جنسی، قرابت رضاعی تلقی می‌شود. دراین فرض دو حالت برای تعیین تابعیت طفل متصور است که عبارتند از :

حالت اول : طفل شبیه سازی شده در خارج از ایران متولد شود:

همان گونه که گفته شده در صورت تشخیص و برداشت نظر قرابت رضاعی در مورد شخص شبیه سازی شده با کسی که سلول غیر جنسی اش استفاده شده بر طبق ماده ۱۰۴۶ ق.م هم قرابت رضاعی را از حیث حرمت نکاح مانند قرابت نسبی تلقی کرده است. لذا قرابت رضاعی از لحاظ سایر موارد از جمله تابعیت مانند قرابت نسبی نیست و فرزند رضاعی نمی‌تواند به واسطه قرابت تابعیت والدین رضاعی را کسب کند.

بند ۲ ماده ۹۷۶ ق.م صرفا بیان نموده است کسی که پدر ایرانی است ایرانی تلقی می شود. هیچ اشاره‌ای ننموده که منظور قرابت نسبی است یا مشمول قرابت رضاعی می‌شود. به نظر می رسد با توجه به تصریح ماده ۱۰۴۶ ق.م بر این که قرابت رضاعی از حیث حرمت مانند قرابت نسبی است و این حکم بر خلاف اصل می‌باشد. با این وجود با توجه به رأی وحدت رویه شماره ۳/۴/۱۳۷۶-۶۱۷ هیئت عمومی دیوان عالی کشور که طی آن تکالیف مربوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه بر عهده پدر عرفی (زانی) می‌باشد با توجه به این واقعیت که شناسنامه برای افرادی که ایرانی می‌باشند صادر می‌شود[۲۵] و با عنایت به اینکه رای وحدت رویه صدور شناسنامه برای طفل ناشی از زنا را مقید به تولد در داخل خاک ایران نکرده است، همچنین در متن فتوای امام خمینی (که بر مبنای آن رای وحدت رویه صادر شد) هم به صورت مطلق ذکر شده است: «… متولد از زنا در نفقه و حضانت حکم سایر اولاد را دارد.» و آن را مقید به تولد در ایران ننموده است. و با توجه ایمکه در این فرض طفل ناشی از شبیه سازی نامشروع تلقی شده ولی ارتباط عرفی پدر و فرزندی او با کسی که از سلول او بوجود آمده است محرز است. لذا طفل در این فرض مانند اطفال ناشی از زنا ایرانی تلقی می‌شود. این تفسیر با بند یک ماده ۷ پیمان نامه حقوق کودک مطابق دارد.

مشکلی که در طفل ناشی از شبیه سازی در این مورد مطرح می‌شود. این است که بر خلاف طفل ناشی از زنا که دارای پدر و مادر عرفی است. در اطفال شبیه سازی شده به واسطه تک والدی بودن ممکن است وی تنها مادر عرفی داشته باشد. در این حالت آیا استثناء به رای وحدت رویه و استدلال فوق می‌توان او را تبعه ایرانی فرض کرد یا خیر؟

با توجه به اینکه فرزندان ناشی از زنا دو والدی هستند و رای وحدت رویه در این خصوص صادر شده است، لذا راجع به موردی که طفل فاقد پدر است اظهار نظر کرده است. با این وجود با عنایت به اینکه بر اساس ماده ۱۱۶۸ ق.م حضانت حق و تکلیف پدر و مادر تلقی شده است و در غیاب پدرنفقه حضانت اولاد به عهده مادر است به نظر می رسد در این حالت اگر مادر عرفی تبعه ایران باشد مکلف به اخذ شناسنامه برای طفل است و آن طفل ایرانی تلقی می‌شود.

حالت دوم طفل شبیه سازی شده در داخل ایران

در صورتی که طفل شبیه سازی شده در داخل ایران متولد شود موضوع با حالت اول متفاوت است. در بند ۳ ماده ۹۷۶ قانون مدنی تصریح شده است:

«کسانیکه در ایران متولد شده و پدر و مادر آنها غیر معلوم باشد» لذا می‌توان استنباط کرد، با توجه به اینکه نسب طفل با کسی که از سلول غیر جنسی او برای شبیه سازی استفاده شد و از طرفی زنی که تخمک و رحم او برای رشد جنین استفاده شده است. رد شده لذا پدر و مادر او غیر معلوم است و با توجه به بند ۱ ماده ۷ پیمان نامه حقوق کودک (دولت جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۲ به موجب ماده واحده ای که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده به کنوانسیون حقوق کودک ملحق گردیده است) که دولتها را مکلف دانسته در صورت امکان کودک دارای تابعیت باشد و با عنایت به بند ۳ ماده ۹۷۶ قانون مدنی او تبعه ایران تلقی می‌شود. همان طور که گفته شد در مورد فرض دوم اطفال شبیه سازی شده در احکام مربوط به تابعیت مانند فرزندان ناشی از زنا هستند.

«… قبول این امر، که طفلی که به صورت نامشروع به دنیا آمده از ابتدا محکوم به بی تابعیتی گردد، با توجه به کوششهای که برای جلوگیری از بی تابعیتی انجام گرفته است صحیح نیست. بنابراین به نظر می‌رسد که با جمع بندهای ۱ و۳ ماده ۹۷۶ ق.م ایران، که از یک طرف کلیه ساکنان ایران را به استثنای اشخاصی که تابعیت خارجی آنها مسلم است را ایرانی می‌داند و از طرف دیگر کسانی را که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیر معلوم باشند را ایرانی می‌داند، می‌توان گفت اطفال نامشروع نیز که پدر و مادر، در صورتی که در ایران به دنیا آمده باشند جزء آن دسته از ساکنین ایران هستند که تابعیت خارجی آنها مسلم نیست و بنابراین ایرانی محسوب می‌گردند…»(ارفع نیا، پیشین، ص ۸۱)

صرف نظر از مطالب فوق، که جهت تحصیل تابعیت ناشی از شبیه سازی کافی است، با توجه به ردی وحدت رویه قضایی ۳/۴/۱۳۷۶-۶۱۷ هیئت عمومی دیوان عالی کشور، آنچه در حالت اول توضیح داده شد در صورتی که طفل دارای پدر عرفی باشد، بر اساس آن استدلال (مربوط به اطفال ناشی از زنا) طفل ایرانی محسوب می‌شود.

لذا با توجه به شباهتی که فرزندان ناشی از زنا با اطفال شبیه سازی شده دارند در این حالت. در صورتی که قائل به این نظر باشیم که قرابت اطفال شبیه سازی شده با پدر یا مادر آنها (فردی که از سلول غیر جنسی او شبیه سازی انجام می‌شود) رضاعی بوده و وی در داخل ایران متولد شده باشد با توجه به بند ۱ ماده ۷ پیمان نامه بین المللی حقوق کودک، و بندهای ۱ و ۳ ماده ۹۷۶ ق.م به لحاظ این که والدین او معلوم نیستند، او را تبعه ایران محسوب می‌کنند. این تابعیت از نوع اصلی و به روش خاک تحصیل شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیــجه‌گیــری:

اکنون که این پژوهش به اتمام رسیده با توجه به مکانیسم شبیه سازی انسان و بررسی نظرات مختلف فقها و حقوقدانان نتایج زیر راجع به مشروعیت شبیه سازی و احکام حقوقی اطفالی که از این طریق به دنیا می‌آیند حاصل شد که به مختصر به بیان این موارد خواهیم پرداخت:

  1. تولید مثل انسان از طریق شبیه سازی خلق انسان و دخالت در کار خداوند نیست. در واقع انسان یکی از اسرار نظام آفرینش را کشف نموده که از نظام علت و معلولی تبعیت می کند. انسان با استفاده از مکانیسم شبیه سازی علت را ایجاد می کند ولی تحقق آن نتیجه که تشکیل جنین و دمیده شدن روح در کالبد اوست معلولی است که به پیروی از نظام علت و معلولی که خداوندترتیب داده است به وجود می آید . همان گونه که در تولید مثل طبیعی پدر و مادر خالق تلقی نمی شوند، در این مورد هم در شبیه سازی هم انسان پارا فراتر از حد خود ننهاده است و فقط مقدمات تولد انسان را فراهم نموده است.
  2. علیرغم اینکه اکثر فقها وجود نکاح وانجام نزدیکی بین زوجین را برای مشروعیت نسب لازم دانسته اند، بعضی از فقها تولید مثل از طریق شبیه سازی را مشروع تلقی کرده اند. لذا بر اساس این عقیده نسب اطفال شبیه سازی شده مشروع تلقی می‌شود. موضوع مهمی که در اینجا مطرح می شود این است که اطفال شبیه سازی شده تک والدی هستند عده دیگری از فقها اطفال شبیه سازی شده را مانندفرزندان رضاعی، وطی به شبه و نامشروع تلقی کرده اند.
  3. در بحث مربوط به حضانت کودکان شبیه سازی شده صرف نظر از اینکه مشروع هستند یا خیر، با استفاده از وحدت ملاک رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور به شماره ۳/۴/۱۳۷۶-۶۱۷ هیئت عمومی دیوان که در خصوص تکلیف پدر عرفی (زانی) به انجام فعالیت نسبت به فرزند مشروع صادر گردیده، به نظر می‌رسد، پدر یا مادر عرفی (در مورد که شبیه سازی مشروع تلقی نشود) عهده دار حضانت طفل شبیه سازی شده خواهد بود. اگر شبیه سازی را مشروع تلقی کنیم به نحو اولی حضانت او به عهده پدر یا مادر است در هر صورت چه اطفال شبیه سازی شده را مشروع تلقی کنیم چه نامشروع چه به شبه یا رضاهای با پدر و مادر و دیگر منسوبین آنها (در محدوده ماده ۱۰۴۵ قانون مدنی) محرم بوده و نمی‌توانند با آنها ازدواج کنند.
  4. محرمیت، صرف نظر از این که شبیه سازی مشروع است یا خیر، طفل شبیه سازی شده با پدر یا مادر (کسی که از سلول او گرفته شده) محرم است و این محرمیت مانع نکاح است.
  5. تابعیت، در این مورد دو فرض را پیش بینی کردیم و آن این بود که الف: با فرض مشروعیت نسب طفل شبیه سازی شده: در این حالت در صورتی که پدر (کسی که از سلول غیر جنسی او بوجود آمده است) دارای تابعیت ایرانی باشد و یا پدر یا مادر او در داخل ایران متولد شده باشند آن طفل ایرانی محسوب می شود.

ب: با فرض رضاعی یا غیر مشروع بودن نسب: در این حالت با توجه به وحدت ملاک ، نامشروع بودن ووجود ارتباط عرفی بین طفل شبیه سازی شده و پدر عرفی (مانند اطفال متولد از زنا) این اطفال به استناد رای وحدت رویه و دیوان عالی کشور ایرانی تلقی می شوند.

  1. نام خانوادگی، در این مورد هم مانند تابعیت در صورت یکه نسب طفل با پدرش مشروع ندانیم باز هم از رأی وحدت رویه استفاده کرده و نام خانوادگی پدر عرفی را بر او می گذاریم.
  2. در مورد سند سجلی هم وضعیتی مانند تابعیت و نام خانوادگی دارد.در صورتی که نسب طفل شبیه سازی شده را مشروع بدانیم، صدور سند سجلی طفل شبیه سازی شده هیچ تفاوتی با اشخاصی که از طریق طبیعی به دنیا آمده اند ندارد و در صورت عدم مشروعیت شبیه سازی باز هم به استناد همان رای وحدت رویه اداره ثبت احوال مکلف است سند سجلی به نام او صادر نماید.
  3. ارث، در صورتی که نسب اطفال شبیه سازی شده را مشروع تلقی کنیم در ارث با پدر و یا مادر عرفی و دیگر منسوبین مانند ساسیر افراد هستند و در صورتی که به عدم مشروعیت شبیه سازی اعتقاد داشته باشیم طفل از پدر و یا مادر و دیگر اقوام آنها ارث نمی برد با این وجود در صورت ازدواج با همسر و فرزندان شهرهای خود ارتباط توارث خواهد داشت.

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

     منابع و مآخذ:

الف- کتب:

  1. ارفع نیا، بهشید، حقوق بین الملل خصوصی، تهران، انتشارات آگاه، ۱۳۶۹.
  2. امامی، سیدحسن، حقوق مدنی ، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، جلد دوم، چاپ هفتم، ۱۳۷۱.
  3. امامی، سیدحسن، حقوق مدنی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه ،جلد پنجم، چاپ پنجم، ۱۳۷۰.
  4. بهاروند، حسین، راهنمای درمان ناباروی برای زوجهای نابارور، موسسه فرهنگی تیمورزاده، چاپ اول، ۱۳۷۸.
  5. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوقی، تهران، گنج دانش، ۱۳۶۸، چاپ چهارم.
  6. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، دوره حقوق مدنی (حقوق تعهدات)، تهران ، انتشارات گنج، چاپ سوم، ۱۳۷۸.
  7. جعفری، محمدتقی، طرح ژنوم انسانی، تهران ، انتشارات یاران علوی ۱۳۸۱.
  8. حائری شاهباغ، سیدعلی ، شرح قانون مدنی، تهران، گنج دانش، جلد دوم، چاپ اول، ۱۳۷۶
  9. خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیله، قم، دفتر انتشارات اسلامی، جلد جهارم، ۱۳۶۶.
  10. سالاری، حسن، شبیه سازی انسان، تهران ، نشر حکیمان ، ۱۳۸۱، چاپ اول.
  11. سلجوقی، محمود، حقوق بین الملل خصوصی، تهران، دفتر خدمات بین المللی جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول، جلد اول.
  12. شهیدی، مهدی، مقالات حقوقی، تهران، نشر حقوقدان با همکاری عصر حقوق، چاپ دوم، ۱۳۷۸.
  13. صارمی، ابوطالب، شبیه سازی (کلونینگ)، تهران، نشر خلوص، ۱۳۸۲، چاپ اول.
  14. صفائی، سیدحسن و امامی، اسدالله، حقوق خانواده، تهران، چاپ اول، جلد دوم، ۱۳۷۴.
  15. صفائی، سیدحسن و امامی، اسدالله، مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر گستر، چاپ اول، ۱۳۷۶.
  16. طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، تهران، بنیاد علمی و فرهنگی علامه طباطبائی با همکاری موسسه امیرکبیر، جلد پانزدهم، ۱۳۶۳.
  17. عبادی، شیرین، حقوق تطبیقی کودک، تهران، انتشارات کانون ، چاپ اول، ۱۳۷۶
  18. عبده بروجردی، محمد، کلیات حقوق اسلامی، تهران، نشر وعظ و تبلیغ اسلامی رابطه به دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۳۹.
  19. الماسی، نجادعلی، تعارض قوانین، تهران ، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۰.

      ب- مقالات:

  1. ابوالقاسم علیان نژادی، شبیه سازی، مجله پژوهش و حوزه، ۱۳۸۰، ش ۶.
  2. امام، فرهاد)۱۳۸۶). ابعاد حقوقی، اخلاقی همسانه سازی. مجله پژوه شهای حقوقی۱۱ ، تهران.
  3. تبریزی، صراط النجاه ج ۶قم: دار الصدیقه الشهیده، ۱۴۲۳؛ سیستانی، منهاج الصالحین ج۱،قم: مکتب السید السیستانی، ۱۴۱۷ق.
  4. تیموری، محمد(۱۳۸۴) بررسی منابع حقوق بشر بین الملل در مورد شبیه سازی در: اخلاق زیستی
  5. حسین الطباطبایی، المیزان (ج۱۵)، (بیروت: مؤسسه الأعلمی، ۱۳۹۳ ق)
  6. حسین کریمی، «نقد و نظر در حکم تلقیح نطفه»، فصلنامه دانشگاه قم، شماره ۲.
  7. دنیر، موسی، شبیه سازی از دیدگاه فقه، مجله دانش پژوهان وابسته به دانشگاه مفید، ۱۳۸۲.
  8. زیستی ) بیواتیک) از منظر حقوقی، فلسفی و علمی ( مجموعه مقالات (۱))چاپ دوم. تهران: انتشارات سمت.
  9. السان، مصطفی و کنعانی، زینب(۱۳۸۴). تلاقی اخلاق، حقوق و واقعیت در شبیه سازی انسان، در اخلاق
  10. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه (ج۳)، (قم منشورات جامعه المدرسین، ۱۴۰۴ ق)
  11. عباس نایب زاده، بررسی حقوقی روش های نوین باروری مصنوعی، تهران: مجد، ۱۳۸۰.
  12. علی علوی قزوینی، «آثار حقوقی تلقیح مصنوعی انسان»، نامه مفید، شماره ۳.
  13. عمر بن محمد بن ابراهیم غانم، احکام الجنین فی الفقه الاسلامی، بیروت: دار ابن حزم، ۱۴۲۱.
  14. ماگری، سونیا، مترجم رسول امیری، وضعیت حقوق انسانهای شبیه سازی شده ، بی نام، مرکز تحقیقات فقهی قوه قضائیه به شماره ۱۲۴۳۶ –
  15. محسن حرم پناهی، «تلقیح مصنوعی»، مجله فقه اهل بیت، شماره ۹.
  16. محمد حسین الطباطبایی، المیزان (ج ۱۶)، (بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ ق)،
  17. محمدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانی (ج۸)، (قم: اسماعیلیان، ۱۴۱۴ ق)
  18. محمدرضا رضانیا معلم، «وضعیت حقوقی کودک ناشی از انتقال جنین»، روش های نوین تولید مثل انسانی، (تهران: سمت، ۱۳۸۰)
  19. محمود صادقی، بررسی فقهی و حقوقی همانندسازی انسان، مندرج در: خلاصه مقالات اولین کنگره پزشکی قانونی کشورهای اسلامی.
  20. مهرپور، حسین، نگرشی به وضعیت حقوقی و شرعی باروری مصنوعی، مجله تحقیقات حقوقی دانشگاه شهید بهشتی.
  21. موسوی خمینی،روح الله، تحریر الوسیله ، ج۲، قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، ۱۴۲۱.
  22. موسوی گلپایگانی، سید محمد رضا ، مجمع المسائل، ج۲، قم: دارالقرآن الکریم، بی تا.
  23. موسی دنیر، شبیه سازی از دیدگاه فقه اسلامی، مجله دانش پژوهان، ۱۳۸۲، ش ۴.
  24. میرزازاده ، شیرین ، کسی می آید ، کسی که دقیقاً مثل من است، مجله زنان شماره ۹۶، بهمن ۸۱
  25. ناصر فقیه، «پاسخ به شبهات» مجله یاس، شماره پنجم، ۱۳۸۹.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده انگلیسی:

Abstract:

A new era of human cloning events in the not too distant future, the future of all aspects of life and human impact. Simulation of an organism to produce the human organism through non-sexual spore production concept of human sperm and egg. Emerging human cloning and cloning legal entity, is completely new and emerging. Jurisprudence and legal theories about human cloning, in four general theory of absolute license, limited license, secondary sanctity and dignity of human cloning first division. She seems to be based on Albrayh and Asala Alabahh and rule “the object stain solvent even forbidden Bynh Ftdh learning Anne,” the first sentence of Human cloning license and there is no reason to limit. The first sentence generator simulation, from the perspective of Islamic Jurisprudence, absolute license.  About the realization of common ancestry and birth Alzna legislator will explore in this area, also referred to public order and good morals, turns The perspective of the legal system of human simulation in this study can not be declared illegal abbreviated distinctly paid to issues.

Key words: cloning, cloning, human Abahh principle, in vitro fertilization.

[۱] – cell

[۲] – uncleus

[۳] – chromosome

[۴] – somatic cells

[۵] – gamets

[۶] – Deoxyribonocleic ACID

[۷] – gene

[۸] – genome

[۹] – miosis

[۱۰] – mitosis

[۱۱] – fertilization

[۱۲] – Therapeutic cloning

[۱۳] – Hans Siman

[۱۴]ایده ایجاد آکادمی (شورای) فقه اسلامی در سال ۱۹۸۱، در عربستان سعودی مطرح شد و سازمان کنفرانس اسلامی در اگوست ۱۹۸۲ در نیجریه این آکادمی را تایید کرد و آیین نامه ان تصویب شد.

[۱۵]بی نام «شبیه سازی و موضع گیری دین جامعه» خبرنامه حقوق و فناوری آبان هشتاد و سه، شماره ششم

[۱۶] – مستنبط از مواد ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ ق.م و ماده ۲ ق.ح. از کودکان بی سرپرست مصوب ۱۳۵۳.

[۱۷] – آیه ۲ سوره دهر

[۱۸] – آیه ۲۰ سوره مرسلات

۱ به عنوان نمونه ر.ک: ایات عظام: خویی، توضیح المسائل، (قم: مدینه العلم، ۱۴۱۲ ق)، ص ۲۷ ملحقات؛ تبریزی، صراط النجاه (ج ۶)، (قم: دار الصدیقه الشهیده، ۱۴۲۳ ق)، ص ۴۶۱؛ سیستانی، منهاج الصالحین (ج۱)، (قم: مکتب السید السیستانی، ۱۴۱۷ق)، ص ۴۶۲.

[۲۰] – Capacity

[۲۱] – مکارم شیرازی، ناصر، همان ص ۶۲۰

[۲۲] – ماده استنادی قبل از اصلاح به این صورت بود: «هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به ۱۸ سال تمام به عنوان جنون یاعدم رشد محجور نمود مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.»

[۲۳] – به ماده ۹۶۱ ق.م مراجعه شود.

[۲۴] – به ق.م ایران، ماده ۹۶۴ رجوع شود.

[۲۵] – تبصره ماده ۱۳ ق. ثبت احوال.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Islamic Azad University

Hamedan Branch

Faculty of Agriculture

MSc Thesis

Horticulture – Medicinal Plants

Title:

Check sentence from the perspective of law and the rights of human cloning

Thesis advisor:

Dr: Mohammad Hasan Asadi

By:

Mostafa Nuorozyan