پایان نامه رایگان با موضوع نظریه پنج عاملی شخصیت، پنج عامل بزرگ شخصیت

دسامبر 9, 2019 By vZbR33JZrQ

 
 
یش مربوط به هم اشاره می­ کند. زیرا مجموعه مقیاس­های کوستا و مک­کری به ویژگی­های گوناگونی از پذیرندگی تأکید دارند(به عنوان مثال پذیرا بودن نسبت به احساسات و عقاید جدید، انعطاف­پذیری در افکار و آمادگی برای آزادی در تخیل) (دیگمن، ۱۹۹۰). در ادامه هر یک از این عامل­ها را بیشتر توصیف خواهیم کرد:
اولین عامل برون­گرایی می­باشد که البته تسلط­گری­-تسلط­پذیری و یا شاد­خویی نیز نامیده شده است(جان[۱]، ۱۹۹۰). این عجیب نیست که برون­گرایی یکی از پنج عامل بزرگ است. زیرا، هر زمانی که پرسشنامه­ای در حیطه شخصیت تحلیل عامل می­شود این عامل به طور معمول پیدا شده است(واتسون و کلارک، ۱۹۹۷).و همچنین برون­گرایی به عنوان یکی از مهم­ترین عامل شخصیت، بسیاری از رفتار­های اجتماعی را پیش ­بینی می­ کند. اگر از یک فرد برونگرا سوال شود که چه چیزی در زندگی برایش ارزشمند است پاسخ اغلب  شادی و یک زندگی هیجان انگیز خواهد داد(دولینجر[۲]، لئونگ[۳] و اُلیسنی[۴]، ۱۹۹۶). یک مطالعه که تعامل اجتماعی افراد را بررسی می­کرد، نشان داد که افراد برون­گرا نسبت به آنهایی که برون­گرایی­شان پایین بود نه تنها تعامل اجتماعی بیشتری دارند بلکه کنترل بیشتری بر تعاملاتشان را گزارش کرده­اند(بارت[۵] و پیتروموناکو[۶]، ۱۹۹۷). دوستان افراد برون­گرا،  مهربانی، شوخ­طبعی، خون­گرمی و پرحرفی را جز ویژگی­های این افراد بیان کرده­اند(مک­کری و کاستا، ۱۹۸۷). در یک گروه، عضو برون­گرا به عنوان فردی که سهم عمده­ای در کارهای گروهی دارد از طرف اعضای گروه معرفی شده است(بری[۷]و استیوت[۸]، ۱۹۹۷). در بین دانشجویان قفقازی و آمریکا-آسیایی، افراد برون­گرا در مقایسه با افراد دورن­گرا تمایل بیشتری برای رابطه جنسی بدون تعهد داشتند و همچنین تجربه جنسی بیشتری گزارش کردند(رایت[۹]و ریس[۱۰]، ۱۹۹۷).
برون­گرایی ویژگی هست که توسعه ارتباط اجتماعی را در دروه تحصیلی پیش ­بینی می­ کند زیرا آنهایی که صفت برونگرایی بیشتری دارند سریع با سایر افراد دوست می­شوند. یک جنبه از برون­گرایی یعنی کمرویی پایین، شکست عشقی را در طول سال اول دانشگاه پیش ­بینی می­ کند؛ در حدود یک مورد از سه دانشجوی خجالتی در مقایسه با سه مورد از چهار دانشجوی کمتر خجالتی. همچنین یک مطالعه طولی در سوئد و آمریکا نشان داد که بچه­های خجالتی نسبت به بچه­های کمتر خجالتی  نمی­توانند در اوایل بزرگسالی ازدواج کنند(کر[۱۱] ، لامبرت[۱۲] و بن[۱۳]،۱۹۹۶).
برون­گرایان اغلب شاد به نظر می­رسند و در واقع تجربه هیجان­های مثبت به عنوان هسته اصلی ویژگی­های برون­گرایی بیان شده است: شاید برون­گرایان از لحاظ زیستی در مقایسه با سایرین بیشتر به لذت علاقمند هستند. همچنین باید خاطر نشان نمود که برون­گرایان، خوشحال ساکت نیستند بلکه شادکامی فعال و پرانرژی را دارند که خاص صفت برون­گرایی است(واتسون و کلارک، ۱۹۹۷).
موافقت که گاهی اوقات سازگاری اجتماعی نیز به آن گفته می­شود(جان، ۱۹۹۰) به شخصیت توافقی و مهربان، کسی که از خصومت دروی می­ کند و  به همراهی و حمایت کردن دیگران تمایل دارد، اشاره می­ کند. دوستان اشخاص موافقت،  همدردی و دلسوزی را برای این افراد و در مقابل ویژگی­های بدگمانی، بی­رحمی و عدم مشارکت و همکاری را برای افرادی که موافقت پایینی داشتند، برشمردند (مک­کری و کاستا، ۱۹۸۷). در یک بررسی مربوط به ارزش­های انسانی، افرادی که نمره موافقت بالایی داشتند  بخشندگی، محبت آمیزی و کمک­کنندگی را به عنوان ارزش­های انسانی گزارش کردند(دولینجر، لئونگ و اُلیسنی، ۱۹۹۶). همچنین تعارض کمتری را در روابط بین فردی گزارش کردند زیرا  وقتی تعارض رخ می­دهد باعث کاهش اعتماد به­ نفس­شان می­شود(بارت و پیتروموناکو، ۱۹۹۷). اشخاص دارای موافقت بالا از تلاش مستقیم برای نشان دادن قدرت خود به عنوان ابزاری برای حل تعارضات با دیگران، اجتناب می­ کنند. البته این مورد درمردان بیشتر است(گرازیانو[۱۴]، جنسن-کمپبل[۱۵] و هیر، ۱۹۹۶).در مطالعه­، دانشجویان دارای صفت موافقت بالا تعامل بیشتری را با خانواده و کمترین درگیری را با جنس مخالف گزارش کردند(اسندورپ و ویلفرز[۱۶]، ۱۹۹۸).
روان­آزرده­گرایی افرادی را توصیف می­ کند که معمولاً از هیجان­های منفی چون نگرانی و ناامنی رنج می­برند(مک­کری و کاستا، ۱۹۸۷). این افراد از لحاظ هیجانی ناپایدارند و در مقابل، افرادی که در قطب مخالف این عامل(روان­آزرده­گرایی پایین) قرار دارند، به لحاظ هیجانی پایدار هستند. عامل اخیر پایداری هیجانی، کنترل هیجانی و یا نیرومندی خود نامیده شده است(جان، ۱۹۹۰). افراد دارای روان­آزرده­گرایی پایین نسبت به قطب مخالف، شادتر هستند و رضایت از زندگی  (دینو و کوپر[۱۷]، ۱۹۹۸؛ هیلز و آرگیلی[۱۸]، ۲۰۰۱؛ اشمیت و ریف[۱۹]، ۱۹۹۷ ) و  همچنین از رضایت زناشویی بالاتری برخوردارند(بوچارد[۲۰]و همکاران، ۱۹۹۹)در  آلمان و آمریکا اشخاص روان­آزرده­گرایی پایین بهزیستی روانی بالایی را گزارش کرده­اند(اشتاودینگر[۲۱] و همکاران، ۱۹۹۹). افراد روان­آزورده از همسران خود ناراضی و علاوه بر مشکلات فروانی در روابط و تعهد زناشویی، از اعتماد به نفس پاینی رنج می­برند(کارنی و بردبوری[۲۲]، ۱۹۹۵؛ کاردک[۲۳]،۱۹۹۷).
مطالعه­ای نشان داد اشخاصی که در انجمن­های خاصی به عنوان روان­آزرده­گرایی بالا طبقه ­بندی شده ­اند رویدادهای ناخوشایندی بیشتری در خانواده، دوستان، اقات فراغت و حیطه مالی گزارش کردند که این ممکن است خلق معمولاً منفی­شان را تبیین کند.(دیوید[۲۴] و همکاران، ۱۹۹۷) همچنین روان­آزرده­گرایی در افراد دارای اختلالات گوناگون بالا است که با توجه به ویژگی­های این عامل قابل درک می­باشد( کلاریج و داویدس[۲۵]، ۲۰۰۱).


مسئولیت­ پذیری که وجدانی بودن و کنترل تکانه نیز گفته می­شود(جان، ۱۹۹۰) تفاوت افراد را در نظم و ترتیب و خود انضباطی توصیف می­ کند. همچنین پاکیزگی و بلند­پروازی جزء ویژگی­های افراد مسئولیت­پذیر است(دولینگر[۲۶] و همکاران، ۱۹۹۶). این اشخاص به وسیله دوستان خود، افرادی سازمان­یافته، وقت­شناس و پرتوقع توصیف شده ­اند(مک­کری و کوستا، ۱۹۸۷). دانش آموزانی که دفتر یادداشت منظمی برای انجام بموقع تکالیف خود دارند نمره بالای در مسئولیت­ پذیری کسب می­ کنند و به طور کلی مسئولیت­ پذیری دانش­ آموزان برانگیزاننده­ی کسب موفقیت است(دیگمن، ۱۹۹۰). به همین دلیل صفت مسئولیت­ پذیری در مدارس و سایر سیستم های منجر به افزایش عزت نفس اشخاص دارای این خصوصیات می­شود(مک­کری، کاستا و دی[۲۷]، ۱۹۹۱).
مسئولیت­ پذیری درآمد، موقعیت و رضایت شغلی بالا را پیش ­بینی می­ کند(جاج[۲۸] وهمکاران، ۱۹۹۹). مسئولیت­ پذیری کارگران با کسب موفقت بیشتر(بریک و مانت، ۱۹۹۱؛ ۱۹۹۳) رضایت کارفرما (بریک و مانت، ۱۹۹۶) و همچنین رضایت از زندگی(دینو و کوپر، ۱۹۹۸) گزارش­شده است. همچنین کارمندان مسئولیت­پذیر سوابق کارایی بهتر داشتند(جاج و همکاران، ۱۹۹۷). در بین افسران پلیس، مسئولیت­ پذیری پایین با انواع سوء­رفتاری همچون سوءرفتاری جنسی، سرپیچی از اجرای دستورات، سرقت و سایر رفتارهای غیر­حرفه­ای مرتبط بوده است(سارچینی[۲۹] و همکاران، ۱۹۹۸). جدا از عملکرد تحصیلی و شغلی، مسئولیت­ پذیری با روابط خانوادگی و رفتارهای سالم ارتباط دارد. افراد تازه ازدواج کرده­ی که در مسئولیت­ پذیری نمره بالایی گرفتند نسبت به قطب مخالف خود کمتر در معرض خیانت جنسی هستند(باس و شاکیلفورد[۳۰]، ۱۹۹۷). زنان مسئولیت­پذیر با وجود ترس­شان از سرطان پستان بیشتر ماموگرافی انجام داده­اند.(شوارتز[۳۱] و همکاران، ۱۹۹۹)
توصیف عامل پذیرندگی نسبت به تجارب جدید بسیار دشوار است زیرا همانند بقیه عامل­ها در مکالمات روزانه مردم خیلی بکار برده نمی­ شود(مک­کری، ۱۹۹۰). متخصصان اسامی مختلفی برای این عامل استفاده کرده­اند: فرهنگ، عقل، تمایلات روشنکرانه،هوش، تخیل(جان، ۱۹۹۰؛ اسنید و همکاران، ۱۹۹۸). مردم عادی این عامل را با عبارت­ها چون هنرمندانه، کنجکاو، تخیلی، روشنگری، اصیل و دارای علایق گسترده(اسنید و همکاران، ۱۹۹۸). ارزش­های لیبرال اغلب همسو با این عامل است. اشخاص دارای پذیرندگی بالا، تخیلی بودن، روشن­فکری و داشتن یک جهان زیبا به عنوان ارزش خود گزارش کرده­اند. در مقابل افراد دارای پذیرندگی پایین پاکیزگی، مطیع بودن و امنیت ملی را گزارش کرده­اند(مک­کری و کاستا، ۱۹۹۲؛ دولینگر و همکاران، ۱۹۹۶).
خلاقیت در بین افراد پذیرا نسبت به تجربه جدید  بیشتر و  در بین اشخاص موافقت کم است(کینگ[۳۲] و همکاران، ۱۹۹۶). افراد خلاق، کنجکاو و پذیرا نسبت به تجارب جدید احتمالاٌ بیشتر راحل­های منطقی برای مسائل خود پیدا می­ کنند. در محل کار ، خلاقیت زمانی ممکن است بیشتر آشکار شود که کارمندان به جای داشتن انتظارات بسیار ساختار­یافته دارای جنبه­های منعطف و حتی مبهم، در اهداف و  راه­های دست­یابی به این اهداف، باشد(جورج و ژو[۳۳]، ۲۰۰۱).

روش­های سنجش شخصیت

نظریه­پردازان شخصیت روش­های منحصر به­ فردی را برای سنجش شخصیت ابداع­ کرده­اند، شیوه­هایی که مناسب نظریه­ های آنهاست که به­وسیله این روش­ها داده­هایی را به دست آوردند و تدوین­های خود را بر پایه آنها قرار دادند. بدین ترتیب از رویکرد­های عمده به سنجش شخصیت می­توان به روش های فرافکن اشاره کرد که عمدتاً توسط روانشناسان بالینی برای کار با اشخاصی که از نظر هیجانی آشفته هستند ساخته شده است. روش­های فرافکن با الهام از تأکید فروید بر اهمیت ناهشیار، سعی دارد بخش نادیدنی شخصیت ما را کاوش کنند. نظریه زیربنایی شیوه ­های فرافکن این است که وقتی محرک مبهمی را به ما نشان می­ دهند، مثل لکه­ای جوهر یا تصویری که می­توان آن را به چند طریق درک یا تعبیر کرد، نیاز­ها، ترس­ها و ارزش­هایمان را هنگامی که ما می­خواهند آن را توصیف کنیم، به آن محرک فرافکن خواهیم کرد. علاوه بر روش­های فرافکن، شیوه سنجش اغلب شامل مصاحبه­های بالینی است. بالاخره، منطقی است اگر فرض شود که می­توان به وسیله صحبت کردن با شخصی که مورد ارزیابی قرار می­گیرد و پرسیدن سوال­های مربوط به موضوع درباره تجربه­های زندگی گذشته و حال، روابط اجتماعی و خانوادگی و مسائلی که باعث شده ­اند فرد جویای کمک روانشناختی باشد، اطلاعات باارزشی را بدست آورد. رویکرد عمده دیگری به سنجش شخصیت، رویکرد رفتاری است که یک مشاهده­گر رفتار شخص را در موقعیت معینی ارزیابی می­ کند. و در نهایت رویکرد پرسشنامه­های خودسنجی که از افراد می­خواهند با پاسخ دادن به سوال­هایی در باره رفتار و احساس­هایشان در موقعیت­های گوناگون، درباره­خودشان گزارش دهند. بیشترین سهم در رویکرد پرسشنامه­های خودسنجی مربوط می­شود به پرسشنامه­های رویکرد عاملی، که صفات شخصیت را اندازه ­گیری می­ کند. هر یک از نظریه­پردازان رویکرد عاملی آزمون­های را برای سنجش ویژگی­های مربوط به نظریه­ های خودشان ساخته­اند که در ذیل این آزمون­ها را به اختصار معرفی می­کنیم

آزمون­های رویکرد عاملی

 پرسشنامه ۱۶عاملی کتل(PF 16)

کتل بر مبنای نتایج پژوهش­های تحلیل عوامل، تعدادی پرسشنامه شخصیت تهیه کرد که مشهورترین آنها پرسشنامه ۱۶ عاملی شخصیت، که بر اساس ۱۶ عامل عمقی نظریه خود، است. کتل با بهره گرفتن از فهرست صفات شخصیت که توسط آلپورت تدوین شده بود، ساختن آزمون شخصیتی خود را آغاز کرد و سپس با کاهش تعداد آن صفات به ۱۷۱ صفت، آنها را در قالب ۳۶ بعد تحت عنوان صفات سطحی مطرح کرد. سرانجام پژوهش­های بعدی وی از طریق تحلیل عاملی، ۱۶ عامل متمایز و عمقی که همه تغییرات ۳۶ بعد شخصیت را تبیین می­ کنند، فراهم کرد. این آزمون که مخصوص افراد ۱۶ سال به بالاست، ۱۶ نمره برای ۱۶ صفت شخصیتی به دست می­دهد(کتل و همکاران، ۱۹۷۰). پرسشنامه، نمرات ۱۶ عامل اصلی و ۵ مقیاس کلی(برون­گرایی، اضطراب، یک­دندگی[۳۴]، استقلال، خویشتن­دار) را ارائه می­دهد. هر عامل اصلی شامل ۱۰ تا ۱۵سوال دارد. کتل پنج فرم برای این این آزمون تهیه کرده است. پنجمین نسخه پرسشنامه ۱۶ عاملی که در سال ۱۹۹۳ منتشر شده در مقایسه با نسخه­های قبلی پرسشنامه ویژگی­های ساده­تر، زبان به روز­تر، نمره­دهی دستی راحت­تر و هنجار­یابی به روز رسانی شده را شامل می­شود. این نسخه شامل ۱۸۵ سوال سه گزینه­ای است که در ۵ سطح خواندن طراحی شده است. مناسب­ترین فرم PF 16 برای افرادی که تحصیلات بالا دارند و کسانی که فارغ­التحصیل موفق و پیشرفته دبیرستان هستند فرم A و B  می­باشد. به طور آشکار ترکیب این دو فرم نسبت به هر یک از فرمها به تنهایی، اندازه گیری  بهتری انجام می دهد. برای افراد با سطح فرهنگی اجتماعی متوسط که قادر به خواندن روزنامه با درک متوسط می باشند، فرم های C و D  با سطح پایه خواندن ۵/۶ مناسب­تر است. فرم E برای افرادی که مهارت­های خواندن آنها زیر سطح پایه ششم است مناسب است. به طور خلاصه می­توان بیان کرد که PF 16 بعد از پرسشنامه چند وجهی شخصیتی مینه­سوتا[۳۵]( MMPI)  از سایر آزمون­های شخصیت مورد استفاده روان شناسان و روانپزشکان قرار گرفته است (گراهام و لیلی[۳۶]، ۱۹۸۴؛ عبادی و همکاران، ۱۳۸۴؛ ملیانی و همکاران، ۱۳۸۸). آزمون محدودیت زمانی ندارد. بیشتر افراد شکل مداد-کاغذی را در حدود ۳۵ تا ۵۰ دقیقه کامل می کنند و تحت یک شرایط معمولی نزدیک ۸۰ درصد افراد نزدیک ۴۰ دقیقه آن را انجام می دهند. شکل کامپیوتری آزمون زمان کمتری می گیرد، معمولاً نزدیک به ۲۵ تا ۳۵ دقیقه. قابل ذکر است که فرم کوتاهی از  این مقیاس با عنوان پرسشنامه انتخابی شانزده عاملی[۳۷](کتل و همکاران، ۱۹۹۹)  در دسترس می باشد که برای شرایط گزینشی بکار می­رود و حدود بیست دقیقه تکمیل آن طول میکشد. این مقیاس همچنین برای توصیف ویژگی­های شخصیتی که در عملکردهای شغلی خیلی مهم و تاثیرگذار هستند، بکار می­رود. مقیاس کوتاه­تری هم نسبت به تست اخیر تهیه شده است که برای هر عامل پنج یا شش آیتم دارد و حدود ۱۵ دقیقه تکمیل آن طول می­کشد(گورساچ[۳۸]، ۲۰۰۶). همچنین فرم نوجوانان([۳۹]HSPQ ؛ کتل و همکاران، ۱۹۸۴) برای سنین ۱۲ تا ۱۸ سالگی تهیه شده است. پرسشنامه کودکی(CPQ[40] ؛ پورتر و همکارن، ۱۹۹۲) برای سنین ۸ تا۱۲ سالگی و پرسشنامه شخصیت سال­های ابتدایی مدرسه برای سنین ۶ تا ۸ سالگی نیز تهیه شده است. در سال ۲۰۰۱ فرم نوجوانان دبیرستانی با نام پرسشنامه شخصیت شانزده عاملی نوجوانان به روزرسانی و تغییر نام پیدا کرده است، این مقیاس شامل بخش­هایی در مورد علایق روزمره زندگی نوجوانان و سوالات مستقیمی از مشکلات آنها در زندگی­شان می­شود (کتل، ۲۰۰۳؛ کتل و مید[۴۱] ۲۰۰۸).

پرسشنامه شخصیت نئو

 

از جمله پرکاربرد­ترین آزمون­های خود سنجی، آزمون­های خانواده نئو هستند که بر مبنای نظریه پنج عاملی شخصیت شکل گرفته­اند. NEO-PI اولین مقیاسی بود که توسط کاستا و مک کری در سال ۱۹۸۵ ساخته شد و شامل ۱۸۱ آیتم برای وارسی پنج عامل بزرگ شخصیت بود، اما در مورد ۲ عامل موافقت و مسئولیت­ پذیری فاقد رویه­های مشخصی بود. در سال ۱۹۹۲ تست NEO-PI-R تهیه و منتشر شد و این نارسایی­ها را با اضافه کردن آیتم­هایی برای صفات فرعی دو عامل موافقت و مسئولیت­ پذیری که قبلاً فقط عوامل اصلی را ارزیابی می نمود و صفات فرعی به طور ضمنی در آن عوامل بودند، برطرف می­ کند. علاوه بر آن ۱۰ سوال دیگر نیز از سوالات سه عامل برون­گرایی، روان­آزرده­گرایی و پذیرندگی تغییر یافت تا صفات این عوامل وضوح بیشتری یابد. براین اساس مقیاس اخیر داری ۲۴۰ ماده می­باشد و اندازه ­گیری جامعی از پنج عامل عمده را ارائه می­ کند که هر عامل شامل ۶ بعد است و هر بعد شامل ۸ آیتم می­باشد. همچنین این تست دارای دو فرم، S برای گزارش­های شخصی(خود­گزارشی) و R برای ارزیابی توسط فرد دیگری است. فرم S توسط خود افراد درجه­بندی می­شود و مناسب مردان و زنان در تمام سنین می­باشد. فرم R با ضمیر سوم شخص شروع می­شود و برای درجه­بندی افراد توسط همسر، همسالان و یا کارشناسان به کار می­رود. این فرم را میتوان به­طور مستقل بکار برد و یا به عنوان مکملی برای گزارش­های شخصی یا اعتبار آن مورد استفاده قرار داد.